برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1283 100 1

صحافی

/sahhAfi/

برابر پارسی: شیرازه بندی

معنی صحافی در لغت نامه دهخدا

صحافی. [ ص َح ْ حا ] (حامص ) عمل صحاف. صحافی کردن. رجوع به صحاف و صحافی کردن شود.

معنی صحافی به فارسی

صحافی
۱ - عمل و شغل صحاف ته بندی و جلد کردن کتاب . ۲ - ( اسم ) دکان صحاف .
( مصدر ) انجام دادن عمل صحافی .

معنی صحافی در فرهنگ معین

صحافی
( ~ .) [ ع - فا. ] ۱ - (حامص .) ته بندی و جلد کردن کتاب . ۲ - (اِمر.) دکان صحافی .

معنی صحافی در فرهنگ فارسی عمید

صحافی
۱. شغل و عمل صحاف، ته بندی و جلد کردن کتاب.
۲. (اسم) مکانی که این کار در آن انجام می شود.

صحافی در دانشنامه اسلامی

صحافی
فن تنظیم و به هم بستن صفحات کتاب یا امثال آن و قرار دادن آنها بین دو پوشش (جلد) به منظور یکجا نگاهداشتن صفحات و جلوگیری از فرسوده یا پاره شدن و تسهیل استفاده از آنها را صحافی گویند. جلد کتاب ممکن است نازک یا ضخیم باشد. جلدهای ضخیم را از مقوا می سازند و روی آن را پارچه، چرم، پلاستیک چرم نما، یا ترکیبی از این مواد می کشند.
تاریخ جلدسازی را متفاوت بیان کرده اند و بعضی آن را مقارن با شکل گیری کتاب دانسته اند. بعضی نیز گفته اند فن صحافی به وسیله به هم بستن کناره صفحات به یکدیگر پس از رواج استفاده از پارشمن معمول شد.
سومری ها برای نگهداری و بایگانی الواح گلی، آنها را روی طاقچه هایی به پهنای 45 سانتی متر می گذاشتند و گاهی نیز این الواح را در کوزه ها و خم های کوچک نگهداری می کردند. چینی ها برای محفوظ ماندن نوشته های خود، کاغذهای راه راه طویل بکار می گرفتند و آنها را جناقی تا می زدند. در هند درخت های بلندی وجود داشت به نام "تاری" که بر روی برگ های آن می نوشتند. سپس به وسیله عبور نخ از سوراخی که در میان برگ ها ایجاد می شد، این اوراق را به یکدیگر می چسباندند. در شهرهای مرکزی و شمال هند از پوست درخت "توز" که "بهوج" نامیده می شد، برای نوشتن استفاده می کردند؛ اوراق نوشته شده را با اعداد متوالی شماره گذاری می کردند، بعد از این که کتاب تمام می شد اوراق را در یک قطعه پارچه می پیچیدند و در میان دو لوح که به اندازه همان کتاب انتخاب شده بود، می گذاشتند. این نوع کتاب را که برای نامه نگاری بکار می رفت "پوتی" می خواندند. برای نگهداری طومارهای مصری که از پاپیروس بود و گاه طولشان به پنج متر می رسید، آنها را دور یک چوب استوانه ای شکل می پیچیدند.
در نخستین کتاب های صحافی شده، صفحات کتاب را میان دو تخته ضخیم قرار می دادند و تخته ها را با چفت یا نوار یا بندهای چرمی می بستند. ماده ای که معمولاً برای پوشش بکار می رفت چرم بود، ولی عاج، نقره، طلا، ابریشم و مخمل نیز بکار می رفت.
تا قرن دوم بعد از میلاد، کتاب به شکل امروزی وجود نداشت. در مصر، رفته رفته طومارهای پاپیروس جای خود را به ورق های پاپیروس و یا پوست دادند. کتاب های مقدس مربوط به این دوره شکل مستطیل داشتند و اوراق آنها از ته به یکدیگر دوخته شده بود. این کتاب ها را برای حفاظت بیشتر با ...

صحافی در دانشنامه ویکی پدیا

صحافی
صحافی، یا جلد کردن کتاب، به عمل تا کردن، ترتیب (قرار دادن فرم های تا شده در کنار هم)، ته دوزی، جلدگذاری و در نهایت برش کتاب گفته می شود.
صحافی نرم
صحافی سخت
فرم های چاپ شده متن کتاب، به وسیلهٔ ماشین یا دستگاه تاکن بر اساس قطع کتاب؛ تا می شود و سپس فرم ها به وسیلهٔ ماشین صحافی ترتیب (مرتب شدن و در کنار هم قرار دادن) می شوند (مثلاً یک کتاب ۱۶۰ صفحه ای رقعی، دارای ۱۰ فرم چاپی ۱۶ صفحه ای است که باید مرتب شوند: فرم یک، فرم دو، …، فرم ده) و سپس بستگی به نوع صحافی با ماشین صحافی که می تواند چسب، مفتول زن، دوخت و جلدسازی باشد به جلد متصل می شوند. در نهایت براساس قطع استاندارد برش خورده و در اینجا مرحله صحافی به پایان می رسد. در رنگ، اندازه و جنس به صورت جداگانه چاپ می شوند و در مرحلهٔ صحافی لابه لای فرم ها قرار می گیرند.
صحافی فن تنظیم و به هم بستن صفحات کتاب یا امثال آن و قرار دادن آن ها بین دو پوشش (جلد) به منظور یکجا نگاهداشتن صفحات و جلوگیری از فرسوده یا پاره شدن و تسهیل استفاده از آن ها را صحافی گویند. جلد کتاب ممکن است نازک یا ضخیم باشد. جلدهای ضخیم را از مقوا می سازند و روی آن را پارچه، چرم، پلاستیک چرم نما ( گالینگور )، یا ترکیبی از این مواد می کشند.
در گذشته به این حرفه ورّاقی نیز اطلاق می شده که البته جز صحافی و جلد کردن کتاب، مواردی همچون نسخه نویسی و تهیهٔ رونوشت و تکثیر کتاب را نیز در بر می گرفته است.
عکس صحافی
صحافی با پوست انسان (به انگلیسی: Anthropodermic bibliopegy) شامل پیچیدن و جلد کردن کتاب با پوست بدن انسان است که یکی از قدیمی ترین روش های محدود صحافی در برخی کشورها بوده است. در دوران گذشته بعضی از مردم از این کار برای جاودانه کردن یاد و خاطره افراد استفاده می کردند. بعضی ها وصیت می کردند که بعد از مرگشان، پوستشان به جلد کتاب تبدیل شود. در قرن هفدهم پزشکان علاقه داشتند کتاب هایشان را با پوست جسدها جلد کنند. مخصوصاً جسدهایی که خودشان کالبد شکافی کرده بودند. البته با دباغی کردن پوست، د ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با صحافی

صحافی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا
این واژه عربی است و پارسی آن هَندات می باشد که از اوستایی: هَنداتَ گرفته شده است
بابک
مجلد
علی باقری
صحافی : ( اصطلاح خیاطی ) یک نوار باریک از مواد است که در اطراف لبه یک پوشاک ، یک کیف یا حتی لحاف دوخته شده است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• صحافی فوری   • آموزش صحافی   • صحافی گالینگور   • خدمات صحافی   • قیمت صحافی   • انواع صحافی   • صحافی پایان نامه   • قیمت صحافی کتاب   • معنی صحافی   • مفهوم صحافی   • تعریف صحافی   • معرفی صحافی   • صحافی چیست   • صحافی یعنی چی   • صحافی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی صحافی
کلمه : صحافی
اشتباه تایپی : wphtd
آوا : sahhAfi
نقش : اسم
عکس صحافی : در گوگل

آیا معنی صحافی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )