برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1307 100 1

شایع کردن


برابر پارسی: پراکندن

معنی شایع کردن در لغت نامه دهخدا

شایع کردن. [ ی ِ ک َ دَ ](مص مرکب ) فاش کردن. آشکارا کردن. ظاهر نمودن. به این و آن گفتن. همه کس مطلع شدن. منتشر ساختن : خان را بشارت داده آمد تا... این خبر شایع و مستفیض کنند چنانکه بدور و نزدیک رسد. (تاریخ بیهقی ).

معنی شایع کردن به فارسی

شایع کردن
( مصدر ) منتشر کردن فاش کردن .

شایع کردن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شایع شدن در جدول   • هم معنی شایعه   • فاش و شایع در جدول   • شایعه در جدول   • معنی سعادت و خوشبختی   • گرما سنج   • پدید آوردن بهترین وضع ممکن   • معنی شایع کردن   • مفهوم شایع کردن   • تعریف شایع کردن   • معرفی شایع کردن   • شایع کردن چیست   • شایع کردن یعنی چی   • شایع کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شایع کردن
کلمه : شایع کردن
اشتباه تایپی : ahdu ;vnk
عکس شایع کردن : در گوگل

آیا معنی شایع کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )