انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 928 100 1

معنی شهید در لغت نامه دهخدا

شهید. [ ش َ ] (ع ص ، اِ) کشته در راه خدا. (ترجمان البلاغه ) (دهار) (مهذب الاسماء). کشته شده در راه خدا. آنکه به شهادت دست یافته بود در راه خدا. کشته شده بی قصاص و دیت. (یادداشت مؤلف ). کشته شده در راه خدای بدان جهت که ملائک رحمت او را حاضر شوند یا آنکه اﷲ تعالی و فرشتگان او شاهدند ازبرای او ببهشت یا آنکه او از جمله ٔ آن کسانی است که شاهدی از آنها طلب کرده خواهد شد در روز قیامت بر امتهای گذشته ، یا آنکه افتاده است بر شاهدة، یعنی زمین یا آنکه زنده و حاضر است نزد پروردگار خدای را. ج ، شهداء. (از منتهی الارب ) (از کشاف اصطلاحات الفنون ). کسی که در راه خدا و در راه خدمت بمدینه کشته شده باشد. (ناظم الاطباء). کشته شده ٔ بی گناه یا در راه خدا. (غیاث اللغات ) :
یا رب به نسل طاهر اولاد فاطمه
یا رب بخون پاک شهیدان کربلا.
سعدی.
- شهیدوار؛ مانند شهید :
کدام روز که پیش در تو خاقانی
شهیدوار بخونابه در نمیگردد.
خاقانی.
- شاه شهیدان ؛ لقب حسین بن علی (علیهما السلام ). (یادداشت مؤلف ).
|| (اصطلاح فقه ) شهید بر دو قسم است ، شهید حقیقی و آن مسلمان طاهر و بالغی است که بظلم بقتل رسیده ، و دوم شهید حکمی و آن مسلمانی است که در وبا و طاعون و یا در تب و اسهال و یا استسقا و امثال آن وفات یابد، و ایشان را غسل دادن و کفن پوشاندن واجب است برخلاف دسته ٔ اول. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). || گواه. (منتهی الارب ) (دهار) (ترجمان البلاغه ) (مهذب الاسماء) (غیاث ). || امین در شهادت. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). || حاضر. (منتهی الارب ) (ترجمان البلاغه ) (مهذب الاسماء). || دانا بهرچه بنده کند.(مهذب الاسماء). نامی از نامهای خدای تعالی که هیچ غیبی بر او پوشیده نیست. (یادداشت مؤلف ). آنکه از علم او چیزی فوت نشود. (آنندراج ) (ناظم الاطباء): و اﷲ شهید؛ ای لایغیب عن علمه شی ٔ. (ناظم الاطباء).

شهید. [ ش َ ] (اِخ ) لقب الب ارسلان : اما بعهد سلطان شهید آلپ ارسلان چون میان پارس و کرمان حد مینهادند. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 121).

شهید. [ ش ُ هََ ] (اِخ )احمدبن عبدالملک بن شهید. ادیب است. (منتهی الارب ).

شهید. [ ش َ ] (اِخ ) (امیر...) لقبی است که به احمدبن اسماعیل سامانی داده اند : امیر خراسان شد [ احمدبن اسماعیل سامانی ] و او را امیر شهید خوانند... جماعتی از غلامان امیر درآمدند و سرش را ببریدند در پنجشنبه یازدهم جمادی الاَّخر در سال سیصدویک از هجرت و او را ببخارا آوردند و در گورخانه ٔ نوکنده نهادند و او را امیرشهید لقب کردند. (تاریخ بخارای نرشخی ص 110، 111).

شهید. [ ش َ ] (اِخ ) (امیر...) لقبی است مسعود غزنوی را که پس از مرگ به وی دادند. (یادداشت مؤلف ) : امیر شهید مسعود (ره )، عبدالجبار پسر خواجه احمد عبدالصمد را برسالت گرگان فرستاد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 393). گفتم : کیست از او شایسته تر بروزگار امیر شهید (ره ). (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 336). پس از تاریخ سلطان شهید مسعود بازگردم. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 392). امیرم مودود به دینور پرشور رسید و کینه ٔ سلطان شهید بازخواست. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 336).

شهید. [ ش ُ هََ ] (اِخ ) زاهد عمربن سعیدبن شهید. امیر قلعه ای است ، و در نسخه ای امیر حمص. (منتهی الارب ). زاهد عمربن سعدبن شهید. (تاج العروس ).

شهید. [ ش َ ] (اِخ ) شاه شهید؛ لقبی است که به آغامحمدخان قاجار پس از مرگ بدو دادند. (از یادداشت مؤلف ).

شهید. [ ش َ ] (اِخ ) شاه شهید؛ لقبی است که به ناصرالدین شاه قاجار پس از مرگ دادند. (یادداشت مؤلف ).

معنی شهید به فارسی

شهید
بلخی . ابوالحسن شهید بن حسین جهوادنکی بلخی شاعر و متکلم قرن چهارم ه. ( ف. ۳۲۵ ه.ق .) او را با ابوبکر محمد بن زکریای رازی مناظراتی بوده و هریک بر دیگری نقضی وردی داشته است . شهید در خط نیز استاد بود و اشعار عری هم می سرود .وی از بلخ بچغانیان نزد او علی محتاج رفت و از جمله ممدوحان او نصر بن احمد سامانی و ابو عبد الله محمد بن احمد جیهانی را ذکر کرده اند رودکی در رثای او قطعه ای سروده . شهید مانند رودکی نزد شعرای بعد از خود مورد احترام بوده و او را در ردیف رودکی قرار داده اند.
آنکه چیزی ازعلم وی پنهان وپوشیده نیست ازنامهای، خداوند، شاهد، گواه، امین درگواهی دادن، کشته در، راه خدا، شهدائ جمع
( صفت ) ۱ - حاضر شاهد . ۲ - عالم غیب و حاضر . ۳ - یکی از اسمائ الحسنای خدا . ۴ - کشته شده در راه خدا و دین جمع شهدا (ئ ) .
محمد بن مکی بن حامد بن احمد دمشقی نبطی عاملی جزینی ملقب به شمس الدین و مکنی به ابو عبدالله و معروف به شهید اول از بزرگان علمای امامیه ( مقت. ۷۸۶ ه.ق .) . وی از فخرالمتقین پسر علامه و ابن نما و ابن معیه و قطب الدین رازی و دیگر بزرگان اجازه روایت دارد.شهید را پس از محقق افقه فقهای اثناعشری دانند. مشهورترین تالیف او لمعه دمشقیه است در فقه که شهید ثانی بر آن شرحی نوشته و این متن و شرح از جمله کتب درسی درین علم است و مکرر بطبع رسیده وی در عهد سلطنت برقوق بفتوای قاضی برهان الدین مالکی و عباد بن جماعه بقتل رسید.
این لقب بدو تن از علمای امامیه اطلاق شده : الف - مشهوربدین لقب بین متاخران حاج ملا محمد تقی برغانی است .ب - بعضی قاضی نور الله شوشتری را بدین لقب یاد کرده اند .
زین الدین بن علی بن احمد بن محمد ابن جمال الدین بن تقی الدین بن صالح از بزرگان فقهای امامیه ( و. ۹۱۱ ). وی از علی بن عبدالعالی و سید حسن بن سید جعفر موسوی و شیخ اجمد بن جابر و شمس الدین ابن طوبون حنفی و شهاب الدین محمد رملی شافعی و جز آنان علم آموخت . او در علوم معقول و منقول متبحر بود و نخستین کس از امامیه است که در علم درایه تصنیف کرده . ویرا تالیفات بسیاراست که مشهورترین آنها عبارتند از : روضه البیهه که شرحی است بر لمعه دمشقیه شهید اول و آن به [ شرح لمعه] (ه.م .) معروف است مسالک الافهام که شرحی است بر شرائع مینه المرید فی آداب المفید و المستفید . وی در عهد سلطان سلیم بقتل رسید.
کشته شدن در راه خدا یا حقیقی و هدفی مقدس
شهید شدن
[ گویش مازنی ] /shahid o shemaale/ خسته و کوفته – بی رمق
کسی را بدرجه شهادت فایز کردن .
چند تن از پادشاهان را بعد از اینکه کشته شده اند باین نام خوانده اند .
دهی از دهستان گلیان بخش شیروان شهرستان قوچان
یکی از امرای دولت بنی حفص است
شهید بلخی شاعر مشهور عهد سامانی
لقبی است که منشیان درباری قاجار بعدها به آغا محمد خان قاجار میدادند .
خطیب و شاعر ببعدیل اندلسی
حسام الدین عمر بن عبدالعزیز بن عمر
وی یکی از مولفین علم شروط است
لقب سلطان مسعود غزنوی هیچ پادشاه بر غورچیان مستولی نشده که سلطان شهید مسعود .

معنی شهید در فرهنگ معین

شهید
(شَ) [ ع . ] (ص .) کشته شده در راه خدا و دین و وطن . ج . شهدا. ج . شهدا. ، ~ کسی بودن سخت شیفتة کسی بودن .

معنی شهید در فرهنگ فارسی عمید

شهید
۱. کشته شده در راه خدا.
۲. از نام های خداوند.

شهید در دانشنامه اسلامی

شهید
کشته راه خدا در جهاد با دشمنان را شهید گویند. از عنوان یاد شده در بابهای طهارت، حج و جهاد سخن گفته اند.
شهید- که در فقه موضوع احکامی خاص همچون بی نیازی از غسل و کفن قرار گرفته- عبارت است از کسی که در جهاد با کافران یا باغیان در میدان جنگ کشته شود، به شرط آنکه جنگ با اذن پیامبر صلّی اللَّه علیه وآله یا امام علیه السّلام و یا نایب خاص ایشان باشد.
حکم کشته شده در جهاد دفاعی در عصر غیبت
آیا بر کسی که در عصر غیبت یا در زمان حضور و عدم امکان اذن گرفتن از معصوم علیه السّلام در جهاد دفاعی (دفاع از اسلام و مسلمانان) کشته شده، احکام شهید بار می شود یا نه؟ مسئله اختلافی است. گروهی از فقها بر کشته در جهاد دفاعی نیز احکام شهید را جاری دانسته اند. درمقابل گروهی دیگر، تنها قسم نخست را مشمول احکام شهید دانسته اند؛ بلکه این قول به مشهور نسبت داده شده است.
اطلاق تنزیلی در معنای شهید
شهید، علاوه بر اطلاق یاد شده، اطلاق دیگری نیز دارد که برخی از آن به «اطلاق تنزیلی» و یا شهید به حسب اجر و ثواب تعبیر کرده اند. شهید در این اطلاق- که ریشه در روایات دارد- بر فردی که در راه حفظ جان، مال یا ناموس خود در برابر دشمن مهاجم کشته می شود، اطلاق می گردد؛ چنان که بر فردی هم که با مرگ سخت فوت می کند، همچون زنی که بر اثر زایمان می میرد یا کسی که غرق می شود و یا زیر آوار می ماند، شهید اطلاق شده است؛ لیکن احکام شهید بر این افراد جاری نمی شود و تنها در اجر و ثواب با شهدا شریک اند.
منزلت شهید و شهادت
...
شهید
معنی شَهِيدٌ: هميشه شاهد - هميشه گواه - مشاهده شده (صفت مشبهه گاهي به معناي اسم فاعل ميآيد ، و گاهي به معناي اسم مفعول مثلاً در عبارت "سَنُرِيهِمْ ءَايَاتِنَا فِي ﭐلْئَافَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّیٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ ﭐلْحَقُّ أَوَلَمْ يَکْفِ بِرَبِّکَ أ...
ریشه کلمه:
شهد (۱۶۰ بار)

«شهید» در اصل، به معنای گواه است، منتها گاهی انسان به وسیله سخن، گواهی بر حق می دهد و گاهی به وسیله عمل و کشته شدن در راه اهداف پاک، گواهی می دهد.
«شهید» به معنای «شاهد» از مادّه «شهود» به معنای آگاهی توأم با حضور است مفهوم این سخن در سوره «حجّ» آن است که شاهد بودن پیامبر(صلی الله علیه وآله) بر همه مسلمان ها به معنای آگاهی او از اعمال امت خویش است، و این با روایات «عرض اعمال» و بعضی از آیات قرآن که به آن اشاره می کند کاملاً سازگار می باشد; چرا که طبق این روایات، اعمال همه امت را در عرض هفته به حضور پیامبر(صلی الله علیه وآله) عرضه می دارند و روح پاک او از همه اینها آگاه و با خبر می شود، بنابراین او شاهد و گواه این امت است. اما شاهد و گواه بودن این امت، طبق بعضی از روایات، به معنای معصومین این امت و امامان است که آنها نیز گواهان بر اعمال مردمند.
اسم هفتاد و پنجم: الشهید
اسم شهید در قرآن به صورت معرفه و نکره سیو پنج بار آمده و در بیست مورد وصف خدا قرار گرفته است، برخی را یادآور می شویم:
1.(قُلْ یا أَهْلَ الکِتابِ لِمَ تَکْفُرونَ بِآیاتِ اللّهِ وَ اللّهُ شَهِیدٌ عَلی ما تَعْمَلُونَ).(آل عمران/98)
«چرا به آیات الهی کفر میورزید در حالی که خدا به آنچه انجام می دهید گواه است».
2. (...إِنَّ اللّهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ القِیامَةِ إِنَّ اللّهَ عَلی کُلِّ شَیء شَهیدٌ).(حج/17)
«خدا روز رستاخیز میان آنان داوری می کند، خدا بر همه چیز گواه است».(1)
اکنون باید دید معنای شهید چیست؟ 1 . نساء /33، 79، 166; مائده/113، 117; انعام/19; یونس/29، 46; رعد/43; اسراء/96; عنکبوت/53; احزاب/55; سبأ/47; فصّلت/53; احقاف/8; فتح/28; مجادله/6 و بروج/9.
ابن فارس می گوید معنای اصلی این لفظ حاکی از حضور و آگاهی است، از این جهت به حاضر در حادثه، «شاهد» می گویند که حاضر درواقعه می باشد.و اجتماع مردم را «مشهد» می نامند.
شهید راه آزادی سید جمال واعظ اصفهانی تالیف اقبال یغمائی ، اثری است فارسی پیرامون زندگی، خاطرات و منابر سید جمال اصفهانی که در قرن معاصر نوشته شده است.
با دو مقدمه از سید محمدعلی جمال زاده پسر سیدجمال واعظ و مقدمه ای دیگر از دکتر باستانی پاریزی آغاز می گردد. سپس متن اصلی کتاب که شامل زندگی نامه و سفرهای مختلف سید و تفصیل منبرهای و گزارشات وی می باشد. در پایان هر بخشی از کتاب تعلیقاتی از آن بخش نیز ذکر شده است.
گزارش محتوا
در قسمت نخست کتاب از شخصیت و زندگانی سید می خوانیم که وی شخصی عالم و واعظ، ملقب به صدرالواعظین و صدرالمحققین مقتول ۱۳۲۶ ق، بوده است که در همدان به دنیا آمد. در کتاب «تاریخ انقلاب مشروطیت ایران»، تولد وی ۱۲۸۹ ق در اصفهان ذکر شده است. او برادرزاده ی آیت الله سید اسماعیل صدر عاملی اصفهانی است. در کودکی پدرش را از دست داد و به همراه مادر به تهران آمد. پس از تحصیلات ابتدایی به اصفهان رفت و به تهران آمد. پس از تحصیلات ابتدایی به اصفهان رفت و به فراگیری مقدمات عربی و فلسفه و عرفان پرداخت. او در اصفهان مشغول وعظ و تبلیغ گشت و در اندک زمانی از وعاظ مشهور شد. به علت جو استبدادی که ظل السلطان در اصفهان برقرار کرده بود، سید جمال در ۱۳۱۹ ق به تبریز رفت و در مورد اهمیت قانون و مزایای حکومت قانونی خطابه هایی ایراد نمود. در بازگشت به اصفهان پس از انتشار کتاب «رویای صادقه» با همکاری شیخ احمد مجد الاسلام کرمانی و میرزا نصرالله ملک المتکلمین، مورد کینه ی ظل السلطان قرار گرفت. بار دیگر به تبریز رفت و در آنجا مورد توجه محمدعلی شاه ولیعهد قرار گرفت. سپس به تهران آمد و به تشویق محافل آزادی خواهان شب ها در مسجد شاه (مسجد امام خمینی) به وعظ و خطابه پرداخت. وی در اوایل مشروطیت در مساجد و انجمن ها به طرفداری از مشروطه سخنرانی می کرد و به همین جهت مورد توجه مردم واقع شده بود. پاره ای از سخنرانی های او به صورت روزنامه ای به نام «الجمال» چاپ شد. در زمان به توپ بستن مجلس، به شاه عبدالعظیم رفت و از آنجا به قصد عتبات عازم همدان شد. وی به واسطه سابقه دوستی، ورود خود را به میرزا محسن خان مظفرالملک، حاکم همدان ، ابلاغ کرد. او نیز این مساله را به دربار تهران گزارش داد. لذا امیر افخم همدانی، حاکم بروجرد، از طرف دربار مامور شد تا سید جمال الدین را به بروجرد ببرد. سید جمال مدتی در بروجرد زندانی بود و عاقبت توسط عمال محمدعلی شاه قاجار مسموم و خفه گردید و در قبرستان یخچال این شهر دفن شد. بعدها این قبرستان به جمالیه معروف گردید. در «کارنامه ی بزرگان» سال درگذشت وی ۱۳۳۶ ق ذکر شده است. از دیگر آثار وی: «لباس التقوی»؛ مقالاتی که در روزنامه «حبل المتین» کلکته و جراید عصر چاپ می شد.
← بخش دوم کتاب
فهارس کتاب شامل اشخاص، جاها و کتاب ها و روزنامه ها می باشد که در پایان کتاب عنوان شده است.
شهید راه آزادی سید جمال واعظ اصفهانی تالیف اقبال یغمائی ، اثری است فارسی پیرامون زندگی، خاطرات و منابر سید جمال اصفهانی که در قرن معاصر نوشته شده است.
با دو مقدمه از سید محمدعلی جمال زاده پسر سیدجمال واعظ و مقدمه ای دیگر از دکتر باستانی پاریزی آغاز می گردد. سپس متن اصلی کتاب که شامل زندگی نامه و سفرهای مختلف سید و تفصیل منبرهای و گزارشات وی می باشد. در پایان هر بخشی از کتاب تعلیقاتی از آن بخش نیز ذکر شده است.
گزارش محتوا
در قسمت نخست کتاب از شخصیت و زندگانی سید می خوانیم که وی شخصی عالم و واعظ، ملقب به صدرالواعظین و صدرالمحققین مقتول ۱۳۲۶ ق، بوده است که در همدان به دنیا آمد. در کتاب «تاریخ انقلاب مشروطیت ایران»، تولد وی ۱۲۸۹ ق در اصفهان ذکر شده است. او برادرزاده ی آیت الله سید اسماعیل صدر عاملی اصفهانی است. در کودکی پدرش را از دست داد و به همراه مادر به تهران آمد. پس از تحصیلات ابتدایی به اصفهان رفت و به تهران آمد. پس از تحصیلات ابتدایی به اصفهان رفت و به فراگیری مقدمات عربی و فلسفه و عرفان پرداخت. او در اصفهان مشغول وعظ و تبلیغ گشت و در اندک زمانی از وعاظ مشهور شد. به علت جو استبدادی که ظل السلطان در اصفهان برقرار کرده بود، سید جمال در ۱۳۱۹ ق به تبریز رفت و در مورد اهمیت قانون و مزایای حکومت قانونی خطابه هایی ایراد نمود. در بازگشت به اصفهان پس از انتشار کتاب «رویای صادقه» با همکاری شیخ احمد مجد الاسلام کرمانی و میرزا نصرالله ملک المتکلمین، مورد کینه ی ظل السلطان قرار گرفت. بار دیگر به تبریز رفت و در آنجا مورد توجه محمدعلی شاه ولیعهد قرار گرفت. سپس به تهران آمد و به تشویق محافل آزادی خواهان شب ها در مسجد شاه (مسجد امام خمینی) به وعظ و خطابه پرداخت. وی در اوایل مشروطیت در مساجد و انجمن ها به طرفداری از مشروطه سخنرانی می کرد و به همین جهت مورد توجه مردم واقع شده بود. پاره ای از سخنرانی های او به صورت روزنامه ای به نام «الجمال» چاپ شد. در زمان به توپ بستن مجلس، به شاه عبدالعظیم رفت و از آنجا به قصد عتبات عازم همدان شد. وی به واسطه سابقه دوستی، ورود خود را به میرزا محسن خان مظفرالملک، حاکم همدان ، ابلاغ کرد. او نیز این مساله را به دربار تهران گزارش داد. لذا امیر افخم همدانی، حاکم بروجرد، از طرف دربار مامور شد تا سید جمال الدین را به بروجرد ببرد. سید جمال مدتی در بروجرد زندانی بود و عاقبت توسط عمال محمدعلی شاه قاجار مسموم و خفه گردید و در قبرستان یخچال این شهر دفن شد. بعدها این قبرستان به جمالیه معروف گردید. در «کارنامه ی بزرگان» سال درگذشت وی ۱۳۳۶ ق ذکر شده است. از دیگر آثار وی: «لباس التقوی»؛ مقالاتی که در روزنامه «حبل المتین» کلکته و جراید عصر چاپ می شد.
← بخش دوم کتاب
فهارس کتاب شامل اشخاص، جاها و کتاب ها و روزنامه ها می باشد که در پایان کتاب عنوان شده است.
شهید محراب، آیت الله عطاءالله اشرفی اصفهانی در سال 1281 هجری شمسی در «خمینی شهر» اصفهان و در خانواده ای روحانی و مذهبی، دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود به پایان رساند. سپس در نوجوانی، برای ادامه ی تحصیل، راهی اصفهان شد و نزدیک به ده سال از محضر استادان بنام حوزه ی علمیه ی اصفهان بهره جست.
شهید والامقام آیت الله اشرفی اصفهانی در بیست سالگی برای ادامه ی تحصیل و رسیدن به مقام های عالی علمی و معنوی، رهسپار شهر مقدس قم شد تا آینه ای گردد پاک و باصفا برای آیندگان.
شهید محراب، آیت الله اشرفی اصفهانی برای کسب مقام علمی و معنوی، از شهر اصفهان به حوزه ی علمیه ی قم هجرت کرد و در آن جا، از محضر آیات و مراجع عالی قدر، بهره های فراوان برد. وی مدت دوازده سال در درس مرجع عالی قدر، حضرت آیت الله بروجردی حضور می یافت و همه ی دروس آن مرجع والامقام را می نوشت. شور و شعف ایشان در تحصیل و تحمل سختی های زندگی، وصف ناپذیر است. ایشان با اراده ای آهنین و باتلاش و کوشش های بسیار در چهل سالگی به درجه ی عظیم اجتهاد نایل آمد و ستاره ای روشنگر در آسمان تبلیغ دین و فقاهت گردید.
شهید محراب، آیت الله اشرفی اصفهانی پس از گذراندن تحصیلات عالیه در حوزه ی علمیه ی قم و بهره گیری از محضر مراجع بزرگی چون آیت الله حجت و آیت الله العظمی بروجردی و رسیدن به درجه ی عظیم اجتهاد، بنابر دستور مرجع بزرگ جهان شیعه؛ حضرت آیت الله العظمی بروجردی به استان باختران هجرت کرد این در حالی بود که رژیم طاغوت به روحانیان و سخنرانی های آنان، بسیار حساس بود، ولی این شهید والامقام با شجاعت فراوان، مسایل سیاسی روز را برای آگاهی مردم بازگو می کرد. به همین دلیل، بارها مورد آزار و اذیت نیروهای رژیم منحوس پهلوی قرار گرفت.
پس از قیام خونین 15 خرداد سال 42، ملت رنج دیده ی ایران در زیر چکمه ی استبداد طاغوت، چون انبار باروتی آماده ی انفجار بود. با چاپ مقاله ای توهین آمیز درباره ی امام خمینی در 19 دی سال 56، مرحله ی تازه ای از قیام مردم آغاز شد. شهید محراب، آیت الله اشرفی اصفهانی در این حرکت توفنده مانند دیگر روحانیان، نقش بسزایی داشت. ایشان با برگزاری مراسم بزرگداشت شهدای 19 دی و نیز برگزاری مراسم بزرگداشت شهادت آیت الله سید مصطفی خمینی و ایراد سخنرانی های روشنگر، مردم غیور باختران را برای انقلاب بزرگ اسلامی آماده می کرد.
یکی از عوامل مهمی که در ثبات و تداوم انقلاب اسلامی، نقش ارزنده ای داشت نماز سیاسی-عبادی جمعه بود. شهید محراب، آیت الله اشرفی اصفهانی از جمله رادمردانی است که به فرمان امام خمینی به امامت نماز جمعه ی باختران منصوب شد، تا این بار در صحنه ی حفظ و پاسداری از نظام مقدس، اسلامی تلاش و جانفشانی کند.
استکبار جهانی به سرکردگی امریکا که با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، منافع خود را در خطر جدی می دید، به توطئه های داخلی و محاصره ی اقتصادی دست زد. هنگامی که این نیرنگ ها ناکام ماند، توطئه ی جنگ تحمیلی را برای شکست نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، اجرا کرد. در چنین شرایطی، دمیدن روح شهادت طلبی در میان رزمندگان و دلگرم کردن آنان برای مقابله با دشمن بعثی، بسیار بااهمیت بود.
در عاشورای 1332 ق. در شیراز کودکی به دنیا آمد که چون آن ایام، روزهای پرسوز شهادت سالار شهیدان، امام حسین علیه السلام بود نامش را «عبدالحسین» نهادند. خاندان عبدالحسین از سادات حسنی و حسینی بشمار می رفتند که از حدود چهار قرن پیش در شیراز به «دستغیب» معروف شده بودند. سیادت نشان افتخار این خانواده بود و حلقه های نورانی پیوند او را (با سی و دو واسطه) به حضرت «زید شهید» فرزند امام سجاد علیه السلام می رساند.
از این خاندان در طول تاریخ عالمان بزرگ برخاسته اند از جمله امیر فضل الله بن محب حسینی (متوفای 1043)، سید حکیم دستغیب (متوفای 1077)، میرزا ابوالحسن دستغیب (متوفای بعد از 1300 ق) میرزا هدایت الله (متوفی 1320 ق) میرزا ابومحمد دستغیب و آقا سید محمدتقی پدر سید عبدالحسین.
سید عبدالحسین درس را از مکتب خانه شروع کرد و با فراگیری قرآن و نصاب و خواندن چند کتاب منظوم منشور فارسی دوره مکتب را پشت سر گذاشت. پس از آن شروع به تحصیل علوم اسلامی نمود و درس های ابتدایی حوزه علمیه را نزد پدر خواند و از محبت های پدرانه و استادانه اش بهره برد. در سال 1342 ق. در حالی که یازده ساله بود پدر را از دست داد و در نوجوانی روح لطیفش سخت آزرده و از نعمت پدر محروم گشت.
پس از فوت پدر تحصیلات را در مدرسه خان شیراز ادامه داد و از نورانیت و روحانیت مدرسه نیز بهره مند بود. این مدرسه در مدت حیات خود انسان های پاک و والاتباری را در خود جای داده بود و آنان با دعاها و خلوص و معرفت خود فضای آن را عطرآگین کرده بودند. صدرالمتالهین شیرازی و بسیاری از عالمان بزرگ در این مدرسه درس خوانده بودند.
او در حوزه شیراز مدت ها به تحصیل پرداخت و نزد اساتیدی همچون شیخ اسماعیل، ملا احمد دارابی، و آیت الله ملا علی اکبر ارسنجانی دوره مقدماتی و سطح را به پایان رساند پایان یافتن دروس سطح حوزه او همزمان با غائله کشف حجاب رضاخانی بود و دستغیب جوان در همان سنین (حدود 25 سالگی) به مبارزه با این تهاجم بزرگ پرداخت. اما مأموران او را زیر فشار قرار دادند و او نیز در سال 1314 ش. مجبور به حرکت به سوی نجف شد. در نجف اشرف تحصیلات خود را ادامه داد و با تلاش پیگیر در طول هفت سال به مقام شامخ اجتهاد نایل آمد.
آیات عظام: سید ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاء عراقی، آقا سید باقر اصطهباناتی، شیخ محمدکاظم شیرازی از معماران علمی او در حوزه نجف بودند.
روح جستجوگر آن شهید بزرگوار، بلند پروازتر از آن بود که به درس و بحث بسنده کند و از علوم مرسوم حوزه نجف سیراب شود. عطش عصیانگر او پس از سال ها درس و تدریس آرام نگرفت و او همچنان در پی یافتن صاحبدلی بود که بتواند او را به وادی ایمن رسانده، در معرفت خود و خدای خویش به کمال برساند. در همان ایام این توفیق و موهبت نصیب او شد و به محضر پرفیض استاد اخلاق حوزه نجف، عارف نامور میرزا محمدعلی قاضی تبریزی رضوان الله علیه راه یافت و در مکتب عرفانی او رشد کرد.
پس از گذشت چند سال مرحوم قاضی به سرای باقی شتافت و او به محضر آیت الله آقا شیخ محمدجواد انصاری همدانی را یافت و مدت ها تحت نظر وی راههای ظریف و لطیف معرفت نفس را طی کرد. ارتباط او با آیت الله انصاری همدانی در ایامی بود که وی در شیراز بسر می برد و برای استفاده از استاد به همدان می رفت.
سید محمدرضا سعیدی از عالمان مجاهد و شهید قرن چهاردهم است.
شهید آیت الله سعیدی در دوم اردیبهشت ماه سال 1308در مشهد چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارش حجت الاسلام سید احمد سعیدی بودند.در دوران طفولیت مادرش را از دست داد و تحت نظر پدر مشغول به تحصیل شد.
ایشان ابتدا به فرا گیری ادبیات عرب و مقدمات علوم اسلامی پرداخت و در مشهد از دروس فقه و اصول معارف استادان بزرگی چون حاج شیخ کاظم دامغانی، مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینی و حاج شیخ مجتبی قزوینی تلمذ کرد.
برای طی مراحل بعدی علوم اسلامی عازم حوزه علمیه قم شد و در آن شهر در محضر اساتید بزرگی نظیر آیت الله العظمی بروجردی (ره) و آیت الله العظمی امام خمینی (ره) حاضر شد و سرانجام با زحمات طاقت فرسا و تلاشهای پیگیر به درجه اجتهاد نائل آمد.
آیت الله سعیدی علاوه بر ادامه تحصیل و تدریس طلاب به مسافرتهای تبلیغی نیز همت گماشت و درطی یکی از همان سفر ها یکبار در آبادان به خاطر سخنرانی افشاگرانه ضد رژیم به زندان افتاد اما در اثر تلاش آیت الله العظمی بروجردی (ره) از زندان آزاد شد پس از این ماجرا در پی درخواست گروهی از ایرانیان مقیم کویت برای تبلیغ اسلام، که خواستار عالم صالح و مبلغ توانایی بودند.این ماموریت و رسالت به آیت الله سعیدی واگذار شد و ایشان برای تبلیغ دین به کویت عزیمت نمود و مدتی در این کشور مشغول انجام امور تبلیغی شد.
-فعالیت مؤثر در بسیج علما و مراجع جهت آزادی حضرت امام از زندان در سال 1341
-دستگیری در سال 1342 به دنبال مبارزات پیگیر در شروع نهضت اسلامی
-امام جماعت مسجد موسی ابن جعفر علیه السلام از سوی امام خمینی رحمه الله
شهید آیت الله غفاری از روحانیون مبارز دوران انقلاب اسلامی بودند که به دست ساواک به شهادت رسیدند.
تابستان سال 1335 ق. برابر با 1293 ش. نوزادی در خانه محقر حاج عباس در آذرشهر دیده به جهان گشود. پدر نوزاد به خاطر ارادت قلبی که به حضرت امام حسین علیه السلام داشت، نام او را حسین نهاد. حسین در فضای کاملاً معنوی و با تربیت مادری مهربان و عاشق ولایت و دوستدار حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام رشد کرد. پدر و مادر حسین آینده های روشن و سرافرازانه ای را در پیشانی فرزندنشان مشاهده می کردند. حسین در کودکی پدر خود را از دست داد؛ به همین جهت از همان کودکی به کشاورزی و کارگری پرداخت. دایی وی میرزا محسن غفاری از علمای روستا بود که حسین را تشویق نمود که به دروس حوزه بپردازد؛ به همین جهت در نوجوانی وی به تبریز رفته و در آنجا در کنار کارکردن، به تحصیل علوم دینی نیز پرداخت.
تاریخ یکصد ساله اخیر آذرشهر در خود رمز و رازها دارد. در میان این همه رمز و رازها شخصیت های بزرگواری را می توان یافت که هر یک به نوبه خود تاریخ ساز و حرکت آفرین بوده اند. نیاکان شهید والامقام آیت الله غفاری نیز از این تبار بودند. استعمارگران و سردمداران تجاوزگر، واهمه و هراس عجیبی از این انسان های اسوه و مقاوم داشتند و بسیاری از مواقع آنان را ناجوانمردانه به شهادت می رساندند.
شهید غفاری فرزند حاج عباس و از نوادگان حاج ملامحسن است. حاج ملامحسن از شخصیت های برجسته منطقه و روحانی عالی مقام و نجف رفته ای بود که در مبارزه با استعمارگران، سر مبارکش توسط روس ها از بدن جدا شد و شهید گردید. هفت نفر از اجداد مادری شیخ حسین غفاری در مبارزه با اجانب و بیگانگان به شهادت رسیده و مسجد حسنلوی آذرشهر مدفن و مضجع آنها و زیارتگاه اهل دل است.
حاج ملا احمد امین العلماء از دیگر نیاکان شهید غفاری است. حسین 5/1 سال بیشتر نداشت که پدرش حاج عباس را از دست داد و سرپرستی اش را برادرش حاج حسن آقا عباسپور به عهده گرفت. حاج حسن آقا سرپرست شهید غفاری نقل کرده است: که روزی در آذرشهر به اتفاق آیت الله حاج ملا احمد امین العلماء از باغ به منزل برمی گشتیم وقتی جلو مسجد محله قاضی رسیدیم مشاهده کردیم شیخ حسین - که چند سال بیش نداشت - در ایوان مسجد رو به قبله ایستاده، دست به دعا برداشته در حالی که گریه و زاری می کرد با خدای خود راز و نیاز داشت.
مرحوم حاج ملا احمد امین العلماء تا این صحنه را دید گفت: اوضاع عجیبی است؛ در نجف اشرف همین صحنه ها را در خواب دیدم او در زندان پادشاه شهید خواهد شد.
دوره مقدمات و سطح را وی در تبریز و همچنین در دهخوارقان نزد دایی بزرگوارشان فراگرفت و سپس در جوانی برای ادامه تحصیلات خود به قم مسافرت نمود.
وی در قم از اساتید بزرگ آن زمان شهر قم نظیر آیت ­الله العظمی بروجردی، آیت­الله سید محمدتقی خوانساری، آیت­الله فیض، آیت­الله قمی، و همچنین آیت­الله العظمی حجت کوه کمره­ای «رحمهم الله جمیعا» استفاده نمود. همچنین مدتی در درس مکاسب امام خمینی حضور داشت و از محضر آن عالم بزرگوار نیز استفاده نمود.
در بین الطلوعین هفدهم جمادی الاول هزار و سیصد و چهل و هشت هجری قمری در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد و وجه تسمیه ایشان به مرتضی به دو جهت می باشد. اول این که ساعاتی قبل از تولد والده ایشان که بسیار عابده و زاهده بود در خواب دو سید بزرگوار که یکی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و دیگری امیرالمؤمنین علیه السلام را می بیند که از والد آن شهید مرحوم حاج شیخ علی محمد سئوالاتی می نمایند و حاج شیخ سئوالات حضرات را پاسخ می گوید و پس از اتمام سؤال ها و بحث از زیر عبای مبارکشان طفل قنداق شده ای را به مرحوم حاج شیخ هدیه می نمایند و می فرمایند نامش مرتضی می باشد.
و جهت دوم این که از آنجا که جوار مرقد مطهر امام علی مرتضی علیه السلام متولد شد، به نام شیخ مرتضی انصاری ثانی نامش را مرتضی گذاشتند.
پدر بزرگوار شهید مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ علی محمد بروجردی (1315ـ1395 ه.ق) یکی از مراجع تقلید شیعه و از برترین تلامذه آیات عظام، میرزای نائینی، سید ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاءالدین عراقی، محقق اصفهانی، سید علی قاضی قدس الله اسرارهم به شمار می رفت، کتاب های توضیح المسائل، مناسک حج، انیس المقلدین، حاشیه عروه، کتاب الخمس از آثار وی می باشد.
ایشان در سن شش سالگی به کسب علم و دانش زیر نظر والد عظیم الشأن شان مقدمات و سطوح را به پایان و از محضر درس اساتید حوزه علمیه نجف اشرف همچون مرحوم آیت الله شیخ حسین حلی و آیت الله حاج سید محسن حکیم بهره بردند و عمده تلمّذ ایشان از محضر استاد گرانقدرشان استاد الفقهاء والمجتهدین مرحوم آیت الله العظمی خوئی بوده که در خلال سالهای متمادی بهره علمی به درجه عالیه اجتهاد نائل گردید و موفق به تألیف تقریرات درس استاد در زمینه فقه و اصول در حدود چهل جلد شدند که شانزده جلد آن به نام مستند العروه الوثقی چاپ گردیده و فضلاء حوزه علمیه از آن استفاده می نمایند.
شهید غالباً در نوشتن مطالب استاد از چرک نویس استفاده نمی کرد بلکه معمولاَ بدون خط خوردگی یک باره با بیانی شیوا و استدلالی محکم می نوشتند و خصوصیات دیگر ایشان این بود که در بحث های علمی قوی بودند که معمولا حرف آخر را می زدند و اساسا ایشان ولع عجیبی برای فهم مطالب از خودشان نشان می دادند.
یکی از ویژگی های بارز معظم له در القاء درس دقت نظر و بیان شیوا بود ایشان با بیانی قوی و در عین حال ساده و روان و با احتراز از بکاربردن عبارات پیچیده مطالب سنگین علمی را در دسترس شاگردانشان قرار می دادند و همه را مجذوب خود می ساختند.
وارستگی و بی اعتنائی به زخارف دنیا و احتیاط در صرف وجوه شرعیه یکی دیگر از خصوصیات ایشان بود و خود معظم له از هدایا و نذوراتی که برایشان می آوردند با اقتصار تام مصرف و مقداری را نیز جهت فقراء و نیازمندان نجف اشرف اختصاص داده بودند، در سرپرستی و یاری رساندن به خانواده زندانیان عراق نقش بسیار مهمی داشت و به طور ناشناس و مرتب مایحتاج زندگی آنان را تأمین می نمود.
ابوعبدالله شمس الدین محمد بن مکی بن محمد شامی عاملی جزینی(۷۳۴-۷۸۶ق) مشهور به شهید اول یا شیخ شهید از فقهای شیعه در قرن هشتم قمری است. شهید اول در زمینه فقه مذاهب چهارگانه اهل سنت متبحر بود و به کشورهای مختلف اسلامی سفر کرد و اجازاتی نیز دریافت نمود. وی صاحب کتاب فقهی اللمعة الدمشقیة است. او سرانجام در ۷۸۶ق به دست مخالفان شیعه به شهادت رسید.
شهید اول در سال ۷۳۴ق در جزّین، از قرای جبل عامل در لبنان متولد شد. پدر وی جمال الدین مکی بن شمس الدین محمد بن حامد بود.
بنا بر آن چه در منابع آمده وی به « ابن مکی »، « امام الفقیه»، « شهید » یا « شهید اول » شهرت دارد.
محمد بن مکی بن محمد شامی عاملی جزینی(734-786 ق)، مشهور به شهید اول از فقهای نامدار شیعه و شاگرد فـخرالـمحــققین، در قرن هشتم هجری است. از کتب فقهی وی می توان اللمعه الدمشقیه را نام برد.
محمد بن مکی معروف به شهید اول در سال 734 متولد شده است. وی اهل جبل عامل منطقه ای است در جنوب لبنان و از قدیمی ترین مراکز تشیع است و هم اکنون نیز یک مرکز شیعی است.
شهید اول در خانواده علم و فضیلت رشد و نما یافته بود. پدر، جد، تا چندین پشت از علماء و فقها بوده اند، آن چنان که فرزندان و خاندان او اعم از پسر و دختر، از دانشمندان و اهل کمال و معرفت بوده اند و از او سه پسر مجتهد و عالم و یک همسر فقیهه و یک دختر عالمه و فاضله به یادگار مانده و در جمع پربرکت آنان آمده است:
شرح حال هر کدام از این یادگارهای ارزنده امت اسلامی در کتاب های رجال و تراجم، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است که ما از روضات الجنات خوانساری، فشرده ای در این باره می آوریم.
او یکی از پراستادترین فقهای نامدار شیعه است و از سید صدر کرکی دخترزاده محقق نقل شده است که او بیش از هزار اجازه روایتی و اجتهادی از اساتید را با خود همراه داشته است که در محضر بیشتر آنان تلمذ نموده بود.
مشایخ اجازه او متعدد می باشند که از آن میان می توان به اسامی زیر اشاره کرد:
حوزه علمی پربرکت شهید اول بهره وران و شاگردان متعددی را پرورده است که هر کدام سند اعتبار و حجت وقت در علم و عمل بوده اند. سه فرزند دانشمند و عالم همسر فاضله اش ام علی و دختر فاضله و فقیهه اش فاطمه ام الحسن این دو مادر و دختر هر دو از کسانی بودند که شهید مرحوم در مورد هر دو تعریف و توصیف داشت و زنان و دختران را در مورد مسائل شرعی به آنان ارجاع می داد و از کسانی که از شهید اول تلمذ و اجازه روایتی داشته اند:
شهید اول در تاریخ 12 رمضان 784 ه.ق، دو سال قبل از شهادت خویش به افتخار او اجازه روایتی مفصلی صادر فرموده اند که متن آن در روضات الجنات آمده است.
شمس الدین، محمد بن مکی جبل عاملی، معروف به شهید اول که از علماء و محققان سرشناس تشیع، در جبل عامل، در جنوب لبنان می باشد، در سال 734ق، به دنیا آمد. پدرش، جمال الدین نیز از دانشمندان بزرگ زمان خود بوده است.
ایشان، دوران کودکی را در زادگاهش سپری نمود و در این ایام از محضر پدر استفاده های علمی برد و مقدمات علوم دینی و فقه را آموخت. هم چنین ریاضی را نیز نزد عموی پدرش، شیخ اسدالدین جزینی فراگرفت.
وقتی به سن شانزده سالگی رسید، برای تکمیل دانش و استفاده از اساتید نامور شیعه، به عراق هجرت کرد و وارد شهر حله شد. وی، پنج سال در این شهر اقامت کرد و از محضر دانشوران و فقهای آن دیار، استفاده کرد و در سن هفده سالگی، در همین شهر توسط اساتید خود به درجه رفیع اجتهاد و نقل حدیث نایل آمد.
وی، پس از سال ها اقامت در شهر حلّه، در سال 755ق؛ یعنی در سن بیست و یک سالگی، به زادگاهش در جبل عامل بازگشت و بی درنگ در شهر خود مدرسه ای تأسیس کرد که از بقیه مدارس جبل عامل، پیشرفته تر و در تدریس فقه و اصول پیش گام تر بود.
هم چنین ایشان برای کسب علم از دیگر بزرگان و دانشمندان، به دیگر مناطق کشورهای اسلامی سفر کرد، از جمله به کربلا، نجف، بغداد، کوفه، مصر، سوریه، فلسطین و حجاز.
اِبْن شُهَیْد، عنوان چند تن از افراد خاندان اندلسی بنوشهید که در سده های ۲ - ۴ق وزارت یافتند و در فقه و حدیث و شعر و ادب نیز دست داشتند.
این خاندان نژاد خود را به قبیله اَشجع از بنی غَطَفان برمی کشیدند،
سمعانی ، عبدالکریم ، ج۱، ص۲۶۳، الانساب ، به کوشش یحیی معلّمی یمانی ، حیدرآباد، ۱۳۸۲ق /۱۹۶۲م.    
مشهورترین افراد این خاندان عبارتند از:
← شهید بن عیسی بن شهید
(۱) ابن ابار، محمد، التکملة لکتاب الصلة، به کوشش فرانسیسکو کودرا، مادرید، ۱۸۸۲م .(۲) ابن ابار، الحلّة السیراء، به کوشش حسین مؤنس ، قاهره ، ۱۹۶۳م.(۳) ابن اثیر، علی، الکامل.(۴) ابن اثیر، علی، اللباب ، بغداد، مکتبة المثنی.(۵) ابن بسام ، علی ، الذخیره، به کوشش احسان عباس ، تونس ، ۱۳۹۹ق /۱۹۷۹م.(۶) ابن بشکوال ، خلف ، الصلة، به کوشش عزت عطار حسینی ، قاهره ، ۱۳۷۴ق /۱۹۵۵م.(۷) ابن حیان ، حیان بن خلف ، المقتبس ، به کوشش محمود علی مکی ، بیروت ، ۱۳۹۳ق /۱۹۷۳م.(۸) ابن خلدون ، محمد، العبر.(۹) ابن سعید، علی بن موسی، المغرب فی حلی المغرب ، به کوشش شوقی ضیف ، قاهره ، ۱۹۵۳م.(۱۰) ابن ظافر ازدی ، علی ، بدائع البدائه ، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم ، قاهره ، ۱۹۷۰م.۱۱) ابن عذاری ، محمد، البیان المغرب ، به کوشش ژ س کولن و لوی پرووانسال ، لیدن ، ۱۹۵۱م.۱۲) ابن قوطیه ، محمد، تاریخ افتتاح الاندلس ، به کوشش ابراهیم ابیاری ، قاهره ، ۱۴۰۲ق /۱۹۸۲م.(۱۳) ابن کتّانی ، محمد، کتاب التشبیهات ، به کوشش احسان عباس ، بیروت ، ۱۴۰۶ق.(۱۴) ثعالبی ، عبدالملک بن محمد، یتیمة الدهر، به کوشش علی محمد عبداللطیف ، مصر، ۱۳۵۲ق /۱۹۳۴م.(۱۵) حاجی خلیفه ، مصطفی بن عبدالله، کشف الظنون.(۱۶) حمیدی ، محمد، جذوة المقتبس ، به کوشش ابراهیم ابیاری ، بیروت ، ۱۴۰۳ق / ۱۹۸۳م.(۱۷) حمیری ، اسماعیل ، البدیع فی وصف الربیع ، به کوشش هانری پرس ، رباط، ۱۳۵۹ق /۱۹۴۰م.(۱۸) ذهبی ، محمد، تاریخ الاسلام ، (حوادث ۳۸۱-۴۰۰ق)، به کوشش عمر عبدالسلام تدمری ، بیروت ، ۱۴۰۹ق /۱۹۸۸م.(۱۹) زرکلی ، خیرالدین، اعلام.(۲۰) سمعانی ، عبدالکریم ، الانساب ، به کوشش یحیی معلّمی یمانی ، حیدرآباد، ۱۳۸۲ق /۱۹۶۲م.(۲۱) ضبّی ، احمد، بغیة الملتمس ، قاهره ، ۱۹۶۷م.(۲۲) عنان ، محمد عبدالله ، دولة الاسلام فی الاندلس ، قاهره ، ۱۳۸۰ق /۱۹۶۰م.(۲۳) مقری تلمسانی ، احمد، ازهار الریاض ، به کوشش مصطفی سقا و دیگران ، قاهره ، ۱۳۵۹ق /۱۹۴۰م.(۲۴) مقری تلمسانی ، احمد، نفح الطیب ، به کوشش احسان عباس ، بیروت ، ۱۳۹۸ق /۱۹۷۸م.
شُهَید بن عیسی بن شهید، (د ۱۸۸ق /۸۰۴م)، نخستین فرد از بنوشهید است . بنوشهید خاندان اندلسی است که در سده های ۲ - ۴ق وزارت یافتند و در فقه و حدیث و شعر و ادب نیز دست داشتند.
شُهَید بن عیسی بن شهید (د ۱۸۸ق /۸۰۴م)، نخستین فرد از بنوشهید است که در روزگار فرمانروایی عبدالرحمان بن معاویه معروف به داخل (۱۱۳-۱۷۲ق /۷۴۱-۷۸۸م)، نخستین امیر اموی اندلس ، به آن سرزمین وارد شد و در زمره فرماندهان نظامی وی درآمد و در ۱۶۲ق / ۷۷۸م از سوی او فرماندهی لشکری را که به قصد سرکوبی شورشیان اِلبیره روانه شده بود، به عهده گرفت
ابن خلدون ، عبدالرحمن بن محمد، العبر، ج۵، ص۱۲۳.    
ابن شهید ادیبی توانا و شاعری چیره دست بود
حمیدی ، محمد، جذوة المقتبس ، ج۱، ص۲۳۸، به کوشش ابراهیم ابیاری ، بیروت ، ۱۴۰۳ق / ۱۹۸۳م.    
 ۱. ↑ ابن خلدون ، عبدالرحمن بن محمد، العبر، ج۵، ص۱۲۳.    
...
عیسی بن شهید، یکی از افراد خاندان بنوشهید است. بنوشهید خاندان اندلسی است که در سده های ۲ - ۴ق وزارت یافتند و در فقه و حدیث و شعر و ادب نیز دست داشتند.
وی وزارت حکم بن هشام بن عبدالرحمان (حک ۱۸۰-۲۰۶ق /۷۹۶-۸۲۲م) سومین امیر اموی اندلس را به عهده داشت . سپس بنا به وصیّت حَکَم : وزیر اعظم فرزندش عبدالرحمان بن حکم (حک ۲۰۶- ۲۳۸ق /۸۲۲ -۸۵۲م) شد
ابن قوطیه ، محمد، تاریخ افتتاح الاندلس ، ج۱، ص۷۸، به کوشش ابراهیم ابیاری ، قاهره ، ۱۴۰۲ق /۱۹۸۲م .
وی به متانت و بردباری و نیک رایی و دلاوری شهرت داشت و نزد امیران اندلس از همه صاحب منصبان دیگر عزیزتر بود
ابن قوطیه ، محمد، تاریخ افتتاح الاندلس ، ج۱، ص۸۸، به کوشش ابراهیم ابیاری ، قاهره ، ۱۴۰۲ق /۱۹۸۲م.
 ۱. ↑ ابن قوطیه ، محمد، تاریخ افتتاح الاندلس ، ج۱، ص۷۸، به کوشش ابراهیم ابیاری ، قاهره ، ۱۴۰۲ق /۱۹۸۲م . ۲. ↑ ابن قوطیه ، محمد، تاریخ افتتاح الاندلس ، ج۱، ص۷۸، به کوشش ابراهیم ابیاری ، قاهره ، ۱۴۰۲ق /۱۹۸۲م. ۳. ↑ ابن قوطیه ، محمد، تاریخ افتتاح الاندلس ، ج۱، ص۸۸، به کوشش ابراهیم ابیاری ، قاهره ، ۱۴۰۲ق /۱۹۸۲م.۴. ↑ ابن حیان ، حیان بن خلف ، المقتبس ، ج۱، ص۱۶۶، به کوشش محمود علی مکی ، بیروت ، ۱۳۹۳ق /۱۹۷۳م .    
...
ارمغان شهید، ترجمه کتاب مسکن الفؤاد، اثر زین الدین بن علی شهید ثانی است که توسط آقای عباس مخبر دزفولی به فارسی ترجمه شده است.
بعد از بررسی کامل، استخراج، ویراستاری، اعراب و غیره، طبع و منتشر شده است. در این کتاب، بخشی از مفاهیم اسلامی مورد بحث قرار گرفته است و رتبه و مقام صابرین از نظر آیات قرآن کریم و احادیث شریفه خاندان وحی و رسالت، تبیین شده است.
مترجم می گوید: (در مطالعاتم برخورد نمودم به رساله ای از تألیفات شهید دوم (شیخ زین الدین علی بن احمد بن محمد جبل عاملی متولد 911 و متوفی 965) از علماء بزرگ قرن دهم هجری که همه دانشمندان بعد از او، شخصیت علمی و مقام تقوی و خدا ترسی او را گواهی نموده اند، و در حدود دویست کتاب در علوم مختلف اسلامی تألیف نموده که یکی از آنها رساله ای است، به اسم: «مسکّن الفؤاد عند فقد الاحبۀ و الاولاد»؛ یعنی تسکین دهنده دلها هنگام فقدان دوستان و فرزندان. این رساله عربی بود، آن را ترجمه و شرح حال شهیدین و مقدمه ای در فضیلت مقام شهدا از نظر روایات بر او زیاد نموده و تقدیم به همه ملت شهید پرور ایران بالأخص بازماندگان شهدا نمودم؛ شاید به ثواب تعزیۀ المصاب نائل بشوم و آن را به اسم «ارمغان شهید» نامیدم؛ چون اصل کتاب از شهید ثانی است.)
محدث قمی در کتاب «الکنی و الالقاب» می گوید: علت تألیف این کتاب اینست که برای شهید (رضوان اللَّه علیه) فرزندانی بود که همه در حال حیات خودش وفات نمودند، به جز یکی از آنها که شیخ حسن صاحب معالم بوده، لذا این رساله را برای تسکین خود نوشت، و اخبار و آیات جالبی در آن جمع نمود؛ به طوری که «سید نعمت اللَّه جزایری» از این رساله بسیار تمجید نموده است.
پیش گفتار توسط دفتر انتشارات اسلامی، وابسته به جامعه مدرّسین حوزه علمیه قم در ابتدای این ترجمه قید شده و مقدمه ای از مترجم - مطالبی پیرامون شهید کیست؟ - در معرفی شخصیت شهید ثانی و شهید اول، در ابتدای آن قید شده است.
اسلام در کنار داغدیدگان (ترجمه، مسکن الفواد عند فقد الاحبه و الاولاد)
خون ماده ای است جاری در رگ های بدن که به واسطه گردش آن مواد غذایی ، اکسیژن و حرارت لازم برای بقای جسم به بافتهای بدن میرسد. اما هنگامی که همت عالیه مسلمانی در راه تحقق اهداف مقدس اسلام فزونی گیرد و روحش در پرتو آموزه های اسلام عظمت انسانی یابد در وقت نیاز حاضر می شود که با نثار خون در راه هدف مقدسش به خون خود ارزش دهد. و در عین حال به فیض شهود حقائق یعنی شهادت نائل آید.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود : ما من قطره احبّ الی الله عزّوجلّ من قطره دمٍ فی سبیل الله.
هیچ قطره ای در نزد خداوند، دوست داشتنی تر از قطره خونی که در راه خدا ریخته شود نیست.
شهید مطهری در رابطه با خون شهید می گوید: هیچوقت خون شهید هدر نمی رود ، خون شهید بزمین نمی ریزد ، خون شهید هر قطره اش تبدیل به صدها قطره ، و هزارها قطره ، بلکه به دریایی از خون می گردد و در پیکر اجتماع وارد می شود.
                      
از مؤلف.                      
خون، عزیزترین موجودی پیکر انسان است که با نبود آن، جان هم نیست. با این حساب، کسی که حاضر باشد از «خون » خویش در راه مکتب و عدالت و حق بگذرد، آماده جانبازی است و این همان «شهادت طلبی » است که از الفبای «فرهنگ عاشورا» است.


شهید در دانشنامه ویکی پدیا

شهید
شهید یا جان باخته (عربی است از ریشهٔ «ش-ه-د»؛ مصدرش «شهادَه» به معنای: شاهد و حاضر بودن و گواهی دادن) کسی است که برای طرفداری، نپذیرفتن، زهد آزار/شکنجه می بیند یا می میرد تا از باوری پشتیبانی کند یا خواستهٔ گروهی بیرونی را برآورد.
شهید کسیست که در راه یک آرمان والا کشته شده است. از دید فقه اسلامی، کسی است که در راه خدا کشته شده است.
شهید یکی از نام های خدا در قرآن است.
شهید (ترانه) نام یکی از ترانه های گروه دپش مد است.
شهدا (فیلم) یک فیلم ترسناک فرانسوی زبان محصول سال ۲۰۰۸ میلادی است.
«شهید» (به انگلیسی: Martyr) تک آهنگی از گروه موج نوی دپش مُد است که در اکتبر ۲۰۰۶ منتشر شد.
این تک آهنگ که پیش از انتشار آلبوم برگزیده آثار دپش مد با نام بهترین ها: بخش یکم به عنوان بخشی از تبلیغات آن منتشر شد، در هیچ کدام از آلبوم های پیشین گروه وجود نداشت و به عنوان یک ترانهٔ جدید در همان آلبوم برگزیدهٔ آثار، گنجانده شد. «شهید» ۴۵اُمین تک آهنگ دپش مد بود که در بریتانیا منتشر می شد و ۳۵اُمین تک آهنگ دپش مد در بریتانیا بود که به جمع ۲۰ تک آهنگ پرفروش روز آن کشور راه می یافت. نام این ترانه در ابتدا «شهید عشق» بود و قرار بود یکی از قطعه های آلبوم بازی کردن فرشته (۲۰۰۵) باشد اما از آن آلبوم حذف شد و یک سال بعد همراه با آلبوم بهترین های شان روانهٔ بازار شد.
«شهید» در زمان انتشارش در ایتالیا، لهستان و اسپانیا پرفروش ترین و در آلمان و مجارستان دومین تک آهنگ پرفروش روز شد.
مختصات: ۳۰°۵۰′۴۵″ شمالی ۵۱°۴۴′۲۰″ شرقی / ۳۰.۸۴۵۹۳° شمالی ۵۱.۷۳۹۰۱° شرقی / 30.84593; 51.73901
شهید (سمیرم)، روستایی از توابع بخش پادنا شهرستان سمیرم در استان اصفهان ایران است.
شهید (فراشبند)، روستایی از توابع بخش دهرم شهرستان فراشبند در استان فارس ایران است.
شیخ شمس الدین محمد بن مکی بن احمد عاملی نبطی جزینی معروف به شهید اول(۷۸۶–۷۳۴هق) مشهور به افقه الفقهاء، امام الاعظم از فقهای مشهور شیعه در قرن هشتم هجری قمری است. مهم ترین کتاب وی در فقه لمعه دمشقیه است که شروح متعددی بر آن نوشته شده است.
شهید اکبر (انگلیسی: Shahid Akbar) (6 سپتامبر ۱۹۵۸–۲۸ نوامبر ۲۰۱۲) یک بازیکن کریکت هندی بود. او ۳۱ بازی برای حیدرآباد بین سال های ۱۹۷۶ و ۱۹۸۴ بازی کرده است.
ابوالحسن شهید بن حسین جهودانکی بلخی، معروف به شهید بلخی (درگذشت ۳۲۵ هجری قمری) شاعر و متکلم و حکیم پایان سده سوم و چهارم هجری است. او بنا به گفته ابن ندیم فیلسوفی بوده که علاوه بر تألیفاتی که داشت به مناظره با سایر فلاسفه ازجمله زکریای رازی نیز دست می یازید. او استاد علوم اوایل (مجموعه معارف یونان) بود. در خط نیز استاد بود و اشعار عربی هم داشت. او از بلخ به چغانیان نزد ابوعلی محتاج رفت. از جمله ممدوحان او نصر بن احمد سامانی و ابوعبدالله محمد بن احمد جیهانی وزیر سامانیان را ذکر کرده اند.
شهید بلخی از پیشگامان شعر فارسی است و مانند رودکی نزد شعرای بعد از خود مورد احترام بوده و او را در ردیف رودکی قرار داده اند.
از اشعار او:
امروزه از اشعار وی بیش از صد بیت باقی نمانده است. او به فارسی و عربی شعر سروده است.
شهید پرویز خان (انگلیسی: Shahid Parvez؛ زادهٔ ۱۴ اکتبر ۱۹۵۸(1958-10-14)) سی تار نواز موسیقی سنتی هندوستان است.
شهید ثالث می تواند در اشاره به موارد زیر باشد:
شیخ زین الدین بن علی بن احمد عاملی جبعی، معروف به شهید ثانی، از بزرگان فقهاء شیعه.
شهید جاوید نام کتابی است که توسط آیت الله صالحی نجف آبادی به نگارش درآمد و در زمان انتشارش در ۱۳۴۸ خورشیدی مناقشات و مباحثات بسیاری را در محافل مذهبی برانگیخت. صالحی نجف آبادی در این کتاب، نظریهٔ شیخ طوسی و سید مرتضی از علمای شیعه را در مورد قیام حسین بن علی، از روی اجتهاد و تحقیق پذیرفته و فلسفهٔ این قیام را برپایی حکومت اسلامی دانسته و برخی از اظهار نظرها مبنی بر اشتباه حسین بن علی و یا این ادعا که امام سوم شیعیان به قصد اینکه خود را به کشتن دهد، به سوی کربلا حرکت کرد را مردود دانسته است.∗ همچنین برخی از باورهای رایج پیرامون واقعه عاشورا را آمیخته به خرافات، عوامانه و نادرست می داند و سعی نموده تاریخ عاشورا را به صورت علمی و تحلیلی بازخوانی نماید
شهید دلروز بیژن، روستایی از توابع بخش پاتاوه شهرستان دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.
شهید دهمرده، روستایی از توابع بخش جزینک شهرستان زهک در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
شهید رابع می تواند اشاره به لقب این فقهای شیعه باشد:
محمدتقی برغانی، کشته شده به سال: ۱۲۶۳ قمری، احتمالا در قزوین، که بیشتر او را شهید ثالث و برخی او را شهید رابع می دانند. معمولا در ایران وی و در هند سید نورالله حسینی شوشتری هر دو به شهید ثالث ملقبند و در ایران محمدباقر اصطهباناتی و در هند سید محمد سبزواری هر دو به شهید رابع ملقبد. شهدای پنجگانه فقهایی بودند که در راه دفاع از مذهب و فقه شیعه بدست مخالفان کشته شده اند.
محمدباقر اصطهباناتی، کشته شده به سال: ۱۳۲۶ قمری (۱۲۸۶ خورشیدی)، در شیراز.
سید محمد سبزواری، احتمالا کشته شده در دهلی هند.
سید محمدمهدی خراسانی کشته شده بسال ۱۲۱۸ قمری در مشهد.
شهید رضا چاه نصیری، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان قلعه گنج در استان کرمان ایران است.
روستای شهید سعیدی، روستایی از توابع بخش جبالبارز شهرستان جیرفت در استان کرمان ایران است.
شهید شاه نظر، روستایی از توابع بخش نوک آباد شهرستان خاش در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
شهید قلنبر (خاش)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان خاش در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
شهید گمنام اصطلاحاً به آن دسته از کشته شدگان ایرانی در جنگ ایران و عراق گفته می شود که هویتشان نامعلوم است. معمولاً بر سر مزار این افراد آرامگاهی ساخته می شود و برخی از مردم به دیدن آنها می آیند. کرامات و امور فرامادی نیز به بعضی از این شهدا نسبت داده شده است.
شهید گمنام ممکن است اشاره به یکی از موارد زیر باشد:
شهید گمنام، کشته شدگان ایرانی جنگ ایران و عراق با هویتی نامعلوم
بزرگراه شهید گمنام، بزرگراهی شرقی-غربی در مرکز تهران
بقعه امیر شهید مربوط به اواخر دوره قاجار است و در لاهیجان، خیابان امیر شهید، ابتدای خیابان مولانا واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۳۲۲۹ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
ادوارد ملقب به ادوارد قدیس شهید (به انگلیسی: Saint Edward the Martyr) (زادهٔ درحدود ۹۶۳ - درگذشتهٔ ۱۸ مارس ۹۷۸، روز عید: ۱۸ مارس) پادشاه انگلستان از ۹۷۵ تا هنگام کشته شدنش در ۹۷۸ بود.
پنج تن شهید، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان نقده در استان آذربایجان غربی ایران است.
تپه تل تاریخی شهید مربوط به دوره هخامنشی است و در شهرستان دشتستان، روستای بنداروز واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۱ دی ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۵۵۰ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
تل شهید در شهرستان قیروکارزین، کیلومتر ۵ جاده قیر به هنگام واقع شده و این اثر در تاریخ ۸ مرداد ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۰۸۴ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
چاه عمیق شهید یا چاه عمیق شماره ۲۷ زورزمند، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان جغتای در استان خراسان رضوی ایران است.
دبستان دو شهید مربوط به دوره پهلوی اول است و در بمپور، خیابان امام خمینی شرقی واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۶۱۰۴ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
دهستان چهل شهید، دهستانی است از توابع بخش مرکزی شهرستان رامسر در استان مازندران.
جمعیت این دهستان بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ در حدود (۲۷۰۷ خانوار) ۹۵۴۸ نفر است.
نام این ده برگرفته از بقعه ای محقر و گورستانی عظیم معروف به "چهل شهید" است. چنانک معروف است این افراد در یک روز کشته شدند. ظاهرا این کشتار دسته جمعی یادآور جنگی است که درپای قلعه مارکو در اعصار گذشته اتفاق افتاده.
مختصات: ۳۴°۱۸′۰۱″ شمالی ۴۹°۰۸′۴۷″ شرقی / ۳۴.۳۰۰۲۸° شمالی ۴۹.۱۴۶۳۹° شرقی / 34.30028; 49.14639
روستای شهید، روستایی از توابع بخش خنداب شهرستان اراک در استان مرکزی ایران است.
ژوستین شهید فیلسوف و خداشناس مسیحی بود.
ژوستین از خانواده ای یونانی بود و در اوایل قرن دوم میلادی در فلسطین چشم به جهان گشود. او در فلسفهٔ یونان به دنبال حقیقت بود و نخست پیرو فیلسوفی رواقی شد. اما به تدریج از اینکه در شناخت خدا پیشرفت چندانی نداشت، و نیز از اینکه فیلسوف یونانی حتی این امر را ضروری نمی دید، سرخورده شد. سپس پیرو فیلسوفی ارسطویی شد که بسی زیرک می نمود. او پس از چند روز ژوستین را برای حق تدریس تحت فشار گذاشت و ژوستین نیز او را ترک کرد، با این باور که او اصلاً فیلسوف نبوده است. سپس بر آن شد که پیرویِ یکی از شاگردانِ پیتاگوراس۱ را بکند ولی او از ژوستین انتظار داشت پیش از فراگیریِ فلسفه، موسیقی، نجوم و هندسه بیاموزد. اما ژوستینِ ناشکیبا نزد نوافلاطونیِ مشهوری رفت. او «هرروز پیشرفت های چشم گیری داشت» اما متکبرانه پیشرفت خود را دست بالا می گرفت و انتظار داشت «بلافاصله به موضوع خدا» بپردازد. او در این زمان کنار دریا با پیرمردی روبه رو شد که توجه او را به عهدِعتیق و مسیح جلب کرد (ژوستین به این موضوع نیز اشاره می کند که چقدر از رشادتِ مسیحیان در رویارویی با شهادت تأثیر یافته بود). بدین سان ژوستین مسیحی شد و بر این باور بود که مسیحیت «تنها فلسفهٔ مطمئن و مفید است». او شرح مسیحی شدنش را با این گفتار به پایان می برد که «به همین دلیل من یک فیلسوفم». از آن زمان به بعد ژوستین جامهٔ فیلسوفی به تن کرد. او صرفاً مسیحی ای نبود که در پی ایجاد ارتباط بین مسیحیت و فلسفهٔ یونان باشد بلکه یونانیِ منورشده ای بود که باور داشت در مسیحیت عالی ترین عناصر فلسفه، خصوصاً فلسفهٔ افلاطونی، مُحَقَق گشته و به کمال رسیده است.
ساختمان بنیاد شهید مربوط به دوره پهلوی اول است و در فریمان، ضلع شمالی میدان امام خمینی (ره) واقع شده و این اثر در تاریخ ۲ بهمن ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۱۰۸۹۶ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
سیرین حسینی شهید (عربی: سيرين حُسيني شهيد‎)؛ (زاده: ۱۹۲۰ – درگذشته: ۲۰۰۹) یک فعال فلسطینی بود که در تأسیس جمعیت پشتیبانی اردوگاه های فلسطینی معروف به انعاش در لبنان تأسیس شد، نقش داشت.
شاه شهید می تواند اشاره ای به یکی از موارد زیر باشد:
ناصرالدین شاه قاجار، که پس از مرگ، از او با لقب «شاهِ شهید» یاد می شد.
شاه شهید، نام منطقه ای در شهر کابل.
عرفان شهید استاد دانشگاه جورج تاون شهر واشنگتن است
او جز نویسندگان تاریخ اسلام کمبریج بوده است
شیخ شهید ممکن است به کسی که هم شیخ باشد و هم کشته (در فرهنگ دینی: شهید) شده باشد، اطلاق شود. در فرهنگ ایرانی به روحانی ای که سید نباشد، شیخ می گویند. اگر چنین کسی در راهی مقدس و دینی کشته شده باشد، شهید هم است. برخی از چنین کسانی، معروف به «شیخ شهید» شده اند.
به طور تاریخی، به شیخ شهاب الدین سهروردی، معروف به شیخ اشراق (۵۴۹ - ۵۸۷ ق) لقب شیخ شهید داده شده است. پس از مشروطه شیخ فضل الله نوری (۱۲۸۸-۱۲۲۲) که از مدعیان مشروطه مشروعه بود به این لقب مشهور شد.پس از انقلاب اسلامی نیز، مرتضی مطهری (۱۲۹۸ - ۱۳۵۸) «شیخ شهید» و «معلم شهید» نامیده شد.
علی آباد شهید، روستایی از توابع بخش کشکوئیه شهرستان رفسنجان در استان کرمان ایران است.
قلعه شهید، روستایی از توابع بخش نرماشیر شهرستان بم در استان کرمان ایران است.
گردشگاه شهید در شهرستان فیروزآباد در استان فارس واقع است.
این منطقه حفاظت شده که در بین راه فیروزآباد - فراشبد واقع شده از گردشگاه های دیدنی شهرستان فیروزآباد بوده و زیستگاه گونه های نادری از پرندگان مهاجر و حیوانات وحشی است. این گردشگاه بازدیدکنندگان بسیاری داشته و همواره مورد توجه مسافران و اهالی بومی شهرستان های کازرون و فیروزآباد بوده است.
لیلا شهید (عربی: ليلى شهيد‎؛ زادهٔ ۱۳ ژوئیه ۱۹۴۹(1949-07-13)) سیاستمدار و نماینده فلسطین در اتحادیه اروپا است که در بیروت بدنیا آمد. وی بمدت ۱۲ سال در منصب نماینده فلسطین در پاریس بود.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با شهید

شهید در جدول کلمات

شهید صدر اسلام
یاسر
شهید صدرالعالم
یاسر
اولین بانوی شهید اسلام
سمیه
چهارمین شهید محراب انقلاب اسلامی
آیت الله صدوقی
سید شهید اهل قلم
اوینی
عنوان کتابی از شهید مطهری
نهضت های اسلامی
نام مادر عماریاسر و از زنانی که برای تاریخ اسلام بااهمیت قلمداد می شود و از او به عنوان اولین بانوی شهید اسلام یاد می کنند
سمیه
نخستین بانوی شهید اسلام
سمیه
اثری از شهید مطهری
انسان کامل
از آثار سهراب شهید ثالث
یک اتفاق ساده

معنی شهید به انگلیسی

martyr (اسم)
شهید

معنی کلمه شهید به عربی

شهید
شهيد
شهيد
استشهد

شهید را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی شهید

.... ١٥:٤١ - ١٣٩٧/٠١/٠٩
شهید در راه خدا به شهادت رسیدن
مستقیم به طرف جنت بدون هیچ سوال و جوابی
شهید شدن در راه خدا
شهید نام خداوند
شاهد.. گواه.
به شهادت رسیدن به سوی خدا
|

پیشنهاد شما درباره معنی شهید



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

فرهاد سليمان‌نژاد > unfalsifable
زهرايعقوبيان > Stay away
رویا لطفی > Exposure therapy
ب. الف. بزرگمهر > ابلاغ
Reza > طهارت گرفتن
مهدی > take down
مظاهر هستم از لرستان > قزات
مهسا > مهسا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شهید شعر   • مقاله در مورد شهید   • متن شهید   • تابوت شهید   • شهید و شهادت   • شهید کیست ؟   • شهید یعنی   • درباره شهید   • معنی شهید   • مفهوم شهید   • تعریف شهید   • معرفی شهید   • شهید چیست   • شهید یعنی چی   • شهید یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شهید
کلمه : شهید
اشتباه تایپی : aidn
آوا : Sahid
نقش : اسم
عکس شهید : در گوگل


آیا معنی شهید مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )