برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1327 100 1

شاهی

/SAhi/

مترادف شاهی: پشیز، صنار، خسروانی، شاهانه، ملوکانه، حکومت، سلطنت

متضاد شاهی: گدایی

معنی شاهی در لغت نامه دهخدا

شاهی. (حامص ) پادشاهی و سروری. (برهان قاطع). شاه بودن. (فرهنگ نظام ). مقام شاه. (یادداشت مؤلف ). سلطنت. پادشاهی. خسروی. ملک :
روز ارمزد است شاها شاد زی
بر کَت ِ شاهی نشین و باده خور.
ابوشکور.
بزرگی و شاهی و فرخندگی
توانائی و فر و زیبندگی.
دقیقی.
بشاهی بر او آفرین خواندند
همه زر و گوهر برافشاندند.
فردوسی.
چو گردنده گردون بسر بر بگشت
شد از شاهیش سال بر سی و هشت.
فردوسی.
هر آنکس که اوتاج شاهی بسود
بر آن تخت چیزی همی برفزود.
فردوسی.
بشاهی بپایست هر لشکری.
منوچهری.
کنون چون بشاهی رسیدی ز بخت
بزرگیت خواهد بد و تاج و تخت.
اسدی.
بنده ای و دعوی شاهی کنی
شاه نه ای چونکه تباهی کنی.
نظامی.
باز گفتم بدو حکایت خویش
قصه ٔ شاهی و ولایت خویش.
نظامی.
یکی را از تخت شاهی فرود آورد. (گلستان ).
در آن مقام که شاهی به هر گدا بخشند
چه دولتیست که ما را همان بما بخشند.
صائب.
|| (ص نسبی ، اِ) شیعه. کسی که پیروی حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام را می کند. (ناظم الاطباء).

شاهی. (اِ) نام حلوایی است که از تخم مرغ و نشاسته پزند. (شرفنامه ٔ منیری ). نام حلوایی است بسیار لطیف و لذیذ که از نشاسته و تخم مرغ سازند. (برهان قاطع)(از فرهنگ نظام ) (جهانگیری ). || مسکوک نقره مساوی با سه شاهی. (یادداشت مؤلف ). || نام زری و درمی است. (از برهان قاطع). زر مسکوک ایران و آن پنجاه دینار است. (بهار عجم ). واحد پول که در عهد قاجاریه و اوایل پهلوی معادل دو پول یا 50 دینار (آن زمان ) بود و صد دینار معادل دو شاهی و یک قران معادل بیست شاهی بود. (فرهنگ فارسی معین ). بعدها در اواسط دوره ٔ پهلوی پنجاه دینار را به پنج دینار تغییر نام دادند و نصف قران یا ریال را ده شاهی نام گذاردند. سکه ٔ مسی یا نیکلی که ارزش آن بیست یک قران بوده است. (از فرهنگ نظام ). یک قسمت از بیست قسمت قران یا ریال در تداول امرو ...

معنی شاهی به فارسی

شاهی
( امیر ) آق ملک این ملک جمال الدین غزلسرای ایرانی قر . نهم ه. ( ف. ۸۵۷ ه. ق ./ ۱۴۵۳ م . ). مولدش سبزوار بود . شاهی از احفاد بزرگان سربداری بود و در خدمت بایسنقر میرزا بن شاهرخ بسر میبرد . ویرا به لطافت ذوق و دقت خیال و صفای سخن متصف دانسته اند .
واحدپول خردایران، درزمان قاجاریه معادل۵٠دینار
۱ - ( صفت ) منسوب به شاه : تخت شاهی . ۲ - واحد پول که در عهد قاجاریه و اوایل پهلوی معادل دو پول یا ۵٠ دینار ( آن زمان ) بود و صد دینار معادل دو شاهی و یک قران معادل بیست شاهی بود . یا شاهی عباسی . مسکوک منسوب به شاه عباس . یا شاهی عراقی . قسمی مسکوک قدیم . ۳ - تره تیزک . ۴ - حلوایی است لطیف و لذیذ که از نشاسته و تخم مرغ سازند .
نام حلوایی است که از تخم مرغ و نشاسته پزند یا نام زری و دومی است .
[ گویش مازنی ] /shaahi/ تره تیزک - نام سابق قائم شهر
نوعی سکه نقره معادل یک چهارم ریال بود که اغلب بعنوان عیدی می دادند و در شاباش بر سر عروس و داماد نثار میکرده اند
این عنوان در اوایل دوره صفوی بقبایل حامیان شاه اطلاق میشدهولی بنا بدعوت شاه عباس بزرگ قبیله ای بهمین نام از آسیای صغییر بایران آمد و در اردبیل سکنی گزید . اکنون ایل شاهسون یکی از ایلهای بزرگ ایران است که در ناحیه وسیعی در آذربایجان ( بین تبریز و اردبیل و جنوب قزوین ) سکونت دارند . توضیح مشهور آنست که شاه عباس خود ایل شاهسون را از قبایل مختلف بوجود آورد ولی این قول صحیح ( رک . لکهارت .انقراض سلسله صفویه . ترجمه عماد ص ۲۴ ح ۲ . ) .
چهارمین پاه از برید
چهارمین پادشاه از سلسله قطب شاهی در غلنکده هندوستان
هفتمین و آخرین از سلاطین قطب شاهی
ارده شاهی ...

معنی شاهی در فرهنگ معین

شاهی
۱ - (ص نسب .) منسوب به شاه . ۲ - (اِ مر.) واحد پول خُرد برابر با یک بیستم ریال که در عهد قاجاریه و اوایل پهلوی رایج بود. ۳ - تره تیزک .

معنی شاهی در فرهنگ فارسی عمید

شاهی
۱. پادشاهی، شاه بودن، فرمانروایی، سلطنت.
۲. (صفت نسبی، منسوب به شاه) مربوط به شاه.
۳. (اسم) [منسوخ] واحد سنتی پول ایران که در دورۀ قاجاریه برابر با پنجاه دینار (= دو پول) و در دورۀ پهلوی برابر با یک بیستم ریال (= پنج دینار) بوده است.
۴. (اسم) (زیست شناسی) = ترتیزک

شاهی در دانشنامه اسلامی

آیینه شاهى ، کتابى فلسفى و اخلاقى به زبان فارسى نوشته محمد بن مرتضى ، معروف به ملامحسن فیض کاشانی (۱۰۰۸-۱۰۹۱ق / ۱۵۹۹-۱۶۸۰م ) است. دانشمند بزرگ شیعى ایرانى و معاصر با شاه عباس دوم صفوی (۱۰۵۲-۱۰۷۷ق /۱۶۴۲-۱۶۶۶م ).
این کتاب ، ترجمه گزیده ای از اثر دیگر همین مؤلف به نام ضیاء القلب است که به عربی نوشته شده است .
کتابخانه مرعشى ، آیین شاهی، ج۱، ص۱۰۲.
موضوع کتاب ، شناختن نفس ناطقه انسانى است و توضیح پنج حاکمى که بر آن تسلط دارند. یعنى : عقل ، طبع ، شرع ، عرف و عادت .
ابواب
فیض این کتاب را در ۱۰۶۶ق /۱۶۵۶م در یک مقدمه و ۱۲ فصل ، برای شاه عباس دوم نوشته است ، بدین شرح : شناختن عقل ، شناختن شرع ، شناختن طبع ، شناختن عادت ، شناختن عرف ، شناختن نفس ِ انسانى که فرمانبر این پنج است ، شناختن مراتب حکام پنجگانه ، حکمت ِ تسلطِ این حاکمان بر نفس آدمى . اگر این «پنج حاکم » با یکدیگر سازگار نباشند، کدام یک از آنها برتر و شریف تر است ؟ در صورت مشتبه شدن چگونه مى توان آنها را از یکدیگر تمیز داد؟برخى از نعمتهای الهى که در این تمییز و تشخیص ما را مدد مى رساند و چگونه مى توان از خدا یاری جست ؟
آقابزرگ ، الذریعة، ج۱، ص۵۳.
...
تاریخ احمد شاهی، نوشته محمود الحسینی بن ابراهیم جامی، تصحیح محمد سرور مولایی
احمد شاه ابدالی درّانی که پیش از رسیدن به پادشاهی در دستگاه نادری از سرداران شایسته سپاه او به شمار می رفت و بر اثر ماندن در خراسان با سواد شده و کار میرزا مهدی خان را در دره نادره پسندیده بود، پس از نشستن بر مسند حکومت، فرمان داد منشی شایسته و خوش قلم و شیرین سخنی را برای نوشتن تاریخ دوران وی بیابند. این خواست برآورده شد و نویسنده این کتاب؛ یعنی شاگرد و همکار میرزا مهدی را نزد شاه فراخواندند تا با عنوان «منشی» به نوشتن تاریخ احمد شاهی و بررسی دوران وی (1186 - 1160ق) بپردازد.
محمود منشی نزدیک به بیست سال (1186 - 1167ق) در خدمت احمد خان بود و به گفته خودش، در سفر و حضر او را همراهی می کرد و رویدادها را به چشم خود می دید و از آنها گزارش می د ...


شاهی در دانشنامه ویکی پدیا

شاهی
شاهی می تواند به موارد زیر اشاره کند:
شاهی، منسوب به شاه
شاهی (پول)، از واحدهای پول در ایران قدیم (۲۰ شاهی معادل یک ریال)
شاهی، نام پیشین قائم شهر
جزیره شاهی، نام پیشین جزیره اسلامی در دریاچه ارومیه
شاهی (سبزی)، نام یک نوع سبزی خوردن
راه شاهی، ساخته شده به فرمان داریوش بزرگ هخامنشی
عزت شاهی، از مخالفین حکومت پهلوی
سارا شاهی، مُدل و بازیگر ایرانی تبار آمریکایی
بانک شاهی ایران، اولین بانک ایران
نیما شاهرخ شاهی، بازیگر ایرانی و مهندس عمران
امیر شاهی، شاعر ایرانی
خواجه شاهی، از روستاهای استان آذربایجان شرقی
ریاض احمد گوهر شاهی، جنبش روحانی انجمن سرفروشان الاسلام
تاریخ شاهی، کتابی به فارسی در باره دوران حکومت سلسله قراختائیان کرمان در سده هفتم
زمین شاهی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان مینودشت در استان گلستان ایران
خاک شاهی، روستایی از توابع بخش جبالبارز شهرستان جیرفت در استان کرمان ایران
خزانه شاهی، در تخت جمشید
خرچنگ شاهی، نام بالاخانواده ای از سخت پوستان ده پا
شهر شاهی، مربوط به دوره عیلامیان - دوره هخامنشی
پل شاهی، مربوط به دوره صفوی
شاهی سرا، روستایی از توابع بخش کلاچای شهرستان رودسر در استان گیلان ایران
جم شاهی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان قلعه گنج در استان کرمان ایران
ولسوالی نهر شاهی
بهمن شاهی، بهمنی ها
عادل شاهی، از عادل شاهیان
تپه قلعه شاهی، مربوط به دوران های تاریخی پس از اسلام
قلعه شاهی یا قلعه لاهور
سلام شاهی یا ایران جوان (سرود)
انجمن شاهی یا انجمن سلطنتی
شاهی نام قدیم قائم شهر
مهشید امیرشاهی نویسنده و مترجم ایرانی
شاهی واحد شمارش دینار در گذشته بود و هر پنجاه دینار را برابر با یک شاهی فرض می کردند.
شاهی طلا مساوی هفت نخود و برابر دو ریال بود. سکه های ده شاهی و پنج شاهی نیز وجود داشت. شاهی نقره برابر با ۳ شاهی و یک هشتم بود.
همهٔ این سکه ها به اندازه و قواره خاصی ضرب می شدند و آنرا پول دیوانی یا پول زنده می نامیدند و با این احتساب تومان شامل ۲۰۰ شاهی و ریال ۲۵ شاهی بود. پول دیو ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

شاهی در دانشنامه آزاد پارسی

واحد قدیمی پول در ایران. برپایۀ اسناد معتبر دست کم از دورۀ صفویه موجود بوده است. در قرن های ۱۱ و ۱۲ ق، شاهی کوچک ترین سکۀ نقره ای با وزن۱.۱۷ گرم به ارزش یک چهارم عباسی، یک دوم محمدی یا دَه قاز بود. در ۱۲۴۲ ق، در سلطنت فتحعلی شاه قاجار، قران نقره به ارزش بیست برابر شاهی ضرب شد. در دورۀ ناصرالدین شاه قاجار سکۀ شاهی مسی به وزن پنج گرم معادل ۵۰ دینار یا یک بیستم قران بود. در سلطنت رضاشاه پهلوی و درپی تصویب قانون تعیین واحد و مقیاس پول قانونی ایران در ۲۷ اسفند ۱۳۰۸ ش، واحد شاهی رسماً منسوخ شد، اما تا مدتی سکه های نیکلی پنج دیناری، دَه دیناری، ۲۵دیناری و ۵۰دیناری را به ترتیب یک شاهی، دو شاهی، پنج شاهی و دَه شاهی می نامیدند.

ارتباط محتوایی با شاهی

شاهی در جدول کلمات

شاهی
تره تیزک
آخرین ساخته زنده یاد ایرج قادری با بازی خودش | نیما شاهرخ شاهی و ماهچهره خلیلی
شبکه
از فیلم های مرحوم ایرج قادری در سال 89 با بازی خودش | نیما شاهرخ شاهی | ماهچهره خلیلی | افسانه پاکرو و اکبر عبدی
شبکه
ساخته پدرام علیزاده با بازی پور سرخ | شاهرخ شاهی و خاطره اسدی
آخرین سرقت
ساخته علی توکل نیا با بازی نیما شاهر خ شاهی و اندیشه فولادوند
نفرین
ساخته علی توکل نیا با بازی نیما شاهرخ شاهی | اندیشه فولادوند ونیلوفر خوش خلق
نفرین
فیلمی از مرحوم ایرج قادری با بازی خودش | نیما شاهرخ شاهی | ماهچهره خلیلی و اکبر عبدی
شبکه
فیلمی از فریدون جیرانی با بازی نیما شاهرخ شاهی | رعنا آزادی ور و بیتا فرهی
پارکوی
فیلمی از مرحوم ایرج قادری با بازی خودش | اکبر عبدی | نیما شاهرخ شاهی و ماهچهره خلیلی
شبکه

معنی شاهی به انگلیسی

cress (اسم)
شاهی ، تره تیزک ، رشاد ، رازیانه آبی
penny (اسم)
شاهی
garden cress (اسم)
شاهی ، تره تیزک ، ترتیزک
kingship (اسم)
شاهی ، سلطه ، سلطنت ، مقام سلطنت
regality (اسم)
قلمرو ، شاهی ، پادشاهی

شاهی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

یاسمین
از واحدهای پول در ایران قدیم (۲۰ شاهی معادل یک ریال)
غلامرضا نصراللهی
شاهی : نام نخستین پل خواجو در اصفهان است . پل شاهی را شاه عباس دوم بنا کرد . این پل به خاطر مجاورت با محله ی خواجو به پل خواجو معروف است .
ستوده مقدسین
سبزی شاهی به انگلیسی:
Watercress

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مضرات شاهی   • کاشت سبزی شاهی   • خواص شاهی برای پوست   • نام دیگر سبزی شاهی   • مضرات سبزی شاهی   • سبزی شاهی در بارداری   • دانه شاهی   • شهر شاهی   • معنی شاهی   • مفهوم شاهی   • تعریف شاهی   • معرفی شاهی   • شاهی چیست   • شاهی یعنی چی   • شاهی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شاهی
کلمه : شاهی
اشتباه تایپی : ahid
آوا : SAhi
نقش : صفت
عکس شاهی : در گوگل

آیا معنی شاهی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )