انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1043 100 1

صدق

/sedq/

مترادف صدق: اخلاص، درستگویی، راستگویی، راستی، صداقت

متضاد صدق: دروغ، کذب

برابر پارسی: راستی ودرستی

معنی صدق در لغت نامه دهخدا

صدق. [ ص ِ ] (ع اِمص ) راستی. (منتهی الارب ) (دهار)(غیاث اللغات ). || راست گفتن. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (مصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). ضد کذب ، و آن اخبار از مخبر عنه باشد چنانکه هست. (تعریفات ). مطابقت حکم با واقع. (تعریفات ). در تعریف صدق گویند که صدق خبر، مطابقت حکم است با واقع و کذب خبرعدم مطابقت آن با واقع است. توضیح مقال اینکه خبری که بر نسبت ثبوتی بین دو چیز دلالت دارد چون زید قائم است و یا بر نسبت سلبی چون زید قائم نیست قطع نظر از نسبت ذهنی ناچار بین این موضوع و محمول در خارج نسبتی ثبوتی و یا سلبی است چنانکه زید در ظرف خارج یا قائم است و یا قائم نیست پس مطابقت نسبت ذهنی که از کلام مفهوم است با نسبت خارجی بین موضوع و محمول ، صدق نام دارد و عدم مطابقت آن کذب است. اما نظام در تعریف صدق گوید: صدق خبر مطابقت آن با اعتقاد مخبر و کذب آن عدم این مطابقت است ، چنانکه اگر مخبر گوید آسمان زیر پای ماست و بدین خبر معتقد باشد صدق است و اگرگوید آسمان فوق ماست و بدان معتقد نباشد کذب میباشدو نظام بدین آیة استشهاد کند از سوره ٔ منافقون : اذاجأک المنافقون قالوا نشهد انک لرسول اﷲ و اﷲ یعلم انک لرسوله واﷲ یشهد ان المنافقین لکاذبون (قرآن 1/63) و معنی آیه این است که هنگامی که منافقان نزد تو (پیغمبر) می آیند و گویند گواهی می دهیم همانا که تو فرستاده ٔ خدائی و خدا میداند همانا تو فرستاده ٔ او هستی و خدا گواهی می دهد که همانا منافقان دروغ می گویند، پس مناط صدق مطابقت خبر است با اعتقاد مخبر زیرا اگر مناط مطابقت آن با نسبت خارجی بود این خبر نبایستی بکذب متصف شود زیرا که محمد پیغمبر است و اخبار منافقان با نسبت خارجی مطابقت دارد و از این دلیل چنین پاسخ داده اند که آنچه متصف به کذب است نبوت پیغمبر نیست بلکه شهادت منافقان است به نبوت آن حضرت و آن با واقع مطابقت ندارد، چه شهادت منافقان از صمیم قلب و خلوص اعتقاد نمیباشد. (تلخیص از مطول تفتازانی ). ورجوع به کشاف اصطلاحات الفنون ذیل کلمه ٔ صدق شود. دراصطلاح اهل حقیقت قول حق است در مواطن هلاک و گفته اندآن است که در جائی که جز دروغ تو را نرهاند راست گوئی. قشیری گوید صدق آن است که در احوال تو شوب و در اعتقاد تو ریب و در اعمال تو عیب نباشد :
کردی از صدق و اعتقاد و یقین
خویشی خویش را بحق تسلیم.
ناصرخسرو.
ترا صدق بوبکر و علم علی
ترا فضل عثمان و عدل عمر.
مسعودسعد.
با آنچه ملک عادل انوشیروان کسری بن قباد را سعادت ذات... و صدق لهجت... حاصل است. (کلیله و دمنه ). و صدق این خبر که از معجزات باقی است جهانیان را معلوم شود. (کلیله و دمنه ). شتربه حدیث دمنه بشنود... و در سخن او ظن صدق و اعتقاد نصیحت پنداشت. (کلیله و دمنه ). و در عرصه ٔ هوا و ولای او قدم صدق می گذارند. (کلیله و دمنه ). وتصدیق اخبار که محتمل صدق و کذب باشد. (کلیله و دمنه ). طبقات مردم ازصدق یقین و خلوص اعتقاد دست بمبالغه ٔ او یازیدند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 279). از سر صدق و یقین و برای نصرت دین حمله کردند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 258).
نه دروغ است خواب پاکان زآنک
از سر صدق خواب دیده ستند.
خاقانی.
دلت آفتابی کزو صدق زاید
که جزصادق ابن الذکائی نیابی.
خاقانی.
من بمعنی صدق میگویم
که ز یک کس صواب نشنیدم.
خاقانی.
منصف که بصدق نفس خود را
خائن شمرد امین شمارش.
خاقانی.
ور از دیر زی کعبه بی صدق پوئی
بکعبه قبول دعائی نیابی.
خاقانی.
گفت شاه ما همه صدق و صفاست
آنچه بر ما میرسد آنهم ز ماست.
مولوی.
از آنجا که همت درویشان است و صدق معاملت ایشان. (گلستان ). بیمن قدم درویشان و صدق نفس ایشان. (گلستان ).
بصدق و ارادت میان بسته دار
ز طامات و دعوی زبان بسته دار.
سعدی.
بصدق کوش که خورشید زاید از نفست
که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست.
حافظ.
ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز
کز سر صدق می کند شب همه شب دعای تو.
حافظ.
- صدق کلام ؛ راستی گفتار. صدق گفتار. راستی کلام. راستی سخن.
- صدق مطلب ؛ درستی و راستی نیت.
- صدق نیت ؛ درستی و راستی مطلب.
|| اخلاص ، خلوص. || سختی و درشتی. یقال : هورجل صدق و صدیق صدق مضافین ؛ یعنی او مرد صاحب درشتی و سختی است. و کذا امراءة صدق و حمار صدق و رجال صدق و نساء صدق. || نیکو. و منه : و لقد بوأنا بنی اسرائیل مبوء صدق. ای انزلنا هم منزلا صالحاً وکذا فی مقعد صدق ای نعم المقعد. || ثنا. و منه قوله تعالی : واجعل لی لسان صدق فی الاَّخرین. (قرآن 84/26)؛ یعنی زبان را ثناگوی گردان از بهر من درپس آیندگان. || نام نیکو. (منتهی الارب ).

صدق. [ ص َ ] (ع ص ) راست. (مهذب الاسماء). راست و سخت و درشت یقال : هذا الرمح الصدق ؛ یعنی نیزه ٔ راست و سخت و درشت و کذا الرجل الصدق بالتوصیف ؛ یعنی مرد درشت و راست و چون بدان اضافت کنی صاد را کسره دهی. (منتهی الارب ). نیزه ٔ راست وسخت. (غیاث اللغات ) (مهذب الاسماء). || کامل از هر چیز. || رجل صدق اللقاء والنظر؛ مرد سخت ملاقات و سخت نظر. || صادق در ملاقات و صادق در نظر. || (مص ) راست شدن در سخن. راست گفتن. راست شدن. راست کردن حدیث را. || راست کردن جنگ را. || آگاهیدن کسی را بدان چه در دل است. (منتهی الارب ). || راست گردانیدن وعد. (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ).

صدق. [ ص ُ ] (ع اِ) ج ِ صَدق است. (منتهی الارب ). رجوع به صدق شود. || ج ِ صداق [ص ِ / ص َ ]. (منتهی الارب ). رجوع به صداق شود. || ج ِ صدوق. (منتهی الارب ). رجوع به صدوق شود.

صدق. [ ص ُ دُ ] (ع اِ) ج ِ صَدوق. (منتهی الارب ). رجوع به صدوق شود. || ج ِ صداق [ ص َ / ص ِ ]. (منتهی الارب ). رجوع به صداق شود. || ج ِ صَدق. (منتهی الارب ). رجوع به صدق شود.

صدق.[ ص َ دَ ] (ع اِ) شب آتش افروختن مغان ، و این غلط است و صواب بسین مهمله معرب سده است. (منتهی الارب ).

معنی صدق به فارسی

صدق
راست گفتن، راستی و درستی، نقیض کذب
( فعل مخفف آمناو صدقنا) اسمان آوردیم و براست داشتیم . یا صدق زدن . تصدیق کردن براست داشتن : نوح وار ارصدقی زد در او روح کویم و کشتی و کو طوفان نوح ? ( مثنوی )
شب آتش افروختن
( صفت ) مقرون به صدق توام با راستی نفس صدق آمیز .
( جمله فعلی ) راست گفت خدای . یا صدق الله العلی العظیم . ( جمله فعلی ) راست گفت خدای بلند ( مرتبه ) بزرگ ( مخصوصا پیش یا بعد از قرائت آیات قران گفته شود .
( صفت ) ۱ - آنچه به پایان راست آید . ۲ - راست : کلام صدق انجام .
( صفت ) صدق سراینده راستگو .
( صفت ) راست نویس حقیقت نگار .
خلوص راستی
( مصدر ) درست در آمدن صادق بودن : گفته شما در این مورد صدق نمی کند .
جانشین صالح
پی و اثر صدق کردار نیک پیش فرستاده
کنایه از ابابکربن ابی قحافه

معنی صدق در فرهنگ معین

صدق
(ص ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) راست گفتن . ۲ - (اِمص .) درستی و راستی .
(ص . کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) درست درآمدن .

معنی صدق در فرهنگ فارسی عمید

صدق
۱. راست گفتن.
۲. [مقابلِ کِذب] راستی و درستی.
* صدق گفتار: راستی گفتار.
* صدق مطلب: راستی و درستی مطلب.
* صدق نیت: اخلاص، خلوص، درستی نیت.
* صدق کردن: (مصدر لازم) درست درآمدن گفتار.

صدق در دانشنامه اسلامی

صدق
یکی از نام ها و صفات قرآن صدق است ودر جاهای مختلف قرآن به آن اشاره شده است.
قرآن کریم از آن نظر که تعلیمات آن عین حقیقت و واقع است و در آن شائبه کذب و خلاف نیست و فطرت بشر بر آن گواه است، "صدق" نام گرفت و به "صدق" متصف گردید. صدق در قرآن عنوان صدق در سه آیه از قرآن مجید وصف این کتاب الهی قرار گرفته است: ۱ - "و الذی جاء بالصدق و صدّق به اولئک هم المتقون" ۲ - "... و کذّب بالصدق" ۳ - " و تمّت کلمة ربک صدقاً وعدلاً لامبدّل لکلماته و هو السمیع العلیم" در آیات فوق مراد از "صدق" قرآن است، و مراد از آورنده صدق، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و|آله) است .
صدق
معنی صَدَقَ: راست گفت (صدق در اصل به معناي اين است که گفتار و يا خبري که داده ميشود با خارج مطابق باشد ، و آدمي را که خبرش مطابق با واقع و خارج باشد صادق ميگويند . و ليکن از آنجائي که بطور استعاره و مجاز اعتقاد و عزم و اراده را هم قول ناميدهاند در نتيجه صدق را د...
معنی صَدَّقَ: تصديق کرد - راست بودن سخني را تأييد کرد
معنی صِدْقٍ: راستي - درستي - نيکي (در عبارت "لِسَانَ صِدْقٍ " يعني زباني که جز به راستي سخن نمي گويد و در عبارت "مَقْعَدِ صِدْقٍ " منظور اين است که ميان مجلس و جايگاه آنان و صدق عمل و ايمانشان رابطهاي هست . صدق در اصل به معناي اين است که گفتار و يا خبري که داده م...
معنی مَقْعَدِ: محل نشستن - مجلس (در عبارت "مَقْعَدِ صِدْقٍ " منظور اين است که ميان مجلس و جايگاه آنان و صدق عمل و ايمانشان رابطهاي هست )
معنی مُخْرَجَ: خارج كردن (مصدر ميمي است و مخرج صدق يعني خارج كردني كه همه لوازم يك خروج موفق و در سلامت كامل را داشته باشد)
معنی مُدْخَلَ: داخل كردن (مصدر ميمي است و مدخل صدق يعني داخل كردني كه همه لوازم يك دخول موفق و در سلامت كامل را داشته باشد)
معنی صِّدِّيقُ: بسيار راستگو-آنکس که ميان گفتار و عملش هيچ تناقضي نيست وبر گفته خود ايستادگي مي کند (صدّيق به کسي گويند که در صدق مبالغه کند يعني آنچه را که انجام ميدهد ميگويد ، و آنچه را که ميگويد انجام ميدهد ، و ميان گفتار و کردارش تناقضي نباشد )
معنی صِدِّيقَةٌ: زن بسيار راستگو-زني که ميان گفتار و عملش هيچ تناقضي نيست وبر گفته خود ايستادگي مي کند (صدّيق به کسي گويند که در صدق مبالغه کند يعني آنچه را که انجام ميدهد ميگويد ، و آنچه را که ميگويد انجام ميدهد ، و ميان گفتار و کردارش تناقضي نباشد )
معنی صِّدِّيقُونَ: بسيار راستگويان-آنکساني که ميان گفتار و عملش هيچ تناقضي نيست وبر گفته خود ايستادگي مي کند (صدّيق به کسي گويند که در صدق مبالغه کند يعني آنچه را که انجام ميدهد ميگويد ، و آنچه را که ميگويد انجام ميدهد ، و ميان گفتار و کردارش تناقضي نباشد )
معنی صِّدِّيقِينَ: بسيار راستگويان-آنکساني که ميان گفتار و عملش هيچ تناقضي نيست وبر گفته خود ايستادگي مي کند (صدّيق به کسي گويند که در صدق مبالغه کند يعني آنچه را که انجام ميدهد ميگويد ، و آنچه را که ميگويد انجام ميدهد ، و ميان گفتار و کردارش تناقضي نباشد )
ریشه کلمه:
صدق‌ (۱۵۵ بار)

به کسر و فتح (ص) راست گفتن. و به کسر (ص): راست مقابل دروغ (اقرب). . این راستی در عمل است. . مراد از صدق خبر راست است به عبارت دیگر: حقّ و مراد از تصدیق ایمان به آن می‏باشد. * تصدیق به معنی اذغان و اعتقاد و راست دانستن مطلب و سخن است . یعنی شیطان ظنّ خویش را که به اغواء ایشان داشت تصدیق کرد و دانست که اغواء می‏تواند کرد. . بلکه حق راآورد و مرسلین را در نبوّت تصدیق کرد. در مجمع فرموده: بشارات پیامبران را درباره خود تحقیق و اثبات کرد یعنی بشارات آنها به وسیله او به جای خود را گرفت. * صدقه: چیزی است که انسان از مال خود قربة الی اللّه می‏دهد. و آن اعمّ از زکوة است صدقه به واجب و مستحب هر دو گفته می‏شود ولی زکوة فقط اسم واجب است (مجمع) . درباره صدقه واجبی است ظاهراًاعم از واجب و نداب است. افعال صدقه از باب تفعل می‏اید. نحو . اقرب الموارد در علت این تسمیه گوید: که بنده به وسیله آن صدق عبودیّت خویش را اظهار می‏کند. * صَدُقَة: به فتح (ص) و ضم (د) مهریّه زن است جمع آن در قرآن صدقات آمده . یعنی مهر زنان را در حالیکه عطیه‏ای است از جانب خدا، بدهید. شاید علت این تسمیه آن باشد که شخص با دادن مهر صدق احترام و حق زن یا دستور خدا را ظاهر می‏کند. * صدیق:رفیق.آن که دوستی و محبتش راست است . * صدّیق: پیوسته راست گو و راست کن صیغه‏ مبالغه است طبرسی آن را بسیار تصدیق کننده حق و به قولی کثیر الصدق فرموده است. راغب آن را بسیار راستگو گفته و سه قول درباره آن نقل کرده است. کسی که اصلاً دروغ نمی‏گوید.آن که دروغ از او سر نمی‏زند که به صدق عادت دارد.آن که در قول و عقیده راست، و راستی خویش را به فعلش اثبات کند. نا گفته نماند: چون صدق در قول و فعل هر دو هست و صدّیق مبالغه کسی است که راست گو و راست کن باشد و خلاف راستی اصلا نگوید و نکند مؤید این مطلب آن است که صدّیق وصف پیامبران آمده و قول و فعل آنها همواره راست بوده است و نیز در وصف مریم آمده «صدّیقه» و این حاکی است که مریم در ولادت عیسی و در گفتارش دروغی ندارد و راست راست است. ، و در خصوص مریم نیز این کلمه به کار رفته است . * و ندایش کردیم که‏ای ابراهیم آن خواب را تصدیق کردی و در خارج به وجود آوردی. از این معلوم می‏شود که آن حضرت به ذبح امر نشده بود و گرنه «قَدْ صَدَّقْتَ» نمی‏آمد مگر پس از ذبح فرزندش. * . ما قبل آیه چنین است . مراد از این میثاق ظاهراً همان است که در آیه 81 آل عمران است. می‏شود گفت غرض از «صِدْقِهِمْ» میثاق است یعنی: خدا از آن‏ها پیمان گرفت که یکدیگر را تصدیق و به هم دیگر یاری کنند تا این تمهید آن شود که از صادقین (پیامبران) درباره آن پیمان راست سؤال کند که آیا به آن عمل کردند یا نه؟ چنانکه می‏شود آن را از . تاستفاده کرد. و در «سئل» گذشت. صدیقون کدامند؟ نا گفته نماند صدّیق در قرآن مجید در وصف حضرت ابراهیم و یوسف و مریم به کار رفته چنانکه کذشت و در خصوص حضرت ادریس فرموده . اطلاق آن به حضرت یوسف گرچه از مرد مصری و رفیق زندانی یوسف است ولی قرآن آن را به صورت قبول نقل می‏کند. حتال که این را دانستیم، مقتضای آیه . آن است که صدّیقین غیر از پیامبران و گواهان اعمال اند زیرا که ظاهر آنها افاده تعدّد است. پس باید دید آنهاکدام اند در آیه دیگری می‏خوانیم . از این آیه به دست می‏آید که صدّیقون و شهداء اعمال هر دو یک صنف اند و به اعتبارآن که دروغ و خلاف را در اقوال و اعمالشان مدخلی نیست صدّیق و شهداء اند. گرچه پیامبران نیز صدّیق و شهید اند ولی چون این دو وصف منحصر به آنهانیست، باید گفت مراد از این سه گروه انبیاء دارای هر سه وصف نبوت، صدّیق و شهیدان اند ولی اوصیاء فقط دو وصف اخیر را دارند. «الصّالحین». تیز پیروان مخصوص آنها نی باشند. لذا منظور از «وَالَّذینَ آمَنُوا...» در آیه اخیر باید مؤمنان به خصوصی باشند که ایمان به خدا و رسل مقان صدّیق و شهید را به آنهاداده است. در المیزان از کافی از حضرت باقر علیه السلام نقل شده: نبی از ماست. صدّیق از ماست. شهداء و صالحین از ما اند . یکی از بزرگان درباره آیه اخیر فرموده: «وَالَّذینَ آمَنُوا...» صدیقون و شهداء نیستند بلکه ملحق به آنها هستند به قرینه «عِنْدِ رَبَّهُمْ» به نظر ایشان «لَهُمْ» راجع به «اَلَّذینَ آمَنوا» و ضمیر «اَجْرُهُمْ» راجع به صدّیقون و شهداء است یعنی برای مؤمنین به خدا و رسل اجری مثل اجر آن دو طایفه است. این نظر بسیار بعید است بلکه «اُولئِکَ هُمُ الصِّدّیقُونِ وَ الشُّهَداءذ» این دو وصف را به «اَلَّذینَ آمَنُوا...» منحصر می‏کند. مطلب همان است که گفتیم: باید «اَلَّذینَ آمَنوا» را گروه بخصوصی دانست. بعضی‏ها گفته‏اند: «واو» در «وَالشُّهَداءُ» استیناف و آن مبتدا و خبرش «عِنْدَ رَبِّهِمْ»است و «لَهُمْ اَجْرُهُمْ» خبر دوم است. در خاتمه: شاید «وَالَّذینَ آمَنُوا» در آیه‏اخیر به بعضی از بندگان خدا که از اوصیاء نیستند شامل باشد امثال شهیدان راه حق و غیر هم. صدقات درباره «اِنَّمَا الصَّدَقاتُ لَلْفُقَراءِ وَالْمَساکینِ» و محل مصرف هشتگانه صدقات در زکو» سخن گفته‏ایم به آنجا رجوع شود.
واژه صدق ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • صدق (علوم قرآنی)، یکی از نام ها و صفات قرآن• صدق (منطق)، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق و به معنای مطابقت نسبت حکمیه بین موضوع و محمول، و حکم به اتصال یا انفصال بین مقدم و تالی، با واقع و نفس الامر
...
یکی از نام ها و صفات قرآن صدق است ودر جاهای مختلف قرآن به آن اشاره شده است.
قرآن کریم از آن نظر که تعلیمات آن عین حقیقت و واقع است و در آن شائبه کذب و خلاف نیست و فطرت بشر بر آن گواه است، "صدق" نام گرفت و به "صدق" متصف گردید.
صدق در قرآن
عنوان صدق در سه آیه از قرآن مجید وصف این کتاب الهی قرار گرفته است:
۱ - "و الذی جاء بالصدق و صدّق به اولئک هم المتقون"
۲ - "... و کذّب بالصدق"
۳ - " و تمّت کلمة ربک صدقاً وعدلاً لامبدّل لکلماته و هو السمیع العلیم" در آیات فوق مراد از "صدق" قرآن است، و مراد از آورنده صدق، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و|آله) است .

صدق (قرآن)، یکی از نام ها و صفات قرآن است.
قرآن کریم از آن جهت که تعلیمات آن عین حقیقت و واقع است و در آن شائبه کذب و خلاف نیست و فطرت بشر بر آن گواه است «صدق» نام گرفت و به «صدق» متصف شد.
صدق وصف قرآن
عنوان «صدق» در سه آیه از قرآن مجید وصف این کتاب الهی قرار گرفته است:۱. (والذی جاء بالصدق وصدق به اولئک هم المتقون) ؛۲. (… وکذب بالصدق) ؛۳. (وتمت کلمت ربک صدقا وعدلا لا مبدل لکلماته وهو السمیع العلیم). در آیات فوق، مراد از «صدق»، «قرآن» است و مراد از آورنده صدق، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلّم است.
صدق، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای مطابقت نسبت حکمیه بین موضوع و محمول، و حکم به اتصال یا انفصال بین مقدم و تالی، با واقع و نفس الامر است.
مرکب تام بر دو قسم است: خبری و انشائی. وجه تمایز این دو قسم، قابلیت و عدم قابلیت صدق و کذب آنهاست. مرکب تام خبری (قضیه)، به خلاف مرکب تام انشائی، قابل صدق و کذب است. صدق یعنی مطابقت مفاد قضیه با واقع و کذب یعنی مطابقت نداشتن آن با واقع. صدق و کذب در مفردات راه ندارد، زیرا صدق و کذب اختصاص به نسبت دارد و نسبت ذهنی اگر با نسبت خارجی از جهت سلب و ایجاب، و ضرورت و لاضرورت مطابقت داشته باشد، قضیه صادق است و در صورت عدم تطابق، قضیه کاذب است.
مصادیق مطابقت
مصداق مطابقت و مطابقت نداشتن با واقع در قضیه حملیه و شرطیه (متصله و منفصله) متفاوت است. ۱. صدق در قضیه حملیه، مطابقت نسبت حکمیه بین موضوع و محمول با نفس الامر و مطابَق قضیه است، و کذب قضیه حملیه، عدم چنین مطابقتی است.۲. صدق در قضیه شرطیه متصله، مطابقت حکم به اتصال یا سلب اتصال میان مقدم و تالی با نفس الامر و مطابَق آن است، و کذب قضیه متصله، عدم چنین مطابقتی است.۳. صدق در قضیه شرطیه منفصله، مطابقت حکم به انفصال یا سلب انفصال میان مقدَّم و تالی با نفس الامر و مطابَق آن است، و کذب قضیه منفصله، عدم چنین مطابقتی است.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • حلی، حسن بن یوسف، الجوهر النضید.    
...
یکی از اسامی و اوصاف بهشت، صدق است.
صدق، یکی از اسامی و اوصاف بهشت های موعود است. ان المتقین فی جنت ونهر• فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر. «یقینا پرهیزگاران در باغها و نهرهای بهشتی جای دارند، در جایگاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر.»
← جایگاه صدق
 ۱. ↑ قمر/سوره۵۴، آیه۵۴.    
فرهنگ قرآن، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، برگرفته از مقاله «صدق».    
...
آیه 33 سوره زمر/39 را «آیه صدق» نامیده اند:
«وَالَّذِی جَاء بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ»
کسی که سخن صدق بیاورد و کسی که آن را تصدیق کند، آن ها پرهیزکارانند».
در برخی روایات، «الّذِی جَاءَ بِالصِّدق» به پیامبر صلی الله علیه و آله و جمله «و صَدَّقَ بِه» به علی علیه السلام تفسیر شده است.
«وَاجْعَل لِّی لِسَانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ»
به نقلی مقصود از لسان صدق، امام علی علیه السلام است.
بقای صدق یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای شرط لازم در استدلال مباشریِ عکس و نقض است.
از میان اقسام استدلال مباشر، در دو قسم یعنی استدلال به عکس -اعم از: عکس مستوی و عکس نقیض- و استدلال به نقض، قضیه معکوس و قضیه منقوض باید از لحاظ صدق، با قضیه اصل مطابقت داشته باشد. اگر مثلاً عکس یکی از اقسام قضایا (موجبه کلیه، موجبه جزئیه، سالبه کلیه و سالبه جزئیه) در همه موارد صادق نباشد آن قضیه را دارای عکس (لازم الصدق) نمی دانیم. این در حالی است که بقای بر کذب شرط نیست، به این معنا که ممکن است قضیه اصل کاذب باشد، ولی مثلاً عکس کاذب نباشد؛ مثل جایی که موضوع قضیه موجبه از محمولش اعم باشد؛ مانند قضیه «هر حیوانی انسان است» که کاذب است، ولی عکس آن یعنی «برخی انسان ها حیوان اند»، صادق است. از این شرط دو قاعده به دست می آید که دومی بر اولی متفرع است: ۱. هر گاه اصل صادق باشد عکس و نقض آن هم صادق است. ۲. هر گاه قضیه عکس یا نقض کاذب باشد اصل آن هم کاذب است، هر چند از کذب اصل، کذب عکس لازم نمی آید.
دیدگاه علامه حلی
علامه حلی در جوهر النضید یادآور می شود که اشتراط بقای صدق در قضیه عکس به حسب اعتبار و اصطلاح است، به خلاف شرط بقای صدق که اعتباری نیست، بلکه لازم است، زیرا عکس و اصل، لازم و ملزوم اند و صدق ملزوم (قضیه اصل) مستلزم صدق لازم (قضیه عکس) است.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • مظفر، محمدرضا، المنطق.    
...
تساوی معرف با معرف در صدق، از اصطلاحات علم منطق بوده و به اشتراک معرِّف با معرَّف در تمام مصادیقف گفته می شود.
یکی از «شرایط تعریف» تساوی معرِّف با معرَّف در صدق است؛ یعنی هر چیزی که معرِّف بر آن صادق است معرَّف نیز باید بر آن صادق باشد و بر عکس؛ به عبارت دیگر، معرِّف باید جامع افراد و مانع اغیار باشد؛ به همین سبب، صحیح نیست که معرِّف مباین با معرَّف یا اعم و یا اخص از آن باشد.عدم صحت مباینت این دو بدین سبب است که مباین، قابل حمل بر مباین نیست و تصور یکی از آن دو باعث تصور دیگری نمی شود؛ مانند: انسان و حجر. معرِّف اعم نیز نمی تواند باشد، زیرا اعم به دلیل مانع اغیار نبودنش نمی تواند باعث شناسایی کنه و حقیقت معرَّف یا تمییز آن از غیرش باشد، چه اعم، اعم مطلق باشد؛ مانند تعریف انسان به حیوان، یا اعم من وجه باشد؛ مانند تعریف انسان به ابیض یا اسود. اخص نیز نمی تواند معرِّف باشد، زیرا جامع افراد نیست.
یادآوری
در کلمات منطق دانان گاهی از این شرط به «جامعیت و مانعیت تعریف» و همچنین «مطرّد و منعکس بودن تعریف» هم تعبیر می شود. معنای جمع، این است که معرِّف، همه افراد معرَّف را شامل شود. معنای منع این است که معرِّف، شیء دیگری غیر از مصادیق معرَّف را شامل نشود.اطراد نیز به معنای تلازم در ثبوت و انعکاس به معنای تلازم در انتفاء است؛ یعنی هر گاه معرِّف یافت شد معرَّف نیز یافت شود و هر گاه منتفی شد معرَّف هم منتفی شود.


صدق در دانشنامه آزاد پارسی

صِدْق
در لغت به معنای راستی و راست گفتن، و در اصطلاح اهل منطق مطابقت قضیه با واقع. منطقیان قدیم هر قضیه ای را که مفاد آن با واقع مطابقت داشت، «صادق» می خواندند. اما معنای واقع و مطابقت برحسب قضیه تعریف می شد، گاهی مرادشان از واقع، واقعیت خارج از ذهن بود؛ مانند قضیۀ «هوا در تابستان گرم است» که مفاد آن با واقع یعنی عالم محسوس مطابقت دارد و صادق محسوب می شود. اما گاهی معنای «واقع» و تحقق «مطابقت» برای قضیه همان ذهن است ولی در مرتبه ای فراتر از مرتبه ای که قضیۀ اول ایراد شده است مثلاً برای فهم درستی این قضیه که «اجتماع نقیضین محال است» باید به واقع مراجعه کرد اما واقع، در این جا، همان عالم ذهن است. امروزه در منطق جدید و معرفت شناسی، معیارهای دیگری نیز غیر از «مطابقت» با واقع برای صدق قضیه ذکر شده است.

صدق در جدول کلمات

صدق
راست, راستی, درستی
ساخته تورج منصوری با بازی ماهایا پطروسیان | مهران غفوریان | آناهیتا نعمتی و نگین صدق گویا
انتخاب
ساخته مجید قار ی زاده با بازی هما روستا | ژاله علو و نگین صدق گویا
زن امروز
ساخته مجید قاری زاده در سال 75 با بازی هما روستا | ژاله علو و نگین صدق گویا
زن امروز
ساخته مرحوم مهدی نوربخش بر اساس فیلمنام های از خودش و رضا کیانیان در سال 81 با شرکت مجید مشیری | مهدی احمدی | نگین صدق گویا | رضا کیانیان و•••
رایباز
ساخته کمدی تورج منصوری با بازی مهران غفوریان | ماهایا پطروسیان | فتحعلی اویسی | نگین صدق گویا
انتخاب

معنی صدق به انگلیسی

truth (اسم)
راست ، درستی ، حقیقت ، صداقت ، راستی ، حقانیت ، صدق
verity (اسم)
صحت ، حقیقت ، واقعیت ، راستی ، صدق ، سخن راست ، چیز واقعی

معنی کلمه صدق به عربی

صدق
حقيقة
اخلاص

صدق را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی صدق   • صدق جنین   • معنی صدغ   • معنی احاله   • معنی دربدر شده   • صدقه   • سدق   • صدیق   • مفهوم صدق   • تعریف صدق   • معرفی صدق   • صدق چیست   • صدق یعنی چی   • صدق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی صدق
کلمه : صدق
اشتباه تایپی : wnr
آوا : sedq
نقش : اسم
عکس صدق : در گوگل


آیا معنی صدق مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )