برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1154 100 1

صفر

/safar/

مترادف صفر: پوچ، تهی، خالی، هیچ، زهره

برابر پارسی: زفر، سفر، زفرین، تهی، زِفر

معنی اسم صفر

اسم: صفر
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: نام ماه دوم از سال قمری، نام کوهی در نزدیکی مدینه

معنی صفر در لغت نامه دهخدا

صفر. [ ص ِ ] (ع ص ) خالی از هر چیزی. (منتهی الارب ). تهی و خالی. (غیاث اللغات ). || رجل صفرالیدین ؛ مرد بی چیز. (منتهی الارب ).

صفر. [ ص ِ ] (ع اِ) خالی ، ترجمه ٔ سانسکریت صونیا در ریاضی هند و عربی ، معادل زرو در فرانسه و در عین حال ریشه ٔ کلمات غربی سیفرا ، تزیفر و مشتقات آنها است و رجوع به سیفر ، شیفر زرو و دائرة المعارف اسلامی (صفر) شود. قدما علامت صفر یعنی نماینده ٔ هیچ نداشتند. این علامت را هندیان اختراع کردند بنام صونیا یعنی تهی و ایرانیان که کتب ریاضی هندی را به عربی ترجمه و نقل کرده اند، آن را به صفر عربی که هم بمعنی تهی است ترجمه کردند و چون ترجمه ٔ آنان به لاتینی برگشت ، صفر عربی را در لاتینی شکسته و از آن زرو ساختند. علامت صفر (0) یا (0) است. صفر حافظ مرتبه ٔ عدد است و خود آن عدد نیست و آن مرتبه نیز از عدد خالی است. دائره ٔ کوچک به این شکل (0) که در علم حساب برای ده چند کردن عددی بطرف راست آن عدد می نویسند فی زماننا در عربی و فارسی بعوض آن دائره ٔ کوچک نقطه می نویسند مگر در هندی همان صفر نگارند. (غیاث اللغات ) :
بگذشتی و صفر جای تو یافت
از صفر کجاصفات جویم.
خاقانی.
ز هرچه زیب جهانست و هر که ز اهل جهان
مرا چو صفر تهی دار و چون الف تنها.
خاقانی.
این گنج صرف دارد و آواز در میان نه
وآن همچو صفر خالی و آوازه ٔ مزور.
خاقانی.
که الف چون بشد از منزل یک
صفر بر جای الف کرد ثبات.
خاقانی.
الحق از آحاد ملک خصم تو صفر است و بس
گرچه رود در حساب هیچ بود در رقم.
خاقانی.
این جهان نفی است در اثبات جو
صورتت صفر است در معنیت کو.
مولوی.
|| (اِخ ) در اصطلاح اهل تقویم علامت ستاره ٔ زهره است. (غیاث اللغات ). || علامت برج حمل است در تقویم و بهمین جهت از لفظ صفر کنایه باشد برج حمل. (غیاث اللغات ).
ازصفت هم صفرم و هم منقلب هم آتشی
گوئی اول برج گردونم نه من دوپیکرم.
خاقانی.
اولین برج فلک صفر است چون تو بهر فقر
اولین پایه گ ...

معنی صفر به فارسی

صفر
( اسم ) ۱ - خالی تهی پوچ . ۲ - نماینده فقدان عدد است و آن خود عدد محسوب نمی شود علامت آن چنین است : ( ٠ ) توضیح بعض معاصران بر آنند که چون صفر در اصل به معنی میان خالی است پس صفر را باید مانند فرنگیان نوشت : ٠ ولی باید دانست که در کتب فارسی و عربی از دیر باز صفر را به صورت ( . ) نیز نوشه اند . ۳ - برج حمل . ۴ - ستاره زهره . ۵ - آن درجه از حرارت که مقابل باشد با حرارت یخ ذوب شده .
موضعی است بین دمشق و جولان و آن صحرائی است که بروزگار بنی مروان بدانجا وقعه مشهور بوده است و آنرا در اخبار و اشعار خود آورده اند
دهی از دهستان حومه بخش مسجد سلیمان شهرستان اهواز
دهی از بخش سنجابی شهرستان کرمانشاه
برنده صفرا و زائل کننده آن
او راست تفسیر سوره تکاثر که در ذی الحجه
عبدالرحمان بن اسماعیل بن عثمان عالم قرا آت ( ف. ۶۳۶ ه.ق .). او را کتابی است موسوم به [ الاعلان ].
دهی از دهستان نازلو بخش حومه شهرستان رضائیه
دهی است جزو دهستان اکراد ساوجبلاغبخش کرج شهرستان تهران در ۶۱ کیلومتری مغرب کرج ۲۲ کیلومتری جنوب راه شوسه کرج قزوین جلگه و معتدل : ۵۱۵ تن سکنه قنات در بهار از رود کران استفاده می شود محصولات غلات بنشن صیفی چغندر قند باغهای انگور : شغل اهالی زراعت و گله داری است .
دهی از دهستان دلاور بخش دشتیاری شهرستان چاه بهار
دهی از بخش گوران شهرستان شاه آباد
...

معنی صفر در فرهنگ معین

صفر
(صَ فَ) [ ع . ] (اِ.) دومین ماه سال قمری .
(ص ) [ معر - سنس . ] (اِ.) ۱ - خالی ، تهی ، پوچ . ۲ - در اصطلاح ریاضی علامتی به شکل (٠) که به خودی خود عدد نیست ولی اگر در طرف راست عددی قرار گیرد آن عدد را ده برابر می کند.

معنی صفر در فرهنگ فارسی عمید

صفر
۱. ماه دوم از سال قمری، پس از محرم و پیش از ربیع الاول.
۲. (پزشکی) [قدیمی] = یرقان
۳. [قدیمی] گرسنگی.
۱. (ریاضی) عددی به شکل «۰ یا . » که با قرار دادن آن در طرف راست عددی، آن را ده برابر می کند.
۲. (صفت) [مجاز] نو، کارنکرده: ماشین صفر.
۳. (نجوم) [قدیمی] = حَمَل
(شیمی) [قدیمی]
۱. زر، طلا.
۲. مس.
۳. روی.

صفر در دانشنامه اسلامی

صفر
صَفَر، صفرالمظفّر یا صفرالخیر دومین ماه قمری است.
صفر به معنی تهی و خالی است. دلیل نامگذاری آن است که در این ماه بازارهایی در یمن به پا می شد که آنرا صفری می گفتند و از آنجا آذوقه می گرفتند و هر که به بازار نمی رسید از گرسنگی هلاک می شد، برخی نیز گفته اند: چون این ماه پس از ماه محرم است و مردم دوران جاهلیت در ماه محرم (به دلیل اینکه از ماه های حرام بود) از جنگ دست می کشیدند، با فرارسیدن ماه صفر به جنگ روی می آوردند و خانه ها خالی می ماند؛ از این رو به آن صفر گفته اند.
پس از ماه محرم، این ماه نیز ماه حزن و اندوه شیعیان است. رحلت پیامبر اکرم(ص)، شهادت امام مجتبی (ع) و امام رضا (ع) و اربعین امام حسین (ع) در این ماه قرار دارند.
صفر
معنی صُفْرٌ: زرد
معنی سَفَرٍ: سفر
معنی نَّسِيءُ: تأخیر انداختن - تأخیر انداخته شده (رسم عرب در جاهليت چنين بود که وقتي دلشان ميخواست در يکي از چهار ماه حرام که جنگ در آنها حرام بوده جنگ کنند موقتا حرمت آن ماه را برداشته به ماهي ديگر ميدادند تا از طرفی مقصودشان فراهم گردد و از طرفی تعداد ماههای حرام...
معنی يُوَاطِئُواْ: که هماهنگ و مطابق سازند - که همگام سازند (از کلمه وطئ به معنای قدم نهادن.رسم عرب در جاهليت چنين بود که وقتي دلشان ميخواست در يکي از چهار ماه حرام که جنگ در آنها حرام بوده جنگ کنند موقتا حرمت آن ماه را برداشته به ماهي ديگر ميدادند تا از طرفی مقصودشان ...
ریشه کلمه:
صفر (۵ بار)

«صُفْر» از مادّه «صُفْرَة» (بر وزن قفل) جمع «أصفر» به معنای چیزی است که زرد رنگ باشد و گاه به رنگ های تیره و متمایل به سیاه نیز اطلاق شده، ولی در اینجا مناسب همان معنای اول است; زیرا جرقه های آتش زرد متمایل به سرخ است.
(روزهای هفته که هر کدام مربوط به معصومی (علیهم السلام ) می باشد در آخر این بخش خواهد آمد).
...


صفر در دانشنامه ویکی پدیا

صفر
۰ یا صفر، یکی از اعداد حقیقی است.
اولین عضو مجموعهٔ اعداد حسابی است.
به ازای هر n {\displaystyle n}   در مجموعهٔ اعداد مختلط
n + 0 = n {\displaystyle n+0=n}
n − 0 = n {\displaystyle n-0=n}
n ∗ 0 = 0 {\displaystyle n*0=0}
صفر نام آلبومی از حبیب محبیان است که در سال ۱۳۷۳ (۱۹۹۴) منتشر شد.
البوم صفر بهترین البوم پس از انقلاب اسلامی ایران از نظر کارشناسان موسیقی دنیا شد
در آنالیز مختلط یک صفر از یک تابع هولومورفیک f، عدد مختلطی مانند a است که برای آن f(a) = 0
عدد مختلط a یک صفر ساده (ریشه ساده) از f یا یک صفر با تکرار 1 از f است اگر بتوان f را به صورت
نوشت که در آن g یک تابع هولومورفیک است که g(a) صفر نیست. به طور کلی تکرار ریشهٔ f در a عدد صحیح مثبت n است که برای آن تابعی هولومورفیک مانند g وجود دارد که
قضیه اساسی جبر می گوید که هر چند جمله ای غیر ثابت با ضرایب مختلط حداقل یک صفر در صفحهٔ مختلط دارد. این بر خلاف وضعیت صفرهای حقیقیست : برخی توابع چند جمله ای با ضرایب حقیقی هیچ صفر حقیقی ای ندارند (ولی چون اعداد حقیقی مختلط اند این توابع همچنان ریشه های مختلط دارند). یک مثال تابع f(x) = x2 + 1. است.
صفر یکی از اعداد صحیح است.
صَفَر (ماه)، از ماه های سال در تقویم اسلامی
صفر (آنالیز مختلط) عدد مختلطی مانند a از یک تابع هولومورفیک f که برای آن f(a) = 0
صفر (آلبوم) آلبومی از حبیب محبیان
صَفَر (امیدیه)، روستایی از توابع بخش جایزان شهرستان امیدیه در استان خوزستان
صفر همچنین ممکن است ب ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

صفر در دانشنامه آزاد پارسی

صفر (zero)
عددی با نماد «۰». با هر عددی جمع شود، آن عدد را تغییر نمی دهد و به عبارت دیگر، عنصر همانی یا خنثی در جمع اعداد است. حاصل تفریق هر عدد از خودش و جمع هر عدد با قرینۀ خودش نیز صفر است. حاصل ضرب هر عددی در صفر برابر صفر است.
تاریخچه. صفر در عربی و فارسی از واژۀ هندی «سونیا» به معنی «خالی» ریشه گرفته، و از زبان عربی به زبان های اروپایی راه یافته است. این کلمه در لاتین به شکل «زفیرم» و در زبان انگلیسی به شکل «زیرو» درآمده است. یونانیان باستان برای تمایز بین اعدادی مثل ۱۹۰ و ۱۰۹ از نمادهای کاملاً متفاوتی برای ۹ و ۹۰ استفاده می کردند. بابِلی ها به طرز ناقصی از صفر استفاده می کردند، به این معنی که آن را به صورت رقم میانی، مثلاً در ۱۰۹، به کار می بردند ولی به عنوان رقم آخر، مثلاً در ۱۹۰، به کار نمی بردند. در واقع، نیاز جدی به صفر هنگامی پیدا شد که دستگاه عددی دهدهی (اعشاری) کاملی، مبتنی بر ارزش مکانی، در هند پدید آمد. در این دستگاه، نمی شد همۀ اعداد را فقط با ارقام ۱ تا ۹ نمایش داد، زیرا در این صورت تمایز بین ۱۹ و ۱۰۹ و ۱۹۰ میسر نمی بود. بدون صفر همۀ این اعداد مثل هم بودند. بعدها، این دستگاه از طریق زبان عربی به اروپا راه یافت. ترجمۀ لاتینی یکی از آثار خوارزمی در آشنایی اولیۀ اروپاییان با این شیوۀ عددنویسی نقش داشت. به همین سبب، این دستگاه و ارقام آن به ارقام هندی ـ عربی و نمادگذاری هندی ـ عربی معروف شد. لئوناردوی پیزایی از نخستین مروجان ارقام هندی ـ عربی در اروپا بود که در ۱۲۰۲ م، در اثر مشهورش، با نام لیبر آباکی (کتاب حساب)، این دستگاه را تشریح و به شدت از آن دفاع کرد. به رغم مزایای آشکار ارقام هندی ـ عربی، رواج آن ها در اروپا بسیار کند صورت گرفت. عدۀ کمی از مردم می توانستند بنویسند و بیشتر حسابداران با استفاده از سنگریزه روی صفحۀ شطرنجی یا با چرتکه محاسبه می کردند و نیاز چندانی به دستگاه ارقام پیچیده تری احساس نمی شد. در واقع، صفر، و کلاً عددنویسی هندی ـ عربی، تا قرن ۱۶ از اقبال عام در اروپا برخوردار نشد.

ارتباط محتوایی با صفر

صفر در جدول کلمات

صفر
یرقان
آب صفر درجه
یخ
بازیگر مرد مجموعه تلویزیونی «مدار صفر درجه»
شهاب حسینی
کاشف دمای صفر مطلق
لرد کلوین

معنی صفر به انگلیسی

naught (اسم)
عدم ، نا بودی ، هیچ ، صفر ، نیستی
null (اسم)
صفر
nullity (اسم)
عدم ، پوچی ، صفر ، بطلان ، بی اعتباری ، نیستی
nothing (اسم)
صفر ، نیستی
anything (اسم)
صفر
aught (اسم)
خیر ، هر چیزی ، چیزی ، هیچ چیز ، بهیچ وجه ، صفر
zero (اسم)
هیچ ، صفر ، عدد صفر ، مبداء ، علامت صفر ، محل شروع
nil (اسم)
هیچ ، صفر

معنی کلمه صفر به عربی

صفر
تافه , صفر , لا شيء , لا شيي
صفر
صفر
اوه

صفر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

وحید
سفرومسافرت هم معنی شایسته وپسندیده ای است کمااینکه سفرمعنوی پیاده روئ برکت زا دراین ماه معنئ ومفهوم پیدامیکند
بارتش
ریشه صفیر است ،به معنی صداوآهنگ است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی صفر   • عدد صفر در ریاضی   • ماه صفر نحس   • اسم صفر   • سایت صفر   • عکس ماه صفر   • اعمال ماه صفر در مفاتیح الجنان   • مفهوم صفر   • تعریف صفر   • معرفی صفر   • صفر چیست   • صفر یعنی چی   • صفر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی صفر
کلمه : صفر
اشتباه تایپی : wtv
آوا : safar
نقش : اسم
عکس صفر : در گوگل

آیا معنی صفر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )