انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1102 100 1

شکم

/Sekam/

مترادف شکم: بطن

متضاد شکم: ظهر

معنی شکم در لغت نامه دهخدا

شکم. [ ش َ ] (ع مص ) گزیدن. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).شکیم. (منتهی الارب ). || رشوه دادن به والی و بستن دهان او را. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). رشوت دادن والی را. (تاج المصادر بیهقی ). || پاداش دادن. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). پاداش دادن کسی را و فی الحدیث انه (ص ): احتجم فقال اشکموه ؛ ای اعطوه اجره. (منتهی الارب ). جزا دادن. (آنندراج ).

شکم. [ ش ُ ] (ع اِ) ثواب. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پاداش. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || دهش. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). عطا. (آنندراج ).دهش. و گویند دهشی است که به عنوان جزا باشد و اگر ابتدا به ساکن باشد شکد نامند. (از اقرب الموارد).

شکم. [ ش َ ک َ ] (ع مص ) گرسنه گردیدن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

شکم. [ ش َ ک ِ ] (ع اِ) شیر بیشه. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (ص ) گرسنه. (ناظم الاطباء).

شکم. [ ش ُ ک ُ ] (ع اِ) ج ِ شَکیمَه. (منتهی الارب ) (ازاقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به شکیمة شود.

شکم. [ ش ِ ک َ ] (ع اِ) نقاب. (منتهی الارب ).

شکم. [ ش ِ ک َ ] (اِ) اِشکم. بطن و آن جزء از بدن که روده ها در آن واقع شده اند. (ناظم الاطباء). ترجمه ٔ بطن و گوی و تنور از تشبیهات اوست. (آنندراج ). قسمتی از تنه که بین قفسه ٔ سینه و لگن قرار دارد و شامل قسمت اعظم دستگاه گوارش و قسمتهایی از دستگاه ادرار است. حد فوقانی آن لبه ٔ تحتانی قفسه ٔ سینه و حجاب حاجز و حد تحتانیش تنگه ٔ فوقانی لگن است. در سطح خارجی شکم و در قسمت وسط سطح قدامی ناف قرار دارد که عبارت از اثر بند ناف است (بند ناف لوله ٔ اسفنجی است که جنین را با جفت در رحم اتصال می دهد). از لحاظ تشریحی شکم را به دوناحیه ٔ فوقانی (اپی گاستر) و تحتانی (هیپو گاستر) تقسیم میکنند. اشکم. (فرهنگ فارسی معین ) :
سر نگونسار ز شرم و روی تیره ز گناه
هر یکی با شکم حامل و پُر ماز لبی.
منوچهری.
ماهی در آبگیر دارد جزعین زره
آهو در مرغزار دارد سیمین شکم.
منوچهری.
افکنده همچو سفره مباش از برای نان
همچون تنور گرم مشو از پی شکم.
منوچهری.
بسان یکی زنگی حامله
شکم کرده هنگام زادن گران.
منوچهری.
بجز عمود گران نیست روز و شب خورشش
شگفت نیست از او گر شکمش کاواک است.
لبیبی.
لفت بخورد و کرم درد گرفتم شکم
سر بکشیدم دو دم مست شدم ناگهان.
لبیبی.
طفل را چون شکم به درد آمد
همچو افعی ز رنج او برپیخت.
پروین خاتون (از فرهنگ اسدی ).
شکم چو بیش خوری بیش خواهد از تو طعام
به خور مخارش ایرا که معده گر دارد.
ناصرخسرو.
آفت علم و حکمت است شکم
هرکه را خورد بیش ، دانش کم.
سنایی.
شکم هر جا و به هر چیز سیر شود. (کلیله و دمنه ).
بر درگه تو ناله کسی را رسد که او
چون طبل زخمهای گران بر شکم خورد.
خاقانی.
گیر که خود هر دو بار دار مرادند
چون فکنند از شکم ز بار چه خیزد.
خاقانی.
هر کسی را به قدر خود قدمی است
نان و گرمک نه قوت هر شکمی است
شکمی باید آهنین چون سنگ
کآسیاش از خورش نیاید تنگ.
نظامی.
چون شکم از روی بکن پشتشان
حرف نگه دار ز انگشتشان.
نظامی.
شکم دامن اندرکشیدش ز شاخ
بود تنگدل رودگانی فراخ.
سعدی (بوستان ).
وین شکم خیره سر پیچ پیچ
صبر ندارد که بسازد به هیچ.
سعدی (گلستان ).
ز جور شکم گل کشیدی به پشت.
سعدی (بوستان ).
تنور شکم دمبدم تافتن
مصیبت بود روز نایافتن.
سعدی (بوستان ).
گوی شکم بسته ز چوگان شده
گوی یکی بینی و چوگانش ده.
میرخسرو (از آنندراج ).
ای که پهلو به شکم داری و سنجاب و سمور
آنکه بر پوستکی خفته ز حالش یاد آر.
نظام قاری.
هر توانگر کوشکم بگزید بر سنجاب دی
چون بمرد آن پنبه دزد پاچه در نامرد مرد.
نظام قاری.
پشت از شانه باف و میان از موی بند. سینه ازشکم قاقم. (دیوان نظام قاری ص 134).
شکم از قوت خوش مکن فربه
که شکم خصم و خصم لاغر به.
مکتبی (از امثال و حکم ).
عقل و فطرت به جوی نستانند
دور دور شکم و دستار است.
صائب تبریزی.
کار با عمامه و قطر شکم افتاده ست
خم در این مجلس بزرگیها به افلاطون کند.
صائب تبریزی.
- امثال :
برای یک شکم دو منت نکشند ؛ یک شکم و دو منت ! (یادداشت مؤلف ).
داغ شکم از داغ عزیزان سخت تر است . (یادداشت مؤلف ).
دیگران در شکم مادر و پشت پدرند ؛ یعنی دنیا جاودان مال حاضران نیست. (یادداشت مؤلف ).
شکم به زبان نمی آید (یا) شکم هیچوقت به زبان نمی آید. (امثال و حکم دهخدا).
شکم خالی صفای دل است . (امثال و حکم دهخدا).
شکم درویشان تغار خداست . (امثال و حکم دهخدا).
شکم زیر دست است به هرچه دهندش مست است . (از یادداشت مؤلف ).
شکمش میان دست و پایش افتاده است ؛ به مزاح ، سخت گرسنه است. (یادداشت مؤلف ).
شکم گرسنه آروغ فندقی (شکم خالی و باد فندقی )؛ با فقر و درویشی کبر و پندار. (امثال و حکم دهخدا).
شکم گرسنه و معشوقه بازی . (امثال و حکم دهخدا).
مثل است این که سر فدای شکم .
شیخ بهایی.
نان گندم شکم فولادی میخواهد. (یادداشت مؤلف ).
- از شکم افتادن ؛ کنایه از مردن و از عالم بیرون رفتن. (از ناظم الاطباء) (برهان ) (آنندراج ).
- باد شکم ؛ نفخی که در شکم پدید آید. (ناظم الاطباء).
- به شکم رفتن ؛ برروی زمین خزیدن مانند جانوران خزنده. (ناظم الاطباء). رفتاری چون مار. (یادداشت مؤلف ). رجوع به ترکیب شکم مال رفتن شود.
- به شکم کشیدن ؛ چیزی گران و سنگین را بر شکم گرفته بردن. (یادداشت مؤلف ).
- پرشکم ؛ پرخوار. پرخور :
به اندازه خور زاد اگر مردمی
چنین پرشکم آدمی یا خمی.
سعدی (بوستان ).
رجوع به ماده ٔ شکم پر شود.
- رفتن شکم ؛ اسهال گرفتن. اسهال داشتن. (یادداشت مؤلف ). رجوع به ترکیب شکم رفتن و فروشدن شکم شود.
- سنگ بر شکم بستن ؛ رسمی بوده است عرب را که برای تسکین گرسنگی سنگ بر شکم می بسته اند. و امروز کسی را که از خوردن به حد کافی خودداری کند و امساک نماید گویند سنگ بر شکم بسته است. (یادداشت مؤلف ) :
به جز سنگدل کی کند معده تنگ
چو بیند کسان بر شکم بسته سنگ.
سعدی (بوستان ).
- شکم از عزا برون آوردن یا درآوردن ؛ چون نادیده ٔ گرسنه شکمی بر خوان منعمی حاضر شود حریفان گویندش که شکم از عزا برآر یعنی سیر خور وشکم را از عزای اطعمه ٔ چرب و شیرین که مدةالعمر ندیده ای برآور. (آنندراج ) :
زاهد دل از سیاهی شید وریا برآر
یکبارهم چنین شکمی از عزا برآر.
محسن تأثیر (از آنندراج ).
اندر این چارشنبه ٔ سوری
شکمی از عزا برون آری.
محمد سعید اشرف (از آنندراج ).
چشم بر مرگ یکدگر دارند
که شکم از عزا برون آرند.
میر یحیی شیرازی (از آنندراج ).
- شکم از گاو قرض کردن ؛ کنایه از پرخوری کردن است.
- شکم اندوده ؛شکم مالیده :
پشت مالیده ای چو شوشه ٔ زر
شکم اندوده ای به شیر و شکر.
نظامی.
- شکم باز کردن ؛ عبارت از آن است که آدمی بعد از سیر شدن و پر خوردن بند جامه را از هم وامیکند و دست بر شکم می مالد به خیال آنکه زود تحلیل یابد. (آنندراج ) :
خورد ز خوان کرم تو به ناز
نعمت بسیار و شکم کرده باز .
کمال الدین اسماعیل (از آنندراج ).
- شکم بچه ؛ شکم کوچک. (یادداشت مؤلف ): آخوند یک شکم دارد و یک شکم بچه ؛ یعنی در ضیافتها بسیار خورد. (یادداشت مؤلف ).
- شکم برآمدن ؛ بلند شدن شکم بسبب آبستنی. (آنندراج ) :
شکم برآمده کلک مرا بسان دوات
که شد ز نطفه ٔ مدحش به معنی آبستن.
نصیرای همدانی (از آنندراج ).
- شکم بر پشت چسبیدن ؛ کنایه از نهایت لاغر شدن است. (از آنندراج ). سخت لاغر و نزار شدن. (از یادداشت مؤلف ) :
از ریاضت هرکه را بر پشت می چسبد شکم
ناله اش چون چنگ سیرآهنگ می آید برون.
صائب تبریزی (ازآنندراج ).
- || کنایه از گرسنه ماندن و چیزی نخوردن است.
- شکم بر زمین نهادن ؛ فرونشستن بر زمین چنانکه شکم بر زمین برسد این حالت در مواشی و حیوانات متحقق میشود نه در آدمی. (آنندراج ) :
به نیروی او اسب کردی به خم
نهادی به روی زمین بر شکم.
فردوسی (از آنندراج ).
حلمت اگر به پیش فلک پا درآورد
خنگ فلک ز ضعف نهد بر زمین شکم.
خواجه جمال الدین سلمان (از آنندراج ).
گر شکم بر زمین نهند رواست
خنده بر دوش این خران بار است.
یحیی کاشی (از آنندراج ).
- شکم به آب زدن ؛ با تنگدستی در هرچه یافتن اسراف کردن. (یادداشت مؤلف ).
- شکم به آب زن ؛ بدمعامله. (ناظم الاطباء).
- || کسی که در داد و ستد افراط کند. (ناظم الاطباء).
- || آنکه هرچه دارد از مال صرف عیش و عشرت و خوردن خود کند به اسراف بی آنکه برای پیری و ناخوشی خود ذخیره ای سازد. (یادداشت مؤلف ).
- شکم به آب زنی ؛ اسراف در خرج و خوردن. (یادداشت مؤلف ). رجوع به ترکیب شکم به آب زدن و شکم به آب زن شود.
- شکم به شکمش دوختن ؛ کنایه از آرمیدن است با زنی. (از یادداشت مؤلف ).
- شکم پرآب ؛ که شکمش آکنده از آب باشد و در این بیت کنایه از کسی است که به بیماری استسقا مبتلا باشد:
جان ز پیدایی و نزدیکی است گم
چون شکم پرآب و لب خشکی چو خم.
مولوی.
- شکم پر کردن ؛ ایکار. (تاج المصادر بیهقی ). کنایه از خوردن غذا. خود را سیر کردن :
بلی گفت دزدان تهور کنند
به بازوی مردم شکم پرکنند.
سعدی (بوستان ).
- شکم چارپهلو کردن ؛ شکم را از طعام و شراب و جز آن بقدری پر کردن که آماس کرده مربع شود. (ناظم الاطباء). کنایه از پر کردن شکم باشد. (از آنندراج ) (از انجمن آرا). بسیار خوردن. (امثال و حکم دهخدا) :
نه فلک بر خوان انعامت به پنج انگشت آز
قرب ده نوبت شکمها چارپهلو کرده اند.
ظهیر فاریابی (از امثال و حکم ).
حرص را گرچه بود علت جوع کلبی
چارپهلو کند از خوان نوال تو شکم.
ابن یمین (از آنندراج ).
رجوع به ترکیب شکم چارسو کردن شود.
- شکم چار (چهار) سو کردن ؛ به افراط خوردن. (امثال و حکم دهخدا) :
او همه شب گرسنه تو ز خورشهای خوب
کرده شکم چارسو چون شکم حامله.
سنایی (از امثال و حکم ).
رجوع به ترکیب شکم چارپهلو کردن شود.
- شکم چرب کردن ؛ به خود نویدو وعده ٔ خوردنیی لذیذ و گوارا دادن. (امثال و حکم دهخدا).
- || خوردن. (فرهنگ فارسی معین ).
- شکم در خویش (یا خویشتن ) دزدیدن ؛ کنایه از ترسیدن است. (غیاث ) (آنندراج ) :
ز بس خونریز شد بیباک من با خنجر مژگان
نگین از نام او ترسد شکم در خویشتن دزدد.
نعمت خان عالی (از آنندراج ).
رجوع به ترکیب شکم دزدیدن شود.
- شکم دزدیدن ؛ شکم در خویش دزدیدن. کنایه از ترسیدن است. (از آنندراج ) :
به میخانه نهیت نهد چون قدم
حباب قدح دزدد ازمی شکم.
حاجی محمدجان قدسی (از آنندراج ).
رجوع به ترکیب شکم در خویش دزدیدن شود.
- شکم را صابون زدن ؛ به خود وعده ٔ خوش که غالباً به حصول نمی پیوندد دادن. اشتها صاف کردن برای چیزی. (یادداشت مؤلف ).
- || خود را آماده ٔ خوردن غذایی کردن مخصوصاً در مهمانی. (یادداشت مؤلف ).
- شکم رفتن ؛ دل پیچه. پیچاک شکم : و ایدون گویند که یک هفته شکمش همی رفت. (ترجمه ٔ تاریخ طبری بلعمی ).
- شکم زبرین ؛ محل آلتهای دم زدن باشد که بر بالای حجاب نهاده است. (از ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
- شکم طبله کردن ؛ شکم انبان کردن وانباشتن. پرخوری کردن. حرص در خوردن ورزیدن بدان حدکه شکم بزرگ شود :
وگر خودپرستی شکم طبله کن
در خانه ٔ این و آن قبله کن.
سعدی (بوستان ).
- شکم فروشدن ؛ به بیماری اسهال مبتلا گشتن. (یادداشت مؤلف ) : فرعون بترسید [ از اژدها ] و از تخت فرودآمد و زیر تخت اندرشد و شکمش فروشد از بیم. (ترجمه ٔ تاریخ طبری بلعمی ).
رجوع به ترکیب شکم رفتن شود.
- شکم کسی را سفره کردن ؛ کنایه از کشتن او. (یادداشت مؤلف ). شکم او را پاره کردن. (فرهنگ فارسی معین ).
- شکم کسی گوشت نو بالا آورده بودن ؛ پس از فقر کمی غنی شده بر دعوی افزوده بودن. (یادداشت مؤلف ).
- شکم کوچولو ؛ شکم کوچک. آنکه شکم خرد دارد. (یادداشت مؤلف ).
- || آنکه کم خورد. (یادداشت مؤلف ). رجوع به ماده ٔ شکم کوچک شود.
- شکم مال رفتن ؛ مانند مار رفتن بر شکم. خزیدن. خزیدن به روی سینه و شکم. (یادداشت مؤلف ). رجوع به شکم مالان شود.
- شکم ناف سفره کردن ؛ کنایه از پر خوردن. (آنندراج ) :
روی چون در مصاف سفره کند
شکم خویش ناف سفره کند.
میر یحیی شیرازی (از آنندراج ).
- کوچک شکم ؛ که شکمی خرد دارد :
سراسرشکم شد ملخ لاجرم
به پایش کشد مور کوچک شکم.
سعدی (بوستان ).
- یک روده ٔ راست در شکم نداشتن ؛ بمزاح یا طعن ، همیشه دروغ گفتن. (امثال و حکم دهخدا).
- یک شکم (شکمی ) ؛ به اندازه ٔ سیر شدن یک بار. (یادداشت مؤلف ) :
تا شکمی نان و دمی آب هست
کفچه مکن بر سر هر کاسه دست.
نظامی.
- یک شکم سیر از چیزی خوردن ؛ به اندازه ٔ سیر شدن یکبار از آن چیز خوردن. (یادداشت مؤلف ) :
شیر هنگام صید ظلم نکرد
یک شکم بیش زآن شکار نخورد.
سنایی.
|| معده. (ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف ). || اندرون از هر چیزی. (از ناظم الاطباء). توسعاً، جوف.درون. اندرون. داخل. دل : در شکم خاک. (از یادداشت مؤلف ) :
وندر شکمش خردک خردک دو سه گنبد
زنگی بچه ای خفته به هر یک در چون قار.
منوچهری.
- شکم ران ؛ اندرون ران و طرف انسی ران. (ناظم الاطباء).
|| قسمت برآمده یا پیش آمده ٔ ظرفی یا چیزی : شکم سماور. شکم چراغ. شکم کوزه. شکم برنی. (یادداشت مؤلف ).
- شکم انگشت ؛ جزء برجسته ٔ گوشتین انگشت. (یادداشت مؤلف ).
- شکم خم ؛ آن قسمت ازخم که قطر بیشتری دارد. جزء برجسته ٔ خم. (یادداشت مؤلف ).
- شکم قرابه ؛ قسمت برجسته و قطور قرابه و صراحی. (یادداشت مؤلف ).
- شکم کف ؛ کف دست. (ناظم الاطباء).
|| حمل. آبستنی. (یادداشت مؤلف ) :
به بارگاه تو دایم به یک شکم زاید
زمانه صوت سؤال و جواب آری را.
انوری.
|| بار و کرت زایش. هر بار زاییدن. بارداری : تا حالا پنج شکم زاییده است. (یادداشت مؤلف ). || در بازی الک دولک و بعضی بازیهای دیگر فرد فرضی باشد که برای کمبود عده فرض شود و یک تن به جای دو تن بازی کند و این فرد را دوشکمه گویند. (یادداشت مؤلف ).

معنی شکم به فارسی

شکم
مجموع معده وروده وکبد، قسمت میانی بدن بین قفسه، سینه ولگن خاصره، آن قسمت ازبدن انسان یاحیوان، که روده هادر آن قراردارد
( اسم ) قسمتی از تنه که بین قفسه سینه و لگن قرار دارد و شامل قسمت اعظم دستگاه گوارش و قسمتهایی از دستگاه ادرار است . حد فوقانی آن لبه تحتانی قفسه سینه و حجاب حاجز و حد تحتانیش تنگه فوقانی لگن است . در سطح خارجی شکم در قسمت وسط سطح قدامی ناف قرار دارد که عبارت از اثر بند ناف است ( بند ناف لوله ای اسفنجی است که جنین را با جفت در رحم اتصال می دهد ) از لحاظ تشریحی شکم را به دو ناحیه فوقانی ( اپی گاستر ) و تحتانی ( هیپوگاستر ) تقسیم میکنند اشکم . ۲ - باطن درون داخل . ۳ - زایمان : شکم دومش است ( بار دوم است که بچه می آورد ) . یا شکم چرب کردن . خوردن . یا شکم خود را صابون زدن . به خود امید دادن . به خود نوید دادن . یا شکم را از عزا در آوردن . غذایی سیر خوردن .یا شکم کسی را سفره کردن . شکم او را پاره کردن
نقاب
[belly] [ورزش] رویۀ داخلی کمان که کمان گیر در هنگام تیراندازی آن را می بیند متـ . شکم کمان belly of bow
[abdomen, belly , venter] [علوم تشریحی] بخشی از بدن که بین قفسۀ سینه و لگن قرار دارد و دیافراگم آن را از قفسۀ سینه جدا می کند
[antinode] [فیزیک] نقطه یا ناحیه ای بین دو گرهِ متوالی در موج ساکن که با حداکثر دامنه در نوسان است
( صفت ) شکم گنده بطین .
حالت و صفت شکم آور بزرگ شکمی .
[pendulous abdomen, venter propendens] [علوم تشریحی] وضعیتی که در آن شل بودن جدار شکم باعث می شود که محتویات شکم بر روی عانه آویزان شود
مرادف شکم داشتن .
[binge-eating, compulsive eating] [تغذیه] مصرف غذا به مقدار بسیار زیاد در فواصل زمانی کوتاه و به صورت تکراری و مهارنشده ازنظر مقدار و نوع
شکم خواره شکم پرست پر خور
[binge-eater] [تغذیه] فردی که به مقدار بسیار زیاد در فواصل زمانی کوتاه و به صورت تکراری و مهارنشده غذا مصرف می کند
کمربندی عریض از پارچه ای ضخیم که برای منع بزرگ شدن شکم و جز آن بندند .
شکم خوارگی پر خوری
۱ - شکمخواره پرخور شکم پرست ۲ - نوکری که بنان فقط چاکری کند .
[ گویش مازنی ] /shekem boordan/ اسهال – شکم روی
[abdominoscopy, laparoscopy, celioscopy, peritoneoscopy] [علوم پایۀ پزشکی، علوم تشریحی] بررسی و دیدن حفرۀ شکم با درون بین
آنکه شکم وی پاره و دریده باشد یا دارویی که اسفرزه نیز گویند .
[Gastropoda, gastropods] [جانور شناسی] رده ای از نرم تن تباران که تودۀ احشایی (visceral mass) آنها در مرحلۀ تکوینی به میزان 180 درجه چرخیده است و به همین دلیل بدنی نامتقارن دارند؛ بدن این جانوران دارای لاکۀ (shell) پیچ خورده است و پای شکمی (ventral foot) بزرگ و تخت دارند
حیوانات بطنی رجلی جمع شکم پای .
جمع شکمپای رده ای از نرم تنان که داری سر مشخص و در قسمن شکم دارای ماهبچه هایی هستند که بر روی آن میخزند . صدف این نرم تنان یک پارچه و مار پیچی است . نمونه این حیوانات حلزون است حیوانات بطنی رجلی .
شکم پایان .
( صفت ) آن که شکمش از غذا انباشته شده سیر .
( صفت اسم ) غذایی کم ارزش که انسان را سیر کند .
مرادف شکم بنده شکم باره .

معنی شکم در فرهنگ معین

شکم
(شَ یا ش کَ) [ په . ] (اِ.) ۱ - بخشی از بدن که بین قفسة سینه و لگن خاصره قرار دارد و شامل قسمت اعظم دستگاه گوارش و قسمت هایی از دستگاه ادرار است . ۲ - باطن ، درون . ۳ - (عا.) آبستنی . ۴ - واحدی برای شمارش تعداد زایمان . ۵ - انحناء، قوس . ، ~از عزا درآو
( ~ . بَ دِ) (ص مر.) ۱ - پرخور، شکم پرست . ۲ - (کن .) نوکری که به نان فقط چاکری کند.
(ش کَ) (اِمر.) جانورانی که روی ماهیچه های شکم خود می خزندو راه می روند.
( ~ . رَ وِ) (اِمر.) دفع مواد دفعی از روده به صورت مایع و مخلوط با ترشحات نسج پوششی روده به دفعات زیاد در شبانه - روز.
( ~ . ش کَ) (ص مر.) ۱ - کسی که شکم بزرگ دارد. ۲ - کنایه از: پرخور، شکم پرست .
( ~. ش کَ) (ص .) دو قلو.

معنی شکم در فرهنگ فارسی عمید

شکم
۱. (زیست شناسی) قسمت میانی بدن جانوران که معده، روده ها، کبد و چند عضو دیگر در آن قرار دارد.
۲. (زیست شناسی) [مجاز] معده.
۳. (زیست شناسی) [مجاز] دستگاه گوارش.
۴. (زیست شناسی) بخش عقبی بدن حشرات و بندپایان.
۵. [مجاز] نوبت زایمان.
۶. وعده (غذا): یک شکم جوجه کباب.
۷. [مجاز] درون.
= شکم چارپهلو کردن: [قدیمی، مجاز] پرخوردن به حدی که شکم بزرگ و چهارگوش شود.
کمربند پهنی از جنس پارچۀ ضخیم که برای جلوگیری از بزرگ شدن شکم می بندند.
شکم پرست، شکم خواره، پرخور: شکمْ بندِ دست است و زنجیر پای / شکم بنده نادر پرستد خدای (سعدی۱: ۱۴۷).
= اسفرزه
جانورانی که بر روی ماهیچه های شکم خود می خزند.
ویژگی کسی که به خوردن غذاهای خوب علاقه دارد، شکم بنده.
شکم پرست، پرخور.
پرخور، بسیارخوار، شکم بنده.
پرخوری.
۱. [مجاز] پرخور.
۲. ویژگی کسی که شکم بزرگ دارد.
درد شکم، دردی که به علتی در معده یا روده پیدا شود.
۱. پرخور، شکم پرور.
۲. (اسم) (طب قدیم) داروی مسهل.
= اسهال
= شکم روش
۱. کلان شکم، ویژگی آن که شکمش بزرگ و برآمده باشد.
۲. [مجاز] پرخور.
به قدر یک شکم ، به اندازۀ یک خوراک: چرا از پی یک شکم وار نان / گراینده باید به هر سو عنان (نظامی: ۱۰۹۶).
ویژگی آن که شکم فراخ دارد، پرخور.
دو کودک که با هم از یک شکم زاییده شده باشند، دوقلو.

شکم در دانشنامه اسلامی

شکم
شکم به بخشی از بدن بین سینه و لگن گفته می شود.
عنوان یاد شده به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، حج، اطعمه و اشربه و دیات به کار رفته است.

احکام شکم در باب طهارت
کشیدن دست راست بر شکم و خواندن دعا ی «الحمد للَّه‏ الذی أماتَ عَنّی الأذی‏ و هَنّأنی طعامی و شَرابی و عافانی مِنَ البَلوی‏» پس از برخاستن از تخلی مستحب است.
گذاشتن آهن و به تصریح برخی، هرچیز سنگین روی شکم محتضر و میت مکروه است.
به آرامی دست کشیدن بر شکم میت پیش از غسل اوّل و دوم برای جلوگیری از خروج چیزی از آن پس از غسل، مستحب است، مگر نسبت به میّت حامله که این کار کراهت دارد.

احکام شکم در باب صلات
چسباندن شکم و سینه به زمین در سجده شکر مستحب است.

احکام شکم در باب حج
...
شکم پرستی از رذائل اخلاقی و طرف افراط قوه شهویه می باشد. که بیشتر امراض و بیماری ها و سرچشمه شهوات از شکم پرستی و پرخوری می رسد.
شکم پرستی طرف افراط قوه شهویه می باشد و آن عبارت است از: متابعت کردن آدمی قوه شهویه خود را در هر چیزی که میل به آن می کند و آدمی را به آن می خواند، از: شهوت شکم و فرج و حرص مال و جاه و زینت و امثال این ها.بسیاری از علمای اخلاق تخصیص داده اند آن را به متابعت شهوت شکم و فرج و حرص بر اکل و جماع. و تفسیر اول اگر چه به منشایّت این صفت از برای جمیع رذایل، که در طرف افراط قوه شهویه است انسب است و لیکن چون اکثر در مقام بیان آن اکتفا به معنی دوم کرده اند ما نیز به این طریق بیان می کنیم و می گوییم: که شکی نیست که این صفت، اعظم مهلکات بنی آدم است.از این جهت سید کائنات پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) فرمود که: «هر که از شرّ شکم و زبان و فرج خود محفوظ ماند از همه بدی ها محفوظ است.» و فرمود که: «وای بر امت من از حلقوم و فرج شان.» و نیز فرمودند که: «بیشتر چیزی که امت من به واسطه آن داخل جهنم خواهند شد شکم و فرج است.» و مخفی نماند که همچنان که آن سرور خبر داده،
از صفات مهلکه
هلاکت اکثر مردمان به واسطه ی شکم پرستی و حرص بر اکل و شرب باشد که از صفات بهایم و حیوانات است. و از این جهت حضرت پیغمبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) فرمودند که: «فرزند آدم هیچ ظرفی را پر نکرد که بدتر از شکمش باشد. و کافی است از برای آدمی زاد چند لقمه که او را زنده بدارد. و اگر به این اکتفا نکند و بیشتر بخورد ثلث شکم را از برای غذا قرار دهد و ثلث از برای آب و ثلث از برای نفس کشیدن.» و فرمود که: «نمی رانید دل های خود را به بسیار خوردن، و آشامیدن، به درستی که دل مانند زرع است که چون بسیار آب داده شود می میرد.»و نیز فرمود که: «بهترین شما در نزد خدا از حیثیّت منزلت و مرتبه کسانی هستند که: بیشتر گرسنگی می کشند، و تفکر می کنند در افعال خود و صنایع آفریدگار. و دشمن ترین شما در نزد خدا کسانی هستند که: بسیار می خوابند، و بسیار می آشامند.» و فرمود که: «دشمن ترین شما در نزد خدا کسانی هستند که آن قدر می خورند که تخمه می شوند و شکم های ایشان مملو می گردد. و هیچ بنده ای از خوراکی که خواهش دارد نمی گذرد مگر اینکه درجه ای در بهشت از برای او حاصل می شود.» و از آن حضرت مروی است که: «بد دشمنی است از برای دین، دل جبان، و شکم پرخوار، و نعوظ بسیار.» و نیز از آن جناب مروی است که: «اسرار ملکوت سماوات داخل نمی شود در دل کسی که شکم او پر باشد.» و در تورات مکتوب است که: «خدا دشمن دارد عالم فربه را.» زیرا که فربه ی دلالت بر غفلت و پرخواری می کند.لقمان به پسر خود گفت: «ای فرزند چون معده پر شود قوه فکر می خوابد. و حکمت و دانائی لال می شود. و اعضا و جوارح از عبادت باز می ایستد.» و امام جعفر صادق (علیه السّلام) فرمود که: «هر گاه شکم سیر شد طغیان می کند و اقرب وقت، از برای بنده به سوی خدا، وقتی است که شکم او سبک باشد. و دشمن ترین حالت از برای بنده در نزد خداوند، حالتی است که شکم او ممتلی باشد.» و از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله وسلّم) مروی است که: «فرزند آدم را چاره نیست از خوراکی که او را به پای دارد، پس هر وقت که یکی از شما چیزی بخورد ثلث شکم خود را از برای غذا قرار دهد. و ثلث از برای آب. و ثلث از برای نفس. و خود را فربه مسازید مانند خوک هائی که کفار از برای ذبح کردن فربه می سازند.» بدن را فربه می سازی و روح را لاغر می کنی. و فرمود که: «ضرر هیچ چیز از برای دل مؤمن، زیادتر از بسیار خوردن نیست. و پرخوردن باعث دو چیز می شود: یکی قساوت قلب. و دیگری هیجان شهوت. و گرسنگی نان خورش مؤمن، و غذای روح، و طعام دل، و صحت بدن است.»و شکی نیست در این که: بیشتر امراض و بیماری ها از شکم پرستی و پرخوری هم می رسد. صادق آل محمد (علیه السّلام) فرمود که: «هر دردی و مرضی از تُخَمه حاصل می شود مگر تب.» و فرمود: «با وجود سیری چیز خوردن، باعث پیسی می گردد.»زکم خوردن کسی را تب نگیرد •••••• ز پرخوردن به روزی صد بمیرد.
سرچشمه شهوات
آری: شکم باعث همه ناخوشی ها و آفات، و سرچشمه شهوات است، زیرا که از بسیار خوردن، شهوت فرج به حرکت می آید و آدمی خواهش تعدّد زنان می نماید و از تعدّد آنها کثرت عیال و اولاد حاصل می شود. و آدمی مقیّد به زنجیر علایق می گردد. و به حلال و حرام می افتد. و به سبب آنها میل به مال و جاه می کند، تا توسعه در خوراک و زوجات او حاصل شود. و عقب این، انواع حسد و حقد و عداوت و ریا و تفاخر و عجب و کبر پیدا می شود. و تمامی این ها ثمره پیروی معده و اهمال امر آن است.بلی: شکم بند دست است و زنجیر پای •••••• شکم بنده نادر پرستد خدای.و اگر بنده ای نفس خود را به گرسنگی ذلیل سازد و راه شیطان را مسدود کند به دنیا فرو نمی رود و کار او به هلاکت نمی انجامد.
فضیلت گرسنگی
...



شکم در دانشنامه ویکی پدیا

شکم
شِکَم، که در زبان عامه به غلط به آن دل نیز می گویند، در آناتومی به قسمتی از تنه گفته می شود که مابین دیافراگم از بالا و سطح فوقانی لگن خاصره از پایین قرار دارد.
شکم محل قرار گرفتن اندامهای متعددی مانند معده، روده، طحال، کبد، لوزالمعده، کیسه صفرا، صفاق، کلیه، حالب، مثانه، رحم، غدد فوق کلیوی، تخمدانها و آپاندیس است. در پشت شکم ستون مهره ها قرار دارد.
عضلات متعددی در جدار قدامی(جلویی) و خلفی(پشتی) شکم قرار دارند. عضلاتی که در دیوارۀ قدامی خارجی شکم قرار دارند عبارتند از: عضله راست شکم ، عضله مایل خارجی ، عضله مایل داخلی و عضله عرضی شکمی .
عروق مهمی مانند شریان آئورت شکمی، ورید باب، بزرگ سیاهرگ زیرین و شبکه عصبی خورشیدی در شکم قرار دارند.
عکس شکم
شکم باره کسی است که از مصرف بیش از اندازه مواد غذایی و نوشیدنی لذت می برد. شکم پرستهمچنین به فردی اطلاق می شود که به مصرف مواد غذایی اعتیاد دارد.
در این صنعت یک دسته از عطرهای ساخته شده از مواد غذایی، مانند کاکائو، سیب، یا آلو است.
شکم بارگی در میان کاتولیک های فرانسه جزو هفت گناه مرگبار یاد می شود.
شکم پاریس (انگلیسی: Le Ventre de Paris) سومین رمان از مجموعهٔ بیست جلدی روگن ماکار، اثر امیل زولا نویسنده، روزنامه نگار، نمایش نامه نویس فرانسوی است که در سال ۱۸۷۳ انتشار یافت، داستان این کتاب زولا در اطراف محلهٔ له ال در قرن نوزدهم و حول این محوطه می گردد و در حقیقت خاستگاه اصلی کتاب آنجا است، این کتاب اولین کار زولا است که به طور کامل به طبقهٔ کارگر اختصاص دارد و در این زمینه نوشته شده.
بازسازی محلهٔ له ال در طول دوران امپراتوری دوم فرانسه که به عنوان بزرگترین مرکز خرید عمده و خرده فروشی مواد غذایی و لبنی است نقطهٔ عطف این داستان زولا می باشد، نام طعنه آمیز شکم پاریس از جانب نویسنده برای آن انتخاب گردید، کتاب از سال ۱۸۸۸ به انگلیسی چاپ گردید و در زبان انگلیسی برای اسم کتاب ترجمه های مختلفی استفاده گردید که هیچ کدام رسا تر از نام کتاب اصلی نبود، شخصیت اصلی کتاب به نام فلورنت، یک زندانی سیاسی فراری است که در زمان کودتای فرانسه به سال ۱۸۵۱ به اشتباه بازداشت شد، او به برادر خوانده اش به نام کنو و همسرش لیزا پناه می برد، آن ها کاری با عنوان بازرس یا متخصص ماهی در محلهٔ له ال برای او فراهم می کنند تا مشغول شود ولی فلورنت مجدداً گرفتار یک طرح سوسیالیستی بی فایده و از پیش شکست خورده علیه امپراتوری می شود، فلورنت دستگیر و در دادگاه دوباره محکوم به تبعید می گردد.
آغازشکم پایانراست شکم پایان
شکم پایان (Gastropoda) یکی از رده های جانوری از شاخهٔ نرم تنان هستند. ردهٔ شکم پایان، پس از حشرات، از نظر تنوع بزرگ ترین ردهٔ جانوری است. حلزونها، لیسه ها، حلزون های زمین، انواع صدف های دریایی، و خاره چسبها از جانوران شناخته شده تر در ردهٔ شکم پایان هستند. جنس های نام برده هر یک هزاران گونه خاک زی و آب زی دارند.
تاریخ سنگواره ایِ شکم پایان به کامبرین پسین می رسد. در ردهٔ شکم پایان ۶۱۱ خانواده وجود دارد که ۲۰۲ خانواده منقرض شده و تنها از طریق بازمانده های سنگواره ها شناخته شده اند. امروزه بینللپتب ۶۰هزار تا ۸۰هزار گونه حلزون و لیسهٔ زنده شناسایی شده اند.کالبدشناسی، رفتار، تغذیه، و تولید مثل شکم پایان، از گروه تا گروه، تفاوت های زیادی دارد و عمومیت دادن برخی ویژگی ها به همهٔ آن ها مقداری دشوار است.
جانوران شکم پا به طورکلی در زیرِ تن خود دارای ماهیچههای دراز و نیرومندی هستند که به کمک آن ها به آرامی جابجا می شوند. صدف شکم پایان، مانند دیگر نرم تنان، دارای یک پوشش نازک پروتئینی و آلی در بیرون است که در زیر آن لایهٔ ستبری از کربنات کلسیم در شبکه ای نازک از پروتئین ها جا دارد.
شکم پایان آریون(نام علمی: Arion) نام یک سرده از تیره شکم پایان آریونیدائه است.
شکم پایان آریونویدئا(نام علمی: Arionoidea) نام یک بالاخانواده از زیرراسته شکم پایان سیگمورثرا است.
شکم پایان آریونیدائه(نام علمی: Arionidae) نام یک تیره از بالاخانواده شکم پایان آریونویدئا است.
شکم پایان سیگمورثرا(نام علمی: Sigmurethra) نام یک زیرراسته از کلاد ستون چشم داران است.
شکم پایان کشککی (نام علمی: Patellogastropoda) نام یک راسته از رده شکم پایان است.
Lottiidae (including Acmaea and Niveotectura)
Pectinodontidae
Lepetidae
در بدن گزنده تباران (Cnidarians)، به لایه داخلی از یاخته هایی که به عنوان غشای جداره ای حفره معدی-عروقی عمل می کنند شکم پوست (gastrodermis) می گویند. واژه شکم پوست برای اشاره به لایه داخلی پوششی شانه دارتباران (Ctenophores) هم به کار می رود.
واژه های مصوّب فرهنگستان تا پایان دفتر یازدهم فرهنگ واژه های مصوّب
شکم تیغی (نام علمی: Hilsa kelee) نام یک گونه از تیره شگ ماهیان است.
آب آوردگی شکم یا آسیت (به انگلیسی: Ascites) به تجمع مایع در حفره صفاقی گفته می شود. از نظر بالینی وقتی آسیت قابل تشخیص است که حجم مایع بیش از ۵۰۰ سی سی باشد. آب آوردگی شکم دلایل گوناگونی از جمله بیماری های کبدی مانند سیروز (تشمع) و متاستاز (دگرنشینی) و سرطان های گوارشی و نیز مسدود شدن سیاهرگ کبدی در نشانگان باد-کیاری می تواند داشته باشد. تشخیص دقیق به وسیلهٔ مایع کِشی (پاراسنتز) و آزمایش خون و نیز با ماتیته جابجا شونده در دق (پرکوسیون) و سونوگرافی قابل انجام است.
۸۱٪ سیروز (۶۵٪ الکلی - ۱۰٪ ویروسی - ۶٪ کریپتوژنیک)
۳٪ نارسایی قلبی
ترمبوز وریدی کبد: سندروم باد-کیاری یا بیماری ترومبوتیک عروقی
Constrictive pericarditis
کواشیورکور (سوء تغذیه ی انرژی-پروتئین کودکان)
گرادیان بالای آلبومین نشان دهنده افزایش فشار سیاهرگ دروازه ای (ورید باب) است.
درمان اولیه با محدودیت سدیم در غذا، محدودیت مایعات، داروهای ادرارآور مانند اسپیرونولاکتون و فورزماید است. در آب آوردگی مقاوم گاه به تخلیه مکرر آب آوردگی یا ایجاد شانت داخل صفاقی و آناستوموز سیاهرگ باب به ورید اجوف تحتانی می پردازند.
در کشورهای توسعه یافته، شایع ترین علت، سیروز کبدی است. علل دیگر عبارتند از: سرطان، نارسایی قلبی، سل، پانکراتیت و انسداد ورید کبدی. در سیروز، مکانیزم پایه، فشار خون بالا در سیستم پورتال و اختلال در عملکرد عروق خونی است. تشخیص معمولا بر اساس معاینه همراه با سونوگرافی یا CT اسکن می شود.
تورم ناحیه شکم که اغلب ناشی از تجمع گاز یا مواد دفعی است. البته گاه اتساع شکم نشانه مشکلات خطرناک مانند مگاکولون توکسیک و انسداد روده است.
ویکی پدیای انگلیسی
اتساع شکمی اصوا مشکل شایعی است و در ۲۵٪ جمعیت آمریکا دیده می شود.
باد شکم (باد روده، تیز و در ادبیات عامیانه گوز (باصدا و در مواقعی با بو) و چُس (بی صدا و همراه با بوی تند) و شیمیایی (کشنده)هم گفته میشود به گازهای تولیدشده در دستگاه گوارش خارج شده از مقعد گفته می شود.
نیتروژن، بین ۲۰٪ تا ۹۰٪
هیدروژن، بین ۰٪ تا ۵۰٪
کربن دی اکسید، بین ۱۰٪ تا ۳۰٪
اکسیژن، بین ۰٪ تا ۱۰٪
متان، بین ۰٪ تا ۱۰٪
مهم ترین اجزای باد شکم عبارت اند از:
لازم است ذکر شود که بوی زننده باد شکم ناشی از حضور متان است.
گازهای دستگاه گوارش یا باد از سه منبع می توانند وارد دستگاه گوارش شوند:
ترومای شکمی هرنوع جراحت و تروما به ناحیه ابدومینال یا شکمی اطلاق می گردد. این تروما می تواند نافذ یا غیر نافذ باشد و در هردو نوع ممکن است ایجاد آسیب به اندام های درون حفره شکمی را در پی داشته باشد. نشانه و علائم شامل درد شکم٬ تندرنس٬ سفتی شکم و کبودی سطح خارجی شکم است. ترومای شکم خطر ازدست رفتن خون و نیز عفونت داخلی را به دنبال خواهد داشت. برای اطمینان در تشخیص باید اکوگرافی فراصوتی (سونوگرافی)٬ توموگرافی کامپیوتری (سی تی اسکن) و در صورت اورژانس جراحی٬ شستشوی پریتونئال انجام شود. در هرصورت درمان توسط جراحی انجام خواهد شد. در ترومای بخش پایین شکم٬ بزرگ ترین خطر آسیب و خونریزی در طحال و کبد است.
تروما
جراحت
شکم
ترومای شکمی به دو دسته نافذ و غیر نافذ تقسیم می شود. ترومای نافذ بعلت دیده شدن به راحتی قابل تشخیص است اما ترومای غیر نافذ به علت عدم وضوح عینی که بیشتر در عمق آسیب می رساند باید توسط نشانه و سمپتوم تشخیص داده شود..
چراغ کوسه سیاه شکم (نام علمی: Etmopterus lucifer) نام یک گونه از راسته خاردارکوسه سانان است.
سرخرگ حفره شکم یا (انگلیسی: Celiac artery) یا تنه سلیاک (celiac trunk) درست در جلوی بخش فوقانی مهره L1 از آئورت شکمی جدا می شود. این سرخرگ بلافاصله به سه شاخه معدی چپ، طحالی و کبدی مشترک تقسیم می شود.
شگ ماهیان زره شکم (نام علمی: Pristigasteridae) نام یک تیره از راسته شگ ماهی سانان است.
عضله مایل خارجی شکم یا (به انگلیسی: Abdominal external oblique muscle) یکی از عضلات دیوارۀ قدامی خارجی شکم است. عضلات دیواره قدامی خارجی شکم عبارتند از: عضله راست شکم ، عضله مایل خارجی ، عضله مایل داخلی و عضله عرضی شکمی
عضله مایل داخلی شکم یا (به انگلیسی: Abdominal internal oblique muscle) یکی از عضلات دیوارۀ قدامی خارجی شکم است. عضلات دیواره قدامی خارجی شکم عبارتند از: عضله راست شکم ، عضله مایل خارجی ، عضله مایل داخلی و عضله عرضی شکمی
غُرغُر شکم یا بُربُریگموس (به انگلیسی: Borborygmus) در پزشکی٬ به صداهای ایجادشونده حفرهٔ شکمی بخاطر حرکات دودی در روده و سایر حرکات ماهیچه ای در محدوده آن گفته می شود. غرغر شکم جزو نشانه های بیماری (سمپتوم)محسوب نمی گردد بطوریکه شنیدن صدا از شکم توسط قرار دادن گوش بر روی شکم یا با استفاده از گوشی پزشکی یک امر طبیعی و بخاطر روند هضم و وجود پریستالسی اتفاق می افتد ولی شدت غیرطبیعی در ریتم یا بلندی صدا یا شنیده شدن آن توسط اطرافیان می تواند نشانه ای از بیماری باشد.
باد شکم
انسداد روده


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

شکم در دانشنامه آزاد پارسی

شکم (abdomen)
در مهره داران، قسمتی از بدن، واقع در زیر سینه، شامل اندام های گوارشی. در حشرات و سایر بندپایان، قسمت عقبی بدن است. شکم در پستانداران با دیافراگم، لایه ای از بافت ماهیچه ای، و در بندپایان، عموماً با فشردگی باریکی از سینه جدا شده است. در پستانداران، اندام های تناسلی ماده در شکم قرار دارد. در حشرات و عنکبوتیان، مشخصۀ شکم فقدان اندام حرکتی است. در انسان، شکم را دنده های پایینی و ماهیچه های شکمی محصور کرده اند و لگن آن را نگه می دارد. کل حفرۀ شکمی را غشایی با نام صفاق پوشانده است. اندام هایی به صورت فشرده در شکم جای دارند که در تغذیه بدن نقش دارند. این اندام ها را ماهیچه های دیوارۀ شکمی و نوارهایی از صفاق احشایی در موقعیت نسبی آن ها نگه می دارند. اگر فاصله ای بین ماهیچه های دیوارۀ شکم وجود داشته باشد، ممکن است قسمتی از محتویات شکم بیرون زدگی پیدا کند و سبب فتق یا پارگی شود. معده در قسمت بالایی شکم، کبد در جلو، و کلیه ها، لوزالمعده، و طحال در عقب قرار گرفته اند. روده ها، به طول حدود ده متر، بین معده و مخرج قرار دارند. اندام هایی که در حفرۀ لگنی، قسمت پایینی شکم، قرار دارند در جنس نر شامل روده ها، راست روده، و مثانه؛ و در جنس ماده شامل روده ها، راست روده، مثانه، رحم، و تخمدان هایند.

ارتباط محتوایی با شکم

شکم در جدول کلمات

شکم
بطن
شکم بند
گن
شکم بند طبی
گن
شکم پرست
دله
شکم و داخل هر چیزی
جوف
به شکم افتاده
دمر
به شکم خوابیده
دمر
بوی خوب زیر شکم آهو
مشک
بوی خوب زیر شکم اهو
مشک
بیماری شکم روش
اسهال

معنی شکم به انگلیسی

abdomen (اسم)
شکم ، بطن
belly (اسم)
شکم ، معده
tummy (اسم)
شکم ، معده
womb (اسم)
شکم ، بطن ، رحم ، زهدان ، بچه دان
gut (اسم)
شکم ، طاقت ، نیرو ، تنگه ، روده ، زه ، جرات ، دل و روده ، شکنبه ، احشاء ، شکمگندگی ، بنیه
bowel (اسم)
شکم ، روده ، اندرون
gorge (اسم)
شکم ، ابکند ، پر خوری ، گدار ، حلق ، گلو ، دره تنگ ، گلوگاه ، معبر تنگ
bulge (اسم)
شکم ، صعود ، ورم ، تحدب ، بالارفتگی ، بر امدگی
breadbasket (اسم)
شکم ، معده ، سبد نان ، ناحیه حاصلخیز
paunch (اسم)
شکم ، امعاء ، محتویات شکم
maw (اسم)
شکم ، حفره معده

معنی کلمه شکم به عربی

شکم
بطن , رحم , معي , نتوء , وادي
قاع السفينة
مخصر
حافظة الاوراق
مخصر
نهم
شراهة
بطن
ابقر , انزع احشاء
معي
طوق

شکم را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

حمیدرضا داعی ٠٠:٢٩ - ١٣٩٦/١١/٠٦
لت
|

میثم امیری ١١:٠٤ - ١٣٩٧/٠٩/٢٠
دل
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شکم در جدول   • آب كردن شكم در يك ماه   • شکم زنان   • رژيم غذايي براي اب كردن شكم و پهلو   • معنی شکم   • آب كردن شكم و پهلو سریع   • نام دیگر شکم   • آب كردن شكم با ورزش   • مفهوم شکم   • تعریف شکم   • معرفی شکم   • شکم چیست   • شکم یعنی چی   • شکم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شکم
کلمه : شکم
اشتباه تایپی : a;l
آوا : Sekam
نقش : اسم
عکس شکم : در گوگل


آیا معنی شکم مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )