انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 799 100 1

معنی صمام در لغت نامه دهخدا

صمام. [ ص ِ ] (ع اِ) سربند قارورة. (منتهی الارب ). آنچه سر شیشه استوار کند. (مهذب الاسماء). سربند دوات. (زمخشری ).

صمام. [ ص َ ] (ع اِ) بلای سخت. و فی المثل : صمی صمام ؛ ای زیدی یا داهیه. || و قول آنان صمام صمام ؛یعنی در سکوت خویشتن را کر نمودند. (منتهی الارب ).

معنی صمام به فارسی

صمام
بلای سخت
دواهی

صمام را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی صمام

ابراهیم جباری منجیلی ٠٤:٢٤ - ١٣٩٦/١٠/٢٩
شیشه هایی که دالیان نفت پر میگردند و در جنگ به قلعه ها پرتاب میگردند.
|

پیشنهاد شما درباره معنی صمام



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی صمام   • مفهوم صمام   • تعریف صمام   • معرفی صمام   • صمام چیست   • صمام یعنی چی   • صمام یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی صمام
کلمه : صمام
اشتباه تایپی : wlhl
عکس صمام : در گوگل


آیا معنی صمام مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )