انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1084 100 1

شایع کردن


برابر پارسی: پراکندن

معنی شایع کردن در لغت نامه دهخدا

شایع کردن. [ ی ِ ک َ دَ ](مص مرکب ) فاش کردن. آشکارا کردن. ظاهر نمودن. به این و آن گفتن. همه کس مطلع شدن. منتشر ساختن : خان را بشارت داده آمد تا... این خبر شایع و مستفیض کنند چنانکه بدور و نزدیک رسد. (تاریخ بیهقی ).

معنی شایع کردن به فارسی

شایع کردن
( مصدر ) منتشر کردن فاش کردن .

شایع کردن را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شایع شدن در جدول   • هم معنی شایعه   • فاش و شایع در جدول   • شایعه در جدول   • معنی سعادت و خوشبختی   • گرما سنج   • پدید آوردن بهترین وضع ممکن   • معنی شایع کردن   • مفهوم شایع کردن   • تعریف شایع کردن   • معرفی شایع کردن   • شایع کردن چیست   • شایع کردن یعنی چی   • شایع کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شایع کردن
کلمه : شایع کردن
اشتباه تایپی : ahdu ;vnk
عکس شایع کردن : در گوگل


آیا معنی شایع کردن مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )