برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1159 100 1

ضعیف

/za'if/

مترادف ضعیف: بی حال، بی قدرت، خفیف، راجل، زار، زبون، سست، عاجز، فرسوده، قاصر، کم زور، لاغر، ناتوان، نحیف، نزار

متضاد ضعیف: قوی

برابر پارسی: ناتوان، سست، کم زور، لاغر، نزار

معنی ضعیف در لغت نامه دهخدا

ضعیف. [ ض َ ] (ع ص ) سست. (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ) (مهذب الاسماء). ناتوان. (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ). نزیف. (دهار). ضعضاع. خَوّار. مسخول. روبع. خلاف قوی. بی بنیه. رمکة. رمق. سَقط. مسکین. جخب. (منتهی الارب ). یقال : ضعیف نعیف ؛اتباع و ضعیف نحیف. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ). ج ،ضعاف ، ضَعَفة، ضعفاء، ضَعْفی ̍، ضُعافی :
ای بِرّ تو رسیده بهر تنگ چاره ای
از حال من ضعیف بیندیش پاره ای.
رودکی.
نکنی طاعت وآنگه که کنی سست و ضعیف
راست گوئی که همی سخره و شاکار کنی.
کسائی.
چون ضعیفی افتد میان دو قوی توان دانست که حال چون باشد. (تاریخ بیهقی ). امیر را که برابر برادر وداماد ماست بیدار کنیم و بیاموزیم که امیری چون باید کرد که امیر ضعیف بکار نیاید. (تاریخ بیهقی ص 689).
ز علم و طاعت جانت ضعیف و عریانست
بعلم کوش و بپوش این ضعیف عریان را.
ناصرخسرو.
زآنم ضعیف تن که دلم ناتوان شده ست
دل ناتوان شود کش از انده بود غذا.
مسعودسعد.
رهروان را ز نطق نَبْوَد ساز
پیل فربه بود ضعیف آواز.
سنائی.
هرکه رأی ضعیف... دارد از درجتی عالی به رتبتی خامل میگراید. (کلیله و دمنه ). دوم خلیفتی که انصاف مظلومان ضعیف از ظالمان قوی بستاند. (کلیله و دمنه ). می بینم که کارهای زمانه روی به ادبار دارد... دوستیها ضعیف و عداوتها قوی. (کلیله و دمنه ). بعضی بطریق ارث دست در شاخی ضعیف زده. (کلیله و دمنه ).
آسمان راکسی نخواند ضعیف.
ظهیر.
ابلهانش فرد دیدند و ضعیف
کی ضعیف است آنکه با شه شد حریف
ابلهان گفتند مردی بیش نیست
وای ِ آن کو عاقبت اندیش نیست.
مولوی.
مشکلات هر ضعیفی از تو حل
پشّه باشد در ضعیفی خود مثل.
مولوی.
گفتمش بر رعیت ضعیف رحمت آور تا از دشمن قوی زحمت نبینی. (گلستان ). خصم ضعیف را خوار نباید داشت. (قرةالعیون ).
کس عاشقی بقوت بازو نمی کند
اینجا تن ضعیف و دل خسته می خرند.
؟
|| مغلو ...

معنی ضعیف به فارسی

ضعیف
سست، ناتوان
( صفت ) ۱ - سست ناتوان بی بنیه مقابل قوی . ۲ - درمانده عاجز . ۳ - بیمار علیل . ۴ - مغلوب هوی و هوس ۵ - نزد امامیه روایتی که راویان آن سلسله جامع هیچیک از شرایط اقسام سه گانه ( صحح احسن موثق ) نباشد جمع : ضعاف ضعفائ . یا این ضعیف . این بنده ( نویسنده از خود چنین تعبیر آورد ) .
( صفت ) آن که دارای آوایی نرم است .
آنکه بنیه ای ضعیف دارد ناتوان مقابل قوی البنیه و .
آنکه جثه ای ضعیف دارد کوچک اندام مقابل ضخیم الجثه عظیم الجثه .
آنکه تدبیری سست دارد سست رای
خدیث و خبری که سند آن ضعیف باشد .
سست خرد کم عقل جمع : ضعفائ العقول
۱- آنکه دلش بیماراست . ۲- آنکه زود بترسد بیمناک .
آنکه مزاجی ضعیف دارد و زود به بیماری مبتلی گردد.
۱ - سست نهاد ۲ - سست اراده
آنکه ضعیفان را بیازارد زبونگیر عاجز کش .
عمل و حالت ضعیف چزان .
( صفت ) ترسو جبان .
سست اراده سست رای .
...

معنی ضعیف در فرهنگ معین

ضعیف
(ضَ) [ ع . ] (ص .) ۱ - سست ، ناتوان . ۲ - عاجز. ۳ - بیمار. ج . ضعفاء.
(ضَ فُ لْ . بُ یِ) [ ع . ضعیف - البنیة ] (ص .) دارای بنیة ضعیف ، بی حال و ناتوان ، فاقد قوت .
( ~ . جُ ثِّ) [ ع . ضعیف - الجثة ] (ص .) دارای بدن کم قدرت و لاغر.
(ضَ فُ نَّ) [ ع . ] (ص م .)سست - اراده .

معنی ضعیف در فرهنگ فارسی عمید

ضعیف
۱. سست، ناتوان.
۲. (اسم، صفت) فقیر.
۳. (اسم) من، بنده.
* ضعیف شمردن (دانستن): (مصدر متعدی) سست و ناتوان دانستن کسی را.
آن که بنیه اش ضعیف است، سست بنیه، ناتوان.
آن که جثۀ ضعیف دارد، لاغر و کوچک اندام.
آن که رٲی و تدبیر سست دارد، ضعیف رٲی، سست رٲی.
ضعیف عقل، سست عقل، سست خرد، کم عقل.
۱. آن که قلبش ضعیف است، ضعیف دل.
۲. [مجاز] کم دل، ترسو.
آن که مزاجش ضعیف است و زود بیمار می شود.
آن که ارادۀ سست دارد، سست نهاد.
آن که ضعیفان را بیازارد، عاجزکش.

ضعیف در دانشنامه اسلامی

ضعیف، از اصطلاحات بکار رفته در علم حدیث بوده و از الفاظ راوی می باشد.
یکی از الفاظ ذمّ لفظ "ضعیف" است که گاهی صفت حدیث واقع می شود و گاهی صفت راوی، و در صورت اول قدما ضعیف را صفت متن حدیث قرار می دهند ولی متاخرین آن را صفت سند حدیث می دانند.
اطلاقات ضعیف
با این فرض اصطلاح "ضعیف" اطلاقات متعددی دارد که ذیلاً به آن ها اشاره می شود: ۱- حدیثی است که شرایط حدیث صحیح، حسن، قوی، و موثق را نداشته باشد؛ ۲- حدیثی است که صفات قبول در آن نباشد؛ ۳- حدیثی است، اعم از این که صفت راوی آن معلوم و حالش مجهول باشد و یا ذات و حالش مجهول باشد؛ ۴- همان قوی بالمعنی الاخص است - رجوع شود به حدیث قوی -؛ ۵- همان حدیث موثق است - رجوع شود به حدیث موثق -؛ ۶- در کلام فقها حدیثی است که مشتمل بر جرح خاص و مجروح خاص است؛ ۷- حدیثی است که مشتمل بر جرح، تعلیل، تعلیق، انقطاع، اعضال، و ارسال است؛
مفاد لفظ ضعیف
آن گاه که "ضعیف" به عنوان لفظ ذم در کلام دانشمندان علوم حدیث به کار می رود در مفاد آن نظرات متفاوتی وجود دارد: ۱- از الفاظ جرح است؛ ۲- از مرتبه چهارم جرح است؛ ۳- بدون تردید دلالت بر ذم و قدح دارد؛ ۴- مفید سقوط روایت راوی موصوف به آن و ضعف آن می شود؛ ۵- اگر به صورت مطلق ذکر شود موجب قدح راوی است؛ ۶- جرح نیست و به عادل غیر ضابط نیز ضعیف اطلاق می شود، مراد این است که حدیث او قوت حدیث ثقه را ندارد؛ ۷- از این که "ضعیف" موجب قدح راوی شود محل تامل است؛ برای اینکه قدما ضعیف را به کسی که کم حافظه بوده و یا سوء ضبط داشته یا کسی که روایت را بدون اجازه و یا از ضعفا و مجاهیل نقل می نموده، اطلاق کرده اند و این امور موجب فسق نمی گردد.
سبحانی، جعفر، اصول الحدیث و احکامه، ص۱۴۹.    
...
ضعیف الحدیث، از اصطلاحات بکار رفته در علم حدیث بوده و از الفاظ ذمّ راوی می باشد.
یکی از الفاظ ذم واژه "ضعیف الحدیث" است و در باره آن نظراتی مرآتی بیان کرده اند: ۱- از مرتبه سوم الفاظ جرح راوی است؛ ۲- از مرتبه جهارم الفاظ جرح راوی است؛ ۳- از الفاظ ذم راوی است ولی در این ...


ضعیف در دانشنامه ویکی پدیا

ضعیف
"ضعیف" (به انگلیسی: Faint) نام ترانه ای از گروه راک آمریکایی لینکین پارک است. این ترانه به عنوان دومین تک آهنگ آلبوم متئورا کمی بعد از منتشر شدن توانست در بیشتر چارتها رتبه های کمتر از ۳۰ را از آن خود کند و همچنین به رتبه ۱ در بیلبورد ترانه های مدرن راک امریکا برسد. در آلبوم ریمیکس لینکین پارک همراه با جی-زی یعنی مسیر برخورد این ترانه بازخوانی شد.
ابربار ضعیف درفیزیک ذرات، یک عدد کوانتومی است که بار الکتریکی و مؤلفه سوم ایزواسپین ضعیف را به هم مرتبط می سازد. ابربار ضعیف پایسته است و شبیه به فرمول گل مان-نیشیجیما برای ابربار برهم کنش های قوی است (که در برهم کنش های ضعیف پایسته نیست). اغلب با YW نمایش داده می شود و متناظر با نظریه پیمانه ای (1)U است.
اسید ضعیف به اسیدی اطلاق می شود که وقتی در حلالی حل شود پروتون هایش را به طور کامل به حلال ندهد. برای توضیحات بیشتر به واژهٔ اسید مراجعه کنید.
شیمی پیش دانشگاهی، سال انتشار: تمام سالها
نمونه هایی از اسید ضعیف عبارتند از: کربنیک اسید (H2CO3)، استیک اسید (CH3COOH)، فسفریک اسید، هیدروفلوئوریک اسید و اگزالیک اسید. این اسیدها به گونه ای اند که در یک محلول، اسید و باز مزدوج در حالت تعادل دیده می شوند.
بیشتر اسیدها از نوع اسید ضعیف اند.
در فیزیک ذرات، ایزواسپین ضعیف یک عدد کوانتومی است که با برهم کنش ضعیف مرتبط است و معادل مفهوم ایزواسپین در برهم کنش قوی است. ایزواسپین ضعیف را معمولاً با نماد T یا I نشان می دهند و مؤلفه سوم به شکل Tz، T3، Iz یا I3 نوشته می شود. ایزواسپین ضعیف مکمل ابربار ضعیف است که برهم کنش هسته ای ضعیف را با برهم کنش الکترومغناطیس ی ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ضعیف در دانشنامه آزاد پارسی

اصطلاحی در علم حدیث، حدیثی که شرایط حدیث صحیح و حَسَن و موثّق را ندارد و زنجیرۀ سند آن تا معصوم (ع)، به کلی یا بعضی از واسطه ها حذف شده باشد؛ یا در سلسلۀ سند، افراد غیر موثّق یا مجهول یا کم حافظه یا بد عقیده بوده باشد. حدیث ضعیف به تنهایی در احکام الزامی (واجب و حرام) اعتبار ندارد؛ اما برای تأیید و به عنوان شاهد احادیث معتبر از آن استفاده می شود. همچنین در احکام غیرالزامی یا پند و اندرز یا مباحث تاریخی و تفسیری و ادعیه و زیارات، احیاناً به احادیث ضعیف هم استناد می کنند، زیرا احتمال دارد که از معصوم صادر شده باشد. ملاک های حدیث صحیح و ضعیف نزد قدما و متأخرین و حتی بین علمای یک عصر متفاوت است؛ بسا حدیثی که برخی از علما ضعیف شمارند و برخی دیگر آن را معتبر دانند. حدیث ضعیف اقسام و درجات دارد.

ارتباط محتوایی با ضعیف

ضعیف در جدول کلمات

ضعیف
زار
ضعیف النفس
سست اراده
ضعیف و رنجور
زار
ضعیف و لاغر
زار
ضعیف و کم خرد
سخیف
ضعیف کننده و کنایه از بسیار سخت و مشکل
توان فرسا
بســیار ضعیف و لاغــر
مافنگی
به آدم لاغر و ضعیف می گویند
تکیده
خوار و ضعیف کننده
موهن
دستگاه تبدیل برق ضعیف به قوی و بالعکس
ترانسفورماتور

معنی ضعیف به انگلیسی

light (صفت)
خفیف ، خل ، چابک ، باز ، تابان ، روشن ، ضعیف ، بی عفت ، زود گذر ، هوس باز ، سبک ، هوس امیز ، اسان ، اندک ، سهل ، سهل الهضم ، کم ، اهسته ، سبک وزن ، بیغم و غصه ، وارسته ، کم قیمت
lean (صفت)
ضعیف ، لاغر ، بی حاصل ، نزار ، اندک ، نحیف ، کم سود
anemic (صفت)
کم خون ، ضعیف
weak (صفت)
ضعیف ، لاغر ، ناتوان ، سست ، کمرو ، عاجز ، کم زور ، بی حال ، چیز ابکی ، کم دوام ، کم بنیه
faint (صفت)
ضعیف ، کم نور
weakly (صفت)
ضعیف ، کم بنیه ، سست عنصر ، علیل المزاج
feeble (صفت)
ضعیف ، ناتوان ، سست ، عاجز ، نحیف ، کم زور
flagging (صفت)
کاهنده ، ضعیف ، ول ، افتاده
anile (صفت)
ضعیف ، پیرزنانه
asthenic (صفت)
ضعیف ، ناتوان ، سست
slack (صفت)
ضعیف ، سست ، شل ، کند ، گشاد ، بطی ء ، فراموشکار ، پشت گوش فراخ
atonic (صفت)
ضعیف ، سست ، بی تکیه ، بی صدا ، بی قوت ، مربوط بسستی و بی قوتی
infirm (صفت)
ضعیف ، ناتوان ، علیل ، نااستوار ، رنجور
fragile (صفت)
ضعیف ، نازک ، بی اساس ، لطیف ، شکستنی ، شکننده ، ترد ، زودشکن ، باریک
pusillanimous (صفت)
ضعیف ، ترسو ، بزدل ، جبون
sappy (صفت)
ضعیف ، شنگول ، مرطوب
puny (صفت)
ضعیف ، کوچک ، قد کوتاه ، ریزه اندام
feeblish (صفت)
ضعیف ، ضعیف نما
languid (صفت)
ضعیف ، سست ، اهسته ، بی حال
shaky (صفت)
ضعیف ، سست ، متزلزل ، لرزان ، لرزنده
rickety (صفت)
ضعیف ، سست ، لق ، زهوار در رفته ، نرم استخوان
languorous (صفت)
ضعیف ، مست ، پژمرده
weakish (صفت)
ضعیف ، چیز ابکی ، سست و ضعیف ، نسبتا ضعیف ، چیز رقیق و نرم
wonky (صفت)
ضعیف ، سست ، نحیف ، بی ثبات ، لرزان ، افتادنی
powerless (صفت)
ضعیف ، بی زور

معنی کلمه ضعیف به عربی

ضعیف
اغماء , انيمي , رشيق , ضعيف , ضوء , فترة الهدوء , لحم بدون دهن , محلحل , مهزوز , هش
تعش
اضعف
خفيف
هرم
عاطفي
اضعف , سائل , شجار
وميض
وميض

ضعیف را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا
سست مایه و سست مات
عسل
ناتوان
علی تورک
ضعیف نمیتونه ناتوان باشه ‌‌، ضعیف یعنی کسی که قوی نیست و کسی هم که قوی نیست پس طبیعتا قدرتش کمتره ‌‌، قدرت کم هم به معنای ناتوان نیست ( پیشوند نا در لهجه دری به معنای وجود نداشتنه) ... درست‌ترین ترجمه به نظرم ((کم‌توان)) میتونه باشه
اشکان
کند
در گردش خون ضعیف
نیازعلی شمس
شکننده
M.t
Weak
Slack

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ضعیف در جدول   • ضعیف در حل جدول   • معنی ضعیف   • لینکین پارک faint   • ضعیف به انگلیسی   • ثبات   • مترادف ضعیف   • شماره مخصوص   • مفهوم ضعیف   • تعریف ضعیف   • معرفی ضعیف   • ضعیف چیست   • ضعیف یعنی چی   • ضعیف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ضعیف
کلمه : ضعیف
اشتباه تایپی : qudt
آوا : za'if
نقش : صفت
عکس ضعیف : در گوگل

آیا معنی ضعیف مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )