برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1323 100 1

شنونده

/Senavande/

مترادف شنونده: سامع، سمیع، شنوا، مخاطب، مستمع، نیوشنده

متضاد شنونده: گوینده

معنی شنونده در لغت نامه دهخدا

شنونده. [ ش َ / ش ِ ن َ وَ دَ / دِ ] (نف ) آنکه بشنود. (آنندراج ). نیوشنده. مستمع. سامع. کسی که گوش میدهد. (از ناظم الاطباء). آنکه چیزی را بشنود : خداوند [ مسعود ] بزرگ و نفیس است... ولیکن بس سخن شنونده است و هر کس زهره ٔ آن دارد که نه به اندازه و پایگاه خویش با وی سخن گوید. (تاریخ بیهقی ). حلیم و کریم ولیکن بس شنونده است. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 81).
هرجا که یکی قصیده خواندی
هوش شنونده خیره ماندی.
نظامی.
- حاسّت ِ (حس ِّ) شنونده ؛ سامعه. شنوائی. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به شنوائی شود.
- امثال :
شنونده باید عاقل باشد.

معنی شنونده به فارسی

شنونده
( اسم ) آن که چیزی را بشنود مستمع سانع . یا حاست ( حس ) شنونده . سامعه شنوایی .

معنی شنونده در فرهنگ فارسی عمید

شنونده
ویژگی کسی که صدایی یا سخنی را می شنود، گوش دهنده.

شنونده در جدول کلمات

شنونده
سامع
شنونده است و نام کوچک یکی از بازیگران زن ایرانی
نیوشا

معنی شنونده به انگلیسی

auditor (اسم)
ممیز ، مامور رسیدگی ، شنونده ، ممیز حسابداری ، مستمع
listener (اسم)
شنونده ، مستمع ، گوش دهنده

معنی کلمه شنونده به عربی

شنونده
مدقق , مستمع

شنونده را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Bita
نیوشا
مری
نیوشا
نیوشا
نیوشا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شنونده در جدول   • مترادف دفاف   • معنی شنونده در جدول   • مترادف نادانی   • مترادف شنونده   • مترادف کلمه نادانی   • معنی بالشتک نان پزی   • معنی نارسا   • مفهوم شنونده   • تعریف شنونده   • معرفی شنونده   • شنونده چیست   • شنونده یعنی چی   • شنونده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شنونده
کلمه : شنونده
اشتباه تایپی : ak,kni
آوا : Senavande
نقش : اسم
عکس شنونده : در گوگل

آیا معنی شنونده مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )