انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1047 100 1

صوفی

/sufi/

مترادف صوفی: پشمینه پوش، درویش، سالک، عارف، متصوف

برابر پارسی: پشمینه پوش

معنی صوفی در لغت نامه دهخدا

صوفی. (ص نسبی ، اِ) پیرو طریقه ٔ تصوف. پشمینه پوش. یک تن از صوفیه :
دل از عیب صافی و صوفی به نام
به درویشی اندر شده شادکام.
فردوسی.
مرد صوفی تصلفی نبود
خود تصوف تکلفی نبود.
سنائی.
واینک پی موافقت صف صوفیان
صوف سپید بر تن مشرق دریده اند.
خاقانی.
دیر یابد صوفی آز از روزگار
زین سبب صوفی بود بسیارخوار.
مولوی.
بسیار سفر باید تا پخته شود خامی
صوفی نشود صافی تا درنکشد جامی.
سعدی.
مطربان گوئی در آوازند و صوفی در سماع
شاهدان در حالت و شوریدگان در های و هوی.
؟
رجوع به صوفیه شود.

صوفی. (اِ) شیخک. سبحه. خلیفه. امام. محراب. دانه ٔ درشت درازی که بر بالای دانه های سبحه قرار دارد.

صوفی. (اِخ ) شاخه ای از تیره ٔ بسحاق هیهاوند از طایفه ٔ چهارلنگ بختیاری. (جغرافیای سیاسی کیهان ص 76).

صوفی. (اِخ ) مؤلف مجالس النفایس آرد: مولانا صوفی نیز استرآبادی است. طبع خوب دارد و انشای او هم نیک است. این مطلع از اوست :
نیست در بحر توام ضعف ز بیماری دل
ترسم آشفته شود طبع تو از زاری دل.
(مجالس النفائس ص 86).
رجوع به همان کتاب ص 260 شود.

صوفی. (اِخ ) (درویش...) مؤلف مجالس النفائس آرد: پیر سیصدساله نبیره ٔ درویش حسین و ولد مولانا محمد چاخواست. مدام قدم در وادی طبابت و صوفی گری میفرساید و بطالبانی که ریاضت بادیه ٔ مرض می کشند ارشاد: موتوا قبل ان تموتوا میفرماید. این رباعی از اوست :
منمای بغیر من رخ ای سیم ذقن
کز غایت غیرتم رود جان ز بدن
خواهم که شوم مردمک دیده ٔ خلق
تا روی تو هیچکس نبیند جز من...
(مجالس النفائس ص 101).

صوفی. (اِخ ) پیر محمد. از مشاهیر خوشنویسان قرن نهم هجری و از مردم بخارا است و 44 مصحف شریف نوشته است. (قاموس الاعلام ترکی ).

صوفی. (اِخ ) (مولانا...) مؤلف مجالس النفائس آرد: شخصی دانشمند بود و میل صحبت درویشان کرد و از این جهت بخدمت شیخ محمد لاهیجی رفت و با درویشان او در خلوت اربعین نشست. چون پنج روزی بر این بگذشت ، روزی از خلوت خانقاه بیرون آمد و به راه شرابخانه رفت و چندان می خورد که مست گشت و به خلوت بازشد، این مطلع گفت و بخانقاه فرستاد:
مرشد ماست خم باده که در روی زمین
نیست پیری به ازو صاف دل و گوشه نشین.
(مجالس النفائس ص 391).
از شعرای ایران است اصلاً از اتراک جغتائی است و مدتی قلندروار سیاحت میکرد. از اوست :
عاشق نشدی محنت هجران نکشیدی
کس پیش تو غمنامه ٔ هجران چه گشاید.
(قاموس الاعلام ترکی ).

صوفی. (اِخ ) عبدالرحمان بن عمر. رجوع به عبدالرحمان بن عمر... شود. (حبیب السیر ص 193).

صوفی. (اِخ ) از شعرای ایران و از مردم کرمان است و در شیراز میزیست. از اوست :
صوفی بهوای نرگس جادوئی
همواره بخاک عجز دارد روئی
بهر دل من ترنج غبغب کافی است
صفرای مرا میشکند لیموئی.
(قاموس الاعلام ترکی ).

صوفی. (اِخ ) منشی محمد امتیاز علی از شعرای ایران و از قصبه ٔ کاکوری از مضافات شهر لکهنوی هندوستان است و از او است :
بهار امروز با سامان صد میخانه می آید
بدوش بیخودی چون بوی گل مستانه می آید.
(قاموس الاعلام ترکی ).

صوفی. (اِخ ) (میر...) از یزد است. سیدی پاک طینت بود. قدر زندگانی دانست. تا ایام رفتن بی باده ٔ ارغوانی و صحبت یار جانی نبود. در بستن صوت و عمل عدیل نداشت. در مجلس مرحوم شاه ابوالبقا کلانتر یزد این رباعی را گفت :
در مجلس خاصت ره خار و خس نیست
محروم از این بهشت جز ناکس نیست
خضر خرد تراست درخور می ناب
می آب بقاست درخور هر کس نیست.
(تذکره ٔ نصرآبادی ص 426).

صوفی. (اِخ ) دهی است از دهستان قره قویون بخش حومه ٔ شهرستان ماکو، واقع در 38 هزارگزی جنوب خاوری ماکو و 8 هزارگزی جنوب باختری شوسه ٔ مرکن به شوط. در دره واقع و کوهستانی می باشد. هوای آن معتدل و مالاریائی است. 1059 تن سکنه دارد. آب آن از قنات و چشمه. محصول آنجا غلات ، پنبه ، انگور و کشمش. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. از راه ارابه رو میتوان اتومبیل برد. این ده دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).

صوفی. (اِخ ) ملا محمد و از شعرای ایران و از مردم اصفهان است. مؤلف آتشکده ٔ آذر نویسد: بعضی او را خالوی ملا جامی دانسته اند. از اوست :
بخواری در رهش افتاده بودم
سحرگه آن قرار بیقراران
ز من بگذشت چون ابر بهاری
مرا بگذاشت چون ابر بهاران.
(آتشکده ٔ آذر چ زوار ص 184).
رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.

معنی صوفی به فارسی

صوفی
دهی است از دهستان قره قویون بخش حومه شهرستان ماکو واقع در ۳۸ کیلومتری جنوب شرقی ماکو و ۸ کیلومتری جنوب غربی شوسه مرکز به شوط: درهکوهستانی و معتدل : ۱٠۵۹ تن سکنه: آب از قنات و چشمه : محصول غلات پنبه انگور کشمش : شغل مردم زراعت و گله داری : صنعت دستی جاجیم بافی است .
واحدصوفیه، یک تن ازصوفیه، پشمینه پوش، کسی که پیروطریقه تصوف باشد
( صفت ) ۱ - آن که جامه پشمین پوشد پشمینه پوش . ۲ - کسی که پیرو طریقت تصوف باشد .
ملا محمد و از شعرای ایران
دهی است ازدهستان زاوهبخش حومه شهرستان تربت حیدریه واقع در ۴٠ کیلومتری مشرق تربت حیدریه . سر راه شوسه عمومی با خزر به تربت حیدریه . این قریه در جلگه واقع و هوای آن معتدل و دارای ۹۱٠ تن سکنه است. آب از قنات : محصول غلات و پنبه است : شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی است .
دهی است از دهستان طبس مسینا
دهی است از دهستان چهار اویماق
( صفت ) از پا در افکننده صوفی مست کننده صوفی آنچه که صوفی را از خود بی خود کند : می صوفی افکن .
اسماعیل
( اسم ) محل صوفیان خانقاه رابط .
سوزاننده صوفی
دهی است از دهستان قطور بخش حومه شهرستان خوی
نصر آبادی نویسد اصلش کرمانیست
صوفی طبیعت صوفی نهاد
در سلک اعاظم مریدان شیخ زین الدین
دهی است از دهستان گلیجان شهرستان شهسوار
یکی از صدر اعظم های دوره سلطان محمد خان رابع
صوفی روش
( اسم ) ۱ - کتابی حاکی از تصوف . ۲ - قطعه ایست در اصفهان شامل دو ضرب سنگین .
صوفی مانند بکردار صوفی
صوفی مانند شبیه به صوفی
دهی است از دهستان برادوست
دهی است از دهستان فرورق بخش حومه شهرستان خوی
طبیب و از شاگردان ابن سینا

معنی صوفی در فرهنگ معین

صوفی
[ ع . ] (ص نسب .) ۱ - پشمینه پوش . ۲ - پیرو طریقة تصوف .

معنی صوفی در فرهنگ فارسی عمید

صوفی
پیرو طریقۀ تصوف: دل از عیب صافی و صوفی به نام / به درویشی اندر دلی شادکام (فردوسی: ۵/۵۴۱).
صوفی مانند، شبیه صوفی.

صوفی در دانشنامه اسلامی

«ملّا عبدالباقی صوفی تبریزی»(متوفی سال 1039ق)، متخلص به «باقی» و ملقب به «دانشمند»، از بزرگان شعر و ادب و فلسفه و تصوف تبریزی الاصل بوده که در بغداد سکنا داشته است.
در کتب مختلف رجال، به تاریخ ولادت و استادان و مشایخ وی، اشاره ای نشده و این نکته مورد صراحت و اتّفاق است.
ایشان متمایل به مسلک صوفیه بوده و به گفته تذکره نصرآبادی، مدّتی از عمر خود را در خانقاه مولوی ها گذرانده است. وی با سیّد میرزا ابراهیم همدانی ارتباط دوستی و صفا و صمیمیت داشته و بین آن ها مراسلات و مکتوبات برقرار بوده است. سیّد ابراهیم همدانی، در گذشته به سال 1026ق. از علمای صاحب نظر در معقولات و فلسفه، و آراء و نظراتش در معقولات نزد علمای معاصرش قابل قبول و معتبر بود تا آن جا که شیخ بهایی علم ایشان را بر میرداماد ترجیح می داده است.
عبدالباقی، معروف به حسن خطّ در نسخ و ثلث بود و از مشاهیر خوشنویسان نسخ و خصوصا ثلث دوره صفوی است. سپهر و میرزا سنگلاخ، وی را خوشنویس نستعلیق هم دانسته اند؛ امّا آثاری به نستعلیق از ایشان یافت نشده است.
از استادان عبدالباقی در خطّ، علاءالدین تبریزی از استادان معروف خطّ در تبریز بود که این استاد شاگردانی؛ همانند عبدالباقی و علی رضا عبّاسی را تربیت کرد.
صوفی سعیدی ناگوری، حمید الدین، صوفی سلسله چشتیه در قرن هفتم است.
او در دهلی به دنیا آمد.
از کودکی به فراگیری علوم نزد استادانی چون شمس الدین حلوایی و محمد جوینی پرداخت. سپس به اجمیر رفت و به معین الدین چشتی دست ارادت داد. در آن جا با قطب الدین بختیار اوشی همدرس بود.

لقب گرفتن به سلطان التارکین
پس از مدتی، حمید الدین از بزرگترین خلفای معین الدین شد و از او سلطان التارکین لقب گرفت.

شهرت به ناگوری
حمید الدین با اجازه معین الدین به ناگور رفت و به تربیت سالکان پرداخت؛ از این رو، به ناگوری مشهور شد.

معروف شدن به سؤالی
...
اِبْن ِ صوفی ، ابراهیم بن محمد (د بعد از ۲۶۰ق / ۸۷۴م )، از علویان و از نسل عمر بن علی بن ابی طالب (علیه السلام) که در عهد احمد بن طولون (د ۲۷۰ق / ۸۸۳م ) در مصر طغیان کرد.
از ابن صوفی تا پیش از شورش وی در ۲۵۳ق / ۸۶۷م در صعید مصر اطلاع چندانی در دست نیست ، اما به احتمال بسیار وی از سران علویانی بود که از بیداد خلفای عباسی به ویژه متوکل به مصر روی آورد. با اینهمه پناهندگان در مصر نیز از فشار خلفا آسوده نماندند. متوکل در نامه ای از والی مصر خواست تا علویان را بیرون براند. از آن پس منتصر نیز در پی آن بود که علویان را در مصر از حقوق اجتماعی و اقتصادی محروم گرداند. از این رو علویان در اواسط قرن سوم مکرر دست به شورش زدند. از میان این قیام ها، شورش ابن صوفی به سبب گستردگی و تداوم آن از اهمیت بیشتری برخوردار است .
قیام بر ضد ابن طولون
ابن صوفی قیام خود را با دعوت به نام خاندان پیامبر (صلی الله علیه و اله وسلم) آغاز کرد. در ۲۵۵ق / ۸۶۹م شهر اسنا را گشود و در آن جا دست به کشتار و غارت زد و شورش خود را به شهرهای دیگر گسترانید. احمد بن طولون والی مصر، سپاهی را به مقابله وی گسیل داشت . در پی جنگی که در ربیع الاول ۲۵۶/ فوریه ۸۷۰ در محلی به نام هُو (امروزه هِو) روی داد. ابن صوفی سپاه مصر را شکست داد و فرمانده آن را اسیر کرد و به دار آویخت . آنگاه ابن طولون سپاه دیگری روانه کرد. این بار ابن صوفی در جنگی که در ربیع الاخر همان سال در ناحیه اخمیم در گرفت ، شکست خورد و بسیاری از سپاهیانش کشته و پراکنده شدند و خود به نخلستان ها گریخت .
شورش دوباره
دو سال بعد ابن صوفی بار دیگر در مصر شورید. او در ۲۵۹ق مردمان بسیاری را که دعوت او را پاسخ گفته بودند، به شهر اشمونین برد. ابن طولون ، سردار دیگری را برای سرکوبی او فرستاد. وی ابن صوفی را در حالی که به طرف اسوان می رفت تا با ابوعبدالله العُمَری بجنگد، مشاهده کرد. ابوعبدالله ، عبدالله بن عبدالحمید از نسل عبدالله بن عمر بن خطاب موفق شده بود بجاوی ها را که به سرزمینهای اسلامی می تاختند، سرکوب کند و نفوذ و قدرت بسیاری در میان سنّیان مصر به دست آورد. در جنگی که روی داد، ابن صوفی به سختی شکست یافت . به این ترتیب نیروهای سنی مذهب که به طور عمده ترک نژاد یا سیاه پوست بودند، تفوق به دست آوردند.
فرار به مکه
...
ابراهیم بن محمد، مشهور به اِبْن صوفی، (د بعد از ۲۶۰ق /۸۷۴م)، از علویان و از نسل عمر بن علی بن ابی طالب که در عهد احمد بن طولون (د ۲۷۰ق/۸۸۳م) در مصر طغیان کرد.
از ابن صوفی تا پیش از شورش وی در ۲۵۳ق /۸۶۷م در صعید مصر اطلاع چندانی در دست نیست، اما به احتمال بسیار وی از سران علویانی بود که از بیداد خلفای عباسی به ویژه متوکل به مصر روی آورد. با اینهمه پناهندگان در مصر نیز از فشار خلفا آسوده نماندند.
متوکل در نامه ای از والی مصر خواست تا علویان را بیرون براند. از آن پس منتصر نیز در پی آن بود که علویان را در مصر از حقوق اجتماعی و اقتصادی محروم گرداند. از این رو علویان در اواسط قرن سوم مکرر دست به شورش زدند. از میان این قیامها، شورش ابن صوفی به سبب گستردگی و تداوم آن از اهمیت بیشتری برخوردار است.
«سماع» - که نوعاً در قالب رقص، موسیقی، شعر و آواز است - در نزد تمامی اهل تصوف و عرفان، مورد تأیید نمی‏ باشد.
برخی از اهل تصوف، با تمسک به بعضی از آیات قرآن کریم - که مشتقات واژه سمع در آن به کار رفته - به دنبال مستمسکی برای تأیید این موضوع می‏ باشند.
عده‏ای دیگر این موضوع را به رقص و سماع رسول خدا صلی الله علیه وآله مستند ساخته‏اند.

کارهای خلاف شرع برخی از صوفیه
گروهی از صوفیان، سماع را علاوه بر آواز خوانی، رقص و پایکوبی با ویژگی‏های دیگری چون رقص در میان زنان نامحرم، خواندن شعر به جای قرآن در مجالس در سماع، آمیختن سماع با میگساری، سماع با پسران نوجوان و زیبا و گاهی با بعضی گناهان دیگر مختلط کرده‏اند.

اعتقادات برخی از صوفیه بر سماع
برخی از اهل تصوف معتقدند سماع به دلیل آنکه مبتدیان سلوک را از پراکندگی غفلت نجات می‏دهد، امری جایز و رواست. گروهی دیگر نیز برآنند که سماع هیجانات، تمایلات، حسرت‏ها، آرزوها و ناکامی‏های انسان را آشکار می‏سازد و با صرف انرژی‏های روحی و مغزی - که در سماع تجلی می‏یابد - کم‏کم فرو می‏نشیند و این آرامش برای سالک ضروری و حتمی است. پاره‏ای دیگر از صوفیان منشأ این مسأله را امری مقدس قلمداد می‏کنند و معتقدند سماع رقص نیست؛ بلکه حالتی است که انسان از هستی خویش می‏گذرد و سر و پا گم کرده و بیهوش و محو می شود.

حال و هوای سالک در سماع
...
اِبْن ِ صوفی ، نجم الدین ابوالحسن علی بن ابوالغنائم محمد (ح ۳۹۰- ح ۴۶۰ق /۱۰۰۰- ۱۰۶۸م )، نسب شناس شیعی است.
ابن صوفی به علت انتساب به نیایش ، عُمَر الاطرف ، فرزند حضرت علی -علیه السلام- معروف به ابن تغلبیه به عُمَری و نیز علوی مشهور است . ابن صوفی در بیان نسب زید بن علی -علیه لسلام- به مذهب اثناعشری خود اشاره کرده است .پدر ابن صوفی ، ابوالغنائم محمد ، معروف به ابن مهلبیه نیز از مراجع علم انساب به شمار می آمد. در واقع نسب شناسی در خاندان ابن صوفی سابقه ای دیرینه داشت و حتی نیای ششم وی ، محمد صوفی که ابن صوفی بدو منسوب است و به فرمان هارون الرشید به قتل رسید، نیز نسب شناس بود. ابن صوفی در بصره متولد شد و همان جا پرورش یافت و چنانکه خود می گوید، از کودکی به دانشهای گوناگون و به ویژه نسب شناسی پرداخت و از محضر استادانی بزرگ بهره برد.



صوفی در دانشنامه ویکی پدیا

صوفی
صوفی ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
تصوف
صوفی (اهر)
صوفی (بردسیر)
صوفی (دهانه)
صوفی (ماکو)
تپه صوفی
صوفی ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
تصوف
صوفی (اهر)
صوفی (بردسیر)
صوفی (دهانه)
صوفی (ماکو)
تپه صوفی
صوفی (بردسیر)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بردسیر در استان کرمان ایران است.
صوفی (دهانه) یک دهانه برخوردی در ماه است.
مختصات: ۳۹°۰۸′۴۴″ شمالی ۴۴°۵۰′۲۴″ شرقی / ۳۹.۱۴۵۶۶۱۱۱۱۱۱۱۱° شمالی ۴۴.۸۳۹۹۳۸۸۸۸۸۸۸۹° شرقی / 39.1456611111111; 44.8399388888889
صوفی (ماکو)، روستایی از توابع بخش شوط شهرستان ماکو در استان آذربایجان غربی ایران است.
صوفی (به انگلیسی:Sophy همچنین املای Sofi) اصطلاحی در زبان های اروپایی برای اشاره به'حاکمان سلسله صفوی در ایران است. با اینکه مردم گوناگون اروپا برای اشاره به ایران از زمان یونانیان باستان از واژهٔ پرشیا استفاده می کردند. در زمان شاه عباس اول (سلطنت ۱۵۸۸–۱۶۲۹)، حاکم این کشور از آن پس با عنوان «صوفی» شناخته شد که خود قلب از کلمه «صفوی» بود - سلسله که عباس اول به آن تعلق داشت.
پرترهٔ اروپایی از شاه اسماعیل یکم با کلمهٔ Sophy
هر چند استفاده از «صوفی» در زمان شاه عباس اول رایج شد. این کلمه برای اشاره به بنیانگذار سلسلهٔ صفوی شاه اسماعیل یکم هم استفاده می شد (سلطنت 1501-1524).
پرترهٔ اروپایی از شاه عباس دوم با عبارت Grand Sophy de Perse
مختصات: ۳۹°۰۸′۴۴″ شمالی ۴۴°۵۰′۲۴″ شرقی / ۳۹.۱۴۵۶۶۱۱۱۱۱۱۱۱° شمالی ۴۴.۸۳۹۹۳۸۸۸۸۸۸۸۹° شرقی / 39.1456611111111; 44.8399388888889
صوفی (ماکو)، روستایی از توابع بخش شوط شهرستان ماکو در استان آذربایجان غربی ایران است.
صوفی یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان چهاردانگه بخش هوراند شهرستان اهر واقع شده است.
صوفی آباد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
صوفی آباد (بم)
صوفی آباد (چالدران)
صوفی آباد سفلی
صوفی آباد (کامیاران)
صوفی آباد (بم)، روستایی از توابع بخش ریگان شهرستان بم در استان کرمان ایران است.
مختصات: ۳۸°۱۲′۴۴″ شمالی ۴۴°۳۳′۴۱″ شرقی / ۳۸.۲۱۲۳۱° شمالی ۴۴.۵۶۱۵° شرقی / 38.21231; 44.5615
صوفی آباد (چالدران)، روستایی از توابع بخش دشتک شهرستان چالدران در استان آذربایجان غربی ایران است.
نجم الدین ابوالحسن علی بن ابوالغنائم علوی عمری معروف به ابن صوفی (حدود ۳۹۰ – حدود ۴۶۰ هجری) نسب شناس شیعه بود. در بصره متولد شد. به علت انتساب به عمر الاطرف، فرزند علی بن ابی طالب معروف به ابن تغلبیه، به «عمری» و «علوی» معروف است. مهم ترین اثر او المجدی فی انساب الطالبیین است. برخی از آثار منسوب به او عبارتند از:
زهرا پروین صوفی سیاوش حقوقدان و از زنان فعال ایران در دورهٔ پهلوی بود.
شجره نامه صوفیان املش
او فرزند سرهنگ عبدالحسین صوفی سیاوش فرزند شیخ محمّد رشتی (متوفّی ۱۳۱۶ ق) فرزند آیت الله میرزا حبیب الله رشتی معروف به میرزای رشتی (متوفّی ۱۳۱۲ ق) بود.
نامبرده در کابینه امیرعباس هویدا معاونت پارلمانی وزیر کشور وقت، حسن زاهدی را بر عهده داشت.
پیرمحمد صوفی از خوشنویسان صاحب نام سدهٔ نهم هجری است. وی اهل بخارا بود و ۴۴ بار قرآن را نوشته است.
دهخدا، علی اکبر. لغت نامه. ذیل صوفی پیرمحمد به نقل از قاموس الاعلام ترکی
وب گاه آفتاب پیر محمد ثانی
در کتاب «آثار و احوال خوشنویسان» از سه خوشنویس با نام «پیرمحمد» یاد شده است.
پیریحیی جمالی صوفی از خوشنویسان صاحب نام سده هشتم هجری است. او از حلقه های مهم انتقال مرکز خوشنویسی اسلامی از بغداد به داخل ایران به شمار می آید.
فضاپلی، حبیب الله، اطلس خط، چاپ دوم ۱۳۶۲ اصفهان، انتشارات مشعل اصفهان
سمسار، محمد حسن. ” مدخل ایران “. دایره المعارف بزرگ اسلامی . زیرنظر کاظم موسوی بجنوردی. تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۶۷-، جلد ۱۰، ص ۶۵۴ ـ ۶۵۲
خبرگزاری فارس به نقل از مقاله عبدالرضا چارئی با عنوان کتیبه معرق سنگ خدایخانه شیراز در همایش خوشنویسی مکتب شیراز
جنید شیرازی، ابوالقاسم. شدّالازار، به کوشش محمد قزوینی و عباس اقبال، تهران، ۱۳۲۸ش
بیانی، شیرین. تاریخ آل جلایر، تهران، ۱۳۴۵ش
پیریحیی جمالی صوفی از خوشنویسان دوران امیر جمال الدین شاه شیخ ابواسحاق (۷۲۱−۷۵۸ ق/ ۱۳۵۷ ۱۳۲۱ م)، معروف به شیخ ابو اسحاق و شاه شیخ، مشهورترین و واپسین فرمانروای خاندان اینجو بود که در اواخر دوره ایلخانان بر فارس و اصفهان فرمان می راند. پیریحیی از هنرمندان و خطاطانی بود که بسیار مورد توجه ابواسحاق بود.
پیریحیی جمالی را از شاگردان هفتگانه یاقوت مستعصمی، خوشنویس پرآوازه و کسی که خطوط ششگانه و به ویژه ثلث را به اوج رساند می دانند. همچنین او را در شمار شاگردان دیگر شاگردان یاقوت چون احمد رومی و خواجه مبارکشاه آورده اند.
کتیبه سنگی مسجد جامع عتیق شیراز که حاوی جملاتی به زبان عربی در شان قرآن است به خط اوست. این کتیبه از نمونه های ارزنده هنر کتیبه نویسی به شمار می رود و ازارههای بالای عمارت در چهار طرف را با خط محقق آراسته که با روش معرق سنگ اجرا شده است.
تپه صوفی در ۷۰۰ متری شمال گیلانغرب، ۴۰۰ متری جنوب غربی شهرک صنعتی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۲۴۳۸ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
تپه گرده که عبه صوفی مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان است و در شهرستان مریوان، بخش مرکزی، روستای وله ژیر واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۱۰۰۹۲ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
حسن آباد صوفی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان فریمان در استان خراسان رضوی ایران است.
این روستا در دهستان بالابند قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۵۰ نفر (۱۰۱خانوار) بوده است.
خان های صوفی، در استان گیلان . سرکردگی ایل صوفی از سال ۱۳۲۵ خورشیدی با نصرت الله خان صوفی - سیاوش است. وی فرزند یحیی خان فرزند نصرالله خان حاکم رانکوه فرزند حاج میرزا محمدعلی خان فرزند حاج جهان گیر خان فرزند حیدر بیگ فرزند علی شاه صوفی می باشد. فهرست بزرگان کرد صوفی هم اکنون عبارت است از:
بهتویی، حیدر، کتاب کرد و پراکندگی او در گستره ایران زمین، محل انتشار تهران، انتشارات خجسته، چاپ نخست فروردین ۱۳۷۷
جلال خان صوفی، امان الله خان صوفی، حسین خان صوفی، عبدالعلی خان صوفی، کریم خان صوفی، ناصر خان صفوی، حسن خان صوفی، جمشید خان صوفی، حبیب الله خان صفوی، طاهر خان صوفی، حاج میرزا خان و سرهنگ محمد خان صوفی - میرزان . پسر ارشد نصرت اله خان صوفی احمد علی خان صوفی می باشد که سمت شهرداری املش را دارا بوده و خدمات بی نظیری به این شهر ارائه نمود.
خانه امان الله خان صوفی مربوط به اواخر دوره قاجار است و در شهرستان املش، بخش رانکوه، مرکز روستای امام واقع شده و این اثر در تاریخ ۲ آبان ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۱۰۵۸۵ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
خانه مسکونی پاک سرشت صوفی مربوط به اواسط دوره قاجار است و در املش، پارک میرزا کوچک خان، کوچه رهبری واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۳۸۳ با شمارهٔ ثبت ۱۱۱۰۹ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

صوفی در دانشنامه آزاد پارسی

(در لغت به معنی پشمینه پوش و درویش) در اصطلاح عنوان خاص کسی که به یکی از سلسله های تصوف پیوسته است. صوفیان، گویی از اواخر قرن ۳ ق و دهه های آغازین قرن ۴ ق، به صورت رسمی در جهان اسلامی پدیدار شده اند. در این که نخستین خاستگاه صوفیان کجاست و اوّلین بار چه کسی به این نام خوانده شد اختلاف ها بسیار است. پیش از اسلام، از صوفیانِ کهنِ هندو، هرچند به این نام خوانده نمی شدند، خبر داریم. برخی مدّعی شده اند که در دورۀ جاهلی نیز صوفیان در عربستان می زیسته اند. امّا در دورۀ اسلامی، گویا نخستین بار ابوهاشم صوفی به این نام خوانده شده است. در وجه تسمیۀ این کلمه نیز اختلاف است. گروهی برآن اند که صوفی را از این رو صوفی گفته اند که در مقام منزلت موجودات از نظر قرب و بُعد نسبت به حضرت حق، در صف اوّل ایستاده است. پرواضح است که این اشتقاق، از نظر لغوی، غلط صریح است. گروهی دیگر صوفی را متّصف به صفتِ صفوت دانسته اند، و گروهی دیگر پوشیدن صُوف (پشم) را وجه اشتقاق این کلمه دانسته اند (← عرفان_و_تصوف_اسلامی). برخی نیز احتمال داده اند که معرّب و متّخذ از سوفی/ صوفی باشد که در کلمه فیلسوفی (فلسفه) هست. در دوره های آغازین شکل گیری تصوف، صوفیان، از قواعد ساده ای که در عنوانِ زهد خلاصه می شد، تبعیّت می کردند. امّا رفته رفته قواعد اینان رو به تکامل نهاد و در قرون ۶ و ۷ ق، مجموعه ای از قواعد، در میان هر کدام از سلسله ها پدید آمد که در قرون بعد، اندک اندک رنگ باخت. رابعه، قشیری، بایزید و حلاج در شمار مشهورترین صوفیانِ جهان اسلام اند.

ارتباط محتوایی با صوفی

معنی صوفی به انگلیسی

sophy (اسم)
صوفی ، شخص عاقل

صوفی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

درویش علی ادریساوی فیه ٠١:٠٨ - ١٣٩٦/١٠/١٠
صوفی یک نام نیست. صوفی یک احوال است که آدمی را در بند خویش می سازد. آنچنان که آنْ فردِ دربند، در هیچی گرفتار می شود. صوفی مَرامی ست که شروعش دیدارِ با اوی است. صوفی یک دل خسته است که به سخن می آید. صوفی، اویِ خراب است. صوفی، مجنونی ست. صوفی از درون می آید. صوفی از اسرار اوی جل جلاله می باشد. صوفی هنر در اوی بودن است. صوفی همان اوی است. و پیروانِ صوفی در طریقت اند. صوفی آرامِ جهان است. صوفی همان یار است. درین ره هرچه دل خسته تر و داغ دیده تر باشد صوفی اَش مخوف تر خواهد بود. نگهبان صوفی اژدهایست، که منکرانش را اسیر نجاست و کثافة می سازد. زمین و زمان در بند صوفی می شود اگر اوی بخواهد. که اوی همان صوفی ست. صوفی دامی ست مخوف. لیکن بدون صوفی آدمی همچو حمار در جهد است. و با ژست شتر به اندازه بزغاله ای تناول می کند. و با هیبت شیر ، همچو موری در باد، برگِ خشکیده ای را می چسبد. بدون صوفی آدمی از امانت به خیانت می رسد و از مردانگی به نامردانگی. در صوفی زن همان مرد است. رابعه عدویه آن صوفی کبیر ، زنی پیر صفت است در جهانِ اهل متصوفه.او با اوی خرقه پوشاننده بودستی. صوفی حقیقت زیستن است. نامِ دربندانِ این مرام، درویشان صوفی ست. و هوادارانش اهل متصوفه استند. در صوفی پیرِ اعظم حضرت هوست. و باقی درویش. درین مرام هرکه در استعداد خویش می نشیند، تا خلقت کند. درویش باید اویِ خود را ابتدا در خویش و پس از آن در جهان لایتناهی قوت دهد. و این میسر مشود مگر در بینندگی تهی از احساسات نسبت به هر رویدادی خصوصا آنچه در ارتباط با استعدادمان رخ می دهد. صوفی نگاه یخی ست به هر زیبایی که حیرت آفرین است. چون صوفی در حیرت اوی است. نشانِ صوفی ماندن، تنها در بینندگی بی حس است و نشانِ مرتَد، در حسِ من است. بی آمالگری و، آرمانِ در استعداد نیز از دیگر نشاهای درویش است. چون صوفی تا ابدیت جان دارد. صوفی حیّ می سازد. شیخ رومی با صوفی، همچنان درویش می سازد. چون اوی، صوفی ست. صوفی با ساقی ست. و الباقی باقی. صوفی با شرابِ اوی دریا را مست خویش می سازد. صوفی چرس خداست. صوفی را نشود فهمی شد. صوفی دامی ست که خروجی اش ابوسعید ابوالخیر است. حلاج و بایزید است. صوفی از بن مهر است. صوفیان را یک خدا ست. و هرکه در یک خدا. تا آنکه ندا آید و نداها در یک صوفی شوند. و آن صوفی را همچنان همان یک خداست. و صوفی همان مجزای پاک است. صوفی مرید ندارد. دربند دارد. دربند را توان هیچ نیست. ما همه هیچیم، هیچ در هیچ. صوفی هیچی در هیچی ست. وَ هرچه در مقابلِ صوفی ست پوچی ست. وسلام
|

محمدصادق ٠١:١١ - ١٣٩٧/٠٤/١١
صوفی همچون ماهی است در رودخانه ایی از کلام خداوند و همچون دری در دل صدف در بحرالعلوم
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Morning glory > Indexicality
معصومه ع > exposed
ساره مفیدی > fate overtook
سعید > It's a safe bet!
سعید > I'm toast
سعید > toast
mahdi._vahedi > rell
خاک بر سرت > توفتدن

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عقاید صوفیان   • معنی صوفی   • صوفی چیست   • فرقه صوفیه   • صوفیه گنابادی   • معنی کلمه صوفی   • صوفی کیست   • دین صوفی   • مفهوم صوفی   • تعریف صوفی   • معرفی صوفی   • صوفی یعنی چی   • صوفی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی صوفی
کلمه : صوفی
اشتباه تایپی : w,td
آوا : sufi
نقش : صفت
عکس صوفی : در گوگل


آیا معنی صوفی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )