انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1044 100 1

صف

/saf/

مترادف صف: خط، رج، رجه، رده، ردیف، رسته، طبقه، قطار، کلاس

برابر پارسی: رده، ردیف، رج، رسته

معنی صف در لغت نامه دهخدا

صف. [ ص َف ف ] (ع اِ) قوم صف زده و در صف ایستاده. ج ، صُفوف. (منتهی الارب ). رسته. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (مهذب الاسماء) (السامی ). حَصیر. (منتهی الارب ). حِلاق. (منتهی الارب ). سِکاک. (منتهی الارب ). نخ. (صحاح الفرس ) :
صف دشمن ترا ناستد پیش
ور همه آهنین ترا باشد.
شهید.
صف دشمنان سربسر بردرد
ز گیتی سوی هیچ کس ننگرد.
فردوسی.
میان دو صف آن دو شیر دژم
همی بود با یکدگرشان ستم.
فردوسی.
که ما در صف کارزار و نبرد
چگونه برآریم از آورد گرد.
فردوسی.
در باغ کنون حریرپوشان بینی
بر کوه صف گهرفروشان بینی.
منوچهری.
تو گوئی بباغ اندر آن روزبرف
صف ناژ بود و صف عرعران.
منوچهری.
زیر تو تخت زرین بر سرت چتر دیبا
زین سو صف غلامان زآن سو صف جواری.
منوچهری.
بونصر از صف بیرون آمد و بتازی رسول را بگفت تا برپای خاست... (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 377).
هزارت صف گل دمیده ز سنگ
ز صد برگ و دو روی وز هفت رنگ.
اسدی.
صف ّ پیشین شیعیان حیدرند
جز که شیعت دیگران صف النعال.
ناصرخسرو.
بنمایم دوازده صف راست
همه تسبیح خوان بی آواز.
ناصرخسرو.
همی حیران و بی سامان و پژمان حال گردیدی
اگر دیدی بصف ّ دشمنان سام نریمانش.
ناصرخسرو.
ابلهانه جواب داد از صف
کزپی خرقه و جماع و علف.
سنائی.
اندر آن صف که زور دارد سود
مرد را مرغ دل نباید بود.
سنائی.
در صف ّ و سجده از قدو پیشانی ملوک
نون و القلم رقم زده بر آستان اوست.
خاقانی.
قفل که بر لب نهی از لب معشوق ساز
پای که از سر کنی در صف عشاق نه.
خاقانی.
چنبر کوس او خم فلک است
ساقی کاس او صف ملک است.
خاقانی.
هر شب که به صفه های افلاک
صفها زده میهمان ببینم.
خاقانی.
آن کیست که در صف غلامانش
صد رستم سیستان ندیده ست.
خاقانی.
چه باشد که خاقانی از صدر خاقان
برای نشست آخرین صف گزیند.
خاقانی.
مور که مردانه صفی می کشد
از پی فردا علفی می کشد.
نظامی.
مردی نه ای و خدمت مردی نکرده ای
و آنگاه صف صفّه ٔمردانت آرزوست.
سعدی.
چه مردی کند در صف کارزار
که دستش تهی باشد و کار زار.
سعدی.
عَرَق ؛ صف اسبان و مرغان و هر چه صف زده باشد. (منتهی الارب ). رَزدَق ؛ صف مردم. (منتهی الارب ). نَیسَب ؛ صف مورچه. (منتهی الارب ).
و با آراستن ، بستن ، درست کردن ، دریدن ، راست کردن ، زدن ، شکستن ، کشیدن و غیره ترکیب گردد. رجوع به ذیل هر یک از این کلمات شود.
- صف نماز ؛ رده ای که مردم برای نماز بندند در مسجد و جز آن.
- صف سماطین . رجوع به سماطین شود.
|| جنگ. نبرد مجازاً :
پیش تیغ تو روز صف دشمن
هست چون پیش داس نو کرپا.
رودکی.
|| بازار. راسته : خواهنده ٔ مغربی در صف بزازان حلب دیدم... (گلستان ). || دسته. دسته ٔ زنبور عسل یا حشرات دیگر که با هم زندگی میکنند. (دزی ). || سومین بخش یک گروه. (دزی ). || اتحاد بین قبائل. (دزی ).

صف. [ ص َف ف ] (ع مص ) در صف جنگ و جز آن ایستاده کردن قوم را. (منتهی الارب ). رسته کردن. (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ). || صفه ساختن زین را. (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ). || گوشت در سیخ کشیدن. (منتهی الارب ). گوشت تنک باز کردن تا بریان شود. (تاج المصادر بیهقی ). || در دو شیردوشه یا زاید پی یکدیگر دوشیدن ناقه را. || گستردن مرغ هر دو بازو را. (منتهی الارب ). || مقابل دف ، آرام بودن و سکون بال گاه پریدن چنانکه در دال و کرکس و باز و جز آن از جوارح و طیور. و آن پرنده که صف آن بیش از دف آن بود حرام گوشت است. || بصف کشیدن شتران پایها را. (منتهی الارب ). || مزیت داشتن. برتر بودن. (دزی ). || خود را بجای بلند کشانیدن. (دزی ).

صف. [ ص َف ف ] (اِخ ) ضیعه ای است در معرة که سیف الدولة آن را به متنبی به اقطاع داد و او از آنجابه دمشق و از دمشق به مصر گریخت. (معجم البلدان ).

صف. [ ص َف ف ] (اِخ ) سوره ٔ شصت و یکمین از قرآن. مدنیه پس از ممتحنه و پیش از جمعه و آن چهارده آیت است. اول آن : سبح ﷲ ما فی السموات و ما فی الارض و هو العزیز الحکیم.

صف. [ ص ُف ف ] (ع اِ) ایوان خانه و دالان. (غیاث اللغات ). رجوع به صفه شود.

معنی صف به فارسی

صف
سوره شصت و یکمین قر آن مدینه تعداد آیات ۱۴.
رده، رج، ردیف، راسته، آنچه بانظم وترتیب دریک خط قرارگرفته باشد
۱ - ( مصدر ) در صف جنگ ایستاداندن گروهی را . ۲ - رسته کردن صف ساختن . ۳ - ( مصدر) گستردن مرغ هر دو بال را آرام بودن و سکون بال به هنگام پریدن چنانکه دال و کرکس باز کنند . مقابل دف . توضیح پرنده ای که صف وی بیش از دف باشد حرام گوشت است .
ضیعه ایست در معره که سیف الدوله آنرا به متنبی باقطاع دارد و او از آنجا بدمشق و از دمشق بمصر گریخت
[queue] [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] مجموعه ای از برخوانی ها که در نوبت پردازش قرار می گیرند
( صفت ) آن که صف سربازان را آرایش دهد برای مبارزه .
عمل صف آرا
مرتب کردن صفد
صفا آراینده
۱ - تشکیل صف سربازان برای مبارزه . ۲ - دسته بندی : صف آرایی وکلای موافق و مخالف دولت در مجلس .
( صفت ) ۱ - کسی که صف و رده را بر هم زند . ۲ - دلاور شجاع .
( صفت ) جنگی صف شکن مبارز .
جنگی
( اسم ) آنجا که مردم کفش و نعلین از پا بیرون آوردند و بدون اطاق بدرون روند کفش کن : به صف النعال فقهیان نشینم که در صدر شاهان نماند انتفاعی . ( خاقانی )
صف آخرین که بجانب بیرون باشد
صفهای پشت سر هم صفاصف .
[stable queue] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] صفی که طول آن از اندازۀ مشخصی بیشتر نمی شود
( مصدر ) صف آراستن صف آرایی کردن .
( صفت ) صف زده برده ایستاده .
[ گویش مازنی ] /sof beshkessan/ شکاف در صفوف منظم افتادن - شکست در نظمی راه یافتن
به صف سپاهیان نمازگزاران و غیره در آمدن رده بندی صف آرایی .
[queueing] [مهندسی مخابرات] فرایند ایجاد تأخیر در یک کنش تا پیدایش وضعیت مطلوب، مانند در صف قرار دادن درخواست تماس تا آزاد شدن خط
( صفت ) کسی که صف سربازان در پناه و پشت گرمی اوست .
کنایه از خیل پیغمبران و انبیائ صلوات الله علیهم اجمین باشد
صفها پشت سر هم صف پس صف صفاصف .
[ گویش مازنی ] /sof davessan/ صف بستن
( مصدر ) صف کشیدن رده بستن .

معنی صف در فرهنگ معین

صف
(صَ فّ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - رده ، رج ، هر چیزی که با نظم و ترتیب در یک خط قرار گرفته باشد. ۲ - گروه ، دسته . ۳ - ردیف ، مرتبه . ۴ - سورة شصت و یکم از قرآن کریم . ۵ - جنگ . ج . صفوف .
( ~ .) [ ع . ] (اِ.) ایوان خانه و دالان ، صفه .
(ی ) [ ع - فا. ] (ص فا.) کسی که صف سربازان را آرایش دهد.
( ~ .) [ ع - فا. ] (حامص .)۱ - تشکیل صف سربازان برای مبارزه . ۲ - دسته بندی .
( ~ .) [ ع - فا. ] (ص فا.) دلاور.
( ~ .) [ ع - فا. ] (ص مر.) جنگجو.
(صَ. زَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) صف کشیدن .
( ~ . ش کَ تَ) [ ع - فا. ] (مص م .) پراکنده کردن صف (دشمن ).

معنی صف در فرهنگ فارسی عمید

صف
۱. آنچه با نظم و ترتیب در یک خط قرار گرفته باشد، رده، رج، ردیف، راسته.
۲. شصت ویکمین سورۀ قرآن کریم، مدنی، دارای ۱۴ آیه، حواریین.
* صف بستن (کشیدن): (مصدر لازم) در یک ردیف قرار گرفتن: مهتران آمدند از پس و پیش / صف کشیدند بر مراتب خویش (نظامی۴: ۷۲۱).
* صف زدن: (مصدر لازم) [قدیمی] = * صف بستن (کشیدن)
* صفّ نعال: [قدیمی] پایین مجلس و نزدیک کفش کن: بُوَد که صدرنشینان بارگاه قبول / نظر کنند به بیچارگان صفّ نعال؟ (سعدی۲: ۶۵۷).
صف کشیده، رده بسته.
[عربی. فارسی]
۱. = صفدر
۲. [مجاز] دلیر، دلاور.
صف بسته، به صف ایستاده، رده بسته.

صف در دانشنامه ویکی پدیا

صف
صف به موارد زیر اشاره دارد:
صف (سوره): سوره ای در قرآن
صف (ساختمان داده ها): شکلی از ساختمان داده
گروه توحیدی صف: سازمان شبه نظامی
صف (فیلم) فیلمی به کارگردانی و نویسندگی علی اصغر عسگریان ساختهٔ سال ۱۳۶۳ است.
عنایت اله شفیعی
حسین ایری
اسماعیل پوررضا
حسن پورشیرازی
منوچهر حامدی
رسول نجفیان
عزیز حاتمی
بهرام محمدی
فریدون کوچکیان
شهرام یکه تاز
منوچهر سامعی
رحیم شاه مرادخانی
عبداله یاقوتی
نجف علی هادی
مجید گل بابایی
روح انگیز مهتدی
مانی ایری
نسرین قاسم زاده
سیاره انگاشته
مظفر مقدم
سیداصغر موسوی
محمد اله داد
سعید عزیزی
ستار اورا
علی گیتی
اصغر اکبرزاده
مهدی رضایی
مژگان ایری
مینا هوشیدری
صف یکی از انواع داده ساختارهاست که از آن برای ذخیره و بازیابی داده ها بهره می برند.
دستهٔ کاغذها روی میز، مثالی خوب از پشته است. در این حالت ما تنها می توانیم بر روی دستهٔ کاغذها، کاغذی بگذاریم و از طرفی تنها می توانیم از روی دستهٔ کاغذها، کاغذی برداریم (یعنی ورود و خروج از یک سمت انجام می گیرد). روشن است که در این حالت آخرین کاغذی که روی دستهٔ کاغذها قرار داده شده، نخستین کاغذی است که برداشته می شود و اولین کاغذی که روی میز گذاشته شده، آخر از همه برداشته خواهد شد.
صف نانوایی، مثالی خوب از صف است. در این حالت، برخلاف پشته، آدم ها به ته صف اضافه می شوند و از سر صف خارج می شوند (یعنی ورود و خروج از دو سمت متمایز انجام می گیرد). به این ترتیب روشن است که آخرین کسی که وارد صف شده، آخرین کسی است که نان دریافت می کند و اولین کسی که وارد صف شده، نخستین فردی است که نان می گیرد.
صف لیستی است که عمل افزودن داده ها درون آن از انتهای لیست و عمل حذف داده ها از ابتدای لیست انجام می شودمثل یک صف نانوایی داده ها به ترتیب ورود پشت سر هم در صف قرار می گیرند. بنابراین اولین داده ورودی اولین داده خروجی نیز خواهد بود، این به این معنی است که شیوهٔ عمل کرد صف براساس سیاست FIFO است.
صف در طراحی و پیاده سازی سیستم های نرم افزاری و سخت افزاری بسیار استفاده می شود.
در این داده ساختار، دو عمل اصلی تعریف می شود، حذف کردن داده ها (Addqueue) واضافه کردن داده ها (Delqueue).برای پیاده سازی این توابع به دو اشاره گر نیازمندیم.یکی Front که همیشه به یک عنصر قبل از عنصر ابتدایی اشاره می کند ودیگری rear که همیشه به آخرین عنصر اشاره دارد. دامنه تغییرات front و rear از 0 تا n است و مقادیر اولیه آن ها 0 قرار داده می شود.شرط پر بودن صف: rear=n
در رایانه های مدرن، فرایندهای بسیاری به صورت همزمان اجرا می شوند. فرایندهای فعال در آرایه ای به نام صف اجرا (به انگلیسی: run queue) یا صف آماده قرار داده می شوند. صف اجرا ممکن است حاوی اطلاعات مربوط به اولویت فرایندها باشد که زمان بند می تواند از این اولویت ها استفاده کرده و پروسه بعدی که قرار است اجرا شود را مشخص کند. برای اطمینان از اینکه هر فرایند سهم عادلانه ای از منابع دارد، هر کدام برای یک مدت زمان مشخصی (که برش زمانی یا کوانتم نامیده می شود) اجرا شده و سپس متوقف می شود و مجدداً در صف اجرا قرار می گیرد. وقتی که برنامه ای متوقف می شود تا برنامه دیگری اجرا شود، زمان بند برنامه ای را انتخاب می کند که بالاترین اولویت را نسبت به بقیه دارد. اولویت هر برنامه بر اساس فاکتورهای مختلفی مشخص می شود. مثلاً زمان اجرا، زمان انتظار در صف، نوبت فرایندها و ...
Tanenbaum AS (2008) Modern Operating Systems, 3rd ed. , p. 753-4. Pearson Education, Inc. ISBN 0-13-600663-9
وقتی که پروسه ها می خواهد به خواب بروند، یا منتظر هستند تا منابع در دسترسشان قرار گیرد، یا اجرای آنها تمام می شود، از صف اجرا حذف می شوند.
صف اولویت دار (به انگلیسی: Priority Queue) از جمله ساختمان های داده بسیار پرکاربرد است.
حذف عنصر با پایین ترین اولویت (به انگلیسی: pull_lowest_priority_element)
پاکسازی صف (به انگلیسی: clear)
ترکیب ۲ صف اولویت (به انگلیسی: merge)
افزایش اولویت یک عنصر (به انگلیسی: increment_priority)
و...
در صف عادی از روش خروج به ترتیب ورود (FIFO) استفاده می شود. در این تکنیک مثل یک صف نانوایی داده ها به ترتیب ورود پشت سر هم در صف قرار می گیرند؛ بنابراین اولین داده ورودی اولین داده خروجی نیز خواهد بود.
اما در صف اولویت دار برای هر داده اولویتی - نه لزوماً منحصربه فرد - مشخص می شود. صف اولویت را می توان به اورژانس یک بیمارستان تشبیه کرد که هر بیمار با شدت بیماری بیشتر اولویت بیشتری برای رسیدگی دارد. سیستم عامل کامپیوتر هم برای مدیریت پردازش ها از صفهای اولویت استفاده می کند.
صف های اولویت حداقل از ۲ عملیات زیر پشتیبانی می کنند:
در علوم رایانه، صف اولویت دار دوطرفه یا هرم دوطرفه (به انگلیسی: DEPQ) داده ساختاری شبیه هرم یا صف دوطرفه می باشد که برای حذف عضو کمینه و بیشینه بهینه است. هر عضو در صف اولویت دار دوطرفه دارای یک اولویت یا ارزش می باشد و می توان عناصر را به ترتیب صعودی یا نزولی با پیچیدگی زمانی برابر، حذف کرد.
()isEmpty
چک می کند صف خالی است یا نه و اگر خالی بود مقدار درست (به انگلیسی: true) برمی گرداند.
()size
صف بندی وزن دار منصفانه (به انگلیسی: Weighted fair queueing) که با مخفف WFQ نیز شناخته می شود، یک روش زمانبندی بسته های داده در شبکه است. در این روش اولویت های مختلف به صورت آماری جریان داده ها را به صفهای مختلف توزیع می کنند. این روش یک حالت کلی از صف منصفانه (FQ) است. در هر دوی این روش ها، هر جریان داده یک صف (اولین ورودی اولین خروجی - FIFO) دارد.
صف (رایانه)
مانند سایر الگوریتم های شبه GPS، انتخاب وزن ها به عهده مدیرشبکه است. تعریف مشخصی برای واژه "انصاف" وجود ندارد (برای مطالعه بیشتر به صف بندی منصفانه مراجعه کنید).
با تنظیم پویای وزن های WFQ، از آن می توان برای کنترل کیفیت سرویس، مثلا برای دستیابی به نرخ داده تضمین شده بهره برد.
با تنظیم وزن ها به w i = 1 / c i {\displaystyle w_{i}=1/c_{i}}   که در آن c i {\displaystyle c_{i}}   هزینه یک بیت از جریان داده i {\displaystyle i}  است می توان به رفتار نسبتا منصفانه ای دست یافت. برای مثال در شبکه های سلولی طیف گسترده CDMA، هزینه می تواند انرژی مورد نیاز و در سامانه های تخصیص کانال پویا، هزینه تعداد سایت های ایستگاه های پایه مجاور باشد که نمی توانند از کانال فرکانسی یکسانی، با دید جلوگیری از تداخلات کانال استفاده کنند.
در علوم رایانه، صف پیغام (به انگلیسی: Message queue) روشی است برای برقراری ارتباط بین چند فرایند یا بین چند ریسه، به طوری که همگی آن ریسه ها در یک فرایند قرار دارند. در این روش، فرایندها یا ریسه ها از یک صف یا لیست پیوندی به منظوری برقراری ارتباط و پیام رسانی استفاده می کنند که این صف یا لیست پیوندی در هسته سیستم عامل قرار دارد. صف های پیغام یک نوع پروتکل ارتباطی ناهمگام را فراهم می کنند، به این معنی که فرستنده و گیرنده مجبور نیستند هر دو به شکل همزمان با صف پیغام تعامل داشته باشند. فرستنده می تواند در یک زمان دلخواه پیام را در صف قرار دهد و گیرنده هم می تواند در هر زمان دلخواهی آن را از صف بردارد. پیغام هایی که توسط فرستنده در صف قرار می گیرند، در همانجا باقی می مانند تا اینکه گیرنده پیغام مورد نظر را از صف بردارد. صف های پیغام ممکن است دارای محدودیت هایی برای اندازه داده ارسالی یا تعداد اقلام داده موجود در صف داشته باشند.
در رایانش، صف چندسطحی فیدبک (به انگلیسی: Multilevel feedback queue) یک الگوریتم زمان بندی است. در این الگوریتم چند صف در سیستم وجود دارد که فرایندها وارد این صف ها می شوند. هر صف می تواند الگوریتم زمان بندی خاص خود را داشته باشد. صف ها نسبت به یکدیگر اولویت دارند. این الگوریتم برای پاسخگویی به موارد زیر در نظر گرفته شده است:
دادن اولویت به کارهای کوتاه
دادن اولویت به فرایندهایی که تنگنای ورودی/خروجی بالا دارند.
مجزا کردن فرایندها به چند گروه بر اساس نیاز آنها به پردازنده
چند صف FIFO استفاده می شود و عملیات به شرح زیر است:
در این الگوریتم، تنها یک شانس به هر فرایند داده می شود تا از پردازنده استفاده کند. اگر در همین یکبار به اتمام رسید از سیستم خارج می شود. در غیر این صورت به یک صف با اولویت پایینتر سقوط می کند.
در علوم کامپیوتر یک صف دوطرفه (Double ended queue یا dequeue) نوعی نوع داده انتزاعی است که یک صف را تعمیم می بخشد به طوری که بتوان هم از ابتدای صف و هم از انتهای صف حذف یا اضافه کرد و دسترسی داشت.
این ساختمان داده هم مانند صف از عملکرد بر اساس سیاست FIFO (خروج به ترتیب ورود) و هم مانند پشته از عملکرد بر اساس سیاست LIFO (خروج به ترتیب عکس ورود) پشتیبانی می کند. به همین دلیل می توان گفت پشته و صف خاص شده های صف دوطرفه هستند و می توان هر دو را با استفاده از صف دو طرفه پیاده سازی کرد.
در صف دو طرفه دو عمل اصلی صف و پشته (حذف و اضافه) تبدیل به چهار عمل اصلی به صورت اضافه کردن به ابتدا، اضافه کردن به انتها، حذف از ابتدا، حذف از انتها می شوند. همچنین معمولاً از توابعی برای دسترسی به عنصر اول و آخر صف استفاده می شود.
نام این عملیات در زبان های مختلف متفاوت است. می توانید تعدادی از نام توابع صف را در زبان های برنامه نویسی در جدول زیر مشاهده کنید.
آخر صف (به انگلیسی: The Last in Line) عنوان دومین آلبوم استودیویی گروه هوی متال آمریکایی دیو است. آلبوم آخر صف در ۱۳ ژوئیه ۱۹۸۴ یک سال پس از انتشار اولین آلبوم گروه، شناگر مقدس، منتشر شد و خیلی زود در ۱۲ سپتامبر همان سال برنده جایزه گلد شد. آخرین حمله اولین آلبوم گروه دیو است که جایزه پلاتینیوم را در سوم فوریه ۱۹۸۷ از آن خود کرد.
آل میوزیک link
۱۹۸۳
این آلبوم اولین آلبومی است که کلاود اشنل، نوازنده کیبورد، در آن ایفای نقش کرده است.
تمامی اشعار آلبوم توسط رانی جیمز دیو نوشته شده است. در مورد آهنگسازان، در () نام آهنگساز هر آهنگ ذکر شده است.
در علم ارتباطات و مهندسی کامپیوتر، تاخیر صف (تاخیر صفبندی) (به انگلیسی: Queuing delay) به مدت زمانی گفته می شود که یک کار (پردازش) برای اجرا شدن در صف منتظر می ماند. که مفهوم مهمی در تأخیر شبکه است.
نظریه صف
این کلمه اغلب در مواقعی به کار می رود که با روتر (به انگلیسی: Router) سرو کار داریم. زمانی که بسته ها به روتر می رسند، آن ها ابتدا پردازش شده و سپس منتقل می شوند. هر روتر می تواند یک بسته را در واحد زمان پردازش کند. اگر نرخ ورود بسته ها از نرخ پردازش بسته ها توسط روتر بیشتر باشد (مثل ترافیک انفجاری) روتر بسته ها را تا زمانی که نوبت انقال آن ها برسد، در صف (که بافر هم نامیده می شود) قرار می دهد.
ماکزیمم تأخیر صف متناسب با اندازه بافر (صف) می باشد. انتظار تعداد زیادی از بسته ها (خط طولانی از بسته ها) برای ارسال شدن که همان زیاد شدن میانگین زمان انتظار است. و وقتی که بافر (صف) پر شود روتر باید بسته ها را دور بریزد.
پروتکل انتقال، دور انداختنه شدن بسته ها را نشانه پر بودن صف در نظر می گیرد، و از آن برای تنظیم درجه انتقال استفاده می کند، مانند تی سی پی (به انگلیسی: TCP: Transmission Control Protocol) در اینترنت که، پهنای باند را نسبتاً نزدیک به گنجایش نظری با کمترین تأخیر ازدحام شبکه به اشتراک می گذارد. مشکلی که در این مکانیزم داریم این است که تاخیرها هم غیرقابل پیش بینی هستند و هم خیلی سریع زیاد و کم می شوند، پس این نشانه مانند آزادراهی برای رسیدن به گنجایش نظری است. اندازه گیری سطح مؤثرترین راه حل در اینجاست، همانطور که مؤثرترین راه حل در زمانی که ما ترافیکی از بسته ها را داریم، خود تنظیم بودن تی سی پی است. این راه حل هم از نظر مدل ریاضی و هم از نظر شهودی سخت است برای افرادی که در ریاضیات یا شبکه های واقعی فاقد تجربه اند. عدم دور انداخته شدن بسته ها، نیاز به انتخاب بافرهایی دارد که تعداد آن ها روبه افزایش است.
گروه توحیدی صف به محوریت محمد بروجردی مشهور به میرزا، در پی اختلاف ایدئولوژیک برخی از اعضای سازمان مجاهدین خلق و توسط برخی اعضای مذهبی جداشده از این سازمان، و افرادی از اعضای محافل و هیئت های مذهبی در سال ۱۳۵۴ بنیان گذاشته شد. او در پی آشنایی با محسن کنگرلو از اعضای گروه فجر اسلام که اعتقاد به فعالیت فرهنگی داشت، تشکیلاتی را پایه ریزی کرد که اهم فعالیت آن نظامی بود.
تاریخ ایرانی، ۱۹ مهر، گروه صف اتوبوس اتباع آمریکایی را منفجر کرد.
اکبر براتی، از اعضای بعدی گروه بود. او پیشتر از اعضای سازمان مجاهدین خلق بود که از پس تحولات ایدئولوژیکش از آن بریده بود. از دیگر اعضای اولیه گروه، علی تحیری مشهور به آقا مصطفی، یکی از فراریان ارتش بود که آموزش نظامی کسانی را که به عضویت گروه درمی آمدند را در بیابان های اطراف ورامین به عهده گرفت.
این تشکیلات ساختارمند بود؛ اما نه به این معنا که سلسله مراتب حاکم باشد و هیچ کس حق سؤال کردن نداشته باشد. گروه را به شکل هسته های جدا از هم تشکیل داده بودند که اگر به بخشی ضربه خورد، بخشهای دیگر آسیب نبینند. گروه از سال ۱۳۵۵ تشکیل و در سال ۱۳۵۶ دیگر کامل شد. هر هسته به طور کامل از هستهٔ دیگر بی اطلاع بود و به هر کدام یک آموزش و عملیات سپرده می شد. در این ارتباط بعضی از اصفهان هم وصل شدند که صف اصفهان شکل گرفت و خیلی زود هم وارد عملیات شد.
محسن آرمین از جمله دانشجویان پیوسته به سازمان بود. افراد عضو هسته مرکزی شامل محمد بروجردی، مجید بیگ زاده، هادی بیگ زاده، محسن آرمین، عباسعلی احمدی و حسین صادقی بود و در هسته اصفهان نیز افرادی چون سلمان صفوی، محمد منتظری، سیدمهدی هاشمی و… عضویت داشتند. آنان با شناسایی و جذب فعالان هیئتی یا بریدگان از سازمان مجاهدین خلق یک تشکیلات نیرومند چریکی را پی ریزی کردند. گروه توحیدی صف برای مبارزه با رژیم شاه، استراتژی جنگ مسلحانه را انتخاب کرد و عملیات نظامی خود را علیه حامیان شاه و آمریکایی ها آغاز کرد. حسین صادقی و محمد بروجردی به سوریه و لبنان رفتند و پس از گذراندن دوره آموزش نظامی در سازمان الفتح فلسطین، با امام موسی صدر و محمد منتظری ارتباط برقرار کردند و سپس، با مقادیری مواد منفجره اهدایی الفتح به ایران بازگشتند.
ماشین صف (به انگلیسی: queue machine)یک ماشین حالت متناهی است که توانایی ذخیره و بازیابی اطلاعات را از یک صف با حافظه بی نهایت دارد. این یک مدل محاسباتی معادل ماشین تورینگ است و بنابراین می تواند همان کلاس زبان رسمی را پردازش کند.
Q {\displaystyle \,Q}   مجوعه حالات متناهی
Σ ⊂ Γ {\displaystyle \,\Sigma \subset \Gamma }   مجموعه متناهی الفبای ورودی
Γ {\displaystyle \,\Gamma }   صف محدود الفبا
$ ∈ Γ − Σ {\displaystyle \,\$\in \Gamma -\Sigma }   نماد اولیه صف است.
s ∈ Q {\displaystyle \,s\in Q}   حالت شروع
δ : Q × Γ → Q × Γ ∗ {\displaystyle \,\delta :Q\times \Gamma \rightarrow Q\times \Gamma ^{*}}   تابع انتقال
یک ماشین صف با شش تایی زیر تعریف می شود:
یک پیکر بندی ماشین، به صورت دوتایی حالت و محتوای صف است و به صورت ( q , γ ) ∈ Q × Γ ∗ {\displaystyle \,(q,\gamma )\in Q\times \Gamma ^{*}}   نشان داده می شود، که Γ ∗ {\displaystyle \,\Gamma ^{*}}   به معنای ستاره کلین Γ {\displaystyle \,\Gamma }   می باشد. پیکربندی شروع با رشته ورودی x {\displaystyle \,x}   به صورت ( s , x $ ) {\displaystyle \,(s,x\$)}   تعریف می شود و انتقال → M 1 {\displaystyle \rightarrow _{M}^{1}}   از یک پیکربندی به پیکربندی بعدی به صورت زیر بیان می شود:
که A {\displaystyle A}   نشانه ای از صف الفبا، α {\displaystyle \alpha }   یک دنباله از نمادهای صف( α ∈ Γ ∗ {\displaystyle \alpha \in \Gamma ^{*}}  )، و ( q , γ ) = δ ( p , A ) {\displaystyle (q,\gamma )=\delta (p,A)}  . توجه داشته باشید که ویژگی "first-in-first-out" از صف در رابطه وجود دارد.
نظریهٔ صَف (به انگلیسی: Queueing theory) شاملِ مطالعهٔ ریاضیِ صف های انتظار و فرایندهای تصادفیِ مربوط به آن می شود. یک سیستمِ صف را می توان به صورتِ مشتریانی تعریف کرد که برای سرویس گرفتن، واردِ سیستم می شوند و اگر سرویس در اختیار نباشد، برای آن منتظر می مانند و پس از انجامِ سرویس، سیستم را ترک می کنند. در سیستم های صف، مشتری و سرویس دهنده (سِروِر) دو سوی یک صف هستند.
الگوی ورود مشتریان (کلایِنت)
الگوی روشِ خدمت دهندگان (سِروِرها)
نظمِ صف
ظرفیتِ سیستم
تعدادِ کانالهای سرویس
برای شناختِ یک سیستم صف، باید شش بخش را بشناسیم:
در تئوری صف، مشتری واژه ای عام است که برای موجودیتی به کار می رود که برای دریافتِ خدمت، به سیستمی که این خدمت را فراهم می کند وارد می شود. مکانیزم یا ابزاری که این چنین خدمت یا خدماتی را در اختیارِ مشتری قرار می دهد، سِروِر یا خدمت دهنده نام دارد.
برای سنجش عملکرد یک سیستم صف از سه معیار زیر بهره می گیرند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

صف در جدول کلمات

صف
رج, رده , ردیف
صف | ردیف
رده
صف | رسته
رده
صف سیب زمینی
بیرگ
صف لشکر
یسل
صف و رج
رده
صف و رده
ردیف
صف و ردیف
رده
صف و رسته
ردیف
صف و قطار
رج

معنی صف به انگلیسی

muster (اسم)
جمع اوری ، اجتماع ، صف ، ارایش ، لیست اسامی
row (اسم)
صف ، خط ، سطر ، رده ، ریسه ، ردیف ، قطار ، قیل و قال ، راسته ، رج ، ردیف چند خانه
series (اسم)
دنباله ، صف ، رشته ، رده ، سلسله ، ردیف
army (اسم)
ارتش ، سپاه ، لشکر ، گروه ، جمعیت ، صف ، دسته
queue (اسم)
صف ، صف اتوبوس و غیره
lineup (اسم)
صف ، طرز قرار گیری ، ترتیب جای بازیکنان فوتبال
array (اسم)
ارایه ، صف ، نظم ، ارایش ، رژه
rank (اسم)
صف ، ترتیب ، نظم ، پایه ، رشته ، مقام ، سلسله ، شکل ، ردیف ، رتبه ، شان ، قطار
formation (اسم)
ساختمان ، صف ، ارایش ، احدای ، تشکیلات ، شکل ، سازمان ، تشکیل ، رشد ، صف ارایی ، ترتیب قرار گرفتن
cue (اسم)
صف ، چوب بیلیارد ، اشارت ، ایماء ، ردیف ، سخن رهنما
file (اسم)
صف ، صورت ، خط ، پرونده ، فهرست ، ضبط ، سوهان ، اهن سای ، دسته کاغذهای مرتب ، قطار

معنی کلمه صف به عربی

صف
تجمع , تراصف , جيش , رتبة
اِحْتَشَدَ
تشکيل , تينة
اجتماع
طليعة
حدود
سمسار

صف را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد ٠٨:١٨ - ١٣٩٧/٠٨/٢٨
در پارسی " رسمن ، رده " ، صفی = رسمنی .
|

مرتضی بولت ١٣:٥٦ - ١٣٩٧/٠٩/٠٢
مائده
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مهدی احمدی > reflected
راحیل > بر
مرضیه > سیرت
محسن پالیزوان الیگودرز > زلقی
Fatemeh > A neat person
حمیدحسینی > نوروز
احسان جعفری > صدای بلند
حسنا > زمزم

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• صف در جدول   • ثبت نام سوره صف   • تفسیر سوره صف   • دانلود مفاهیم سوره صف   • آزمون سوره صف   • تفسیر سوره صف قرائتی   • ازمون سوره صف   • ترجمه سوره صف   • معنی صف   • مفهوم صف   • تعریف صف   • معرفی صف   • صف چیست   • صف یعنی چی   • صف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی صف
کلمه : صف
اشتباه تایپی : wt
آوا : saf
نقش : اسم
عکس صف : در گوگل


آیا معنی صف مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )