انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری، مترجم یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 391 100 1

صور

/sovar/

مترادف صور: بوق، شیپور، نفیر

برابر پارسی: رخ ها، رخسارها، چهره

معنی صور در لغت نامه دهخدا

صور. (ع اِ) بوق. (مهذب الاسماء). شاخ حیوان که آنرا مینوازند. (غیاث اللغات ). شاخ که در آن دمند. (منتهی الارب ). نای. ناقور. قرن. شاخ. (منتهی الارب ) :
دم صور بشناس و انگیختن
روانها به تنها برآمیختن.
اسدی.
گیتی بمثل سرای کار است
تا روز قیام و نفخت صور.
ناصرخسرو.
سندان بسنان چنان شکافد
چون صور که آسمان شکافد.
خاقانی.
رگ رگست این آب شیرین و آب شور
در خلایق میرود تا نفخ صور.
مولوی.
حریفان خلوت سرای اَلَست
به یک جرعه تا نفخه ٔ صور مست.
سعدی (بوستان ).
و رجوع به صور اسرافیل شود.

صور. (اِخ ) شهریست بر ساحل بحر متوسط، دارای 7000 تن سکنه و از پایتخت های فینیقیان است. این شهر دو قسمت است : یکی جزیره و دیگر صوری که بر ساحل است. تاریخ بنیاد آن تا به سه هزار سال قبل از میلاد بالا رود. بین صور و فراعنه مصر روابط بازرگانی محکمی برقرار بوده است. صور در حدود 1100 ق. م. رونقی یافت. این شهر از طرف آشوریان و بابلیان محاصره شد و بسال 539 ق. م. ایرانیان آنرا تصرف کردند، سپس اسکندر بسال 333 ق. م. هفت سال آنرا به محاصره گرفت. بسال 1124 م. صلیبیان بر آن دست یافتندو مسلمانان به سال 1291 م. / 690 هَ. ق. آنرا از ایشان بازستدند. (المنجد فی الادب و العلوم ). صور اکنون جزء متصرفات دولت لبنان است. مؤلف حدود العالم نویسد: شهریست از شام بر کران دریای روم و اندر وی مسلمانانند. شهریست با نعمت بسیار و کشت و بزر بسیار و خواسته های بسیار. مؤلف ایران باستان نویسد: شهر صوربواسطه ٔ بوغاز تنگی که عرض آن 4 استاد یا تقریباً 700 ذرع بود، از ساحل فینیقیه جدا می شد و بنابراین حکم جزیره ای را داشت وقتی بادهای افریقا موسوم به آفریکوس وزیدن میگرفت آب این بوغاز را عقب زده ، امواج راروی هم انبوه میکرد و بساحل میریخت. شهر دارای دیوارهای بلند و برج ها و باروهای محکم بود و این استحکامات را از هر طرف دریائی عمیق احاطه داشت. و در مورد محاصره اسکندر آرد: دیودور نویسد: (کتاب 17 بند 4) جهت عمده ٔ مقاومت صور این بود که می خواست اسکندر را معطل کند و بداریوش وقت دهد که او قشون جدیدی برای نبرد با اسکندر تهیه کند و مردم صور امیدوار بودند که با این کار طرف توجه دربار ایران گشته ، پاداشهائی بزرگ خواهند یافت. (ایران باستان چ 1 ص 1332). در مدتی که سپاهیان اسکندر شهر صور را به محاصره داشتند، مردم صور شجاعت و تدبیر را با یکدیگر بکار برده با مهارت و جانبازی زایدالوصفی چندانکه توانستند از هجوم دشمن ممانعت کردند، لیکن دوام محاصره از یک سو و رسیدن نیروهای کمکی از سوی دیگر سرانجام به تسخیر صور منتهی گشت. اسکندر پس از تسخیر صور، شقاوت و درندگی عجیبی از خود نشان داد که تنها از او بروز تواند کرد. اودستور داد تمام مردم شهر را جز آنانکه بمعابد پناه برده اند بکشند؛ ولی از مردم مسلح کسی بمعابد نرفت و تنها زنان و کودکان در معابد جمع شدند. باقی مردم رامقدونیها کشتند؛ دوهزار جوان صوری را بطول ساحل بدار آویختند. زنان و اطفال را اسیر کرده برده وار به مزایده نهادند. (ایران باستان صص 1332-1341). در قاموس کتاب مقدس آمده است : صور (صخره ) شهریست فینیقی و بمسافت سفر هفت ساعت در جنوب صیدون واقع و بر یک یا دو جزیره بنا شده است. طولش از ساحل بقدر نصف میل و امتدادش تخمیناً یک میل میباشد و صور را در قدیم قسمت دیگری بر ساحل دریا بوده است. پلی نیوس گوید: که محیطجزیره ٔ صور دو میل و نصف و محیط خود جزیره و صور قدیم 17 میلی بوده است. یونانیان و فینیقیان برآنند که صور یکی از شهرهای بسیار قدیم و زیبا است. هیرودوتس گوید که کاهنان صور وی را خبر دادند که صور 2750 سال قبل از مسیح بنا شده و در کتاب مقدس در عصر یوشع مذکور است و در آن وقت شهر حصارداری بوده. (صحیفه ٔ یوشع 19:29)... دور نیست که اصل اهالی صور از صیدون بوده اند. (صحیفه ٔ یوشع 13؛ سفر خروج 32:30). و در وقت سلطنت داود و سلیمان حیرام که در آن زمان شهریار صوربود، با داود و سلیمان طریق مودت آماده داشت... و اهالی صور چوبها برای بنای هیکل اورشلیم و سایر بناهای مشهور اورشلیم میدادند. بدین طور که از سروهای آزاد لبنان از صور به یافا برده و از آنجا چوب ها به اورشلیم می بردند و صنعت کاران صور در اورشلیم همواره مشغول انجام صنایع مهمه و دقیقه می بودند. (دوم سموئل 5:11 و 12 و اول تواریخ ایام 2:2 و 3 و 11). در سال 720 ق. م. شلمنا صور را بمدت پنج سال محاصره کرد، لکن بعد از این مدت هم بمقصود خود موفق نگشته ، از آن پس بخت النصر آنرا مدت سیزده سال محاصره نمود که انتهای آن 592 ق. م. بود. لکن در تاریخ بهیچوجه من الوجوه مذکور نیست که بخت النصر آنجا را مفتوح ساخت یا نه. و یوسیفوس خود نیز این مطلب را محقق ننموده ، اما تأویلات ایشان درباره ٔ آنچه در صحیفه ٔ مقدسه ٔ حزقیل 29:18وارد گشته که از صور به جهت خدمتی که در آن نموده بود خودش و لشکرش هیچ فرد نیافتند. این است که در فتح و عدم فتح صور اختلاف دارند. بعضی گویند صور را مفتوح ساخته ، لکن در آنجا مال و غنیمتی که با مخارج و زحمات شاقه فوق العاده او مطابقت نماید نیافت ؛ ولی بعد از این واقعه صور خود را تابع و مطیع قوم فارس نموده ، عمارتی عظیم برای حکومت فارس برآورده... صور حالیه در شمال غربی الجزیره ٔ قدیم واقع، طولش ربع میل و عرضش 180 قدم بود، لکن بواسطه ٔ شدت فراهم شدن ریگهای دریایی عرضش در نزدیک دشت یک میل و در نزد دیوار قدیم بیش از ثلث میل شده است و همواره آثار دیوار قدیم نمودار است و در آن دیوار سنگی بکار گذاشته شده است که طولش 17 قدم و عرضش 6 قدم و نیم میباشد و در کناردریا سنگهای معظم و قطعات ستونهای شکسته بسیار است و فعلاً در عوض تجار و شاهزادگان ، ماهی گیران دامهای خود را در آنجا می گسترانند. (حزقیال 26:14). و در آنجا کلیسایی متعلق بجماعت لاتین یافت میشود و امکان دارد که آن کلیسا درهای کلیسائی که در سنه ٔ 323 م. تقدیس شده اوسی بیوس در آنجا بشارت داد بنا شده باشد و فعلاً از این شهر پنبه و توتون و سنگ آسیا که از حوران آورده میشود می آورند و عدد نفوس تخمیناً 5000 است که نصف ایشان مسلم و باقی نصاری میباشند و در آنجا معدودی یهود و نیز مقبره ای بمساحت قلیل در بیرون شهر یافت می شود. میگویند قبر حیرام است و آثار قناتهای قدیمه که آب از کوه رأس العین در شهر می آمده است دیده میشود. (از قاموس کتاب مقدس صص 566-569) :
صور و عکه در امان امرت
چون ارمن و نخجوان ببینم.
خاقانی.
و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.

صور. [ ص َ ] (ع مص ) بانگ کردن. || کژ کردن و میل دادن یا شکستن چیزی را. (منتهی الارب ). بچسبانیدن [ میل دادن ]. (ترجمان علامه ٔجرجانی ترتیب عادل ) (تاج المصادر بیهقی ). || متوجه کردن کسی را. (منتهی الارب ). || پاره کردن. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). || (مص ) روی آوردن. || (اِمص ) کژی. || (اِ) صفحه ٔ گردن. || کرانه ٔ رود. || بیخ خرما. || خرمابنان ریزه لا واحد له یا جماعت. (منتهی الارب ). || فراهم آمده.ج ، صیران. || خرماستان. (مهذب الاسماء).

صور. [ ص ُ وَ ] (ع اِ) ج ِ صورة (صورت ). (منتهی الارب ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل ) :
باغ چون مجلس کسری شده پر حور و پری
راغ چون نامه ٔ مانی شده پر نقش و صور.
فرخی.
گهی چو مرد پریسای گونه گونه صور
همی نماید زیر نگینه ٔ لبلاب.
لبیبی.
مر آمیزش گوهران را بگوی
سبب چه که چندین صور زو بخاست.
ناصرخسرو.
چون شخص دلیران همه پر ز زخم
چو دست عروسان همه در صور.
مسعودسعد.
بخت نیک آرزورسان دل است
که قلم نقشبند هر صور است.
خاقانی.
رجوع به صورت و صورةشود.
- صور فلکی ؛ رجوع بدان کلمه شود.

صور. [ ص َ وَ ] (ع مص ) کژ گردیدن. || بریدن و جدا کردن چیزی را. || روی آوردن بجهتی. || (اِ) صورة. || نوع. || صفت. (منتهی الارب ).

صور. [ ص ِ وَ ] (ع اِ) ج ِ صورة. (منتهی الارب ).

صور. (اِخ ) نام پادشاه کشمیر که بهمن دختر او را به زنی گرفت. (مجمل التواریخ و القصص چ بهار ص 53).

صور. [ ص َوْ وَ ] (اِخ ) یاقوت نویسد: موضعی است و گمان دارم از اعمال مدینه است. (معجم البلدان ).

صور. [ ص ُوْ وَ ] (اِخ ) دهی است بر شاطی خابور بین آن وفُدَین حدود چهار فرسنگ است و خوارج را در آن واقعه ای است. (معجم البلدان ).

معنی صور به فارسی

صور
شهریست بر ساحل بحرالروم ( مدیترانه ) یکی از شهرهای فنیقیه قدیم که بسبب تجارت خود مشهور بود و آن در حمله اسکندر در سال ۳۳۳ ق. م.مقاومتی سخت بخرج داد. امروز این شهر جزو کشور لبنان است و ۱۲٠٠٠ تن جمعیت دارد .
( اسم ) شاخ و جز آن که در آن دمند تا آواز بر آید بوق . یا صور اسرافیل . شیپور اسرافیل که روز قیامت وی در آن دمد و مردگان زنده شوند .
دهی است بر شاطی خابور بین آن وفدین
کنایه از فریاد و نعره و آواز بلند دردناک باشد
آنکه یا آنچه آواز آن در درشتی و خشونت همچون بانگ صور بود
( اسم ) نقشه ممالک اطلس جغرافیایی .
اطلس جغرافیائی
کنایه از آه و ناله و فریاد و فغان صبحگاهی
صوری از آنچه موجود شده و خواهد شد
شاخی که اسرافیل در روز رستاخیز در آن خواهد دمید : یک بار جهت میرانیدن و بار دیگر برای زنده کردن خلایق .
صورتهای اشیائ که دیده میشود
صورت ستارگان
موطن صور مقداری که اشباح برزخی است عالم صور گویند و گاه مراد صور حسی است
که شبیه آدمیزاد است

معنی صور در فرهنگ معین

صور
[ ع . ] (اِ.) بوق ، شاخی که در آن بدمند و از آن صدایی خارج شود.
(صُ وَ) [ ع . ] (اِ.) جِ صورت ، ۱ - نقش ها. ۲ - قسم ها.

معنی صور در فرهنگ فارسی عمید

صور
= صورت
* صُوَر فلکی: (نجوم) = صورت * صورت فلکی
= بوق
* صور اسرافیل: در روایات، شیپوری که اسرافیل در روز رستاخیز دو نوبت در آن می دمد. در مرتبۀ اول همۀ زندگان می میرند و در بار دوم تمام مردگان زنده می شوند: خروش شهپر جبریل و صور اسرافیل / غریو سبحهٴ رضوان و زیور حورا (خاقانی: لغت نامه: صور اسرافیل).
* صور صبحگاهی: [قدیمی، مجاز] آه، ناله، زاری، و فغان هنگام صبح: به صور صبحگاهی بر شکافم / صلیب روزن این بام خضرا (خاقانی: ۲۴).
* صور نیم شبی: [قدیمی، مجاز] آه، ناله، زاری، و فغان در نیم شب: به صور نیم شبی در شکن رواق فلک / به ناوک سحری برشکن مصاف قضا (خاقانی: ۸).

صور در دانشنامه اسلامی

صور
صورشهری بندری در جنوب لبنان در ساحل دریای مدیترانه است. اکثر مردم این منطقه شیعه هستند. محمدجواد مغنیه، سید حسن نصرالله و عماد مغنیه در شهر صور به دنیا آمده اند. این شهر دارای چندین حوزه علمیه است. به جهت فعالیت های امام موسی صدر به شهر امام موسی صدر نیز شهرت دارد.
صور شهر بندری در جنوب لبنان در ۷۹ کیلومتری جنوب بیروت بر ساحل دریای مدیترانه قرار گرفته است. صور از شهرهای باستان فنیقیان بود و امروزه چهارمین شهر بزرگ لبنان است.
ناصر خسرو در قرن پنجم از این شهر دیدن و مذهب بیشتر اهالی آن را شیعه گزارش کرده است.سید محسن امین نام بیش از بیست عالم شیعه از شهر صور پیش از قرن ششم قمری را ذکر کرده است. شاعر شیعی عبد المحسن صوری که در رثای شیخ مفید شعر سروده، و نیز خاندان شرف الدین اهل این منطقه اند.
صور
معنی صُّورِ: بوق - شیپور (نفخ صور - دميدن در بوق کنايه است از اعلام مطلبي را که بايد همگي عملي کنند به جمعيت انبوهي چون لشکر ، مثل اينکه همگي در فلان روز و فلان ساعت حاضر خارج شوند)
معنی سُورٍ: ديوار دور يک مکان - حصار
معنی سُوَرٍ: سوره ها( سوره : پارهاي از کلمات و جملهبنديهايي است که همه براي ايفاي يک غرض ريخته شده باشد)
معنی صَّاخَّةُ: صيحه شديدي است که از شدتش گوشها کر شود ، و منظور از آن نفخه صور است .
معنی نُقِرَ: کوبيده شد( جمله نقر در ناقور نظير جمله نفخ در صور کنايه از زنده کردن مردگان در قيامت و احضار آنان براي حسابرسي است)
معنی نَّاقُورِ: هر چيزي که به آن ميکوبند تا صدا کند ( جمله نقر در ناقور نظير جمله نفخ در صور کنايه از زنده کردن مردگان در قيامت و احضار آنان براي حسابرسي است)
معنی خُلُقُ: اخلاق - رفتار(جمع خُلق که هم معنی با خَلق است با این تفاوت که خَلق مختص به هيئتها و اشکال و صور ديدني است و خُلق مختص به قوا و اخلاقياتي است که با بصيرت درک ميشود ، نه با چشم )
تکرار در قرآن: ۱۹(بار)
«هفت کشور یا صور الاقالیم»، کتابی است در جغرافیای عمومی همراه با عجایب عالم که در سال ۷۴۸ ق به دست مؤلفی ناشناخته برای امیر مبارزالدین محمد (۷۵۹- ۷۱۳) از سلاطین آل مظفر نوشته شده است. کتاب به قلم منوچهر به فارسی ترجمه شده است.
در ابتدای کتاب مقدمه مفیدی آمده است. متن کتاب؛ مشتمل بر دو باب است که در باب اول در دو فصل، به ذکر زمین، مساحت آن، ذکر آفاق جنوبی و خط استوا و در باب دوم، در هفت فصل به ذکر اقالیم پرداخته است.
گزارش محتوا
کتاب حاضر، از آثار جغرافیایی است که عجایب عالم نیز در آن شرح داده شده است. در کتب جغرافیایی، تقسیم بندی ربع مسکون را که تا آن زمان می شناختند، به اقالیم هفتگانه، به دو نوع صورت می گرفت. یا اقالیم دایره ای بود؛ یعنی ایران زمین در دایره ای در مرکز و شش اقلیم دیگر در اطراف آن به طوری که هر یک از این دو اثر مماس با دیگری و مماس با دایره مرکزی باشد. یا هفت اقلیم را در طول عالم نشان می دادند؛ یعنی از خط استوا چند درجه بالا می آمدند و خطی در سراسر عالم می کشیدند، این اقلیم اول بود. سایر اقالیم نیز به نسبتی از خط استوا در طول عالم قرار می گرفت تا به اقلیم هفتم که منطقه مسکون زیر قطب شمالی است، می رسید. اقالیم هفتگانه این کتاب خطی است و مؤلف از شرق اقلیم اول می گیرد و رو به غرب به شرح آن می پردازد. سپس اقلیم دوم و سوم و سایر اقالیم را شرح می دهد.
← فرق دو کتاب جغرافیایی
فهرست مطالب در ابتدای اثر و در انتها نیز تصحیحات و تعلیقات به قلم منوچهر ستوده و فهرست عمومی به ترتیب حروف الفبا آمده است.
در نوشته های ابن باجه دو مبحث ناتمام یافت می شوند که شاید بتوان آن ها را دستاوردهای مهم و اساسی تفکر فلسفی او به شمار آورد: یکی مبحث «صورت های روحانی (الصور الروحانیة)» و دیگری «پیوستن انسان به عقل فعال ».
مبحث نخست را ابن باجه به ویژه در «تدبیرالمتوحد» و سپس نوشته های دیگر و مبحث دوم را مستقلاً در نوشته دیگری با همان عنوان ، مطرح ، و در نوشته های دیگرش ، جسته گریخته به آن اشاره می کند. وی فصل سوم «تدبیر» را «گفتار درباره صورت های روحانی » عنوان می دهد.
← منابع بحث
۱) قرآن کریم.۲) اسکندر افرودیسی ، «مقالة فی العقل علی رأی ارسطو طالیس ، ترجمة اسحاق بن حنین »، شروح علی ارسطو مفقودة فی الیونانیة، به کوشش عبدالرحمان بدوی ، بیروت ، ۱۹۷۱م.۳) ابن رشد، محمد، «تلخیص کتاب الحاس و المحسوس لارسطو»، در ارسطو طالیس فی النفس ، به کوشش عبدالرحمان بدوی ، کویت ، وکالة المطبوعات.۴) ابن باجه ، محمد، رسائل الالهیة ابن باجة الالهیة، به کوشش ماجد فخری ، بیروت ، ۱۹۶۸م.۵) ابن باجه ، کتاب النفس ، به کوشش محمد صغیر حسن معصومی ، دمشق ، ۱۳۷۹ق /۱۹۶۰م.۶) غزالی ، محمد، المنقذ من الضلال ، به کوشش عبدالحلیم محمود، قاهره ، ۱۳۹۴ق /۱۹۷۴م. ۷) ارسطو، الاخلاق ، ترجمه اسحاق بن حنین ، کویت ، ۱۹۷۹م.
صور نزول جبرئیل، اشکال مختلف ارتباط و رؤیت فرشته وحی توسط پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم را می گویند.
جبرئیل به شکل های مختلفی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم شرفیاب می شد:۱. گاهی به صورت حقیقی و اصلی خود آن گونه که خدا آفریده است؛۲. گاهی به صورت انسانی در سیمای جوان خوشرویی مانند دحیه کلبی ؛۳. زمانی نیز پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم ، جبرئیل را نمی دید؛ ولی صدایش را می شنید و کلام وحی بر قلبش نازل می شد؛ چنان که در قرآن آمده است: (نزل به الروح الامین علی قلبک)؛ «جبرئیل، وحی را به قلب تو نازل کرد».
عناوین مرتبط
صورت انسانی جبرئیل ؛ صورت حقیقی جبرئیل ؛ صورت غیرمرئی جبرئیل .
آیات صور به آیات اشاره کننده به واقعه نفخ صور اطلاق می شود.
نفخ صور یکی از نشانه های قیامت است. نفخ یعنی دمیدن، و صور یعنی شاخ گاو یا بز یا حیوانات دیگر که یک طرف آن باز و گشاد و طرف دیگرش باریک و بسته است و چه بسا آن را سوراخ کرده و در آن می دمند، و از طرف دیگر که گشاد است صدای بلند منتشر می شود. به این وسیله در فارسی بوق و شیپور گفته می شود و در گذشته از آن برای اعلام آماده باش لشکر برای کارزار استفاده می شد.
آیات اشاره کننده به نفخ صور
در ده آیه از قرآن کریم اشاره به «نفخ صور» شده است، که به همین مناسبت آنها را آیات نفخ صور گویند:
← آیه اول
 ۱. ↑ انعام/سوره۶، آیه۷۳.    
...
صورت در لغت به معنی شکل و نوع است.
در اصطلاح فیلسوفان، جوهری است در مقابل ماده، که بر خلاف آن، بالفعل بوده و تمام آثار و خواصی که در انواع اجسام دیده می شود ناشی از آن می باشد و چیزی است که مطلقا اشیاء توسط آن از یکدیگر متمایز می شوند. هیچ صورتی نیست که بدون ماده موجود باشد همانطور که هیچ ماده ای بدون صورت تحقق نمی یابد. زیرا صورت از نوع اموری است که باید در چیز دیگری حلول کنند و ممکن نیست که بدون ماده و محل، موجود باشد. همچنانکه ماده نیز قوه و استعداد محض است واز خود هیچ فعلیتی ندارد و بدون فعلیت، ممکن نیست که شیئی موجود شود. پس باید فعلیتی داشته باشد و فعلیت آن نیز بدون صورت حاصل نمی شود. بنابراین باید صورتی در آن حلول کند و با آن ترکیب شود تا با این ترکیب، ماده فعلیت یابد. اگر شیئ خارجی باشد، صورت آن خارجی می شود و اگر ذهنی باشد صورت آن نیز ذهنی می شود. تجدد نیز عبارتست از نو شدن یک شیء.
تعریف تجدد صور
تجدد صور عبارت است از نو و جدید شدن صورت های علمیه. این رویداد در حرکات عرضی روی می دهد. این حرکت که همان حرکت بسیط می باشد و در مقابل حرکت طولی یا همان حرکت مرکب قرار دارد، عبارت است از حرکتی که در ماهیت های نوعی زیر مجموعه یک جنس قریب که در عرض یکدیگرند نه در طول هم، روی دهد. اتفاقی که در این حرکت روی می دهد این است که در مسیر این تغییر و حرکت که در ماهیت های نوعی زیر مجموعه یک جنس قریب روی می دهد، موضوع حرکت در تمام مراحل، یک ماده است و ثابت و همان موضوع اولیه تا اخرین مرحله، ثابت باقی می ماند. صورت های گوناگون یکی پس از دیگری بر آن در می آیند، بدین صورت که در هر مرحله، موضوع مذکور، صورت جدیدی را می پذیرد و صورت قبلی را از دست می دهد و آن ماده با حلول یک صورت بر رویش، از پذیرش صورت دیگر به صورت هم زمان با صورت قبلی ابا خواهد داشت. این رویداد، به نام "خلع و لبس" معروف است؛ یعنی موضوع ، صورتی را خلع نموده و از دست می دهد و صورت دیگری را لبس نموده و می پوشد و بدین صورت به حرکت خود ادامه می دهد و به علت این که موضوع در این حرکت ، همیشه ثابت است و تغییر نمی کند، از بساطتی که داشته است، خارج نمی شود و تا آخرین مرحله از حرکت در میان ماهیت های نوعی موجود تحت یک جنس قریب که در عرض یکدیگر قرار دارند، واحد است. نه این که صورتی را بر روی صورت دیگر بپذیرد تا مرکب شود.
صورت، جوهر بالفعلی است که منشا آثار و خواص شیء است و به هیج وجه بالقوه است.
هیچ صورتی بدون ماده ممکن نیست که محقق شود همانطور که هیچ ماده ای بدون صورت وجود خارجی نخواهد یافت؛ زیرا صورت حلول می کند و بدون محل که همان ماده می باشد تحققی ندارد و ماده نیز قوه و استعداد محض است و فعلیت آن عبارتست از صورت. یعنی باید صورتی باشد که در ماده حلول کند و با آن ترکیب شود تا با این ترکیب، ماده فعلیت یابد. این حالت جزء از طریق حس و تجربه قابل کشف نیست و فقط با برهان عقلی می توان به وجود آن پی برد.
دیدگاه فلاسفه
پس جسم، مرکب از صورت جسمیه و ماده ای است که به آن "هیولی" یا "ماده حقیقی" گفته می شود. البته این نظر به منسوب به ارسطو و مشهور فلاسفه اسلامی است وگرنه افلاطونیان، برخلاف نظر آنان معتقدند که وجود چنین جوهری که ذاتا فاقد هرگونه فعلیتی باشد قابل اثبات نیست و نخستین ماده، ماده ای است که دارای فعلیت است. با انکار این جوهر (هیولی اولی)، وجود جوهری که به عنوان صورت برای ماده نخستین می باشد نیز مورد انکار قرار می گیرد. به هر حال، طبق نظر مشهور، ماده حقیقی در میان اجسام همان هیولی است و باقی مواد، نسبت به آن، ماده ثانوی و نسبی می باشند و به اعتبار هیولی درونی شان است که ماده خوانده می شوند. به نظر جمهور فلاسفه، این ترکیب از نوع انضمامی نیست بلکه اتحادی است؛ یعنی چنان نیست که در خارج دو وجود باشد یکی متعلق به صورت و دیگری برای ماده بلکه در خارج حقیقتا یک چیز بیشتر وجود ندارد که مرکب از ماده و صورت است و در آن، ماده و صورت متحد شده اند و شیء سومی را به وجود آورده اند.
حرکت طولی
به غیر از این ترکیب میان ماده و صورت، در میان ماهیت های نوعی یک سلسله که از بالا به پایین پی در پی یکدیگر قرار گرفته اند، حرکت تکاملی وجود دارد که به حرکت طولی یا حرکت مرکب معروف است و از نوع عالی شروع و به طرف نوع اخیر ادامه می یابد. در این حرکت صورت های جسمانی به صورت متناوب در این ماده تحقق می یابند و هر یک باعث تحقق صورت عنصری خاصی می شوند. در این حرکت، موضوع حرکت متناوبا تغییر می نماید؛ یعنی در وهله اول که جسم مرکب از ماده اولی و صورت نباتی بود، در مرحله بعد، این مجموع مرکب از ماده و صورت نباتی موضوع می شود برای صورت بعدی که صورت حیوانی است و ماده آن قرار می گیرد. این سیر تکاملی در مراحل بعد نیز ادامه می یابد و در هر مرحله جسم قبلی، ماده برای صورت جسمی بعدی می گردد تا به نوع اخیر برسد. به همین ترتیب در هر مرحله از حرکت، موضوع متحول می گردد و این تغییر موضوع که در فلسفه به "لبس بعد از لبس" معروف است، به صورت کامل می باشد؛ یعنی در هر مرحله از حرکت، کمالی بر موضوع پیشین افزوده می شود؛ زیرا در هر یک از حدود حرکت، فعلیت آن حد و قوه حد پس از آن مجموعا قوه برای فعلیت حرکت بعدی و حد بعدی حرکت می شوند. البته فعلیت نوع را همان صورت اخیر تشکیل می دهد و همه آثار مترتب بر شیء، از آن صورت سرچشمه می گیرد و به همان صورت تعلق دارد؛ زیرا هر حکمی که برای چیزی ثابت می شود از ناحیه فعلیت آن شیء است و فعلیت فقط یک مرتبه است و فعلیت دوم مستلزم از بین رفتن فعلیت قبلی است وگرنه فعلیت های متعدد موجب این می شود که یک شیء در عین اینکه یک شیء است، چند شیء باشد از این رو در حرکت طولی که به حرکت مرکب و حرکت اشتدادی نیز معروف است، صورت پیشین با امدن صورت جدید فعلیت خود را از دست می دهد و جزء ماده صورت جدید می گردد و از این رو، همه آثاری که از مرکب صادر می شود، به صورت اخیر آن، که تنها فعلیت آن است نسبت داده می شود.
لفظ صور ده بار در قرآن مجید آمده و همه درباره قیامت است. از پیامبر اکرم صلی اله علیه و آله در مورد صور سوال شد، فرمودند: شاخی از نور است که اسرافیل به دهان می گیرد و یک طرف آن تنگ و طرف دیگر آن گشاد است و صورتی نورانی دارد.
اصلی ترین آیه ای که بحث نفخ صور در آن ذکر شده، آیه 68 سوره زمر است: «وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِیهِ أُخْری فَإِذا هُمْ قِیامٌ یَنْظُرُونَ».
غالباً مفسرین این آیه را اینگونه تبیین نموده اند که: با نفخه اول که در آیه ذکر شده تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند، می میرند مگر کسانی که خدا بخواهد و سپس بار دیگر در صور دمیده می شود، ناگهان همگی بپا می خیزند و در انتظار حساب و جزا و سرنوشت خویشند.
اما علامه طباطبائی در تفسیر این آیه می گوید: «ظاهر آنچه در کلام خدای تعالی در معنای نفخ صور آمده این است که این نفخه دو بار صورت می گیرد، یکبار برای این که همه جانداران با هم بمیرند و یک بار هم برای این که همه مردگان زنده شوند و این معنا از روایات وارده از ائمه اهل بیت علیهم السلام و بعضی از روایات وارده از طرق اهل سنت از رسول خدا صلی الله علیه و آله برمی آید، هر چند که بعضی دیگر از روایات اهل سنت خالی از ابهام نیست و همین جهت باعث شده که بعضی از علمای اهل سنت، این نظریه را اختیار کنند که: نفخه صور در سه نوبت صورت می گیرد: اول برای میراندن. دوم برای زنده کردن و بعث و سوم برای فزع و صعقه و بعضی دیگر بگویند که: "چهار نفخه است" ولیکن اثبات این معنا از ظواهر آیات بسیار مشکل است.
و شاید همین انحصار نفخ صور در دو نفخه "اماته" و "احیا"، باعث شده که کلمه "صعق" را در نفخه اول به مردن خلایق تفسیر کنند با این که معروف از معنای این کلمه غش کردن است. صاحب صحاح می گوید: وقتی گفته می شود: "صعق الرجل صعقا و تصعقا" معنایش این است که غش کرد و "اصعقه غیره"، یعنی دیگری او را به غش درآورد. آنگاه می گوید: "صعقه" در آیه "فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ" به معنای مردن است و جمله "إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ" استثنایی است از اهل آسمانها و زمین.
و اما این که این استثناءشدگان چه کسانی هستند، بعضی گفته اند: جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیلند، که پیشوایان فرشتگانند، چون این نامبردگان در هنگام نفخ صور نمی میرند، بلکه بعد از آن می میرند.
بعضی دیگر گفته اند: آن چهار نفر با حاملان عرشند. بعضی هم گفته اند: آن نامبردگان با رضوان و حور و مالک و زبانیه اند. بعضی دیگر - که سخنشان از همه سخنان سخیف تر و بی پایه تر است - گفته اند: منظور از جمله "مَنْ شاءَ اللَّهُ"، خود خدای سبحان است.
و خواننده عزیز توجه دارد که هیچیک از این اقوال به دلیلی از لفظ آیات که بتوان بدان استناد جست مستند نیستند.
نفخ صور فریادی آسمانی ست که در هنگام قیامت‏ به وقوع می پیوندد.
«نفخ» به معنای دمیدن است.

معنای صور
«صور» به معنای شیپور است.

معنای نفخ صور
نفخ صور، ندای آسمانی عظیمی است که هنگامه قیامت همه آسمان ها و زمین را پر می‏کند و موجودات عالم را می‏میراند.

پایان جهان با ندای نفخ صور
...
نَفخ صور یا دمیدن در شیپور، رویدادی است که در زمان پایان دنیا و شروع قیامت اتفاق می افتد. طبق روایات هنگامی که قیامت نزدیک می شود، به دستور خداوند، اسرافیل یک بار در شیپور خویش می دمد و صدای عظیمی ایجاد می کند که تمام موجودات، جز عده کمی، می میرند. سپس دوباره در شیپور می دمد و همگی زنده می شوند و قیامت برپا می شود.
نفخ صور واژه ای مرکب است که از دو جزء «نفخ» به معنای دمیدن و «صور» به معنای شیپور تشکیل شده است. صور در لغت به معنای شاخ حیوانی است که در آن می دمند. مشهور مفسرین معتقدند در آیات مربوط به نفخ صور، اگر صور به معنای شیپور باشد، با سیاق آیات و روایات و مأموریت اسرافیل سازگاری بیشتری دارد؛ ولی بعضی دیگر معتقدند: صور جمع «صورت» است. به این معنا که خدا مردگان را صورت بندی می کند و در آن صورت ها می دمد و آنان را زنده می کند.
نفخ صور یکی از نشانه های آغاز قیامت است که قرآن کریم بیش از ده بار به آن اشاره کرده است. آیه۶۸ سوره زمر تصریح دارد که نفخ صور دو بار اتفاق می افتد که بار اول در پایان این جهان و بار دوم در هنگام شروع قیامت است. بر پایه آیات قرآن، با نفخه اول (اولین دمیدن در شیپور)، وحشت و «فزع» (ترس) همه جهانیان را فرا می گیرد و تمام موجودات می میرند، مگر کسانی که خدا بخواهد. با نفخه دوم نیز همگی ناگهان برخاسته و در انتظار محاسبه می مانند.

صور در دانشنامه ویکی پدیا

صور
صور می تواند به موارد زیر اشاره کند:
صور (تلفظ می شود /sur/) به معنای شیپور بزرگ اسرافیل#صور اسرافیل در هنگام وقوع قیامت
صور اسرافیل (روزنامه)
صور (عمان)، شهری در عمان
صور (لبنان) نام شهری در لبنان
صور (تلفظ می شود /sovær/)، جمع صورت
صور (استان مستغانم) (به عربی: الصور) یک شهرداری در الجزایر است که در ناحیه عین تادلس واقع شده است. صور ۲۰٬۶۲۵ نفر جمعیت دارد.
صور یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان بناجوی شمالی بخش مرکزی شهرستان بناب واقع شده است.
شهرستان صور (به عربی: ولایة صور) یکی از شهرستانهای منطقه شرقی در کشور پادشاهی عمان است. شهرستان صور یکی از قدیمی بندرگاه سلطنت عمان است. در این شهرستان قلعه بزرگی وجود دارد که در دوران گذشته مقر حاکم منطقه بوده است. بابوجود اینکه سالها از تاریخ بنای این دژ می گذرد پا برجا مانده است، این قلعه یکی از قلعه های مهم شهرستان صور است باضافه چهار قلعه دیگر که دراین شهرستان وجود دارند. در دوران گذشته نگهبانانی در این قلعه ها پاسبانی می داده اند مخصوصاً در شبها نگهبانان در ابراج این قلعه ها مستقر می شده اند واز شهر در برابر دزدان وشورشگران پاس می داده اند.
صور (در عربی: صور، در لاتین: Tyrus) شهری در جنوب لبنان است.
جمعیت آن ۱۱۷۱۰۰ نفر است و در نزدیکی کرانه دریای مدیترانه قرار گرفته است. صور از شهرهای باستان فنیقیان بود و امروزه چهارمین شهر بزرگ لبنان است. نام این شهر به معنی «صخره» است.
صور به شهر امام موسی صدر نیز مشهور است.
صوراسرافیل ممکن است به هر یک از موارد زیر اشاره داشته باشد:
اسرافیل#صور اسرافیل ابزاری که در روز قیامت در آن دمیده می شود.
جهانگیرخان صور اسرافیل
صور اسرافیل (روزنامه)
قاسم خان صور اسرافیل
بهروز صوراسرافیل
خیابان صور اسرافیل در تهران
صوراسرافیل ممکن است به هر یک از موارد زیر اشاره داشته باشد:
اسرافیل#صور اسرافیل ابزاری که در روز قیامت در آن دمیده می شود.
جهانگیرخان صور اسرافیل
صور اسرافیل (روزنامه)
قاسم خان صور اسرافیل
بهروز صوراسرافیل
خیابان صور اسرافیل در تهران
روزنامه صور اسرافیل از جراید معروف، مهم و مؤثر صدر مشروطیت بود. شماره نخست این نشریه ۱۴ دی ۱۲۷۷ یزدگردی پارسی منتشر شد. جهانگیرخان شیرازی و قاسم خان تبریزی با همکاری میرزا علی اکبر خان قزوینی (دهخدا) منتشر می کردند.
این نشریه بصورت هفتگی چاپ و تکثیر می شد. تاریخ اولین شماره ۱۷ ربیع الآخر ۱۳۲۵ قمری است برابر با ۳۰ ماه مه ۱۹۰۷ میلادی و هشتم خرداد ماه ۱۲۸۶ خورشیدی. شماره دوم صور اسرافیل، یک هفته بعد، در تاریخ ششم ماه ژوئن ۱۹۰۷ (برابر با پنج شنبه ۱۵ خرداد ۱۲۸۶ خورشیدی) به چاپ رسید.
جذاب ترین بخش آن هفته نامه را ستون فکاهی آن دانسته اند که به عنوان «چرند و پرند» به قلم علی اکبر خان قزوینی (دهخدا) و با امضای «دخو» نوشته می شد. دهخدا مطالب انتقادی و سیاسی را با روش فکاهی طی مقالات خود منتشر می کرد و سبک نگارش آن در ادبیات فارسی بی سابقه بود و مکتب نوینی را در عالم روزنامه نگاری ایران و نثر معاصر پدید آورد.
گفته شده است که صوراسرافیل اولین روزنامه ای بود که به طور رسمی در کوچه و بازار به دست روزنامه فروش ها و بیش تر به وسیلهٔ کودکان به فروش می رفت، و از این رو در بیداری مردم تأثیری به سزا داشت.
در سر مقاله، مراد و هدف روزنامه اینطور اعلام شده بود: « تکمیل معنی مشروطیت »، « حمایت مجلس شورای ملی » و « معاونت روستاییان و ضعفا و فقرا و مظلومین ». در شماره سه، در تکمیل عبارت اخیر چنین آمده بود: « حمایت فقرا و ضعفا و کارگران ». در تکمیل معنی مشروطیت، به استبداد و ارتجاع می تازد و در معاونت روستاییان و فقرا و مظلومین، اصلاحات ارضی و تقسیم زمین را میان رعیت مطرح می کند. از محدودیت سرمایه داری و اختیار نامحدود کارگران سخن می گوید و بالاخره دادخواهی مظلومین سراسر ایران را به گوش همگان می رسند... در بیان حقایق و تعقیب هدف های خود نیز از همان شماره اول، نویسندگان گفته بودند که:
از تهدید و هلاکت بیم و خوفی نداریم و به زندگی بدون حریت و مساوات و شرف وقعی نمی گذاریم... تملق از کسی نمی گوییم و به رشوه گول نمی خوریم و اغراض نفسانی به کار نمی بریم، بد را بد و خوب را خوب می نویسیم.
صور اسرافیل از جراید معروف، مهم و مؤثر صدر مشروطیت بود. شماره نخست این نشریه ۱۴ دی ۱۲۷۷ یزدگردی پارسی منتشر شد. جهانگیرخان شیرازی و قاسم خان تبریزی با همکاری میرزا علی اکبر خان قزوینی (دهخدا) صور اسرافیل را منتشر می کردند.
این نشریه بصورت هفتگی در هشت صفحه به قطع وزیری در چاپخانهٔ سنگی پارسیان چاپ و تکثیر می شد. تاریخ اولین شماره ۱۷ ربیع الآخر ۱۳۲۵ قمری است برابر با ۳۰ ماه مه ۱۹۰۷ میلادی و هشتم خرداد ماه ۱۲۸۶ خورشیدی. شماره دوم صور اسرافیل، یک هفته بعد، در تاریخ ششم ماه ژوئن ۱۹۰۷ (برابر با پنج شنبه ۱۵ خرداد ۱۲۸۶ خورشیدی) به چاپ رسید.
صور بنیانی حیات دینی (به فرانسوی: Les Formes élémentaires de la vie religieuse) عنوان کتابی است از امیل دورکیم که در ۱۹۱۲ در فرانسه منتشر شد. موضوع کتاب بررسی خاستگاه نخستین شکل از دین است. این کتاب از متون کلاسیک جامعه شناسی دین به حساب می آید.
دورکم، داوید امیل (۱۳۸۲)، صور ابتدایی حیات مذهبی، ترجمهٔ نادر سالارزاده امیری و خدامراد فولادی، تهران: انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی.
دورکیم در ابتدای کتاب هدف این مطالعه را چنین اعلام می کند: «هدف ما مطالعهٔ ساده ترین و بدوی ترین دینی است که بشر تاکنون بدان پی برده؛ می خواهیم این شکل از دین را تحلیل و تبیین کنیم.»
دورکیم، امیل (۱۳۸۳)، صور بن‍یانی حی‍ات دین‍ی، ترجمه باقر پرهام، ته‍ران: نش‍ر مرکز.
ریمون آرون این کتاب را مهم ترین، عمیق ترین، اصیل ترین و گویاترین کتاب دورکیم به لحاظ روشن کردن منبع الهام فکری او می داند.
در فارسی دو ترجمهٔ زیر از این کتاب موجود است:
کتاب صور خیال در شعر فارسی با عنوان فرعی تحقیق انتقادی در تطوّر ایماژهای شعر پارسی و سیر نظریۀ بلاغت در اسلام و ایران اثر محمدرضا شفیعی کدکنی است که به نقد و تحلیل شعر کهن فارسی می پردازد.
قلعه بلاد صور (به عربی: حصن بلاد صور ) یکی از قلعه های مشهور کشور پادشاهی عمان است، و یکی از (نقاط دیدنی سلطنت عمان) به شمار می آید. حصن بلاد صور یکی از مهمترین قلعه های شهرستان صور به عربی ( ولایة صور )، از توابع منطقه شرقی است، قلعه برای حفظ امنیت شهر و نقاتی بر سر راه تجارتی بین شهرهای داخلی ساخته بوده اند، چهار اطراف قلعه باغ های نخل خرما احاطه نموده است، قلعه در داخل منطقه و دور از ساحل برای جلوگیری از بدوهای غارت گر ساخته شده است، در دوران گذشته مقر حاکم (والی) منطقه نیز بوده است. در دوران گذشته در کنار دیوار این قلعه تجارت و داد و ستد در حرفه هایی مختلف رواج داشته بود است. واین شهر به تجارت کالاهای مختلف مشهور بوده است، وبازار بزرگی برای فروش اسب ومتعلقات آن سالیانه در این شهر و در کنار قلعه مذکور برگزار می شده است. برگزاری این بازار همراه با جشن و گردهمایی و جشنواره اسب دوانی و فلکلور ورقص های سنتی برگزار می شده است، این مراسم چندین روز بطول می انجامیده است
قضاء صور (به عربی: قضاء صور) یک منطقهٔ مسکونی در لبنان است که در صور (لبنان) واقع شده است.
مختصات: ۲۲°۳۱′۴۰″ شمالی ۵۹°۲۸′۲۵″ شرقی / ۲۲.۵۲۷۷° شمالی ۵۹.۴۷۳۵° شرقی / 22.5277; 59.4735
مجموعه ورزشی صور ورزشگاهی چندمنظوره در صور، عمان می باشد. امروزه از آن بیشتر برای برپایی مسابقه های فوتبال و به عنوان ورزشگاه خانگی باشگاه ورزشی صور استفاده می شود. این ورزشگاه گنجایش ۸۰۰۰ نفر تماشاچی را دارد و در سال ۱۹۹۶ افتتاح شد.
محاصرهٔ صور بخشی از کشورگشایی های اسکندر کبیر در آسیا بود که در سال ۳۳۲ پیش از میلاد به وقوع پیوست. صور پایگاه ساحلی مهم و استراتژیکی در دریای مدیترانه محسوب می شد. ارتش مقدونیه نمی توانست شهر را به روش های معمول مسخر کند زیرا که شهر در جزیره ای واقع شده بود و دیوارهای شهر در خط ساحلی کشیده شده بودند. اسکندر برای فائق آمدن بر مشکلات، ابتدا هفت ماه شهر را محاصره و مسدود کرد و سپس میان گذری احداث و به کمک آن استحکامات شهر را فتح کرد.
گفته می شود اسکندر آنقدر از دفاع و مقاومت اهالی صور و کشته شدن سربازانش خشمگین شده بود که پس از فتح آن، نیمی از شهر را ویران کرد. بنا به گفتهٔ آریان، مقدونیان پس از مستولی شدن بر شهر ۸٬۰۰۰ از اهالی آن را از دم تیغ گذراندند. اسکندر، شاه صور و خانواده اش را امان داد اما ۳۰٬۰۰۰ نفر از ساکنان شهر را به بردگی فروخت.
مختصات: ۳۳°۱۶′۲۹″ شمالی ۳۵°۱۲′۴۲″ شرقی / ۳۳.۲۷۴۸۱۶° شمالی ۳۵.۲۱۱۶° شرقی / 33.274816; 35.2116
ورزشگاه صور ورزشگاهی چند کاربردی در صور، لبنان می باشد. امروزه از آن بیشتر برای برپایی مسابقه های فوتبال و به عنوان ورزشگاه خانگی باشگاه فوتبال تضامن صور استفاده می شود. این ورزشگاه گنجایش ۶٬۵۰۰ نفر تماشاچی را دارد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

صور در جدول کلمات

صور
بوق
یکی از صور تهای فلکی
ثریا
از صور فلکی
جوزا, اسد, ثور, قوس
از صور فلکی نیمکره جنوبی آسمان
نهر
از صور فلکی نیمکره شمالی
شور
از صور فلکی و از منازل قمر
اکلیل

پیشنهاد کاربران درباره معنی صور

طاها ١٥:٥٦ - ١٣٩٥/٠٧/٢١
نام دهکده ای تاریخی در شهرستان بناب که در فهرست ملی ثبت گردیده و دارای راه خاکی با دهکده باستانی کندوان می باشد.

پیشنهاد شما درباره معنی صور



نام نویسی   |   ورود
فروشگاه کمپونرم افزاری مریم

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی صور
کلمه : صور
اشتباه تایپی : w,v
آوا : sovar
نقش : اسم
عکس صور : در گوگل
جستجوی معنی عبارات مرتبط با صور در گوگل



آیا معنی صور مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 95% )