انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 913 100 1

معنی شعله انداختن در لغت نامه دهخدا

شعله انداختن. [ ش ُ ل َ / ل ِ اَ ت َ ] (مص مرکب ) روشن و تابان کردن. نورانی ساختن. روشنایی بخشیدن :
لعل در جام تا خط ازرق
شعله در چرخ اخضر اندازد.
خاقانی.

معنی شعله انداختن به فارسی

شعله انداختن
روشن و تابان کردن نورانی ساختن

شعله انداختن را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی شعله انداختن



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

aliasghar modaberzadeh > School bag
ایلکا > اردلانی
زندی > اردلان
رضا > الیکایی
محمد > ایلیکا
غضنفر > پريز
نورالله > هارای
عبدالرحمن > طایفه ملازهی

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی شعله انداختن   • مفهوم شعله انداختن   • تعریف شعله انداختن   • معرفی شعله انداختن   • شعله انداختن چیست   • شعله انداختن یعنی چی   • شعله انداختن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شعله انداختن
کلمه : شعله انداختن
اشتباه تایپی : augi hknhojk
عکس شعله انداختن : در گوگل


آیا معنی شعله انداختن مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )