انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 898 100 1

معنی شعبه در لغت نامه دهخدا

شعبة. [ ش ُ ب َ ] (ع اِ) شعبه. شاخ. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (ترجمان القرآن جرجانی چ دبیرسیاقی ص 61). شاخ درخت. (مهذب الاسماء) (غیاث اللغات ) (از اقرب الموارد). شاخ برین درخت. (دهار). شاخه (در درخت ). شاخچه. شاخک. شاخ خرد درخت. ج ،شُعَبات ، شُعُب. (یادداشت مؤلف ). || آنچه مابین دو شاخ درخت و میان دو شاخ گاو و مانند آن بود. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). || طایفه ای از هر چیز. (از اقرب الموارد). پاره ای از هر چیز و منه : الحیاء شعبة من الایمان ؛ ای هو یمنع من المعاصی کما یمنع الایمان وکذا: الشباب شعبة من الجنون ؛ ای طائفة منه. (منتهی الارب ). جزء و پاره ای از چیزی. (ناظم الاطباء). || پیوند کاسه و خنور. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). پاره ای که در کاسه بندند. (مهذب الاسماء). || کرانه ٔ شاخ. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). کناره ٔ شاخه ٔ درخت. (از اقرب الموارد). || آبراهه ٔ خرد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). مسیل خرد. (از اقرب الموارد). || آبراهه ٔ در ریگ. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). مسیل در ریگ. (از اقرب الموارد). || پشته ٔ خرد. || جوی بزرگ از جویهای رودبار. (منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). || شکاف کوه که آب باران در وی گرد آید و مرغان در آن جای گیرند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) . || سختی زمانه. ج ، شُعَب ، شِعاب. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || فرقه. (اقرب الموارد).

شعبة. [ ش ُ ب َ ] (اِخ ) ابن حجاج بن ورد ازدی بصری ، مکنی به ابوبسطام و متوفای سال 160 هَ. ق. او راست : کتاب تفسیر. (از یادداشت مؤلف ). از ائمه ٔ مسلمین و رکنی متین از ارکان دین است. (از منتهی الارب ).

شعبة. [ ش ُ ب َ ] (اِخ ) ابن عیاش ، مکنی به ابوبکر. (یادداشت مؤلف ). رجوع به ابوبکربن عیاش و نامه ٔ دانشوران ج 1 ص 597 شود.

شعبه.[ ش ُ ب َ / ب ِ ] (ع اِ) شعبة. شاخه. (ناظم الاطباء). شاخه ٔ درخت. شاخ درخت. (یادداشت مؤلف ) :
این سید شعله ای بود از نور نبوت و شعبه ای از دوحه ٔرسالت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 247).
مگر طوبی برآمد در سرابستان جان من
که بر هر شعبه ای مرغی شکرگفتار می بینم.
سعدی.
|| ریشه. || فرع. (ناظم الاطباء). فرعی که از اصلی جدا شود. (فرهنگ فارسی معین ). || جزء و پاره ای از هر چیزی. (ناظم الاطباء). طایفه ای از هر چیز. (غیاث اللغات ). || بخش کوچکی از یک اداره. (فرهنگ فارسی معین ). کوچکترین واحد اداری : دایره از مجموع چند شعبه. اداره از مجموع چند دایره ، و اداره ٔ کل از مجموع چند اداره تشکیل می شود. || (اصطلاح موسیقی ) به اصطلاح موسیقی شعبه به معنی نغمه که از نغمه ٔ دیگر برآورده شود چنانکه شعبه بیست و چهارند. دو شعبه از هر مقام و مقام دوازده گانه مشهورند. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). شعبه نزد قدما بیست و چهار است : 1- دوگاه 2- سه گاه 3- چهارگاه 4- پنج گاه 5- عشیرا 6- نوروز عرب 7- نوروز خارا 8- نوروز بیاتی 9- ماهور 10- حصار 11- نهفت 12- غزال 13- اوج 14- نیریز 15- مبرقع 16- رکب 17- صبا 18- همایون 19- زاولی 20- اصفهانک 21- روی عراق 22- نهاوند 23- فوزی 24- محیر. (فرهنگ فارسی معین ).
- شعبه ٔ رقص زرینه ؛ نام شعبه ای از موسیقی. (آنندراج ) (غیاث اللغات ) :
چو خواند شعبه ٔ رقص زرینه
نهفته کی بماند زو دفینه.
ملاطغرا (از آنندراج ).

شعبه. [ ش ُ ب ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان سنگان بخش رشخوار شهرستان تربت حیدریه. سکنه ٔ آن 150 تن و آب آن از قنات و محصول آنجا غلات و پنبه و صنایع دستی زنان قالیچه و برک بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

شعبه. [ ش ُ ب َ / ب ِ ] (اِخ ) نام یک سردار عرب. (فرهنگ لغات ولف ) :
چو شعبه بیامد به نزدیک سعد
ابا آن سخنها چو غرنده رعد.
فردوسی.

معنی شعبه به فارسی

شعبه
شاخ، شاخه درخت، جوی آب، فرقه، دسته، پاره چیزی
( اسم ) ۱ - شاخه شاخه درخت . ۲ - جوی آب که از رود و نهر بزرگ جدا گردد . ۳ - فرقه دسته . ۴ - فرعی که از اصلی جدا شود . ۵ - بخش کوچکی از یک اداره ۶ - هر یک از شعبات جمع : شعب شعاب .
شعبه شاخ یا آنچه مابین دو شاخ درخت و میان دو شاخ گاو و مانند آن بود
[branch] [زیست شناسی- علوم جانوری] یکی از چهار گروه اصلی جانوران در سازگان های اولیۀ رده بندی
( اسم ) پنج حس
دو شاخه .
[unit banking] [اقتصاد] فعالیت بانکی بدون مجوز تأسیس شعبه

معنی شعبه در فرهنگ معین

شعبه
(شُ بَ یا بِ) [ ع . شعبة ] (اِ.) ۱ - شاخه . ۲ - جوی آبی که از یک نهر بزرگ جدا گردد. ۳ - فرقه ، دسته . ۴ - فرعی که از اصلی جدا شود. ج . شعب .

معنی شعبه در فرهنگ فارسی عمید

شعبه
۱. بخشی از یک فروشگاه، شرکت، یا اداره.
۲. [قدیمی] شاخۀ درخت.
۳. چیزی فرعی که از یک اصل جدا شود، مثل رودی کوچک از رودخانه.

شعبه در دانشنامه ویکی پدیا

شعبه
شعبه، روستایی از توابع بخش جنگل شهرستان رشتخوار در استان خراسان رضوی ایران است.
شعبه ضد تروریست پلیس متروپولیتن (انگلیسی: Metropolitan Police Anti-Terrorist Branch) یا SO13 یک شعبه عملیاتی متخصص عملیات پلیس متروپولیتن لندن بود که برای پاسخ به فعالیت های تروریستی در پایتخت و مناطق اطراف آن تشکیل شده بود.
شعبه ضد تروریستی (که در آن زمان گروه بمب نامیده می شد) در ابتدا با بمب گذاری های انجام شده توسط گروه های آنارشیست برخورد می کرد. در طی دهه ۱۹۷۰، در کمپین علیه ارتش موقت جمهوریخواه ایرلند IRA، همراه با شعبه ویژه و سرویس امنیتی ام آی۵ کمک کرد. در اصل این شعبه برای بررسی تیپ عصبانی (Angry Brigade) سازمان داده شده بود و توسط فرمانده باند دستور داده شد.
شعبه فوق العاده کامبوج (انگلیسی: The Extraordinary Chambers in the Courts of Cambodia) به طور عامیانه دادگاه خمر سرخ (به انگلیسی: Khmer Rouge Tribunal) و به اختصار ECCC یک دادگاه ملی بود که با همکاری سازمان ملل متحد به منظور محاکمه سران خمر سرخ و دیگر مسئولان نسل کشی کامبوج تشکیل شد. این دادگاه صلاحیت محاکمه جرایم بین المللی چون جنایت علیه بشریت، جنایت جنگی و نسل کشی را دارد.
شعبه لحم (به عربی: شعبة اللحم) یک شهرداری در الجزایر است که در استان عین تموشنت واقع شده است. شعبه لحم ۶۶٫۶۲ کیلومتر مربع مساحت و ۱۴٬۷۳۰ نفر جمعیت دارد.
شعبه، دهستانی است از توابع بخش جنگل شهرستان رشتخوار در استان خراسان رضوی ایران.
مغیره بن شعبه ابوعبدالله ثقفی، از صحابه محمد و از صاحب منصبان دستگاه خلفای راشدین و معاویه است.
کاروانسرای شعبه مربوط به دوره صفوی است و در شهرستان خاتم، بخش مروست، شهر مروست، کنار قلعه تاریخی مروست واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ دی ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۰۴۷۲ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

شعبه در جدول کلمات

مهم ترین شعبه نژاد سفید
اریا

معنی شعبه به انگلیسی

wing (اسم)
جناح ، شاخه ، شعبه ، بال ، پره ، بال مانند ، گروه هوایی ، زائده حبابی ، زائده پره دار ، دسته حزبی ، قسمتی از یک بخش یا ناحیه
branch (اسم)
شاخ ، شاخه ، شعبه ، ترکه ، بخش ، انشعاب ، رشته ، فرع
member (اسم)
جزء ، شعبه ، اندام ، بخش ، عضو ، کارمند
arm (اسم)
بازو ، دست ، سلاح ، شاخه ، اسلحه ، شعبه ، قسمت ، جنگ افزار ، دستهء صندلی یا مبل
chapter (اسم)
باب ، شعبه ، قسمت ، مقاله ، فصل ، فصل یاقسمتی از کتاب ، فصل یا قسمت مختصری
substation (اسم)
شعبه ، ایستگاه فرعی ، خرده ایستگاه
department (اسم)
حوزه ، شعبه ، قسمت ، بخش ، دایره ، اداره گروه اموزشی
offshoot (اسم)
شعبه ، ترکه ، انشعاب ، فرع ، جوانه ، شاخه نورسته
prong (اسم)
شعبه ، زبانه ، چنگال ، چنگک ، تیزی چنگال ، تیزی دندان ، شاخه رود یانهر
embranchment (اسم)
شاخه ، شعبه ، انشعاب

معنی کلمه شعبه به عربی

شعبه
بنوي , جناح , عضو , فرع , فصل , قسم
منتجع

شعبه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی شعبه

شهریار آریابد ٠٨:١٢ - ١٣٩٨/٠١/٠٣
در پهلوی " اوارک " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
|

پیشنهاد شما درباره معنی شعبه



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Bahar > of course
محمد > hostile verbal
ℳ.ც > Northen
Qumars > کیومرث
گمشو دیوونه > located
مهسا خسروی > get even
هانا خصم کوب > درپی
آرام > prize possission

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی شعبه   • آدرس شعبه یک شمیران تامین اجتماعی   • شعبه یک تامین اجتماعی تهران   • شعبه 1 تامین اجتماعی اصفهان   • تامین اجتماعی شعبه یک شمیران   • شعبه در جدول   • شعبه یک تامین اجتماعی مشهد   • شعبه یک تامین اجتماعی کرج   • مفهوم شعبه   • تعریف شعبه   • معرفی شعبه   • شعبه چیست   • شعبه یعنی چی   • شعبه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شعبه
کلمه : شعبه
اشتباه تایپی : aufi
آوا : So'be
نقش : اسم
عکس شعبه : در گوگل


آیا معنی شعبه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )