انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1049 100 1

شغل

/Soql/

مترادف شغل: پیشه، حرفه، سمت، کار، کسب، مقام، منصب، مشغله، اشتغال، خدمت، عمل، فعل، وظیفه

برابر پارسی: کار، پیشه

معنی شغل در لغت نامه دهخدا

شغل. [ ش َ ] (ع اِ) ج ِ شَغْلة. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به شغلة شود.

شغل. [ ش َ / ش ُ ] (ع مص ) در کار داشتن کسی را. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مشغول کردن. (دهار) (تاج المصادر بیهقی ). || به کار واداشته شدن ، شُغِل َ به (مجهولاً). (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مشغول شدن. (المصادر زوزنی ). مشغول کردن و به سرگرمی واداشتن ، شغل عنه. (از اقرب الموارد).
- امثال :
شغلتنا را شدرستنا کردن ؛ در قرآن کریم آیه ای هست «شغلتنا اموالنا و أهلونا...» (11/48)، یک تن عامی چون به این کلمه رسید «شغلتنا» را تراشیده و بجای آن «شدرستنا» نوشت تا «غلط» در قرآن نباشد، و این را در موردی گویند که کسی صحیحی را به قصد تصحیح غلط کند. (یادداشت مؤلف ).

شغل. [ ش ُ / ش َ / ش َ غ َ / ش ُ غ ُ ] (ع اِ) کار. (ناظم الاطباء). کار و بی فرصتی. (غیاث اللغات ). کار. ج ، اشغال. (مهذب الاسماء). ضد فراغ. ج ، اشغال ، شغول. (از اقرب الموارد). و رجوع به شُغْل در همه ٔ معانی شود.
- شغل القرآن ؛ عمل به موجبات قرآن واجتناب از مناهی آن. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء).
|| ناپروایی. ج ، اَشغال و شُغول. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || شغل شاغل ، در مبالغه گویند. (از منتهی الارب ). || نقیض خلأ، گویند: مکان خالی ؛ یعنی چیزی در آن نیست ، و عکس آن مشغول است. (از اقرب الموارد).

شغل. [ ش َ غ ِ ] (اِ) مهر خرمن. از کلمه ٔ سجیل . (یادداشت مؤلف ).

شغل.[ ش َ غ ِ ] (ع ص ) باکار و کاردار و مشغول. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). مرد باکار. (منتهی الارب ).

شغل. [ ش ُ ] (ع اِ) کار. ضد فراغ. سرگرمی. (یادداشت مؤلف ). آنچه مایه ٔ مشغولیت باشد. کارهای نامنظم روزانه ٔ مربوط به نیازمندیهای زندگی :
همی بایَدْت رفت و راه دور است
بسنده داریکسر شغلها را.
رودکی.
کار من در هجر تو دایم نفیر است و فغان
شغل من در عشق تو دایم غریو است و غرنگ.
منجیک.
تو مرا یافته ای بی همه شغل
نیست اندر کلهت پشم مگر.
فرخی.
گفت ای خداوند نیمشب است و فردا نوبت توست که خلیفه گفته است به فلان شغل مشغول خواهد شد و بار نخواهد داد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 169). دررفتم معتصم را دیدم سخت اندیشمند و تنها و به هیچ شغل مشغول نه. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 169). چون به بلخ رسید این پادشاه و چند شغل فریضه ای که پیش داشت نبشته آمد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 287). رعایا را بر جای باید بود که با ایشان شغلی نیست. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 463).
چون نگویی کت خدا ازبهر چه موجود کرد
گر مر او رابا تو شغلی کردنش ناچار نیست.
ناصرخسرو.
این چنین آفریده گشت جهان
شغل از انواع مردم از اجناس.
ناصرخسرو.
|| حرفه. پیشه. صنعت. کاری که شخص در زندگی برای خود انتخاب کرده است. (یادداشت مؤلف ). کارو کسب و پیشه و صنعت و بیاوار و فیاوار و فیار و فیاور و فیدار. (ناظم الاطباء). فیادار. فیار . (لغت فرس اسدی ) :
زاد همی ساز و شغل خویش همی بر
چند بری شغل نای و شغل چغانه.
کسایی.
هیچ ندانم به چه شغل اندری
ترف همی غنچه کنی یا شکر.
ابوالعباس عباسی.
شغل او شاعری است یا تنجیم
هوسش فلسفه ست یا اکسیر.
خاقانی.
ناف بر این شغلشان زده ست زمانه
خاک چنین شغل خون آهوی ناف است.
خاقانی.
به قدر شغل خود باید زدن لاف
که زردوزی نداند بوریاباف.
نظامی.
- شغل سنج ؛ آنکه کارها را بسنجد و بشناسد. که نیک و بد کارها راتشخیص دهد :
به دستوری او شوی شغل سنج
که دستور دانا به از تیغ و گنج.
نظامی.
|| کار و بار. (ناظم الاطباء). تکلیف. وضع. سرنوشت :
نیست پایان شغل من پیدا
هست یک شغل کش نه پایانیست.
مسعودسعد.
|| منصب. خدمت. (از ناظم الاطباء). کار دولتی. سمت رسمی. خدمت دولتی. کار و مقام در دستگاه سلطنتی. مقام. خدمت. مأموریت. (از یادداشت مؤلف ) :
بار ولایت بنه از کفت خویش
نیز بدین شغل میاز و مدن.
کسایی.
استخفافی بزرگ کرد ولی خود از آن نیندیشیدم و باک نداشتم که به شغلی بزرگ رفته بودم. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 171). اکنون آن شغل به ابوالحسن دادیم. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 208). احمد گفت به هیچ حال نباشد سلطان این شغل مرا فرموده است. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 209). شغلها و سفارتها بانام کرده [ ابوطاهر تبانی ]. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 209). امروز در روزگار همایون... شغل وکالت و... بدو مفوض است. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 255). چون نصر گشته شد... محمود شغل همه ٔ صنایع غزنی خاص بدو مفوض کرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 124).
شغل تو چو رای تو قوی شد
بخت تو چو عمرتو جوان باد.
مسعودسعد.
او در آن شغل سیرت پسندیده پیش گرفت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 288).
- پرداختن شغلی ؛ به انجام رساندن آن مهم. فارغ شدن از گرفتاری و امر مهمی : یک هفته آنجا مقام کردند که تا این شغل بپرداختند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 366).
- شغل آزاد ؛ پیشه ای جز شغل دولتی. (فرهنگ فارسی معین ).
- شغل بریدی ؛ منصب چاپار و پیک. مقام اداره ٔ امور پست در تداول امروز : نایب استاد بودم در شغل بریدی هرات. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 610).
- شغل درگاه ؛ منصب حاجبی : شغل درگاه همه بر حاجب غازی میرفت که سپاه سالار بود. (تاریخ بیهقی ).
- شغل دولتی ؛ کار در یکی از ادارات دولتی.
- شغل راندن ؛ اجرا کردن مأموریت. انجام دادن خدمت دولتی. بجای آوردن وظیفه ٔ حکومتی : شغل امور وزارت و حساب بوالخیر بلخی می راند. (تاریخ بیهقی ص 87). مدتی است دراز که این شغلها راند. (تاریخ بیهقی ص 255). این شغل را که بنده می راند به بونصر برغشی مفوض خواهد کرد. (تاریخ بیهقی ص 389).
- شغل زمانه ؛ کنایه از سلطنت. اداره کردن امور جهان یا کشور :
شغل زمانه مفوض است به شاهی
کز همه شاهان چو آفتاب عیان است.
مسعودسعد.
- شغل فرمودن کسی را ؛ مأموریت دادن به وی. او را مأمور کردن.به سمتی منصوب داشتن : در میان چند شغلها دیگر فرمودند او را. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 274). امیر گفت... ایشان را شغلی دیگر خواهم فرمود. (تاریخ بیهقی ص 140). پس در روزگار پادشاهان این خاندان... برانم از پیشواییها و قضاها و شغلها که وی را فرمودند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 194). امیرک را سلطان قویدل کرد که شغلی بزرگتر فرمایم ترا. (تاریخ بیهقی ص 362).
- شغل کدخدایی ؛ سمت کدخدایی. منصب پیشکاری : طاهر دبیر شغل کدخدایی نیکو میراند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 368).
- شغل کردن ؛ انجام دادن مأموریت.بعهده گرفتن مسؤلیت اجرای کار و سمتی. خدمت انجام دادن : نذر دارم و سوگندان گران که نیز هیچ شغلی نکنم. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 146). هم شهم است و هم کافی و کاردان و شغلهای بزرگ کرده است. (تاریخ بیهقی ). تا فردا این شغل کرده آید بتمام. (تاریخ بیهقی ).
ور کنم شغل هیچکس پس ازین
گردنم درخور قفا باشد.
مسعودسعد.
|| سرگرمی و آلودگی و مشغولی :
رای کرده ست که شمشیر زند چون پدران
که شود سهل به شمشیر گران شغل گران.
منوچهری.
- شغل به دیدار کسی ؛ مشغولی و اشتغال به نظاره ٔ او. به دیدار کسی پرداختن :
هیچم از دنیی و عقبی نبرد گوشه ٔ خاطر
که به دیدار تو شغل است و فراغ از دو جهانم.
سعدی.
- شغل دل ؛ ناراحتی خاطر. نگرانی. اضطراب. دل مشغولی : ترکمانان را بجمله از خراسان رمانیده آید و شغل دل نماند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 454). هیچ شغل در دل نماند. (تاریخ بیهقی ص 280). اگر این اخبار به مخالفان رسد... چه حشمت ماند و جز درد و شغل دل نیفزاید. (تاریخ بیهقی ص 394). همه ٔ اسباب خلل و خلاف برخاست چنانکه هیچ شغل دل نماند. (تاریخ بیهقی ).
|| گرفتاری. پریشانی. حادثه. پیش آمد. پیش آمد بد. کار مهم. کاری که مایه ٔ مشغولی دل شود. حادثه. واقعه. روی داد. (ازیادداشت مؤلف ) :
ایزد این شغلها کفایت کرد
خواجه ناگفته آنچه گفت سخن.
فرخی.
ترسان بر عبدالمطلب شدم [ حلیمه پس از گم کردن محمد (ص ) در کودکی ] چون مرا بدان حال بدید گفت چه بود، شغلی رسید؟ گفتم : و چه شغلی. گفت : مگر پسرت گم شد؟ گفتم : نعم. (تاریخ سیستان ).
شغل این مخذول کفایت کرده آید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 367). شغل هارون نیز انشأاﷲ که بزودی کفایت شود. (تاریخ بیهقی ص 448). ما از شغل گرگان و طبرستان فارغ شدیم اینک از راه آمل به راه دماوند می آیم سوی ری. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 474). اگر همچنین ترا شغلی افتد ناچار از بهر او تا جان بود بکوش رنج تن و مال خویش دریغ مدار. (منتخب قابوسنامه ص 43).

معنی شغل به فارسی

شغل
کار، پیشه، اشغال جمع
( اسم ) کار پیشه جمع : اشغال . یا شغل آزاد . پیشه ای جز شغل دولتی . یا شغل دولتی . کارمند یکی از ادارات دولتی بودن .
با کار و کاردار و مشغول مرد با کار
[ گویش مازنی ] /shaghel saghel/ آشوب – هرکه هرکه – خر تو خر
در باره کسی گویند که عزم کاری کند ولی باتمام نرساند .
همکار هم حرفه

معنی شغل در فرهنگ معین

شغل
(شُ) [ ع . ] (اِ.) کار، پیشه .

معنی شغل در فرهنگ فارسی عمید

شغل
کار، پیشه.

شغل در دانشنامه اسلامی

شغل
معنی شُغُلٍ: کاري که آدمي را به خود مشغول سازد و از کارهاي ديگر باز بدارد
ریشه کلمه:
شغل‌ (۲ بار)

«شُغُل» (بر وزن شتر) و «شُغْل» (بر وزن قفل) هر دو به معنای حادثه و حالتی است که برای انسان روی می دهد و او را به خود مشغول می دارد، خواه مسرت بخش باشد و یا غم انگیز!
کار و اشتغال زنان از ابعاد مختلفی مورد توجه اسلام بوده است که در این مقاله به برخی از این موارد اشاره می شود.
در نظام حیات اسلامی بار تامین معاش و زندگی بر دوش مردان است و زنان در این زمینه مسؤولیتی ندارند. این بخاطر رافت اسلامی است که زن بتناسب جنبه های روانی و عاطفی در کاری انجام وظیفه کند که امکان آن برایش موجود باشد.اسلام در رعایت حال زنان حتی فرمود که پدر می تواند پسر خود را جبراً به کاری درآمد زا مشغول نماید تا او تهیه معیشت کند ولی چنین جبری درباره دختران روا نیست. او دارای طبعی ظریف و روحی حساس است و عادلانه نیست کارهای مردانه که سفت و سخت و خشن اند بر آن ها بار شود.زن نه در خانه پدر و نه در خانه شوهر ناگزیر به کار و تلاش برای تامین معیشت نیست، اجباری ندارد که در محیط خشن و توام با سر و صدای کارخانه ها و یا در عمق معادن و زیر زمین ها به تحمل صدمات و مشقات بپردازد. و نان برای اعضاء خانه فراهم کند. این امر بویژه در ایام عادت ماهانه و در دوران حمل و شیر دهی ستم عظیمی برای زن به حساب می آید. پس چه بهتر که او به کار لطیف و ظریف خود بپردازد و شوهر او به تامین معیشت و تحمل بار نفقه اش اقدام کند.
وظیفه اساسی زن
آن چه اسلام خواستار آن است این که زن زندگی ساز و هنرمند باشد. هم عامل آرامش و سکون باشد و هم بهشت را زیر قدم خود داشته باشد. اولی را در سایه خوب شوهرداری و دومی را در سایه تربیت نسل و مادری.مرد در میدان مبارزه زندگی خسته و کوفته می شود، ناگزیر باید به گوشه ای از میدان پناه برد و در آن جا به استراحت بپردازد. آن گوشه میدان خانه است که محل سکون و آرامش اوست، یعنی همان جائی که تمرین جهاد زن آغاز می گردد. (جهاد المرأة حسن التبعل).خانه فاطمه (علیه السّلام) آن چنان پناهگاهی بود که علی (علیه السّلام) آن مرد رزم هرآنگاه که خسته و مانده می شد به خانه فاطمه و به او پناه می برد و به تعبیر خود ساعتی آرامش می یافت و دل را سبک می کرد.هم چنین کودک بی پناه به دامان مادر پناه می برد و این مادر است که دست کودک را در دست و ذهنش را متوجه خود دارد. او را بهشتی و یا جهنمی می کند. لطافت و ظرافت طبع مادر ایجاب می کند که در سنگر خانواده سرگرم و برای فرزندان خویش مادر و برای شوهرش همسر باشد. و این دو کار و اصولا همه کار زنان خدمت است، خدمتی که برای آن اجر و پاداشی فوق العاده در نظر گرفته شده است. امام صادق (علیه السّلام) درباره نمونه ای از ارزش خدمت زن می فرماید: هیچ زنی نیست که شوهرش را از شربت آبی سیراب سازد، جز آن که برای او بهتر از یک سال عبادت است، آن هم عبادتی که در آن روزها روزه دار و شب ها قائم به تهجد باشد.
زن و خدمت اجتماعی
در عین حال این سخن بدان معنی نیست که ورود زن در عالم خدمات اجتماعی امری تحریم شده است. کار زنان حرام نیست و حتی در مواردی شاید در حد واجب کفایی باشد.در دنیای اسلام ما برای برخی از خدمات نیاز به کار زنان داریم مثلا برای تربیت دختران نیاز به معلم زن است، برای درمان زنان و بانوان نیاز به پزشک زن است، حتی برای کارهای پرستاری و زخم بندی و مداواها نیاز به خدمت زنان می باشد.بر این اساس غرض ما نفی کار زنان و خدمت آن ها به اجتماع نیست از آن بابت که جامعه و دولت به آن شدیدا نیاز دارند. ولی مساله این است که این کار نباید به بهای همه چیز تمام شود و مثلاً شرف و حیثیت زن لکه دار، دامن اجتماع آلوده و نسل انسانی ضایع گردد. کاری باید برای زنان تهیه شود که در آن جداً مردان وامانده باشند و در همین کار هم ایمان و شرف او و فرزندان باید حفظ گردد و زندگی خانوادگی متزلزل و بی رونق نگردد.
لزوم کار برای زن
...
از بعضی از تفاسیر استفاده می شود که نوح نجار بود و بعد از آن به پیامبری مبعوث گردید.
درباره نحوه کشتی سازی حضرت نوح (علیه السلام) به علت بُعد زمانی زیادی که وجود دارد، چیز زیادی نقل نشده است. قرآن نیز که کتاب هدایت و انسان سازی است تا یک کتاب تاریخ، به جنبه های تربیتی این داستان پرداخته است.
شغل نجاری
آن چه که مسلم است شغل نجاری پیش از حضرت نوح وجود داشته است؛ زیرا قبل از ایشان، چوب و استفاده های آن به علت سهولت استفاده از آن، مورد توجه همه بوده است.از بعضی از تفاسیر استفاده می شود که نوح نجار بود و بعد از آن به پیامبری مبعوث شد. بله! ظاهراً ایشان اولین کسی بود که کشتی را به الهام خداوند ساخت.
انتخاب شغل موضوع مهمی است، چرا که از یک سو بخش عمده ای از اوقات زندگی هر شخصی صرف کار و کسب درآمد برای تامین معاش خود و خانواده اش می شود و شغلی را که انتخاب می کند نقش مهمی در شکل دهی به شخصیت، نگرش به زندگی، روابط اجتماعی و. . . از خود برجا می گذارد و از دیگر سو در تعالیم ارزشمند و آموزه های اسلام، نکات زیبا و نغزی در خصوص فلسفه کار کردن، آداب و احکام آن و همچنین ملاک ها و معیارهای انتخاب شغل بیان شده است.
تلاش در جهت کسب روزی حلال و خود را به سختی انداختن جهت این امر جهاد است و از نگاه اسلام، جهاد در راه خدا از بهترین نوع عبادات معرفی شده است. اسلام، شغل را در خدمت انسان و برای رسیدن به اهداف متعالی آفرینش او قرار داده تا بدان وسیله به منزلت حقیقی خود دست یابد و این نگرشی کاملاً والا و متمایز از نگاه امروزی دنیای مادی به این مساله است که در عمل این انسان ها هستند که همه عمر و سرمایه وجودی خود را وقف کار و شغل خود نموده اند. آنهم نه در جهت اهداف انسانی بلکه صرفاً در مسیر انگیزه های زیاده خواهی، تفاخر، امیال و خواهش های کم ارزش نفسانی و. . . .
معیارهای انتخاب شغل
چند نمونه از مهم ترین معیارهای انتخاب شغل در تعالیم دین در ادامه بیان می شود؛
← مستلزم فعل حرام نباشد
 ۱. ↑ پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم)، ترجمه ابوالقاسم پاینده، نهج الفصاحه، ج۱، ص۴۵۱.    
...
از جمله عوامل شادابی و نشاط، کار و فعالیت می باشد که در دین مبین اسلام نیز مورد تاکید فراوان قرار گرفته است. اما کسانی که شاغل هستند ممکن است با دو سوال اساسی برخورد نمایند و لذا آن چنان که باید از کارشان لذت نبرند. از همین روی قصد ما از نوشتار حاضر ارائه راه حل برای آن دو سوال می باشد.
برای این که به شغلم علاقمند شوم چه کار باید بکنم؟
← تشریح سؤال
با این که دیگران از کارم راضی هستند ولی من احساس پوچی می کنم. چگونه این احساس را بر طرف نمایم؟برای حل این مشکل به نکات زیر توجه داشته باشید:
← پاسخ های سؤال دوم
۱. مرکز مشاوره مؤسسه امام خمینی (رحمة الله علیه)، چگونه از شغل خود لذت ببریم.۲. فلسفی، محمد تقی، گفتار فلسفی، ج۲۰.۳. حورایی، سید مجتبی، همه چیز با خدا ممکن است، دکلمه گران، چاپ هفتم، ۱۳۸۰.۴. حسینی، سید ابوالقاسم، اصول بهداشت روانی، نشر آستان قدس رضوی، چاپ سوم، ۱۳۸۰.۵. پریور، علی، دین و روان شناسی، انتشارات آسیا، ۱۳۶۲.۶. علی آبادی، علی رضا، مدیران جامعه اسلامی، نشر رامین، تهران، سوم، ۱۳۷۶.۷. پروا، مهدی، روان شناسی یکتا پرستی، شرکت سهامی انتشار، اول، ۱۳۸۰.۸. فکری، عبدالله. قانون مطلق معنویت، نشر ندای فرهنگ، تهران، ۱۳۷۷.۹. وزو، ایواناکو. ایجاد انگیزه برای کار و زندگی، ترجمه. سید غلامرضا موسوی مجد، انستیتیو ایزایوان، تهران.۱۰. گنجی، حمزه. روان شناسی کار، نشر ارسباران، چاپ سوم، تهران، ۱۳۷۹.

شغل در دانشنامه ویکی پدیا

شغل
شُغل یا پیشه فعالیتی منظم است که در ازای دریافت پول انجام می شود. یک فَرد عموماً یک شغل را با کارمندی، داوطلبی، یا شروع کسب وکار آغاز می کند. مدت زمان یک شغل می تواند از یک ساعت (درمورد کارهای خاص) تا تمام طول عمر (مثلاً در مورد برخی قاضی ها) به درازا بکشد. اگر یک فرد برای نوع مشخصی از شغل تربیت شده باشد، بدان حرفه یا پیشه می گویند. مجموعهٔ شغل های یک فرد در طول زندگی، سوابق شغلیِ آن فرد را تشکیل می دهد.
مدیریت منابع انسانی
کارآموزی
شکاف مهارتی
با پیشرفت فناوری شغل های زیادی به زودی از بین خواهند رفت (لیست این مشاغل).
شغل ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
شغل (فیلم)
شغل (فیلم ۲۰۰۳)
شغل (فیلم ۲۰۰۹)
شغل (انگلیسی: Work) فیلمی به کارگردانی چارلی چاپلین است که در سال ۱۹۱۵ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به چارلی چاپلین، ادنا پرویانس و لئو وایت اشاره کرد.
شغل (ایتالیایی: Il Posto) فیلمی در ژانر درام به کارگردانی ارمانو اولمی است که در سال ۱۹۶۱ منتشر شد.
لئوناردو دتو به عنوان آنتیتیتا ماستی
تلیو کزیچ به عنوان روانشناس
یک فارغ التحصیل جوان کالج اقدام برای بدست آوردن پستی در یکی از بزرگترین شرکت های کشور می کند و…
«شغل» (انگلیسی: The Job (2003 film)) یک فیلم است که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به داریل هاناه، برد رنفرو، دامینیک سوین، اریک میبیس، و آلکس روکو اشاره کرد.
«شغل» (انگلیسی: The Job (2009 film)) فیلمی در ژانر کمدی-درام است که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به تارین منینگ، ران پرلمن، و جو پانتولیانو اشاره کرد.
۲۶ سپتامبر ۲۰۰۹ (۲۰۰۹-09-۲۶)
«شغل» (انگلیسی: Work (film)) یک فیلم به کارگردانی چارلی چاپلین است که در سال ۱۹۱۵ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به چارلی چاپلین، ادنا پرویانس، و لئو وایت اشاره کرد.
شغل آباد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
شغل آباد (جیرفت)
شغل آباد (قوچان)
شغل آباد (جیرفت)، روستایی از توابع بخش جبالبارز شهرستان جیرفت در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان سغدر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۷ نفر (۶خانوار) بوده است.
شغل آباد، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان قوچان در استان خراسان رضوی ایران.
این روستا در دهستان دوغائی قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۳۰۳ نفر (۹۷ خانوار) بوده است.
شغل بهاراب، روستایی از توابع بخش حمیل شهرستان اسلام آباد غرب در استان کرمانشاه ایران است.
این روستا در دهستان منصوری قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۸ نفر (۱۱خانوار) بوده است.
به اشتراک گذاری شغل یا کار یک قرارداد اشتغال است که در آن به طور معمول یک کار که به طور معمول توسط یک فرد در کار تمام وقت انجام می شود را دو نفر با همکاری با یکدیگر به صورت پاره وقت یا زمان کاهش یافته انجام می دهند. از آنجا که همه موقعیت های شغلی به اشتراک گذاشته می شود این کار می تواند تولید خالص به ازای هر کارمند را کاهش دهد. افرادی که یک شغل کاری را به اشتراک می گذارند به صورت تیمی کار می کنند و به یک اندازه نسبت به حجم کار مسؤلیت دارند. حق الزحمه بین کارگران، ساعت های کاری، پرداخت و تعطیلات نیز به صورت مساوی تقسیم می شود.
رسانه های خبری در دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ اولین گزارش ها از شروع جدی اشتراک شغل را منتشر کردند. این عمل اغلب به مثابه راهکاری مناسب زنان توصیف می شدند و همان طور که آسوشیتد پرس خلاصه می کند «مصالحه ای است میان خانه داری تمام وقت و اشتغال تمام وقت».
در سال ۱۹۷۲ بنیاد نیو ویز تو ورک (راه های جدید کار کردن) تأسیس شد. این یک سازمان غیرانتفاعی در منطقه خلیج سان فرانسیسکو است. تمرکز اصلی این بنیاد کمک به «ایجاد دنیای کاری است که پاسخگوی نیازهای در حال تغییر از افراد و سازمان ها باشد».
در دهه ۲۰۰۰ اشتراک شغل بسیار رونق بیشتری گرفت و زنان توانستند با کمک این ایده در مشاغل بیشتری شاغل شوند. در اوایل دهه ۲۰۰۰ دو عامل مهم شروع به اثرگذاری به جنبش اشتراک شغل کردند. یکی دسترسی فزاینده و دسترسی به اطلاعات دیگری تغیرات جمعیتی در نیروی کار. تولد شبکه جهانی وب استفاده از آن را برای شرکت ها آسان تر کرد و به اشتراک گذاری شرکت کنندگان برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات از طریق ابزار وب مانند ایمیل و پیام های فوری، پورتال وب سایت های پایگاه های داده آنلاین و چند کاربر دامنه وب این ابزارها به کارکنان برای به اشتراک گذاشتن کار در یک محیط مشترک کمک کرد.
تجزیه وتحلیل شغل، (به انگلیسی: Job analysis) فرآیندی است که از طریق آن، ماهیت و ویژگی های هریک از مشاغل در یک سازمان بررسی می شود و اطلاعات کافی دربارهٔ آن ها جمع آوری و گزارش می شود.
روان شناسی صنعتی و سازمانی
با تجزیه وتحلیل شغل، معلوم می شود که هر شغل چه وظایفی را شامل می شود و برای احراز و انجام شایستهٔ آن، چه مهارت ها، دانش ها و توانایی هایی لازم است. بنا به تعریفِ دیگری، تجزیه وتحلیل شغل، شرح خلاصهٔ وظایف و مسئولیت های شغل، رابطهٔ آن شغل با مشاغل دیگر، دانش و مهارت های لازم برای انجام دادن آن و شرایط کار است.
طراحی شغل (انگلیسی: Job design) یا طراحی کار، از شاخه های مدیریت منابع انسانی است، که مربوط به مشخص کردن محتویات، روش ها و ارتباطات شغلی به منظور رفع نیازهای فنی، سازمانی و اجتماعی، همچنین الزامات شخصی کارکنان می باشد. هدف از طراحی شغلی، اغلب بهبود رضایت شغلی، ارتقاء کیفیت، بهبود کیفیت و کاهش مشکلات کارکنان است.
گراف انتساب مشاغل( به انگلیسی:job assignments) نوعی از گراف دوبخشی است.نبو
فرض کنید در یک گروه ، m کارمند و j شغل مختلف داریم که باید انجام شوند که m ≤ j {\displaystyle m\leq j} . هر کارمند برای انجام یک یا بیشتر از این j شغل، آموزش دیده است. میتوانیم از یک گراف برای مدل کردن تواناییهای کارمندان استفاده کنیم. هر کارمند و هر شغل را با یک رأس نمایش میدهیم. برای هر کارمند، یالی از رأس نمایش دهنده آن، به تمام رئوسی که نمایش دهنده شغلهایی هستند که این کارمند برای آن ها آموزش دیده است، رسم میکنیم. توجه کنید که مجموعه رئوس این گراف را می توان به دو مجموعه مجزا افراز کرد، مجموعه رئوس نمایش دهنده کارمندان و مجموعه رئوس نمایش دهنده مشاغل و هر یال، رأس نمایش دهنده یک کارمند را به رأس نمایش دهنده یک شغل متصل می کند. در نتیجه، این گراف دو قسمتی است.
فرض کنید که گروهی دارای چهار کارمند است: آیدین، بهنام، یاشار و داوود؛ و فرض کنید که برای تکمیل یک پروژه، چهار شغل: شناسایی نیازها، معماری، پیاده سازی و تست باید انجام شوند. فرض کنید که آیدین برای مشاغل شناسایی نیازها و تست، آموزش دیده است؛ بهنام برای معماری، پیاده سازی و تست، آموزش دیده است؛ یاشار برای شناسایی نیازها، معماری و پیاده سازی، آموزش دیده است و داوود فقط برای شناسایی نیازها آموزش دیده است. تواناییهای این کارمندان را می توان با گراف دوقسمتی نشان داده شده در شکل زیر مدل کرد.
برای تکمیل پروژه، باید شغلها را به کارمندان به گونهای نسبت دهیم که برای هر شغل، کارمندی در نظر گرفته شود و به هیچ کارمندی، بیش از یک شغل اختصاص داده نشود. در این مورد همان طور که در شکل زیر نشان داده شده است، میتوانیم به آیدین شغل تست، به بهنام شغل پیاده سازی، به یاشار شغل معماری و به داوود شغل شناسایی نیازها را اختصاص دهیم.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با شغل

شغل در جدول کلمات

شغل
کار
شغل تجاری
کسب
شغل حداد
اهنگری
شغل شوفر
رانندگی
شغل مستوفی
استیفا
شغل ها
شهرت
شــغل و پیشــه ای ندارد
بیکار
شغل و حرفه
کار
شغل و مقام وزیر
وزارت
شغل و کار
پیشه

معنی شغل به انگلیسی

post (اسم)
پست ، تعجیل ، مسئولیت ، منصب ، سمت ، موقعیت ، مسند ، مقام ، شغل ، چاپار ، صندوق پست ، بسته پستی ، پستخانه ، ارسال سریع ، سیستم پستی ، تیر تلفن و غیره ، پست نظامی ، مجموعه پستی ، تیردگل کشتی و امثال آن
office (اسم)
مسئولیت ، کار ، منصب ، وظیفه ، خدمت ، دفتر ، اداره ، اشتغال ، مقام ، شغل ، دفتر کار ، محل کار ، احراز مقام
profession (اسم)
اقرار ، اعتراف ، حرفه ، پیشه ، شغل ، سوگند ملایم ، حرفهیی
work (اسم)
فعل ، کار ، عملیات ، چیز ، وظیفه ، سعی ، ساخت ، استحکامات ، زحمت ، شغل ، زیست ، کارخانه ، نوشتجات ، موثر واقع شدن ، اثار ادبی یا هنری
job (اسم)
کار ، امر ، ساخت ، شغل ، ایوب
situation (اسم)
جا ، وضع ، حالت ، موقعیت ، وضعیت ، حال ، شغل ، موقع
position (اسم)
وضع ، موقعیت ، مسند ، مقام ، وضعیت ، مرتبه ، مکان ، شغل ، جایگاه ، محل ، موضع ، نهش
employ (اسم)
شغل
vocation (اسم)
کار ، میل ، حرفه ، کسب ، صدا ، احضار ، پیشه ، شغل ، حرفهای ، هنرستانی
occupation (اسم)
سرگرمی ، حرفه ، اشتغال ، اشغال ، پیشه ، تصرف ، شغل
trade (اسم)
سرگرمی ، ازار ، حرفه ، کسب ، داد و ستد ، سودا ، تجارت ، کاسبی ، سوداگری ، پیشه ، بازرگانی ، شغل ، مبادله کالا ، امد و رفت
metier (اسم)
سرگرمی ، حرفه ، کسب ، رویه ، شغل

معنی کلمه شغل به عربی

شغل
استخدام , بريد , تجارة , شغل , عمل , مهنة
اجازة

شغل را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

ثمین ١٤:٤٧ - ١٣٩٦/٠٦/١٣
حرفه ی هر فرد که بالاخره به آن میرسد
|

محمدرحیم ریگی ١١:٣٨ - ١٣٩٨/٠٤/٠٩
پیشه
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

غزل > cookpit
s.m > Caterpillar
مرتضی بزرگیان > misjudgment
jim potter > set up camp
Mostafa.Z > بزغاله
.. > slowly
حیدر نیک آیین > انتقادی
علی خراسانی > low income

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معرفی شغل آزاد   • شغل ازاد   • شغل مناسب با سرمایه کم   • شغل مناسب من   • انتخاب شغل مناسب   • انواع شغل   • شغل چیست   • تعریف شغل   • معنی شغل   • مفهوم شغل   • شغل یعنی چی   • شغل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شغل
کلمه : شغل
اشتباه تایپی : ayg
آوا : Soql
نقش : اسم
عکس شغل : در گوگل


آیا معنی شغل مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )