برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1181 100 1

شکنجه

/Sekanje/

مترادف شکنجه: آزار، اذیت، ایذاء، تعذی، تعذیب، زجر، سیاست، ضرب، عذاب

معنی شکنجه در لغت نامه دهخدا

شکنجه. [ ش ِ ک َ ج َ / ج ِ ] (اِ) آزار. ایذاء. رنج. هروانه. عقوبت. تعذیب. سیاست. کیستار. (ناظم الاطباء). عذاب. (غیاث ) (منتهی الارب ). در اصل شکستن و پیچیدن و عذاب دادن دزد و گنهکار بوده است. (انجمن آرا). رجز. رجس. عقاب. عقوبت. نقمت. اشکنجه. شکنج. عذاب که بر تن دهند. اثام. باهک. (یادداشت مؤلف ) : از تنگی مخرج آن رنج بیند که در هیچ شکنجه آن صورت نتوان کرد. (کلیله و دمنه ).
کوه محروق آنکه همچون زر به شفشاهنگ در
دیو را زو در شکنجه ٔ حبس خذلان دیده اند.
خاقانی.
بربط کری است هشت زبان کش به هشت گوش
هر دم شکنجه دست توانا برافکند.
خاقانی.
در زیر عذبات عذاب و زخم چوب و شکنجه سپری شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 361).
چشم نیلوفر از شکنجه ٔ خواب
جان درانداخته به قلعه ٔ آب.
نظامی.
روزها آن آهوی خوش ناف نر
در شکنجه بود در اصطبل خر.
مولوی.
گرچه اندک بضاعتم باری
سودم آمد شکنجه ٔ بسیار.
ابن یمین.
- شکنجه دیدن ؛ معذب شدن.
|| نوعی از تعذیب. (غیاث ) (یادداشت مؤلف ). نوعی ازتعذیب و آن چنان است که گنهکار را اول نی چون کاز بر پوست چسبانند و باز به انبر آتش درگرفته گوشتش میبرند و در آتش می اندازند و زخمها به نمک آلایند. و با لفظ کردن و کشیدن مستعمل و همچنین است شکنجه کش. (آنندراج ) :
راست روشن به زخمهای درشت
در شکنجه برادرم را کشت.
نظامی.
آنان که علم ز دود بر پا دارند
با تنباکو مدام سودا دارند
دارند همیشه آتش و انبر و نی
اسباب شکنجه را مهیا دارند.
حکیم رکنای مسیح کاشی (از آنندراج ).
باور نمی کنم که به وقت شکنجه هم
از خادمان کسی نمک او چشیده ست.
شفیع اثر (از آنندراج ).
صدهزار آدمی در پنجه ٔ شکنجه و چنگال سکال ایشان افتادند و در زیر طشت آتش گرفتار شدند. (از تاریخ سلاجقه ٔ کرمان ).
- شکنجه ٔ آب نمک ؛ نوعی از تعذیب که گنهکاران را به خوردن آب نمک میکنند. (آنندراج ) :
از گریه شرح جور تو گر یک به یک کنم
صد بحر را شکنجه به آب نمک کن ...

معنی شکنجه به فارسی

شکنجه
رنج و آزار، عذاب، اذیت
۱ - ( اسم ) ایذائ اذیت تعذیب . ۲ - ( اسم ) آزار عذاب . ۳ - قید صحافی.
( مصدر ) رنج و آزار دادن آزار متهم با آلات و ادوات شکنجه تا از او اقرار گیرند .
شکنجه کردن عذاب دادن .
( مصدر ) شکنجه دادن .
شکنجه کشنده آنکه تحت عذاب و شکنجه قرار دارد .
دستگاهی مخصوص شکنجه دادن و غذاب کردن ٠

معنی شکنجه در فرهنگ معین

شکنجه
(ش کَ جَ یا جِ) [ په . ] ۱ - (اِمص .) آزردن ، اذیت کردن . ۲ - (اِ.) رنج ، آزار.

معنی شکنجه در فرهنگ فارسی عمید

شکنجه
آزار دادن کسی برای تنبیه، گرفتن اقرار، یا واداشتن به انجام کاری.
* شکنجه کردن: (مصدرمتعدی)
۱. شکنجه دادن، رنج وآزار دادن.
۲. آزار کردن متهم با آلات و ادوات شکنجه تا از او اقرار بگیرند.

شکنجه در دانشنامه اسلامی

شکنجه
شکنجه‏ به آزار جسمی یا روحی برای اجبار کردن کسی به کاری گفته می شود.
شکنجه به آزار دادن شدید کسی برای تنبیه یا وادار کردن او به انجام دادن کاری گفته می شود.

محل بحث شکنجه در فقه
از آن در باب حدود و قصاص سخن گفته‏ اند.

احکام شکنجه
در شرع مقدس برای جرایم گوناگون کیفرهای مشخصی وضع شده که تعدی از آنها حرام و ضمان آور است. از این رو، مجازات و شکنجه متهمی که جرمش ثابت نشده، حتی برای گرفتن اقرار از وی حرام است. و نیز بزهکار ی که بزه ‏اش ثابت شده، کیفر کردن او به بیش از آنچه که در شرع مقدس در موارد حدود و قصاص مقرر گردیده و یا توسط حاکم شرع‏ در موارد تعزیرات تعیین شده، حرام و تعدّی کننده ضامن است .

حکم اقراری که با شکنجه گرفته شده
...
شکنجه و آزار مؤمنان بنی اسرائیل، به دست فرعون و اشراف قوم وی، به جرم ایمانشان بوده است و این شیوه همیشگی خاندان فرعون بوده است ولی مهم این است که قرآن، این جریان را یک آزمایش سخت و عظیم، برای بنی اسرائیل می شمرد.
شکنجه شدن بنی اسرائیل ، شیوه همیشگی خاندان فرعون بوده است: «واذ نجینـکم من ءال فرعون یسومونکم سوء العذاب یذبحون ابناءکم ویستحیون نساءکم...» و (نیز به خاطر بیاورید) آنزمان که شما را از چنگال فرعونیان رهائی بخشیدیم که همواره شما را به شدیدترین وجهی آزار می دادند: پسران شما را سر می بریدند و زنان شما را (برای کنیزی) زنده نگه می داشتند... .
← نعمت آزادی
قرآن زنده گذاردن دختران و سر بریدن پسران بنی اسرائیل را عذاب می خواند، و آزادی از این شکنجه را نعمت خویش می شمارد. گویا می خواهد هشدار دهد که انسانها بایست سعی کنند آزادی صحیح خویش را بهر قیمت که هست بدست آورند و حفظ نمایند. ولی دنیای امروز با گذشته این فرق را دارد که در آن زمان فرعون با استبداد مخصوص خود پسران و مردان را از جمعیت مخالفش می گرفت، و دختران آنها را آزاد می گذارد، ولی در دنیای امروز تحت عناوین دیگری روح مردانگی در افراد کشته می شود و دختران به اسارت شهوات افراد آلوده در می آیند.
علل قتل پسران
اما چرا فرعون تصمیم به قتل ...

شکنجه در دانشنامه ویکی پدیا

شکنجه
شکنجه بر اساس ماده یکم کنوانسیون منع شکنجه سازمان ملل متحد (۱۹۸۴) اینطور تعریف می شود: هر عملی که به واسطهٔ آن و تعمداً درد و رنجی شدید، خواه جسمی یا روحی، بر فرد اعمال شود، آن هم برای اهدافی چون کسب اطلاعات یا اعتراف گیری از او یا از یک شخص ثالث، یا با هدف تنبیه او به دلیل انجام عملی که او یا شخص ثالثی مرتکب شده، یا مظنون به ارتکاب آن است، یا با هدف ارعاب و واداشتن او یا شخص ثالث (به انجام کاری)، و بنابر دلایل تبعیض آمیز از هر نوع ، به ویژه هنگامی که چنین درد و رنجی از سوی یک مقام یا فرد دیگری برخوردار از سمتی رسمی یا به تحریک یا رضایت یا قبول وی اعمال شده باشد. شکنجه شامل درد و رنجی که صرفاً منبعث از احکام قانونی یا ذاتی این احکام یا بخشی از آن ها باشد، نیست.
شکنجه دولتی در ایران
شکنجه دولتی
منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد
در طول تاریخ، عنصر شکنجه از جمله مهم ترین وسایل ایجاد رعب و وحشت در میان مردم از حکومت ها و نظام های مختلف جامعه بشری بوده که هنوز هم این روش های قرون وسطائی در برخی کشورهای جهان ادامه دارد.
در دوران جمهوری رم، گواهی برده قبل از شکنجه ارزشی نداشت و آن برده ابتدا حتماً باید شکنجه می گشت تا در زیر شکنجه به واقعیت اعتراف کند و بعد ممکن بود از شهادتش در دادگاه استفاده شود.
پیامبران و افراد مورد احترام مذهبی مشهوری از جمله مریم مجدلیه و عیسی مسیح در دین مسیحیت، و در دین اسلام سمیه دختر خباب مادر عمار و پدرش یاسر از دیگر قربانیان شکنجه هستند.
عکس شکنجه
«شکنجه» تک آهنگی از هنرمند اهل کلمبیا شکیرا، آلخاندرو سانز است.
این تک آهنگ در چارت های، اسپانیا در رتبه اول و در چارت های ایتالیا، والونیا، دانمارک، فنلاند، سوئد، فرانسه، اتریش، فلاندرز، سوئیس، جزو ده ترانه اول قرار گرفت.
شکنجه با عنوان اصلی بدون بیهوشی (لهستانی: Bez znieczulenia) یک فیلم درا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

شکنجه در دانشنامه آزاد پارسی

شکنجه (torture)
آزار دادن جسمی و روحی برای تنبیه یا وادار کردن کسی به انجام کاری، یا به قصد اعتراف گرفتن یا بیرون کشیدن شواهدی از زیر زبان او. در قرن بیستم از شکنجه در سطحی گسترده (هرچند در بیشتر کشورها به طور غیررسمی) استفاده می شود. عفو بین الملل، از سازمان های طرفدار حقوق بشر، به تحقیق دربارۀ شکنجه دادن زندانیان سیاسی می پردازد و در این باره گزارش هایی منتشر می کند. در انگلستان، در حدود ۱۶۴۰، شکنجه قانوناً منسوخ شد ولی در اسکاتلند تا ۱۷۰۸ و در فرانسه تا ۱۷۸۹ همچنان مجاز شمرده می شد. در قرون وسطا برای شکنجه دادن افراد از وسایلی چون چهارمیخ (که با آن دست و پای قربانی را آن قدر می کشیدند که بند از بندش جدا می شد)، اِشکِلک شست، چکمه (که پای قربانی را له می کرد)، وزنه های سنگینی که کل بدن قربانی را له می کرد، تابوت میخ دار (قفسی به شکل بدن انسان که در داخل آن میخ هایی وجود داشت که در بدن قربانی فرومی رفت)، و جز آن استفاده می شد. امروزه نیز به غیر از شیوه هایی مشابه، از تکانه های برقی و تجاوز جنسی هم استفاده می شود. روش شست وشوی مغزی در دهۀ ۱۹۵۰، غالباً با استفاده از دارو، در هر دو اردوگاه غرب و شرق پدید آمد. از اوایل دهۀ ۱۹۶۰ در غرب، به جای زندان انفرادی، روشی رواج یافت که در آن شخص را دچار محرومیت های حسی شدیدی می کردند؛ برای نمونه، با کشیدن روکشی بر سر چریک های ارتش جمهوری خواه ایرلند اجازه نمی دادند که جایی را ببینند، با پوشاندن لباس گشادی بر تن آن ها اجازه نمی دادند چیزی را حس کنند، با پخش کردن مستمر صدای گوش خراشی اجازه نمی دادند که چیزی را بشنوند، و در عین حال آن ها را مجبور می کردند که رو به دیوار روی نوک انگشت های پای شان بایستند. کمیسیون اروپایی حقوق بشر، انگلستان را به ارتکاب شکنجه متهم کرد، هرچند دادگاه اروپایی حقوق بشر آن را صرفاً برخوردی غیرانسانی و توهین آمیز دانست. در ۱۹۹۶ «سازمان عفو بین الملل» چنین نتیجه گرفت که بیشتر کشورهایی که نامشان در نخستین گزارش های این سازمان دربارۀ استفادۀ جهانی از شکنجه در سال های ۱۹۷۳ و ۱۹۸۴ آمده بود همچنان شهروندانشان را شکنجه می دهند، و کشورهای جدیدی هم به جمع آن ها پیوسته اند. بر طبق برآورد عفو بین الملل، شکنجه در ۴۰ کشور همه گیر شد و در ۶۰ کشور دیگر استفاده از آن شدت گرفت. در مارس ۱۹۹۷، سازمان ملل د ...

نقل قول های شکنجه

شکنجه عملِ عمدیِ تحمیلِ درد فیزیکی یا روانی شدید و احتمالاً آسیب به یک انسان یا حیوان.
• «هم اکنون خطری بسیار جدّی از سوی کسانی که تروریسم را وسیله ای برای دستیابی به اهدافِ خود قرار داده اند، جهان را تهدید می کند. امّا همان گونه که تاریخِ شکنجه نشان می دهد، هر زمان که شکنجه از سوی جوامع بشری پذیرفته شود، قربانیانِ فراوانی را از سراسرِ جهان به دامِ خود می کشد؛ بنابراین، می توان گفت که خطرِ شکنجه بسیار جدّی تر از خطرِ تروریسم است.» از «Turture» نشر نیو پرس ریال ۲۰۰۵، فصلِ تاریخچهٔ شکنجه -> کنث راث
• «خشونت با اردوگاه آشویتس به پایان نرسید، بلکه امروز هم انسان ها تحت شکنجه هستند.» -> پاپ فرانسیس

ارتباط محتوایی با شکنجه

شکنجه در جدول کلمات

شکنجه
زجر
شکنجه و آزار
زجر
شکنجه | بدبختی
زجر
طبق اصل سی و هشتم هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ••• است
ممنوع
طبق اصل سی و هشتم هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ••••• است
ممنوع
از پیروان پیامبر که زیر شدیدترین شکنجه ها مقاومت کرد
مصعب

معنی شکنجه به انگلیسی

affliction (اسم)
درد ، مشقت ، رنج ، مصیبت ، رنجوری ، شکنجه ، پریشانی ، سیاه بختی ، غم زدگی
torture (اسم)
شکنجه ، عذاب ، زجر
persecution (اسم)
شکنجه ، اذیت ، ازار ، زجر
torment (اسم)
شکنجه ، عذاب ، غرامت ، ازار ، زحمت ، زجر
excruciation (اسم)
شکنجه ، عذاب ، ازار
rack (اسم)
شکنجه ، عذاب ، قفسه ، طاقچه ، چرخ دندهدار ، چنگک جا لباسی ، بار بند ، جا کلاهی

معنی کلمه شکنجه به عربی

شکنجه
تعذيب , عذاب , ماساة
معذب

شکنجه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زهره
شکنجه:ازارو اذیت خلاصه ترینشه
مهسا
زجرکش
شایان
رنج و عذاب دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شکنجه قرون وسطی   • شکنجه بچه   • شکنجه ایران   • شکنجه عکس   • انواع شکنجه   • شکنجه آپارات   • فیلم شکنجه   • شکنجه ساواک   • معنی شکنجه   • مفهوم شکنجه   • تعریف شکنجه   • معرفی شکنجه   • شکنجه چیست   • شکنجه یعنی چی   • شکنجه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شکنجه
کلمه : شکنجه
اشتباه تایپی : a;k[i
آوا : Sekanje
نقش : اسم
عکس شکنجه : در گوگل

آیا معنی شکنجه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )