انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1093 100 1

شباب

/SabAb/

مترادف شباب: برنایی، جوانی

متضاد شباب: پیری

برابر پارسی: برنا، برنایی، جوان

معنی اسم شباب

اسم: شباب
نوع: دخترانه و پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: šabāb) (عربی) جوانی، مرد جوان، (در موسیقی ایرانی) نام پرده ای - جوانی

معنی شباب در لغت نامه دهخدا

شباب. [ ش َ ] (ع اِ) جمع شاب به معنی مرد جوان است و آن از سن بلوغ تا سی سالگی باشد. (از اقرب الموارد): الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنة. (از منتهی الارب ). رجوع به شاب شود.

شباب. [ ش َ ] (ع مص ، اِمص ) جوانی. (از اقرب الموارد). جوانی و آن از سی تا چهل است : شب الغلام شباباً؛ جوان گردید کودک. (از منتهی الارب ). جوانی باشد که در مقابل پیری است. (برهان قاطع) :
همیشه تا نشود خوشتر از بهار خزان
همیشه تا نبود خوشتر از شباب هرم.
فرخی.
همه بگذشت پاک بر تو چو باد
مال و ملک و تن درست و شباب.
ناصرخسرو.
عبدالحمید احمد عبدالصمد که ملک
نه از شیوخ دید چو او و نه از شباب.
مسعودسعد.
... و بسبب مآثر ملکانه که در عنفوان شباب و مطلع عمر از جهت کسب ممالک موروث بجای آوری. (کلیله و دمنه ).
دان که دواسبه رسید موکب فصل ربیع
دهر خرف بازیافت قوت فصل شباب.
خاقانی.
به قوت شباب و مساعدت اصحاب و اتراب بر ملک مستولی شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 337). از عصر طفولیت به زمان شباب رسید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 397). و به سبب مناسبت شباب در زمره ٔ أتراب و اصحاب او منتظم گشت و عمر با او وفا نکرد در جوانی فروشد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 430).
بی گل رویش در ایام شباب
چون بنفشه سوگواری مانده ام.
عطار.
خوابها می دید جانم در شباب
که سلامم کرد قرص آفتاب.
مولوی.
چادر و سربندپوشید و نقاب
مرد شهوانی و در غره شباب.
مولوی.
میوه ٔ عنفوان شبابش نورسیده و سبزه ٔ گلستان عذارش تازه دمیده. (گلستان سعدی ). چندانکه مرا شیخ... ابوالفرج بن جوزی ترک سماع فرمودی و به خلوت و عزلت اشارت کردی عنفوان شبابم غالب آمدی. (گلستان سعدی ).
به طهارت گذران منزل پیری و مکن
خلعت شیب به تشریف شباب آلوده.
حافظ.
شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب
باز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شد.
حافظ.
|| آغاز و ابتدای هر چیزی : جئتک فی شباب النهار؛ در آغاز روز نزد تو آمدم. و لقیته فی شباب الشهر؛ او را در اول ماه یافتم. (از اقرب الموارد). || (اِ) آنچه بدان آتش افروزند. (از اقرب الموارد).

شباب. [ ش َ ] (اِ) نام پرده ای است از موسیقی. (برهان ) (آنندراج ) (فرهنگ جهانگیری ). معرب آن شبابة است. (حاشیه ٔ برهان دکتر معین ). رجوع به شبابة شود.

شباب. [ ش ِ ] (اِ) نام درختی است که آن را ماهودانه گویند و برگ آن به ماهی کوچک می ماند و میوه ٔ آن سه سه میشود، مانند: بنادق کبار و آن را به عربی حب الملوک خوانند و این غیر حب السلاطین است و مسهل عرق النساءو مفاصل و نقرس باشد. (برهان قاطع) (از آنندراج ).

شباب. [ ش ِ ] (ع مص ) شادمانی و نشاط اسب که برداشتن هر دو دست باشد. (منتهی الارب ). برسکیزیدن اسب. (المصادر زوزنی ). || به معنی تشبیب آمده است : قصیدة حسنةالشباب ؛ قصیده ای که تشبیب آن نیکو باشد. و کان جریر ارق الناس شباباً؛ جریر رقیق ترین مردم در تشبیب بود. (از اقرب الموارد). || بالیدن کودک. (دهار).

شباب. [ ش ِ ] (ع اِ) آنچه بدان آتش افروزند. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).

شباب. [ ش َ ] (اِخ ) نام موضعی است در یمن. (از معجم البلدان ).

معنی شباب به فارسی

شباب
جوان شدن، جوانی، ازسن بلوغ تاسی سالگی اول هرچیز، جوانان، جمع شاب
( اسم ) ۱ - جوانی مقابل شیب پیری . ۲ - پرده ایست از موسیقی .
آنچه بدان آتش افروزند

معنی شباب در فرهنگ معین

شباب
(شَ) [ ع . ] (اِمص .) ۱ - جوانی . ۲ - پرده ای است از موسیقی .

معنی شباب در فرهنگ فارسی عمید

شباب
۱. جوان شدن.
۲. جوانی، از سن بلوغ تا سی سالگی.
۳. (اسم) اول هرچیز.
= ماهودانه

شباب در دانشنامه ویکی پدیا

شباب
الشباب (به عربی: الشباب ) واژه ای عربی به معنای جوانان است، و می تواند اشاره به نام ها و موارد زیر باشد:
الشباب (گروه نظامی) نام یک گروه اسلامی در کشور سومالی
باشگاه فوتبال الشباب عربستان سعودی
باشگاه فوتبال الشباب امارات
باشگاه ورزشی الشباب کویت
دهستان شباب
شباب (شیروان و چرداول)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان چرداول در استان ایلام ایران است.
این روستا در دهستان شباب قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳٬۳۶۳ نفر (۶۹۳خانوار) بوده است.
شباب شوشتری متولد سال ۱۲۵۰ هجری قمری، شاعر و متخلص به شباب می باشد که در شهر شوشتر متولد شد و به مدح بزرگان و حاکمان آن دوره می پرداخت. او شاگرد شیخ جعفر شوشتری بود و تخلص خود را از نام او گرفت. «کلیات» اشعار او که با «تحفه الاحباب» شروع و با «رباعیات» تمام می شود با عنوان «جامع المحسنات» ابتدا در بمبئی و سپس در سال ۱۳۳۶ ه.ش در اصفهان به چاپ رسیده است. قسمتی از اشعار او نیز در مخزن الدرر آورده شده است. او در سال ۱۳۲۴ ه.ق از دنیا رفته است.
اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
حدیقه الشعراء (۸۳۲ -۸۳۱ /۲)، الذریعه (۵۰۵/۹)، فرهنگ سخنوران (۴۹۴)، مؤلفین کتب چاپی (۶۵۷/۳)
بخش شباب یکی از بخش های شهرستان چرداول در استان ایلام ایران است.
دهستان شباب
دهستان زنجیره
براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت بخش شباب ۱۱۱۳۵ نفر بوده است.
بخش شباب از دو دهستان تشکیل شده است:
بیت شباب (به عربی: بیت شباب) یک منطقهٔ مسکونی در لبنان است که در استان جبل لبنان واقع شده است.
فهرست شهرهای لبنان
پناهگاه سنگی شباب مربوط به دوران فرادیرینه سنگی تا دوره نوسنگی است و در شهرستان چرداول، بخش مرکزی، دهستان شباب واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۹۹۰ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
تپه پل شباب مربوط به دوره اشکانیان - دوره ساسانیان - دوران های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان چرداول، بخش مرکزی، جنب رودخانه چرداول واقع شده و این اثر در تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۴۷۰ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
شهر شباب یکی از شهرهای شهرستان چرداول در استان ایلام ایران است. این شهر در بخش شباب قرار دارد و بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت آن ۳۰۶۳ نفر (در ۸۵۲ خانوار) است.
محوطه شباب در شهرستان چرداول، بخش مرکزی، روستای شباب واقع شده و این اثر در تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۴۷۱ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با شباب

شباب در جدول کلمات

معنی شباب به انگلیسی

youth (اسم)
فتوت ، جوانی ، شباب ، جوانان ، نوباوگان ، شخص جوان
springtime (اسم)
فصل بهار ، جوانی ، شباب ، بهار زندگانی

معنی کلمه شباب به عربی

شباب
شاب , موسم الربيع
شاب
مراهقة
قد

شباب را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شباب بسیج   • سایت شباب   • شبکه اطلاع رسانی بسیج شباب   • معنی شباب   • شباب سپاه   • شبکه شباب   • سامانه شباب   • سیستم شباب   • مفهوم شباب   • تعریف شباب   • معرفی شباب   • شباب چیست   • شباب یعنی چی   • شباب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شباب
کلمه : شباب
اشتباه تایپی : afhf
آوا : SabAb
نقش : اسم
عکس شباب : در گوگل


آیا معنی شباب مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )