انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1070 100 1

شریف

/Sarif/

مترادف شریف: ارجمند، اصیل، باشرف، بانجابت، بزرگوار، سرافراز، شرافتمند، عالیقدر، عفیف، کریم، مجید، محترم، نبیل، نجیب

متضاد شریف: وضیع

برابر پارسی: بزرگوار، پاک نژاد، گُهری، بزرگمنش

معنی اسم شریف

اسم: شریف
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: šarif) (عربی) دارای شرف، ارجمند، بزرگوار، دارای ارزش و اعتبار، ارزشمند، خوب، عالی، (در قدیم) از نسل امامان شیعه، سید - ارزشمند، عالی، سید، ارجمند، بزرگوار، نام کوهی در عربستان

معنی شریف در لغت نامه دهخدا

شریف. [ ش َ ] (ع ص ) مرد بزرگ قدر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). مرد دارای شرف و دارای بزرگی در دین و دنیا و مرد بزرگ قدر. ج ، شُرَفاء، اَشراف ، شَرَف. (ناظم الاطباء). بزرگوار. (مهذب الاسماء) (دهار) (مقدمه ٔ لغت میرسیدشریف جرجانی ). وجیه. (زمخشری ). صاحب شرف. ج ، شرفاء. اشراف ، شَرَف. یا شرف مفرد است به معنی شریف. مؤنث ، شریفة، ج ، شرائف ، شریفات. (از اقرب الموارد). مرد بزرگوار و بزرگ قدر و اصیل و پاک نژاد و دارای شرافت و علو قدر و مرتبه. (ناظم الاطباء). نعت از شرف. بزرگ. بزرگوار. ماجد. صاحب علوحسب. رفیع. نبیل. بزرگ قدر. گرانقدر. عالیقدر. والامقام. مقابل خسیس. مقابل وضیع. (یادداشت مؤلف ). مرد بزرگ قدر و نجیب و اصیل. (غیاث اللغات ). ذؤابه. عَرض.عُرض. عُراعَر. علی. مجید. وَعل. وَعِل. (منتهی الارب ) : روی به زنی کرد از شریف ترین زنان و گفت : گاه آن نیامد که این سوار را از اسب فرودآورند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 189). گردانید او را به پاکی فاضلتر قریش از روی حسب و کریمتر قریش از روی اصالت نسب و شریفتر قریش از روی اصل. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 308). شریف آن کس تواند بود که خسروان روزگار وی را مشرف گردانند. (کلیله و دمنه ). بشناختم که آدمی شریفتر خلایق و عزیزتر موجودات است. (کلیله و دمنه ). تن و جان من... فدای ذات شریف ملک باد. (کلیله و دمنه ).
مقام دولت و اقبال را مقیم تویی
زهی رفیعمقام و خهی شریف مقیم.
سوزنی.
شریف اگر متضعف شود خیال مبند
که پایگاه بلندش ضعیف خواهد شد.
سعدی (گلستان ).
- شریف الوجود ؛ عزیزالوجود و کسی که دارای شرافت و بزرگی باشد. (از ناظم الاطباء).
- شریف زاده ؛ آنکه اصل و نسب شریف دارد. دارای اصالت و نجابت خانوادگی :
شریف زاده چو مفلس شود در او پیوند
که شاخ گل چو تهی گشت بارور گردد
لئیم زاده چو منعم شود از او بگریز
که مستراح چو پر گشت گنده تر گردد.
ابن یمین.
- شریف کش ؛ قاتل افراد شریف و نجیب و بزرگوارتر. نابودکننده ٔ مرد بزرگوار :
ای چرخ شریف کش که دونی
جان را دیت از دهات جویم.
خاقانی.
- شریف و وضیع یا وضیع و شریف ؛ مردم بزرگ قدر و مردم فرومایه و حقیر.(از ناظم الاطباء). خرد و بزرگ. (یادداشت مؤلف ) :
در سرای گشاده ست بر وضیع و شریف
نهاده روی جهانی بدین مبارک در.
فرخی.
چون او به جهان در نه شریف و نه وضیع.
منوچهری.
دخترکان سیاه زنگی زاده
بس به وضیع و شریف روی گشاده.
منوچهری.
مردم روزگار وی وضیع و شریف او را گردن نهند و منقاد باشند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 92). چنان محتشم را سبک بر زبان آورد مردمان شریف و وضیع را ناپسند شد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 383).
همه داده گردن به علم و شجاعت
وضیع و شریف و صغارو کبارش.
ناصرخسرو.
هرکس را که در خدمت ومصاحبت ایشان بود از شریف تا وضیع... (تاریخ جهانگشای جوینی ).
|| هر شی ٔ بزرگ قدر. (غیاث اللغات ). مقابل خسیس : عضو شریف. شغل شریف. مکان شریف. (یادداشت مؤلف ). رفیع. (اقرب الموارد). بلند. (مقدمه ٔ لغت میر سیدشریف جرجانی ) :
بلکه ز ما زنده و شریف سخنگوی
نیست مگرجان فر خجسته و میمون.
ناصرخسرو.
ای آنکه نهال شریف نصرت
از کنیت و نام تو بار دارد.
مسعودسعد.
شریفترین همه است [ همه ٔ قوای ثلاثه است قوه ٔ انسانی یا نفس ناطقه ] وخسیس ترین قوتهای سه گانه قوت شهوانی است. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). هرکه نفسی شریف... دارد خویشتن را از محل وضیع به منزلتی رفیع می رساند. (کلیله و دمنه ). هر روز منزلت وی... شریفتر... می شد. (کلیله و دمنه ). و آن درجت شریف و رتبت عالی و منیف را سزاوار و موشح نتوانست گشت. (کلیله و دمنه ). جان را وقایه ٔ ذات و فدای نفس شریف او می ساخت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 440).
ای شام شریف طره ٔ مشکینت
وی صبح نشابور رخ رنگینت.
مفید بلخی (از آنندراج ).
- احوال شریف ؛ تعارف احترام آمیزی است که هنگام دیدار دوست یا آشنایی بدو گویند، و معمولاً خطابی است مهتر را بر کهتر.
- حال شریف ؛ احوال شریف. مزاج شریف. رجوع به دو ترکیب فوق در ذیل همین مدخل شود.
- مجلس شریف ؛ محکمه ٔ قضاوت. (ناظم الاطباء).
- || مجمع نجبا. (ناظم الاطباء).
- مزاج شریف ؛ خوی عالی و این کلمه را نیز در پرسش حال می گویند. (ناظم الاطباء).
|| سید علوی. (یادداشت مؤلف ) :
رفت صوفی گفت خلوت با دو یار
تو فقیهی این شریف نامدار.
مولوی.
دیگری گفت : پدرش نصرانی بود در ملطیه پس او شریف چگونه باشد. (گلستان سعدی ).
- شریف رضی ؛ سیدرضی. رجوع به رضی شود.
- شریف مرتضی ؛ سیدمرتضی. رجوع به علم الهدی موسوی شود.
|| دیناری از طلا مر تازیان را. (ناظم الاطباء).

شریف. [ ش َ ] (اِخ ) قومی است که عمال سلاطین مصر را معزول العمل ساخته بطناً بعد بطن به طریق توارث متکفل امور ریاست کعبه اند و آن جماعت را شرفاء کعبه گویند و شریف مفرد آن است. (آنندراج ). لقب بزرگ و رئیس مکه ٔ معظمه. (ناظم الاطباء): شریف مکه ؛ حاکم مکه ٔ معظمه که سید باشد. (غیاث اللغات ) :
ما شریف کعبه ٔ عشقیم و دائم برهمن
ارمغان از بهر ما ناقوس و زنار آورد.
مالک یزدی (از آنندراج ).
رجوع به شرفا شود.

شریف. [ ش َ ] (اِخ ) نام شهری از ایران. (آنندراج ).

شریف. [ ش َ ] (اِخ ) او راست کتاب معما موسوم به «الفیه ٔ شریف » (تألیف سال 908 هَ. ق.) او بیتی ساخته که هزار اسم به طریق تعمیه از آن پدید آیدبا تعدد ایهام در هر اسم ، بیت این است :
از قد و ابرو بدید آن ماه چهر
موج آب دیده ام بالای مهر.
طریق استخراج این اسامی را در یک جلد کتاب گنجانده و در این باب گوید :
بیتی که یک کتاب بود در بیان او
معلوم نیست گفته کسی غیر این ضعیف
کرده شریف تعمیه در وی هزار نام
زآن رو ملقب است به الفیه ٔ شریف.
(یادداشت مؤلف ).

شریف. [ ش َ ] (اِخ ) سی و یکمین از امرای بنی مرین مراکش ، در 875 هَ. ق. (یادداشت مؤلف ).

شریف. [ ش َ ] (اِخ ) ابن علی بن یوسف... حسنی فاطمی علوی. جد پادشاهان سجلماسی ، که همگی به مولای ملقب بودند وی به سال 997 هَ. ق. در سجلماسه بدنیا آمد. و مردم سجلماسه به سال 1041 هَ. ق. با وی بیعت کردند. مرگ او به سال 1069 هَ. ق. بود. (از اعلام زرکلی ).

شریف. [ ش َ ] (اِخ ) ابوالمظفربن ابی الهیثم هاشمی ، ملقب به علوی معاصر ابوالفضل بیهقی. (یادداشت مؤلف ). رجوع به ابوالمظفر و نیز تاریخ بیهقی چ ادیب ص 197 شود.

شریف. [ ش َ ] (اِخ ) ابوالمعالی شریف. پنجمین از حمدانیان. (یادداشت مؤلف ). رجوع به ابوالمعالی الشریف... شود.

شریف. [ ش َ ] (اِخ ) ابویعلی محمدبن محمدبن صالح هاشمی عباسی ، معروف به ابن هباریه شاعر عرب. (یادداشت مؤلف ). رجوع به ابن هباریه شود.

شریف. [ ش َ ] (اِخ ) جرجانی. میر سیدشریف ، علی بن محمد جرجانی ، دانشمند ایرانی (متولد 740 هَ. ق. در گرگان ، متوفای 816 هَ. ق. در شیراز). وی در حکمت و عرفان و علوم ادبی دست داشت. سعدالدین تفتازانی او را در سال 779 هَ. ق. در قصر زرد به شاه شجاع مظفری معرفی کرد و شاه او را با خود به شیراز برد و وی را مامور تدریس در مدرسه ٔ دارالشفاء کرد. پس از فتح شیراز به دست تیمور این پادشاه اورا به سمرقند برد. وی پس از مرگ تیمور بار دیگر به شیراز آمد و در همان شهر به سن 76سالگی درگذشت. مقبره ٔ او اکنون در محله ٔ سردُزک زیارتگاه است. وی با سعدالدین تفتازانی مناقشات علمی داشت. از آثار اوست : رساله ٔ «الکبری فی المنطق »، رساله ای در مراتب وجود، حاشیه بر شرح مطالع، شرح مواقف عضدالدین ایجی. (فرهنگ فارسی معین ). از آثار مهم او می توان : کتاب التعریفات (معروف به تعریفات جرجانی )، ترجمان القرآن ، امثله ،صرف میر، صغری و کبری را نام برد. (از دایرة المعارف فارسی ). هدایت رباعی زیر را از وی نقل کرده است :
ای حسن ترا به هر مقامی نامی
وی از تو به هر دلی شده پیغامی
کس نیست که نیست بهره ور از توولیک
اندر خور خود به جرعه ای یا جامی.
(ریاض العارفین ص 212).
رجوع به دایرة المعارف فارسی (مدخل جرجانی ) و فرهنگ سخنوران و مآخذ مندرج در آن و ریحانة الادب شود.

شریف. [ ش َ ] (اِخ ) سیداحمد شریف حسنی. از سادات آل رسول بود. او راست : آثارالانظار و مبتکرات الافکار چ مصر 1319 هَ. ق. (از معجم المطبوعات مصر).

شریف. [ ش َ ] (اِخ ) سیدمرتضی علم الهدی... (یادداشت مؤلف ). رجوع به شریف مرتضی و علم الهدی موسوی شود.

شریف. [ ش َ ] (اِخ ) یا میر شریف هراتی. نقاش معروف به زمان صفویه. (یادداشت مؤلف ).

شریف. [ ش ُ رَ ] (اِخ ) نام کوهی بس بلند در عربستان. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

شریف. [ ش ُ رَ ] (اِخ ) نام آبی در نجد. (ناظم الاطباء). آبی است مر بنی نمیر را به نجد و آنرا روزی است. (منتهی الارب ) (آنندراج ). آبی است مر بنی نمیر را. (از مجمع الامثال میدانی ص 759). آبی است بنی نمیر را و گویند یک وادی است در نجد که قسمت یمینی آن را شرف وقسمت یساری آن را شریف نامند. (از معجم البلدان ).

معنی شریف به فارسی

شریف
( میرسید ) علی بن محمد جرجانی دانشمند ایرانی ( و. گرگان ۷۴٠ ه.ق ./ ۱۳۳۹ م.- ف. شیراز ۸۱۶ ه.ق ./ ۱۴۱۳ م .) . وی در حکمت و عرفان و علوم ادبی دست داشت .سعید الدین تفتازانی او را در سال ۷۷۹ ه.ق./۱۳۷۷ م در قصر زرد بشاه شجاع مظفری معرفی کرد و شاه او را با خود بشیراز برد و ویرا مامور تدریس در مدرسه دارالشفائ کرد . پس از فتح شیراز بدست تیمور این پادشاه او را بسمرقند برد. وی پس از مرگ تیمور بار دیگر بشیراز آمد و در همان شهر بسن ۷۶ سالگی در گذشت . مقبره او اکنون در محله سروزک زیارتگاه است . وی با سعد الدین تفتازانی مناقشات علمی داشت . از آثار اوست رساله [ الکبری فی المنطق ] رساله ای در مرابت وجود حاشیه بر شرح مطالع شرح مواقف عضد الدین ایجی .
صاحب شرف، بزرگواری، بلندقدر، شرافتمند، اشراف
( صفت ) ۱ - صاحب شرف و افتخار شرافتمند . ۲ - بزرگوار بلند قدر . ۳ - پاک نژاد گهری جمع : شرفا(ئ ) اشرف .
از رجال مصر ( ف. ش۱۸۸۷ م.). وی در زمان اسماعیل و توفیق خدیوان مصر وزیر بود و با دختر سلیمان پاشا ازدواج کرد .
دهی از دهستان ورکوه بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد
ده کوچکی است از دهستان منوجان بخش کهنوج شهرستان جیرفت
تونسی مکنی بابومحمد فقیه مالکی اوراست معین المفتی
ابن محمد طاهر وحید قزوینی مکنی بابومحمد اوراست شرح شواهد مجمع البیان
دستخط پادشاهی یا نشان و علامتی که شخص پادشاه بدست خود در بالای فرمانها و بروات می گذارد .
ده کوچکی است از دهستان نوق شهرستان رفسنجان .
قدس اورشلیم
دهی از دهستان برکشلو بخش حومه شهرستان رضائیه . واقع در ۱۴۵٠٠ گزی خاور رضائیه و ۳ هزار گزی جنوب شوسه کلمانخانه برضائیه و موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل مالاریایی است .
شهری است در افغانستان و مردم آن معتقدند که مرقد حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام در آنجا است . جمعیت آن در حدود ۴۵/٠٠٠ تن است .
شهری در افغانستان

معنی شریف در فرهنگ معین

شریف
(شَ) [ ع . ] (ص .) ۱ - بزرگوار، بلند قدر. ۲ - پاک نژاد، گهری .

معنی شریف در فرهنگ فارسی عمید

شریف
صاحب شرف، دارای شرف، شرافتمند، بزرگوار، بلندقدر.

شریف در دانشنامه ویکی پدیا

شریف
شَریف صفتی برای اشاره به شرف است و می تواند به موارد زیر هم اشاره کند:
دانشگاه صنعتی شریف، در تهران
عمر شریف
مجید شریف
حبیب الله شریف کاشانی
مزار شریف
فرهنگ شریف، نوازنده تار
شریف نیشابوری
شریف حسین
قادر شریف
عباس یمینی شریف
محسن شریف، نویسنده ایرانی
یکی از نام های خدا در اسلام
شریف (ایوان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ایوان در استان ایلام ایران است.
این روستا در دهستان نبوت قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۴ نفر (۶خانوار) بوده است.
شریف (دلفان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان دلفان در استان لرستان ایران است.
این روستا در دهستان خاوه شمالی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
شریف (شوشتر)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان شوشتر در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان شهید مدرس قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۷۷ نفر (۳۶خانوار) بوده است.
شریف آباد شهری در بخش شریف آباد شهرستان پاکدشت استان تهران ایران است. این شهر مرکز بخش شریف آباد شهرستان پاکدشت است. شهر شریف آباد در جاده تهران به ایوانکی و پس از شهر پاکدشت واقع شده است.
امامزاده شیخ کلینی
تپه قرمزتپه و فرخ آباد هردو از آثار پیش از اسلام
چهار باغ علی آباد متعلق به دوره اشکانی
منطقه ییلاقی سرخ حصار که زمانی بهشت شرق تهران بوده است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این مکان ۱۸٬۲۸۱ نفر (۵٬۳۶۸ خانوار) بوده است.
در دروازه ورودی شریف آباد فرهنگسرایی در دست ساخت است. شهر شریف آباد، با وسعت حدود۵۲۷۱ هکتار در فاصله ۳۵ کیلومتری پایتخت به عنوان دروازه ورودی شرق استان تهران در ارتفاع ۱۵۹۶ متری از سطح دریا در محل اتصال شهرستان ورامین و شهرهای پیشوا و جوادآباد و شهرستان های پاکدشت به استان سمنان در زمین های آبرفتی جنوب رشته کوه های البرز و دماوند واقع شده است. از نظر جغرافیایی از شمال به دامنه وسیع منابع طبیعی و منطقه خوش آب و هوا سرخه حصار و منطقه پارچین، از شرق به شهر ایوانکی، از غرب به شهرستان پاکدشت وا ز جنوب به روستاهای واقع در بخش شهرستان ورامین منتهی می شود. این شهر با حومه آن بیش از ۲۵ هزار تن جمعیت دارد که در قالب ۶۲۵۰ خانوار به صورت پراکنده در شهر و شهرک های همجوار و روستاهای حریم و تابعه ساکن هستند. این شهر به دلیل دارا بودن اراضی مستعد از لحاظ کشاورزی بسیار غنی و در زمینه های مختلف تولیدی از قبیل کشت گندم و جو در درجه اول قرار دارد و همچنین از لحاظ تولید گل بخش مهمی را به خود اختصاص داده است. شهر شریف آباد، به لحاظ صنعتی رشد خوبی داشته و با وجود شهرک صنعتی عباس آباد، علی آباد و خوارزمی، زمینه اشتغال فراوانی را برای جوانان شهرستان فراهم آورده است. از نظر شهرسازی نیز به لحاظ نوپا بودن و تأسیس شهرداری در سال ۱۳۸۰، اصول فنی و اصلاح هندسی شهر، روزبه روز بهتر و فنی تر می شود.
شریف آباد از شهرهای استان تهران در ایران است.
شریف آباد (البرز) شریفیه یا شریف آباد شهری در استان البرز
شریف آباد همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
مختصات: ۳۶°۰۸′۱۷″شمالی ۴۹°۱۵′۴۴″شرقی / ۳۶٫۱۳۸۰۹°شمالی ۴۹٫۲۶۲۲۶°شرقی / 36.13809; 49.26226
شریف آباد (ابهر)، ناحیه ای از توابع بخش مرکزی شهرستان ابهر در استان زنجان ایران است. این ناحیه تا دهه هشتاد روستا بوده است.
شریف آباد ناحیه یک ابهر و در ضلع شرقی شهر ابهر (ورودی تهران) قرار گرفته است. از سمت غرب با ابهر و شناط از سمت جنوب با ابهر از شرق با روستای نورین و از سمت شمال با روستاهای آهک قره تپه و اسدآباد همسایه می باشد در دهه هشتاد شریف آباد مرکز دهستان حومه ابهر حساب می شد با وجود اینکه خود داری شهرداری مستقل بود تا اینکه با پیگیری های مردم و در تقسیم بندی جدید نواحی چند گانه ابهر رسماً به عنوان ناحیه یک شناخته شد.
شریف آباد در اصطلاح عامیانه به چند قسمت تقسیم می شود
شریفاباد، روستایی است از توابع بخش انزل و در شهرستان ارومیه استان آذربایجان غربی ایران.
این روستا در دهستان انزل جنوبی قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۳۱ نفر (۲۷ خانوار) بوده است.
شریف آباد (اصفهان)، روستایی از توابع بخش بن رود شهرستان اصفهان در استان اصفهان ایران است.
شریف آباد (البرز)، روستایی از توابع بخش محمدیه شهرستان البرز در استان قزوین ایران است.
شریف آباد، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان الیگودرز در استان لرستان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان پاچه لک شرقی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۵ نفر (۱۵خانوار) بوده است.
آب انبار حاج شریف مربوط به دوره قاجار است و در کاشان، خیابان ملا فتح الله، کوچه پشت هنرهای سنتی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۸۳ با شمارهٔ ثبت ۱۱۵۶۹ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
مقبره شریف مربوط به اوایل دوره پهلوی است و در شهرستان درمیان، روستای درخش واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۲۸۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
آمانا شریف (انگلیسی: Aamna Sharif؛ زادهٔ ۱۶ ژوئیهٔ ۱۹۸۲) که بیشتر با نام آمانا کاپور شناخته می شود، هنرپیشه و مجری تلویزیونی اهل هند است. وی زاده پدری هندی و مادری ایرانی است. او در ۲۷ دسامبر ۲۰۱۷ با تهیه کننده آثارش با نام آمیت کاپور ازدواج کرد.
از فیلم هایی که وی در آن نقش داشته است می توان به یک تبهکار اشاره کرد.
ابراهیم مری مَقدَسی با کنیهٔ ابواسحاق و لقبِ برهان الدین، شهرت یافته به ابنِ اَبی شَریف (۱۴۳۳، قدس - ۱۵۱۷م، قاهره) (نسب: ابراهیم بن محمّد بن ابی بکر بن علی) فقیه شافعی شامی فلسطینی بود. در قدس دانش آموخت و در قاهره تحصیلات خود را تکمیل کرد. مُعتمدِ مفتی اعظم مصر شد. قضاوت مصر را در سال ۹۰۶ق پذیرفت و کمتر از یک سال بر آن منصب بود. در مصبنهٔ قدس می زیست. در روزگار خلیفه متوکل علی الله عباسی در قاهره درگذشت.
شرح المنهاج: در فقه، چهار جلد.
شرح قواعد الإعراب: از ابن هشام
شرح العقائد: از ابن دقیق العید
شرح الحاوی: در فقه، دو جلد.
نظم السیرة النبویة و نظم النخبه: از ابن حجر.
شرح التحفة لابن الهائم: در فرائض.
نظم لقطة العجلان: از زرکشی.
دیوان خطب
کتاب فی الآیات آلتی فیها الناسخ و المنسوخ.
منظومه در القرائات و دیگر مختصرنویسی ها و شرح نوشته های بسیار.
احمد بای بن محمد شریف (عربی: أحمد بن محمد الشريف بن أحمد القلي‎)؛ (زاده:۱۷۸۶- درگذشته:۱۸۵۰) فرزند محمد الشریف و از خانواده ابن قانه یکی از بزرگترین شیوخ عرب در منطقه الصحرای الجزایر است.
احمد بن محمد در قسنطینه متولد شد و در حالی که در سنین جوانی بود پدرش را از دست داد و به همراه مادرش از قسنطینه به منطقه الصحرا رفت و تحت سرپرستی عموهایش قرار گرفت. او قرآن را بطور کامل حفظ کرد و قوانین زبان عربی را فرا گرفت. او در سن ۱۲ سالگی به سفر حج رفت و به همین خاطر از همان موقع به حاج احمد ملقب شد.
احمد بن محمد ریاست قبایل العواسی که در منطقه عین البیضاء و اطراف آن حضور داشتند را بعهده گرفت، منصبی که بجز کسانی که مورد اعتماد مردم بودند تعلق نمی گرفت. او همچنین مسئولیت نظارت به بخشی از نیروهای نظامی شامل ۳۰۰ نفر را در منطقه شرقی قسنطینه بعهده داشت. او در سفری به مصر با محمد علی حاکم وقت مصر دیدار و از پیروزی های او پشتیبانی کرد. با بروز اختلاف بین احمد بن محمد و البای ابراهیم حاکم منطقه شرق الجزایر در سال ۱۸۲۱، او از منصبش عزل شد و در ترس از ترور به منطقه دیگری رفت. در جریان زلزله ای که در ۲ مارس ۱۸۲۵ پایتخت را ویران کرد، حاج احمد نقش مهمی در عملیات نجات ایفا کرد و این باعث شد که الدای حسین حاکم وقت او را به عنوان حاکم قسنطینه منصوب کند. او در دوران حکومتش بر این منطقه توانست قبائل بزرگ را با هم متحد و نبردهای مختلفی را علیه استعمار فرانسه پیش ببرد. او دارای یک استراتژی دقیق برای پیشبرد مقاومت علیه فرانسویان بود. سرانجام بدنبال شکست هایی که از طرف فرانسه بر مقاومت تحمیل شد، حاج احمد به دلیل کهولت سن و عدم توان جسمی برای اداره نبردها، خودش را در۵ ژوئن ۱۸۴۸ به نیروهای اشغالگر تسلیم کرد و به اقامت اجباری در پایتخت محکوم شد.
بر اساس نقل قول هایی که شده، سرانجام احمد بای در سال ۱۸۵۰ در حالی که تحت اقامت اجباری بسر می برد به وسیلهٔ سم به قتل رسید و در سیدی عبد الرحمان الثعالبی در پایتخت الجزایر به خاک سپرده شد.
مولای اسماعیل بن شریف، دومین فرمانروای مراکش از دودمان علوی بود. او در کشور خودش به «پادشاه جنگجو» معروف است. او پس از وفات برادرش رشید بعلت افتادن از اسب به سلطنت مراکش رسید و پس از او، پسرش احمدالذهبی به حکومت رسید. هفت پسر او، پس از مرگش به سلطنت مراکش رسیدند.
خناته بنت بکار
عایشه بنت مبارک
ام العز اتباع
بلقیس
حلیمه سفیانیه
بانوی قبیلهٔ تلیقیه
لاله الوا
خانم شا (یک زن ایرلندی)
اسماعیل محمد شریف (انگلیسی: Ismail Mohammed Sharif؛ زادهٔ ۱۷ آوریل ۱۹۶۲) یک بازیکن فوتبال اهل عراق است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است.
وی همچنین در تیم ملی فوتبال عراق بازی کرده است.
اعوان شریف (به انگلیسی: Awan Sharif) یک منطقهٔ مسکونی در پاکستان است که در ناحیه گجرات واقع شده است. اعوان شریف ۳۵–۴۰ هزار نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای پاکستان
دره شریف یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر بستاب استان یزد قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، سرب و روی است.
فهرست اندیس های استان یزد
مختصات: ۳۵°۴۲′۲۱″شمالی ۵۱°۲۱′۱۳″شرقی / ۳۵٫۷۰۵۸۴۵۹°شمالی ۵۱٫۳۵۳۶۴۶۶°شرقی / 35.7058459; 51.3536466
معرفی ایستگاه ها
ایستگاه مترو دانشگاه شریف یکی از ایستگاه های متروی تهران است که در شمال دانشگاه صنعتی شریف (دانشگاه صنعتی آریامهر سابق) در تهران واقع شده است. این ایستگاه در خط دو مترو تهران واقع شده است.
راه های دسترسی به دانشگاه شریف از طریق مترو، این ایستگاه از طریق درب شمالی دانشگاه(درب انرژی دانشگاه شریف) و ایستگاه مترو حبیب الله از طریق سردرب اصلی دانشگاه در خیابان آزادی است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با شریف

شریف در جدول کلمات

شریف تر
اشرف
شریف تر | والاتر
اشرف
شریف و اصیل
نجیب
شریف و نام آور
نابه
شریف | اصیل
نجیب
سریالی ساخته فلورا سام با بازی محمدرضا شریف ینیا | گوهر خیراندیش | برزو ارجمند | علی صادقی و ••• که نوروز امسال روی آنتن شبکه تهران بود
ما فرشته نیستیم
فیلمی ساخته مرحوم حمید رخشانی با بازی شریف ینیا | حیایی و نیلوفر خو شخلق
مونس
مرد شریف و نجیب
نبیل

معنی شریف به انگلیسی

honorable (صفت)
پسندیده ، عالیجناب ، سربلند ، خوش طینت ، محترم ، شریف ، شرافتمندانه ، بزرگوار ، شایان تعریف ، ابرومند ، لایق احترام
patrician (صفت)
اشرافی ، شریف
noble (صفت)
اشرافی ، سخاوتمند ، نجیب ، اصیل ، ازاده ، خاص ، با شکوه ، خوش طینت ، شریف ، خوش ذات
honourable (صفت)
عالیجناب ، سربلند ، خوش طینت ، محترم ، شریف ، شرافتمندانه ، بزرگوار ، شایان تعریف ، ابرومند ، لایق احترام

معنی کلمه شریف به عربی

شریف
شريف , نبيل
عظم
الشعب الكريم

شریف را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

ماهان ٠٥:١٩ - ١٣٩٦/٠٢/٠٥
این واژه تازى (اربى) است و برابرهاى آن به پارسى چنین است: آزرمیک Azarmik (پهلوى: شریف) ، بورژیک Burzhik (پهلوى: شریف) ، ایر ir (پهلوى: شریف ، اصیل ، نجیب ، از نژاد آریایى) ، اِریک Erik یا ایریک irik (پهلوى: شریف ، اصیل ، نجیب ، آریایى) ، اَزْناوَر Aznavar
(پهلوى: آزاده ، شریف ، محترم ، نجیب) ، اَپَرمانیک Aparmanik (پهلوى: بزرگ ، نجیب ، شریف) ، اروند Arvand (پهلوى: شریف ، نجیب) ، استونک Astunak (شریف، نجیب، طاهر ، مطهر) ، پدگهر Padgohar (پهلوى: اصیل ، نجیب و شریف ، بزرگ زاده) ، مهمنش Mahmanesh (پهلوى: مَس مِنیشْنْ
: بزرگ منش ، متشخص ، شریف ) ، پَهلُم Pahlom (پهلوى: شریف ، برتر ، على ، مقدس)
|

کمال الدین ١٦:٢٧ - ١٣٩٧/٠٤/٠٧
گرانمایه
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Erfan_Z_A_D > اغما
افشین اشکبوسی > قد و قامت
امل .ب.خ > course
محمدحسین اجارودی از گرمی.اردبیل > issar
اثر ناپذیر > passive
exo.pcy😍 > exo
مهران > فابریک
مهبد > مهبد

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دانشگاه صنعتی شریف دانشآموختگان برجسته   • دانشگاه شریف کیش   • رشته های دانشگاه صنعتی شریف   • دانشگاه صنعتی امیرکبیر   • آدرس دانشگاه صنعتی شریف   • رشته های دانشگاه صنعتی شریف تهران   • لیست اسامی فارغ التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف   • اسامی فارغ التحصیلان دانشگاه شریف   • معنی شریف   • مفهوم شریف   • تعریف شریف   • معرفی شریف   • شریف چیست   • شریف یعنی چی   • شریف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شریف
کلمه : شریف
اشتباه تایپی : avdt
آوا : Sarif
نقش : صفت
عکس شریف : در گوگل


آیا معنی شریف مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )