انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1022 100 1

شر

/Sarr/

مترادف شر: بدی، تباهی، فساد، آشوب، شورش، غائله، فتنه

متضاد شر: خیر

برابر پارسی: بد، بدنهادی، آزاررسانی، بدی

معنی شر در لغت نامه دهخدا

شر. [ ش ُرر ] (ع اِ) شَرّ. (منتهی الارب ). رجوع به شر شود.

شر. [ ش َرر ] (ع اِ) نقیض خیر. اسمی است جامع رذایل و خطاها. ج ، شرور. بدی و فساد و ظلم. (از اقرب الموارد). بدی. مقابل خیر. (از منتهی الارب ). || بدی. زیان. ضرر. گزند. مضرت. فساد. تباهی : و نبلوکم بالشر و الخیر فتنة و الینا ترجعون. (قرآن 35/21).
ز دلها مردمان را خیر باشد
مرا باری ز دل باشد همه شر.
فرخی.
کلکش چو مرغکیست دو دیده پر آب مشک
وز بهر خیر وشر زبانش دو شاخ تر.
عسجدی.
همو عزوجل فرمود که ما شما را در خیر و شر می آزمائیم. (تاریخ بیهقی ص 309 چ ادیب ).
مگر خیر بی شر یا نفع بی ضر.
ناصرخسرو.
کار یزدان صلح و نیکویی و خیر
کار دیوان جنگ و زشتی و شرست.
ناصرخسرو.
بلکه گفته اند شری که بماند بهتر از خیری که نماند. (کیمیای سعادت ). تعبد و تعفف در دفع شر جوشنی عظیم است. (کلیله و دمنه ). حیوانی که در او... خیر وشر باشد چگونه بی انتفاع شاید گذاشت. (کلیله و دمنه ). اگر در کاری خوض کند... شر و مضرت... آن به ملک او بازگردد. (کلیله و دمنه ).
ای زال مستحاضه که آبستنی به شر
زان خوش عذار غنچه ٔ عذرا چه خواستی.
خاقانی.
شروان به همت تو خیروان شد اما
من خیروان ندیدم الا شری ندارم.
خاقانی.
این نامه هفت عضو مرا هفت هیکل است
کایمن کند ز هول سباع و شر هوام.
خاقانی.
- به شر شب گرفتار شدن ؛ شب هنگام در تاریکی دراز گرفتار آمدن.
- خیر و شر کردن ؛ نوعی فال گیری است که خطی چند بی توجه به شمردن آن کشند و سپس عدد اول آن را خیر و دومی را شر نامند اگر عدد به شر ختم شود فال بد و اگر به خیر منتهی گردد فال نیک است. (یادداشت مؤلف ).
- شر شب ؛ دراز کشیدن شب بر کاروان و مسافر. سرگردان شدن مسافر.
- شر شب شکستن ؛ در اصطلاح مکاریان ، صبح نزدیک شدن. یعنی زمانی از شب رسیدن که عادتاً دزدان در آن وقت ناگزیر از خفتن شده باشند. (یادداشت مؤلف ).
- || توسعاً پاسی از شب گذشتن که عادتاً همه ٔ مردمان خفته اند : خواجه گفته لمحه ای صحبت داریم تا شر شب بشکند، بعد از آن با تو سیری کنیم. (مزارات کرمان ص 120 س 8 از یادداشت مؤلف ).
- شر کسی یا چیزی را کندن ؛ زیان و فساد او را از بین بردن.
|| غائله. (یادداشت مؤلف ). نایره. (دهار). بلیه. فتنه.
- شر کردن و شر به پا کردن ؛ فتنه و فساد کردن : کاشکی شری و فسادی نکند به آنکه با علی تگین یکی شود که به یکدیگر نزدیکند و شری بزرگ بپای کند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 329). چون بی جنگ و اضطراب کار یکرویه شد و بی منازع تخت ملک به خداوند رسید دانست که فرصتی یابد و شری بپای کند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 343).
رو تو با آن خر، مرا بگذار با این شیر نر
خر ترا و شیرما را، چون که چندین شر کنی.
ناصرخسرو.
- شر و شور ؛ فساد و غوغا. فتنه و بلوی. غائله وشورش :
نه او کشته آید به جنگ و نه من
برآساید از شر و شور انجمن.
فردوسی.
- شور و شر ؛ شر و شور :
قولش مقر و مایه ٔ نور دل
تیغش مکان و معدن شور و شر.
ناصرخسرو.
در حذر شوریدن شور و شرست
رو توکل کن توکل بهتر است.
مولوی.
و رجوع به شر و شور شود.
|| تب. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || حاجت و فقر. (منتهی الارب ). فقر. (اقرب الموارد). || (ص ) بد. (منتهی الارب ) : اگر... بر افعال شر بیم پاداش و عقاب نبود. (سندبادنامه ص 5). || (ن تف ) بدتر، یقال : هو شر منک و منه لایأتی عام الا و الذی بعده شر منه. (منتهی الارب ). یقال : فلان شر الناس. و آن اسم تفضیل است که همزه ٔ آن بسبب کثرت استعمال حذف شده ، چنانکه در کلمه ٔ خیر (خیر الناس ) نیز همزه افتاده است و آن دو (خیر و شر) منصرفند بسبب از بین رفتن وزن فعل. و گویند: هی شرة الناس. چنانکه گویند: هی خیرتهن و شُرّی ، به اعتبار اصل آن است و از آن است گفته ٔ زنی از عرب : اعیذک باﷲ من نفس حری و عین شری ؛ یعنی خبیثة، از شر آن را بر وزن فعلی آورده مانند اصغر و صغری. (از اقرب الموارد).
- شرالدواب ؛ بدترین چارپایان : ان شرالدواب عنداﷲ الصم البکم الذین لایعقلون. (قرآن 22/8).
بر قصر عقل نام تو خیرالطیور گشت
در تیه جهل خصم تو شرالدواب شد.
خاقانی.
ای کف تو جان جود و رای تو صبح وجود
بخت تو خیرالطیور و خصم تو شرالدواب.
خاقانی.
|| (اِخ ) شیطان. (منتهی الارب ). ابلیس. (از اقرب الموارد).

شر. [ ش ِ ] (اِ) نامی است از جمله ٔ نامهای آفتاب عالمتاب. (برهان ) (آنندراج ). اما ظاهراً مصحف «مثر» (= مهر) است. (حاشیه ٔ برهان چ معین ).

شر. [ ش ُ ] (اِ صوت ) آواز ریختن آب از بلندی. (یادداشت مؤلف ). رجوع به شرشرشود. || آب جاری. کر یا شر. کر و شر. در تداول عوام آب کر و آب جاری که شرعاً مطهرند و بی تغییر بو و طعم و رائحه نجس نشوند. (یادداشت مؤلف ).

شر. [ ش َ ] (اِ) نامی است که در نور و مازندران به شمشاد دهند. (از درختان جنگلی ایران ص 193).

معنی شر به فارسی

شر
بدشدن، بدی کردن، بدی، فساد، فاسدشدن، شرور، بدکار، بدکارتر، بدکردارتر، بسیارشریر، اشرار
( صفت ) ۱ - بد کارتر بد کردار تر . ۲ - بسیار شریر جمع : شرار .
نامی است از جمله نامهای آفتاب عالمتاب .
[ گویش مازنی ] /shar/ شهر - شر فاسد – بدکردار ۳مکانی مشخص ۴شرح و تفصیل & شعر - شیر – سلطان جنگل ۳شیر آب و غیره
۱- بدترین شهرها ۲- لقبی است که خاقانی بشهر خود - شروان داده : یا رب ازین حبسگاه بازرهانش که هست شروان شرالبلاد خصمان شرالدواب ٠ ( خاقانی )
مقابل خیر اندیش بد سگال بد اندیش
عمل شر اندیش بد اندیشی
فتنه بر پا کردن فساد بر انگیختن
غوغائ مفتن فتنه انگیز و مفسد و مفتن .
فتنه انگیزی فساد .
عمل شر انگیز
( صفت ) برنگ شیر سفید .
[ گویش مازنی ] /shar bet/ شربت - نوعی علف هرز
[ گویش مازنی ] /sher paleng kaa/ از انواع بازی های گروهی ویژه ی نوجوانان و جوانان
[ گویش مازنی ] /shar talok/ اهل دعوا آشوب طلب کسی که به دنبال شر می گردد
مدعایی را پیش از اثبات در محکمه ای با دادن وجهی قبول کردن و سود و زیان آن را بخود اختصاص دادن .
خراشیدن و خاریدن
[ گویش مازنی ] /sher Khoon/ شعر+خون نقالحافظان و قاریان اشعار محلی که گاهی از صدای خوش نیز برخوردار بوده اندشرخون ها، علاوه، بر خواندن شعر، داستان ها و افسانه های بومی را نیز نقل کرده، برخلاف نوازندگان از احترام و اعتبار ویژه ای برخوردار بوده انددر فرهنگ دهخدا به معنی خواننده ی شعر آمده است
شخول شخیل
[ گویش مازنی ] /sher davesten/ سرودن شعر
( مصدر ) ۱ - بدی رسانیدن کار بدی در مورد کسی کردن . ۲ - ضرر رساندن .
( مصدر ) ۱ - بدی رسانیدن کار بدی در مورد کسی کردن . ۲ - ضرر رساندن .
[ گویش مازنی ] /sher sher o/ آب جاری و اندک
[ گویش مازنی ] /sher sheraani/ آبشار کوچک و مصنوعی - محل ریزش آب از ارتفاع

معنی شر در فرهنگ معین

شر
(شَ رّ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - بدی . ۲ - بدذاتی . ۳ - فساد.

معنی شر در فرهنگ فارسی عمید

شر
۱. [مقابلِ خیر، جمع: شرور] بدی، فساد.
۲. ضرر، زیان.

شر در دانشنامه اسلامی

شر
معنی شَرَّ: شرّ - بدي - بدتر - بدترين
معنی خَبَالاًَ: شر وفساد
معنی شَّيْطَانُ: موجودي سراپا شر
معنی نَّجْدَيْنِ: دو سر بالایی (کلمه نجد به معناي راهي است به سوي بلندي ، و مراد از نجدين راه خير و راه شر است و اگر راه خير و شر را نجد خوانده ، براي اين بوده که هر دو مستلزم رنج و مشقت است )
معنی سَيَکْفِيکَهُمُ: به زودي دربرابر آنان تو را کفايت مي کند (از شر آنها تورا حفظ مي کند)
معنی جُنَّةً: سپر-پرده و پوششي است که با آن خود را از شر حفظ ميکنند
معنی يَعِدُکُمْ: به شما وعده مي دهد (اگر اين وعده وعده ي بد و شر باشد (وعيد) آنگاه معني ترساندن هم مي دهد )
معنی يَعِدُهُمْ: به آنان وعده مي دهد (اگر اين وعده وعده ي بد و شر باشد (وعيد) آنگاه معني ترساندن هم مي دهد )
معنی سَّلَامُ: سلامت و عافيت -عاري از آفات ظاهري و باطني - کسي که با سلام و عافيت برخورد کند ، نه با جنگ و ستيز ، و يا شر و ضرر .
معنی شِقْوَتُنَا: بدبختي (شقاوت و شقاء ضد سعادت است ، و سعادت هر چيزي خيري است که مختص به او است و شقاوتش نداشتن آن خير است و به عبارت ديگر : شقاوت به معناي شر مختص به هر چيزي است )
معنی وَعِيدِ: وعده شرّ - وعده عذاب (کلمه "وعد" بدون همراهي با کلمه وعيد هم معناي وعده خير مي دهد و هم به معناي وعده شر . ولي اگر هر دو با هم در کلامي بيايند ، وعد به معناي وعده خير ، و وعيد به معناي وعده شر خواهد بود.لذا خلف وعده مقبوح و زشت است ولي خلف وعيد نشانه...
معنی يُصِيبُ: اصابت مي کند - مي رسد(کلمه مصيبت به معناي واقعه و حادثهاي است که به انسان يا هر چيز اصابت کند ، و اسم فاعل از مصدر اصابت است ، و از اصابه تير به هدف منشا گرفته ،هم شامل اصابه حوادث خير ميشود و هم اصابه حوادث شر ، و لي استعمال آن در شر غلبه دارد ، در ...
ریشه کلمه:
شرر (۳۱ بار)

بد و ضرر راغب گفته: شر آن است که همه از آن اعراض می‏کنند چنانکه خیر آن است که همه به آن مایل می‏شوند طبرسی فرموده خیر نفع خوب و شرّ ضرر قبیح است . در آیات گاهی معنی ضرر مناسب است مثل آیه فوق و گاهی معنای قبیح و بد نحو . در اقرب الموارد گوید: شرّ اسمی است جامع تمام رذائل و خطایا و در «فُلانٌ شَرُّ النّاسِ» اسم تفضیل است همزه آن در اثر کثرت استعمال حذف شده چنانکه در «فُلانٌ خَیْرُ النّاسِ». علی هذا شرّ در آیه . و نظیر آن اسم تفضیل است و ایضاً در آیه . و نظائر آن باید به قرینه «من» تفضیلیه اسم تفضیل باشد. شریر: مضرّ، مفسد، ظالم. جمع آن اشرار است . شرار النار (به کسر ش) شراره و جرقه آتش است که از آن جستن می‏کنند راغب گوید: علت این تسمیه اعتقاد شرّ در اخگر است. شرر (بر وزن ضرر) مطلق شراره واحد آن شرره است . آتش شراره هائی به بزرگی می‏افکند. شرار جمع شریر نیز آمده است. تفضیل سخن در «حسن» دیده شود.
برهان شر به برهانی می گویند که مادی گرایان و منکران خدا برای انکار وجود خالق هستی به آن برهان استدلال می کنند.
یکی از مسائلی که مادی گرایان و منکران خدا برای انکار وجود خالق هستی به آن استدلال می کنند وجود «شر» است. مشکل اساسی و مشترک استدلال این گروه آن است که آن ها شر را به صورت مطلق فرض می کنند، به گونه ای که هیچ خیری در او نیست. منشا چنین نگرشی این است که در نظر این عده، زندگی کوتاه مادی و دنیایی انسان، مقیاس همه ی چیز است و هرچه با آن هماهنگ نباشد، شر مطلق است. در حالی که اولاً: هیچ موجودی را نمی توان شر مطلق دانست؛ بلکه شر همیشه نسبی است. ثانیاً: زندگی انسان، محدود به زندگی ظاهری دنیا نیست؛ زندگی دنیا بخش کوچکی از حیات و زندگی طولانی انسان است. البته برخی (ماتریدی) از همین شر برای وجود خدا استفاده نموده است.
انکارناپذیری وجود شر
گرچه اصل وجود «شر» انکارپذیر نبوده و بارها در قرآن کریم نیز بدان اشاره شده است،
اسراء/سوره۱۷، آیه۷۳.    
امروزه نیز یکی از مسائلی که مادی گرایان و منکران خداوند برای انکار وجود خداوند به آن تمسک می کنند وجود شر است. این دلیل دارای تقریرات و گونه های متعددی است: ۱. اگر از این که هر معلولی علتی می خواهد و هر نظمی ناظمی و هر حرکتی محرکی می طلبد، و در نتیجه، ریشه ای واحد برای تمامی معلول ها و نظم ها و حرکت ها به دست می آید؛ به طریق مشابه نیز چون هر مفسده و شری ناشی از شروری است، در نهایت به یک ام الفساد به عنوان ریشه تمامی شرور خواهیم رسید. البته آنان در پی اثبات وجود ریشه ای واحد برای تمام شرور نیستند، بلکه مقصودشان تمسخر روش کلامی در شناخت جهان است. به بیان دیگر، این استدلال نه برای اثبات ثنویت، بلکه برای تشکیک در براهین خداباورانه به کار برده شده است.
داوکینز، ریچارد، پندار خدا، ص۶۸.
...
خیر و شر دو مفهوم مقابل هم هستند. خیر در مورد انسان به چیزی گفته می شود که با وجود ما هماهنگ بوده، مایه پیشرفت و بهره مندی و منفعت ما شود و شر چیزی است که ناهماهنگ با وجود ما باشد و مایه ضرر و نقصان و زیان ما شود.هیچ موجودى نیست که وجودش ذاتا متصف به شر گردد؛ از این روى شر نیاز به مبدا و آفریننده اى ندارد، زیرا ایجاد و آفرینش اختصاص به وجود دارد. درباره آفرینش جهان و وجود شرور در آن باید گفت که شرور و نقایص، لازمه لاینفک نظام علی و معلولی آن است و مورد اراده و محبت الهی نیستند. همچنین همین شرور نسبی و بالعرض دارای منافع زیادی می باشند.
موجودات جهان از جهت کمال و خیری که دارند متعلق محبت و اراده الهی قرار می گیرند و حکمت و عنایت الهی اقتضاء دارد که جهان با نظام احسن و با بیشترین خیرات و کمالات بوجود بیاید با توجه به این مطلب چنین سؤالی مطرح می شود که منشا شرور و جهات نقص در جهان چیست و آیا بهتر این نبود که جهان خالی از شرور و نقایص باشد چه شروری که در اثر عوامل طبیعی پدید می آید مانند زلزله ها و سیل ها و امراض و آفات و چه شروری که بوسیله انسان های تبهکار بوجود می آید مانند انواع ظلم و جنایات. و از همین جا است که بعضی از مذاهب شرک آمیز قائل به دو مبدا برای جهان شده اند یکی مبدا خیرات و دیگری مبدا شرور و نیز گروهی وجود شرور را نشانه عدم تدبیر حکیمانه برای جهان پنداشته اند و در دره کفر و الحاد فرو غلطیده اند و به همین دلیل است که حکمای الهی عنایت خاصی به مساله خیر و شر مبذول داشته اند و شرور را به جهات عدمی بر گردانده اند.برای حل این مساله لازم است نخست توضیحی پیرامون مفهوم عرفی خیر و شر بدهیم و سپس به تحلیل فلسفی آنها بپردازیم.
مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش فلسفه، ج۲، ص۵۱۹.    
برای دریافتن معنای خیر و شر در محاورات عرفی می توان از دقت در ویژگی های مشترک میان مصادیق واضح آنها سود جست مثلا سلامتی و علم و امنیت از مصادیق واضح خیر و بیماری و جهل و ناامنی از مصادیق واضح شر بشمار می رود بدون شک آنچه موجب این می شود که انسان چیزی را برای خودش خیر یا شر بداند مطلوبیت و عدم مطلوبیت است یعنی هر چه را موافق خواسته های فطری خودش یافت آن را خیر و هر چه را مخالف با خواسته های فطریش یافت آن را شر می نامد.
مراحل انتزاع مفهوم خیر و شر
برای انتزاع مفهوم خیر و شر در وهله اول مقایسه ای بین غبت خودش با اشیاء انجام می دهد و هر جا رابطه مثبت وجود داشت آن شی ء را خیر و هر جا رابطه منفی بود آن شی ء را شر بحساب می آورد. در وهله دوم ویژگی انسان از یک طرف اضافه و مقایسه حذف می شود و رابطه بین هر موجودی ذی شعور و صاحب میل و رغبتی با اشیاء دیگر لحاظ می گردد و بدین ترتیب خیر مساوی با مطلوب برای هر موجود ذی شعور و شر مساوی با نامطلوب برای هر موجود ذی شعوری خواهد بود.در اینجا اشکالی پیش می آید و آن این است که گاهی چیزی برای یک نوع از موجودات ذی شعور مطلوب و برای نوع دیگری نامطلوب است چنین چیزی را باید خیر بدانیم یا شر.ولی این اشکال جواب ساده ای دارد و آن این است که شی ء مفروض برای اولی خیر و برای دومی شر است این تعدد حیثیت در مورد دو فرد از یک نوع و حتی در مورد دو قوه از یک فرد نیز صادق است مثلا ممکن است غذائی برای یک فرد مطلوب و برای دیگری نامطلوب باشد یا نسبت به یکی از قوای بدن خیر و نسبت به دیگری شر باشد. در وهله سوم ویژگی شعور هم از طرف اضافه و مقایسه حذف می شود و مثلا سر سبزی و خرمی و بارداری خیر درخت و پژمردگی و خشکیدگی و بی باری شر آن محسوب می شود در این جا است که بعضی گمان کرده اند که چنین تعمیمی در مفهوم خیر و شر برخاسته از نوعی انسان انگاری طبیعت انتروپومورفیزم است و بعضی دیگر پنداشته اند که ملاک آن نفع و ضرر اشیاء برای انسان است یعنی میوه داری درخت در واقع برای انسان خیر است نه برای درخت ولی از نظر ما این تعمیم نکته دیگری دارد که به آن اشاره خواهد شد.
مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش فلسفه، ج۲، ص۵۲۰.    
...



شر در دانشنامه ویکی پدیا

شر
شر در برابر خیر، مفهومی نزدیک به بی اخلاقی است در فلسفه اخلاق خیر به وجود، وجود مطلوب و لذت؛ و شر به عدم، فقدان کمال و درد و رنج تعریف شده است. این سؤال که آیا شر نسبی، مطلق یا موهوم است به چهار دیدگاه متقابل منجر می شود: مطلق گرایی اخلاقی، نسبی گرایی اخلاقی، اخلاق ستیزی و جهانی گرایی اخلاقی.
شر اخلاقی یا خطا
شر طبیعی یا فیزیکی: رنج هایی که بر موجود عاقل و حساس وارد می شوند.
شر فلسفی یا متافیزیکی: تمام موجودات به جز خدا مصداق این نوع شر هستند، زیرا دارای نقص وجودی می باشند.
در یک تقسیم بندی متداول، شر را از جهت مصداق به دو دسته تقسیم می کنند:شر اخلاقی و شر طبیعی. شر اخلاقی، شری است که مستقیماً در نتیجه عمل ناپسند انسانی به وجود می آید؛ مانند قتل، دزدی، غارت و تجاوز. همچنین زلزله، آتشفشان، سیل، طوفان و امراض لاعلاج نیز نمونه هایی از شرور طبیعی هستند.
لایبنیتس شرور را سه دسته می داند:
در تقسیم بندی دیگری، می توان شرور را در چهار گروه جای داد:
شر به معنی فقدان کمال و درد و رنج است.
شِر (خواننده)
شِر (فرانسه)، از شهرستان های فرانسه
شر همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
شر (به انگلیسی: Cher) (زاده ۲۰ مه ۱۹۴۶ با نام شرلین سرکیسیان) خواننده و بازیگر آمریکایی است. وی یکی از چهره های معروف خواننده و بازیگر در دنیا می باشد و در دهه ۱۹۶۰ هنگامی که آلبوم همراه با سانی را خواند به شهرت رسید.
سونی بونو
پدر شر از تبار آمریکایی ارمنی و مادر او آمریکایی دو رگه است. وی تنها هنرمندی است که همه جوایز اسکار و گولدن گلوب و گرمی و ایمی و جشنواره کن را با هم برده است.
شغل:ترانه سرا و تهیه کننده ازدواج:۱۹۷۴---- طلاق: ۱۹۷۵.
شغل:خواننده ازدواج: ۱۹۷۵ - طلاق: ۱۹۷۹.
شر رودی است به لوار می ریزد. این رود از کشور فرانسه می گذرد.
مختصات: ۴۷°۰۰′۰″ شمالی ۰۲°۳۵′۰″ شرقی / ۴۷٫۰۰۰۰۰°شمالی ۲٫۵۸۳۳۳°شرقی / 47.00000; 2.58333
شر (به فرانسوی: Cher) هجدهمین شهرستان فرانسه است . شهرستان شر در مرکز این کشور قرار دارد. این شهرستان زیرمجموعه ناحیه سانتر می باشد . مساحت این شهرستان ۷٬۲۳۵ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۳۱۳٬۲۵۱ نفر است. این شهرستان در خلال انقلاب فرانسه بر پا گردید.
شر ۲۵ (به اسپانیایی: Sher 25) ستاره ای در صورت فلکی شاه تخته است. فاصلهٔ این ستاره با زمین حدود ۲۰٬۰۰۰ سال نوری می باشد.
ویکی پدیای اسپانیایی
شر پوهی (Šar Pūḫî) تشریفاتی در میان رودان بود که به هنگام خورشیدگرفتگی یا ماه گرفتگی انجام می شد. این تشریفات برای از بین بردن بدشگونی این رویدادها برگزار می شد. شر پوهی که به معنای «تعویض شاه» است، دستکم در طول قرن هفتم پیش از میلاد بسیار معمول بوده است. در این تشریفات هر گاه مشاوران شاه او را متقاعد می کردند که انجام شر پوهی لازم است، شاه تخت خود را به یک جانشین تحویل می داد تا طالع نحس، گریبان شاه تقلبی را بگیرد.
برای این تشریفات ابتدا یک جانشین مناسب انتخاب می کردند. جانشین اغلب یک مجرمِ محکوم یا اسیر جنگی یا کسی از طبقات بسیار پایین جامعه بود که دربار و شاه به او و سرنوشتش اهمیتی نمی دادند. بعد شاه و جانشین به طور رسمی نقش خود را مبادله می کردند. جانشین بر تخت شاهی می نشست و طالع مرتبط با گرفت را از بر می خواند. به این ترتیب او مسوولیت نقطه ضعف های شاه را می پذیرفت. شاه نیز در طول این مدت، بدون تشریفات و تجملات درباری در قصر باقی می ماند و به عنوان «کشاورز» مخاطب قرار می گرفت. او در پشت صحنه نقش خود را ایفا می کرد.
تشریفات شر پوهی ممکن بود تا ۱۰۰ روز هم ادامه یابد. زمانی این تشریفات به پایان می رسید که پیشگویان اعلام می کردند که گزند شیطان گذر کرده است. در تمام این مدت، جانشین از لذت های قصر بهره می برد. غذاها، جشن ها و ملازمان خصوصی همه در خدمت او بودند. اما با پایان یافتن تشریفات، او در نقش قربانی، به سراغ سرنوشت خویش می رفت و اعدام می شد. گاهی برای این قربانی، مراسم خاکسپاری سلطنتی نیز برگزار می شد.
در مجموعه ای تلویزیونی افسانه سلطان و شبان که از سریال های محبوب دهه شصت در ایران بود، داستانی با همین مضمون روایت می شود.
شر جنوبی(به انگلیسی: South Shore) شهری در ایالت داکوتای جنوبی کشور ایالات متحده آمریکا است که جمعیت آن در سرشماری سال ۲۰۱۰ میلادی، ۲۲۵ نفر بوده است.
فهرست شهرهای داکوتای جنوبی
شر لوید (به انگلیسی: Cher Lloyd) (زاده ۲۸ ژوئیه ۱۹۹۳) یک خوانندهٔ اهل بریتانیا است. او پس از آن که در مسابقهٔ ایکس فکتور انگلستان شرکت کرد سرشناس شد. کمی بعد از آن، توسط سایمون کاول به دنیای حرفه ای موسیقی راه پیدا کرد.
تارنمای رسمی
شر نبین (انگلیسی: See No Evil) فیلمی در ژانر ترسناک به کارگردانی گرگوری دارک است که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به کین و کریستینا ویدال اشاره کرد.
۱۹ مه ۲۰۰۶ (۲۰۰۶-05-۱۹)
شر نبین (انگلیسی: See No Evil) فیلمی در سبک ترسناک به کارگردانی گرگوری دارک است که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به کین و کریستینا ویدال اشاره کرد.
آپپر هیفورد (به انگلیسی: Upper Heyford) یک روستا و محله مدنی در بریتانیا است که در South Northamptonshire واقع شده است. آپپر هیفورد ۷۷ نفر جمعیت دارد.
South Northamptonshire
SP663596
آپتون (به انگلیسی: Upton) یک روستا و محله مدنی در بریتانیا است که در Northampton واقع شده است. آپتون ۱٬۷۲۰ نفر جمعیت دارد.
نورث همپتون
SP719601
آپتون (به انگلیسی: Upton) یک روستا و محله مدنی در بریتانیا است که در پیتربورو واقع شده است.
پیتربورو
TF10000
آرنولد، ناتینگهام شر (به انگلیسی: Arnold, ناتینگهام شر) یک منطقهٔ مسکونی در بریتانیا است که در گدلینگ واقع شده است. آرنولد ۸٫۱۴۸ کیلومتر مربع مساحت و ۳۷٬۷۶۸ نفر جمعیت دارد.
گدلینگ
SK 58488 45409
آزگادبی (به انگلیسی: Osgodby) یک روستا و محله مدنی در بریتانیا است که در West Lindsey واقع شده است. آزگادبی ۶۶۰ نفر جمعیت دارد.
West Lindsey
TF072926
آلفورد، لینکلن شر (به انگلیسی: Alford, Lincolnshire) یک شهرک در بریتانیا است که در East Lindsey واقع شده است.
Alford
TF454758
آلفورد ۳٬۲۳۱ نفر جمعیت دارد.
آی (به انگلیسی: Eye) یک روستا و محله مدنی در بریتانیا است که در پیتربورو واقع شده است.
پیتربورو
TF2202
آیلیپ (به انگلیسی: Islip) یک روستا و محله مدنی در بریتانیا است که در East Northamptonshire واقع شده است. آیلیپ ۸۲۹ نفر جمعیت دارد.
Islip
SP9878
عبارت ابتذال شر یا به هنجاری شر، اصطلاحی است که هانا آرنت در سال ۱۹۶۳ و در کتاب آیشمن در اورشلیم به آن پرداخت. نظریه او در این مورد این بود که شرهای بزرگ در کل تاریخ بشر به طور عام، و به طور خاص هولوکاست، نه توسط متعصبان کور یا بیماران با مشکلات روانی بلکه به وسیلهٔ مردم عادی که استدلال های دولت-ملتهایشان را پذیرفته اند به اجرا درآمده و به همین دلیل، از نظر این مردم اعمالشان رفتاری طبیعی بوده است.
آزمایش های میلگرام
آزمایش زندان استنفورد
آیشمن های کوچک
ادوارد هرمن در توضیح این عبارت بر روی «طبیعی جلوه دادن غیرقابل اندیشیدنی ها» تأکید دارد. او می گوید «انجام کارهای هولناک به روشی منظم و سازمان یافته مبتنی بر عادی سازی است. این همان روندی است که طی آن اعمال زشت، تحقیر آمیز، جنایت بار و غیرقابل بیان به یک کار عادی تبدیل می شوند و تحت عنوان جوری که چیزها هستند تعبیر می شوند».
اپوورث، لینکلن شر (به انگلیسی: Epworth, Lincolnshire) یک شهرک در بریتانیا است که در انگلستان واقع شده است.
North Lincolnshire
SE7803
اپوورث ۳٬۷۳۴ نفر جمعیت دارد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

شر در دانشنامه آزاد پارسی

شَرّ
(در لغت به معنی بدی در مقابل خوبی یا خیر) در سه جایگاه استعمال شده است. ۱. شرّ طبیعی، همچون بیماری ها و حوادث مضر طبیعی چون زلزله ۲. شرّ اخلاقی، همچون صفات رذیلۀ نفس و اعمال ناپسند چون دروغ و دزدی. ۳. شرّ فلسفی، به معنی فقدان کمال در موضوعی که می تواند کمال مند باشد. فلاسفه با تحلیل خیر و شرّ، خیرها را امور وجودی می دانند و شرّها را امور عدمی و چون علت العلل را دارای حکمت و عدل کامل می دانند، وجود موجودی را که شرّش غالب یا با خیرش مساوی باشد، محال می دانند و نتیجه می گیرند که هر آنچه در عالَم موجود است خیر است. بنابراین شرور طبیعی فی نفسه خیرند و شرّ آن ها اضافی است؛ شرور اخلاقی نیز شرور مقایسه ای است و منشأ آن ها فقدان کمال است، پس موضوع آن ها فی نفسه خیر است. نیز ← خیر

ارتباط محتوایی با شر

شر در جدول کلمات

شر
بدی
شر و بدی
فساد
شر و ضد نیک
بد
مثل پیش بینی شر کردن
نفوس بد زدن

شر را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی شر

دانیال ٠٢:٢٥ - ١٣٩٧/٠٧/١٨
دست پاچه شدن . حول کردن .
|

دانیال ٠٢:٣٣ - ١٣٩٧/٠٧/١٨
دسپاچه شدن . حول شدن . شر ور =... ور در گذشته انجام کاری سخت جهت راستی ازمایی بوده در دین زرتشت .از جمله این کار ها ذغال سرخ در دست گرفتن و امثالهم ... شر و ور یعنی حول کردن و ترسیدن از انجام ور . که میشود شر ور .الان به غلط شرو ور را سخن بیهوده معنی میکنند .
|

پیشنهاد شما درباره معنی شر



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شر خواننده   • شر خواننده آهنگها   • شر چیست   • شر خواننده آلبومها   • شر believe   • شر if i could turn back time   • شر خواننده فیلمها و نمایشهای تلویزیونی   • شر closer to the truth   • معنی شر   • مفهوم شر   • تعریف شر   • معرفی شر   • شر یعنی چی   • شر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شر
کلمه : شر
اشتباه تایپی : av
آوا : Sarr
نقش : صفت
عکس شر : در گوگل


آیا معنی شر مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )