انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1093 100 1

شغال

/SoqAl/

معنی شغال در لغت نامه دهخدا

شغال. [ ش َ / ش ُ ] (اِ) نام حیوانی از نوع سگ و برزخ میان روباه و گرگ ، و گویند این حیوان در زمان انوشیروان بهم رسید. (از برهان ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). شکال. اهل تبرستان شال خوانند. (از آنندراج ). حیوانیست که یک نوع آن مخصوصاً در اطراف سمنان و شاهرود زیاد است. پوست آنرا در اروپا برای آستر لباس استعمال میکنند. این کلمه را که ترکان نیزاز فارسی گرفته اند و چغّال نامند صاحب لاروس گمان کرده ترکی است ولی چنین نیست و ظاهراً اصل آن شوعال عبری است و شوعال در عبری به معنی روباه است. چغّال. شکال. شگال. ابن آوی. ابوقیس. ابووائل. ذئب ارمن. بنت آوی (شغال ماده ). (یادداشت مؤلف ). ابوذویب. ابوکعب. ابومعاویه. ابووایل. (مرصع). پستانداری است از تیره ٔسگان که جزو رسته ٔ گوشتخواران است. این جانور به پرندگان اهلی نیز حمله میکند و آفت آنهاست. پوستش را جهت آستر لباس بکار میبرند. اصل آن از آسیاست ولی در آفریقا و جنوب اروپا نیز فراوان است. (فرهنگ فارسی معین ). دألان. ذألان. (منتهی الارب ). علوش. علوض. (بلغة حمیر). شوط براح. شغبر. لعوض. نوفل. (منتهی الارب ).وع. وعواع. وعوع. وعوعة. (منتهی الارب ) :
در این بود درویش شوریده رنگ
که شیری برآمد شغالی به چنگ
شغال نگون بخت را شیر خورد
بماند آنچه روباه از آن سیر خورد.
(بوستان ).
صیاد نه هر بار شغالی ببرد
افتد که یکی روز پلنگش بدرد.
(گلستان ).
به ازین کرد باید اندیشه
تا نیاید شغال در بیشه.
اوحدی.
تو نشنیدی آن داستان شغال
که زد با یکی پیرگرگ همال
که سگ را به خانه دلیری بود
چو بیگانه شد ونگ وی کم شود.
؟
- امثال :
اینجا اردستان نیست که به شغال باج بدهند. (امثال و حکم دهخدا).
باج به شغال ندادن . (امثال و حکم دهخدا).
سگ زرد برادر شغال است . (امثال و حکم دهخدا).
مرغ را به شغال سپردن . (امثال و حکم دهخدا).
شغال بیشه ٔ مازندران را
نگیرد جز سگ مازندرانی.
؟ (از امثال و حکم دهخدا).
شغال پوزش به انگور نمیرسد میگوید ترش است . (امثال و حکم دهخدا).
شغالی که مرغ میگیرد بیخ گوشش زرد است . (امثال و حکم دهخدا).
مثل شغال زوزه کشیدن . (یادداشت مؤلف ).
- شغال مردگی ؛ موش مردگی. مانند شغال مرده بودن. (فرهنگ فارسی معین ).
- خود را به شغال مردگی زدن ؛ کنایه از خود راکوچک و مظلوم وانمود کردن است. (یادداشت مؤلف ).

شغال. [ ش َ ] (اِ) مانند شال در اول بعض نامهای گیاهان درآید و از آن وحشی بودن یا پست بودن آن گونه را خوانند: شغال به. شغال چس. (یادداشت مؤلف ). و رجوع به شال شود.

معنی شغال به فارسی

شغال
( اسم ) پستانداریست از تیره سگان که جزو راسته گوشتخواران است . این جانور به پرندگان اهلی حمله می کند و آفت آنها است. پوستش را جهت آستر لباس به کار می برند . اصل آن از آسیاست ولی در افریقا و جنوب اروپا نیز فراوانست . یا باج به شغال دادن . به شخصی پست رشوه دادن .
مانند شال در اول بعض نامهای گیاهان در آید و از آن وحشی بودن یا پست بودن آن گونه را خوانند : شغال به شغال چس .
[ گویش مازنی ] /sheghaal/ شغال
شال به جنگلی نام شغال به را در مازندران و رامیان و کتول به این درخت می دهند و در لاهیجان به نام توچ معروف است .
درختچه ایست در دره کتول و جنگلهای مازندران .
مانند شغال مرده بودن . یا خود را شغال مردگی زدن . خود را کوچک و مظلوم وانمود کردن .
عنب الثعلب

معنی شغال در فرهنگ معین

شغال
(شَ) [ په . ] (اِ.) جانوری است پستاندار از راستة گوشت خواران شبیه به سگ ، که دارای دُمی پُر مو می باشد.

معنی شغال در فرهنگ فارسی عمید

شغال
پستانداری گوشت خوار و از خانوادۀ سگ که از پرندگان کوچک و اهلی تغذیه می کند، توره، اهمر.

شغال در دانشنامه اسلامی

شغال
شغال جانوری گوشت خوار، شبیه گرگ ولی کوچک تر از آن هست؛ و از آن به مناسبت در باب طهارت و اطعمه و اشربه نام برده اند.
← پاک کردن آب چاهی که شغال نجس کرده
 ۱. ↑ حلی، ابن ادریس، السرائر، ج۱، ص۷۶.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۴، ص۶۸۵.    
...

شغال در دانشنامه ویکی پدیا

شغال
شغال طلاییشغال پهلوخط دارشغال پشت سیاه
شُغال به سه گونه از سگ سانان گفته می شود: شغال پشت سیاه و شغال پهلونواری که هر دو در آفریقای جنوب صحرا زندگی می کنند و خویشاوند نزدیک یکدیگرند و شغال زرد که بومی شمال آفریقا و آسیا و اروپا است. شغال زرد هرچند از نظر ظاهری به دو گونهٔ دیگر شغال شبیه است اما خویشاوند نزدیکتر گرگ و سگ است. البته واژهٔ شغال تعریف دقیقی ندارد و گاهی کایوت نیز شغال آمریکایی نامیده می شود.
همهٔ انواع شغال رژیم غذایی همه چیزخوار و فرصت طلبانه ای دارند. آن ها در شکار جانوران کوچک و متوسط تخصص دارند و لاشه خواران کارآمدی هستند. پاهای بلند و دندان های نیش منحنی آن ها برای شکار پستانداران کوچک، پرندگان و خزندگان تخصص یافته و کف پای بزرگ و شکل استخوان های آن ها مناسب دویدن در مسافت های طولانی است. شغال ها پگاه رو هستند و بیشتر در صبح و غروب فعال می شوند.
زندگی اجتماعی آن ها معمولاً به صورت زوج های تک همسر است که همیشه با هم زندگی می کنند و از قلمرو خود در مقابل شغال های دیگر دفاع می کنند. آن ها گاهی به صورت گروهی هم دیده می شوند به خصوص در هنگام خوردن لاشه هایی بزرگ اما اغلب «تک رو» یا «دو تایی» شکار می کنند.
عکس شغال
شغال گونه ای سگ سان است.
شغال (فیلم ۱۹۹۷)
شغال (فیلم ۲۰۱۰)
شغال همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
شغال (بافت)، روستایی از توابع بخش رابر شهرستان بافت در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان هنزا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
شغال فیلمی به کارگردانی اصغر نصیری و نویسندگی حسن ثمودیان و ساسان فرخ نیا محصول سال ۱۳۸۴ است.
ساسان فرخ نیا
آناهیتا نعمتی
مهدی امینی خواه
محمد مختاری
پریسا بخشی
نرسی کرکیا
سیدمهدی حیدری
نجات علیمرادی
مینا طاهری
فائقه برهانی
شهرام کرمعلی
رحیم مهدی خانی
مهدی یوسفیان
اسماعیل مهریان
میثم مقصودی
بهروز تقی زاده
محمد گل شاهی
امیر مجذوبی
حدیث آذری
حسین مشمول مقدم
رایکا پورعرب
شغال (انگلیسی: The Jackal) فیلمی در ژانر اکشن و مهیج است که در سال ۱۹۹۷ منتشر شد.
۱۴ نوامبر ۱۹۹۷ (۱۹۹۷-11-۱۴)
«شغال» (ترکی استانبولی: Çakal) فیلمی در ژانر اکشن است که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به ارکان جان اشاره کرد.
۹ اکتبر ۲۰۱۰ (۲۰۱۰-10-۰۹) (Antalya)
۱۷ دسامبر ۲۰۱۰ (۲۰۱۰-12-۱۷) (Turkey)
شغال فیلمی به کارگردانی اصغر نصیری و نویسندگی حسن ثمودیان و ساسان فرخ نیا محصول سال ۱۳۸۴ است.
شغال الملک یا شغال الدوله، از دلقک های معروف طهران در عهد ناصری بود. وی مردی تنومند و قوی هیکل بود که کلاهی بزرگ بر سر می گذاشت و شال خلیل خانی بر کمر می بست.
ناصر نجمی (۱۳۶۷)، دارالخلافه طهران، تهران: انتشارات عطار
علت شهرت وی بدین نام این بود که صدا و حرکات شغال را به خوبی تقلید می کرد. یگانه هنر وی این بود که با بهره از این توانایی خویش، در موقع ناهار و شام به جلوی خانه های اعیان و اشراف و شاهزادگان قاجاری که به طور معمول در بیرونی خانه هایشان غذا می خوردند، می رفت و با صدای بلند مثل شغال زوزه می کشید. وی این کار را آن قدر ادامه می داد تا صاحبخانه وی را به داخل خانه و سر سفره ناهار راه دهد. در عین حال اگر احیاناً هم برخی افراد به هر دلیل به وی اعتنا نمی کردند، وی آن قدر زوزه می کشید و آن قدر صدایش را بالا می برد که صاحبخانه چاره ای به جز پذیرفتن او بر سر سفره خانه اش نمی یافت.
وی به محض اینکه بر سر سفره قرار می گرفت، باز هم به درآوردن صدا و حرکات شغال ادامه می داد. او اولین کارش این بود که جوجه های سفره را پیش خود جمع کرده و آنها را همانند شغال می خورد. این حرکات او، اغلب موجبات تفریح و انبساط خاطر و تفریح اشراف و اعیان طهران را فراهم می ساخت.
شغال پشت سیاه (نام علمی: Canis mesomelas) نام یک گونه از سرده سگ است.
شغال پهلونواری
Black-backed jackal
شغال طلایی
شغال پهلونواری (نام علمی: Canis adustus) نام یک گونه از سرده سگ ها است.
شغال تپه در علی آباد، میدان مرکزی شهر واقع شده و این اثر در تاریخ ۵ بهمن ۱۳۷۸ با شمارهٔ ثبت ۲۵۵۲ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
برکه شغال مربوط به دوره قاجار است و در لار، خیابان مسجدولیعصر، آب انبار تازه آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۲۷۰۲ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
شب های شغال (عربی: ليالي ابن آوى‎) یک فیلم به کارگردانی عبداللطیف عبدالحمید است که در سال ۱۹۸۹ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به بسام کوسا اشاره کرد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

شغال در دانشنامه آزاد پارسی

شُغال (jackal)
شُغال
شُغال
شُغال
شُغال
شُغال
هر یک از چند نوع سگ وحشی، در آسیای جنوبی، جنوب اروپا و افریقای شمالی. طول شغال به ۸۰ سانتی متر می رسد و دارای خز قهوه ای متمایل به خاکستری، و دمی پرپشت است. این جانور از جنس Canis است. شغال طلایی (Canis aureus) در آسیای جنوبی، جنوب اروپا و افریقای شمالی یافت می شود. ارتفاع بدن آن ۴۵ سانتی متر و طولش ۶۰ سانتی متر است. شغال طلایی به رنگ زرد مایل به خاکستری و در سطح پشتی دارای رنگی تیره تر است. جانوری شبگرد است، که پستانداران کوچک تر و ماکیان را شکار می کند. به علاوه، به صورت گروهی به جانوران بزرگ تر نیز حمله می کند. همچنین مردارخواری هم می کند. شغال پهلو راه راه (Canis adustus) در بیش تر نقاط افریقا یافت می شود. شغال پشت سیاه (Canis mesomelas) فقط در جنوب افریقا زیست می کند. در ایران Canis aureus یافت می شود که آن را شغال یا شغال معمولی می نامند. این جانور با چهار گونه روباه و یک گونه گرگ و سگ معمولی، خانوادۀ سگ را در ایران تشکیل می دهند. شغال شبیه گرگ اما کوچک تر است و با شکار جوندگان زیان آور به حفظ محصولات کشاورزی کمک می کند. شغال آفت انگور است.

نقل قول های شغال

شغال، پستانداری است از تیرهٔ سگان که جزو رسته گوشتخواران است. این جانور به پرندگان اهلی نیز حمله می کند و آفت آنهاست.
• «انگور خوب نصیب شغال می شود.»
• «اینجا اردستان نیست که به شغال باج بدهند.»
• «تا شغال شده بود به چنین سوراخی گیر نکرده بود.»
• «خربزه شیرین نصیب شغال می شود.»
• «خروسی را که شغال صبح می برد بگذار سر شب ببرد.»
• «سگ زرد برادر شغال است.»
• «شغال بیشه مازندران را، نگیرد جز سگ مازندرانی»
• «شغال ترسو انگور خوب نمی خوره.»
• «شغال پوزش به انگور نمی رسد می گوید ترش است.»
• «شغال که از باغ قهر کنه منفعت باغبونه.»
• «شغالی که مرغ می گیرد بیخ گوشش زرد است.»
• «شیر که پیر شد، بازیچه شغال می شود.»
• «گرگ که پیر شد، رقاص شغال می شود.»
• «مرغ را به شغال سپردن.»
• «به ازین کرد باید اندیشه// تا نیاید شغال در بیشه» -> اوحدی مراغه ای
• «تو نشنیدی آن داستان شغال// که زد با یکی پیر گرگ همال// که سگ را به خانه دلیری بود// چو بیگانه شد ونگ وی کم شود» -> ناشناس
• «در این بود درویش شوریده رنگ// که شیری برآمد شغالی به چنگ// شغال نگون بخت را شیر خورد// بماند آنچه روباه از آن سیر خورد» -> سعدی
• «صیاد نه هر بار شغالی ببرد// افتد که یکی روز پلنگش بدرد» -> سعدی

ارتباط محتوایی با شغال

شغال در جدول کلمات

شغال
اهمر
حیوانی که به شغال درختی معروف است
کوالا

معنی شغال به انگلیسی

reynard (اسم)
روباه ، شغال
jackal (اسم)
شغال ، توره ، جان کنی مفت

معنی کلمه شغال به عربی

شغال
ثعلب

شغال را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

جان آتا ٢٣:٣٠ - ١٣٩٧/٠١/٣٠
وع
|

شهریار آریابد ٠٨:١٢ - ١٣٩٧/١١/٢٤
در پهلوی " تورگ " برابر نسک فرهنگ کوچک زبان پهلوی نوشته مکنزی و برگردان بانو مهشید میرفخرایی.
|

مهشید ١٠:٣٠ - ١٣٩٧/١١/٢٤
در زبان لری بختیاری
توره ،سگ توره می گویند
|

علی سیریزی ١١:٢٥ - ١٣٩٨/٠٤/١٨
(در گویش مردم شهر سیریز) توره
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نام دیگر شغال   • صدای شغال   • شغال در جدول   • حمله شغال به انسان   • تفاوت شغال و روباه   • شغال پشتسیاه   • شغال زرد   • معنی شغال   • مفهوم شغال   • تعریف شغال   • معرفی شغال   • شغال چیست   • شغال یعنی چی   • شغال یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شغال
کلمه : شغال
اشتباه تایپی : ayhg
آوا : SoqAl
نقش : اسم
عکس شغال : در گوگل


آیا معنی شغال مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )