انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1072 100 1

صبر

/sabr/

مترادف صبر: آرام، قرار، بردباری، تاب، تحمل، حلم، شکیبایی، شکیب، انتظار، عطسه

متضاد صبر: بی شکیبی، بی قراری

برابر پارسی: بردباری، خونسردی، درنگ، شکیب، شکیبایی

معنی صبر در لغت نامه دهخدا

صبر. [ ص َ ] (ع مص ، اِمص ) شکیبیدن. شکیبایی. شکیبایی کردن. پائیدن. نقیض جزع. و در کشاف اصطلاحات الفنون آرد: صبر بفتح و سکون بابمعنی شکیبائی است. سالکان گفته اند: تصبر واداشتن نفس است بر مکاره و تجرع مرارت ؛ یعنی اگر آدمی صبر رامالک نبود بایست که بکوشد و نفس خود را بصبر واداردو صبر ترک شکایت است از جز بسوی خدا. سهل گوید صبر انتظار فرج خداست و آن فاضلترین خدمت و برترین آن است ، و جز سهل گوید: صبر آن است که در صبر صابر باشی ومعنی آن اینکه ؛ در بلاها و شدائد خروج از آن نبینی. و گفته اند صبر آن است که بنده را اگر بلا برسد ننالد،و رضا آنکه بنده را اگر بلا برسد ناخوش نگردد دهنده و ستاننده خداست ترا در این میان چکار است. و بعضی گویند اهل صبر بر سه مقامند: اول ترک شکایت و این درجه ٔ تائبان است دوم رضا بمقدور و این درجه ٔ زاهدان است سوم محبت آن است ، که مولی با وی کند و این درجه ٔ صدیقان است و گفته اند صبر ترک شکایت از الم بلوی است جز بسوی خدا چه خدا ایوب را بر صبری که کرد ثنا فرستاد و فرمود: انا وجدناه صابراً (قرآن 44/38). و ایوب در دفع مضرت از خود شکایت بخدا برده بود که فرماید:و ایوب اذ نادی ربه انی مسنی الضر و انت ارحم الراحمین (قرآن 83/21). و در تفسیر کبیر در ذیل قول خدا وبشر الصابرین (قرآن 155/2) آرد که صبر دو قسم است یکی بدنی و آن تحمل بدن است مشقات را و دیگر نفسانی وآن بازداشتن نفس است از مشتهیات طبع؛ و این قسم اگرصبر از شهوت باشد آن را عفت نامند و اگر بر احتمال مکروه باشد اسامی مختلف دارد چنانکه صبر در مصیبت راصبر نامند و اگر صبر در حال غنی باشد آن را ضبط نفس نامند و اگر در نبرد باشد شجاعت خوانند و اگر در کظم غیظ بود حلم نامند و اگر در نوائب باشد سعه ٔ صدر گویند و اگر در اخفاء کلام بود کتمان سر نامند و اگر در فضول عیش باشد زهد گویند و اگر بر مقدار کمی از مال بود قناعت خوانند و این همه را صبر نامند. قال اﷲ تعالی : و الصابرین فی البأساء و الضراء و حین البأس (قرآن 77/2). غزالی گوید: صبر از خواص آدمی است و بهائم را صبر نبود چه شهوت بر آنها مسلط است و عقلی که با شهوت معارضه کند ندارند و در ملائکه نیز صبر متصور نیست چه آنان شوق مجرد به حضرت ربوبیت اند و شهوت بر ایشان مسلط نیست تا آنان را از شوق بحق و میل بدرجه ٔ قرب بازدارد اما در آدمی شهوت و عقل هر دو موجود است و با یکدیگر معارض و هرگاه عقل سد راه شهوت شود آن را صبر نامند. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به تعریفات جرجانی و نفائس الفنون شود :
بشوی نرم هم بصبر و درم
چون بزین و لگام تند ستاغ.
شهید.
همی نسازد با داغ عاشقی صبرم
چنان کجا بنسازد بنانج باز بنانج.
شهید.
زمرد شکیبا بپرسید شاه
که از صبر دارد بسر بر کلاه.
فردوسی.
بدیها بصبر از مهان بگذرد
سر مرد باید که دارد خرد.
فردوسی.
دل تو بدین درد خرسند باد
همان با خرد صبر پیوندباد.
فردوسی.
صبر نماندم چو این بدیدم گفتم
خه که جز از مسککک (؟) نزدات مادر.
؟
زآرزوی بچه ٔ رز دل او خسته و ریش
گفت کِم صبر نمانده ست در این فرقت بیش.
منوچهری (دیوان چ دبیرسیاقی ص 196).
سیزده سال شهنشاه بماند اندر حبس
کز همه نعمت گیتیش یکی صبر ندیم.
ابوحنیفه ٔ اسکافی (از تاریخ بیهقی ).
و امیرالمؤمنین در نعمت و راحت ترزبان است بشکر الهی و برابری میکند با بلیه ٔ الم رسان با صبر بسیاری که خدا به او داده است... (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 308).
بدل پرصبر گشتم تا بمن بر
چو بر ایوب زر بارید باران.
ناصرخسرو.
تخم ظفر نیست مگر صبر بر
صبر چو زیتون و ظفر روغن است.
ناصرخسرو.
چو صبر تلخ باشد پند لیکن
بصبرت پند چون صبرت شود قند.
ناصرخسرو.
باران بصبر پست کند گرچه
نرم است روی آن که خارارا.
ناصرخسرو.
صبر از مراد نفس و هوی باشد
این بود قول عیسی شعیا را.
ناصرخسرو.
یاری ز صبر خواه که یاری نیست
بهتر ز صبر مر تن تنها را.
ناصرخسرو.
جز صبر تیر او را اندر جهان سپر نیست
مرغی است صبر کو را جز خیر بال و پر نیست.
ناصرخسرو.
هیچ در صبر دل نبندم ازآنک
دانم از صبر هیچ نگشاید.
خاقانی.
یک رشته ٔ جان بصد گره دارم
صبرش گرهی گشادنتواند.
خاقانی.
ز آتش سینه مرا صبر چو سیماب پرید
صبر پران شده را مرغ بپر می نرسد.
خاقانی.
کَه کَه شده ست صبرم و بر تو به نیم که
جوجو شده ست جانم و بر تو به نیم جو.
خاقانی.
میندیش اگر صبر من لشکری شد
دلت سنگ شد سنگ بر لشکر افکن.
خاقانی.
بر سر عقل آستینی میزنم
از در صبر آستانی میکنم.
خاقانی.
زنهار تا نگوئی کاین غم بصبر ماند
گر صبر غم نشاند پس زینهار من چه ؟
خاقانی.
گفتی که بدرد دل ، صبراست طبیب اما
امروز طبیبت شد بیمار نگه دارش.
خاقانی.
روزی هزار بار بخوانم کتاب صبر
هوشم چو نیست لاجرم از بر نمی شود.
خاقانی.
ای صبر که کشته ٔ فراقی
در معرکه ٔ بلات جویم.
خاقانی.
بدان تا دلم منزل فقر گیرد
به از صبر منزل نمایی نبینم.
خاقانی.
عقل در آن دایره سرمست ماند
عاقبت از صبر تهی دست ماند.
نظامی.
صبر از ایمان بسر یابد کله
حیث لا صبر فلا ایمان له.
مولوی.
صبر تلخ آمد ولیکن عاقبت
میوه ٔ شیرین دهد پرمنفعت.
مولوی.
رنج بدخویان کشیدن زیر صبر
منفعت دادن بخلقان همچو ابر.
مولوی.
صبر چون پول صراط آنسو بهشت
هست با هر خوب یک لالای زشت.
مولوی.
منشین ترش تو از گردش ایام که صبر
گرچه تلخ است ولیکن بر شیرین دارد.
سعدی.
قرار در کف آزادگان نگیرد مال
نه صبر در دل عاشق نه آب در غربال.
سعدی.
گنج صبر اختیار لقمانست
هرکرا صبر نیست حکمت نیست.
سعدی (گلستان ).
غرقه در بحر عمیق تو چنان بی صبرم
که مبادا که ز دریام بساحل فکند.
سعدی.
تلخست دهان عیشم از صبر
ای تنگ شکر بیار قندی.
سعدی.
صبر بسیاربباید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید.
سعدی.
من صبر بیش از این نتوانم ز روی او
چند احتمال کوه توان بود کاه را.
سعدی.
هاتف آن روز بمن مژده ٔ این دولت داد
که بر آن جور و جفا صبر و ثباتم دادند.
حافظ.
|| باز داشتن کسی را برای قتل. || بازداشتن کسی را برای یمین. || کفیل و پذرفتار شدن کسی را. || انبار کردن گندم را. (منتهی الارب ).
- بی صبری ؛ صبر نکردن. تحمل نکردن :
حمل بی صبری مکن بر گریه ٔ صاحب سماع
اهل دل داند که تا زخمی نخورد آهی نکرد.
سعدی.
- صبر آمدن ؛ در تداول عوام عطسه کردن. رجوع به صبر کردن... شود.
- امثال :
از صبر آدمی زاد گرگ آدم خوار پیدا میشود.
صبر تلخ است ولیکن بر شیرین دارد.
الصبر مفتاح الفرج ؛ شکیبائی کلید گشایش است :
گفت ای نور حق و دفع حرج
معنی الصبر مفتاح الفرج.
مولوی.
شکیبائیش مرغان را پر افشاند
خروس الصبر مفتاح الفرج خواند.
نظامی.

صبر. [ ص َ ب ِ / ص َ ] (ع اِ) سولع. مقر. ایلوا. بفتح اول و کسر ثانی است. و سکون ثانی جائز نیست مگر بضرورت شعری.و آن عصاره ٔ تلخ است از درختی که به هندی ایلوا گویند. اما از قاموس معلوم می شود که شعرای عرب بسکون دوم جایز داشته اند بنابر ضرورت در این صورت تصرف فارسیان نباشد که به سکون دوم میخوانند و لهذا در مدار نوشته که صبر بالفتح معروف است و نوعی از دوا و بعضی گویند که بمعنی دوای تلخ بکسر اول و سکون ثانی نیز جایز است چه هر اسمی که بفتح اول و کسر ثانی باشد در آن کسر و فتح اول و سکون ثانی نیز جایز است چنانکه درکَتِف و کِتف و کَتف و در فَخِذ و فِخذ و فَخذ... (غیاث اللغات ). و در اختیارات بدیعی است که آن سه نوع است : اسقوطری و عربی و سمجانی و بهترین آن سقوطری بود... و نیکوترین صبر سقوطری آن بود که لون آن مانندلون جگر بود و بوی وی مانند مرّ بود و براق بود نزدیک صمغ عربی و چون در دست بمالند زود خرد شود و بلون مانند زعفران بود و از وی بوی روغن گوسفند آید و قطعاً سنگ ریزه در وی نبود و نوع عربی را عدنی و یمنی خوانند و وی میانه بود و سمجانی بد بود و آن را صبر بردگی خوانند... و در تحفه ٔ حکیم مؤمن آرد: عصاره ٔ نباتی است ، برگ آن شبیه ببرگ کلم و بسیار ضخیم و شبیه ببرگ رقع یمانی که در مازندران انجیر بغداد می نامندوبیخ آن بقدر شلغم و از یک بیخ زیاده بر ده عدد میروید و مملو از رطوبت در غایت تلخی و چون مدتی بگذرد از وسط برگها ساقی میروید قریب بذرعی و پر از رطوبت عسلی با اندک حلاوت و کریه الرائحه و ثمرش مثل غوره ٔ خرما و در آخر سرخ می شود و آنچه از جزیره ٔ سقوطر بلاد یمن آرند زرد مایل بسرخی و زودشکن و براق و خوشبو و بهترین اقسام است و قسم عربی مایل بزردی و درخشندگی او کمتر است و قسم سمجانی که صبر فارسی نیز گویند بدبوئی و سیاهی او غالب و بی درخشندگی و زبونترین اقسام است. و محمدبن احمد گوید: نوعی دیگر مسمی بخضری میباشد که بعد از سقوطری بهتر از عربی و فارسی است و هرچه از هفت سال بلکه از چهار سال بگذرد و آنچه بدبو و سیاه و بی درخشندگی باشد استعمال او جایز نیست و باید در سائیدن صبر مبالغه نمایند و در هوای بسیار سرد و بسیار گرم و در مزاج جوانان و محرورین و ضعیف الاحشاء خصوصاً با صاحبان ضعف جگر و امعاء و سده ٔ ماساریقا و بواسیر و علل مقعد استعمال نباید کرد و صبر در دوم گرم و در سوم خشک و مسهل قوی موادی که مهیا و جمع بوده باشد و ضعیف الاثر است در آنچه مهیای دفع نشده باشد و مخرج سودا و بلغم غلیظ مائی و صفرای مائی و مفتح سوای سده ٔ جگر و محلل ریاح احشاء و مجفف بی لذع خصوصاً شسته ٔ او و با مصطکی منقی دماغ است و جهت مفاصل مفید و یا غاریقون جهت ربو و تنقیه ٔ سینه و با گل سرخ و مصطکی جهت امراض معده و با آب سرد جهت نفث الدم سینه و با ادویه ٔ مناسبه جهت یرقان و جمیع امراض سوداوی و اخراج اقسام کرم و امراض سپرز و گرده و رفع تشنگی که از صفرای مخلوط بلغم باشد مفید و بالخاصیه مضر جگر و مقعد و اکثار او مورث اسهال دموی و کهنه ٔ او و انواع زبون او گاه باشد که تا سه روز در معده بماند و باعث کرب گردد و مصلح او مقل ازرق و مصطکی و پوست هلیله ٔ زرد و کتیرا و زعفران و افسنتین و شربتش یک مثقال و بدلش در اورام و جراحات دوچندان آن حضض و در اسهال نیم وزن او تربد و قدری سقمونیا است و طلای او حافظ جثه میت از فساد و جهت ضربه و سقطه و اورام و رفع آثار و نزلات و صداع و نمله و جمره و آکله و قروح خبیثه و با آب گشنیز و جهت باد سرخ و شری و با مغز تخم کدو جهت جراحت بینی و با مورد و شراب جهت سیاه کردن و درازی موی نافع و رفع قمل و رویانیدن موی که از کچلی ریخته باشد مجرب و غسول او با سرکه جهت سعفه و خزاز و داءالثعلب و اکتحال او مقوی نور بصر و جهت سلاق و جرب و حکه و مطبوخ او با آب گندنا و سلج الحیه جهت سقوط دانه ٔ بواسیر و امراض مقعد بی عدیل و ذرور او مجفف زخمها و التیام دهنده ٔ او و جهت قروح قضیب و فرج و اعضای عصبانی بغایت نافع و با استخوان پوسیده بالسویه راعف نواصیر و آکله مجربست. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). و در تذکره ٔ ضریر انطاکی آرد که : نیکوتر آن صبری بود که اعتصار آن در سرطان بود و پس از گستردن در آفتاب در پوست کنند و قوت آن چهار سال بماند... و با مرسین و سداب موی دراز و سیاه کند و از ریزش بازدارد و شپش بکشد و موی برویاند پس از کلی - انتهی. در گیاه شناسی گل گلاب آمده است که : صبر از دسته ٔ سوسن ها است و در نقاط گرم روئیده (میشود) برگهای بسیار ضخیم دارد و برگهای آن دارای صمغی بنام صبر زرد است که مسهلی بسیار قوی و تلخ است. (گیاه شناسی گل گلاب ص 281) : و چون روزی چند برآمد مردمانی از شام سوی بیت المقدس آمدند که عیسی را ببینند و با خویشتن هدیه آوردند عیسی را که بمادرش دهند پاره ای زر و پاره ای مر و پاره ای کندر و مر داروئی است تلخ همچون صبر که بشکستگی بمالند...
تا صبر را نباشد شیرینی شکر
تا بید را نباشد بویی چو داربوی .
رودکی.
چو صبر تلخ باشد پند لیکن
بصبرت پند چون صبرت شود قند.
ناصرخسرو.
بدین تلخی که کرد این صبر این سان ؟
چنین شیرین که کرد این شاخ شکر؟
ناصرخسرو.
روی بهی کجا بود مرد زحیر را که خود
وقت سقوط قوتش صبر خورد سقوطری.
خاقانی.
اگر چه بیدلان را صبرکردن
بسی مشکل تر است از صبر خوردن.
(ویس و رامین ).
صبورآباد من گشت این سیه سنگ
که از تلخی چو صبر آمد سیه رنگ.
نظامی.
ور تو نشناسی شکر را از صبر
بیگمان شد حس ذوق تو خدر.
(مثنوی ).
دردا که طبیب صبر می فرماید
وین نفس حریص را شکر می باید.
سعدی (گلستان ).
شکر خوشست ولیکن حلاوتش تو ندانی
من این معامله دانم که طعم صبر چشیدم.
سعدی.

صبر. [ ص ُ ] (اِخ ) بطنی است از غسان. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ).

صبر. [ ص ُ ] (ع اِ) زمین سنگریزه ناک. (منتهی الارب ). || کرانه. (منتهی الارب ) (نشوء اللغة ص 17). || سطبری هر چیزی و طرف آن. || ابر سپید. || طرف آبجامه. || تمامه ٔ هر چیزی. و در همه ٔاین لغات بکسر صاد نیز آمده است. (منتهی الارب ). || فرازین بهشت. و منه الحدیث : سدرة المنتهی صبر الجنة و کذلک صبر کل شی ٔ اعلاه. (مهذب الاسماء).

صبر. [ ص ِ ] (ع اِ) ابر سپید. || ناحیت. (منتهی الارب ).

صبر. [ ] (اِخ ) کوهی است که در آن معدنی از طلاست. (الجماهر بیرونی ص 270).

صبر. [ ] (اِ) صنبر. روز دوم از هفت روز بردالعجوز است. (آثار الباقیه ).

صبر. [ ص ُ ب ُ ] (ع اِ) جمع صبیر. (منتهی الارب ). رجوع به صبیر شود.

صبر. [ ص ُ ب ُ ] (ع اِ) زمینی که در آن سنگ ریزه بود. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ).

صبر. [ ص َ ب َ ] (ع اِ) برف. (منتهی الارب ).

صبر. [ ص َ ب ِ ] (اِخ ) نام کوهی است بلند در یمن و در آن قلعه ها و قریه های چنداست و قلعه ای در این کوه است بنام صبر. یاقوت گوید:ندانم کوه را بنام قلعه خوانده اند یا قلعه را بنام کوه ، و هم یاقوت از ابن ابی الدمینة آرد: جبل صبر در بلاد معافر است و هم یاقوت گوید: صَبِر حاجزی است بین جباء و جند و از جبال مسنمة است. (معجم البلدان ).

معنی صبر به فارسی

صبر
شکیبیدن، شکیبایی کردن، شکیبایی، بردباری، شهرالصبر: ماه رمضان
گیاهی است از تیره سوسنیها جزو دسته تک لپه ییها که دارای برگهای ضخیم و دراز و سبز مایل به قرمز و بدون دمبرگ دارای کناره های ضخیم پیچ و خم دار است که منتهی به تیغ می شوند . گلهایش به رنگ زرد مایل به سبز است که به صورت خوشه بر روی ساقه مولد گل قرار دارند . این گیاه دارای گونه های متعدد است . که همه خاص نواحی گرم هندوستان و جزایر آنتیل و شمال افریقا است و برخی گونه ها نیز در نواحی بحر الرومی می رویند . از این گیاه شیرابه ای به دست می آورند که پس از تغلیظ به نام صبر زرد به بازار عرضه می دارند . و آن در تداوی مصرف دارد . صبر زرد صباره الصبر آلوئس آلوی شب یار . یا صبر زرد . ۱ - صبر . ۲ - شیرابه سفت شده ای که از گیاه صبر به دست می آورند . رنگ این ماده غلیظ شده از قرمز تا قهوه یی متغیر است . و معمولا به صورت تکه های جامد به بازار عرضه می شوند . قطعات صبر زرد به خوبی به صورت گرد در می آیند . و در مجاورت حرارت ابتدا نرم و ذوب شده سپس با شعله درخشانی می سوزد . صبر زرد به خوبی در الکل و در آب جوش حل می شود و پس از سرد شدن رسوبی به نام صمغ صبر زرد از خود باقی می گذارد. طعم صبر زرد بسیار تلخ و مهوع و بویش بسته به انواع آن فرق می کند . تبر زرد صبر . یا صبر سقوطری . صبر زردی که از گیاهان مولد صبر جزیره سقوطر ( جزیره ایست در اقیانوس هند در جنوب هندوستان با ۱۲٠٠٠ سکه و جزو مستملکات انگلیس است ) به دست آید .
نام کوهی است بلند در یمن و در آن قلعه ها و قریه های چند است و قلعه در این کوه است بنام صبر
[Aloe] [گیاهان دارویی] سرده ای از سریشیان (Asphodelaceae) شامل گیاهانی با برگ های طوقه ای بزرگ و ضخیم و گوشتی و گل های لوله ای به رنگ های زرد، نارنجی، صورتی یا قرمز که بر روی شاخۀ گل دهنده به صورت دسته ای و متراکم قرار دارند
[ گویش مازنی ] /sabr/ عطسه - صبوری و شکیبایی
( مصدر ) درنگ کردن شکیبایی ورزیدن .
افزاینده نیروی شکیبایی .
[ گویش مازنی ] /sabr bezaan/ عطسه کردن
[ گویش مازنی ] /sabr bomaan/ عطسه آمدن به مفهوم بدیمنی و عدم ارتکاب و اقدام به عملی
[Aloe vera, Aloe vulgaris, Aloe barbadensis] [گیاهان دارویی] گونه ای صبر بوته ای و پایا به ارتفاع 50 تا 80 سانتی متر و با ساقه های چوبی کوتاه به ضخامت 5 تا 10 سانتی متر و برگ های نیزه ای و قایقی به رنگ سبز یا سبز مایل به خاکستری به طول 30 تا 50 سانتی متر و عرض 8 تا 10 سانتی متر و ضخامت 1 تا 3 س...
( مصدر ) شکیبا بودن تحمل گردن .
( صفت ) آن که شکیبایی را دوست دارد دوستدار صبر .
( صفت ) آنکه شکیبایی دیگری را بیازماید
( مصدر ) شکیبایی کردن صبر پیشه ساختن
[ گویش مازنی ] /shabr haakordan/ حوصله و شکیبایی به خرج دادن
۱ - شکیبایی کردن بردباری کردن . ۲ - عطسه کردن .
( صفت ) ناشکیبا بی تحمل .
( صفت ) که صبر بسیار دارد پر شکیب مقابل کم صبر .
کم صبر و بی تحمل .
صداع و درد معده را نفع دهد

معنی صبر در فرهنگ معین

صبر
(صَ) [ ع . ] (اِ.) گیاهیست با برگ های دراز و ضخیم و تیغ دار با گل های زرد رنگ . در جاهای گرم می روید و طعم تلخ دارد.
( ~ .) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) شکیبایی کردن . ۲ - (اِمص .) بردباری . ۳ - (عا.) عطسه . ، ~ ایوب کنایه از: شکیبایی بسیار زیاد.
( ~ . وَ یا وُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) عطسه کردن .

معنی صبر در فرهنگ فارسی عمید

صبر
زمین پر از سنگریزه.
گیاهی از خانوادۀ سوسن ها با برگ های بلند، شیرابه ای زرد و تلخ که مصرف دارویی دارد.
شکیبایی کردن، شکیبایی، بردباری.
ناشکیبا، بی شکیب.

صبر در دانشنامه اسلامی

صبر
صبر، عبارت است از ثَبات نفس و اطمینان آن و مضطرب نگشتن و مقاومت کردن در بلایا و مصایب، به گونه ای که سینه انسان تنگ نشود و خاطرش پریشان نگردد.
عام ترین و مهم ترین صفت انسانی بازدارنده «صبر» است. «صبر» در لغت عرب به معنای حبس و در تنگنا و محدودیت قرار دادن است. و برخی نیز آن را بازداشتن نفس از اظهار بی تابی و بی قراری دانسته اند.
صبر در اصطلاح
در فرهنگ اخلاقی، صبر عبارت است از وادار نمودن نفس به انجام آنچه که عقل و شرع اقتضا می کنند و باز داشتن از آنچه عقل و شرع نهی می کنند. و هم چنین حفظ نفس از اضطراب، اعتراض و شکایت و همچنین به آرامش و طمأنینه گفته می شود. با توجه به تعاریف مذکور، «صبر» یک صفت نفسانی بازدارنده و عامی است که دارای دو جهت عمده است: از یک سو گرایش ها و تمایلات غریزی و نفسانی انسان را حبس و در قلمرو عقل و شرع محدود می کند. از سوی دیگر نفس را از مسئولیت گریزی در برابر عقل و شرع باز داشته و آن را وادرا می کند که زحمت و دشواری پایبندی به وظایف الهی را بر خود هموار سازد. البته این حالت اگر به سهولت و آسانی در انسان تحقّق یابد، به آن «صبر» و هرگاه فرد خود را با زحمت و مشقّت بدان وادار سازد، «تصبّر» می گویند.
انواع صبر
بر مبنای مفهوم عام و گسترده ای که برای صبر بیان شد، عالمان اخلاق از جهات مختلف انواع متعددی برای صبر بیان داشته اند که مهم ترین آنها به اختصار بیان می گردد.
← از جهت مفهوم
...
صبر
عام ترین و مهم ترین صفت انسانی بازدارنده «صبر» است. «صبر» در لغت عرب به معنای حبس و در تنگنا و محدودیت قرار دادن است و برخی نیز آن را بازداشتن نفس از اظهار بی تابی و بی قراری دانسته اند.
در فرهنگ اخلاقی، صبر عبارت است از وادار نمودن نفس به انجام آنچه که عقل و شرع اقتضا می کنند و بازداشتن از آنچه عقل و شرع نهی می کنند. با توجه به تعاریف مذکور، «صبر» یک صفت نفسانی بازدارنده و عامی است که دارای دو جهت عمده است: از یک سو گرایش ها و تمایلات غریزی و نفسانی انسان را حبس و در قلمرو عقل و شرع محدود می کند. از سوی دیگر نفس را از مسئولیت گریزی در برابر عقل و شرع بازداشته و آن را وادرا می کند که زحمت و دشواری پایبندی به وظایف الهی را بر خود هموار سازد. البته این حالت اگر به سهولت و آسانی در انسان تحقق یابد به آن «صبر» و هرگاه فرد خود را با زحمت و مشقت بدان وادار سازد، «تصبّر» می گویند.
بر مبنای مفهوم عام و گسترده ای که برای صبر بیان شد، عالمان اخلاق از جهات مختلف انواع متعددی برای صبر بیان داشته اند که مهمترین آن ها به اختصار بیان می گردد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «صبر سه قسم است:
بنابراین هر کس بر مصیبتی صبر کند و سختی آن را به نیکوئی تحمل نماید خدای متعال برای وی سیصد درجه می نویسد به طوری که ما بین هر درجه فاصله ای هست به مقدار فاصله موجود میان آسمان و زمین و هر کس بر طاعت خدا صبر نماید خدای متعال برای وی ششصد درجه عطا می کند که ما بین هر درجه فاصله ای هست مثل فاصله موجود میان پائین ترین نقطه زمین تا عرش خدا و هر کس بر معصیت خدا صبر کند (معصیت خدا را انجام ندهد) خدای متعال برای وی نهصد درجه عنایت می فرماید که مابین هر درجه فاصله ای هست مثل مقدار فاصله موجود از پائین ترین نقطه زمین تا منتهای عرش خدا.
برخی از عالمان اخلاق و اهل معرفت برای صبر بر امور ناخوشایند (صبر خاص) سه مرتبه قائل شده اند:
واژه «صبر» در شکل های مختلف بیش از صدبار در قرآن بکار رفته است که خود به خود بیانگر اهمیت این موضوع است. قرآن کریم در بیان علت رسیدن بعضی از بنی اسرائیل به مقام امامت و هدایت مردم می فرماید: «وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَکَانُوا بِآیَاتِنَا یُوقِنُونَ»؛ و چون شکیبایی کردند و به آیات ما یقین داشتند، برخی از آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت می کردند.
صبر
معنی صَبْرٌ: صبر - پايداري(کلمه صبر به طور کلي به معناي حبس و نگهداري نفس است در برابر عمل به مقرراتي که عقل و شرع معتبر ميشمارند و يا ترک چيزهايي که عقل و شرع اقتضاء ميکنند که نفوس را از ارتکاب آن حبس کرد .)
معنی صَبَرَ: صبر کرد (کلمه صبر به طور کلي به معناي حبس و نگهداري نفس است در برابر عمل به مقرراتي که عقل و شرع معتبر ميشمارند و يا ترک چيزهايي که عقل و شرع اقتضاء ميکنند که نفوس را از ارتکاب آن حبس کرد .)
معنی صَابِرُواْ: به اتفاق يکديگر صبر پيشه کنيد (مصابره عبارت است از اينکه جمعيتي به اتفاق يکديگر اذيتها را تحمل کنند و هر يک صبر خود را به صبر ديگري تکيه دهد و در نتيجه برکاتي که در صفت صبر هست دست به دست هم دهد و تاثير صبر بيشتر گردد واين از معاني باب مفاعله است )
معنی أَتَصْبِرُونَ: آيا صبر مي کنيد
معنی ﭐصْبِرُواْ: صبر کنيد
معنی لَن نَّصْبِرَ: هرگز صبر نمی کنیم
معنی تَصْبِرُواْ: که صبر کنيد
معنی ﭐصْبِرْ: صبر کن
معنی نَصْبِرَنَّ: حتماً صبر مي کنيم
معنی تَصْبِرُ: صبر مي کني
ریشه کلمه:
صبر (۱۰۳ بار)

«صبر» به معنای استقامت است.
واژه صبر ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • صبر (اخلاق)، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم اخلاق، عبارت است از ثَبات نفس و اطمینان آن و مضطرب نگشتن و مقاومت کردن در بلایا و مصایب• صبر (فقه)، یکی از اصطلاحات به کار رفته در فقه، به معنی خویشتن دارى و شکیبایی و دارای کاربرد در ابواب طهارت و جهاد
...
صبر، عبارت است از ثَبات نفس و اطمینان آن و مضطرب نگشتن و مقاومت کردن در بلایا و مصایب، به گونه ای که سینه انسان تنگ نشود و خاطرش پریشان نگردد. در فرهنگ اخلاقی، صبر عبارت است از وادار نمودن نفس به انجام آنچه که عقل و شرع اقتضا می کنند و باز داشتن از آنچه عقل و شرع نهی می کنند.
عام ترین و مهم ترین صفت انسانی بازدارنده صبر است. صبر در لغت عرب به معنای خویشتن داری، حبس و در تنگنا و محدودیت قرار دادن است.
زیبدی، مرتضی، تاج العروس، ج۷، ص۷۱.    
در فرهنگ اخلاقی، صبر عبارت است از وادار نمودن نفس به انجام آنچه که عقل و شرع اقتضا می کنند و باز داشتن از آنچه عقل و شرع نهی می کنند.
راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات، ص۴۷۴.    
علیرغم وضوح ظاهری این واژه، برخی آن را تحریف کرده و آن را به معنای انظلام (ظلم پذیری و سکوت در مقابل ظلم و ناملایمات) و شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت گرفته اند. این تفسیر که در واقع ظالم پروری و حقارت طلبی است ابداً در مورد صبر صحیح نیست، بلکه صبر به معنای مقاومت، پایمردی، برخورد صحیح با مشکلات و تحکیم و تثبیت حق است، هر چند مستلزم از دست دادن مال و جان و آبرو باشد.سکوت کردن در مقابل ظلم (انظلام) (سکوت در برابر ظلم، شامل خونسردی و بی تفاوتی در مورد چاره جوئی مشکلات که ظاهرا با صبر مشتبه می شود، نیز می گردد.) نظیر صبر است اما در معنا ضد آن می باشد، سکوت در برابر ظلم، حالتی است برخاسته از خواری و ذلت نفس که دارنده این حالت به جای مبارزه با موانع راه کمال و پیمودن راه فطرت و وصول به قرب الهی، نشستن را بر رفتن، آسانی را بر سختی و در یک کلام، تسلیم را بر مبارزه بر می گزیند. سکوت در برابر ظلم، از اقسام صبر بر بلا نیست، بلکه گردن نهادن به ادامه بلاهاست. بنابراین سکوت در مقابل ظلم را نباید با صبر که نوعی مبارزه آرام و حساب شده در جای خود می باشد، اشتباه گرفت.
حبیبیان، احمد، مرز فضایل و رذایل اخلاقی، ص۹۹، قم، مطبوعات دینی، بهار۸۲، دوم.
...
صبر، به معنی خویشتن دارى و شکیبایی می باشد و از آن به مناسبت در باب طهارت و جهاد سخن گفته اند.
صبر در برابر جزَع در لغت به معناى خویشتن دارى و بى تابى نکردن در برابر مصائب، ناملایمات و مکروهات است.
مجمع البحرین، واژه «صبر».
در حدیثى از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله آمده است که صبر بر سه قسم است:صبر بر مصائب که با بى تابى نکردن و زبان به شکوه نگشودن و مانند آن تحقق مى یابد.صبر بر طاعت که با انجام دادن طاعت و استمرار بر آن و از مسیر شرع و دیانت خارج نشدن محقق مى شود.و صبر بر معصیت و گناه که با ترک گناه و بازداشتن نفس خود از گرایش به سوى آن تحقق مى یابد.
الکافى (کلینى)، ج۲، ص۹۱.
برترین اخلاق پسندیده که ریشه و اصل بسیارى از خوی ها و خصلت هاى نیکو است و در آیات و روایات فراوان به آن سفارش شده است.خداوند در قرآن کریم مى فرماید:«وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَى ءٍ مِنَ الخَوْفِ و الجُوعِ و نَقْصٍ مِنَ الأَمْوالِ و الأنْفُسِ و الَّثمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ الذِینَ اِذَا أَصَابَتْهُم مُصِیبةٌ قَالُوا إنَّا ِللّه ِ و إنّا إلَیْهِ رَاجِعُونَ
سوره بقره، آیه۱۵۵ ۱۵۶.    
...
قرآن کریم صبر اهل بیت علیهم السّلام در برابر گرسنگی و انجام وظایف را می ستاید.
قرآن کریم صبر اهل بیت علیهم السّلام در برابر گرسنگی و انجام وظایف را چنین بیان می فرماید: «ویطعمون الطعام علی حبه مسکینا ویتیما واسیرا• وجزیـهم بما صبروا جنة وحریرا» و غذای (خود) را با اینکه به آن علاقه (و نیاز ) دارند به مسکین و یتیم و اسیر می دهند•خداوند در برابر شکیبائی آنان، بهشت و لباسهای حریر بهشتی را به آنها پاداش می دهد.
معنای اسیر
و مراد از مسکین و یتیم معلوم است، و مراد از اسیر هم همان معنایی است که از این اسم به ذهن می رسد، یعنی کسی که از اهل دار الحرب گرفتار مسلمین شده باشد. و اما اینکه بعضی منظور از اسیر را مسلمان اسیر شده در دست کفار و یا محبوس و یا برده و یا زنان اسیر در دست مردان دانسته اند، ادعاهایی است بدون هیچ دلیل، و به خاطر اثبات آن خود را به زحمت انداخته اند.
ابرار در قرآن
آنچه تنبه بدان لازم است این است که سیاق این آیات سیاق داستان سرائی است، داستان مردمی از مؤ منین که قرآن نامشان را ابرار خوانده، و از پاره ای کارهایشان یعنی وفای به نذر و اطعام مسکین و یتیم و اسیرشان خبر داده، ایشان را می ستاید، و وعده جمیلشان می دهد. معلوم می شود سبب نزول این آیات هم همین داستان بوده، و این داستان در خارج واقع شده نه اینکه بخواهد یک قصه فرضی را جعل کند، آنگاه آثار خوب آن را بر شمرده، و کسانی را که آنچنان عمل کنند وعده جمیل بدهد.
آیات مدنی
...
صبر ایوب اشاره به یکی از صفات حضرت ایوب دارد که در قرآن، حدیث لوح و زیارت ناحیه به آن اشاره شده است. در فرهنگ عمومی نیز صبر ایوب را برای ضرب المثل به کار می برند.
صبر و بردباری حضرت ایوب دربرابر بلا شهرت بسیار دارد. روایت است که: ایوب ثروت فراوان داشت. اما این دارایی ها از بین رفت و سختی های فراوانی برایش پدید آمد. این پیامبر الهی در برابر تمام مشکلات پیش آمده، مدت هفت یا هیجده سال صبر و بردباری نمود. در هیچ یک از بلاها، عافیت و بهبودی در خواست نکرد. تا آنکه خداوند متعال وی را به صفت صبر ستوده و تمام رنج های او را پایان و دولت و ثروت او را برگرداند.
پیامبر می فرماید: ایوب بردبارترین مردم است. لذا در روز قیامت با وی بر سایرین دلیل آورده می شود. امام صادق می فرماید: شخصی که در دنیا گرفتار شده و بر اثر آن به فتنه و گمراهی افتاده، روز قیامت می گوید: پروردگارا! مرا به شدت گرفتار و مبتلا کردی تا این که به فتنه و تباهی دچار شدم. پس حضرت ایوب را می آورند و به آن مرد گفته می شود: آیا رنج و بلای تو سخت تر بود یا رنج و بلای ایوب؟ او هم به رنج و بلا در افتاد اما گرفتار فتنه و تباهی نشد.
صبر در آیات قرآن و روایات به معنی تسلیم شدن در برابر زورگویان نیست بلکه به معنای مقاومت وایستادگی در مقابل دشمن است.
صبر در مفاهیم اسلامی بسیار اهمیت دارد. امیرمؤمنان (علیه السّلام) در نهج البلاغه در کلام معروفشان می فرمایند: «الصبر من الایمان بمنزلة الراس من الجسد» ارزش صبر برای ایمان مانند ارزش سر برای تن است. «لا خیر فی جسد لا راس معه ولا فی ایمان لا صبر معه» و ایمانی که صبر نداشته باشد مانند بدنی که سر نداشته باشد فایده ای ندارد. طبق آیات قرآن نیز در روز قیامت آنگاه که بهشتیان به استقبال نیکوکاران می آیند و ایشان را به سوی بهشت دعوت می کنند، می گویند: (سلام علیکم بما صبرتم) درود بر شما، این پاداش عظیم الهی به دلیل صبر و استقامت شماست.
صبر در آیات و روایات
قرآن و روایات اسلامی درمورد صبر چه می فرمایند؟به عنوان مثال در سوره انفال آمده است: (یا ایها النبی حرض المومنین علی القتال ان یکن منکم عشرون صابرون یغلبوا مائتین) ای پیامبر! مؤمنان را آماده مبارزه با دشمنان مهاجم کن، (و چون مسلمانان در اقلیت بودند و به دلیل همین نابرابری، بعضی حاضر به جنگ نبودند می فرماید: ) بیست نفر از شما در مقابل دویست نفر از آن ها می تواند بایستد (اما به شرط این که بیست نفر مقاوم و بااستقامت باشند). متاسفانه کسانی که از روی نادانی یا غرض، این مفهوم را تحریف کرده اند، صبر را تسلیم شدن در مقابل زورگویان و تحمل هرگونه محرومیت تعریف می کنند. در آیه بعد خداوند تخفیف می دهد و می فرماید: عدد یک دربرابر ده به دلیل ضعف شما مشکل است ولی اگر جمعیت شما نصف جمعیت دشمن باشد نیز بایستید؛ و باز هم تاکید بر افراد صابر و شکیبا می کند. (الان خفف الله عنکم و علم ان فیکم ضعفا فان یکن منکم مائة صابرةیغلبوا مائتین و ان یکن منکمالف یغلبوا الفین باذن الله و الله مع الصابرین). آیا صبر در آنچه گذشت به معنی تسلیم شدن است یا مقاومت وایستادگی در مقابل دشمن؟تعبیر امیرالمؤمنین (علیه السّلام) درمورد صبر نیز، که در ابتدای مطلب گذشت، معنی صبر را روشن می سازد و قیاس ارزش صبر برای ایمان با ارزش سر برای بدن، می رساند: همان طور که ارزش آدمی به تفکر و اندیشه و تدبر اوست که از عقل سرچشمه می گیرد، صبر نیز جزء مسائل مهم انسانی است و به معنای ایستادگی و مقاومت دربرابر دشمن می باشد. در تعبیر دیگری قرآن مجید در سوره احقاف می فرماید: (فاصبر کما صبر اولوا العزم من الرسل و لا تستعجل لهم) ای پیامبر! صبر کن، اگر این جمعیت نادان در مرحله اول ایمان نیاوردند مایوس نباش، ناراحتی ها را تحمل کن، همان گونه که پیامبران اولوالعزم صبر کردند و عجله نکن این ها ده ها و گاهی صدها سال در عصر جاهلیت به کارهای خلاف خو گرفته اند و یک روزه نمی توان آن ها را تغییر داد. دراین آیه نیز صبر به عنوان یک فضیلت اخلاقی مطرح شده است. آنچه به وسیله امام خمینی (رحمه الله علیه) تبلیغ شد و باعث موفقیت در انقلاب و هشت سال جنگ تحمیلی گشت و با آن توانستیم کشور را از تجاوز بیگانگان حفظ کنیم مفهوم والای صبر بود. درحالی که دشمن در بهترین شرایط جنگی و ما در بدترین شرایط بودیم؛ ولی استقامتی که از ایمان ناشی می شود باعث نجات ما شد. آیا صبر با این معانی، یک فضیلت اخلاقی و مهم انسانی است یا باعث عقب افتادگی؟ ولی زمانی که به دست افراد نادان و یا مغرض می افتد تبدیل به رذیله اخلاقی می شود یا مسئله ای که باعث عقب افتادگی خواهد شد.
صبر در برابر مصائب و حوادث دردناک
علمای اخلاق صبر را به سه شاخه تقسیم می کنند که شاخه اول: صبر بر مصیبت هاست. برخی مصائب که در زندگی پیش می آید، در طول تاریخ برای تمامی انسان ها بوده است و باز هم خواهد بود. مانند: جنگ تحمیلی و ناراحتی های شدید آن یا آفات آسمانی و زلزله و امثال آن یا آفاتی که برای مزارع و باغات به وجود می آید و یا بیماری های دوران کهولت و حوادث مختلف که باعث از دست رفتن عزیزان می شود. البته منظور، آفتی است که غیر قابل اجتناب باشد؛ زیرا اگر بتوان از آن اجتناب کرد باید با کوشش، آن را رفع کنیم. قرآن مجید در سوره بقره به برخی آفات ازجمله: خوف (جنگ و ناامنی)، از دست رفتن عزیزان و آفات دیگر اشاره می کند و می فرماید: (و لنبلونکم بشیء من الخوف والجوع ونقص من الاموال والانفس والثمرات وبشر الصابرین) دربرابر این حوادث می توان به دو صورت برخورد کرد: عده ای حالت انفعالی دارند، بی تابی می کنند و فریاد می کشند و گریبان چاک کرده و سر به دیوار می کوبند و گاهی خدایی ناکرده دست به خودکشی می زنند. اما عده ای به برنامه پیشنهادی اسلام که صبر دربرابر مصیبت است عمل می کنند و بر لطف خدا توکل کرده و پاداش را از خدا می خواهند و خدا اجر صابران را به ایشان عنایت می کند. آیه فوق اشاره به این معنی می کند و می فرماید: به صبرکنندگان بشارت بده. چنین صبری در مقابل مصیبت غیرقابل اجتناب، فضیلت است و باعث آرامش انسان می شود و از بی تابی و خودکشی و ابتلا به انواع بیماری ها و ناراحت کردن اطرافیان جلوگیری می کند. در روایتی امیرمؤمنان (علیه السّلام) می فرمایند: «انک ان صبرت جرت علیک المقادیر وانت ماجور و ان جزعت جرت علیک المقادیر و انت مازور» اگر صبر کنید، هرچند این حوادث غیرقابل پیشگیری، اتفاق می افتد ولی خداوند اجر صابران را عنایت می فرماید، اما اگر جزع و بی تابی کنید این گونه مصیبت ها از بین نمی رود ولی اجر و پاداش شما از بین خواهد رفت و حتی ممکن است دربرابر این بی تابی، برای شما گناه نوشته شود. آیا اگر این تعلیم اسلامی نبود، مادران و پدران شهدا وخانواده های آن ها در طول جنگ تحمیلی مقاومت می کردند؟ بعضی چندین شهید تقدیم اسلام کرده و مانند کوه، مقاوم ایستاده اند. این نتیجه تعلیمات اسلام است. بنابراین اگر صبر تحریف نشود خواهیم دید چه آثار فراوانی در زندگی انسان دارد.
صبر در مسیر اطاعت پروردگار
...
هیچ یک از انواع عزاداری با صبر ناسازگاری نداشته، بلکه در راستای تقویت روحیه مسلمانان که با ابزار صبر به دست می آید، صورت می گیرد.
انسان موجودی است دارای عواطف و احساسات که در حوادث و پیش آمدهای ناگوار و جانسوز تحت تاثیر قرار گرفته و اندوهناک می شود و گاهی جزع و فزع و بیتابی نموده، اشک می ریزد، بیهوش می شود و حتی ممکن است قلب او که مرکز احساسات و عواطف اوست، ایستاده و جان ببازد؛ «ان الانسان خلق هلوعا اذا مسه الشر جزوعا و اذا مسه الخیر منوعا؛ انسان حریص آفریده شده، هرگاه بدو گزندی رسد جزع کننده و هرگاه نیکی رسد منع کننده است.»
نیروی ایمان باعث آرامش
و در این راستا، تنها نیروی ایمان است که از ناراحتی ها و اضطرابات انسان جلوگیری نموده و به او امید و آرامش می بخشد؛ «الا بذکر الله تطمئن القلوب».
دستور اسلام بر صبر
از این رو دستورات اسلام در راستای تقویت ایمان و نیروی عقیده دور میزند و راه مبارزه با پیش آمدهای ناگوار را نشان داده و همواره به صبر و شکیبایی در برابر ناملایمات فرا می خواند؛ «و العصر ان الانسان لفی خسر الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر».
بشارت به صابران
...
صَبِر، شیره بسیار تلخ گیاهی از خانواده سوسن، دارای برگهای ضخیم و دراز است.
از آن به مناسبت در باب صوم نام برده اند.
سرمه کشیدن
سرمه کشیدن بر روزه دار مکروه نمی باشد، مگر آنکه مزه اش به حلق برسد، مانند سرمه آمیخته با صبر .
قَتْل صَبْر بمعنای کشتن باشکنجه.
این کلمه در لغت به معنی کشتن کسی در حال دستگیری و حبس است. که نتواند به هیچ وجه از خود دفاع کند، کشتن با شکنجه.
معنای اصطلاحی قتل صبر
در اصطلاح نیز به همان معنای لغوی آمده است.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «لَمْ‏یَقْتُلْ رَسُولُ اللَّه صَبْراً قَطُّ غَیْرَ رَجُلٍ واحِدِ، عُقْبَةُ ابْنِ‏ابْی‏ مُعیط...»«رسول خدا (صلی الله علیه وآله) کسی را به کشتن (قتل صبر) نکشت، مگر یک نفر را به نام عقبة بن ابی محیط.»
کلمه قتل صبر در بیانات امام سجاد
امام سجاد (علیه السلام) در خطبه ای که برای مردم کوفه بیان داشت، فرمود: «... انَا بْنُ مَنْ قُتِلَ صَبْراً، وَ کَفی بِذلِکَ فَخْراً»»«من فرزند همان کسی «امام حسین (علیه السلام)» هستم که او را به قتل صبر کشتند، و این برای ما موجب افتخار است.»

این صفحه مدخلی از کتاب فرهنگ عاشورا است
قتل صبر آن است که انسانی یا حیوانی را بسته نگهدارند و بکشند. در حدیث است که پیامبر صلی الله علیه و آله کسی را این گونه نکشت و از این گونه کشتن چهار پایان نهی شده است، یعنی این که جانداری را زنده نگهدارند و آن قدر به او ضربه بزنند تا بمیرد.
به شهدا و اسیرانی که کشته می شوند نیز «مصبور» گفته می شود. در مورد حیواناتی که زجرکش می شوند نیز به کار می رود. از مظلومیت سیدالشهدا علیه السلام و قساوت کوفیان یکی هم آن بود که حسین بن علی علیه السلام را در حالی که هنوز رمق در بدن داشت، مورد ضربه های شمشیر و نیزه قرار دادند.
امام سجاد علیه السلام به عنوان افشاگری از ستم یزیدیان، در خطبه ای که در کوفه در حال اسارت خواند و خود را به مردم فریب خورده و به خواب سیاسی رفته معرفی کرد، از جمله فرمود: «انا ابن من قتل صبرا و کفی بذلک فخرا؛ من پسر کسی هستم که به «قتل صبر» کشته شد و همین افتخار مرا بس!».
در مورد مسلم بن عقیل نیز در تاریخ آمده است که ابن زیاد او را به «قتل صبر» کشت.
جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، نشر معروف.
صبر ، از مقامات عرفانی، به معنای شکیبایی و بردباری برای خدا است.
صبر در لغت به معنای حبس است، یعنی نگه داشتن و بازداشتن از چیزی و برخی آن را به شکیبایی و خودداری از شکایت نیز معنا کرده اند صبر از نظر لغوی (با قدری تفاوت) به واژۀ حلم نزدیک است.
از منظر عرفا
عرفا، با استناد به آیات و روایات، تعاریف گوناگونی از صبر کرده اند، از جمله: نگه داشتن نفس از شکایت به غیر خدا و بازداشتن نفس از مکروهات و مناهی . برخی از عرفا صبر را انتظار گشایش کار از خدا دانسته اند. در مقابل، برخی دیگر صبر را «صبر بر صبر» دانسته اند نه انتظار گشایش، یعنی در بلا صابر بودن و بلا را ندیدن و در صبر صابر بودن و صبر را ندیدن.
← اساس صبر
در برخی منابع عرفانی اقسامی برای صبر ذکر شده است. در یک تقسیم بندی، برای صبر دو نوع ِ جسمانی و نفسانی قائل شده اند. صبر جسمانی تحمل رنج های بدنی و بیماری است.صبر نفسانی خودداری از کارهایی است که نفس به انجام دادن آن ها تمایل دارد که براساس نوع عمل ، عفت ، صبر، ضبط نفس ، شجاعت ، حلم ، سعه صدر ، کتمان سرّ و زهد و قناعت نامیده می شوند.در آیۀ ۱۷۷ سورۀ بقره (والصّابرینَ فی البَأساءِ والضَّراءِ و حِیَن البَأسِ، بردباران در پریشان حالی و درماندگی و بیماری و در هنگامۀ جنگ) به بخشی از این اقسام اشاره شده است.
← از دیدگاه آملی
...


صبر در دانشنامه آزاد پارسی

(در لغت به معنی شکیبایی) اصطلاحی اخلاقی و عرفانی. در اصطلاح اخلاق صبر آن است که انسان در برابر هوا و هوس ها ایستادگی کند و تسلیم نفس امّاره و لذّت های ناپسندیده نشود نیز صبر به معنای جزع نکردن در برابر حوادث ناگوار است به گونه ای که شخص کنترل قوای نفس را از دست ندهد. در روایات آمده است که صبر بر سه نوع است: صبر در برابر نعمت، صبر در برابر شدت، و صبر در برابر گناه. در عرفان نیز صبر را اصلی از اصول اصلی سلوک و از دست مایه های کمال دانسته اند. صبر در انجام طاعات، صبر در ترک رؤیت اعمال، صبر در ترک دعوی، صبر در ترک اظهار علوم و نیز مواجید و اسراری که فرادست سالک آمده، در شمار مهم ترین جلوه های صبر در مقامات و منازل گوناگون است.

ارتباط محتوایی با صبر

صبر در جدول کلمات

صبر
شکیبایی , بردباری
صبر است و به فرموده امام باقر(ع) کسی که برای تحمل حوادث روزگار آن را آماده نکند | عاجز و ناتوان می ماند
شکیبایی
صبر زرد
سیماهنگ, الوا
صبر و تحمل
حوصله
صبر و شکیبایی
بردباری
صمغ صبر زرد
الوا

معنی صبر به انگلیسی

patience (اسم)
بردباری ، طاقت ، عزا ، شکیبایی ، تاب ، صبر ، شکیب

معنی کلمه صبر به عربی

صبر
صبر
انتظار
نافذ الصبر

صبر را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

مبینا ٠١:٣٧ - ١٣٩٥/٠٨/٢٦
برای بیرون رفتن از گرفتاری به راه های غیر شرعی و غیر اخلاقی و یا به کسی متوسل نشدن و در انتظار گشایشی (از سوی خدا) ماندن .
|

هستی ١١:٣٧ - ١٣٩٥/١٢/٢٧
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
ژانْت (سنسکریت: کْشانتَ)
نَرژ narž (سنسکریت: نَرشَنَ)
مانِن (اوستایی)
هووَن huvan (اوستایی: هوروَنیَ)
بردباری، شکیبایی (پارسی دری)
|

احمد ب. ٠٩:٠٩ - ١٣٩٧/٠٥/٣٠
درنگ. صبركردن=درنگ كردن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Najme dorostkar > diligently
اورمزد > طاق بستان
تمیم حقمل > bust
اورمزد > وسان
ماردین > از تیم های مطرح بلژیک
Mahdi kamkat > undulations
هادی > پای پوران
Alire_za > Avicena

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• داستان صبر   • حدیث صبر   • جملات زیبا در مورد صبر   • تحقیق در مورد صبر   • شعر در مورد صبر   • صبر شعر   • صبر چیست   • نقاشی درباره صبر   • معنی صبر   • مفهوم صبر   • تعریف صبر   • معرفی صبر   • صبر یعنی چی   • صبر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی صبر
کلمه : صبر
اشتباه تایپی : wfv
آوا : sabr
نقش : اسم
عکس صبر : در گوگل


آیا معنی صبر مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )