انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1047 100 1

شمال

/SomAl/

مترادف شمال: خو، سرشت، نهاد، چهره، شکل، صورت، سمت چپ، یسار

برابر پارسی: اپاختر

معنی شمال در لغت نامه دهخدا

شمال. [ ش ِ ] (ع اِ) سرشت. ج ، شمائل. (از منتهی الارب ). سرشت. طبع. خوی. ج ، شمائل. (ناظم الاطباء). طبع. خو. خوی. عادت. خلق. (یادداشت مؤلف ). خوی. (دهار). خو. خلق. (مقدمه ٔ لغت میر سیدشریف جرجانی ص 3). || خوبی ذات. سرشت نیکو. (ناظم الاطباء) (برهان ). || چپ. ضد یمین. ج ، اَشمِلَة، شمائل ، شُمُل ، شمال (به لفظ واحد). (منتهی الارب ). چپ. ضد یمین.(ناظم الاطباء). یسار. مقابل یمین. سوی چپ. مقابل سوی راست. دست چپ. (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (ترجمان القرآن ص 62) (از غیاث ) (مهذب الاسماء) (دهار). دست چپ. (مقدمه ٔ لغت میر سیدشریف جرجانی ص 3) :
من بر این مرکب فراوان تاختم
گرد عالم گر یمین و گر شمال.
ناصرخسرو.
نیست کسی جز من خشنود از او
نیک نگه کن به یمین و شمال.
ناصرخسرو.
مدح تو چون تمام کنم گرچه ناصرم
من کز یمین خویش بنشناختم شمال.
ناصرخسرو.
- اصحاب یمین و شمال ؛ کسانی که در دست راست و دست چپ واقع شده اند. (ناظم الاطباء).
- خط شمال ؛ سمت چپ. سوی شمال :
گر خط شمال خسف گیرد
از مکه روم امان ببینم.
خاقانی.
- ذوالشمالین ؛ کسی که به هر دو دست کار میکند. (ناظم الاطباء).
|| جوف. (یادداشت مؤلف ). || فال بد و شوم. ج ، اَشمُل ، شمائل ، شُمُل. (ناظم الاطباء). شوم. (آنندراج ) (غیاث ) (منتهی الارب ). || ماده شترشتاب رو. یقال : ناقة شمال. || هر دسته ٔ زراعت که در وقت درو بدست گرفته درو نمایند. || داغ پستان گوسفند. || غلاف پستان گوسپند، یعنی توبره مانندی که در وقت گران شدن پستان بدان بندند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). کیسه ٔ پستان. ج ،شمائل. (از مهذب الاسماء). || غلاف خرمابن نورس. ج ، شمالات. (ناظم الاطباء). غلاف نخل نورس. (از آنندراج ) (از غیاث ) (منتهی الارب ). || ج ِ شمال که بمعنی طرف چپ و دست چپ باشد. (ناظم الاطباء). ج ِ شمال (به لفظ واحد). (منتهی الارب ). مفرد کلمه و جمع آن در این معنی یک لفظ دارد. || ج ِ شَملَة. (یادداشت مؤلف ) (ناظم الاطباء). رجوع به شملة شود.

شمال. [ ش َ / ش ِ ] (ع اِ) بادی که از جانب دیار ثمود وزد، او ما استقبلک عن یمینک و انت مستقبل القبلة، یا آنکه مابین مطلع شمس و بنات نعش وزد و این صحیح است یا آنکه از مطلع بنات نعش تا جای سقوط نسر طائر. و شمال هم اسم باشد و هم صفت و به شب کمتر وزد و در آن لغات است. ج ، شمالات و شمائل (علی غیر قیاس ). (منتهی الارب ). بادی که از طرف قطب و بنات النعش وزد. (آنندراج ) (از برهان ) (غیاث اللغات ) (از ناظم الاطباء). بادی است که مهب آن میان مطلع شمس و بنات نعش یا از مطلع بنات نعش تا مسقط نسر طائر است. اذیب. مریسی. (یادداشت مؤلف ) :
ندارد خطر لاجرم مشکلات
سوی من چو زی کوه باد شمال.
ناصرخسرو.
|| بادی که از طرف شمال میوزد. (ناظم الاطباء) :
بر که و بالا چو چه همچون عقاب اندر هوا
برتریوه راه چون چه ، همچو بر صحرا شمال.
شهید بلخی.
ابر سیه را شمال کرده بود بدرقه
بدرقه ٔ رایگان بی طمع و مخرقه.
منوچهری.
شمال اندر او گر بجنبد نداند
فراز از نشیبی و از کوه کردر.
ناصرخسرو.
چو مستوفی شد اکنون زآن بخواهد
شمال از هر درخت اکنون شماری.
ناصرخسرو.
ز بس سرد گفتارهای شمال
بریده شد از گل دل جویبار.
ناصرخسرو.
بر دشت فصاحت مطیر میغم
در باغ بلاغت بَزان شمالم.
ناصرخسرو.
بماند خواهد جاوید کز بلندی جای
نه ممکن است که بر وی جهد شمال و صبا.
مسعودسعد.
رود به حجم وی اندر فلک مدار و مسیر
وزد به امر وی اندر هوا جنوب و شمال.
مسعودسعد.
شمال انگیخته هرسو خروشی
زده بر گاوچشمی پیل گوشی.
نظامی.
جلوه گر از جمله ٔ گلها شمال
گلشکر از شاخ گیاهان غزال.
نظامی.
این شمال و این صبا و این دبور
کی بود از لطف و از انعام دور.
مولوی.
با حمله ٔ شمال چه تاب آورد چراغ
با دولت همای چه پهلوزند زغن.
سلمان ساوجی.
هر صبح و شام قافله ای از دعای خیر
در صحبت شمال و صبا می فرستمت.
حافظ.
میان جعفرآباد و مصلی
عبیرآمیز می آید شمالش.
حافظ.
شمال از جانب بغداد خیزد
گناه مردم شطالعرب چیست ؟
(منسوب به حافظ).
- شمال شکل ؛ همانند باد شمال. مانند باد شمال : صباصفت منازل می برید و شمال شکل مراحل قطع میکرد. (سندبادنامه ص 143).
|| آن جهتی که چون شخص رو به مشرق بایستد در دست چپ وی واقع میشود. (ناظم الاطباء). جانب قطب و بنات النعش را نیز مجازاً شمال گویند، چرا که دراصل لغت شمال بمعنی دست چپ است و این جانبی است که به طرف چپ کعبه منسوب است چه عرب کعبه را شخصی قرار داده اند که روی به مشرق است و پشت او به مغرب و به همین سبب دبور را از دبر بمعنی پشت کعبه مسمی کرده اندو همچنین شام را از مشأمه گرفته اند که دست چپ کعبه باشد. (از آنندراج ) (از غیاث ). طرف دست چپ کسی که رو به مشرق ایستاده باشد. جانب رو به روی کسی که مشرق در جانب راست او قرار گیرد. مقابل جنوب. یکی از جهات اربعه. باختر. اپاختر. (یادداشت مؤلف ). جانب راست کسی را گویند که رو به طرف مغرب کرده. (برهان ) :
ز البرز بزرگ در شمال ری
هر شب دم دلکش شمال آید
امشب ز نسیم سخت خشنودم
کز سوی شمال بی ملال آید
جنبد به جنوب از شمال آسان
و آزاد به بزم اهل حال آید
باری نکنم نهان که سوی ما
هر فیض که آید از شمال آید.
ملک الشعرای بهار.
- باد شمال ؛ نسیم شمال. بادی که از جانب شمال می وزد. (ناظم الاطباء). اَور. (یادداشت مؤلف ). رجوع به باد شود.
- بلاد شمال ؛ شهرهایی که در قسمت شمالی کره ٔ زمین یا کشوری واقع شده باشند. (ناظم الاطباء). شهرهایی که در قسمت شمالی کره ٔ زمین یا کشوری واقع شده باشند. (فرهنگ فارسی معین ).
- ریح شمال ؛ باد شمال. (ناظم الاطباء).
- قطب شمال ؛ آن قطب از کره ٔ زمین که در محاذات ستاره ٔقطبی می باشد. (ناظم الاطباء).
- نسیم شمال ؛ نسیمی که از جانب شمال می وزد. باد شمال. (ناظم الاطباء).
- || (اِخ ) نام روزنامه ای بود که آن را سیداشرف الدین حسینی قزوینی (گیلانی ) نویسنده و شاعر پس از مشروطیت و همکار و همرزم دهخدا و ملک الشعراء بهار که از مخالفان سرسخت استبداد، محمدعلی شاه و رضاشاه بود منتشر میکرد و اشعار و مضامین ملی و وطنی در آن موج میزد و عامه ٔ مردم به سبب ارزش و اثر و شهرت روزنامه ، مدیر آنرا نیز «نسیم شمال » می نامیدند.
|| امروزه اصطلاحاً به استان گیلان و مازندران که در شمال ایران و در ساحل دریاچه ٔ خزر قرار دارد اطلاق میشود (مخصوصاً از جانب مردم تهران )، و به کسی که به آن استانها مسافرت کند، گویند: فلانی به شمال رفته است یا ماهی شمالی ، یعنی ماهی که آنرا از دریاچه ٔ خزر گرفته باشند.

شمال.[ ش ِ ] (اِخ ) آذربادگان. (آثارالباقیه ) (مفاتیح ).

شمأل. [ ش َ ءَ ] (ع اِ) لغتی است در شَمال یا شِمال که بادی است. (منتهی الارب ). شمال. ج ، شمائل. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به شمال شود.

معنی شمال به فارسی

شمال
طرف چپ، سمت چپ، ضدیمین، مقابل جنوب
( اسم ) ۱ - جانب روبروی کسی که محل طلوع آفتاب در جانب راست او قرار گیرد طرف دست چپ کسی که رو به مشرق ایستاده باشد. مقابل جنوب . ۲ - بادی که از جانب شمال وزد . ۳ - سمت چپ مقابل یمین . یا بلاد شمال . شهرهایی که در قسمت شمالی کره زمین یا کشوری واقع شده اند . یا قطب شمال . آن قطب از کره زمین که بمحاذات ستاره قطبی باشد .
لغتی است در شمال که بادی است جمع شمائل .
[علوم سیاسی و روابط بین الملل] ← جهان شمال
[ گویش مازنی ] /shemaal/ شمال - باد ملایم خنک
[northeaster/ nor'easter] [علوم جَوّ] باد شمال شرقی به ویژه باد قوی یا تندباد
[northwester/ nor'wester] [علوم جَوّ] بادی که از شمال غرب می وزد
نماینده و نشان دهنده شمال یا قطب نما
[norther] [علوم جَوّ] بادی شمالی و عموماً به صورت توفان باد سرد
وزخیان . مردمان و اصحاب دست چپ یعنی دوزخیان و اصحاب الشمال یاران دست چپ اند ایشان بوقت اخراج ذریات در شمال آدم علیه السلام بودند یا نامهای اعمال ایشان بدست چپ ایشان میدهند یا بدوزخ برند و دوزخ بر چپ عرش است . از تفسیر حسینی .
دریایی است در شمال غربی اروپا از متفرعات اقیانوس اطلس که بوسیله جزایر بریتانیای کبیر فرانسه شبه جزیره دانمارک سواحل آلمان محصور و محدود شده است .
[North Equatorial Countercurrent, NECC] [علوم جَوّ] نوار جریان شرق سو بین جریان های استوایی شمال و جنوب غرب سو
[North Equatorial Current, NEC] [علوم جَوّ] منطقۀ وسیع شارش یکنواخت غرب سوی آب که ناشی از بادهای بسامانی است که بخش جنوبی چرخاب جنبِ حارّه ای نیمکرۀ شمالی را تشکیل می دهد
[global north] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] کشورهای ثروتمند توسعهیافتۀ جهان که اکثراً در نیمکرۀ شمالی قرار دارند متـ . شمال
شاخه ای از اقیانوس اطلس بطول حدود ۹۶٠ کیلومتر که بین بر اروپا از شمال و جنوب و بریتانیای کبیر از غرب ممتد است .
پارچه دستمالی که قصابان استعمال کنند .
۱ - نقطه ای که در مرکز محور شمالی کره زمین و محادی ستاره قطبی ( جدی ) قرار دارد . ۲ - یکی از دو قطب فلک بعقیده قدما که در شمال عالم واقع و محاذی صورت فلکی دب اصغر ( بنات نعش صغری ) و در جوار ستاره قطبی ( جدی ) قرار دارد .
نام روزنامه ای است که سید اشرف الدین گیلانی در ۱۳۲۵ ه.ق . مطابق با ۱۹٠۷ م. تاسیس کرد و تا سال ۱۹۱۱ میلادی گاهی مرتب و گاهی نامرتب بچاپ میرسید .
اشرف الدین حسینی فرزند سید احمد قزوینی از شاعران و روزنامه نویسان صدر مشروطیت است ٠ وی بسال ۱۲۸۸ هجری قمری در شهر رشت تولد یافت و پس از تحصیلات مقدماتی به سال ۱۳٠٠ برای ادام. تحصیل روان. بین النهرین شد و پس از پنج سال اقامت در آن سامان به رشت بازگشت و در آنجا روزنام. نسیم شمال را منتشر ساخت پس از برقراری مشروطه به تهران آمد و روزنام. نسیم شمال را در تهران با مقالات و اشعاری انتقادی و در خور فهم عوام منتشر کرد و قبول عام یافت و خود وی نیز بمناسبت نام روزنامه اش به نسیم شمال معروف گشت ٠ سید اشرف الدین در زمر. نخستین شاعرانی است که به عهد مشروطه به زبان مردم و از زبان تود. محروم مردم شعر سرود و مقاله نوشت وی در اواخر عمر به فقر و جنون مبتلا گشت و سرانجام در سال ۱۳۱۳ هجری قمری در نهایت تنگدستی و پریشانی درگذشت ٠ اشعار او اغلب در نسخه های نسیم شمال چاپ و جداگانه نیز به صورت مجموعه ای منتشر شده است ٠
[north point] [نجوم] یکی از چهار نقطۀ اصلی جهت یابی بر روی افق که شمال جغرافیایی را نشان می دهد

معنی شمال در فرهنگ معین

شمال
(ش ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - سمت روبروی ما وقتی که خورشید در سمت راستمان باشد. ۲ - سمت چپ .
(دِ شُ) (اِمر.) باد صبا، صبا.

معنی شمال در فرهنگ فارسی عمید

شمال
۱. [مقابلِ یمین] طرف چپ، سمت چپ.
۲. [مقابلِ جنوب] (جغرافیا) طرف دست چپ کسی که رو به مشرق ایستاده باشد.
۳. (صفت) [قدیمی] شوم، نامبارک، بدیمن.

شمال در دانشنامه اسلامی

شمال
معنی شِّمَالِ: چپ
معنی شَّمَائِلِ: سمت چپها (جمع شِمال)
معنی ذِي ﭐلْقَرْنَيْنِ: لقب يكي از اولياء الهي عليهم السلام (در روايتي از امام صادق عليه السلام درمورد ذي القرنين عليه السلام آمده است که کارهائي ميکرد که از بشر عادي ساخته نيست و شخصي از حضرت علي (عليهالسلام) پرسيد : آيا ذو القرنين پيغمبر بود ؟ در پاسخ فرمود : نه ، ولي بن...
ریشه کلمه:
شمل‌ (۱۲ بار)
اصحاب شمال کسانی هستند که در قیامت نامه عمل آن ها به دست چپ داده می شود.
اصحاب شمال در قیامت، آرزومند ندیدن نامه اعمالشان هستند.و اما من اوتی کتبه بشماله فیقول یلیتنی لم اوت کتبیه. و اما کسى که کارنامه اش به دست چپش داده شود گوید اى کاش کتابم را دریافت نکرده بودم.
حاقه/سوره۶۹، آیه۲۵.    
اصحاب شمال در قیامت، آرزومند زنده نشدن خود پس از مرگ هستند.و اما من اوتی کتبه بشماله فیقول... ؛ یلیتها کانت القاضیة.
حاقه/سوره۶۹، آیه۲۵.    
 ۱. ↑ حاقه/سوره۶۹، آیه۲۵.    
...
اصحاب شمال به گمراهان ، تکذیب کنندگان، کافران و دریافت کنندگان نامه عمل در قیامت با دست چپ گفته می شود.
اصحاب شمال ترکیبی از دو واژه «اصحاب» به معنای یاران، دوستان، ملازمان و «شِمال» به معنای چپ، مقابل «یمین» به معنای راست است. برخی گفته اند: ریشه لغوی شِمال در مقابل یمین، عبری و از شمؤُل است و در اصل به معنای جهت بیرونی جدای از شیء است و کار برد آن در مورد دست یا سمت چپ شیء، به اعتبار مجاورت آن ها با جهت بیرونی مذکور است و استعمال آن در جهت شمال مقابل جنوب به این لحاظ است که انسان به طور طبیعی رو به جهت مشرق قرار می گیرد؛ زیرا مشرق همواره معلوم است، در نتیجه شمال، سمت چپ وی قرار می گیرد. «اصحاب المشئمه » نیز ترکیبی از دو واژه «اصحاب» و «مشئمه» است و «مشئمه» مصدر میمی از شوم در مقابل «یُمْن» است و بر نهایت ضعف و سستی و پستی دلالت دارد و مصادیق آن، دست چپ در برابر دست راست (میمنه) و رنگ سیاه در برابر رنگ سفید است.
← در اصطلاح قرآن
۱. نامه عمل آنان در قیامت به دست چپشان داده می شود: «واَمّا مَن اوتِیَ کِتبَهُ بِشِمالِهِ» و آن نوعی بیم دادن به آنهاست؛ زیرا عرب تحویل نامه به دست راست را نشانه پذیرش و تکریم و به دست چپ را علامت ردّ و اهانت می داند. ۲. آنان زندگی را در پوچی، پستی و پلیدی گذرانده و با کفر به آیات الهی بر خلاف راه حق و سعادت گام برداشتند و فرجام آنان در آمدن به دوزخ و عذاب فراوان است : «والَّذینَ کَفَروا بِایتِنا هُم اَصحبُ المَشَمَه» ۳. عالم هستی دارای دو جانب راست و چپ است؛ جانب راست آن ملکوت اعلا و جانب چپ آن ملکوت اسفل و جایگاه ارواح اشقیا و فرشتگان عذاب و نویسنده بدیها و دوزخ بدکاران است : «اِنَّ کِتبَ الفُجّارِ لَفی سِجّین».
عوامل سقوط اصحاب شمال
با استفاده از آیاتی که بیانگر سقوط اصحاب شمال در جهنم و عذاب دردناک آنهاست و نیز نمایانگر حال و وضع آنان در آخرت است می توان امور ذیل را عوامل سقوط و عذاب اصحاب شمال دانست:
← کوردلی
...
اَصحاب شِمال یا اصحاب مَشئمه، گروهی که در آخرت، نامه عملشان را با دست چپ دریافت می کنند و جایگاهشان جهنم است. بر پایه آیات قرآن، ایمان نداشتن به خدا، اصرار بر گناهان کبیره، رفاه طلبی و انکار معاد از ویژگی های آنان است. قرآن از آنان در برابر اصحاب یمین یاد کرده و از شدت عذاب اصحاب شمال در قیامت خبر داده است.
اصحاب شمال، اصطلاحی قرآنی به معنای «یاران چپ» و در مقابل اصحاب یمین به معنای «یاران راست» است. بر پایه سخن مفسران، این گروه در قیامت، نامه اعمالشان را با دست چپ دریافت می کنند و جایگاهشان جهنم است. مفسران معتقدند اصحاب شمال همان اصحاب مشئمه هستند. در مقابل آن ها اصحاب یمین (یا اصحاب میمنه) قرار دارند که نامه اعمال خود را با دست راست دریافت می کنند.
درباره دلیل نام گذاری آنان به «اصحاب شمال» دو نظریه است:
این صفحه مدخلی از دائرة المعارف قرآن کریم است
گمراهان، تکذیب کنندگان، کافران و دریافت کنندگان نامه عمل در قیامت با دست چپ.
اصحاب شمال ترکیبی از دو واژه «اصحاب» به معنای یاران، دوستان، ملازمان و «شِمال» به معنای چپ، مقابل «یمین» به معنای راست است. برخی گفته اند: ریشه لغوی شِمال در مقابل یمین، عبری و از شمؤُل است و در اصل به معنای جهت بیرونی جدای از شیء است و کار برد آن در مورد دست یا سمت چپ شیء به اعتبار مجاورت آن ها با جهت بیرونی مذکور است و استعمال آن در جهت شمال مقابل جنوب به این لحاظ است که انسان به طور طبیعی رو به جهت مشرق قرار می گیرد؛ زیرا مشرق همواره معلوم است، در نتیجه شمال، سمت چپ وی قرار می گیرد.
«اصحاب المشئمه» نیز ترکیبی از دو واژه «اصحاب» و «مشئمه» است و «مشئمه» مصدر میمی از شوم در مقابل «یُمْن» است و بر نهایت ضعف و سستی و پستی دلالت دارد و مصادیق آن، دست چپ در برابر دست راست (میمنه) و رنگ سیاه در برابر رنگ سفید است.
اصحاب شِمال در اصطلاح قرآن کسانی اند که گمراه، تکذیب کننده و کافر بوده، در قیامت نامه عمل خود را با دست چپ دریافت می کنند، بنابراین مؤمنان گنهکاری که برهه ای در جهنم بسر برده سپس با شفاعت آزاد می شوند در شمار اصحاب شمال نخواهند بود، گرچه برخی آنان را نیز از مراتب اصحاب شمال دانسته و ویژگی هایی را که در آیات برای اصحاب شمال بیان شده به غالب آنان که کافرند مربوط دانسته اند.
این گروه از مؤمنان در زمره اصحاب یمین نیز نیستند زیرا اصحاب یمین با حسابرسی آسان به بهشت وارد می شوند؛ از این رو شاید بتوان گفت: انسان ها در قیامت به اصحاب یمین و اصحاب شمال منحصر نخواهند بود.
واژه «اصحاب الشمال» دو بار در آیه 40 سوره واقعه/56 و «اصحاب المشئمه» که تعبیری دیگر از اصحاب شمال در قرآن است نیز سه بار در آیات 9 سوره واقعه/ 56 و 19 سوره بلد/ 90 بکار رفته است.
در قرآن از اصحاب شمال با عناوین دیگری نیز یاد شده است؛ مانند: «مکذّبین»؛ «ضالّین» (سوره واقعه/ 56،93)، «کافر» (سوره بلد/ 90، 19)، «أعمی» (سوره اسراء/17،72)، «مَن اوتِیَ کِتبَهُ وراءَ ظَهرِه» (انشقاق/84،10)، «مَن اوتِیَ کِتبَهُ بِشِمالِهِ» (حاقّه/69،25).
مسئله «امتیاز نفت شمال» یکی از امتیازاتی بود که در دروان شاهنشاهی از طرف دولت ایران به دولت شوروی، برای استخراج نفت شمال کشور داده شد. و یکی از بحران های مجلس چهاردهم و حتی کشور بود.
مسئله «امتیاز نفت شمال» زمینه یکی از جدی ترین بحران های مجلس چهاردهم و حتی کشور را فراهم آورد. سال ۱۳۱۲ش در امتیاز دارسی، بعد از ماه ها گفت وگو و کشمکش، میان حکومت رضاشاه و شرکت نفت، تجدید نظر، و با عنوان «قرارداد ۱۹۳۳» اجرا شد؛ از این رو مسئله نفت، در عمل از جرگه مباحث و ملاحظه های سیاسی و اقتصادی خارج شد.تمدید و تجدید امتیاز دارسی، مثل آتشی زیر خاکستر، پنهان بود که درخواست روس ها برای سپردن امتیاز کشف و بهره برداری از نفت کویر خوریان به آنها، این آتش را شعله ور ساخت. در واقع، شوروی در برابر امتیازی که در جنوب به دولت انگلیس داده شده بود، امتیازی همانند آن را از ایران درخواست کرد.
چگونگی طرح امتیاز نفت شمال
در اسفند ۱۳۲۲ دو هیئت انگلیسی و آمریکایی از سوی «شرکت نفت سوکونی- واکیوم»، «سینکلر آمریکایی» و «شرکت رویال داچ شل انگلیسی - هلندی» به تهران آمدند و هر دو، امتیاز نفت را در ناحیه های جنوب شرقی ایران درخواست کردند. مذاکره ها و حتی حضور نمایندگان مزبور در تهران، محرمانه مانده بود و جز چند نفر از مقام های بلندپایه دولت، کسی از گفت و گوهای «ساعد» با آنان اطلاعی نداشت تا اینکه در مجلس از دولت سؤال شد و «دکتر رادمنش»، سخنگوی فراکسیون حزب توده اعلام کرد که با دادن امتیاز به دولت های خارجی، به طور کلی مخالفیم. به محض اینکه شوروی ها از طریق عوامل خود از مذاکرات نفت آگاه شدند، آنها نیز دست به کار شدند و در شهریور ۱۳۲۳، هیئتی را به ریاست «سرگئی کافتارادزه»، معاون وزارت خارجه شوروی به تهران فرستادند تا امتیاز نفت شمال را درخواست کند. وی پس از ملاقات با نخست وزیر و جلب نظر مساعد وی، به شمال رفت تا قسمت های نفت خیز آن مناطق را بررسی کند و در بازگشت، درخواست امتیاز استخراج نفت را در بعضی از استان های شمالی ایران به دولت داد.
واکنش دولت ساعد در دادن امتیاز به شوروی
پس از مدتی سکوت و سیاست دولت، سرانجام، دولت ساعد در ۱۶ مهر ۱۳۲۳، در جلسه خصوصیِ مجلس شورای ملی اعلام داشت: «هیئت دولت تصمیم گرفته است که موضوع اعطای امتیاز نفت، تا خاتمه جنگ جهانی و معلوم شدن وضعیت اقتصادی جهان، مسکوت بماند.» این تصمیم دولت اقدامی علیه شوروی تلقی شد و رئیس هیئت نمایندگی شوروی، آن را رویه ای با هدف تیرگی روابط دو کشور توصیف کرد. مقصود اصلی دولت شوروی از گرفتن امتیاز نفت شمال، داشتن یک منبع اقتصادی و ایجاد موازنه نفوذ با انگلیس در ایران بود. سیاست دولت شوروی همواره این بود که از حضور نیروهای خود در ایران و از اتفاق نظری که با دولت انگلیس، رقیب دیرینه خود در ایران حاصل کرده بود و از فتوحاتی که پس از عقب نشینی سپاهیان آلمان از استالینگراد در جبهه مشرق اروپا نصیبش می شد و از کرسی هایی که برای دوستان و موافقان سیاسی خود در مجلس شورای ملی به دست آورده بود، برای گرفتن امتیازهایی از ایران و از جمله امتیاز نفت به نحو احسن استفاده کند. ۲۷ شهریور ۱۳۲۳ نخست وزیر ساعد، در یک سخنرانی، به صورت رسمی، نظر خود را درباره اعطای امتیاز اعلام داشت و پس از ذکر تاریخچه ای از پیشنهادهای رسیده و اقدام های دولت، اظهار کرد که در جریان مذاکره با کمپانی های انگلیسی و آمریکایی برای حفظ منافع عالی کشور در حال و آینده، در جلسه ۱۱ شهریور ۱۳۲۳ هیئت وزیران، تصمیم گرفته شد که پیش از روشن شدن اوضاع اقتصادی و مالی دنیا و استقرار صلح عمومی، مطالعه اعطای هیچ گونه امتیاز خارجی، ضروری نیست. دو هفته پس از این تصمیم گیری، آقای «کافتارادزه» جانشین کمیسر خارجی دولت شوروی به تهران آمد و درباره درخواست امتیاز نفت در برخی از منطقه های ایران با ساعد مذاکره کرد. بعد از سخنرانی ساعد در مجلس شورای ملی، روز دوم آبان، کافتارادزه، یک کنفرانس مطبوعاتی در محل سفارت بزرگ شوروی تشکیل داد و اظهار داشت: «...دولت اتحاد جماهیر شوروی در نظر دارد امتیاز نواحی آذربایجان شمالی و گیلان و مازندران و قسمتی از ناحیه سمنان و چند ناحیه از خراسان شمالی (شمال قوچان) را تحصیل کند.»
واکنش حزب توده و مصدق
...



شمال در دانشنامه ویکی پدیا

شمال
شُمال (شِمال هم تلفظ شده) یا آپا یا اَپاختَر، یکی از چهار جهت اصلی است.
جهت یابی
شمال مغناطیسی
میل مغناطیسی
در نقشه ها جهت شمال را همیشه به سوی بالای نقشه نشان می دهند.
شمال واژه ای عربی و فارسی آن آپا یا اَپاختَر است. در زبان پارسی میانه، خشکی های شمال غربی کره زمین را وُروبَرشت و خشکی های شمال شرقی را وُروژَرشت می نامیدند.
در بُندَهِش آمده که برای هر جهت اصلی یک سپاهبد گمارده شده و سپاهبد شمال، ستاره هفت اورنگ (محتملاً نگهبان شمال) است.
عکس شمال
شمال یکی از چهار جهت اصلی ست.
شمال (فیلم ۱۹۹۴)، به کارگردانی راب رینر
شمال (فیلم ۲۰۰۹)
شمال (باد)، یکی از بادهای معروف در منطقهٔ استان هرمزگان در جنوب ایران
شمال همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
باد شمالی یکی از بادهای معروف در منطقهٔ استان هرمزگان در جنوب ایران است.
زنده دل، دستیاران، حسن. (مجموعه کتابهای راهنمای جامع ایرانگردی استان هرمزکان) ج۱. چاپ وانتشار سال ۱۹۹۸ میلادی.
باد شمالی به مدت ۹ ماه از سال به موازات سواحل شمالی خلیج فارس می وزد و ۴۰ روز از دوره وزش آن در فصل تابستان همراه با گرد و غبار فراوان است . جهت وزش این باد غیر از زمستان به جهت «غربی» – «شرقی» دارد و از جنوب غربی به سمت شمال شرقی است . باد شمالی در فصل زمستان توأم با هوای نسبتاً سرد است و دوام کمتری دارد .
شمال (انگلیسی: North) فیلمی در ژانر فانتزی و کمدی-درام به کارگردانی راب رینر است که در سال ۱۹۹۴ منتشر شد.
۲۲ ژوئیه ۱۹۹۴ (۱۹۹۴-07-۲۲)
«شمال» (انگلیسی: North (2009 film)) یک فیلم است که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد.
۶ فوریه ۲۰۰۹ (۲۰۰۹-02-۰۶)
شمال ۶۰ یک سریال کانادایی ساخته اوایل دهه ۱۹۹۰ است که پس از پخش از تلویزیون CBC کانادا محبوبیت بسیاری پیدا کرد و برخی کشورهای دیگر شروع به دوبله و بازپخش آن کردند. این سریال در انتهای دهه ۱۹۹۰ از کانال سه در ایران پخش شد که محبوبیت بالایی کسب کرد. آنچه محور اصلی این سریال قرار گرفته زندگی اقوام مختلف در کانادا و چالش هایی است که آنها با آن روبه رو هستند. سازندگان سریال به نوعی قوانین حاکم بر کشور را به چالش کشیده و سعی دارند آنها را به رعایت حقوق تمام اقوام در این کشور ترغیب کنند البته داستان در این سریال ۹۰ قسمتی فراز و نشیب های بسیاری داشت و شخصیت های زیادی وارد آن شدند و برخی نیز از داستان خارج شدند اما این اتفاقات چیزی از محبوبیت این سریال کم نکرد. ویلیام فلاهرتی، تهیه کننده و فیلمنامه نویس قدیمی تلویزیون کانادا خالق و نویسنده فیلمنامه مجموعه شمال۶۰ است. او که سال ۲۰۰۲ خودش را بازنشسته کرد، فیلمنامه شمال ۶۰ را در دوران اوج کاری خود نوشت و برای آن، هم از سوی منتقدان تلویزیونی تحسین شد و هم جوایزی دریافت کرد. این فیلمنامه نویس فعالیت هنری خود را از سال ۱۹۷۲ شروع کرده و زمانی که فعالیت های تلویزیونی خود را متوقف کرد، برای ۱۱ مجموعه پرطرفدار و پربیننده، فیلمنامه نوشته بود.
این مجموعه در یک آبادی به نام Bragg Creek در جنوب آلبرتا فیلمبرداری شد.
یک آلبوم ساندترک در سال ۱۹۹۴ تهیه شد که شامل آهنگ تیتراژ، موسیقی پس زمینه (موسیقی متن) و آهنگ هایی از بازیگر فیلم تام جکسون و دیگران بود.
Selina Hanuse بازیگر نقش هانا دختر میشل، که در فصل 2 به کلگری نقل مکان میکند و هر دو از اقوام اولیه کانادا هستند، در تصادفی که او در آن عابر پیاده بود در ۳ ژانویه ۲۰۰۰ دو ماه قبل از رسیدن به ۱۸ سالگی، در زادگاهش در ونکوور کشته شد.
شمال آباد ، روستایی از توابع بخش بهاباد شهرستان بافق در استان یزد ایران است.
این روستا در دهستان جلگه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
شمال آرژانتین خزندگان (نام علمی: Noasauridae) نام یک تیره از بالاخانواده شاخ خزنده سانان است گروهی از دایناسورهای کوچک شکارچی بودند که خویشاوندی نزدیکی با آبل خزندگان داشتند شناخته شده ترین گونه آن ها ماسیاکاسور بود که ۷۰ میلیون سال پیش در ماداگاسکار می زیست.
Laevisuchus
نواسور
ماسیاکاسور
شمال آسیا، آسیای شمالی یا ناحیه شمال روسیه که در قاره آسیا قرار دارد، منطقه وسیعی است که سرتاسر شمال روسیه، سیبری و جنگل های آن را به خود اختصاص داده است.
آفریقای شمالی به آن بخش از قاره آفریقا می گویند که در شمال صحرای بزرگ آفریقا قرار گرفته است. مرزهای دقیقی برای این ناحیه تعریف نشده. در کل ۸۰ درصد از مردم آفریقای شمالی از نژاد سفید هستند.
الجزایر
تونس
مصر
لیبی
مراکش
سودان
جمهوری دموکراتیک صحرای غربی
ویکی پدیای انگلیسی
شمال آمریکا (انگلیسی: Northern America) شمالی ترین بخش قاره آمریکای شمالی است که حد و مرزهای آن در تعریف های مختلف اندکی متفاوت است. بر پایه یک تعریف، شمال آمریکا مستقیماً در شمال آمریکای میانی (مکزیک، کارائیب و آمریکای مرکزی) قرار دارد و بدین ترتیب مرز ایالات متحده آمریکا-مکزیک منطبق بر مرز شمال آمریکا با دیگر بخش های آمریکای شمالی است. از نظر جغرافیای سیاسی و بر پایه طرح جغرافیای جهان سازمان ملل متحد، شمال آمریکا کانادا، گرینلند، سن-پیر-ا-میکلون و ایالات متحده آمریکا (به جز پورتوریکو، جزایر ویرجین ایالات متحده آمریکا و دیگر قلمروهای فرعی ایالات متحده) را در بر می گیرد.کانادا  ایالات متحده آمریکا
۵۰۰ مایل به سمت شمال (به انگلیسی: 500 Miles North) یک فیلم درام اسکاتلندی اکران نشده به کارگردانی لوک ماسی ، محصول سال ۲۰۱۱ است.
جوزف مورگان
مت رایان
کوین مک نالی
وندی گلن
ونسا برنچ
آبا شمال (به لاتین: Aba North) یک سکونتگاه مسکونی در نیجریه با جمعیت ۱۰۷٬۴۸۸ نفر که در سال ۲۰۰۶ سرشماری شده است، می باشد که در اراضی ابیا واقع شده است. کد پستی این شهر ۴۵۰ می باشد.
فهرست شهرهای نیجریه
آدولف شمال (آلمانی: Adolf Schmal؛ ۱۸ اوت ۱۸۷۲ – ۲۸ اوت ۱۹۱۹(1919-08-28)) یک دوچرخه سوار و شمشیرباز اهل اتریش بود.
«Adolf Schmal». sports-reference.com. دریافت شده در ۲۷ دسامبر ۲۰۱۵.
«Adolf Schmal». databaseolympics.com. دریافت شده در ۲۷ دسامبر ۲۰۱۵.
از افتخارات وی میتوان به کسب مدال طلا دوچرخه سواری ۱۲ ساعت و مدال برنز تایم تریل و ۱۰ کیلومتر در بازی های المپیک تابستانی ۱۸۹۶ اشاره کرد. شمال همچنین در مسابقات شمشیربازی سابر المپیک ۱۸۹۶ در رده چهارم قرار گرفته است.
آرتمیس فاول و ماجرای شمال به دنبال آرتمیس فاول و گروگانگیری در سال ۲۰۰۲ به انتشار رسید. این داستان روایت آرتمیس است که به دنبال پدر گم شده اش تا قطب شمال هم می رود و هم زمان با درگیری های پایتخت اجنه، با نا امنی ها و خیانت ها دست و پنجه نرم می کنند. این اثر نیز مانند جلد قبل نیز مورد استقبال منتقدان قرار گرفت.
آرتمیس فاول ۱۳ ساله، در مدرسهٔ شبانه روزی اش ایمیلی از طرف مافیای روسیه دریافت می کند که پدر او را به طور غیر واضحی نشان می دهد و آن ها مبلغ هنگفتی از وی در مقابل پدرش می خواهند. پدر آرتمیس حدود ۳ سال است که همراه با کشتی ستارهٔ فاول که حامل قوطی های کوکاکولا بوده است، ناپدید می شود و آرتمیس رسماً بی پدر می شود؛ اما او مطمئن است که پدرش نمرده. پس به عمارت فاول بر می گردد تا همراه محافظ وفادارش -باتلر- به سمت شمال روسیه و ساحل کولا حرکت کنند.
در زیرزمین، در کلان شهر اجنه یعنی هِوِن، گابلین ها شورش کرده اند و اجنه به آرتمیس مشکوک اند. پس بهترین نفر پلیس یعنی سروان هالی شورت را که با نحوهٔ کار پسرک نابغه ایرلندی آشنایی دارد، برای گرفتن او می فرستند. در زیرزمین، فرمانده روت، هالی شورت و فُلی از آرتمیس و باتلر حقیقت را می پرسند، و با فناوری های فُلی و اختراعاتش، آن ها اطمینان پیدا می کنند که آرتمیس مقصر آشفتگی های هِوِن نیست. پس آن ها معامله ای با یکدیگر می کنند: آرتمیس و باتلر به خاطر هوش آرتمیس و قدرت باتلر به اجنه کمک می کنند تا پرده از شورش ها ی هِوِن بردارند و در عوض، جن و پری ها به آن ها در پیدا کردن پدر آرتمیس کمک کنند.
آنها بعداً متوجه می شوند که پشت قضیه شورشها، اُپال کوبویی -یک نابغه دیگر و پیکسی روانی- و سروان سابق پلسی زیرزمین یعنی برایر کادگیون هستند که علیه پلیس زیرزمین بودند. پس از درگیری های فراوان در صنایع کوبویی که متعلق به اُپال بوده، هالی و فرمانده روت به کمک آرتمیس، باتلر و مالچ دیگامز، دورف مبتلا به جنون دزدی موفق می شوند کادگیون را بکشند و اُپال کوبویی را دستگیر کنند.
آزادراه ۳ (ایران) یا آزادراه تهران - شمال نام یک پروژهٔ بزرگ راه سازی در کشور ایران است که قرار است شهر تهران را به شهر چالوس متّصل کند.
طول آزادراه ۱۲۱ کیلومتر می باشد.
جمعاً ۱۸۰ رشته تونل در باند رفت و برگشت به طول تقریبی ۱۰۰ کیلومتر وجود دارد. (بلندترین آن ها تونل های تالون و البرز هستند)
تعداد پل های بزرگ این مسیر در باند رفت و برگشت جمعاً ۹۵ دستگاه به طول تقریبی ۱۳ کیلومتر می باشد.
حداکثر شیب طولی مسیر ۶ درصد است.
کاهش ۳۵درصدی سوخت نسبت به جادهٔ موجود.
بزرگ راه های ایران
مسیر آزادراه از تقاطع غیر همسطح با بزرگراه شهید همت و بزرگراه آزادگان شروع و در امتداد دره کن، پس از گذشتن از حاشیه روستای سولقان به تدریج از منطقه کوهستانی توچال عبور کرده سپس توسط تونل بلند تالون به طول ۴۸۵۰ متر این رشته کوه را قطع نموده و در دامنه های شمالی آن در منطقه دو آب شهرستانک قرار می گیرد. (اجرای این قسمت که طول تقریبی آن ۳۲ کیومتر می باشد باعث می شود مسیر فعلی حدود ۶۰ کیلومتر کوتاهتر گردد) از آن پس مسیر به موازات جاده قدیم کرج - چالوس امتداد می یابد و در دره سرهنگ وارد تونل البرز به طول ۶۴۰۰ متر شده و در پل زنگوله خارج می شود، سپس با عبور از ارتفاعات البرز به موازات جاده قدیم کرج-چالوس تا شهر چالوس ادامه یافته و در نهایت با یک تقاطع غیر همسطح به کمربندی چالوس-تنکابن متصل می گردد.
الف) مشخصات قطعهٔ یک آزادراه تهران-شمال:
آلیوال شمال (به لاتین: Aliwal North) یک شهرک در آفریقای جنوبی است که در کیپ شرقی واقع شده است.
فهرست شهرهای آفریقای جنوبی
آلیوال شمال ۳۹٫۵ کیلومترمربع مساحت و ۳۵٬۱۵۳ نفر جمعیت دارد و ۱٬۳۲۸ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
جبهه متحد اسلامی ملی برای نجات افغانستان معروف به ائتلاف شمال یک ائتلاف نظامی به رهبری احمد شاه مسعود علیه حکومت طالبان بود که در زمستان ۱۳۷۴ پس از تصرف کابل توسط طالبان تأسیس شد.
جمعیت اسلامی افغانستان حزب عمدتاً تاجیک و سنی به رهبری برهان الدین ربانی و احمدشاه مسعود
جنبش ملی اسلامی افغانستان حزب عمدتاً ازبک و سنی به رهبری عبدالرشید دوستم
شورای شرقی حزب عمدتاً پشتو و سنی به رهبری عبدالقدیر
حرکت اسلامی افغانستان حزب عمدتاً هزاره و تاجیک شیعه به رهبری محمدآصف محسنی و سید محمد علی جاوید
حزب وحدت اسلامی افغانستان حزب عمدتاً هزاره و شیعه به رهبری محمد محقق و کریم خلیلی
تأسیس این جبهه با ائتلاف احمدشاه مسعود و عبدالرشید دوستم محقق شد. آنها که از دو سال قبل با یکدیگر در حال جنگ بودند برای جلوگیری از نابودی خود توسط طالبان با یکدیگر متحد شدند. علاوه بر نیروهای عمدتاً تاجیک تبار مسعود و عمدتاً ازبک تبار دوستم، نیروهای هزاره تبار محمد محقق و چند گروه پشتون تبار از جمله نیروهای تحت فرماندهی عبدالحق و حاجی عبدالقدیر نیز در ائتلاف شمال حضور داشتند. ائتلاف شمال بین سال های ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۰ حداکثر چیزی در حدود ۳۰ درصد از خاک افغانستان از جمله ولایت های بدخشان، پنجشیر، کاپیسا، تخار، و بخش هایی از پروان، نورستان، کنر، لغمان، سمنگان، کندوز، غور و بامیان را در تصرف خود داشت.
ائتلاف شمال در سال ۱۳۸۰ با کمک حملات هوایی ائتلاف بین المللی به رهبری آمریکا در عملیات آزادی بلندمدت موفق شد تا کابل و اغلب نقاط افغانستان را از طالبان پس بگیرد.
مهمترین گروه های عضو ائتلاف شمال:
«ارباب حلقه ها: جنگ در شمال» (انگلیسی: The Lord of the Rings: War in the North) یک بازی ویدئویی در سبک نقش آفرینی است که توسط برادران وارنر. اینتراکتیو اینترتیمنت و در سال ۲۰۱۱ و ۲۰۱۳ برای پلت فرم های اکس باکس ۳۶۰، پلی استیشن ۳، و مایکروسافت ویندوز منتشر شده است.
NA نوامبر ۱, ۲۰۱۱
EU نوامبر ۹, ۲۰۱۱
افسانه شمال فیلمی به کارگردانی ابراهیم باقری و نویسندگی رحیم روشنیان ساختهٔ سال ۱۳۳۸ است.
ویدا قهرمانی
مهین دیهیم
ناصر خموش
مسعود خموش
ابراهیم باقری
حسن رضیانی
حسین باقری
رحیم روشنیان
صابر آتشین
تنگلی شمال یک اندیس غیرفلزی است که در حوالی شهر اینچه برون استان گلستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، نمک آبی است.
فهرست اندیس های استان گلستان


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با شمال

شمال در جدول کلمات

از محلات شمال تهران
ونک
از مناطق ییلاقی شمال تهران
اوین
از کوههای شمال تهران
توچال
ازکشورهای شمال کشورمان
روسیه
ایالتی در شمال شرقی هندوستان
آسام
ایالتی در شمال غرب هند | که در غرب و شمال با کشور پاکستان هم مرز است
پنجاب
این خلیج از شمال به دریای کارائیب پیوسته است
پاریا
این غذا از روسیه و جمهوریهای سابق شوروی به ایران راه یافته و در برخی از مناطق شمال ً ایران کامال شناخته شده است
سوپ برش
بادی که در شمال مدیترانه می وزد
ترامونتانا
بازیگر فقید آمریکایی و نامزد اسکار با فیلمهایی همچون هیچ جز قلب تنها و شمال از شمال غربی
کریگرانت

معنی شمال به انگلیسی

north (اسم)
باد شمال ، شمال ، در شمال

معنی کلمه شمال به عربی

شمال
شمال
منطقة شمالية غربية
منطقة شمالية شرقية
منطقة شمالية شرقية
شمالي شرقي , منطقة شمالية شرقية
منطقة شمالية غربية
شمالي غربي , منطقة شمالية غربية
شمالي
شمال
شمال
شمال
شمالي

شمال را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

اسرا ١٥:١٢ - ١٣٩٦/٠٢/٠٢
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
اَپاختر (پهلوی)
اودیژ (سنسکریت: اودیچی)
اوتَر (سنسکریت: اوتَرا)
|

اشکان ١٢:٣٨ - ١٣٩٨/٠١/٢٦
این واژه ایرانی است :
واژه ایرانی شمال (شم-شام=سمت چپ آل=پسوند ویژگی) به معنای سمت چپ خورشید در هنگام طلوع است که ضد معنای جنوب (سمت راست طلوع خورشید) باشد همانطور که در فهرست ریشگان هندواروپایی لغت skaiw�s شاوس به معنای �سمت چپ� left-handed و در لغتنامه سکا-ختن واژه syamdai** به معنای چپ left و در فهرست نامهای پارسی لغت شام *shām به معنای that which is on the left-hand side ثبت شده است. دانستنی است در سنسکریت لغت सौम्य saumya به معنای شمالی در لاتویا ziemeļu به معنای شمال و در لیتوانی Šiaurė به معنای شمال است.



پیرسها:

*The Complete Book of Muslim and Parsi Names by Maneka Gandhi, Ozair Husain

** Dictionary of Khotan-Saka by Harold Walter Bailey
|

نیازعلی شمس ١١:١٧ - ١٣٩٨/٠٥/١٨
با درود به پیشگاه گرانمایگان پارسی گوی
آفرین بر این دیدگاهها،وه چه خرسندم
اکنون چند واژه که پوشیده مانده‌اند را به دوستداران می‌شناسانم:
دهخدا
شمال .[ ش ِ ] (اِخ ) آذربادگان . (آثارالباقیه ) (مفاتیح ).
برآفتاب
برآفتاب . [ ب َ ] (اِ مرکب ) آفتاب رو. مَشرَقه . مقابل نسار و نسر. (یادداشت مؤلف ).
اباختر،همان گونه که آمد اپاختر
شمال غربی: اباختر خورآیی
شمال شرقی:اباختر خور بَر

|

نیک ایرانی ٢٢:٣٣ - ١٣٩٨/٠٧/١٦
باختر = سویی که سرزمین باکتریا (باختر)‌ بوده است.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

غزل > cookpit
s.m > Caterpillar
مرتضی بزرگیان > misjudgment
jim potter > set up camp
Mostafa.Z > بزغاله
.. > slowly
حیدر نیک آیین > انتقادی
علی خراسانی > low income

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شمال دریا   • دانشگاه شمال آمل   • شمال ایران   • وارش نیوز   • شمال فردا   • مازنی نیوز   • شهر شمال   • خزرنما   • معنی شمال   • مفهوم شمال   • تعریف شمال   • معرفی شمال   • شمال چیست   • شمال یعنی چی   • شمال یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شمال
کلمه : شمال
اشتباه تایپی : alhg
آوا : SomAl
نقش : اسم
عکس شمال : در گوگل


آیا معنی شمال مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )