برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1283 100 1

شخم

/Soxm/

مترادف شخم: خیش، شیاره، شیار، بشکار

معنی شخم در لغت نامه دهخدا

شخم. [ ش ُ ] (اِ) در اصطلاح کشاورزی عبارت است از برگرداندن زمین و حاضر کردن آن بوسیله ٔ ادوات مختلف برای زراعت و مقصود از این عمل که اساس زراعت محسوب میشود اولاً سست کردن زمین و ثانیاً برطرف کردن گیاه و ریشه های بی مصرفی است که مانع نمو زراعت میشود و سرانجام از بین بردن حیوانات و حشرات موذی است بوسیله ٔ حرارت و نور آفتاب. زمین را در دو موقع ازسال شخم میزنند: شخم بهاره و شخم پائیزه. در شخم بهاره زمین را زراعت نمیکنند زیرا باید برای زراعت زمستان آماده شود و علفها و حشرات آن از بین برود. بعد همان اراضی را که در بهار شخم زده اند، مجدداً برمی گردانند و زراعت میکنند و این شخم دوم را در تداول برخی از ولایات «پَسَه » میگویند. طرز شخم و عمقی که برای زیرورو کردن زمین لازم است از حیث طبیعت زمین و زراعتی که باید در ایران بشود متفاوت است و باید در هر منطقه ای برطبق اصول علمی انجام گیرد. (از جغرافیای اقتصادی صص 79 - 80). || زمین شیارکرده. زمینی که آن را برای زراعت شیار کرده باشند. شدیار. شیار کردن. (برهان ). کندن زمین برای تخم ریزی. (فرهنگ نظام ). شدیار کردن. رجوع به شخم کردن و شخم زدن شود.

شخم. [ ش ُ خ ُ ] (ع ص ) بنددارندگان بینی از بوی خوش یا ناخوش. (منتهی الارب ). کسانی که بینی آنها از بوی بد یا بوی خوش بند آمده باشد. (از اقرب الموارد).

شخم. [ ش َ ] (ع مص ) تباه شدن طعام. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

معنی شخم به فارسی

شخم
شیار، خراشی که باگاو آهن یاتراکتوربزمین دهند
( اسم ) شیاری که با گاو آهن یا تراکتور در زمین ایجاد کنند برای زراعت .
تباه شدن طعام شد یاریدن شیاریدن شیار کردن زمین برای پاشیدن بزر .
[plow planting] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] شخم زمین و کاشت بذر در یک مرحله، هم زمان با هم
[contour plowing] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] شخم زدن زمین در جهت عمود بر شیب آن
( مصدر ) شیار کردن زمین با گاو آهن یا تراکتور برای زراعت شخم کردن .
[plow zone] [باستان شناسی] لایۀ رویی خاک که نهشته های باستانی آن تا عمق نفوذ خیش در هم ریخته باشد
( مصدر ) شیار کردن زمین با گاو آهن یا تراکتور برای زراعت شخم کردن .
شیار کردن کندن زمین برای تخم ریزی
شخصی که بدان کلش را از زمین بر آرند
[ گویش مازنی ] /paaiz shoKhm/ شخم پاییزه
[plow layer, furrow slice] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] لایه ای از خاک که شخم می خورد
[plow pan, tillage pan, plow sole] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] سطحی از خاک که در نتیجۀ فشار کف گاوآهن برگردان دار سفت می شود

معنی شخم در فرهنگ معین

شخم
(شُ) (اِ.) زیر و رو کردن خاک و ایجاد شیار به وسیلة گاوآهن یا تراکتور برای کشت بذر.

معنی شخم در فرهنگ فارسی عمید

شخم
خراشی که برای زراعت با گاوآهن یا تراکتور در زمین ایجاد می کنند، شیار.
* شخم زدن (کردن): (مصدر متعدی) (کشاورزی) شیار کردن زمین برای کاشتن تخم.

شخم در جدول کلمات

شخم زدن
آکار
گاو شخم زن
بزرا
وسیله شخم زنی در قدیم
گاواهن

معنی شخم به انگلیسی

plough (اسم)
دب اکبر ، گاو اهن ، ماشین برف پاک کن ، شخم
plow (اسم)
دب اکبر ، خیش ، گاو اهن ، ماشین برف پاک کن ، شخم

معنی کلمه شخم به عربی

شخم
محراث
زوج , شق , محراث
محراث

شخم را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• انواع شخم   • زمان شخم زدن باغ   • شخم زدن با تراکتور   • تاثیر شخم زدن در فرسایش خاک   • انواع روش های شخم زدن   • شخم زدن زمین با تراکتور   • شخم زدن نامناسب خاک   • دیسک زدن زمین   • معنی شخم   • مفهوم شخم   • تعریف شخم   • معرفی شخم   • شخم چیست   • شخم یعنی چی   • شخم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شخم
کلمه : شخم
اشتباه تایپی : aol
آوا : Soxm
نقش : اسم
عکس شخم : در گوگل

آیا معنی شخم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )