برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1153 100 1

شکم

/Sekam/

مترادف شکم: بطن

متضاد شکم: ظهر

معنی شکم در لغت نامه دهخدا

شکم. [ ش َ ] (ع مص ) گزیدن. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).شکیم. (منتهی الارب ). || رشوه دادن به والی و بستن دهان او را. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). رشوت دادن والی را. (تاج المصادر بیهقی ). || پاداش دادن. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). پاداش دادن کسی را و فی الحدیث انه (ص ): احتجم فقال اشکموه ؛ ای اعطوه اجره. (منتهی الارب ). جزا دادن. (آنندراج ).

شکم. [ ش ُ ] (ع اِ) ثواب. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پاداش. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || دهش. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). عطا. (آنندراج ).دهش. و گویند دهشی است که به عنوان جزا باشد و اگر ابتدا به ساکن باشد شکد نامند. (از اقرب الموارد).

شکم. [ ش َ ک َ ] (ع مص ) گرسنه گردیدن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

شکم. [ ش َ ک ِ ] (ع اِ) شیر بیشه. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (ص ) گرسنه. (ناظم الاطباء).

شکم. [ ش ُ ک ُ ] (ع اِ) ج ِ شَکیمَه. (منتهی الارب ) (ازاقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به شکیمة شود.

شکم. [ ش ِ ک َ ] (ع اِ) نقاب. (منتهی الارب ).

شکم. [ ش ِ ک َ ] (اِ) اِشکم. بطن و آن جزء از بدن که روده ها در آن واقع شده اند. (ناظم الاطباء). ترجمه ٔ بطن و گوی و تنور از تشبیهات اوست. (آنندراج ). قسمتی از تنه که بین قفسه ٔ سینه و لگن قرار دارد و شامل قسمت اعظم دستگاه گوارش و قسمتهایی از دستگاه ادرار است. حد فوقانی آن لبه ٔ تحتانی قفسه ٔ سینه و حجاب حاجز و حد تحتانیش تنگه ٔ فوقانی لگن است. در سطح خارجی شکم و در قسمت وسط سطح قدامی ناف قرار دارد که عبارت از اثر بند ناف است (بند ناف لوله ٔ اسفنجی است که جنین را با جفت در رحم اتصال می دهد). از لحاظ تشریحی شکم را به دوناحیه ٔ فوقانی (اپی گاستر) و تحتانی (هیپو گاستر) تقسیم میکنند. اشکم. (فرهنگ فارسی معین ) :
سر نگونسار ز شرم و روی تیره ز گناه
هر یکی با شکم حامل و پُر ماز لبی.
منوچهری.
ماهی در آبگیر دارد جزعین زره
آهو در مرغزار دارد سیمین شکم.
منوچهری.
افکنده ه ...

معنی شکم به فارسی

شکم
مجموع معده وروده وکبد، قسمت میانی بدن بین قفسه، سینه ولگن خاصره، آن قسمت ازبدن انسان یاحیوان، که روده هادر آن قراردارد
( اسم ) قسمتی از تنه که بین قفسه سینه و لگن قرار دارد و شامل قسمت اعظم دستگاه گوارش و قسمتهایی از دستگاه ادرار است . حد فوقانی آن لبه تحتانی قفسه سینه و حجاب حاجز و حد تحتانیش تنگه فوقانی لگن است . در سطح خارجی شکم در قسمت وسط سطح قدامی ناف قرار دارد که عبارت از اثر بند ناف است ( بند ناف لوله ای اسفنجی است که جنین را با جفت در رحم اتصال می دهد ) از لحاظ تشریحی شکم را به دو ناحیه فوقانی ( اپی گاستر ) و تحتانی ( هیپوگاستر ) تقسیم میکنند اشکم . ۲ - باطن درون داخل . ۳ - زایمان : شکم دومش است ( بار دوم است که بچه می آورد ) . یا شکم چرب کردن . خوردن . یا شکم خود را صابون زدن . به خود امید دادن . به خود نوید دادن . یا شکم را از عزا در آوردن . غذایی سیر خوردن .یا شکم کسی را سفره کردن . شکم او را پاره کردن
نقاب
[belly] [ورزش] رویۀ داخلی کمان که کمان گیر در هنگام تیراندازی آن را می بیند متـ . شکم کمان belly of bow
[abdomen, belly , venter] [علوم تشریحی] بخشی از بدن که بین قفسۀ سینه و لگن قرار دارد و دیافراگم آن را از قفسۀ سینه جدا می کند
[antinode] [فیزیک] نقطه یا ناحیه ای بین دو گرهِ متوالی در موج ساکن که با حداکثر دامنه در نوسان است
( صفت ) شکم گنده بطین .
حالت و صفت شکم آور بزرگ شکمی .
[pendulous abdomen, venter propendens] [علوم تشریحی] وضعیتی که در آن شل بودن جدار شکم باعث می شود که محتویات شکم بر روی عانه آویزان شود
مرادف شکم داشتن .
[binge-eating, compulsive eating] [تغذیه] مصرف غذا به مقدار بسیار زیاد در فواصل زمانی کوتاه و به صورت تکراری و مهارنشد ...

معنی شکم در فرهنگ معین

شکم
(شَ یا ش کَ) [ په . ] (اِ.) ۱ - بخشی از بدن که بین قفسة سینه و لگن خاصره قرار دارد و شامل قسمت اعظم دستگاه گوارش و قسمت هایی از دستگاه ادرار است . ۲ - باطن ، درون . ۳ - (عا.) آبستنی . ۴ - واحدی برای شمارش تعداد زایمان . ۵ - انحناء، قوس . ، ~از عزا درآو
( ~ . بَ دِ) (ص مر.) ۱ - پرخور، شکم پرست . ۲ - (کن .) نوکری که به نان فقط چاکری کند.
(ش کَ) (اِمر.) جانورانی که روی ماهیچه های شکم خود می خزندو راه می روند.
( ~ . رَ وِ) (اِمر.) دفع مواد دفعی از روده به صورت مایع و مخلوط با ترشحات نسج پوششی روده به دفعات زیاد در شبانه - روز.
( ~ . ش کَ) (ص مر.) ۱ - کسی که شکم بزرگ دارد. ۲ - کنایه از: پرخور، شکم پرست .
( ~. ش کَ) (ص .) دو قلو.

معنی شکم در فرهنگ فارسی عمید

شکم
۱. (زیست شناسی) قسمت میانی بدن جانوران که معده، روده ها، کبد و چند عضو دیگر در آن قرار دارد.
۲. (زیست شناسی) [مجاز] معده.
۳. (زیست شناسی) [مجاز] دستگاه گوارش.
۴. (زیست شناسی) بخش عقبی بدن حشرات و بندپایان.
۵. [مجاز] نوبت زایمان.
۶. وعده (غذا): یک شکم جوجه کباب.
۷. [مجاز] درون.
= شکم چارپهلو کردن: [قدیمی، مجاز] پرخوردن به حدی که شکم بزرگ و چهارگوش شود.
کمربند پهنی از جنس پارچۀ ضخیم که برای جلوگیری از بزرگ شدن شکم می بندند.
شکم پرست، شکم خواره، پرخور: شکمْ بندِ دست است و زنجیر پای / شکم بنده نادر پرستد خدای (سعدی۱: ۱۴۷).
= اسفرزه
جانورانی که بر روی ماهیچه های شکم خود می خزند.
ویژگی کسی که به خوردن غذاهای خوب علاقه دارد، شکم بنده.
شکم پرست، پرخور.
پرخور، بسیارخوار، شکم بنده.
پرخوری.
۱. [مجاز] پرخور.
۲. ویژگی کسی که شکم بزرگ دارد.
درد شکم، دردی که به علتی در معده یا روده پیدا شود.
۱. پرخور، شکم پرور.
۲. (اسم) (طب قدیم) داروی مسهل.
= اسهال
...

شکم در دانشنامه اسلامی

شکم
شکم به بخشی از بدن بین سینه و لگن گفته می شود.
عنوان یاد شده به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، حج، اطعمه و اشربه و دیات به کار رفته است.

احکام شکم در باب طهارت
کشیدن دست راست بر شکم و خواندن دعا ی «الحمد للَّه‏ الذی أماتَ عَنّی الأذی‏ و هَنّأنی طعامی و شَرابی و عافانی مِنَ البَلوی‏» پس از برخاستن از تخلی مستحب است.
گذاشتن آهن و به تصریح برخی، هرچیز سنگین روی شکم محتضر و میت مکروه است.
به آرامی دست کشیدن بر شکم میت پیش از غسل اوّل و دوم برای جلوگیری از خروج چیزی از آن پس از غسل، مستحب است، مگر نسبت به میّت حامله که این کار کراهت دارد.

احکام شکم در باب صلات
چسباندن شکم و سینه به زمین در سجده شکر مستحب است.

احکام شکم در باب حج
...
شکم پرستی از رذائل اخلاقی و طرف افراط قوه شهویه می باشد. که بیشتر امراض و بیماری ها و سرچشمه شهوات از شکم پرستی و پرخوری می رسد.
شکم پرستی طرف افراط قوه شهویه می باشد و آن عبارت است از: متابعت کردن آدمی قوه شهویه خود را در هر چیزی که میل به آن می کند و آدمی را به آن می خواند، از: شهوت شکم و فرج و حرص مال و جاه و زینت و امثال این ها.بسیاری از علمای اخلاق تخصیص داده اند آن را به متابعت شهوت شکم و فرج و حرص بر اکل و جماع. و تفسیر اول اگر چه به منشایّت این صفت از برای جمیع رذایل، که در طرف افراط قوه شهویه است انسب است و لیکن چون اکثر در مقام بیان آن اکتفا به معنی دوم کرده اند ما نیز به این طریق بیان می کنیم و می گوییم: که شکی نیست که این صفت، اعظم مهلکات بنی آدم است.از این جهت سید کائنات پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) فرمود که: «هر که از شرّ شکم و زبان و فرج خود محفوظ ماند از همه بدی ها محفوظ است.» و فرمود که: «وای بر امت من از حلقوم و فرج شان.» و نیز فرمودند که: «بیشتر چیزی که امت من به واسطه آن داخل جهنم خواهند شد شکم و فرج است.» و مخفی نماند که همچنان که آن سرور خبر داده،
از صفات مهلکه
هلاکت اکثر مردمان به واسطه ی شکم پرستی و حرص بر اکل و شرب باشد که از صفات بهایم و حیوانات است. و از این جهت حضرت پیغمبر (ص ...


شکم در دانشنامه ویکی پدیا

شکم
شِکَم، که در زبان عامه به غلط به آن دل نیز می گویند، در آناتومی به قسمتی از تنه گفته می شود که مابین دیافراگم از بالا و سطح فوقانی لگن خاصره از پایین قرار دارد.
شکم محل قرار گرفتن اندامهای متعددی مانند معده، روده، طحال، کبد، لوزالمعده، کیسه صفرا، صفاق، کلیه، حالب، مثانه، رحم، غدد فوق کلیوی، تخمدانها و آپاندیس است. در پشت شکم ستون مهره ها قرار دارد.
عضلات متعددی در جدار قدامی(جلویی) و خلفی(پشتی) شکم قرار دارند. عضلاتی که در دیوارۀ قدامی خارجی شکم قرار دارند عبارتند از: عضله راست شکم ، عضله مایل خارجی ، عضله مایل داخلی و عضله عرضی شکمی .
عروق مهمی مانند شریان آئورت شکمی، ورید باب، بزرگ سیاهرگ زیرین و شبکه عصبی خورشیدی در شکم قرار دارند.
عکس شکم
شکم باره کسی است که از مصرف بیش از اندازه مواد غذایی و نوشیدنی لذت می برد. شکم پرستهمچنین به فردی اطلاق می شود که به مصرف مواد غذایی اعتیاد دارد.
در این صنعت یک دسته از عطرهای ساخته شده از مواد غذایی، مانند کاکائو، سیب، یا آلو است.
شکم بارگی در میان کاتولیک های فرانسه جزو هفت گناه مرگبار یاد می شود.
شکم پاریس (انگلیسی: Le Ventre de Paris) سومین رمان از مجموعهٔ بیست جلدی روگن ماکار، اثر امیل زولا نویسنده، روزنامه نگار، نمایش نامه نویس فرانسوی است که در سال ۱۸۷۳ انتشار یافت، داستان این کتاب زولا در اطراف محلهٔ له ال در قرن نوزدهم و حول این محوطه می گردد و در حقیقت خاستگاه اصلی کتاب آنجا است، این کتاب اولین کار زولا است که به طور کامل به طبقهٔ کارگر اختصاص دارد و در این زمینه نوشته شده.
بازسازی محلهٔ له ال در طول دوران امپراتوری دوم فرانسه که به عنوان بزرگترین مرکز خرید عمده و خرده فروشی مواد غذایی و لبنی است نقطهٔ عطف این داستان زولا می باشد، نام طعنه آمیز شکم پاریس از جانب نویسنده برای آن انتخاب گردید، کتاب از سال ۱۸۸۸ به انگلیسی چاپ گردید و در زبان انگلیس ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

شکم در دانشنامه آزاد پارسی

شکم (abdomen)
در مهره داران، قسمتی از بدن، واقع در زیر سینه، شامل اندام های گوارشی. در حشرات و سایر بندپایان، قسمت عقبی بدن است. شکم در پستانداران با دیافراگم، لایه ای از بافت ماهیچه ای، و در بندپایان، عموماً با فشردگی باریکی از سینه جدا شده است. در پستانداران، اندام های تناسلی ماده در شکم قرار دارد. در حشرات و عنکبوتیان، مشخصۀ شکم فقدان اندام حرکتی است. در انسان، شکم را دنده های پایینی و ماهیچه های شکمی محصور کرده اند و لگن آن را نگه می دارد. کل حفرۀ شکمی را غشایی با نام صفاق پوشانده است. اندام هایی به صورت فشرده در شکم جای دارند که در تغذیه بدن نقش دارند. این اندام ها را ماهیچه های دیوارۀ شکمی و نوارهایی از صفاق احشایی در موقعیت نسبی آن ها نگه می دارند. اگر فاصله ای بین ماهیچه های دیوارۀ شکم وجود داشته باشد، ممکن است قسمتی از محتویات شکم بیرون زدگی پیدا کند و سبب فتق یا پارگی شود. معده در قسمت بالایی شکم، کبد در جلو، و کلیه ها، لوزالمعده، و طحال در عقب قرار گرفته اند. روده ها، به طول حدود ده متر، بین معده و مخرج قرار دارند. اندام هایی که در حفرۀ لگنی، قسمت پایینی شکم، قرار دارند در جنس نر شامل روده ها، راست روده، و مثانه؛ و در جنس ماده شامل روده ها، راست روده، مثانه، رحم، و تخمدان هایند.

ارتباط محتوایی با شکم

شکم در جدول کلمات

شکم
بطن
شکم بند
گن
شکم بند طبی
گن
شکم پرست
دله
شکم و داخل هر چیزی
جوف
به شکم افتاده
دمر
به شکم خوابیده
دمر
بوی خوب زیر شکم آهو
مشک
بوی خوب زیر شکم اهو
مشک
بیماری شکم روش
اسهال

معنی شکم به انگلیسی

abdomen (اسم)
شکم ، بطن
belly (اسم)
شکم ، معده
tummy (اسم)
شکم ، معده
womb (اسم)
شکم ، بطن ، رحم ، زهدان ، بچه دان
gut (اسم)
شکم ، طاقت ، نیرو ، تنگه ، روده ، زه ، جرات ، دل و روده ، شکنبه ، احشاء ، شکمگندگی ، بنیه
bowel (اسم)
شکم ، روده ، اندرون
gorge (اسم)
شکم ، ابکند ، پر خوری ، گدار ، حلق ، گلو ، دره تنگ ، گلوگاه ، معبر تنگ
bulge (اسم)
شکم ، صعود ، ورم ، تحدب ، بالارفتگی ، بر امدگی
breadbasket (اسم)
شکم ، معده ، سبد نان ، ناحیه حاصلخیز
paunch (اسم)
شکم ، امعاء ، محتویات شکم
maw (اسم)
شکم ، حفره معده

معنی کلمه شکم به عربی

شکم
بطن , رحم , معي , نتوء , وادي
قاع السفينة
مخصر
حافظة الاوراق
مخصر
نهم
شراهة
بطن
ابقر , انزع احشاء
معي
طوق

شکم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حمیدرضا داعی
لت
میثم امیری
دل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شکم در جدول   • آب كردن شكم در يك ماه   • شکم زنان   • رژيم غذايي براي اب كردن شكم و پهلو   • معنی شکم   • آب كردن شكم و پهلو سریع   • نام دیگر شکم   • آب كردن شكم با ورزش   • مفهوم شکم   • تعریف شکم   • معرفی شکم   • شکم چیست   • شکم یعنی چی   • شکم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شکم
کلمه : شکم
اشتباه تایپی : a;l
آوا : Sekam
نقش : اسم
عکس شکم : در گوگل

آیا معنی شکم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )