برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1355 100 1

صفیف

معنی صفیف در لغت نامه دهخدا

صفیف. [ ص َ ] (ع ص ، اِ) گوشت به سیخ درکشیده جهت بریانی. (منتهی الارب ). ما صف من اللحم علی الجمر لیشوی. (بحر الجواهر). گوشت نمک سوده. (مهذب الاسماء). گوشت که بر ریگ تافته بریان کنند. || چیزی که در آفتاب گذارند تا خشک شود یا بر خدرک آتش نهند تا کباب گردد. (منتهی الارب ). ما صف فی الشمس لیجف. (اقرب الموارد). || (اِمص ) آرام و سکون بال پرندگان بهنگام پریدن.

معنی صفیف به فارسی

صفیف
گوشت به سیخ در کشیده جهت بریانی

صفیف در دانشنامه اسلامی

صفیف
صَفیف، در مقابل دفیف می باشد.
صفیف عبارت است از حالت بال نزدن پرنده و صاف نگهداشتن بال ها هنگام پرواز، حالت مقابل آن دفیف قرار دارد.
کاربرد فقهی
از آن در باب اطعمه و اشربه سخن گفته اند، پرندگانی چون عقاب، باز و شاهین که هنگام پرواز صفیف شان بیش تر از دفیف شان است حرام گوشت و عکس آن حلال گوشت به شمار می روند و بنابر قول منسوب به مشهور، پرندگانی که دو حالت دفیف و صفیف شان یکسان است، نیز حلال گوشت می باشند.

صفیف را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهمن عنایتی کاریجانی
بنام خدا
باسلام، پرنده ای که در حین پرواز بیشتر باالهایش را باز نگه داشته و کمتر بال میزند.
با تشکر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی صفیف   • مفهوم صفیف   • تعریف صفیف   • معرفی صفیف   • صفیف چیست   • صفیف یعنی چی   • صفیف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی صفیف
کلمه : صفیف
اشتباه تایپی : wtdt
عکس صفیف : در گوگل

آیا معنی صفیف مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )