انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 949 100 1

شفاف

/SaffAf/

مترادف شفاف: براق، روشن، زلال، متلالی، وهاج

متضاد شفاف: تیره، کدر

برابر پارسی: زلال، درخشان، روشن

معنی شفاف در لغت نامه دهخدا

شفاف. [ ش ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ شَفیف. (ناظم الاطباء). رجوع به شفیف شود.

شفاف. [ ش َف ْ فا ] (ع ص ) آنچه از نفوذ شعاع مانع نشود، مانند شیشه و امثال آن. (از اقرب الموارد). زست و هر چیز لطیف که از پس وی چیز دیگر را توان دید، مانند آب و آبگینه و بلور. (ازغیاث اللغات ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). چیزی که مانع نفوذ شعاع نباشد. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). آنکه حاجز ماوراء نیست. جسمی که حاجب دیدار ماوراء خودنباشد، چون هوا، طلق ، آب و شیشه. در اصطلاح فیزیک جسمی را گویند که حاجب ماوراء نباشد و اشیایی که در عقب آن قرار دارد بخوبی تمیز داده شود. (یادداشت مؤلف ) : شفاف ، چیزی باشد که از بیرون او آنچه زَاندرون باشد بتوان دید و زَاندرون او آنچه بیرون آن باشد بتوان دید. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). مقابل کدر.
- نیم شفاف ؛ اجسامی میان کدرو شفاف ، مانند شیشه ٔ مات یا کاغذ آلوده بروغن که نور از آنها تا اندازه ای عبور مینماید لیکن نمیتوان ازورای آنها اجسام را تشخیص داد. گاهی فقط پیرامون جسم را میتوان مشاهده نمود. این گونه اجسام را نیم شفاف مینامند. باید دانست که وقتی از اجسام کدر صفحات بسیار نازک تهیه شود نور از آنها عبور مینماید و تقریباً نیم شفاف میگردند، مثلاً ورقه های نازک طلا اگر در مقابل خورشید قرار گیرند قرص خورشید به رنگ بنفش رؤیت میشود. (از کتاب فیزیک تألیف امینی و صفری و... چ 1339 هَ. ق.).
|| جامه ٔ بسیار تنک و نازک که از زیر آن چیزها دیده شود. (ناظم الاطباء). || چیزی را که دارای رنگ و روشنایی نباشد گویند، مانند هوا. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). || درخشان و تابان. (ناظم الاطباء). بسیار درخشان و تابان ، مانند بلور و امثال آن. (فرهنگ فارسی معین ). روشن.تابان. تنک. رقیق. پاک. مقابل کثیف. (یادداشت مؤلف ) :
یکی گفت اشارت بدان مهره بود
که شفاف و تابنده چون زهره بود.
نظامی.

معنی شفاف به فارسی

شفاف
هرچیزلطیف ونازک که اشیانمایان شود، بلوروشیشه
( صفت ) ۱ - هر چیز لطیف که پس از وی چیزهای دیگر را بتوان دید مانند آب آبگینه و بلور . ۲ - بسیار درخشان و تابان مانند بلور و امثال آن .
جمع شفیف
[transparent] [هنرهای تجسمی] دارای شفافیت
[علوم و فنّاوری غذا] ← شفاف سازی شده
[clear coat] [مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ] پوشۀ شفافی که بر روی بُن پوشه قرار می گیرد
[clearing] [علوم تشریحی] زدودن کدورت بافت در طی فرایند پردازش بافت
[polishing] [علوم و فنّاوری غذا] فرایندی که در آن پس از بوزدایی روغن خوراکی، کدورت احتمالی آن را با سرد کردن و جداسازی می گیرند
[polished] [علوم و فنّاوری غذا] ویژگی روغن خوراکی که کدورت احتمالی آن با سرد کردن و جداسازی گرفته شده است متـ . شفاف 2
[transparent medium] [فیزیک- اپتیک] محیطی که نور مرئی یا بخشی از پرتوهای الکترومغناطیسی از آن عبور کند
[translucent medium] [فیزیک- اپتیک] محیطی که نور مرئی از آن عبور کند، اما نتوان از پشت آن تصویر واضحی از شی ء مشاهده کرد
جسمی که نور از آن عبور می کند اما اشیائ ماورائ آن بوضوح و روشن دیده نمی شود .
[translucidus] [علوم جَوّ] ابری با تکه یا برگه یا لایۀ گسترده که بخش بیشتری از آن چنان است که مکان خورشید یا ماه از پشت آن پیداست؛ این اصطلاح همراه با ابرهای فرازکومه ای و فرازپوشنی و پوشن کومه ای و پوشنی می آید
[translucent colony] [زیست شناسی-میکرب شناسی] پَرگَنه ای که مانند شیشه یا قطرۀ آب روشن و شفاف است
[perlucidus] [علوم جَوّ] تکه یا برگه یا لایۀ گسترده ای از ابر که فضاهای خالی مشخص و غالباًً بسیار کوچک در میان اجزای آن دیده می شود؛ این فضاها سبب می شوند که خورشید یا ماه یا آسمان آبی یا ابرهای بالاتر بر فراز آن دیده شوند؛ این اصطلاح همراه با ابرهای فرازکومه ای ...
[transparent colour] [هنرهای تجسمی] رنگی که نور را از خود عبور می دهد
[glaze ice, clear ice] [علوم جَوّ] پوششی از یخ معمولاً شفاف و هموار
اندک اندک آشامیدن

معنی شفاف در فرهنگ معین

شفاف
(شَ فّ) [ ع . ] (ص .) هرچیز لطیف و نازک که از پشت آن چیزهای دیگر دیده شود.

معنی شفاف در فرهنگ فارسی عمید

شفاف
ویژگی هرچیز لطیف و نازک که از پشت آن اشیای دیگر نمایان باشد، مانند بلور و شیشه.

شفاف در جدول کلمات

تدوین قانون مادر که ساده و شفاف حریم دخالت دولت را در فعالیت های اقتصادی مشخص کند
ازادسازی اقتصاد
سنگ شفاف نمای ساختمان
مرمر
گیاهی از تیره کاکتوس ها که خاصیت لطیف کنندگی و شفاف سازی دارد و اخیراً نوشابه آن نیز به بازار آمده است
الورا
مایعی شفاف که فضای بین قرنیه و زجاجیه را پر می کند
زلالیه

معنی شفاف به انگلیسی

clear (صفت)
صریح ، معلوم ، ظاهر ، اشکار ، پیدا ، باصفا ، طاهر ، صاف ، زلال ، واضح ، شفاف ، بارز ، جلی ، سلیس ، روان ، ساطع
sleek (صفت)
براق ، صاف ، شفاف ، نرم ، صیقلی ، چرب و نرم
transparent (صفت)
روشن ، پیدا ، نا پیدا ، شفاف ، فرانما ، نور گذران ، پشت نما
crystal (صفت)
زلال ، شفاف
lucid (صفت)
درخشان ، روشن ، زلال ، واضح ، شفاف ، سالم
hyaline (صفت)
شفاف ، زجاجی ، شیشه مانند
crystalline (صفت)
واضح ، شفاف ، بلورین ، متبلور
pellucid (صفت)
روشن ، شفاف ، سلیس ، بلورین ، حائل ماوراء
diaphanous (صفت)
روشن ، شفاف
elucidative (صفت)
شفاف
hyaloid (صفت)
شفاف ، شیشه ای ، زجاجی
nitid (صفت)
براق ، روشن ، شفاف
perspicuous (صفت)
صریح ، روشن ، واضح ، شفاف
translucid (صفت)
شفاف ، فراتاب ، شفاف کننده ، روشن کننده زجاجی
transpicuous (صفت)
روشن ، اشکار ، واضح ، شفاف ، فرا اشکار

معنی کلمه شفاف به عربی

شفاف
بلور , شفاف , مشرق , وضح
وضوح
مدور
غامض , لا شکلي

شفاف را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی شفاف

نازی ١٣:١٢ - ١٣٩٦/٠٦/٢٢
بی رنگ
|

اکبری ٢٢:٠٩ - ١٣٩٧/٠١/١٥
ترانما، فرانما، پشت‌نما، نورگذران
|

شهریار آریابد ١٠:٥٠ - ١٣٩٧/١٢/٢٢
در پهلوی " سهیک " نسک فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
|

اشکان ١٦:٣٠ - ١٣٩٨/٠١/٢٩
این واژه اریایی است ، چون :
واژه سفال به معنای کریستال شیشه و همخانواده با واژه سفاپ← شفاپ←شفاف در سنسکریت به شکل स्फट sphaTa و به معنای crystal آمده است. پسوند ابزارساز آل در سفال همانست که در واژه چنگال (چنگ آل) دیده میشود.
|

پیشنهاد شما درباره معنی شفاف



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی شفاف   • پارسينه   • بولتن نیوز   • انتخاب نیوز   • سایت فرارو   • جهان نيوز   • سایت تیک   • خبرگزاری ایرنا   • مفهوم شفاف   • تعریف شفاف   • معرفی شفاف   • شفاف چیست   • شفاف یعنی چی   • شفاف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شفاف
کلمه : شفاف
اشتباه تایپی : atht
آوا : SaffAf
نقش : صفت
عکس شفاف : در گوگل


آیا معنی شفاف مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )