برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1286 100 1

صعقه

معنی صعقه در لغت نامه دهخدا

صعقة. [ ص َ ق َ ] (ع مص ) بیهوش گردیدن. (منتهی الارب ). بیهوش شدن. (تاج المصادر بیهقی ) (مقدمه ٔ لغت میر سید شریف ). || (اِمص ) بیهوشی. (غیاث اللغات ) (منتهی الارب ) :
باز از آن صعقه چو با خود آمدم
طور برجا بد نه افزون و نه کم.
مولوی (مثنوی ).
|| (اِ) آتش که از آسمان افتد. (منتهی الارب ) :
گر جهان فتنه گیرد از چپ و راست
و آتش صعقه پیش و پس باشد.
سعدی.
|| دم صور. (منتهی الارب ).

معنی صعقه به فارسی

صعقه
۱ - ( مصدر ) بیهوش گردیدن . ۲ - ( اسم ) بیهوشی . ۳ - سعق . ۴ - آتشی که از آسمان افتد .

معنی صعقه در فرهنگ معین

صعقه
(صَ قَ یا قِ) [ ع . صعقة ] ۱ - (مص ل .) بی هوش گردیدن . ۲ - (اِمص .) بی هوشی .

معنی صعقه در فرهنگ فارسی عمید

صعقه
۱. بیهوش شدن از شدت ترس یا از شنیدن صدای هول انگیز، بیهوشی.
٢. (اسم) = صاعقه

صعقه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سیدحسین اخوان بهابادی
می توان برای یادسپاری بهتر به رابطه صاعقه و بیهوش شدن فکر کرد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی صعقه   • مفهوم صعقه   • تعریف صعقه   • معرفی صعقه   • صعقه چیست   • صعقه یعنی چی   • صعقه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی صعقه
کلمه : صعقه
اشتباه تایپی : wuri
عکس صعقه : در گوگل

آیا معنی صعقه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )