انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1080 100 1

صید

/seyd/

مترادف صید: شکار، طعمه، نخجیر، اقتناص

متضاد صید: صیاد

برابر پارسی: نخجیر، شکار

معنی صید در لغت نامه دهخدا

صید. [ ص َ ] (ع اِ) شکار. (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ). آنچه بگیرند از وحش و جز آن. (مهذب الاسماء). شکاری. (مجمل اللغة). نخجیر :
جمله صید این جهانیم ای پسر
ما چو صعوه مرگ بر سان زغن.
رودکی.
مرا چشم زخمی عجب رو نمود
که دهر آنچنان صیدی از من ربود.
فردوسی.
برزم ریزد؟ ریزد! چه چیز؟خون عدو
بصید گیرد؟گیرد! چه چیز؟ شیر ژیان.
فرخی.
بسیار صید دیگر بدست آمد از هر چیزی. (تاریخ بیهقی ).
ای دهر جز از من بجوی صیدی
نه مرد چنین مکر و افتعالم.
ناصرخسرو.
نخورد شیر صید خود تنها.
سنائی.
این شکارگاه من است و صید آن به من اولیتر. (کلیله و دمنه ).
خصم برکشتنم سبک برخاست
گفت صیدی عجب گران افتاد.
خاقانی.
شاه بدان صید چنان صید شد
کش همگی بسته ٔ آن قید شد.
نظامی.
یا کشد صید خویش را صیاد
یا دهد دانه یا کند آزاد.
دهخدا.
- امثال :
صید را چون اجل آید سوی صیاد رود.
|| دام و آنچه بدان شکار کنند. || هر چیز محکم و استوار که در ملک احدی نباشد. (منتهی الارب ). || (مص ) شکار کردن. (منتهی الارب ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (دهار) (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی )(غیاث اللغات ) :
ناهید چون ترا دید روز صید
گفتا درست هاروت از بند رسته شد.
دقیقی.
از چو منی صید نباشد هوی
زشت بود شیر شکار شکال.
ناصرخسرو.
چو باز را بکند بازدار مخلب و پر
بروز صید بر او کبک راه گیرد وچال.
شاهسار (ازفرهنگ اسدی ).
بهر صیدم چند تازی خسته شد پای سمندت
صبر کن تا من به پای خویشتن آیم به بندت.
فرصت.
|| کج گردن ساختن کسی را. (منتهی الارب ).

صید. [ ص َ ] (اِخ ) کوه بزرگ و مرتفعی است به یمن در مخلاف جعفر و در قله ٔ آن حصاری است موسوم به سماره. (معجم البلدان ).

صید. [ ص َ ی َ ] (ع مص ) شکار کردن. || سر بلند داشتن از کبر. || کج گردن شدن. (منتهی الارب ).

صید. [ صی / ص َ ی َ] (ع اِ) بیماری است شتران را که بدان بینی آنها آب راند و بدان جهت سر را بلند دارند. (منتهی الارب ).

صید. [ ص َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ صَیود. رجوع بدان کلمه شود.

صید.[ ص ُ ی ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ صَیود. رجوع به صیود شود.

معنی صید به فارسی

صید
۱ - ( مصدر ) شکار کردن . ۲ - ( اسم ) شکار . ۳ - آنچه که شکار کنند ۴ - آنچه که بدان شکار کنند دام .
صیود
[مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] ← شکار
دهی است از دهستان مرکزی بخش حومه شهرستان دره گز در ۲ کیلومتری جنوب دره گز و یک کیلومتری مغرب شوسه عمومی قوچان دره گز جلگه و معتدل: ۵۱۸ تن سکنه : آب از قنات : محصول غلات و بنشن و شغل اهالی زراعت است.
ده کوچکی است از بخش بافق شهرستان یزد
ده کوچکیست از دهستان قهاب رستاق بخش صید آباد
شکاری
شکار کردن
کار صید افکن
مقابل صیدالبر
آنچه در سرزمین حرم شکار آن حرامست
شکار کردن
شکار انداز
صیاد
صیاد
وحشی که در سرزمین حرم باشد
شکار کردن صید
شکارشدن
[bycatch] [اقیانوس شناسی] آبزیانی که به طور اتفاقی در هنگام صید گونه های تجاری به دام می افتند
دهی است از دهستان گل فریز بخش خوسف شهرستان بیرجند
( اسم ) شکار گاه محل شکار نخجیر گاه .
شکار شدن
بشکار گرفتن

معنی صید در فرهنگ معین

صید
(صَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) شکار کردن . ۲ - (اِ.) شکار. ۳ - آن چه که شکار کنند.

معنی صید در فرهنگ فارسی عمید

صید
۱. شکار کردن.
۲. (اسم) = شکار
* صید حرم: [قدیمی] جانوری که در سرزمین حرم (حوالی کعبه) باشد و کشتن و شکار کردن آن حرام است: دگر به صید حرم تیغ برمکش زنهار / وزآنچه با دل ما کرده ای پشیمان باش (حافظ: ۵۵۲).
* صید شدن: (مصدر لازم) شکار شدن، به دام افتادن.
* صید کردن: (مصدر متعدی) شکار کردن.

صید در دانشنامه اسلامی

صید
صید در لغت و به تبع در کلمات فقها به معنای شکار حیوان وحشی و نیز خود حیوان وحشی آمده است. مراد از شکار اعم از گرفتن، به دام افکندن و کشتن است.
از احکام آن در باب های حج ، تجارت و صید و ذباحه سخن گفته اند.
صید و حرم
از جمله محرمات احرام شکار حیوان وحشی است؛ در حرم باشد یا بیرون از حرم؛ چنان که شکار کردن در حرم حرام است؛ خواه شکارچی محرم باشد یا غیر محرم. با این تفاوت که خوردن گوشت شکار بر مُحرم مطلقا حرام است؛ هرچند مُحِلی آن را در بیرون حرم شکار کرده و به درون آورده باشد؛ لیکن خوردن آن برای مُحل جایز است. در حرمت شکار تفاوتی میان انواع شکار کردن، همچون کشتن، به دام افکندن و گرفتن نیست؛ بلکه کمک کردن دیگری بر شکار با اشاره، گفتار و یا در اختیار گذاشتن سلاح نیز حرام است. اگر مُحرم در بیرون حرم حیوانی را شکار کند، بنابر قول مشهور، گوشت آن حتی بر مُحل نیز حرام خواهد بود.
مراد از حیوان وحشی
مراد از حیوان وحشی، وحشی بالاصاله است. بنابراین، شامل وحشی ای که توسط انسان رام شده نیز می شود؛ لیکن شامل حیوانی که در اصل اهلی بوده و سپس وحشی شده نمی شود؛ لیکن در این که هر حیوان وحشی را؛ چه از حلال گوشت ها باشد یا از حرام گوشت ها در بر می گیرد یا اختصاص به حلال گوشت ها دارد و یا حلال گوشت ها به اضافه حرام گوشت هایی که در آن ها کفّاره ثابت است، مانند شیر، روباه و خرگوش ، اختلاف است. بنابر قول به تعمیم، کشتن حیوانی که انسان از آن برخود می ترسد و قصد تعرض دارد، جایز می باشد.
مراد از صید
...
صید
معنی صَيْدُ: شکار کردن - صید کردن -صيد - شکار ( مصدري است که به معناي مفعول یعنی "صيد شده " نیز می آید)
معنی طَعَامُ: غذا - خوراکي (طعام هر جا که بطور مطلق و بدون قيد در کلام آيد مراد از آن حبوبات و امثال آن است مانند عبارت "طَعَامُ ﭐلَّذِينَ أُوتُواْ ﭐلْکِتَابَ حِلٌّ لَّکُمْ " مگر اينکه در جمله قرينه اي باشد که دلالت بر نوع خاصي از طعام کند مثل "أُحِلَّ لَکُمْ صَيْ...
ریشه کلمه:
صيد (۶ بار)

شکار کردن. «صاده صیداً:قنصه و اخذه بحیلة» . چون از احرام خارج شدید شکار بکنید یعنی بعد از احلال شکار جایز است. صید همان طور که مصدر است به معنی مفعول یعنی شکار شده نیز می‏آید . ایضاً . آیات صید در قرآن مجید همه در سوره مائده است آیات: 1و2و94و95و96. صید در اسلام در صورتی حلال است که شخص برای تأمین مخارج خویش و عائله‏اش شکار کند و برای خوشگذرانی حرام می‏باشد. فقهاء سفر کسانی را که برای تفریح به شکار می‏روند سفر معصیت دانسته و حکم به اتمام ر.زه و نماز کرده‏اند. حرمت شکار تفریحی ظاهراً از آن جهت است که روا نیست شخص برای ارضاء تمایل نفسانی خویش حیوانات و پرندگانی را که در این زمین پهناور بی‏آن که به کسی آزار برسانند می‏چرند و می‏پرند بی‏آن که به کسی آزار برسانند می‏چرخند و می‏پرند و خدای خویش را تسبیح می‏کنند، از نردبان هستی پیاده کند. ولی اگر احتیاج داشته باشد آن مطلب دیگری است. شکار کردن احکام به خصوصی دارد که در فقه اسلامی مشروحاً بیان شده است و این کتاب محل بررسی آنها نیست.
مؤلف:سید جعفر کشفی
این کتاب در بردارنده مطالب گوناگون فلسفی، کلامی و اعتقادی است.

«صید الخاطر» اثر ابو الفرج عبد الرحمن بن علی بن محمد مشهور به ابن جوزی (511- 597ق)، مشتمل بر موعظه ها و اندرزهایی است که نفس را به سوی آرامش و سکون فرامی خواند. ابن جوزی با اینکه در فصولی می کوشد مواعظ و اندرزهای خود را معطوف به قشر خاصی (صوفیّه) نماید اما بر سر تعلیم همه انسانهاست و مخاطب او عموم مردم هستند.
اثر از یک مقدمه ی نسبتاً مفصل به قلم «علی طنطاوی» که تعلیقه اثر محسوب می شود و متن اصلی مؤلف تشکیل یافته است. طنطاوی مطالب کتاب را در 372 شماره تدوین و عنوان بندی کرده است.
از آنجا که اندیشه ی ابن جوزی خوب شکل گرفته و ساختار یافته است لذا روش او در تدوین مباحث با عبارات کوتاه و روشن که در خور یک دایرة المعارف است، بیان می شود. بالاخره این که از روشهایی که خاص ادبیات اخلاقی است، مشتمل بر حکایات، اندرزها، کلمات قصار، اقوال بزرگان و قطعات منظوم کوتاه و به نحوی کاملاً سنتّی که روش او در تألیفاتش می باشد از آیات قرآنی و احادیث در استناد به مطالب و مباحث خود، فراوان استفاده کرده است.
علی طنطاوی مقدمه اش بر کتاب از سیر آشنایی خود با کتب ابن جوزی که با کتاب سیره ی عمر بن عبد العزیز شروع و بعد با تلبیس ابلیس، الاذکیاء، عقود الجواهر و البدایة و النهایة ادامه می یابد، آغاز می کند و در آخر به «المنتظم فی تواریخ الامم من العرب و العجم» او می رسد. شاید بتوان گفت او به معرّفی ابن جوزی از خلال کتب او پرداخته است. سپس دیدگاه بزرگان از جمله ابن خلکان را در مورد ابن جوزی مطرح می کند. بعد به فصول 336، 184، 312، 308، 247، 71، 63، 53 اشاره می کند که در همین اثر ابن جوزی از آنها نام برده و از این منابع در نگارش اثر سود جسته است. سپس به خرده گیری و طعن علما در خصوص نقد آثار ابن جوزی پرداخته و از آنها جواب می دهد. ذکر مجالس ابن جوزی و نقل بعضی از مشاهدات «ابن جبیر» و دیگران در خصوص مجالس او از دیگر مطالب مقدمه است. در ادامه به ذکر بعضی از خصوصیات شخصیتی ابن جوزی و در آخر به فوت و مراسم تشیع جنازه و ذکر اولاد او پرداخته می شود و در آخرین صفحات این مقدّمه ی چهل صفحه ای به معرّفی کتاب و فصول این اثر می پردازد.
در اینجا به مهمترین فصل های این اثر که تا حدودی بیانگر عقاید و آرای ابن جوزی است اشاره می شود:
«صید الخاطر» اثر ابو الفرج عبد الرحمن بن علی بن محمد مشهور به ابن جوزی (۵۱۱- ۵۹۷ ق)، مشتمل بر موعظه ها و اندرزهایی است که نفس را به سوی آرامش و سکون فرا می خواند. ابن جوزی با اینکه در فصولی می کوشد مواعظ و اندرزهای خود را معطوف به قشر خاصی (صوفیه) نماید اما بر سر تعلیم همه انسانهاست و مخاطب او عموم مردم هستند.
اثر از یک مقدمه ی نسبتا مفصل به قلم «علی طنطاوی» که تعلیقه اثر محسوب می شود و متن اصلی مؤلف تشکیل یافته است. طنطاوی مطالب کتاب را در ۳۷۲ شماره تدوین و عنوان بندی کرده است. از آنجا که اندیشه ابن جوزی خوب شکل گرفته و ساختار یافته است لذا روش او در تدوین مباحث با عبارات کوتاه و روشن که در خور یک دایرة المعارف است، بیان می شود. بالاخره این که از روشهایی که خاص ادبیات اخلاقی است، مشتمل بر حکایات، اندرزها، کلمات قصار، اقوال بزرگان و قطعات منظوم کوتاه و به نحوی کاملا سنتی که روش او در تالیفاتش می باشد از آیات قرآنی و احادیث در استناد به مطالب و مباحث خود، فراوان استفاده کرده است.
گزارش محتوا
علی طنطاوی مقدمه اش بر کتاب از سیر آشنایی خود با کتب ابن جوزی که با کتاب سیره عمر بن عبد العزیز شروع و بعد با تلبیس ابلیس، الاذکیاء، عقود الجواهر و البدایة و النهایة ادامه می یابد، آغاز می کند و در آخر به «المنتظم فی تواریخ الامم من العرب و العجم» او می رسد. شاید بتوان گفت او به معرفی ابن جوزی از خلال کتب او پرداخته است. سپس دیدگاه بزرگان از جمله ابن خلکان را در مورد ابن جوزی مطرح می کند. بعد به فصول ۳۳۶، ۱۸۴، ۳۱۲، ۳۰۸، ۲۴۷، ۷۱، ۶۳، ۵۳ اشاره می کند که در همین اثر ابن جوزی از آنها نام برده و از این منابع در نگارش اثر سود جسته است. سپس به خرده گیری و طعن علما در خصوص نقد آثار ابن جوزی پرداخته و از آنها جواب می دهد. ذکر مجالس ابن جوزی و نقل بعضی از مشاهدات «ابن جبیر» و دیگران در خصوص مجالس او از دیگر مطالب مقدمه است. در ادامه به ذکر بعضی از خصوصیات شخصیتی ابن جوزی و در آخر به فوت و مراسم تشیع جنازه و ذکر اولاد او پرداخته می شود و در آخرین صفحات این مقدمه چهل صفحه ای به معرفی کتاب و فصول این اثر می پردازد.
بحث از نفس
در فصول مختلفی از کتاب مطالبی درباره نفس مورد بررسی قرار گرفته است. شناخت نفس و استخراج اسرار آن در فصول ۱، ۳۳، ۲۶۱، ۲۵۸، نجواها و گفتگوهای نفس در فصول ۲۱، ۳۲، ۴۸، فراموشی و جنایات نفس در فصل ۸۵ و ۹۹، صبر بر شبهات فصل ۱۲۵ و ۱۳۸، ناله و فریاد نفس از عدم اجابت دعا فصل ۱۴۸ و اجازه نفس در پیروی از بعضی از فرقه ها در فصل ۱۵۶.
انذار از خطر دنیا
...
خداوند در قرآن برای صید انعام احکامی را بیان می کند، از جمله این احکام حلیت صید انعام وحشی است.
در این آیه خداوند صید انعام وحشی برای انسان ها را حلال شمرده است:یـایها الذین ءامنوا... احلت لکم بهیمة الانعـم الا ما یتلی علیکم غیر محلی الصید...ای کسانی که ایمان آورده اید! به پیمان ها (و قراردادها) وفا کنید! چهارپایان (و جنین آنها) برای شما حلال شده است مگر آنچه بر شما خوانده می شود (و استثنا خواهد شد). بعضی مفسران، «بهیمة الانعام» را در آیه یاد شده به انعام وحشی، و برخی دیگر، به اعم از وحشی و اهلی معنا کرده اند. به دنبال دستور وفای به پیمان ها که تمام احکام و پیمانهای الهی را شامل می شود یک سلسله از احکام اسلام را بیان کرده، که نخستین آن حلال بودن گوشت پاره ای از حیوانات است، و می فرماید: چهار پایان (یا جنین آنها) برای شما حلال شده است (احلت لکم بهیمة الانعام).انعام جمع نعم به معنی شتر و گاو و گوسفند است ( نعم اگر به صورت مفرد استعمال شود به معنی شتر است اما اگر به معنی جمع باشد شتر و گاو و گوسفند را شامل می شود. ).بهیمة از ماده بهمة (بر وزن تهمه) در اصل به معنی سنگ محکم است و به هر چیز که درک آن مشکل باشد مبهم گفته می شود، و به تمام حیوانات که دارای نطق و سخن نیستند، بهیمه اطلاق می شود، زیرا صدای آنها دارای ابهام است اما معمولا این کلمه را فقط در مورد چهار پایان بکار می برند، و درندگان و پرندگان را شامل نمی شود.و از آنجا که جنین حیوانات نیز دارای یک نوع ابهام است بهیمة نیز نامیده می شود.بنابراین حلال بودن بهیمه انعام یا به معنی حلیت تمام چهار پایان است (به استثنای آنچه بعدا در آیه ذکر می شود) و یا به معنی حلیت بچه هایی است که در شکم حیوانات حلال گوشت وجود دارد (بچه هایی که خلقت آنها کامل شده و مو و پشم بر بدن آنها روئیده است).و از آنجا که حلیت حیواناتی مانند شتر و گاو و گوسفند قبل از این آیه برای مردم مشخص بوده ممکن است آیه اشاره به حلیت جنین های آنها باشد.ولی آنچه در معنی آیه به نظر نزدیکتر می رسد این است که آیه معنی وسیعی دارد هم حلال بودن این گونه حیوانات را بیان میکند، و هم جنین آنها را، و اگر حکم این گونه حیوانات در سابق نیز معلوم بوده در اینجا به عنوان مقدمه ای برای استثنائات بعد تکرار شده است.
صید انعام در حال احرام
 ۱. ↑ مائده/سوره۵، آیه۱.    
...
ابزار و وسائل مورد استفاده برای شکار حیوانات وحشی را آلات صید گویند و از این موضوع در باب صید و ذباحه سخن گفته شده است.
شکار حیوان وحشی دو معنا دارد:۱_ گرفتن و به دام انداختن که با هر وسیله ای امکان پذیر است.۲_ کشتن با آلات شکار
جواهر الکلام، ج۳۶، ص۷.    
حیوانات حلال گوشت به دو دسته دریایی و خشکی تقسیم می شوند.تذکیه (حلال کردن) حیوان دریایی مانند ماهی، به زنده گرفتن آن از آب و تذکیه برخی حیوانات خشکی مانند ملخ به زنده گرفتن آن با هر وسیله ممکن است. تذکیه سایر حیوانات خشکی به یکی از سه شیوه ذبح، نحر و کشتن با آلات شکار تحقّق می یابد که آلات مورد استفاده در هر یک، شرایطی دارد.
ابزار شکار در حیوانات
شکار سگ شکاری - که برای این منظور آموزش داده شده - حلال است.
جواهر الکلام، ج۳۶، ص۸.    
...
آیه کفاره صید به آیه ۹۵ سوره مائده اطلاق می شود.
← حرمت صید حیوان وحشی در احرام
 ۱. ↑ مائده/سوره۵، آیه۹۵.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۱، ص۲۰۲.    
...



صید در دانشنامه آزاد پارسی

صِید
به دو معنی به کار می رود: ۱. گرفتن حیوان وحشی مباح، که موجب ملکیّت می شود؛ ۲. کشتن حیوان وحشی توسط حیوان (سگ آموزش دیده) یا آلت تیز مانند اسلحه و نیزه؛ که موجب تذکیۀ حیوان صید می شود. به هنگام تیراندازی یا فرستادن سگ، باید نام خدا را ببرند. باید سگ را بفرستند و اگر سگ خود، شکار کرد، موجب تذکیه نخواهد بود. صیاد نیز باید مسلمان باشد. به عقیدۀ برخی، صید لهوی که به منظور تفریح انجام می شود، حرام است و کسی که بدین قصدِ حرام، سفر کرد، شرعاً مسافر نیست و باید نمازش را تمام بخواند. صید حیوان خشکی بر مُحرِم، حرام است.

صید در جدول کلمات

صید
شکار
صید حیوان
شکار
برای صید ماهی حتماً لازم است
قلاب

معنی صید به انگلیسی

prey (اسم)
شکار ، صید ، نخجیر ، قربانی ، دستخوش
hunt (اسم)
شکار ، جستجو ، صید ، نخجیر
ravin (اسم)
شکار ، چپاول ، صید
hunting (اسم)
صید ، طعمه شکاری
quarry (اسم)
شکار ، منبع ، صید ، معدن سنگ ، لاشه شکار ، توده انباشته ، شیشه آلماسی چهارگوش

معنی کلمه صید به عربی

صید
غراب , مقلع الحجارة
صيد

صید را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی صید   • مترادف طارمی   • معنی کمیت   • پالایه   • صید ماهی با تور   • صید الطیور   • صید ماهی کپور با قلاب   • پالایه در جدول   • مفهوم صید   • تعریف صید   • معرفی صید   • صید چیست   • صید یعنی چی   • صید یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی صید
کلمه : صید
اشتباه تایپی : wdn
آوا : seyd
نقش : اسم
عکس صید : در گوگل


آیا معنی صید مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )