انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1004 100 1

شوهرداری

/SowhardAri/

معنی شوهرداری در لغت نامه دهخدا

شوهرداری. [ ش َ / شُو هََ ] (حامص مرکب ) تیمارداری زن شوی را. شوهر را نگهداری کردن. با شوهر به سر بردن.
- امثال :
همسایه ها یاری کنیدتا من شوهرداری کنم .

معنی شوهرداری در فرهنگ فارسی عمید

شوهرداری
شوهر داشتن، از شوهر مواظبت و مراقبت کردن.

شوهرداری را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی شوهرداری



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• رازهای شوهرداری   • شوهرداری موفق   • شوهرداری حضرت زهرا   • شوهرداري عالي   • شوهرداری مدرن   • شوهرداری در اسلام   • شوهرداری نی نی سایت   • شوهرداری خوب   • معنی شوهرداری   • مفهوم شوهرداری   • تعریف شوهرداری   • معرفی شوهرداری   • شوهرداری چیست   • شوهرداری یعنی چی   • شوهرداری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شوهرداری
کلمه : شوهرداری
اشتباه تایپی : a,ivnhvd
آوا : SowhardAri
نقش : اسم
عکس شوهرداری : در گوگل


آیا معنی شوهرداری مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )