انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 949 100 1

شریعت

/Sari'at/

مترادف شریعت: آیین، دین، شرع، کیش، مذهب

متضاد شریعت: عرف، قانون

برابر پارسی: آیین، دین آیین، دینکرد، روش، کیش

معنی شریعت در لغت نامه دهخدا

شریعت. [ ش َ ع َ ] (ع اِ) جای به آب درآمدن و کناره ٔ آبی که خلایق از آنجا آب خورند. (غیاث اللغات ). || جوی بزرگ. (غیاث اللغات ). رجوع به شریعة شود. || قانونی که پیغمبران از جانب خداوند عالم بر مردمان آورده اند و وخشوربند و وخشورپند و وخشورنهاد نیز گویند. (ناظم الاطباء). راه پیداکرده ٔ خدا برای بندگان در دین محمدی (ص ) به عبادات و معاملات. (غیاث اللغات ). راه. کیش. آیین. شریعه. شریعة. راه دین. ملت. راه روشن. دین. قانون. ج ، شرایع. مقابل طریقت. (یادداشت مؤلف ).راه دین. (مهذب الاسماء). حبل المتین. (دهار) : تا رستخیز این شریعت خواهد بود هر روزی قوی تر و پیداتر و بالاتر. (تاریخ بیهقی ). عقوبت بر مقتضای شریعت باشد چنانکه قضات حکم کنند برانند. (تاریخ بیهقی ). امیرالمؤمنین را از عزیمت خویش آگاه کردیم و عهد... جمله ٔ مملکت پدر را خواستیم... هرچند بر حق بودیم به فرمان وی تا موافق شریعت باشد. (تاریخ بیهقی ).
در ره دین پوی بر ستور شریعت
وز علما دان درین طریق منازل.
ناصرخسرو.
گفتند که موضوع شریعت نه به عقل است
زیرا که به شمشیر شد اسلام مقرر.
ناصرخسرو.
از سخن دین به بوستان شریعت
برگ و بر علم را بدیعنهالیم.
ناصرخسرو.
آنگاه بپرسیدم از ارکان شریعت
کاین پنج نماز از چه سبب گشت مسطر.
ناصرخسرو.
جان تو بی علم خر لاغر است
علم ترا آب شریعت چراست.
ناصرخسرو.
آنگاه شریعت آمدش و رسول گشت پس ازآن چهل و هشت سال بزیست. (قصص الانبیاء ص 140)...
نرود بر شریعت استهزا.
ابوالفرج رونی.
پس اگر روزی چند صبر باید کرد در رنج عبادت و بند شریعت عاقل از آن چگونه سرباز زند. (کلیله و دمنه ).
در مذهب عشاق چنان است شریعت
کآنرا که بکشتند دیت باز نخواهند.
خاقانی.
گفتم گلوی دیو طبیعت توان برید
گفتا توان اگر ز شریعت کنی حسام.
خاقانی.
شیر تنهارو شریعت را
با سگی در خطاب دیده ستند.
خاقانی.
علم و حکمت و شریعت و طریقت بیان کرد. (سندبادنامه ص 3). فاضلترین انبیاء آن است که به وی کتاب و شریعت نازل شده است. (سندبادنامه ص 7). بر من لازم آمد بموجب شریعت و فتوت و سنت مروت به دفع آن کوشیدن. (سندبادنامه ص 323). از احکام شریعت و قضایای طریقت اعراض می نمایند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 398). مشاعل شریعت در آن دیار و اعصار برافروخت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 348).
ملک طبیعت به سخن خورده اند
مهر شریعت به سخن کرده اند.
نظامی.
مرد دین را شریعت آموزد
شمع در پیش شمس بفروزد.
؟
- شریعت اسلام ؛ شریعت محمدی. دین اسلام. (یادداشت مؤلف ).
- شریعت محمدی ؛ شریعت اسلام. دین اسلام. دین محمدی. (یادداشت مؤلف ).
- شریعت مطهر ؛ شریعت پیغمبر آخرالزمان صلوات اﷲ و سلامه علیه.(ناظم الاطباء).
|| گاهی اوقات در کتاب مقدس قصد از شریعت کتب عهد عتیق می باشد. (از قاموس کتاب مقدس ). || وقتی قصد از پنج سفر موسی است محتمل که پنج سفر همان شریعت بوده است که می بایست هریک از سلاطین آل اسرائیل یک نسخه از آن در نزد خود داشته همواره به مذاکره و تلاوت آن مشغول باشد و پیر و جوان را واجب بود چه در حکومت و چه در ظاهر بر مطالب آن عارف ومطلع باشد. (قاموس کتاب مقدس ). || عرف. عادت. (یادداشت مؤلف ) : اما اگر جوانی بود که طبع راست دارد اگر چه شعرش نیک نباشد امید بود که نیک شود و در شریعت آزادگی تربیت او واجب باشد و تعهد او فریضه. (چهارمقاله ص 31). || (اصطلاح عرفان ) در اصطلاح عبارت است از امور دینی که حضرت عزت عز شأنه جهت بندگان به لسان پیغمبر تعیین فرموده از اقوال و اعمال و احکام که متابعت آن سبب انتظام امور معاش و معاد باشد و موجب حصول کمالات گردد و شامل احوال خواص و عوام بوده جمیع امت در آن شریک باشند چون شریعت مظهر فیض رحمانی است که رحمت عام است. هجویری گوید: شریعت و حقیقت از عبارات اهل اﷲ است که یکی از صحت حال ظاهر کند و یکی از اقامت حال باطن. ابوالقاسم قشیری گوید: شریعت امر به التزام عبودیت است وحقیقت مشاهده ٔ ربوبیت و هر شریعتی که مؤید به حقیقت نباشد غیر مقبول است و هر حقیقتی که مقید به شریعت نباشد غیر محصول است. شریعت جهت تکلیف خلق می آید و حقیقت از طریق و تصریف حق خبر می دهد. خواجه عبداﷲ گوید: «شریعت » همه نفسی بود و اثبات بر قالب و هیکل و «طریقت » همه محو کلی باشد و حقیقت همه حیرت است ، شریعت را تن شمر و طریقت را دل ، و حقیقت را جان ، اگر شریعت خواهی اتباع و اگر حقیقت خواهی انقطاع باقی همه صداع. بعضی گویند: شریعت معرفت سلوک اﷲ است و حقیقت دوام نظر به سوی اوست و طریقت سلوک طریق شریعت است یعنی عمل به مقتضای شریعت و بالجمله مراحل تربیت معنوی عبارتند از: شریعت ، طریقت ، معرفت و حقیقت که در مرحله ٔ اول التزام شریعت و در رتبت دوم به مدد راهنمای معنوی و رشد احکام طریقت را نیز ملتزم شود. (از فرهنگ مصطلحات عرفا تألیف سجادی ).

شریعة. [ ش َ ع َ ] (ع اِ) راه پیداکرده ٔ خدای تعالی بر بندگان در بندگی خود. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). برخی گفته اند: راه کیش وآیین است و به این معنی توان گفت شرع و شریعت دو لفظ مترادف باشند. (از کشاف اصطلاحات الفنون ) (از اقرب الموارد). راه دین. (از تعریفات جرجانی ) (دهار). راه مسلمانی. (دهار). احکامی که خداوند برای بندگان قانون قرار داده. سنت. آیین پیغمبران. دین. (یادداشت مؤلف ). || فرمان بردن در التزام و اجرای بندگی. (از تعریفات جرجانی ). || راه روشن و راست. || آستانه. || جای آب درآمدن. ج ، شَرائع. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به شریعت و شریعه شود.

شریعة. [ ش َ ع َ ] (اِخ ) نام دیگر نهر اردن. (نخبةالدهر دمشقی ص 107) (از قاموس الاعلام ترکی ). رجوع به اردن شود.

معنی شریعت به فارسی

شریعت
سنت، راه وروش، طریقه، آیین، مذهب، راه روش خدا
( اسم ) ۱ - جای آب خوردن جای برداشتن آب از رود . ۲ - طریقه روش . ۳ - آیین پیامبران دین جمع : شرایع ( شرائع ) .
راه و طریقه نهادن آیین و رسم و دینی ابداع کردن .
متشرعین . پیروان شریعت
۱ - آن که شریعتی آورده پیغمبر . ۲ - پیغمبر اسلام محمد ص .

معنی شریعت در فرهنگ معین

شریعت
(شَ عَ) [ ع . شریعة ] (اِ.)۱ - آیین ، روش . ۲ - سنت و آیین پیامبران .

معنی شریعت در فرهنگ فارسی عمید

شریعت
۱. سنت، طریقه.
۲. مذهب، آیین، راه وروش و آیینی که خداوند برای بندگان خود روشن ساخته.

شریعت در دانشنامه اسلامی

شریعت
شَریعت به معنی آنچه خداوند متعال برای بندگان خود وضع و تشریع کرده است، می باشد. به شریعت، شَرع، شریعت الهی، شریعت مُنزِلِه و قانون الهی نیز گفته می شود.
«شریعت» در لغت به معنای درگاه و سردر ورودی (= عتبه) و نیز به معنای آبشخور و جایگاهی که بدون طناب از آن آب نوشیده می شود «مورد الماء الّذی یستقی منه بلا رِشاء» آمده است و به مجموعه مسائل دینی اعمّ از عقاید و اخلاق و احکام نیز «شریعت» گفته می شود از این جهت که مایه حیات و طهارت کسانی است که آن را بپیمایند و سلوکی هماهنگ با آن داشته باشند. مراد از «شریعت» در آیه ۱۸ سوره جاثیه نیز همین معنا می باشد: (ثُمَّ جَعَلْنَاکَ عَلَی شَرِیعَة مِّنَ الاَْمْرِ). البتّه در اصطلاح فقها و کتب فقهی و تعبیراتی نظیر «شرایع الاحکام» خصوص احکام فرعی عملی از آن اراده می شود که در این صورت کاملا مرادف با معنای اصطلاحی «فقه» است.
نسبت شریعت با دین
شریعت از نظر مفهومی اخص از دین است؛ زیرا شریعت عبارت است از راه و روشی خاص برای امتی یا پیامبری؛ در حالی که دین عبارت است از روش عام الهی نسبت به همه امتها؛ از این رو، شریعت قابل نسخ است؛ لیکن دین به این معنا نسخ پذیر نیست .
معنی شارع
شارع به معنای وضع و تشریع کننده شریعت، خدای متعال و به معنای تبیین و تفسیر کننده آن، پیامبر اعظم صلّی اللّه علیه و آله است.
منبع شریعت
...
شریعت
شَریعت به معنی آنچه خداوند متعال برای بندگان خود وضع و تشریع کرده است، می باشد. به شریعت، شَرع، شریعت الهی، شریعت مُنزِلِه و قانون الهی نیز گفته می شود.
«شریعت» در لغت به معنای درگاه و سردر ورودی (= عتبه) و نیز به معنای آبشخور و جایگاهی که بدون طناب از آن آب نوشیده می شود «مورد الماء الّذی یستقی منه بلا رِشاء» آمده است و به مجموعه مسائل دینی اعمّ از عقاید و اخلاق و احکام نیز «شریعت» گفته می شود از این جهت که مایه حیات و طهارت کسانی است که آن را بپیمایند و سلوکی هماهنگ با آن داشته باشند. مراد از «شریعت» در آیه ۱۸ سوره جاثیه نیز همین معنا می باشد: (ثُمَّ جَعَلْنَاکَ عَلَی شَرِیعَة مِّنَ الاَْمْرِ). البتّه در اصطلاح فقها و کتب فقهی و تعبیراتی نظیر «شرایع الاحکام» خصوص احکام فرعی عملی از آن اراده می شود که در این صورت کاملا مرادف با معنای اصطلاحی «فقه» است.
شریعت از نظر مفهومی اخص از دین است؛ زیرا شریعت عبارت است از راه و روشی خاص برای امتی یا پیامبری؛ در حالی که دین عبارت است از روش عام الهی نسبت به همه امتها؛ از این رو، شریعت قابل نسخ است؛ لیکن دین به این معنا نسخ پذیر نیست .
شارع به معنای وضع و تشریع کننده شریعت، خدای متعال و به معنای تبیین و تفسیر کننده آن، پیامبر اعظم صلّی اللّه علیه و آله است.
کتاب خدا (قرآن) و سنّت دو منبع اصلی شریعت اند که مجتهدان برای به دست آوردن احکام و تکالیف شرعی به آن دو رجوع می کنند.
از دیدگاه فقهای شیعه احکام و تکالیفی که خداوند متعال مقرر کرده، تابع مصالح و مفاسد است؛ بدین معنا که خداوند بدانچه مصلحت بندگان در آن بوده امر کرده و از آنچه برای آنان مفسده داشته نهی کرده است.
خداوند متعال شریعت را سهل و آسان قرار داده است. قرآن کریم با بیانات مختلف بدین مطلب تصریح کرده است. در آیه ای می فرماید:{لایُکَلِّفُ اللّه ُ نَفْساً إلاّ وُسْعَه}؛ خداوند هیچ کس را تکلیف نمی کند مگر به قدر توانایی او» و در آیه ای دیگر آمده است:{وَما جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ}؛ و در دین (در مقام تکلیف) بر شما مشقت و رنج ننهاده است». و در آیه ای دیگر خداوند پس از بیان این حکم که در صورت دسترس نداشتن به آب با خاک پاک تیمّم کنید، می فرماید: {مایُرِیدُ اللّه ُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُم مِن حَرَجٍ}؛ خداوند نمی خواهد هیچ گونه سختی برای شما قرار دهد». از این رو، خداوند متعال هم در مقام جعل و تشریعِ حکم، حکمی حرجی و مشقت زا وضع نکرده و هم در صورتی که بر اثر پیدایی شرایط و عوارضی، حکمی برای مکلّف حرجی و دارای مشقت باشد، آن حکم را از وی برداشته و او را از آن معاف داشته است.
مرحوم حاج ملا فتح الله فرزند ملا محمد جواد نمازی شیرازی، معروف به آقا شریعت و شیخ الشریعه یکی از علما و مراجع بزرگ شیعه در قرن چهاردهم هجری است. در سال 1266 در اصفهان متولد شد و از کودکی به دنبال دانش های دینی بود. در نوجوانی اصفهان از حضور ملا احمد سبزواری، شیخ صادق تنکابنی و آقا نجفی چند سالی برخوردار بود و در ضمن خود به مباحثات مختلف علمی و تدریس فضلا هم مشغول بود. آقا شریعت در سن سی سالگی خود اهل تحقیق بود که عازم عراق گردید و چند سال هم از محضر علامه خوانساری، فقیه کاظمینی، سید قزوینی، شیخ محمد طه و مرحوم حاج میرزا حبیب الله معروف به آیت الله رشتی و دیگر اساتید مجرب بهره مند بود و خود ضمن تدریس فقها به درجه اعلای استنباط و اجتهاد احکام فقهی دست یافت. آقا شریعت یکی از مراجع و مدرسین بزرگ حوزه چندین ساله نجف گردید و کرسی درس او بعد از فوت علامه یزدی مجمعی از آیات و فضلای متعدد در قرن اخیر بود.
بیننده عزیز: شریعت اصفهانی، فقیهی اصولی، حکیمی متکلم، ادیبی مفسر، مجتهدی جامع و دانشمندی مجاهد و مبارز بود. معظم له در تمام فنون علمی حتی طب و ریاضی و طبیعی مهارت داشت.
آقا شریعت از درک و استنباط و قوۀ حافظه عجیبی که از خوارع عادت بود به لطف خدا برخوردار بود. شیخ الشریعه در عین حال مجاهدی نستوه و خستگی ناپذیر بود. وی در کنار میرزای مجاهد در صف مجاهدین و مبارزین با استعمارگران غربی بود که در جنگهای بین الملل شرکت جست.
تألیفات و آثار او نیز متعدد که از آن جمله است: ابانه، صیانه، اصاله، افاضه، اناره، قاعده و چند حاشیه. کتب مزبور در فقه و اصول علم حدیث و رجال و غیره است. وفات آن سرور در اواسط ماه ربیع الثانی 1339 در نجف اتفاق افتاد.
ملا فتح الله اصفهانی، معروف به شیخ الشریعه اصفهانی، در زمستان سال 1228ش12/ ربیع الاول 1266ق، در خانه محمدجواد نمازی اصفهانی، به دنیا آمد.
آیت الله شریعت با یکی از نوادگان آیت الله شیخ محمدحسین اصفهانی، مؤلف کتاب فصول ازدواج کرده بود و حاصل این ازدواج 3 فرزند پسر بود:
فتح الله در دامان پرمهر مادری مؤمن که هیچ گاه او را بدون وضو شیر نمی داد و پدری دلسوز که لحظه ای از تربیت فرزندش غافل نمی شد، رشد کرد و پس از سپری کردن دوران بازی های کودکانه، مشغول آموزش قرآن و دیگر کتاب های مذهبی شد.
او ابتدا در حوزه علمیه اصفهان به تحصیل مشغول گردید. استعداد و پشتکار وی موجب شد که بتواند با سرعت، مقدمات علوم اسلامی را فراگرفته، در درس فقه و اصول بزرگان مدارس علمیه زانوی ادب به زمین بزند. بااین حال حضور در درس هترین اساتید حوزه علمیه اصفهان نتوانست تشنگی دانش اندوزی او را فرونشاند؛ ازاین رو، راهی حوزه علمیه مشهد مقدس شد.
در آن شهر از محضر اساتید برجسته ای چون آیت الله حاج میرزا نصرالله مدرس، آیت الله محمدابراهیم بروجردی و سید مرتضی حائری بهره فراوان جست تا در ردیف اساتید آن دیار شناخته شد. سپس به سوی اصفهان مراجعت کرد. تا آن زمان نظریات شیخ مرتضی انصاری در اصفهان شهرتی نداشت، ولی شیخ الشریعه به بیان مسلک شیخ مرتضی انصاری همت گماشت.
او در سال 1295ق، راهی نجف اشرف شد و در محضر مراجع تقلید آن زمان (آیات بزرگوار شیخ محمدحسین کاظمی و میرزا حبیب الله رشتی) حاضر شد و خود نیز مجلس درس مهمی تشکیل داد که بسیاری از دانشمندان حوزه علمیه نجف در آن شرکت می کردند.
برگزیدن موضوع شریعت سهله و سمحه از نگاه استاد مطهری از آن روی بود که از سویی، این لفظ در زمان ما چنان در معانی گوناگونی به کار می رود که برخی از آن سازگاری و برخی دیگر سازش کاری فهمیده اند، و از سوی دیگر، فقیهان نیز در اصول فقه و فقه ، با تمسک به علم اجمالی ، احتمال عقاب، حُسن ادراک واقع و… چنان به احتیاط های فراوان روی کرده اند که شریعت سهله و سمحه هرگونه معنی شود، جایگاهی در فقه به خود نبیند. و به وضوح روشن است که دین صعب و پر احتیاط، جاذبه که ندارد هیچ بلکه سرتاسر دافعه خواهد بود و امکان تطبیق یک نظام بر آن غیرممکن.
بنابراین، توضیح نظر استاد در این باره و بیان راه و مرامشان همراه با استدلال های آن، می تواند چون شمعی فرا رویمان، اسلام حقیقی را از زیر خروارها گرد و غبار احتیاط و حسن ادراک واقع، نمایان سازد. تا آن گاه شریعت را چنان فهم کنیم که صعب و خشن ننماید و در عین حال، به سازش کاری و ویران سازی پایه های شریعت نیز نینجامد.اساساً، شریعت، سهله و سمحه بوده و می تواند همانند عدالت ، معیاری برای جداسازی احکام ثابت از متغیر گردد؛ به این گونه که اگر حکمی صعب، حرجی و از دیدگاه عرف عمل ناشدنی بود، آن حکم یا اساساً در شریعت جعل نشده یا اگر جعل شده، مربوط به زمان و مکانی بوده که عمل به آن برای افراد صعوبت در پی نمی آورده است.بنابراین، نخست باید شریعت سهله و سمحه معنی و اثبات شود و سپس آن را معیار جداسازی ثابت ها از متغیرها قرار داد. از آن جا که استاد مطهری به مسئله نخست پرداخته، ما نیز آن بحث را پی می گیریم، هرچند در ضمن بحث اشاره هایی نیز به بحث دوم خواهیم کرد.علامه شهید مطهری در کتاب وحی و نبوت، در ضمن برشمردن مشخصات ایدئولوژیکی اسلام، سومین آن ها را سماحت و سهولت برمی شمرد:
سماحت و سهولت
اسلام به تعبیر رسول اکرم (ص) شریعت سمحه سهله است. در این شریعت به حکم این که سهله است، تکالیف دست و پاگیر و شاقّ و حَرَج آمیز وضع نشده است.(ماجعل علیکم فی الدین من حرج؛ خدا در دین تنگنایی قرار نداده است.و به حکم این که سمحه (با گذشت) است، هرجا که انجام تکلیفی توأم با مضیقه و در تنگنا واقع شدن گردد، آن تکلیف ملغی می شود.) در پاورقی همان صفحه آمده است:(سبُعثت علی الشریعة السمحة السهلةز. این حدیث با این تعبیر معروف است ولی من یادم نیست که به عین این تعبیر در جایی دیده باشم. سلم یرسلنی اللّه بالرهبانیة ولکن بَعَثَنی بالحنیفیة السهلة السمحة در جامع صغیر (از کتب اهل تسنّن ) نقل از تاریخ خطیب و در کنوز الحقایق (از کتب اهل تسنن) نقل از ترمذی چنین آمده:سبعثت علی الحنیفیة السمحة. )ایشان، در کتاب اسلام و مقتضیات زمان، پس از ذکر سرگذشت شخصی که چشم درد داشت و بی اعتنایی کرده بود به سخن دکترها که او را از رساندن آب به چشمانش نهی کرده بودند و در پی بی اعتنایی هایش، بینایی چشمانش را به دلیل تماس با آب از دست داده بود، می نویسد:( اسلام می گوید: وقتی وضو برایت خطر دارد، باید تیمم کنی. اگر وضو بگیری، اصلاً نمازت باطل است. اگر اطبا گفته باشند، روزه برایت ضرر دارد یا خوف ضرر داشته باشی، نمی توانی بگویی مگر چطور می شود که من در ایام احیاء روزه نگیرم؟ چون اگر روزه بگیری اصلاً روزه ات باطل است، بعد هم خوب شدی    
ابتدا تأملی می شود تا کلام ایشان به خوبی درک شود، آن گاه مستندات آن کلام پرداخته خواهد شد:ایشان، یکی از مشخصات اسلام را سماحت و سهولت می داند و از جمله، دلیلی برای آن یاد می کند:(ماجعل علیکم فی الدین من حرج.) نیز دیگر دلیلی که به نظر می رسد مدّ نظر ایشان بوده، قاعده لاضرر است. بنابراین قاعده، وضو یا روزه ای که برای فرد ضرر دارد، نه تنها مورد نهی است که محکوم به بطلان خواهد بود.حال در این نکته باید تأمل شود که آیا این قواعد یکی هستند و مضمون مشترکی دارند و هدف مرحوم مطهری نیز همان مضمون مشترک بوده است؟ و ایشان از تفاوت قاعده لاحرج با لاضرر یا تفاوت این دو قاعده با قاعده (سهولت و سماحت) سخنی به میان نیاورده و همانند دیگر فقیهان این قاعده ها را متفاوت از هم بر می شمرده، ولی کاربردهایشان را یکسان می داند. فقیهان، بیشتر در مباحث فقهی و اصولی خود، (لاحرج) را مربوط به شخص می دانند. برای مثال، اگر وضو تنها برای یک نفر حَرَجی باشد، باید تیمم کند، اگرچه در چنین شرایطی وضو برای همه مردم حَرَجی نباشد. و باز گفته اند که اگر آب بسیار گران باشد، چنان که وضو گرفتن برای اکثر مردم حَرَج آورد، به جای وضو باید تیمم کنند، امّا اگر فردی ثروتمند باشد و وضو گرفتن برایش حَرَج نیاورد، باید وضو بگیرد. اما قاعده (لاضرر) را برخی حکم حکومتی دانسته اند و برخی فرموده اند که مفاد آن نفی حکم ضرری است و برخی امور دیگری را بیان کرده اند. این در حالی است که معمولاً فقیهانِ متأخر، از قاعده ای به نام سهله و سمحه استفاده نکرده اند و آن را قاعده ای اصولی یا فقهی برنشمرده اند؛ بیشترین بهره بری از این قاعده در میان فتواهای مرحوم مقدس اردبیلی (قدّس سرّه) یافت می شود.آنچه به نظر نگارنده می رسد:قاعده (لاحرج) و (لاضرر) با هم تفاوت هایی دارند، ولی روح حاکم بر هر دو قاعده، سهله و سمحه دینی است.وقتی از روح حاکم بر قوانین و قاعده ها سخن به میان بیاید و قواعد نیز همچون مصداق هایی به آن روح و حقیقت اشاره نمایند، دیگر دلیل برای سهولت و سمحه بودن دین ، منحصر به حدیث (ولکن بعثنی بالحنیفیّة السهلة) یا آیه (ماجعل علیکم فی الدین من حرج) یا (لاضرر و لاضرار فی الاسلام) نخواهد بود بلکه موارد تخییر شرعی یا مواردی که برای حکمی بدل قرار داده شده یا افرادی که از عموم یا اطلاق حکمی خارج شده، تنها می تواند مستنداتی برای این قاعده شریف باشد؛ چه ذیل آن امور دلیل هایی نظیر (یرید الله بکم الیسر) بیاید یا نیاید که پرداخت آن نیز خواهد آمد.
روایات دال بر قاعده سهولت
...
«محمدجواد شریعت»، محقق و پژوهشگر ادبی در 15 دی ماه سال 1315 در شهر اصفهان به دنیا آمد. پدرش روحانی قریه طالخونچه بود، او نیز تا ششم ابتدایی در آن ده درس خواند و زیر نظر پدر مقدمات تحصیلات حوزوی را تمام کرد. پدرش از لحاظ علمی و روحی با او رابطه خوبی داشت و این رابطه هم تأثیر مهمی در راه و رسم زندگی او بازی کرد. به طوری که از همان ابتدا او به تشویق پدر موظف به حفظ متون بود و تمام الفیه ی ابن مالک و نصاب را به تشویق پدر حفظ کرده بود. تأثیر پدرش به عنوان نخستین معلم در زندگی محمدجواد بسیار آشکار بود و او خود معتقد است، پدرش بیشترین حق را به گردن او دارد. بعد از اتمام تحصیلات ابتدایی برای ادامه تحصیل در دوره دبیرستان به اصفهان آمد؛ ولی تعطیلات را به طالخونچه می رفت. در کلاس هشتم؛ یعنی کلاس دوم دبیرستان شعر می گفت و عاشقانه به ادبیات علاقه داشت. هفده ساله بود که پدرش از دنیا رفت. وقتی دبیرستان را تمام کرد، بی هیچ تردیدی در کنکور ادبیات شرکت کرد و توانست رتبه نخست را از آن خود کند. در دوره لیسانس زیر نظر اساتیدی چون مرحوم دکتر محمدمعین و مرحوم استاد بدیع الزمان فروزانفر به کسب علم پرداخت.
او خود معتقد است: «مرحوم معین استادی بود که من را با تحقیق و پژوهش آشنا کرد؛ البته همه دانشجویان آن روز به این موضوع اعتراف دارند. همان سال اولی که وارد دانشگاه شدم، ایشان همان روز اول درس به هر کسی یک رساله دادند که بنویسد و البته به من رساله ای درباره خواجه نظام الملک و منابعی هم معرفی کردند و من هم رساله ای در حدود 200 تا 300 صفحه نوشتم که اگر هم حالا بخواهم بنویسم، زیادتر از آن موقع نمی نویسم».
در سال 1335(ش) هنگامی که یک سال از دوره لیسانس را گذرانده بود، به عنوان آموزگار به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و دو سال در تهران به تدریس پرداخت. در سال 1337(ش) با اخذ لیسانس به اصفهان منتقل شد و در دبیرستان هراتی اصفهان به مدت 10 سال به تدریس پرداخت.
در سال 1339(ش) در آزمون دوره دکتری شرکت کرد و همان سال در رشته زبان و ادبیات فارسی با رتبه بالا پذیرفته شد. در سال 1347(ش) از رساله دکترای خود با موضوع «ترجمه تفسیر طبری» دفاع کرد. استاد راهنمای رساله او محمدتقی مدرس رضوی بود. شریعت در رساله دکترایش به بررسی و پژوهش از نظر لغات و دستور در ترجمه تفسیر طبری پرداخته و لغات را از جهت دستور زبان و فرهنگ مورد نقد قرار داده و این رساله را در 1000 صفحه آماده کرد و از این کتاب، در حدود یک میلیون فیش از جهات مختلف برداشته است. در سال 1347(ش) به عنوان استادیار وارد دانشگاه اصفهان شد و سپس با درجه استادی در همان دانشگاه با پرورش دانشجویان زیادی در سال 1360(ش) بازنشسته شد و مدتی نیز در دانشگاه صنایع دفاع مشغول به تدریس شد و از سال 1365(ش) از طرف دانشگاه آزاد اسلامی نجف آباد اصفهان دعوت به همکاری شد و این همکاری تاکنون نیز ادامه دارد. دکتر شریعت بعد از انتقال به دانشگاه اصفهان مشغول به تألیف دستور زبان فارسی شد و توانست «دستور زبان فارسی و انگلیسی تطبیقی» مختص به دانشجویان دانشگاه را تألیف کند.
همین طور که سال های تدریس او سپری می شد، با توجه به واحدهای درسی که به او ارائه شده بود، درصدد آن برآمد تا با مطالب نو و تازه کتاب هایی را جهت آشنایی و آسان فهمی دانشجویان تألیف کند که از جمله این آثار می توان به کتاب «آیین نگارش» اشاره کرد.
در طول تاریخ دین ، شریعت های گوناگونی از جانب خداوند نازل گردیده است و شریعت هر پیغمبری بر حسب مقتضیات زمان و مکان و امت و قوم او با شریعت دیگری فرق می کند.
اگرچه پیشینه ی دین و یکتاپرستی در زمین ، به اولین پیامبر الهی، حضرت آدم علیه السّلام می رسد لکن جریان شرایع الهی از زمان نوح علیه السّلام آغاز گردید. («شرع لکم من الدین ما وصی به نوحا و الذی اوحینا الیک و ما وصینا به ابراهیم و موسی و عیسی ان اقیموا الدین...» . ترجمه ی تفسیر المیزان، ذیل همین آیه رجوع کنید. نوح علیه السّلام ، اولین پیامبر صاحب شریعت است و پس از او، ابراهیم علیه السّلام شریعتی کاملتر از شریعت نوح را از طرف خداوند به مردم هدیه کرد. اینک به بررسی اجمالی شرایع الهی می پردازیم تا زمینه ی مناسبی برای تبیین جامعیت اسلام در تحقق هدف دین فراهم آید.
← شریعت نوح
 ۱. ↑ شوری/سوره۴۲، آیه۱۳.    
دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، سایت بلاغ، برگرفته ازمقاله«پیامبران صاحب شریعت».































ورود به سامانه / ایجاد حساب کاربری


العربیة











آخرین مطالب اضافه شده
...
رابطه عدالت و شریعت یعنی «حسن و قبح عقلی» و «عدالت» تأثیر در شریعت اسلامی دارد و آن، دخالت عقل و علم در استنباط احکام اسلامی است.
پاسخ: اصل «حسن و قبح عقلی» اثر عملی مهمی دارد و آن، دخالت عقل و علم در استنباط احکام اسلامی است. اگر بپذیریم که حقی و عدالتی بوده و حسن و قبح واقعی بوده و شارع اسلام همیشه آن واقعیات را منظور می داشته، قطعاً در مواردی که به حکم صریح عقل و علم برمی خوریم که حق چیست و مقتضای عدالت چیست، صلاح کدام است و فساد کدام، ناچاریم این جا توقف کنیم و عقل را به عنوان یک راهنما بپذیریم و قاعده ای را که عدلیه گفته اند: کل ما حکم به العقل حکم به الشرع، یا گفته اند الواجبات الشرعیه الطاف فی الواجبات العقلیه، به کار ببندیم. گیریم ظاهر یک دلیل نقلی خلاف آن باشد، زیرا روی آن مبنا ما برای اسلام روحی و غرضی و هدفی قائلیم، یقین داریم که اسلام هدفی دارد و از هدف خود هرگز منحرف نمی شود. ما به همراه همان هدف می رویم، دیگر در قضایا تابع فرم و شکل و صورت نیستیم. همین که مثلاً فهمیدیم ربا حرام است و بی جهت هم حرام نیست، می فهمیم هراندازه که بخواهد تغییر شکل و فرم و صورت بدهد، باز حرمتش جایی نمی رود. ماهیت ربا، ربا است و ماهیت ظلم، ظلم است و ماهیت دزدی، دزدی و ماهیت گدایی و کل بر اجتماع، گدایی است؛ خواه شکل و فرم و صورتش همان شکل ربا و ظلم و سرقت و گدایی باشد یا آن که شکل و قیافه را عوض کند و جامه حق و عدالت بر تن نماید. یکی از اسباب گمراهی مردم جاهلیت، این بود که قوه درک خوبی و بدی از آن ها سلب شده بود و هر قبح و زشتی را تحت عنوان دین قبول می کردند و نام امر دینی و شرعی روی آن می گذاشتند، قرآن کریم این جهت را از آن ها انتقاد می کند و می گوید شما باید این قدر بفهمید که کارهای زشت در ذات خود زشت اند و ممکن نیست خداوند کار زشتی را تجویز کند. زشتی یک چیز، کافی است برای این که شما بفهمید خداوند به آن امر نمی کند:«واذا فعلوا فاحشه قالوا وجدنا علیها آباءنا والله امرنا بها، قل ان الله لایامر بالفحشاء ا تقولون علی الله ما لاتعلمون، قل امر ربی بالقسط». فحشا و عفاف واقعیت دارند، با امر و نهی خدا فحشا، عفاف نمی شود و عفاف، فحشا نمی شود. خدا هرگز به فحشا امر نمی کند و آن را اجازه نمی دهد. خداوند به عدل و اعتدال و میانه روی امر می کند. این را باید خودتان بفهمید و مقیاس قرار دهید و با این مقیاس تشخیص دهید که خداوند به چه چیز امر می کند و از چه چیز نهی می کند.
جایگاه اصل عدل در کلام و فقه
اصل عدل یکی از ارکان کلام و فقه اسلامی است. اصل عدل همان اصلی است که قانون تطابق عقل و شرع را در اسلام به وجود آورده است، یعنی ازنظر فقه اسلامی- و لااقل فقه شیعه- اگر ثابت شود که عدل ایجاب می کند فلان قانون باید چنین باشد، نه چنان و اگر چنان باشد ظلم است و خلاف عدالت است، ناچار باید بگوییم حکم شرع هم همین است، زیرا شرع اسلام، طبق اصلی که خود تعلیم داده، هرگز از محور عدالت و حقوق فطری و طبیعی خارج نمی شود.علمای اسلام با تبیین و توضیح اصل عدل پایه فلسفه حقوق را بنا نهادند. گو این که در اثر پیشامدهای ناگوار تاریخی نتوانستند راهی را که بازکرده بودند، ادامه دهند. توجه به حقوق بشر و به اصل عدالت به عنوان اموری ذاتی و تکوینی و خارج از قوانین قراردادی اولین بار به وسیله مسلمین عنوان شده، پایه حقوق طبیعی و عقلی را آنها بنا نهادند.
زیارت در نگاه شریعت: پاسخ به شبهات وهابیت، اثر عباسعلی زارعی، قسمتی از کتابِ در پرتو شریعت است که در پاسخ به شبهات وهابیّت به رشته تحریر درآمده است. در این نوشته به مهم ترین شبهات وهابیت در باب زیارت و زیارت قبور پاسخ داده شده است.
روش مؤلف در این کتاب چنین است که ابتدا شبهات مطرح شده در هر بخش را متذکر شده، سپس با استفاده از منابع اهل سنت به پاسخگویی می پردازد.
کتاب، از یک مقدمه و پنج بخش تشکیل شده است؛ هرچند مؤلف اشاره به بخش نکرده است.
بخش اول کتاب، درباره زیارت قبور است. در این بخش دو شبهه مطرح شده است. شبهه اول این است که وهابیون می گویند: شما شیعیان به زیارت قبرهای مردگان می روید و گریه می کنید و این زیارت را برای مردان و زنان مستحب و یکسان می دانید؛ درحالی که پیامبر(ص) از رفتن زنان به کنار قبرها نهی نموده و فرموده است: «خداوند زنانی را که به زیارت قبرها می روند، نفرین کرده است» .
شبهه دوم این است که شیعان مسافرت نمودن به قصد زیارت پیامبر(ص) و امامان و امامزادگان را مستحب می دانند؛ درحالی که پیامبر(ص) شدّ رحال (بار بستن) برای زیارت خود و دیگران را اجازه نداده است.
مؤلف در پاسخ به شبهه اول چنین می گوید: در مورد حکم زیارت قبور توسط زنان، چهار نظریه وجود دارد: حرمت، کراهت، جواز و استحباب. نظریه اول، نظریه منتخب ابن تیمه است. نظریه دوم و سوم، منتخب برخی از فقهای اهل سنت است. نظریه چهارم، نظریه منتخب شیعیان است. مؤلف با طرح هرکدام از نظرات و پاسخ به شبهات مطرح شده درباره نظریه چهارم، می گوید: «تحقیق در روایات بیانگر این مطلب است که زیارت قبرها نه تنها برای زنان جایز است، بلکه استحباب نیز دارد» ، سپس به بررسی روایات واردشده در این بحث می پردازد.
امروزه توجه به مباحث طبیعت و محیط زیست ضرورت ویژه ای دارد؛ چرا که روحیه مادی و تکنیک زدگی و سودجویی هرچه بیش تر بشر امروزی را از حفظ منابع طبیعی و حق آیندگان باز می دارد و سبب فرسایش مستمر و فزاینده طبیعت و محیط زیست می شود. لذا متصدیان و دل سوزان محیط زیست برای یافتن راه حلی کارآمد در این زمینه می کوشند. راه حل هایی با رویکرد دینی وجود دارد که تنها به بیان مواعظ اخلاقی دینی و گذرا اشاره می کند. این راه حل ها فاقد مبنای کاربردی است و برای حقوق متقابل انسان و طبیعت بر اساس دستورهای دینی فراتر از مواعظ اخلاقی مغفول باید مبنایی درست یافت.
این مقاله که تحقیقی توصیفی (Descriptive) است، به تبیین یکی از نظریه های استاد مطهری در زمینه مبانی حقوق و فلسفه اجتماعی اسلام می پردازد؛ تبیین نظریه حقوق فطری، طبیعی و عقلی و نقش آن به منزله مبنای دیگر حقوق و تکالیف از جمله حقوق و تکالیف انسان در طبیعت و محیط زیست.
کلیات و تعاریف
← اهمیت پرداختن به محیط زیست از نظر حقوقی
← تبیین اجمالی نظریه حقوق طبیعی
...
مذاق شریعت، روح شریعت ، مستفاد از مبانی احکام فقهی لفظی است.
مذاق شریعت، به معنای برداشت فقیه متبحر از مبانی احکام فقهی است که در موارد فقدان ادله خاص و عمومات و قواعد کلی، به آن تمسک می نماید.
روح قانون
در حقوق نیز واژه « روح قانون »، بیان گر همین معنا است؛ برای مثال، در مواردی که دو نفر ادعای مالکیت برمالی دارند و هر دو در آن تصرف و تسلط دارند، فقها به قاعده عدل و انصاف تمسک نموده و آن مال را بین آن دو نصف می کنند. قاعده عدل و انصاف ، قاعده ای است که موافق مذاق شریعت می باشد، زیرا رعایت عدل و انصاف، از مبانی اولیه احکام شرعی است.این اصطلاح، در میان فقهای متاخر، در کلمات مرحوم « خویی » مشاهده می شود و در مواردی به آن تمسک نموده است؛ برای مثال، وی درباره شرایط مرجعیت می گوید: «مقتضای اطلاقات و سیره عقلا این است که زن هم مانند مرد می تواند مرجع شود»، و سپس می گوید: «با این حال، ما اعتقاد داریم که تقلید از او صحیح نیست، به دلیل این که این مسئله با مذاق شارع منافات دارد، زیرا وظیفه اصلی زن حفظ حجاب و سنگر خانواده است و این گونه کارها با انجام وظیفه او سازگاری ندارد».

ارتباط محتوایی با شریعت

شریعت در جدول کلمات

شریعت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی شریعت

نسیم ١٦:٣٧ - ١٣٩٦/٠٧/١٥
احتمالا کلمه اش از شرع می آید
میشه معنی قانون هم داده بشه
|

رسم آزادی ١٦:٠٣ - ١٣٩٧/٠٤/٢٨
شریعت:آنست که "حق رابدانی"تابتوانی خیروشر را ازهم تمییز بدهی!

طریقت:آنست که"حق رابجویی"ولو به قیمت جانت!!!

حقیقت:آنست که"حق راببینی"وغیرحق نبینی" حتی وجودشیطان"!!!!!؟؟؟
|

پیشنهاد شما درباره معنی شریعت



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سهیل رصایی > دهنونده
ابوالفضل > Starter
اژدر > arms length
اژدر > funder
Jalali > Ngo
حمیدرضا کریم > Wobbly
سارای > منیژه
شقایق > جانا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شریعت چیست   • فرق دین و شریعت   • معني شريعت   • تعریف شریعت   • معنی شریعت چیست   • شریعت در اسلام   • شریعت در جدول   • شریعت اسلامی   • مفهوم شریعت   • معرفی شریعت   • شریعت یعنی چی   • شریعت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شریعت
کلمه : شریعت
اشتباه تایپی : avduj
آوا : Sari'at
نقش : اسم
عکس شریعت : در گوگل


آیا معنی شریعت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )