برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1351 100 1

شلوار

/SalvAr/

مترادف شلوار: تنبان، زیرجامه، سروال

معنی شلوار در لغت نامه دهخدا

شلوار. [ ش َل ْ ] (اِ مرکب ) ازار. پوشاک پاها. تنبان. (از انجمن آرا) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). جامه ای که مردان و گاهی زنان پوشند و آن از کمر تا قوزک پاها را می پوشاند. سراویل. سروال. مئزر. ایزار. (یادداشت مؤلف ). ازار. (دهار). بمعنی ازار و مرکب است از شل که بمعنی ران است و وار که کلمه ٔ نسبت است. (غیاث ) (از آنندراج ) : [ مردم روس ] از صد گز کرباس کمتر یا بیشتر یک شلوار دوزند و اندر پوشندو همه بر سر زانو گرد کرده دارند. (حدود العالم ).
هم از شعر پیراهنی لاژورد
یکی سرخ شلوار و مقناع زرد.
فردوسی.
پیراهنکی برید و شلواری
از بیرم سبز و از گل حمری.
منوچهری.
پیراهنکی بی آستین لیکن
شلوار چو آستین بوعمری.
منوچهری.
چه سود این بند سخت دلپسندت
که بی شلوار بدشلواربندت.
(ویس و رامین ).
چه بندی بند شلوارت به کوشش
که بی شلوار زو نایدت پوشش.
(ویس و رامین ).
بودلف به شلواری و چشم بسته آنجا بنشانده.(تاریخ بیهقی چ ادیب ص 171).
تن همان خاک گران و سیه است ار چند
شاره ٔ و آبفت کنی کرته و شلوارش.
ناصرخسرو.
اندر کتاب صورت پادشاهان بنی ساسان گفته است که پیراهن او به دینارها بود و شلوار آسمان گون. (مجمل التواریخ و القصص ).
از مکرمت توست که پیوسته نهفته ست
این شخص به درّاعه و این پای به شلوار.
سنایی.
شفیع بسته گریبان و بسته بند ازار
چنان نباشد کآید بر تو بی شلوار.
سنایی.
همچو دف کاغذینش پیراهن
همچو چنگش پلاس بین شلوار.
خاقانی.
تو قبا می خواستی خصم از نبرد
رغم تو کرباس راشلوار کرد.
مولوی.
چادر آن صنم ابر است و قصاره رعدش
آتش برق نموده ست ز گلگون شلوار.
نظام قاری.
برمیکنم به روی میان بند جانماز
لنگوته را معارض شلوار می کنم.
نظام قاری.
شلوار سرخ والا منمای ای نگارین
یا دامنی برافکن یا چادری فروهل.نظام ...

معنی شلوار به فارسی

شلوار
پوشاکی که ازکمرتاپشت پارامیپوشاند، تنبان
( اسم ) جامه ای که معمولا مردان پوشند و آن از کمر تا قوزک پاها را پوشاند تنبان .
[ گویش مازنی ] /shalvaare aalaato/ شلوار مردانه از جنس ابریشم
( اسم ) بندی که شلوار را بدان محکم بندند بند شلوار .
[ گویش مازنی ] /shelvaar band/ بند شلوار
[ گویش مازنی ] /shelvaar bannen/ بند شلوار – بند تنبان
[ گویش مازنی ] /shelvaar bakendiye/ بکندییه شلوار
[ گویش مازنی ] /shelvaar bakkenes/ بکندییه شلوار
[ گویش مازنی ] /shelvaar pessoon/ لیفه ی شلوار که گاهی برخی چیزها در آن گذارند
[ گویش مازنی ] /shelvaar pooleki/ در برابر شلوارهای بندی معمول و متداول این نوع شلوار که بیشتر به جای دکمه از سکه های کوچک استفاده می شد به شلوارهای پولکی معروف بود
[ گویش مازنی ] /shelvaar pizon/ لیفه ی شلوار
[ گویش مازنی ] /shelvaar ghoze/ لیفه ی شلوار
[ گویش مازنی ] /shelvaar lenge/ لنگه ی شلوار
[ گویش مازنی ] /shelvaar hemaalidan/ پاچه ی شلوار را تا زدن
[ گویش م ...

معنی شلوار در فرهنگ معین

شلوار
(شَ) (اِ.)نوعی لباس که معمولاً مردان پوشند و از کمر تا مچ پا را می پوشاند، تنبان .
( ~ . شَ) (ص مر.) ۱ - کسی که شلوار گشاد دارد. ۲ - کنایه از: تنبل ، تن پرور.

معنی شلوار در فرهنگ فارسی عمید

شلوار
پوشاکی که از کمر تا پشت پا را می پوشاند، تنبان.
۱. ویژگی آن که شلوار گشاد دارد.
۲. [مجاز] تنبل، تن پرور.

شلوار در دانشنامه اسلامی

شلوار
شلوار به لباس پاچه دار پوشاننده بدن از کمر تا قوزک پامی گویند.
عنوان یاد شده به مناسبت در باب صلات و حج آمده است.
عنوان شلوار در صلات
نماز گزاردن با شلوار مستحب و در شلوار به تنهایی- بدون لباسی دیگر- مکروه است. در این صورت مستحب است قسمت بالای بدن نیز پوشیده باشد و با نبود بالا پوش، انداختن حوله یا دستمال یا حتی بند شلوار بر روی دوش کفایت می‏ کند.
پوشیدن شلوار مستحب است و نبودن حائل بین زمین و عورت کراهت دارد. مستحب است شلوار را در حالت نشسته و پس از پیراهن بپوشند و پوشیدن آن در حالت ایستاده، روبه قبله و روبه انسان کراهت دارد.
بالا زدن پیراهن عربی و نیز شلوار تا نیمه ساق هنگام رفتن به نماز عید مستحب است.
احکام شلوار در حج
پوشیدن لباس دوخته در حال احرام بر مرد حرام است؛ لیکن در صورت دسترسی نداشتن به لنگ، پوشیدن شلوار جایز می ‏باشد. از برخی قدما نقل شده که در این صورت، شلوار شکافته و همچون لنگ پوشیده می ‏شود؛ هرچند قائل آن ناشناخته است. آیا در فرض عدم دسترسی به لنگ، پوشیدن شلوار موجب فدیه (قربانی کردن یک گوسفند) می‏ شود یا نه؟ بر عدم وجوب فدیه ادعای اجماع شده است؛ لیکن برخی بر عدم وجوب آن اشکال کرده ‏اند؛ بلکه برخی، فدیه را واجب دانسته ‏اند. البته بنابر قول به شکافتن شلوار، در این صورت، شلوار از مصداق دوخته بودن خارج می‏ شود و در نتیجه فدیه ‏ای نخواهد داشت، مگر آنکه به طور کامل شکافته نشود.


شلوار در دانشنامه ویکی پدیا

شلوار
شلوار (پای جامه) به نوعی پوشش گفته می شود که برای پوشاندن پایین تنه به کار می رود. شلوار را هم مردان و هم زنان می پوشند. شلوار ممکن است جنس های مختلفی چون جین یا کتان داشته باشد. ْ
در فرانسه در سال ۲۰۱۳ این ممنوعیت حذف شد.
در سال ۲۰۱۳ نیز ترکیه این ممنوعیت را حذف کرد.
واژهٔ شلوار در اصل شروال بوده است که اعراب آن را سروال گفته و جمع آن را سراویل گویند. در آذری، لری و کردی نیز شروال گفته می شود. در زبان مجاری آن را شلواری (Schalwary) و در لاتین آن را سارابارا (Sarabara) گویند. در انگلیسی واژهٔ pajama از دو واژهٔ فارسی «پا» و «جامه» ساخته شده است. در پارسی پهلوی، بدان سلوار گفته می شده است.
استفاده از شلوار برای اولین بار در جهان در سده شش قبل از میلاد همزمان با ظهور اسب سواری در ایران در تاریخ ثبت شده است.
و تا امروز نیز ادامه دارد
عکس شلوار
مختصات: ۳۶°۲۱′۳۷″ شمالی ۴۸°۴۳′۵۱″ شرقی / ۳۶.۳۶۰۱۴° شمالی ۴۸.۷۳۰۸۱° شرقی / 36.36014; 48.73081
شلوار (ابهر)، روستایی از توابع بخش سلطانیه شهرستان ابهر در استان زنجان ایران است.
مختصات: ۳۶°۲۱′۳۷″شمالی ۴۸°۴۳′۵۱″شرقی / ۳۶٫۳۶۰۱۴°شمالی ۴۸٫۷۳۰۸۱°شرقی / 36.36014; 48.73081
شلوار (ابهر)، روستایی از توابع بخش سلطانیه شهرستان ابهر در استان زنجان ایران است.
این روستا در دهستان سنبل آباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۲۱ نفر (۳۲خانوار) بوده است.
شلوار آبی (انگلیسی: Blue Jeans) فیلمی در ژانر درام به کارگردانی ماریو ایمپرولی است که در سال ۱۹۷۵ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به گلوریا گویدا و پائولو کارلینی اشاره کرد.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

شلوار در دانشنامه آزاد پارسی

پوشش پا از کمر به پایین. شلوارها در دورۀ مادها برخی دَم پا رکاب دار بودند تا به هنگام سواری شلوار به بالا کشیده نشود، برخی ساق پیچ، بعضی تنگ و چسبان، و برخی دیگر پُف دار بودند که از زانو داخل چکمه فرو می رفت و شماری دیگر چین هایی افقی داشتند. در دورۀ پارت ها (اشکانیان) سه نوع شلوار رایج بود: ۱. شلوارهایی با چین های بیضوی که در انتها یا بسته می شد یا داخل چکمه ها قرار می گرفت؛ ۲. شلوارهایی با چین های عمودی؛ ۳. شلوارهایی با چین های عرضی. شلوار ساسانیان طرح و برش کامل تری نسبت به دورۀ اشکانی داشتند. برخی شلوارها بلند تا مچ پا و برخی درون ساق پیچ ها فرو می رفتند. شلوارهای صاف تنها در دورۀ ساسانیان در قرن ۷م ظاهر شد و تا دوره های بعد نیز ادامه داشت. شلوارهای پُف دار و شلوارهای گشاد، که در مچ ها جمع می شدند، در دورۀ امویان رایج بودند و نشان از تداوم پوشش ساسانی داشتند. شلوار (سروال) در دورۀ خلفا گاه نخی و در بیشتر موارد ابریشمین بود. سروال مردم عادی اغلب از کتان سفید و تا روی قوزک پا بود و در کمر بندی داشت. گاه به جای آن قطیفه ای به کمر می بستند. در اوایل دورۀ عباسیان شلوارها حجیم بودند و در مچ پاها و بالای چکمه های ساق کوتاه جمع می شد. چهار خلیفۀ آخر دورۀ عباسی، یعنی ناصر، ظاهر، مستنصر، و مستعصم سراویل فتوت می پوشیدند و آن شلواری چسبان تا زانوان با نقوشی تصویری بر روی آن بود. در دورۀ طاهریان و صفاریان شلوارها نسبتاً گشاد بود و در مچ پا کیپ می شد. روستاییان در روزگار صفاریان سروال نمی پوشیدند و تنها پارچه یا تکۀ پوستینی بر کمر و نیز بر گردن و سینۀ خود می آویختند. در دورۀ سامانیان شلوارها گشاد، چین دار و بلند تا قوزک پا بود. این شلوار در دوره های غزنویان، سلجوقیان، و خوارزمشاهیان پوشیده می شد و جز آن شلوارهای کمی گشاد و دم پا تنگ و شلوارهای تنگ رکاب دار و شلوارهایی که در مچ پا جمع می شد نیز می پوشیدند. شلوارهای زنان در اوایل دورۀ اسلامی گشاد و دم پا تنگ بود، اما در دورۀ متأخرتر تنگ و چسبان شد. شلوار در دورۀ مغولان در بالا گشاد و از زیر زانو به تدریج تنگ می شد؛ گاهی در چکمه های ساق بلند و در کفش های ساق کوتاه فرو می رفت. در دورۀ صفویه شلوارها بسیار گشاد و دم پا تنگ، مثل شلوارهای کردی امروزی، بود؛ در جلو شکافی نداشت، اما لیفه ای داشت که بند شلوار از آن رد م ...

ارتباط محتوایی با شلوار

شلوار در جدول کلمات

شلوار
ازاره
شلوار جنگی
رانین
شلوار جنگی قدیمی
رانین
شلوار جین
لی
شلوار گشاد زنانه که از کف پا تا کمر را می پوشاند
چاخچور
شلوار لی
جین
شلوار کوتاه زورخانه ها
تنکه
همان شلوار است
تنبان

معنی شلوار به انگلیسی

breeches (اسم)
شلوار ، تنبان ، نیم شلواری
pants (اسم)
شلوار ، تنکه ، زیر شلواری ، ساق پوش
trousers (اسم)
شلوار ، تنبان ، ساق پوش
britches (اسم)
شلوار ، شلوار کوتاه ، تنکه
pantaloon (اسم)
شلوار
gaskin (اسم)
شلوار ، ران عقب اسب ، زیر جامه

معنی کلمه شلوار به عربی

شلوار
بنطلون , ملابس داخلية
فترة الهدوء
لفترة قصيرة
شيال
ساق
طوية

شلوار را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند
شلوار::شبیه شل


شل::در زبان لری بختیاری نام نوعی خورجین

وار::همانند

شله ::بافتنی توری مانند با طناب و ریسمان جهت حمل
گندم درو شده توسط روستائیان لر بختیاری
سعیدی آبدان
شل وار، آویزان به تن�پا�
مهدی یار بیات
اواز به تن پا😈
علی سیریزی
پایین پوش ، ساق پوش ، پوشاک پا و نیم تنه پایینی بدن انسان.
اولین قومی که از شلوار استفاده کرده و به عبارتی نولید کرده، آریائیان بودند.
هرودت نیز در کتاب تاریخ به این مهم اشاره نموده:
نخستین کسانیکه از شلوار استفاده کردند، ایرانیان بودند ، ایرانیان بر خلاف رومیان و یونانیان پای خود را در شلوار می پوشاندند.
سارا بانو
شلوار
شل : نرم وشُل
وار:همانند
نتیجه:
شل مانند یا همان شلوار🤗 👖👖
علی باقری
انواع شلوار
شلوار راحتی
شلوار ورزشی
شلوار اسپرت
شلوار پارچه ای
شلوار جین
شلوار قد ۹۰
حسین
اولین قومی هم که توهم میزدن و دچار خود بزرگ بینی شده اند نیز آریاییان هستند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شلوار پارچه ای   • شلوار مردانه جین   • خرید شلوار زنانه   • خرید شلوار کتان   • شلوار جین دخترانه   • خرید شلوار مردانه   • خرید شلوار جین مردانه   • شلوار مردانه کتان   • معنی شلوار   • مفهوم شلوار   • تعریف شلوار   • معرفی شلوار   • شلوار چیست   • شلوار یعنی چی   • شلوار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شلوار
کلمه : شلوار
اشتباه تایپی : ag,hv
آوا : SalvAr
نقش : اسم
عکس شلوار : در گوگل

آیا معنی شلوار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )