انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1012 100 1

صحابه

/sahAbe/

مترادف صحابه: مصاحب، همراه، همنشین، دوست، یار، پیرو

برابر پارسی: یاران، همنشینان

معنی صحابه در لغت نامه دهخدا

صحابة. [ ص َ ب َ ] (ع مص )یار شدن و یاری کردن و بکسر اول خطاست [ بمعنی مصدری ]. (غیاث اللغات ). || یاری نمودن. آمیزش کردن. و مؤلف منتهی الارب گوید: به کسر نیز آمده است. صحبت کردن. (تاج المصادر بیهقی ). همراهی. مصاحبت : مکتوب به صحابت چاپار واصل شد. (مکتوبات متداوله ).

صحابة. [ ص َ / ص ِب َ ] (ع اِ) ج ِ صاحب. (منتهی الارب ) (قطر المحیط).

صحابة. [ ص َ ب َ ] (اِخ ) یاران پیغمبر (ص ). کسانی که درک حضور پیغمبراسلام را کرده اند. و در نفایس الفنون آرد: صحابه به اعتبار سبقت اسلام و هجرت و وفور علم و فضیلت و کثرت ملازمت و روایت ، و حضور در مقامات فاضله دوازده طبقه اند. و مشهور چنان است که عدد ایشان سی هزار بود. اما ابوزراعه ٔ رازی که از اکابر تابعین است گوید که چون پیغمبر (ص )درگذشت عدد اصحاب وی که از او حدیث کرده اند یکصدوچهارده هزارتن بودند... و علما را خلاف است که صحابی کیست. محمدبن اسماعیل بخاری در صحاح آرد: هرکه رسول را دیده باشد بشرط اسلام او را صحابی خوانند، هر چند ازاو روایت نکرده باشد. و اکثر اهل حدیث و اهل اصول را رأی چنین است ، و گروهی گویند صحابی کسی است که او را با رسول (ص ) مدتی صحبت روایتی باشد. و سعیدبن مسیب گفت آن است که یکسال یا زیاده با پیغمبر (ص ) صحبت داشته و در غزوه ای یا زیاده با او بوده و نخست کسی که بدو ایمان آورد نزد بعضی ، علی علیه السلام بود. و بعضی گویند زید بود و بیشتر بر آنند که ابوبکربود و ثعلبی گفت به اجماع امت ، اول و آخر کسی (؟) که به او ایمان آورده خدیجه بود و گروهی گفتند از کودکان علی علیه السلام بود و از زنان خدیجه و از کهول ابوبکر و از موالی زید و از عبید بلال ، و آخر کس در مرگ ، ابوالطفیل عامربن وابله (صحیح : واثلة) بود که در مکه به سال صد از هجرت درگذشت و انس بن مالک در نود و سه از هجرت در بصره بمرد و از میان اصحاب ابی هریره وابن عباس و جابر و ابن عمر و انس و عایشه روایت بیشترداشتند و ابن عباس فتاوی بیشتر داشت و بعضی گفتند ابن مسعود و زیدبن ثابت و ابن عباس. و اصحابی که اسامی ایشان عبداﷲ است 120 تن اند... و در عدالت آنان خلاف است. اکثر علماء برآنند که اصل عدالت اصحاب است لقوله (ص ): خیر الناس قومی. و بعضی گویند همه بعدالت موصوف بودند تا بوقت ظهور فتنه که در آخر عهد عثمان بود،و هر چه پیش از آن نقل کرده باشند بی تعدیل مقبولست.و مذهب معتزله آن است که همه عدلند، الا آنان که با علی «ع » مقابله کردند. و گروهی گفتند روایت ایشان وقتی مقبول بودی که بعضی در بعضی طعن نکردی ، لیکن هر یکی از ایشان در دیگری طعن زد - چنانکه ابوهریره روایت کرد که : المراءة والکلب و الحمار یقطعون الصلوة. عایشة در غضب شد و گفت : لاخنقن اباهریرة، صلی النبی صلی اﷲ علیه و انا بینه و بین القبلة فی سریر واحد. و اگر صحابه همه بعدالت موصوف بودندی چون عُمر ایشان را بولایت میفرستاد، نصیحت نکردی که از پیغمبر (ص ) بسیار روایت مکنید. و نقل است که بیشتر صحابه چون روایت کردندی ، علی (ع ) ایشان را سوگند دادی. و نزد اکثر اهل حدیث تابعی کسی است که صحابه را دیده باشد و گروهی گفتند کسی است که او را با صحابی صحبت است و از اوحدیثی یا اَثَری نقل کرده باشد. و نزد بعضی تابعین پانزده طبقه اند: طبقه ٔ اعلی و آنان کسانی هستند که عشره ٔ مبشره را دریافتند چون قیس بن ابی حازم ، و ابن مُسیب. و بعضی گفتند ابن مُسیب در خلافت عمر متولد شد و ابوبکر را درک نکرد، و بعضی گویند او از عشره بجز از سعد روایت نکرد و بعد از این طبقه آنان که ده تن از اولاد صحابه را که در عهد پیغمبر(ص ) متولد شده اند دریافته اند چون محمدبن ابی بکر، و عبداﷲبن ابی طلحة. و ابی امامة اسعدبن سهل ، ابن احنف و ابوادریس خولانی ، و آنانکه زمان جاهلیت و زمان نبوت را دریافته و پیغمبر راندیده باشند مخضرمون خوانند، لانهم خضرموا ای قطعوا و حرموا عما ادرکه غیرهم ، و مُسلم آورده است که ایشان هشت نفر بودند، اما بیشترند، چه ابومسلم خولانی ، و احنف ، و عبداﷲبن ثوب از مخضرمون اند، و او به شمار نیاورده و از اکابر تابعین فقهاء سبعه همچو ابن مسیب ، وقسم بن محمد، و عروةبن الزبیر، و خارجةبن زید، و سلیمان بن یسار و عبداﷲبن عتبةبن مسعود، و ابوسلمه. و بعضی گفتند سالم بن عبداﷲ. و پیش بعضی ابوبکربن عبدالرحمن بن الحارث بن هشام. و احمد حنبل گفت : افضل التابعین ابن المسیب. فقیل له : فعلقمة و الاسود؟ فقال : هو و هما. و هم از او نقل است که گفت : لا اعلم فیهم مثل ابی عثمان الهدی. و هم از او نقل است که افضل آنان قیس است ، و ابوعثمان و علقمه و معروف و ابوعبداﷲ عثمان حنیف گفت نزد اهل مدینة افضل تابعین ابن مسیب است و نزداهل کوفه اویس و نزد مردم بصره حسن بصری. (از نفایس الفنون قسم اول ص 107 : و روضه ٔ مقدس پیغمبر (ص ) با بسیار صحابه بمدینه است. (حدود العالم ).
رسول کو و مهاجر کجا و کو انصار؟
کجا صحابه ٔ اخیار و تابع اخیر؟
ناصرخسرو.
بهر این معنی صحابه از رسول
ملتمس بودندمکر نفس غول.
مولوی.

معنی صحابه به فارسی

صحابه
جمع صاحب، یاران، همراهان، همنشینان، معاشران، یاران پیمبراسلام وکسانی که مدتی باوی صحبت داشتند
( صفت اسم ) جمع صاحب ۱ - همنشینان مصاحبان دوستان یاران . ۲ - یاران پیغمبر ص کسانی که درک محضر پیغمبر ص کردند .

معنی صحابه در فرهنگ معین

صحابه
(صَ بَ یا بِ) [ ع . صحابة ] (اِ.) ۱ - یاران ، همراهان . ۲ - یاران پیغمبر.

معنی صحابه در فرهنگ فارسی عمید

صحابه
یاران پیغمبر اسلام و کسانی که به خدمت پیغمبر رسیده و مدتی با وی صحبت داشته اند.

صحابه در دانشنامه اسلامی

صحابه
بحث پیرامون صحابه از این جهت ضروری می نماید که دین از طریق این افراد به نسل بعدی انتقال یافته است. به همین جهت صحابه در طریق ارسال پیام دین واقع می شوند. شیعه با توجه به تبعیت از مکتب اهل بیت (علیه السّلام) به هر صحابی و گفته هایش از رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلّم) اعتماد نمی کند. اما در یک دیدگاه افراطی به دلیل نقص در مبانی اعتقادی، عده ای قائل به عدالت تمام صحابه شده اند. قبل از بیان این احکام باید به موضوع بحث یعنی صحابی پرداخت که در این مقاله به آن می پردازیم.
اصحاب و صحابی از مشتقات صحب، یصحب می باشند و مصدر آن صحبة است. صحابه به معنی اصحاب است و به لحاظ استعمال در موارد گوناگون چون یار و یاور و همنشین و رفیق و پیرو و مطیع بکار می رود. قیدی که در معنی لغوی این کلمه است، کثرت همنشینی است و به همین دلیل صرف دیدار و همنشینی به مصاحبت منجر نمی شود. اسلام و ایمان و هم کیش و یا هم شان بودن و... در معنی لغوی وجود ندارد به همین دلیل کافر و مسلمان در معنی لغوی می توانند با هم مصاحبت داشته باشند.
← مشتقات صحب در قرآن
از مهمترین مبانی در عدالت صحابه تعریف اصطلاحی این واژه است؛ زیرا این تعریف موضوع برای حکم به عدالت نزد اهل سنت است. اینک به تعاریف مختلفی که از سوی عالمان اهل سنت برای صحابه شده اشاره می کنیم.
صحابه در عرف
صحابه (به کسر صاد و فتح آن) جمع صاحب به معنای یار و در اصطلاح این فن، کسی را گویند که پیغمبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) را در حال اسلام دیدار کرده باشد و صحابی منسوب به آن است (الصحابی من لقی النبی صلی الله علیه وآله وسلم مؤمناً به و مات علی الایمان) ولی عرفاً صحابی به کسی می گویند که مدت مصاحبتش زیاد باشد (لکن العرف یخصص هذا الاسم بمن کثرت صحبته)
نظر مشهور در مورد صحابه
...
صحابه
صَحابَه به مسلمانانی گفته می شود که پیامبر اکرم(ص) را ملاقات کرده اند و تا پایان عمر به او ایمان داشته اند. شمار صحابه پیامبر (ص) را بیش از ۱۰۰ هزار نفر دانسته اند. بنابر نظریه رسمی اهل سنت، همه صحابه عادل بوده اند و چنانچه عملی خلاف عدالت از آنان سر زده باشد، به سبب خطای در اجتهاد بوده است، ولی از نظرگاه شیعه، صحابه از این لحاظ با دیگر مسلمانان فرقی ندارند و عدالت هر یک از آنها باید به طریق معتبر ثابت شود. برای زنان نیز تعبیر صحابیات به کار رفته است.
«الصحابه» کلمه ای عربی و جمع «الصاحب» از ماده «ص - ح - ب» است و این ماده در معنای همنشینی، رفاقت، دوستی و یاری به کار می رود. الصاحب به معنای یار، همنشین و دوست است.
تعاریف متعددی برای این اصطلاح ذکر شده است. بنابر تعریف مشهور، صحابی کسی است که با پیامبر اسلام(ص) ملاقات کرده و هنگامی که از دنیا رفته، همچنان به او ایمان داشته و مسلمان بوده است. منظور از ملاقات، اعم از دیدار، همنشینی، همراهی، و رسیدن یکی به دیگری است، هر چند با هم سخن نگفته باشند و مثلا به واسطه نابینایی، پیامبر(ص) را ندیده باشد. برخی، قیدها و شروطی به تعریف مذکور افزوده اند؛ از جمله طولانی بودن همنشینی با پیامبر(ص)، حفظ روایت او، جنگیدن همراه وی، و شهادت در رکاب پیامبر. ولی آنچه نزد علما پذیرفته شده، همان تعریف نخست است بدون این قیدها.
یکی از راه های بررسی ادله عدالت صحابه و نقد آن، سنجش صحابه در قرآن است. خداوند در قرآن در موارد مختلف اصحاب را مخاطب خویش قرار داده است و در مواردی مدح و در مواردی برخی صحابه را توبیخ می کند. با توجه به اهمیت عدالت تمام صحابه نزد اهل سنت، این دیدگاه را با بررسی صحابه از منظر قرآن به نقد می کشیم.
در منطق قرآن صحابه به دو دسته کلی مهاجر و انصار تقسیم می شوند و این تقسیم به دلیل کار ارزشی این صحابه است. مهاجرین به کسانی گفته می شوند که پس از فرمان خداوند به هجرت، از مکه به مدینه هجرت کردند تا زمانی که فتح مکه واقع شد. انصار به اصحاب آن حضرت که اهل مدینه بودند گفته می شد که از دو قبیله اوس و خزرج تشکیل شده بودند. اما کسانی که بعد از فتح مکه مسلمان شدند نه از مهاجرین محسوب می شوند و نه از انصار. این مطلب را امیرالمومنین علی (علیه السّلام) در رد پیشنهاد معاویه می گوید که خواستار انتخاب خلیفه از طرف شوری (شورای مهاجرین و انصار) شده بود در حالی که خودش را جز ایشان می پنداشت.
میلانی، سید علی، محاضرات فی الاعتقادات، ج۲، ص۱۵۱.
قرآن ارزش هر فرد و بلکه هر انسان مومن و مسلمانی را به ایمان و عمل صالح او و در یک کلمه به تقوای او مشروط کرده است. به این ترتیب تمام آیاتی که از ارزشمندی صحابه حکایت می کند مشروط به استقامت در این راه و منحرف نشدن از طریق حق است. بنابراین اصحاب بدر و یا مهاجر و انصار تا زمانی که بر ایمان باقی باشند، ارزشمند و عادل خواهند بود. در این ] و مریض القلب و مومن را شناخت. بنابر این آیات الهی علاوه بر اینکه عدالت تمام صحابه را ثابت نمی کند، خود دلیلی بر بطلان عدالت جمیع صحابه است.
ملاک برتری در قرآن
ان اکرمکم عند الله اتقاکم.
حجرات/سوره۴۹، آیه۱۳.    
...
یکی از راه های بررسی ادله عدالت صحابه و نقد آن، سنجش صحابه در قرآن است. خداوند در قرآن در موارد مختلف اصحاب را مخاطب خویش قرار داده است و در مواردی مدح و در مواردی برخی صحابه را توبیخ می کند. با توجه به اهمیت عدالت تمام صحابه نزد اهل سنت، این دیدگاه را با بررسی صحابه از منظر قرآن به نقد می کشیم.
در منطق قرآن صحابه به دو دسته کلی مهاجر و انصار تقسیم می شوند و این تقسیم به دلیل کار ارزشی این صحابه است. مهاجرین به کسانی گفته می شوند که پس از فرمان خداوند به هجرت، از مکه به مدینه هجرت کردند تا زمانی که فتح مکه واقع شد. انصار به اصحاب آن حضرت که اهل مدینه بودند گفته می شد که از دو قبیله اوس و خزرج تشکیل شده بودند. اما کسانی که بعد از فتح مکه مسلمان شدند نه از مهاجرین محسوب می شوند و نه از انصار. این مطلب را امیرالمومنین علی (علیه السّلام) در رد پیشنهاد معاویه می گوید که خواستار انتخاب خلیفه از طرف شوری (شورای مهاجرین و انصار) شده بود در حالی که خودش را جز ایشان می پنداشت.
ارزش صحابه
قرآن ارزش هر فرد و بلکه هر انسان مومن و مسلمانی را به ایمان و عمل صالح او و در یک کلمه به تقوای او مشروط کرده است. به این ترتیب تمام آیاتی که از ارزشمندی صحابه حکایت می کند مشروط به استقامت در این راه و منحرف نشدن از طریق حق است. بنابراین اصحاب بدر و یا مهاجر و انصار تا زمانی که بر ایمان باقی باشند، ارزشمند و عادل خواهند بود. در این ] و مریض القلب و مومن را شناخت. بنابر این آیات الهی علاوه بر اینکه عدالت تمام صحابه را ثابت نمی کند، خود دلیلی بر بطلان عدالت جمیع صحابه است.
ملاک برتری در قرآن
ان اکرمکم عند الله اتقاکم. قطعا این آیه به مراتب مسلمین و از جمله مخاطبین اولیه آیه یعنی صحابه را اشاره می کند و ملاک ارزش مسلمین نزد خداوند را تقوی اعلام می کند. تقوی در مفهوم گسترده خود ایمان و عمل صالح را در بردارد که مطمئنا تمام صحابه از این جهت با هم تفاوت بسیاری دارند و یکسان نیستند. بطور کلی قرآن درجات انسان ها را در این دنیا و در بهشت به دلیل عملکرد انسان ها متفاوت قرار داده است و یکی از علل تفاوت درجات انسان ها را آزمایش انسان ها به سبب دارایی شان خوانده است. واضح است که برخی انسان ها بر اثر حسادت و عوامل دیگر برتری دیگران را برنمی تابند که از نظر خداوند امری ناپسند است و قرآن آن را نهی کرده است. از جمله کسانی که خداوند فضل و درجات ایشان را برتر از دیگران قرار داده صاحبان علم و مومنین حقیقی و مجاهدین در راه خدا هستند. (یرفع الله الذین آمنوا منکم و الذین اوتوا العلم درجات.) ((هرگز) افراد با ایمانی که بدون بیماری و ناراحتی، از جهاد بازنشستند، با مجاهدانی که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کردند، یکسان نیستند! خداوند، مجاهدانی را که با مال و جان خود جهاد نمودند، بر قاعدان(ترک کنندگان جهاد) برتری مهمی بخشیده و به هر یک از این دو گروه (به نسبت اعمال نیک شان،) خداوند وعده پاداش نیک داده، و مجاهدان را بر قاعدان، با پاداش عظیمی برتری بخشیده است.) قرآن تقوی، علم، مجاهدت، ایمان و... را از جمله ملاک های ارزشی دینی برای برتر شدن از دیگران یاد کرده و ما در بین صحابه یقینا تفاوت چشمگیری در این امور خواهیم دید و این خود نشان دهنده عدم تساوی صحابه در اعمال و درجات است.
صحابه از دید قرآن
...
یکی از جنگ های صدر اسلام غزوه احد است. در این مقاله آیات مرتبط با صحابه شرکت کننده در غزوه احد معرفی می شوند.
برخوردارى صحابه از امداد الهی، با خواب آرام بخش در غزوه احُد:ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعاساً ...
آل عمران/سوره۳، آیه۱۵۴.    
وعده پیامبر صلى الله علیه وآله به صحابه در غزوه احُد، مبنى بر امداد خداوند به آنان از سوى ملائکه، در صورت صبر پیشگى و داشتن تقوا:إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِینَ أَ لَنْ یَکْفِیَکُمْ أَنْ یُمِدَّکُمْ رَبُّکُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ مُنْزَلِینَ بَلى إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ مُسَوِّمِینَ.
آل عمران/سوره۳، آیه۱۲۴.    
محقّق شدن وعده خدا به پیروزی صحابه، در مرحله اولیّه جنگ احُد:وَ لَقَدْ صَدَقَکُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذا فَشِلْتُمْ وَ تَنازَعْتُمْ فِی الْأَمْرِ وَ عَصَیْتُمْ مِنْ بَعْدِ ما أَراکُمْ ما تُحِبُّونَ مِنْکُمْ مَنْ یُرِیدُ الدُّنْیا وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرِیدُ الْآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَکُمْ عَنْهُمْ لِیَبْتَلِیَکُمْ ....
آل عمران/سوره۳، آیه۱۵۲.    
...
یکی از جنگ های صدر اسلام غزوه احزاب است. در این مقاله آیات مرتبط با صحابه شرکت کننده در غزوه احزاب معرفی می شوند.
وعده الهی به پیروزى صحابه، در غزوه احزاب:وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ ....
احزاب/سوره۳۳، آیه۲۲.    
دچار شدن برخى صحابه در غزوه احزاب به اضطراب و تزلزل شدید، بر اثر هجوم احزاب متحد به مدینه:هُنالِکَ ابْتُلِیَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِیداً.
احزاب/سوره۳۳، آیه۱۱.    
صحابه حاضر در غزوه احزاب، مشمول امداد و حمایت خداوند:۱. یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ جاءَتْکُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَیْهِمْ رِیحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها ....
احزاب/سوره۳۳، آیه۹.    
...
یکی از جنگ های صدر اسلام غزوه بدر است. در این مقاله آیات مرتبط با صحابه شرکت کننده در غزوه بدر معرفی می شوند.
استغاثه و استمداد برخى صحابه از خداوند، پیش از جنگ بدر و اجابت آن از سوى پروردگار:إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ مُرْدِفِینَ.
انفال/سوره۸، آیه۹.    
صحابه حاضر در غزوه بدر، متشکّل از مؤمنان متّکى بر خدا و عناصرى منافق و نیز گروهى سست ایمان و بیماردل:إِذْ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ دِینُهُمْ ....
انفال/سوره۸، آیه۴۹.    
صحابه، مشمول امداد خداوند در غزوه بدر:۱. قَدْ کانَ لَکُمْ آیَةٌ فِی فِئَتَیْنِ الْتَقَتا فِئَةٌ تُقاتِلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ أُخْرى کافِرَةٌ یَرَوْنَهُمْ مِثْلَیْهِمْ رَأْیَ الْعَیْنِ وَ اللَّهُ یُؤَیِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ یَشاءُ ....
آل عمران/سوره۳، آیه۱۳.    
...
اجتهاد در عصر صحابه به معنای چگونگی اجتهاد و میزان بهره گیری از آن در زمان صحابه می باشد.
پیش از هجرت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) زمینه پیدایش اجتهاد در مکه وجود نداشت، زیرا اصول احکام شرعی و قوانین کلی شریعت اسلام در مدینه بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) وحی شده بود. هر چند پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) پس از آن که از طرف خداوند به رسالت مبعوث گردید، سیزده سال در مکه و سپس حدود ده سال در مدینه ماند و در طول این مدت، آیات قرآن بر حضرت نازل می شد، ولی بیش تر آیات نازل شده در مکه که تقریباً دو سوم قرآن را شامل می شود، بیان گر احکام الهی و فرایض دینی نبوده، بلکه شامل اصول اعتقادی، مانند دعوت به توحید و ایمان به خدا و پیامبر و روز قیامت ، بهشت ، دوزخ ، لزوم امامت و نیز وقایع و قصص عبرت انگیز انبیا و امت های گذشته می باشد؛ اما آیاتی که در مدینه منوره بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) نازل شد، بیان گر اصول کلی احکام اجتهادی بوده که شامل عبادات ، عقود و ایقاعات ، احوال شخصیه، مسائل مربوط به قضا ، حکومت و غیره می شود.
وجود اجتهاد در زمان رسول خدا
اگر اجتهاد را به معنای به کارگیری همه توان در راه استنباط حکم از منابع شرعی بدانیم، هیچ گونه مانعی در به کارگیری آن از جانب صحابه ، در دوران حیات رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و بعد از وفات ایشان وجود نداشت و در مواردی نیز اجتهادهایی از صحابه نقل شده است، مانند موردی که درباره تیمم بدل از غسل ، بین عمر و عمار یاسر اختلاف به وجود آمده بود و هر یک اجتهاد خود را به کار گرفت. عمر بر این اعتقاد بود که در فرض عدم دست رسی جُنب به آب ، نماز بر او واجب نیست و از این رو، زمانی که خود به این مسئله مبتلا شد، نماز نخواند؛ ولی عمار یاسر معتقد بود تکلیف به نماز در فرض مذکور برای جنب ثابت است، زیرا نماز در هیچ حالی از مکلف ساقط نمی شود؛ از این رو، خود را بر خاک انداخت و در آن غلتید و نماز را با این نوع تیمم به جا آورد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) اجتهاد عمار یاسر را در اصل عدم سقوط نماز و جایگزینی تیمم بدل از غسل به جای غسل پذیرفت، هر چند در کیفیت تیمم، او را خطاکار دانست.
نتیجه
اجتهاد در بین صحابه وجود داشته است، هر چند به دلیل حضور رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و دست رسی مستقیم به آن حضرت و ندرت وقایع و فروعات جدید، از آن کم استفاده می شده است. اهل سنت نیز در کتاب های خود به وجود اجتهاد بین صحابه در زمان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و بعد از وی اذعان دارند، هر چند که بعدها بر اثر فاصله گرفتن از منبع عصمت و وحی ، این اجتهادها رنگ «اجتهاد به رأی» به خود گرفت و ائمه اطهار (علیهم السلام) آن را مذمت کردند.برخی از محققان معتقدند واژه اجتهاد تا قرن هفتم، دارای معنای مذموم و ناخوشایند « اجتهاد به رأی » بوده است، ولی بعد، تحولی در آن پیدا شده و معنای جدید اجتهاد از راه منابع معتبر شرعی پیدا کرده است. اما برخی دیگر بر این اعتقادند که باب اجتهاد به معنای دوم که نزد شیعه معتبر است از همان اوایل هجرت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به مدینه، به تدریج پدیدار گشت، ولی اجتهاد به رأی بعد از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) که آغاز دوره دوم از ادوار اجتهاد بود، آغاز گردید، زیرا در زمان حضور آن حضرت، با وجود نزول آیات و مراجعه مردم به حضرت، نیازی به رأی گرایی نبود؛ اما بعد از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) با شکل گیری مسائل تازه و خانه نشین شدن معصومان (علیهم السلام) و فاصله گرفتن حکومت ها و مردم از آنان، زمینه پیدایش و رشد اجتهاد به رأی به وجود آمد.
عناوین مرتبط
...
اجماع صحابه به اتفاق نظر صحابه پیامبر (صلی الله علیه وآله) در امر دینی اطلاق می شود.
یکی از اقسام اجماع در نظر اهل سنت ، اجماع صحابه است و آن، عبارت است از اتفاق نظر صحابه پیامبر (صلی الله علیه وآله) در یکی از امور دینی. « داود بن علی ظاهری اصفهانی » پیشوای مذهب ظاهری ، و « احمد بن حنبل شیبانی » پیشوای مذهب حنبلی معتقد است فقط اتفاق صحابه پیامبر (صلی الله علیه وآله) در یکی از احکام ، اجماع نامیده شده و معتبر است، و اتفاق غیر صحابه از نظر استنباط احکام ، اعتبار و حجیت ندارد.
دیدگاه اهل سنت درباره اجماع صحابه
گروهی از دانشمندان اهل سنت معتقدند عالی ترین اجماع، اتفاق صحابه است، زیرا آنان به زمان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و روزگار بیان احکام شریعت نزدیک ترند و نظرشان هم به واقع نزدیک تر است.
از میان صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم تنها نام «زید» در قرآن آمده است: (… فلما قضی زید منها وطرا زوجناکها…)؛ "پس چون زید از آن(زن) کام برگرفت(و او را ترک گفت) وی را به نکاح تو درآوردیم ".
زید بن حارثه فرزندخوانده رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم است. شیخ طبرسی و دیگر مفسران معتقدند «ادعیاء» (جمع «دعی» یعنی فرزندخوانده یا پسرخوانده) در آیه ۴ سوره احزاب ، درباره زید بن حادثه است که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم پیش از بعثت او را که اسیر بود، در بازار عکاظ خرید و پس از بعثت او را به اسلام دعوت کرد؛ و زید نیز اسلام را پذیرفت. جد زید و برخی از بستگان وی برای آزادی او به مکه آمدند؛ ولی زید از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم جدا نشد و رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم او را به فرزندی پذیرفت؛ لذا او را زید بن محمد می خواندند.او سپس با زینب دخترعمه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم ازدواج کرد. بعدها آن دو به علت ناسازگاری از هم جدا شدند. پس از جدایی زینب از زید، رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلّم برای تعلیم احکام دین و درهم شکستن سنت جاهلی که همسر پسرخوانده را همانند همسر پسر می دانستند، با زینب ازدواج کرد، و آیه ۳۷ سوره احزاب (متضمن نام زید) در این باره نازل شد.
طبق مبنای اعتقادی اهل سنت تمامی صحابه عادل هستند و سب و لعن هیچکدام از آنها جایز نیست؛ درحالیکه این مبنا اشتباه است و امامان شیعه نادرستی آن را روشن ساخته اند. یکی از مواردی که نادرستی این اعتقاد را روشن میکند، لعن برخی صحابه توسط امام حسن (علیه السّلام) و نیز لعن متقابل امام حسن (علیه السّلام) توسط برخی صحابه است. در این مقاله به بررسی این موضوع می پردازیم.
صحابه ای که توسط امام حسن (علیه السّلام) لعن شده اند، عبارت اند از: معاویة بن ابی سفیان و مروان بن حکم.
← لعن معاویه
از جمله کسانی که امام حسن را لعن کرد معاویه است:
← لعن توسط معاویه
 ۱. ↑ زکی صفوت، أحمد، جمهرة خطب العرب، ج۲، ص۱۴، باب رد الحسن بن علی علی معاویة حین نال منه ومن ابیه.    
...
یکی از ملاکهای شناخت ایمان صحابه، سنجش ایشان با نظر رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلّم) است؛ چراکه بررسی رفتار صحابه در برابر پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) ما را به عدالت داشتن برخی از صحابه و نفاق برخی دیگر رهنمون می شود. ما در این مقاله به رفتارهای برخی از صحابه اشاره می کنیم که خود دلیلی بر بطلان عدالت جمیع صحابه است.
برخی از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) به تصمیمات پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) اعترض داشتند و شان نبوت و حاکمیت آن حضرت را نادیده می گرفتند.۱. ابو سعید خدری نقل می کند که ما در حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) بودیم در حالی که آن حضرت به تقسیم کردن اموالی بین صحابه مشغول بود که ناگهان شخصی به نام ذوالخصیره از قبیله بنی تمیم گفت: یا رسول الله (علیه السّلام) عدالت کن. حضرت فرمود: وای برتو، اگر من عدالت نداشته باشم چه کسی آن را رعایت می کند! ۲. روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) شکایت عایشه را به پدرش ابوبکر نمود در حالی که او بی شرمانه در حضور پدرش به پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) گفت: عدالت داشته باش (در موقعیتی دیگر عایشه نسبت به پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) خشمگین بود و گفت: توئی که گمان می کنی فرستاده خدائی؟) که سیلی محکمی از پدرش دریافت نمود و از دهانش خون جاری شد. ۳. اعتراض برخی صحابه با سرلشگری زید بن حارثه و فرزندش اسامه بن زید. این مخالفتهای تا حدی بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) با حال و وضعیت وخیمی که داشت منبر رفت و مخالفهای برخی از صحابه با انتخاب اسامه را رد کرد، همانطور که مخالفتهای آنان با سرلشکری پدرش را نادرست دانست و لیاقت اسامه و پدرش را یاد آور شد و فرمود: اگر به اسامه طعنه می زنید، قبلا نیز بر امارت پدرش اشکال می کردید. به خدا قسم که لایق امارت است. ۴. در حدیبیه وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) تصمیم به صلح گرفت، برخی از صحابه چون عمر بن خطاب می کوشیدند تا صلح واقع نشود و به پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) اعتراض نمود که مگر به ما وعده ندادید که به زودی به مسجدالحرام مشرف می شویم و طواف می کنیم. آیا با ذلت برگردیم؟ آیا پیامبر به حق خدا نیستی!! آیا مسلمین بر حق نیستند!! آیا آنها کافر نیستند!! چرا در دین خود زیر بار پستی برویم!! عمر با غضب از نزد رسول الله خارج می شود و می گوید: اگر یارانی داشتم زیر بار ذلت نمی رفتیم. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) در جواب او فرمود: من فرستاده خدا هستم و آنچه را که امر شدم انجام می دهم، وعده دادم اما نه برای امسال. با این حال عمر اعتراض خود را رها نمی کند و برای حل مشکل به ابوبکر مراجعه می کند!! و می گوید: این چه کاری است که می شود!! آیا مسلمانان را به کافران تحویل دهیم!! ولی او به عمر آرامش می بخشد! عمر در این حادثه اعتراف می کند که هیچگاه مانند این روز به نبوت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) شک نکرده بودم! یعنی شک عمر مداوم و اوج این شک در صلح حدیبیه بوده است.۵. بعد از مرگ عبدالله بن ابی از سران نفاق در مدینه، فرزند او نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) می آید و تقاضا می کند که ایشان بر جنازه عبدالله نماز بخواند. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) وقتی برای نماز آماده می شود، عمر با جسارت لباس آن حضرت را می کشد و می گوید: خداوند به شما اجازه نداده است که بر جنازه او نماز بخوانید!! پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) فرمود: خداوند من را مخیر ساخته که نماز بخوانم، استغفر لهم او لا تستغفر لهم ان تستغفر لهم سبعین مرة فلن یغفر الله لهم، اما استغفار من برای منافقین اثر ندارد. عمر می گوید: از جسارتم نسبت به پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) تعجب کردم. ۶. انصار بعد از جنگ حنین به دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) غنائم کمتری بردند و بیشتر غنائم به قریش اختصاص یافت که موجب ناراحتی و اعتراض انصار شد. البته پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) ایشان را با بیاناتی راضی نمود اما به فرموده امام باقر (علیه السّلام) خداوند نور انصار را در آن زمان از بین برد. ۷. از جمله بی اعتنائی های مهاجر و انصار به پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) وقتی بود که ایشان مشغول به سخنرانی در نماز جمعه بود که کاروان تجاری وارد مدینه شد. در این هنگام مردم پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) را تنها گذاشتند، جز دوازده نفر. آیات سوره جمعه در این رابطه نازل شد. ۸. عدم حمایت از امیرالمومنین علی (علیه السّلام) و فاطمه زهراء (سلام الله علیها) و برپائی سقیفه از ضربات مهلکی بود که به دلیل ضعف انصار و خیانت برخی دیگر از مهاجر و انصار صورت گرفت و همین حادثه بود که ابوبکر و عمر و ابوعبیده قبرکن را واداشت تا فورا و بدون تامل از بین خود خلیفه تعیین کنند.
مخالفت صحابه با پیامبر
مخالفت با دستورات پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) را باید در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) و بعد از رحلت ایشان پیگیری کنیم؛ زیرا دستورات مطلق پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) محدود به زمان حضور و حیات ایشان نیست. از جمله مخالفتهای برخی صحابه در زمان حیات آن حضرت، سر پیچی از دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) مبنی بر رفتن با لشگر اسامه بن زید در اواخر عمر آن حضرت بود تا حدی که ایشان مخالفین با این فرمان را به این بیان لعنت نمود: لعن الله من تخلف عن جیش اسامه. و آن را تکرار می کرد، در حالی که برخی از صحابه چون عمر و ابوبکر و ابوعبیده روزهای آخر عمر پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم)، که در لشگرگاه اسامه سرباز بودند، مخالفت کردند و به مدینه بازگشتند.یکی دیگر از دستورات آن حضرت در اواخر عمر شریفشان، امر به آوردن قلم و لوح بود تا اینکه آن حضرت مطلبی بنویسند تا بعد از آن کسی گمراه نشود. این دستور با اهانت عمر (ان نبی الله لیهجر) به آن حضرت، مورد مخالفت واقع شد تا آنجا که اصحاب به دو دسته موافقین و مخالفین تبدیل شدند و در حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) به یکدیگر پرخاش می کردند. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) وقتی این صحنه را مشاهده کرد با ناراحتی دستور داد تا آنها از نزد او خارج شوند. این اهانت به حدی بود که سالها ابن عباس از آن ناراحت بود و می گفت: پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) بیشترین اذیت را زمانی تحمل کرد که بین او و نوشتن مطلب مانع شدند. از دیگر مخالفتهائی که با دستورات پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) بلکه با اوامرالهی شد، غصب خلافت بعد از شنیدن رحلت آن حضرت و اذیت و آزار نسبت به اهل بیت (علیهم السّلام) بود بطوریکه مصیبت شهادت فاطمه زهرا (سلام الله علیهم) را در پرونده خود ثبت کردند و البته تمام قصد منافقین ضربه زدن به اهل بیت (علیه السّلام) بود که به دست اینچنین افرادی از صحابه و یارانشان انجام شد.
← نافرمانی سمره
خداوند در قرآن کریم نسبت به احترام گذاشتن به پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) آیاتی نازل کرد و دستور داده که صدای خود را فراتر از صدای پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) نکنید. (.... کسانی که تو را از پشت حجره ها بلند صدا می کنند بیشترشان (شان و مقام تو را) نمی فهمند)). در تاریخ آمده که شبی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) برای نماز عشاء تاخیر انداختند. عمر آمد درب خانه را کوبید و گفت: یا رسول الله زنها و بچه ها خوابیدند، خیلی دیر شده. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) فرمودند: سزاوار نیست من را اذیت کنید و به من دستور داده و امر کنید. وظیفه شما این است که بشنوید و اطاعت کنید. همچنین گفته شده که عده ای از طائفه بنی تمیم نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) آمدند. ابوبکر گفت: قعقاع بن معبد را بر آنها امیر کن. عمر گفت: اقرع بن جالس را امیر کن. ابوبکر به عمر گفت: تو جز مخالفت با من غرضی نداشتی. عمر گفت من قصد مخالفت با تو نداشتم و با هم نزاع کردند و در حضور آن حضرت فریادشان بلند شد. آیه لاتقدموا بین یدی الله.. و آیه لاترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی. . در این مورد نازل شد.
شکست و فرار از جنگ
...


صحابه در دانشنامه ویکی پدیا

صحابه
صحابه یا اصحاب (به معنای یاران)، مردانی هستند که شخصاً محمد، پیامبر اسلام را دیده اند و سخنش را شنیده و در زمان حیات او اسلام آورده اند. مفرد آن را صحابی می گویند. یاران زن محمّد را صحابیات می گویند.
علی بن ابی طالب
فاطمه زهرا
حسن بن علی
حسین بن علی
زینب بنت علی
ام کلثوم بنت علی
خدیجه بنت خویلد
ام سلمه
جعفر بن ابی طالب
حمزه بن عبدالمطلب
مقداد بن اسود
سلمان فارسی
ابوذر غفاری
عمار بن یاسر
حذیفه بن یمان
خزیمه بن ثابت
سهل بن حنیف
عثمان بن حنیف
مالک بن تیهان
جابر بن عبدالله انصاری
ابوایوب انصاری
یاران پیامبر به سه دسته تقسیم می شود. مهاجرین مسلمانانی هستند، که در مکه اسلام آوردند و به مدینه مهاجرت کردند. انصار مسلمانانی هستند، که در مدینه زندگی می کردند و به پیامبر و مهاجران پناه دادند. این مسلمانان عمدتاً از دو قبیله اوس و خزرج می باشند. گروه سوم مسلمانانی هستند که بعد از فتح مکه اسلام آوردند. البته بعضی از مسلمانان که در مدینه با پیامبر دیدار کرده و در آن جا اسلام آوردند، در هیچ یک از این سه دسته جای نمی گیرند. از میان ایشان می توان سلمان فارسی را نام برد.
شیعیان صرف صحابی بودن را منشأ فضیلت خاصی نمی دانند. آن ها فضیلت افراد را بسته به درستی نیت، اعتقاد و عملکردشان در زمان محمد و بعد از وی می دانند؛ بنابراین معتقدند بسیاری از اصحاب بعد از مرگ او طبق دستورهای اسلام عمل نکردند. شیعیان معتقدند که پس از محمد علی بن ابی طالب باید به حکومت می رسید زیرا محمد در غدیر خم علی را جانشین وخلیفه خدا دانست. آن ها اعتقاد دارند تمام کسانی که روز غدیر خم با علی بن ابی طالب بیعت کردند، عهد شکستند و بعد از فوت محمد به اهل بیت او حمله کردند و خلافت را غصب نمودند. علمای شیعه کتاب های بسیاری دربارهٔ اصحاب نوشته اند و در تمامی آن ها اثبات کرده اند که صحابی بودن نه مدح است و نه ذم، و اصحاب مانند سایر مردم مورد قضاوت قرار می گیرند و این گونه نیست که عدالت همگی آن ها را به صوت پیش فرض قبول کنیم.
برخی صحابه مورد قبول و تکریم شیعه:
عکس صحابه
جنبش ابناء صحابه جنبشی بود که در حجاز (عربستان کنونی) و در خلال درگیری ها و اختلافات امویان و علویان در صدر اسلام، جانب هیچ کدام را نگرفته و خود نهضتی با این نام به راه انداختند.
قاعدین
عثمانیه
حلیسیه
معتزله
مسجد صحابه (عربی: مَسْجِد ٱلصَّحَابَة‎) یک مسجد در شهرستان مصوع در اریتره است. قدمت آن به اوایل قرن هفتم می رسد؛ که اعتقاد بر این است که اولین مسجد در آفریقا است. طبق گزارش ها توسط صحابه پیامبر اسلام محمد ساخته شده بود که برای فرار از آزار و اذیت توسط مردم حجاز ، شهر مکه، امروزی در عربستان سعودی، به این مکان آمده بودند. بنای کنونی مربوط سده های بعدی است زیرا که اندام هایی از مسجد مانند مناره (تا سده ۹ میلادی) و محراب (تا اواخر سده ۷ میلادی) در معماری اسلامی توسعه نیافته بودند.
اسلام در آفریقا
هجرت به حبشه
مسجد قبا


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

صحابه در دانشنامه آزاد پارسی

صَحابه
(جمع صاحب، در لغت به معنای یار و ملازم و همنشین) در اصطلاح علم رجال بنابر مشهور صحابی مسلمانی است که پیامبر اکرم (ص) را ملاقات کرده و مسلمان مرده باشد، هرچند با پیامبر (ص) هم سخن نشده باشد. بنابراین کوتاه یا دراز بودن مدت ملاقات اهمیتی ندارد. در تعریف صحابه اقوال دیگری نیز هست، مانند شرط مصاحبت طولانی با پیامبر (ص)، و یا نقل روایت از آن حضرت و یا شرکت در یکی از غزوات. صحابی بودن شخص به یکی از سه راه ثابت می شود: ۱. خبر متواتر؛ ۲. شهرتی که از حد تواتر کمتر باشد؛ ۳. گواهی دادن یک شخص ثقه. فضیلت و قداست صحابه و حق آن ها بر همۀ مسلمین، امری ثابت و مسلّم و انکارناپذیر است، چه، آنان به سبب سبقت گرفتن به اسلام و یاری دین در زمان غربت آن و فداکاری و جهادشان حرمتی خاص دارند؛ با این حال نمی توان تمامی کسانی را که با نام صحابه یاد می شوند عادل و درستکار دانست، زیرا در آیاتی از قرآن و احادیث پیامبر (ص) صراحتاً به نفاق و فسق و عصیانگری گروهی از آنان اشاره شده، و برخی از حوادث مسلم تاریخی نیز حاکی از رویارویی و جدال و برخورد های خونین عده ای از صحابه با یکدیگر است. رأی عموم اهل سنّت آن است که تمامی صحابه عادل بوده اند و بر هیچ یک از ایشان طعن و لعن و ایراد و اعتراض روا نیست و اختلاف ها و حتی جنگ های آنان را با یکدیگر به اجتهاد شخصی آن ها توجیه می کنند و به ظاهر برخی آیات و روایات در این باره استدلال می کنند؛ اما علمای شیعه بر آن اند که صحابه، از جهت عدالت و وثاقت، به سه گروه تقسیم می شوند: ۱. کسانی که ایمانی استوار و رفتاری شایسته داشته اند و در پیروی از پیامبر (ص) و استقامت در دین تا آخر عمر پایدار بوده اند. از ایشان در قرآن به نیکی یاد شده و مایۀ مباهات مسلمانان و اهل نجات و رستگاری اند؛ ۲. کسانی که از روش پیامبر (ص) و خاندانش (ع) برکنار ماندند و با آن حضرت مخالفت کردند، از صف نماز به تجارت و لهو روی آوردند و از میدان های جنگ می گریختند و پنهانی با کفار و مشرکان دوستی داشتند، چنان که قرآن کریم جمعی از آنان را منافق و بیماردل و برخی را فاسق خوانده است. احادیثی بسیار حاکی از دشمنی و حتی سوءقصد آن ها به جان پیامبر (ص) است. چنین کسانی گرچه به ظاهر در شمار صحابه اند، اما در واقع دشمنان خدا و رسول بوده اند و مورد لعن و بیزاری خدا و رسول و مؤمنان هستند؛ ۳. کسانی که وضع و حال آن ها برای ما ناشناخته است و اعتقاد یا روش آن ها کاملاً روشن نیست. دربارۀ چنین کسانی باید سکوت کرد و نکوهش آنان به هیچ وجه روا نیست. درجات و مراتب فضیلت صحابه را در علم و تقوی و جهاد و هجرت و سابقۀ آن ها در اسلام باید جست. علمای اهل سنّت افضلیّت را به ترتیب نوبت خلافت دانسته اند؛ اما معتزله حضرت علی(ع) را از همۀ صحابه برتر می دانند. صحابۀ پیامبر(ص) به روایت امام صادق (ع) ۱۲هزار تن و به قولی ۱۱۴هزار نفر بوده اند و ۱۰۰هزار تن از آن حضرت روایت کرده اند و گفته اند آخرین کسی که از صحابه وفات یافت ابوالطفیل عامر بن واثله بوده که در ۱۱۰ق درگذشته است. جمعی از صحابه عمری طولانی داشته اند؛ مانند حسّان بن ثابت، حویطب بن عبدالعزّی؛ مخزمة بن نوفل؛ حکیم بن حزام بن خویلد، و سعید بن یربوع قرشی که هر یک از آنان ۱۲۰ سال عمر کرده اند و از برخی هم به نام صحابۀ خردسال نام برده اند که دَه سال یا کمتر داشته اند؛ مانند: امام حسن (ع) و امام حسین (ع)، عبدالله بن جعفر، قثم بن عباس، عبدالله بن عباس، مسلمة بن مخلّد خزرجی، جعد بن عبد الرحمان؛ عمر بن ابی سلمه، ابوالطفیل. از کتاب هایی که در شرح حال صحابه نگاشته شده می توان از: الطبقات الکبری، اثر محمد ابن سعد کاتب واقدی؛ الاستیعاب، از ابن عبدالبرقرطبی؛ اُسْدُ الغابَة، تألیف ابن الاثیر؛ والاصابة فی تمییز الصحابة، اثر ابن حجر عسقلانی نام برد. همچنین شیخ طوسی در کتاب رجال، و شهید قاضی نور الله شوشتری در مجالس المؤمنین، و سید علیخان مدنی در الدرجات الرفیعه بخش هایی را به احوال صحابه اختصاص داده اند.

نقل قول های صحابه

صحابه (به معنی: یاران) به یاران، مریدان، کاتبان و خانوادهٔ پیامبر اسلام، محمد اشاره دارد.
• «هیچ شک نیست که محبتِ هر محبوبی اقتضای محبت کند با هر که نسبت به قرب یا قرابت با وی دارد؛ و اهل بیت و صحابهٔ رسول بضعی هم نسبت صورت و معنی داشتند و بعضی مجربد نسبت معنی؛ و آن نسبتِ ایمان است که به واسطهٔ محبت و شرف صحبت رسول صلی الله علیه و آله مؤمنان را حاصل گشت … و نسبت معنوی از نسبت صوری کامل تر… پس محبتِ رسول به محبت اهل بیت و اصحاب او که ورثهٔ علم او، اول ایشان بودند و از ایشان به دیگر مؤمنان انتقال کرد، اقتضا کند.»
• «چگونه باشد دلی که در او ایمان و محبت رسول صلی الله علیه و آله بود و به محبتِ اهل بیت او ممتلی و طافح نبود.»
• «اصحاب رسول اگرچه به برکت قبول آثار وحی سماوی و مشاهدهٔ انوار اطوار نبوی، صفای قلوب و طهارت نفوس یافته بودند و دیدهٔ بصیرتشان به نور یقین روشن گشته و از دنیا و لذات آن اعراض نموده و روی به آخرت آورده، و لکن به حکم بشریت گاه گاه از ظهور نفوس خالی نبودند. پس باید که نظر به صفات قلوب ایشان کنند که اکثر اوقات در آن بوده اند. نه به صفات بشری و نفسانی که گاه گاه بر ظواهر ایشان رفته است..»
• «عقیدهٔ صحیحهٔ سلیمه آن است که همهٔ صحابه را دوست دارد و از ترجیح و تفضیل امساک کند؛ و اگر در باطن او، از جهت فضیلت، محبت یکی راجح بود آن را پنهان دارد، چه بر روی اظهار آن واجب نیست.»
• «اما مشاجرتی که میان امیرالمؤمنین علی علیه السلام و معاویه افتاده است اعتقاد کنیم که امیرالمؤمنین علی علیه السلام در اجتهاد خلافت، محق و مصیب بود و مباشرت امر خلافت را مستحق و معتین بود؛ و معاویه مخطی و مبطل و مذنب و غیر مستحق.» در مِصباحُ الهِدایة، باب اول، فصل نهم -> عزالدین محمود کاشانی

ارتباط محتوایی با صحابه

صحابه در جدول کلمات

صحابه
همراهی, یار, همدم ,یاران, همراهان,معاشرت
از صحابه ایرانی مشهور حضرت محمد(ص) بود که پیامبر او را از اهل بیت خواند
سلمان فارسی

صحابه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی صحابه

علی دوستی نوگورانی ٠٤:٢٤ - ١٣٩٧/٠٢/٠٢
همدمی
|

پیشنهاد شما درباره معنی صحابه



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نام صحابه پیامبر   • صحابه پیامبر در کربلا   • صحابه های پیامبر   • اسامی صحابه   • اسم های صحابه پیامبر   • چهار نفر از یاران مشهور پیامبر   • صحابه شیرین گفتار پیامبر   • نام یاران پیامبر   • معنی صحابه   • مفهوم صحابه   • تعریف صحابه   • معرفی صحابه   • صحابه چیست   • صحابه یعنی چی   • صحابه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی صحابه
کلمه : صحابه
اشتباه تایپی : wphfi
آوا : sahAbe
نقش : اسم
عکس صحابه : در گوگل


آیا معنی صحابه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )