برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1222 100 1

شیشه گر

/SiSegar/

معنی شیشه گر در لغت نامه دهخدا

شیشه گر. [ شی ش َ / ش ِ گ َ ] (ص مرکب ) کسی که شیشه می سازد. (ناظم الاطباء). قاروری.(ملخص اللغات حسن خطیب کرمانی ) (دهار). زجاجی. زجاج. شیشه ساز. شیشه کار. آنکه شیشه سازد. آنکه آلات و ادواتی از شیشه درست کند. (یادداشت مؤلف ) :
صلح جدا کن ز جنگ زآنکه نه نیکو بود
دستگه شیشه گر پایگه گازری.
سنایی.
ایمه نه بغداد جای شیشه گران است
بهر گلاب طرب فزای صفاهان.
خاقانی.
تا که هوا شد به صبح کوزه ٔ ما دردریز
بر سر سیل روان شیشه گر آمد حباب.
خاقانی.
چو در بسته باشد چه داند کسی
که جوهرفروشی است یا شیشه گر .
سعدی.
چشمان توترک دل عاشق نتوانند
با شیشه گران کار بود باده کشان را.
ابوطالب کلیم (از آنندراج ).

معنی شیشه گر به فارسی

شیشه گر
( صفت ) کسی که شیشه سازد آنکه آلات و ادواتی از شیشه درست کند .
( اسم ) محلی که در آن شیشه سازند .

معنی شیشه گر در فرهنگ معین

شیشه گر
( ~ . گَ) (ص شغل .) کسی که آلات و ادواتی از شیشه درست کند.

معنی شیشه گر در فرهنگ فارسی عمید

شیشه گر
۱. کسی که شیشه می سازد.
۲. آن که آلات و ادوات و ظروفی از شیشه درست می کند.

معنی شیشه گر به انگلیسی

glassblower (اسم)
شیشه گر
glazier (اسم)
شیشه گر ، شیشه بر

شیشه گر را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• رحمت الله شیشه گر   • شیشه گری   • معنی شیشه گر   • مفهوم شیشه گر   • تعریف شیشه گر   • معرفی شیشه گر   • شیشه گر چیست   • شیشه گر یعنی چی   • شیشه گر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شیشه گر
کلمه : شیشه گر
اشتباه تایپی : adai 'v
آوا : SiSegar
نقش : اسم
عکس شیشه گر : در گوگل

آیا معنی شیشه گر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )