برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1313 100 1

صرفه جویی

/sarfejuyi/

مترادف صرفه جویی: اقتصاد، پس انداز

متضاد صرفه جویی: ولخرجی

معنی صرفه جویی به فارسی

صرفه جویی
۱ - اندازه نگاه داشتن در خرج پس انداز کردن اقتصاد . ۲ - پس انداز . یا صندوق صرفه جویی . حسابی که مردم به توسط آن گاه گاه به عنوان صرفه جویی در آن ذخیره کنند .
[economies of scope] [اقتصاد] منافع حاصل از انجام فعالیت های مرتبط
[economies of scale] [اقتصاد] مزیتی ناشی از افزایش سطح تولید محصول که سبب کاهش هزینۀ تولید هر واحد از محصول شود

معنی صرفه جویی در فرهنگ معین

صرفه جویی
( ~ .) [ ع - فا. ] (حامص .) اندازه نگه داشتن ، از حد خارج نشدن .

معنی صرفه جویی در فرهنگ فارسی عمید

صرفه جویی
اندازه نگه داشتن در خرج، دقت و توجه به اینکه چیزی زیادتر از حد لزوم صرف و خرج نشود، صرفه کاری.

نقل قول های صرفه جویی

صرفه جویی و قناعت موضوع این نوشتار است.
• «اقتصاد حکمت دارا و ثروت ندار است.» لامپ
• «از هزینه های کوچک غیرضروری برحذر باشید زیرا یک سوراخ کوچک موجب غرق شدن یک کشتی بزرگ می شود.»
• «بخور چیزی از مال و چیزی بده / هم از بهر پیریت چیزی بنه»
• «به تمول نرسد هرکه نشد اهل فساد / تا که دندان نخورد کرم طلایی نشود» -> ابوالقاسم حالت
• «تاک نگهدار از تطاول سرما / تا به بهاران هزار طفل بزاید» محسن شمس ملک آراء
• «چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن / به دخل و خرج خود هردم نظر کن // بخور چیزی از مال و چیزی بده / ز بهر کسان نیز چیزی بنه // مخور جمله ترسم که دیر ایستی / به پیرانه سر بد بود نیستی»
• «دیوانگی محض است که کسی برای آنکه ثروتمند بمیرد، زندگی خود را چون فقرا و بیچارگان بسر آورد.» پئر بُورتن
• «شعله اسراف نمی تواند پایدار بماند، آتش های تند رود نابود می شوند. باران آهسته دائمی است. طوفان ناگهانی امتداد زمان ندارد.»
• «صرفه جویی خود یکی از منابع مهم درآمد است.»
• «صرفه جویی فقیر را متمول و متمول را عاقل می گرداند.»
• «صرفه جویی به خودی خود هنر و منبع درآمد است.» سنکا
• «صرفه جویی مکنت فقرا و خردمندی اغنیا است.»
• «کسی واقعاً ثروتمند است که تفریحاتش ارزان تر تمام شود.» ماری راوی توری
• «گر از کوه گیری و ننهی بجای / سرانجام کوه اندر آید ز پای»
• «لذت دنیا در خرج کردن است نه در جمع کردن و ثروتمند واقعی کسی است که خرج می کند نه کسی که روی هم می گذارد.»
• «ما آبروی خویش را به گوهر نمی دهیم / بخل بجا به همت حاتم برابر است.»
• «مکنت قرض بشکند پشت یلان روزگار / محنت فقر ار کشم به که شوم دچار قرض» سرخوش
• «نه وام می دهم و نه وام می ستانم، زیرا وام راهی است به سوی تباهی.»

ارتباط محتوایی با صرفه جویی

صرفه جویی در جدول کلمات

از راهکارهای صرفه جویی درمصرف بنزین
سهمیه بندی

معنی صرفه جویی به انگلیسی

parsimony (اسم)
خست ، صرفه جویی ، امساک ، کم خرجی ، خسیسی
economy (اسم)
علم اقتصاد ، اقتصاد ، صرفه جویی
frugality (اسم)
صرفه جویی ، کم خرجی
thrift (اسم)
صرفه جویی ، خانه داری ، عقل معاش
providence (اسم)
صرفه جویی ، مال اندیشی ، اینده نگری ، مشیت الهی

معنی کلمه صرفه جویی به عربی

صرفه جویی
تدبير
اقتصد

صرفه جویی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرمحمد
صرفه جویی. رجوع شود به صرفه جوئی.
بهرام س
بِه گُساری
sara esmati
conservation
long -term conservation
energy conservation
نظری
سودجویی ، بهره جویی ، سودبری ، بازدهی جو
هومن دبیر
گساربندی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تحقیق صرفه جویی   • تعریف صرفه جویی   • صرفه جویی چیست   • صرفه جویی به انگلیسی   • صرفه جویی برق   • صرفه جویی در مصرف مواد غذایی   • صرفه جویی آب   • صرفه جویی ویکی پدیا   • معنی صرفه جویی   • مفهوم صرفه جویی   • معرفی صرفه جویی   • صرفه جویی یعنی چی   • صرفه جویی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی صرفه جویی
کلمه : صرفه جویی
اشتباه تایپی : wvti [,dd
آوا : sarfejuyi
نقش : اسم
عکس صرفه جویی : در گوگل

آیا معنی صرفه جویی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )