انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 917 100 1

شعله جاوید در دانشنامه ویکی پدیا

شعله جاوید
شعله جاوید (به انگلیسی: Eternal Flame) از مهمترین جریانات سیاسی و ایدئولوژیک دهه ۴۰ هجری خورشیدی در افغانستان بود که تا هنوز برخی از سازمان های فعالی از جمله تشکیلات مائوئیست های افغانستان، حزب کمونیست (مائوئیست) افغانستان، سازمان کارگران افغانستان (م.ل.م)، جنبش انقلابی جوانان افغانستان و هسته کارگری مبارز افغانستان بر ایدئولوژی آن پا می فشارند و طیف وسیعی از هواخواهان آن در داخل و خارج کشور وجود دارند.
بعد از آنکه حزب دموکراتیک خلق در ۱۳۴۳ خورشیدی، بر بستر تزهای ریویزیونیستی خروشچف ساخته شد و در مخالفت با رژیم پوسیدهٔ شاهی، راه رسیدن به قدرت را پارلمانتاریزم قرار داد، بخشی از روشنفکران ناراضی با این برآمد، جلب این حزب شدند، اما در آن زمان بنا بر اندیشه های مائو و رهبران دیگر حزب کمونیست چین که بر انقلاب قهری تأکید داشتند و با نشر «نه تفسیر» تزهای خروشچف را ریویزیونیستی و ضد انقلابی ارزیابی کردند و به این صورت اردوگاه سوسیالیستی شق عمیقی خورد و در افغانستان محافلی به وجود آمدند که به محافل محمودی، یاری و باختری نامیده شدند و بالاخره در سوم عقرب ۱۳۴۴ خورشیدی، این محافل «سازمان جوانان مترقی افغانستان» را بنیان گذاشتند. بعد محافل رستاخیز (گروه مبارزین نجات افغانستان) و انجنیر عثمان نیز به این سازمان پیوستند. رهبری این سازمان را اکرم یاری که از هزاره های جاغوری و فارغ فاکولتهٔ ساینس پوهنتون کابل بود، به عهده داشت. سازمان جوانان مترقی و جریان تحت رهبری آن (شعله جاوید) با شعار انقلاب قهری و رد پارلمانتاریزم به زودی در میان روشنفکران ریشه گرفت و به یک جریان نیرومند سرتاسری در افغانستان مبدل گشت. این سازمان که معتقد به مارکسیسم، لنینیسم، اندیشه مائو بود؛ در آن زمان، افغانستان را جامعه نیمه فیودالی و نیمه سرمایه داری ارزیابی کرده و برای کسب قدرت، استراتیژی مبارزه مسلحانه محاصره شهرها از طریق دهات و رسیدن به جامعه دموکراتیک نوین را برنامه حداقل خود قبول کرد. امروزه بقایای سازمانهای مرتد نظیر سازمان رهایی افغانستان و سازمان انقلابی افغانستان که ظاهرا مدعی انشعاب از سازمان اول الذکر است، با همه گذشته سیاه خودکه در ضدیت با سازمان جوانان مترقی و جریان شعله جاوید به وجود آمده اند، و شاهد استوار بر این ادعا، کتاب سیاه (با طرد اپورتونیسم...) داکتر فیض احمد است، میخواهند خود را منسب به آن سازمان و جریان شعله جاوید کنند. این امر چیزی جز مسخ تاریخ و خاک پاشیدن در چشم خلق ها و انقلابیون نیست.
سازمان جوانان، در ۱۳۴۷ خورشیدی جواز نشر رسمی شعله جاوید (ناشر اندیشه های دموکراتیک نوین) را به مدیریت داکتر رحیم محمودی از دولت گرفت و بعد از نشر یازده شماره، توقیف شد. نشریه شعله جاوید که بیشتر مقالات آن از قلم دانشمند بی همتای جنبش انقلابی افغانستان، اکرم یاری می تراوید، بیشتر بر رد تزهای خروشچف و پارلمانتاریزم حزب دموکرتیک خلق می چرخید و انقلاب قهری را تبلیغ می کرد، به این خاطربه زودی کشش و جاذبه ای باور نکردنی در میان طیف ها و طبقات مختلف جامعه، مخصوصاً روشنفکران انقلابی پیدا کرد و به زودی از همه جریانات سیاسی و ایدئولوژیک آن زمان پیشی گرفت و در انتخابات اتحادیه محصلان در ۱۳۴۸ خورشیدی از ۴۳ نماینده، ۲۲ نماینده را به این اتحادیه فرستاد که از مجموع نمایندگان تمام جریان های سیاسی آن زمان پیشی گرفت.
سازمان جوانان مترقی که سیاست هایش را بر کار علنی، قانونی و شهری گذاشته بود، بعد از آنکه شعله جاوید توقیف شد و بعدتر که خفقان و اخنتاق بر کل کشور حاکم گشت، سازمان جوانان مترقی، چون برای چنین شرایطی آمادگی نداشت، عملاً غیر فعال ماند و به این خاطر تضادهای نهفته در درون سازمان و جریان به زودی سر بلند کردند و همان بود که در ۱۳۴۹ خورشیدی، انجنیر عثمان دست به انشعاب زد. وی «پس منظر تاریخی» را نوشت و به «گروه پس منظر» معروف گشت. این گروه تمام اشتباهات را به رهبری سازمان جوانان محدود کرد و نقش افراد را عمده ساخت و به این صورت با غلتیدن به اندویدوالیزم، از یک ارزیابی علمی به دور ماند و نتوانست در میان شعله ای ها راه باز کند و به زودی نابود گشت و قادر به ایفای نقشی در جنبش شعله ای نشد. به دنبال آن در ۱۳۵۱ خورشیدی، داکتر فیض احمد و عده ای از کادرهای سازمان جوانان با فورموله کردن اشتباهات سازمان جوانان، بالاخره نوشته «با طرد اپورتونیزم در راه انقلاب سرخ به پیش» را نوشت و تا حدی اشتباهات سازمان جوانان را جمعبندی نمود که «انتقادیون» بعداً «گروه انقلابی خلقهای افغانستان» را ایجاد کردند.
سازمان جوانان مترقی که در انارشی و پراکندگی خاصی به سر می برد و اکرم یاری، پیشوای سازمان نیز به مریضی شدیدی مبتلا شده بود، رهبران دیگر آن در ۱۳۵۴ خورشیدی، تصمیم گرفتند تا از کار و اشتباهات گذشته، جمعبندی و به بازسازی سازمان دست بزنند، اما در این نشست که از هر ولایت دو نماینده خواسته شده بود، نه تنها قادر به جمعبندی اشتباهات سازمان جوانان مترقی نشدند بلکه با طرح انتقادات جدید، سازمان و جریان عملاً از هم پاشیدند.
گروه انقلابی خلقهای افغانستان به مثابه یک سازمان رویزیونیست، در برابر سازمان جوانان مترقی قد علم کرد و رهبر آن، داکتر فیض احمد، اثر سیاه و رویزیونیستی (با طرد اپورتونیسم...) خویش را در رد سازمان جوانان مترقی و جریان شعله جاوید نوشت. این گروه سیاه و رویزیونیست، در اولین روزهای ایجادش، در تقابل باآنچه اشتباهات سازمان جوانان مترقی میخواند،مزورانه شعار رفتن به دهات را سر داد و این شتابزدگی بی تدارک، اثر ناگواری بر کل پروسه رشد این گروه گذاشت. گروه انقلابی در ۱۳۵۴ خورشیدی، تصمیم گرفت تا کارش را جمعبندی کند، اما تعدادی از اعضای آن به رهبری انجنیر توریالی و داکتر عاکف، گروه را متهم به برخورد اکونومیستی و برخورد غلط به اخلاقیات کمونیستی نموده و «ایدئولوژی چیست؟» را منتشر کردند و با انشعاب خود «سازمان تدارک و مبارزه برای ایجاد حزب کمونیست» را ساختند و نشریه اخگر را منتشر کردند که بعد به گروه اخگر شهرت یافتند. این سازمان که بیشتر اعضای آن رهسپار خارج شدند، نتوانست به تشکیلات نیرومندی مبدل گردد، اخگر بعدها به اندیشه مائو هم پشت کرد و نظرات انورخوجه رهبر حزب کار آلبانی را پذیرفت. تلاش های انجنیر توریالی در ۱۳۶۲ خورشیدی، برای بازسازی این سازمان در کنر به خاطری به جایی نرسید که پرتاب گلوله ای ناگهانی از یکی از پوسته های دولتی بر پیشانی او اصابت کرد و در دم جان باخت و بالاخره اخگر نیز از میان رفت و اعضای باقیماندهٔ آن به سازمان های دیگر پیوستند.
مجید کلکانی که با عده ای از رفقایش قبلاً در شمالی «محفل شمالی» را ساخته بود، در ۱۳۵۳ خورشیدی، به گروه انقلابی خلقهای افغانستان پیوست. صادق یاری با همیاری عده ای از کادرهای شعله جاوید در ۱۳۵۶ خورشیدی، سازمان رزمندهٔ خلقهای افغانستان یا «سرخا» را ایجاد کرد. سرخا بعد از کودتای ثور اولین سازمانی بود که اعلامیه محکومیت کودتا که آن را جزئی از سیاست نفوذی سوسیال امپریالیزم شوروی در افغانستان ارزیابی کرده و از خیزش های فوری توده ها در برابر این کودتا خبر داده بود، پخش کرد و بعد از چند روز رهبری آن با خیانت یکی از اعضایش به دست «اگسا» افتاد و تمام رهبران آن به شمول اکرم یاری بی مکثی اعدام شدند و این سازمان نو پا نیز ضربه نابود شونده ای چشید و صفوف آن به سازمان های دیگر انقلابی پیوستند. در ۱۳۵۸ خورشیدی، حزب دموکراتیک، تانکها را از غزنی به جاغوری فرستاد و اکرم یاری که به شدت بیمار و از نظر سیاسی فعالیتی نداشت، دستگیر و به کابل آورد و تیرباران کرد. اکرم یاری بعد از آنکه به جاغوری رفت و زمین های پدر ملاکش را میان دهقانان فقیر جاغوری قسمت نمود و خود با دختر دهقانی ازدواج کرد، به مریضی لاعلاج عصبی مبتلا شد و خلقی ها او را از بستر مریضی به قتلگاه بردند. مجید کلکانی در ۱۳۵۷ خورشیدی از گروه انقلابی خلق های افغانستان، روی سه اختلاف (مشی چریکی، وحدت شعله ای ها و تیوری سه جهان) جدا شد و با گروه هادی محمودی و نادرعلی دهاتی، سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) و جبهه متحد ملی را ساخت. در ۱۳۵۸ خورشیدی، عده ای از کادرهای شعله جاوید «سازمان پیکار برای نجات افغانستان» را ساختند که در دستگیری های وسیع ۱۳۶۰ خاد، ضربه کاری خورد. حکیم توانا که به خاد پیوست، بسیاری از افراد این سازمان را به خاد معرفی که به زودی دستگیر و اعدام شدند. در ۱۳۵۸ خورشیدی، گروه انقلابی به سازمان رهایی تغییر نام داد و ارگان سیاسی – تیوریک خود به نام «مشعل رهایی» را منتشر ساخت.
مجید در اواخر ۱۳۵۸ خورشیدی در کابل دستگیر شد و بعد در جوزای ۱۳۵۹ خورشیدی، با گروپی از «امینی»ها اعدام گردید. مجید قبل از اعدامش از جلادانش خواسته بود که او را دورتر از افراد «امین» اعدام کنند تا خون او با خون اینان یکجا جریان نیابد. مجید که از سالها در شمالی مخفیانه زندگی می کرد، فقط به دهقانان زحمتکش و تاکداران شمالی و کل زحمتکشان افغانستان می اندیشید و تا هنوز جانش را در این راه نباخته بود که او را «چه گوارای» افغانستان لقب داده و در قلب توده های آن دیار راه باز کرده بود. توده های شمالی و تمام مردم افغانستان تا حال از این انقلابی جانباخته به عنوان یک قهرمان دلیر تجلیل می کنند.
بعد از اعدام مجید، ساما دچار انشعاب شد. هادی محمودی از آن جدا و «سازمان وطنپرستان واقعی» یا ساوو را ایجاد کرد که چون پنج تن از رهبران «ساوو» (بشیربهمن، لطیف محمودی، مسجدی و دو تن دیگر) در ۱۳۶۰ خورشیدی به وسیله خاد در کابل دستگیر و بعد از آنکه از ایدئولوژی و نظرات سازمان شان علناً دفاع کردند، در پولیگون پلچرخی اعدام شدند، این سازمان عملاً از تحرک افتاد و هادی محمودی به آلمان رفت. در ۱۳۶۰ خورشیدی نادر علی دهاتی یکی دیگر از رهبران ساما نیز در کابل دستگیر و توسط دولت پوشالی اعدام گردید.
در سال ۱۳۶۵ خورشیدی، داکتر فیض احمد با یک توطئه درونی، در پشاور به دام حزب اسلامی افتاد و با چند تن از یارانش اعدام شد. داکتر فیض احمد از دانش قوی برخوردار و سازمانده زبردستی بود و بسیاری به این باورند که در جنبش شعله ای از نظر سازماندهی و برخی خصوصیات دیگر کسی به پای او نمی رسید. چون فردی که داکتر فیض را به حزب اسلامی تحویل داده بود، بر طبق اسناد این سازمان، انجنیر خان محمد نام داشت و با فضل الحق مجاهد یکی از رهبران حزب اسلامی در جلال آباد و پشاور کار می کرد، هر دو (خان محمد و فضل الحق) در سال ۱۳۷۲ خورشیدی در حیات آباد پشاور یکجا به قتل رسیدند. در آن زمان در پشاور شایعه شد که اینان را پیروان داکتر فیض به خونخواهی رهبر شان به قتل رسانده اند، اما خود حزب اسلامی در این زمینه اظهار نظری نکرد. در ۱۳۶۶ خورشیدی، لیلا فیض که رهبر جمعیت انقلابی زنان افغانستان (راوا) بود و در آن زمان راوا یک سازمان فعال زنان به حساب می آمد، در کویته در اثر توطئه خاد با چند تن از همکارانش به قتل رسید و دو قاتلش به وسیله دولت پاکستان دستگیر و بعد از اعتراف سالها بعد اعدام شدند. بعد از جان باختن مجید، برادرش عبدالقیوم رهبر به رهبری ساما رسید، اما در سال ۱۳۶۲ خورشیدی، ساما طی کنفرانسی که از کارش جمعبندی می کرد، با انشعاب رو به رو شد و گروپی که از آن جدا گردید، بعدها حزب کمونیست (مائوئیست) افغانستان را ساخت (این حزب اکنون نشریه انترنتی شعله جاوید را منتشر می سازد و آدرس ارتباطی خارج را دارد). «رهبر» بعد در پشاور توسط افراد ناشناسی به قتل رسید. گرچه سخنگوی ساما در مصاحبه با بی بی سی در آن زمان قتل «رهبر» را کار دشمنان مردم افغانستان خواند، اما باز هم در پشاور شایع شد که این قتل توسط حزب اسلامی صورت گرفته و باز هم حزب اسلامی در این مورد اظهار نظری نکرد.
سازمان ساما(ی بعد از شهید مجیدکلکانی و سازمان رهایی دو سازمان رویزیونیست بودند که بعد ازکودتای ثور و بعد تجاوز سوسیال امپریالیزم شوروی به افغانستان در مبارزه مسلحانه شرکت داشتند و این جنگ را رهائیبخش ارزیابی نمودند و تا سقوط دولت نجیب از این مبارزه دست نکشیدند. اما، تلاش این سازمانها، از آنجایی که در مسیر رویزیونیستی بود، به ثمر ننشست.این دو سازمان در آن زمان جمهوری اسلامی را در سیاست شان پذیرفته و در جریان این چند سال حدود هفت - هشت صد تن از اعضای این دو سازمان در این جنگ به قتل رسیدند و در نقاطی از کشور نیروهای حزب اسلامی و جمعیت اسلامی با نیروهای این دو سازمان درگیر شده؛ در هرات، شمالی و رباط جنگهای خونینی را پشت سر گذاشتند و تلفات بسیاری از سوی این دو تنظیم بر نیروهای ساما و رهایی وارد شد. اعضای این دو سازمان در پشاور نیز زیر تهدید حزب اسلامی قرار داشتند که بالاخره قتل رهبران هر دو سازمان در پشاور به این تنظیم (حزب اسلامی) که مورد حمایت بیشتر آی اس آی قرار داشت، نسبت داده شد. بعد از جان باختن داکتر فیض احمد، در سازمان رهایی چند بار جدایی هایی رخ داد که ابتدا برخی جدا شدگان چپ رادیکال و بعد سازمان سوسیالیستی کارگری را ساختند و آخرین آن در ۱۳۸۵ خورشیدی، انشعاب «سازمان انقلابی افغانستان» بود.
با اینکه برخی از این سازمان ها اکنون فعال و برخی نیمه فعال اند، اما در مجموع سازمان هایی که از بقایای شعله جاوید باقی مانده، تقریباً تمام آن ها در خارج از کشور فعالیت دارند. سازمان هایی که از بقایای شعله جاوید اند و بر همان راه و رسم با تفاوت هایی پافشاری می کنند، عبارتند از حزب کمونیست (مائوئیست) افغانتسان، تشکیلات مائوئیست های افغانستان، سازمان کارگران افغانستان(م.ل.م)، جنبش انقلابی جوانان افغانستان، هسته کارگری مبارز افغانستان و گروه های خرد و کوچک دیگر که اغلب رویزیونیست اند: از آن جمله، سازمان رهایی افغانستان هنوز هم مخفیانه در افغانستان به فعالیت های شان ادامه می دهند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با شعله جاوید

شعله جاوید را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی شعله جاوید



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی شعله جاوید   • مفهوم شعله جاوید   • تعریف شعله جاوید   • معرفی شعله جاوید   • شعله جاوید چیست   • شعله جاوید یعنی چی   • شعله جاوید یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شعله جاوید
کلمه : شعله جاوید
اشتباه تایپی : augi [h,dn
عکس شعله جاوید : در گوگل


آیا معنی شعله جاوید مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )