انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1068 100 1

صفات

/sefAt/

برابر پارسی: فروزگان، زابها، سرشت ها

معنی صفات در لغت نامه دهخدا

صفات. [ ص ِ ] (ع اِ) ج ِ صفت :
به طبع آهن بینم صفات مردم را
از آن گریزان از هر کسی پری وارم.
خاقانی.
اصلها ثابت صفات آن درخت
فرعها فوق الثریا دیده ام.
خاقانی.
آن سیه رنگ و این عقیق صفات
کان یاقوت بود در ظلمات.
نظامی.
نه فکرت به غور صفاتش رسد.
سعدی.
رشته ٔ حیات آن جوان پسندیده صفات را به انقطاع رسانیدند. (حبیب السیر جزء چهارم ازج سوم چ 1 تهران ص 324). رجوع به صفت شود.

صفات. [ ] (اِخ ) (برج کشیک ) شهر و برجی است که در کوههای اموریان در نزدیکی قادش واقع است. (سفر داوران ا: 17). پلمر و دریک گمان دارند که همان سبتیه ٔ حالیه است که در وسط دشت بارآوری است. (قاموس کتاب مقدس ص 555).

صفاة. [ص َ ] (ع ص ، اِ) سنگ سخت تابان که هیچ نرویاند و منه المثل : لاتندی صفاته ؛ یعنی نمی تراود سنگ او. صَفَوات و صَفا ج ِ صفا و صُفی ّ. و صِفی جج. (منتهی الارب ).

صفاة. [ ص َ ] (ع اِ) واحد صفا است. (منتهی الارب ). رجوع به صفا شود.

معنی صفات به فارسی

صفات
جمع صفت، جمع صفه
( اسم ) ۱ - نشستنگاه سوار از زین اسب . ۲ - ایوان مسقف . ۳ - غرفه مانندی در درون اطاق بزرگ که کف آن کمی بلندتر است و بزرگان در آن نشینند شاه نشین . ۴ - خانه تابستانی سقف دار جمع : صفف صفاف . یا صفه حمام . ایوانی که در آن رخت کنند و پوشند سربینه گرمابه .
شهر و برجی است که در کوههای اموریان در نزدیکی قادش واقع است
صفات در باری تعالی بسیط است و در ممکنات مرکب
اسمی است که فرعون پس از آنکه یوسف را فرمانفرمای مصر کرد بدان نام نامید
آنرا اسمای ذاتی هم گویند و آن صفات سبعه اند .
عبارت است از آنکه متکلم موصوف واحد را صفات متعدد بیان نماید خواه به استقلال ٠٠٠
فرخنده صفات واجد صفات برگزیده
آنکه صفت خوب دارد با صفات نکو
آنکه خصلت و نهاد وی مانند فرشته باشد و نیک نهاد .
فرشته خو . نیک نهاد و آنکه نهاد وی مانند فرشته باشد .
(اسم ) هشت صفت مردان خدا توحید علم کشر رضا صبر قلت رزق تعظیم لامرا.. شفقت بخلق خدا : (( زنه حواس برون شوبکوی هشت صفات که هست حاصل این هشت هشت باغ بقا. )) ( خاقانی )

معنی صفات در فرهنگ فارسی عمید

صفات
= صفت

صفات در جدول کلمات

صفات و شرایط قاضی طبق موازین به وسیله ••• معین می شود
قانون
صفات و شرایط قاضی طبق موازین به وسیله •••••• معین می شود
قانون
صفات و شرایط قاضی طبق موازین بوسیله•••• معین میشود
قانون
از نام ها و صفات باریتعالی
جان افرین
بخشنده است و از صفات خدا
رحمان
بخشنده است و از صفات خداوند
کریم
بخشنده است و یکی از صفات خداوند متعال
کریم
طبق این اصل صفات و شرایط قاضی طبق موازین فقهی به وسبله قانون معین می شود
یکصد و شصت و سوم
عامل انتقال صفات ارثی
ژن
فلسفه و آیینی که پیروان آن مدعی بودند معرفت عالی به طبیعت و صفات الهی دارند
گیوسی

صفات را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

درویش علی ادریساوی فیه ٢٣:٢٠ - ١٣٩٦/٠٩/١٢
کلیت آنچه سببِ شناختِ هر چیزی شود را صفات گویند. چون آدمی تنها از طریق صفات می تواند نسبت به چیزی فهیم شود. البته آنهم به شرط آنکه این صفات ثابت باشند.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• انواع صفت در زبان انگلیسی   • صفت مفعولی در انگلیسی   • صفت در زبان فارسی   • صفات انگلیسی با معنی   • صفات فارسی   • لیست صفت های انگلیسی با معنی   • ترتیب صفات در انگلیسی   • رمز ترتیب صفات در انگلیسی   • معنی صفات   • مفهوم صفات   • تعریف صفات   • معرفی صفات   • صفات چیست   • صفات یعنی چی   • صفات یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی صفات
کلمه : صفات
اشتباه تایپی : wthj
آوا : sefAt
نقش : اسم
عکس صفات : در گوگل


آیا معنی صفات مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )