برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1327 100 1

صراح

/sarAh/

مترادف صراح: پاک، خالص، ناب

متضاد صراح: درد

معنی صراح در لغت نامه دهخدا

صراح. [ ص َ ] (ع ص ) خالص و بی آمیغ. (منتهی الارب ).

صراح. [ ص ُ ] (ع ص ) خالص هرچیز. (غیاث اللغات ). خالص و بی آمیغ از هر چیزی. (منتهی الارب ). خالص. (نشوء اللغة ص 140) (مهذب الاسماء). محض. خالص. غیر مشوب : هر خبط عشوا و قولی بر عمیا کذب صراح و محض افتراء. (جهانگشای جوینی ).از صراحی خون صراح جوشید و ایشان صراح پنداشتند. (جهانگشای جوینی ). || کاس ٌ صراح ؛ کاس پاکیزه و خالص از آمیختگی. (منتهی الارب ). || می خالص. (دهار). می بی آب. می صافی. (زمخشری ). || سخن خالص و بی آمیغ. || (اِ) اسم است مواجهه را یعنی روی باروی. || (مص ) رویاروی دشنام دادن کسی را. (منتهی الارب ). و رجوع به صِراح شود. || (اِمص ) روشنائی. (غیاث اللغات ).

صراح. [ ص ِ ] (ع مص ) رویاروی دشنام دادن کسی را. و رجوع به صُراح شود. || (اِ) آشکارا. (منتهی الارب ).

صراح. [ ص ُرْ را ] (ع اِ) نوعی از ملخ که خورده میشود. (منتهی الارب ).

معنی صراح به فارسی

صراح
صراح من الصحاحح (ال...). ترجمه و تهذیب گونه ای از [ صحاح فی اللغه ] ( ه.م .) توسط ابو الفضل محمد بن عمر بن خالد معروف به جمال قرشی و آن در هند بچاپ رسیده .
( صفت ) خالص بی آمیغ محض ۱ - ( اسم ) می خالص باده صافی . ۲ - سخن خالص و بی آمیغ .
نوعی از ملخ که خورده می شود

معنی صراح در فرهنگ معین

صراح
(صَ) [ ع . ] (ص .) خالص .

معنی صراح در فرهنگ فارسی عمید

صراح
خالص.

صراح در جدول کلمات

صراح
روبرو چیزی گفتن , پیدا و آشکار گفتن, خالص و بی غش

صراح را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد امین رزاقی
شراب-باده-می

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی صراح   • مفهوم صراح   • تعریف صراح   • معرفی صراح   • صراح چیست   • صراح یعنی چی   • صراح یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی صراح
کلمه : صراح
اشتباه تایپی : wvhp
آوا : sarAh
نقش : صفت
عکس صراح : در گوگل

آیا معنی صراح مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )