انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1077 100 1

طائف

/tA'ef/

مترادف طائف: اسم، طواف کننده، طواف گر، شبگرد، عسس، میرشب

معنی طائف در لغت نامه دهخدا

طائف. [ ءِ ] (ع ص ، اِ) پاسبان شب. عسس. شبگرد. (منتهی الارب ). || خانه ٔ کمان که مابین گوشه و ابهر است و یا نزدیک عظم ذراع از کبد قوس. (تاج العروس ) (منتهی الارب ). || گاو نر که نزدیک طرف خرمن باشد. || سنگ از کوه بیرون جسته. || خادم که بنرمی و عنایت خدمت کند. (منتهی الارب ). || طوف کننده. (آنندراج ). || خیال که در خواب کنند. || وسوسه. || خشم. (آنندراج ) (منتهی الارب ).

طائف. [ ءِ ] (اِخ ) نام شهر و بلاد ثقیف در وادئی که ابتداء آن از لقیم و انتهاء آن تا وهط که دو ده اند باشد. وجه تسمیه ٔ آن بطائف آن است که طواف کرده است بر آب در طوفان. یا آنکه جبرئیل علیه السلام آن را طواف داده است بر خانه ٔ کعبه. یا آنکه طائف قبلاً در ناحیه ٔ شامات بوده و بعداً به مشیت الهی به حجاز نقل شد بر حسب دعای حضرت ابراهیم علیه السلام. یا برای آنکه مردی از طایفه ٔ صدف خونی کرد در حضرموت و به وج فرار کردو با مسعودتن معتب هم عهد گردید و چون مالدار بود، گفت آیا مایل هستید برای شما طوفی بنا کنم که شما را از زیان تازیان پناه باشد. گفتند آری. سپس طوف را بنا کرد و آن عبارت است از دیواری که محیط به اوست. (نقل به معنی از منتهی الارب ). شهرکی است خرد بعربستان بر دامن کوه. و از وی ادیم خیزد. (حدود العالم ). نام محل و شهری در حجاز، در قسمت شرقی مکه :
ز پرمایه چیزی که آید به دست
ز روم و ز طائف همه هرچه هست.
فردوسی.
و رجوع به مجمل التواریخ والقصص ص 7240، 246، 254، 261، 295، 305، 479 و تاریخ سیستان ص 71 شود. از بلاد حجاز. و مقام عشیره ٔ ثقیف و دوازده فرسنگ تا مکه ٔ معظمه فاصله دارد. این شهر عبارت است از دو محله. یکی بنام طائف ثقیف و دیگری بنام وهط. ما بین دو محله ٔ نامبرده رودی جاری است که محل شست و شوی چرم است. در قدیم این شهر را وج ّ می نامیدند. پس از آنکه در اطراف آن حصار کشیدند طائف نامیده شد. ناحیه ای است دارای خرمابن و رز و مزارع ورودها. در پشت کوه غزوان و این ناحیت را پشته ای است بمسافت یکروزه راه برای کسی که عازم مکه باشد و برای بازگردندگان از مکه نصف روز. فراخنای این پشته طوری است که سه شتر با بار از آن گذرد. (مراصد الاطلاع ) :
سیاره درآهنگ او حیران ز بس نیرنگ او
در تاختن فرسنگ او از حد طائف تاختن.
امیر معزی.
مدار مکه بر ارتفاعات طائف است و طائف نزدیک کوه غزوان افتاده است و بر آن کوه برف و یخ میباشد و در ملک عرب [ برف در ] غیر آنجا نبود. و هوای طائف بسبب آن کوه خوش است. و اثمارش نیکوو بسیار است. (نزهة القلوب ص 2).

معنی طائف به فارسی

طائف
شهریست در حجاز جنوبیدر ۱۲ فرسنگی مشرق مکه : دارای ۴٠٠٠٠ تن سکنه : محصول عمده انگور گواراست و مویز آن مورد مثل است . توضیح در قدیم شهری بود از بلاد ثقف در وادیی که ابتدای آن از [ لقیم ] و انتهای آن تا [ وهیط ] - که دو دهند - بوده .
۱ - طواف کننده . ۲ - شبگرد عسس .
پاسبان شب عسس شبگرد
این غزوه بسال هشتم هجرت واقع شد رسول خدا از حنی بقصد طائف حرکت کرد و خالد بن ولید را بر مقدمه فرستاد و طایفه ثقیف در حصن خود قرار گرفته آماده جنگ شده بودند

طائف در دانشنامه اسلامی

طائف
طائف، از شهرهای حجاز در شرق مکّه می باشد.
از آن در باب حج نام برده اند.
میقات مردم طائف
میقات مردم طائف و کسانی که از راه طائف به مکّه می روند، قرن المنازل است.
طائف
طائف، شهری در جنوب شرقی مکه در کشور عربستان است. لات از بتهای معروف اعراب در جاهلیت، در طائف قرار داشت و مردم گِرد آن طواف می کردند. در سال دهم بعثت، پیامبر(ص) در اولین سفر تبلیغی خود، به طائف رفت و ثقیف و سران طائف را به اسلام فراخواند، اما بی نتیجه بود. پیامبر(ص) در سال هشتم ه‍.ق، در غزوه طائف، بیست روز طائف را محاصره کرد، ولی درگیری چندانی رخ نداد. در سال نهم، هیئتی از ثقیف به مدینه آمدند و اسلام آوردند.از اشخاص نامدار طائف، می توان از امیة بن ابی الصلت ثقفی(شاعر)،حجاج بن یوسف ثقفی، نضربن حارث و مختار ثقفی، نام برد.مسجد ابن عباس، مسجد عداس و مسجد الهادی از جمله آثار تاریخی این شهر است.
این شهر در ˚۴۰ و́ ۲۱ طول شرقی و در ˚۲۱ و ́15 عرض شمالی، در۹۰ کیلومتری مکه، ۱۶۰ کیلومتری جده، ۹۰۰ کیلومتری ریاض، و در ارتفاع ۱۶۸۰ متری از سطح دریا واقع است.
یاقوت حموی نوشته است که کوههای متعدد و وادی های زیادی طائف را احاطه کرده اند.
طائف
این صفحه مدخلی از فرهنگ قرآن است
طائف، نام شهر و بلاد ثقیف در وادی ای است که ابتدای آن «لقیم» و انتهای آن «رهط» ـ که دو ده اند ـ باشد نیز از بلاد حجاز و مقام عشیره ثقیف و دوازده فرسنگ تا مکه معظمه فاصله دارد. این شهر شامل دو محله است: یکی به نام طائف ثقیف و دیگری به نام رهط. در قدیم این شهر را «وجّ» می نامیدند و پس از آن که در اطراف آن حصار کشیدند، طائف نامیده شد. این شهر در پشت کوه غزوان واقع شده است. در سال نهم هجری با صلح از جانب سپاه اسلام فتح گردید.
در قرآن از این شهر، همراه با شهر مکه و در مقام پاسخگویی به سخن مشرکان برای انتخاب پیامبر و نزول قرآن، با عنوان «قریتین» ذکر شده که در آیه 31 سوره زخرف آمده است و از اعلام شبه مصرّح قرآن شمرده می شود:
«وقالوا لَولا نُزِّلَ هـذا القُرءانُ عَلی رَجُل مِنَ القَریَتَینِ عَظیم».(سوره زخرف(43)/31)
فرهنگ قرآن، جلد 19، صفحه 169.
طائف
معنی طَائِفٌ: دور زن - گردنده - بلايي فراگير(طائف عذاب ، آن عذابي است که در شب رخ دهد و منظور از "طَائِفٌ مِّنَ ﭐلشَّيْطَانِ " وسوسه هاي شيطان است يا طائف از شيطان آن شيطاني است که پيرامون قلب آدمي طواف ميکند تا رخنهاي پيدا کرده وسوسه خود را وارد قلب کند يا آن وسو...
معنی قَرْيَتَيْنِ: دو آبادي (منظور در عبارت"ﭐلْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ " مکه و طائف است )
معنی حُنَيْنٍ: اسم بياباني است ميان مکه و طائف که غزوه معروف حنين در آنجا اتفاق افتاد
ریشه کلمه:
طوف‌ (۴۱ بار)

«طائِفٌ» از مادّه «طواف» به معنای «طواف کننده» است، گویا وسوسه های شیطانی همچون طواف کننده ای پیرامون فکر و روح انسان پیوسته گردش می کنند تا راهی برای نفوذ بیابند، اگر انسان در این هنگام به یاد خدا و عواقب شوم گناه بیفتد، آنها را از خود دور ساخته و رهایی می یابد و گرنه سرانجام در برابر این وسوسه ها تسلیم می گردد.
ولی، گاه کنایه از بلا و مصیبتی است که در شب روی می دهد، و منظور در سوره «قلم» همین است.
دور زدن. «طافَ حَوْلَ الشَّیْ‏ءِ: دارَ حَوْلَهُ» چنانکه فرموده . یعنی پسران جاویدان به دور آنها هستند. تطوّف از باب تفعّل نیز طواف کردن است . «یَطَوَّفَ» در اصل یتطوّف و از باب تفعّل است از این آیه و آیه بدست می‏آید که رفت و آمد میان دو شی‏ء را نیز طواف گویند که سعی بین صفا و مروه دور زدن در اطراف آن دو نیست بلکه گردش میان آنها است. طائف: طواف کننده. طائف شیطان وسوسه او است. راغب گوید: به خیال و جنّ و حادثه به طور استعاره طائف گویند. که وسوسه شیطانی به دور انسان (در عالم خیال) می‏گردد تا اغفالش کند. در آیه . به حادثه و بلا طائف گفته شده، از «عَلَیْها» به نظر می‏آید که بلای آسمانی بوده است. طائفه: قسمتی از مردم و قطعه‏ای از شی‏ء است مثل . ولی در قرآن به معنای دوم به کار نرفته. طبرسی فرموده: در اصل و تسمیه آن دو قول است یکی‏آن که طائفه مثل رفقائی است که از حمله کارشان سفر و طواف در شهرها است. دیگری آنکه: طائفه جماعتی است که با آنها حلقه و دائره‏ای تشکیل می‏شود که به دور آن می‏گردند. * . آیا این آیه در تشریع سعی است و یا استجابت آن را می‏فهماند، به نظر المیزان: معبد و شعیره بودن صفا و مروه دلالت دارد که خدا عبادتی در آنها تشریع فرموده و تفریع «فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ...» اعلام اصل تشریع سعی میان صفا و مروه است نه برای افاده ندب و گرنه منتسب بود که سعی را مدح کند نه اینکه ذمّ آن را نفی نماید... و جمله «مَنْ تَطِوَّعِ خَیْراً...» مانند تعلیل بر تشریع سعی با یک قاعده کلی است و چنین تشریع در قرآن شایع است مثل . در تشریع جهاد. . در تشریع روزه . در تشریع قصر (تمام شد). این بیان متین و قابل قبول است. در مجمع فرموده: این آیه دلالت دارد که سعی بین صفا و مروه عبادت است و در آن خلافی نیست و آن نزد ما (امامیه) واجب است در حج و عمره شافعی و اصحابش نیز آن را واجب می‏دانند و شافعی گفته: سنّت سعی را واجب کرده و آن قول رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم است که فرموده: «کُتِبَ عَلَیْکُمْ السَّعْیِ فَاسْعَوا» ولی ظاهر آیه مباح بودن آنچه از سعی را مکروه می‏دانستند می‏رساند. سعی را مکروه می‏دانستند می‏رساند سعی به نظر ابوحنیفه و اصحابش مستحب است و نزد ما امامیه و شافعی ترک عمدی سعی موجب بطلان حج است. نا گفته نماند: این قول در صحیح تزوذی نیز از شافعی نقل شده است. در وسائل از کافی نقل شده از امام صادق علیه السلام از سعی بین صفا و مروه سؤال شد که واجب است یا مندوب؟ فرمود: واجب است. سائل گفت: مگر خدا نفرموده «فَلا جُناحَ عَلَیْهِ آنْ یَطَوَّفَ بِهِما» فرمود: آن در عمره قضا بود (بعد از حدیبیّه)که رسول خدا شرط کرد بتها را از صفا و مروه بردارند مردی از اصحاب آن حضرت به کاری مشغول شد و سعی را نکرد تا مدت منقضی شد و بتها را به جایشان آوردند گفتند: یا رسول اللّه فلانی سعی نکرده حال‏آن که بتها را به صفا و مروه برگرداندند. خداوند نازل کرد: «فَلا جُناحَ عَلَیْهِ اَنْ یَطَوَّفَ بِهِما». یعنی در این حال که بتها در صفا و مروه قرار گرفته‏اند باز می‏تواند سعی کند. در روایت دیگر درباره قصر نماز امام صادق علیه السلام گفت: اَوَ لَیْسَ قالَ اللّه عَزَّ وَ جَلَّ: اِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرر اللّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ اَوِعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیْهِ اَنْ یَطَوَّفَ بِهِما» اَلا تَرَوْنَ اَنَّ الطَّوافَ بِهِما واجِبٌ لِاَنَّ اللّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ ذَکَرَهُ فی کِتابِهِ وَصَنَعَهُ نَبَیُّهُ صلی اللّه علیه و آله و سلم در این حدیث امام علیه السلام خواسته و جوب قصر را . با مقایسه به آیه «اِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ» بیان فرماید. از روایت اول به نظر می‏آید که سعی پیش از نزول آن برای این آیه واجب بوده و نزول آن برای رفع محذور مذکور بوده است. * . مراد طواف معمولی به دور کعبه است که هفت شوط با شرایط مخصوصی است. * ، . به قرینه «تِلْعاکِفینَ» و «القائِمینَ» می‏توان فهمید که مراد «الطّائِفینَ» کسانی اند که از شهرهای دیگری برای زیارت می‏آیند چنانکه راغب نیز چنین گفته و از سعید بن جبیر نقل شده است، در این ص.رت مراد از عاکفین و قائمین اقامت کنندگان در مکّه‏اند و اینکه اکثر مفسّران طائفین را طواف کنندگان گفته‏اند درست به نظر نمی‏آید یعنی: خانه مرا پاک گردان هم برای اهل مکه و هم برای اهل آفاق. در اقرب گوید: «طافَ فی الْبِلادِ:جالَ وَ سارَ» * . مراد دو طائفه یهود و نصاری اند. * . گفته‏اند: مراد از طوّافون خدمتکاران است ولی صدر آیه نشان می‏دهد که اطفال نیز بدان داخل اند و غرض از طواف رفت و آمد می‏باشد.
قبیله ثقیف که از قبایل نیرومند و پرجمعیت عرب بود در شهر طائف زندگی می کرد. پس از جنگ حنین و شکست کفار، برخی از اعراب ثقیف که در جنگ حنین حضور داشتند به طائف برگشتند و در قلعه محکم و مرتفع شهر خود پناهنده شدند. مسلمانان به دستور پیامبر به سوی طائف حرکت کردند و قلعه شهر را محاصره کردند.
طائف شهر معروفی در کشور عربستان است که در دوازده فرسنگی جنوب شرقی مکه قرار داد. این شهر شهری است ییلاقی و دارای آب و هوای لطیف و باغ ها و نخلستان ها و مزارع سرسبز و یکی از بهترین نقاط حجاز به شمار می رود.
طائف در ایام ظهور اسلام و پس از آن، محل سکونت قبیله ثقیف بوده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در ایامی که در مکه بود، یک بار به این شهر سفر کرد تا مردم آن را به اسلام دعوت کند، اما مردمان این شهر با اذیت و آزار و مسخره کردن، پیامبر را از شهر بیرون راندند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله چنان که گفته شد دستور داد اسیران هوازن را با غنایم در «جعرانه » جای دهند و خود در ماه شوال سال هشتم با سپاهیان اسلام به قصد تعقیب دشمن به سوی طائف حرکت کرد، در سر راه به قلعه مالک به عوف رسید و دستور داد آن را که خالی از سکنه بود ویران کنند تا پشت سر آن ها پایگاهی برای دشمن نباشد و در وقت ضرورت نتوانند از آن به نفع خود استفاده کنند و هم چنان تا پای قلعه های طائف پیش رفت.
مردم طائف که از قبایل ثقیف بودند مردمی ثروتمند و جنگ جو و قلعه های محکمی داشتند و چون از ورود سپاهیان اسلام مطلع شدند از بالای برج ها شروع به تیراندازی به سوی لشکر اسلام نمودند و در همان روز اول هیجده نفر از مسلمانان در اثر تیرهای ایشان به قتل رسیدند، از این رو پیغمبر اسلام دستور داد لشکریان عقب نشینی کنند و اردوگاه خود را در جایی که از تیررس دشمن دورتر بود قرار دهند، که پس از اسلام اهل طائف، مردم شهر در آن جا مسجدی بنا کردند و هم اکنون بنای آن باقی است.
محاصره قلعه های مزبور بیش از بیست روز طول کشید و چون آذوقه فراوان در شهر و قلعه ها اندوخته شده بود و دیوار و برج و باروی آن ها نیز محکم بود و افراد قبیله ثقیف نیز مردمانی جنگ جو و سخت بودند کاری از پیش نمی رفت.
مورخین نوشته اند: مسلمانان از منجنیق، «دبابه » و «ضبر» نیز استفاده کردند اما قلعه داران ثقیف با ریختن آهن های گداخته و مفتول های آتشین بر روی «ضبر»ها از پیش روی سربازان اسلام به کنار برج و باروها جلوگیری می کردند و آن ها را ناچار به عقب نشینی می ساختند.
محاصره طول کشید قلعه ها گشوده نشد و پیغمبر اسلام برای تسلیم دشمن اعلام کرد هر کس از حصار بیرون آید در امان است، به این امید که لااقل غلامان و بردگان ثقیف که جمعیت زیادی را تشکیل می دادند و افراد دیگری که نگران اسارت زنان و فرزندان خود بودند تسلیم شوند، اما بیش از بیست نفر کسی تسلیم نشد و هم آن ها به پیغمبر گزارش دادند که آذوقه بسیاری در انبارها ذخیره شده و قبایل ثقیف تصمیم به مقاومت زیادی گرفته اند.
با مرگ ابوطالب، دشمنان پیامبر صلی الله علیه و آله، جرئت بیشتری نسبت به آزار آن حضرت پیدا کردند، از این ­رو رسول خدا صلی الله علیه و آله در صدد استمداد از قبیله ثقیف (که در طائف سکونت داشتند) برآمده و می ­خواست با جلب نظر آنها، پشتیبان تازه­ای برای پیشرفت دین خویش بدست آورد. از این رو به تنهایی یا همرا "زید بن حارثه" به طرف طائف حرکت کرد. ولی با مخالفت شدید سران قبیله ثقیف دچار شدند و بدون کسب نتیجه از آنجا بازگشتند.
چون حضرت ابو طالب و ام المؤمنین خدیجه در فاصله سی و پنج روز در گذشتند، دو مصیبت بزرگ به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رسید که در خانه خود نشست و کمتر از خانه بیرون می آمد و قریش هم سخت آن حضرت را آزار می دادند و هرگز چنان نکرده بودند و آن طمع را هم نداشتند که کار به آن جا کشد، این موضوع به اطلاع ابو لهب رسید، پیش آن حضرت آمد و گفت به همان طریق که زمان زندگی ابو طالب رفتار می کردی رفتار کن که سوگند به لات تا من زنده باشم کسی بر تو دست نخواهد یافت.. اتفاقا ابن عیطله پیامبر (ص) را دشنام داد و ابو لهب به او حمله کرد، ابن عیطله در حال که می گریخت فریاد می کشید: ای گروه قریش، ابو عتبه از دین برگشته است. قریش آمدند و دور ابو لهب جمع شدند، ابو لهب گفت: من از دین پدرانمان برنگشته ام ولی از برادرزاده خود دفاع می کنم و نباید به او ستم شود و باید آنچه می خواهد انجام دهد، گفتند نیکو و پسندیده کردی و صله رحم بجا آوردی
عقبة بن ابی معیط و ابو جهل بن هشام پیش ابو لهب آمدند و پرسیدند: آیا برادرزاده ات به تو گفته است پدرانت کجا هستند؟ ابو لهب از پیامبر (ص) پرسید: پدرانمان کجایند؟ فرمود: همراه قوم خودشان، ابو لهب پیش آن دو رفت و گفت: پرسیدم و گفت که همراه قوم خود خواهند بود. آن دو گفتند: او می پندارد که پدرانت در آتش است، ابو لهب پرسید: ای محمد آیا عبد المطلب در دوزخ است؟ فرمود: هر کس که بر آن آیین مرده باشد در دوزخ است، ابو لهب گفت: به خدا سوگند هرگز دشمن را از تو دفع نمی کنم، چگونه تصور می کنی که عبد المطلب در آتش است و او و افراد دیگر قریش سخت گیری کردند.
پیامبر صلی الله علیه و آله در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانه "عبدیالیل" و دو برادرش "مسعود" و "حبیب" که در آن روز بزرگ و رئیس قبیله «ثقیف» بودند، رفتند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند. یکی از ایشان گفت: «من جامه کعبه را پاره می­کنم؛ اگر تو پیامبر خدا باشی، دیگری گفت: آیا خدا غیر از تو کسی را نیافت که به پیامبری بفرستد و سومی گفت: به خدا من هرگز با تو گفتگو نخواهم کرد؛ زیرا اگر تو چنانچه می­گویی، فرستاده­ای از جانب خداوند هستی و در این ادعا راست می­گوئی، بزرگتر از آنی که با تو گفتگو کنم و اگر دروغ می­گوئی و بر خدا دروغ می­بندی، شایستگی آن را نداری که با تو صحبت کنم. رسول خدا صلی الله علیه و آله از نزد آنها برخاست و هنگام بیرون رفتن تنها تقاضائی که از آنها کرد، این بود که آنچه در آن مجلس گذشته است، پنهان کنند و مردم طائف را از سخنانی که میان ایشان رد و بدل شده بود، آگاه نکنند و به خاطر این بود که دوست نمی­داشت، سخنان عبدیالیل و برادرانش به گوش مردم برسد و آنان را نسبت به آن حضرت جسور کند.
بدین ترتیب بزرگان طائف، بر جوانان خود ترسیدند،و گفتند از شهر ما بیرون برو و جایی برو که دعوت تو را بپذیرند، سفیهان را هم شوراندند و شروع به سنگ زدن به پیامبر (صلی الله علیه و آله) کردند، آن چنان که پاهای پیامبر مجروح شد و زید بن حارثه با جان خود آن حضرت را حفظ می کرد به طوری که سرش چند شکاف برداشت و پیامبر (ص) از طائف به سوی مکه برگشت و از این جهت که هیچ مرد و زنی دعوتش را نپذیرفته بود، اندوهگین بود و از دست آنها به باغی که از آن "عتبه" و "شیبه" فرزندان "ربیعه" بود، پناهنده شد. رسول خدا صلی الله علیه و آله برای استراحت زیر درخت انگوری نشست.
پیامبر صلی الله علیه و آله در آن حال که در زیر سایه درختی نشسته بود، دست به درگاه پروردگار متعال بلند کرد و گفت: پروردگارا ! من شکایت ناتوانی و بی­پناهی خود و استهزاء و بیزاری مردم را نسبت به خود، پیش تو می­آورم. ای مهربان­ترین مهربانها، تو پروردگار ناتوانان و فقیران و خدای منی، مرا در این حال بدست که می­سپاری؟ بدست بیگانگانی که با ترشروئی با من رفتار کنند؟ یا دشمنی که مالک سرنوشت من شود؟ خداوندا! اگر تو بر من خشمگین نباشی به تمام این دشواری­ها، من در می­دهم و اگر تو بر من خشنود باشی، بر من گوارا خواهد بود. پروردگارا، من به نور روی تو پناه می­برم، همان نوری که تمام تاریکی­ها را می­شکافد و کار دنیا و آخرت را اصلاح می­کند. پناه می­برم از این که خشم تو بر من فرود آید و غضب تو بر من نازل گردد، ملامت کردن حق توست تا آگاه که خشنود شوی و قدرت و قوت آنها بوسیله تو بدست آید.
بعد از مناجات رسول خدا صلی الله علیه و آله با خداوند متعال، عتبه و شیبه که این حال را مشاهده کردند، دلشان به حال پیامبر صلی الله علیه و آله سوخت، از این­رو غلام نصرانی خود را که "عداس" نام داشت، پیش خوانده و به او گفتند: «خوشه انگوری از این درخت بکن و در سبد بگذار و نزد این مرد ببر و به او تعارف کن. عداس همین کار را انجام داد و رسول خدا دست به طرف انگور دراز کرد و برای برداشتن حبه انگور «بسم الله» گفت.
سفر پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) به طائف بخاطر پیدا کردن جایی در اطراف مکه برای خارج شدن دعوت از بن بست و نجات خویش از آزارهای فزاینده که حتی ممکن بود به قتل وی منتهی شود، بود.
با مرگ "ابوطالب"، دشمنان پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم)، جرئت بیشتری نسبت به آزار آن حضرت پیدا کردند، از این رو، رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) در صدد استمداد از قبیله ثقیف (که در طائف سکونت داشتند) بر آمده و می خواست با جلب نظر آنها، پشتیبان تازه ای برای پیشرفت دین خویش بدست آورد. از اینرو به تنهایی یا همرا "زید بن حارثه" حرکت کرد. در واقع تصمیم پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) برای سفر به طائف دو دلیل عمده داشت:۱: پیدا کردن جایی در اطراف مکه برای خارج شدن دعوت از بن بست.۲: نجات خویش از آزارهای فزاینده که حتی ممکن بود به قتل وی منتهی شود.
ایمان نیاوردن قوم ثقیف
پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) در اواخر سال دهم بعثت به طائف رفت، پس از ورود به شهر طائف یکسر به خانۀ " عبدیالیل " و دو برادرش " مسعود " و " حبیب " که در ان روز بزرگ و رئیس قبیلۀ «ثقیف» بودند، رفتند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) هدف خود را از آمدن به طائف، برای آنها توضیح داده و از آنها خواست که او را در پیشرفت هدفش یاری کنند. یکی از ایشان گفت: «من جامۀ کعبه را پاره می کنم؛ اگر تو پیامبر خدا باشی، دیگری گفت: آیا خدا غیر از تو کسی را نیافت که به پیامبری بفرستد و سومی گفت: به خدا من هرگز با تو گفتگو نخواهم کرد؛ زیرا اگر تو چنانچه می گویی، فرستاده ای از جانب خداوند هستی و در این ادعا راست می گوئی، بزرگتر از آنی که با تو گفتگو کنم و اگر دروغ می گوئی و بر خدا دروغ می بندی، شایستگی آن را نداری که با تو صحبت کنم. رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) از نزد آنها برخاست و هنگام بیرون رفتن تنها تقاضائی که از آنها کرد، این بود که آنچه در آن مجلس گذشته است، پنهان کنند و مردم طائف را از سخنانی که میان ایشان رد و بدل شده بود، آگاه نکنند و به خاطر این بود که دوست نمی داشت، سخنان عبدیالیل و برادرانش به گوش مردم برسد و آنان را نسبت به آن حضرت جسور کند. بدین ترتیب فرومایگان طائف، پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) را احاطه کرده و پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) از دست آنها به باغی که از آن " عتبه " و " شیبه " فرزندان "ربیعه" بود، پناهنده شد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) برای استراحت زیر درخت انگوری نشست.
دعای پیامبر به درگاه خدا
پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) در آن حال که در زیر سایۀ درختی نشسته بود، دست به درگاه پروردگار متعال، بلند کرد و گفت: «پروردگارا! من شکایت ناتوانی و بی پناهی خود و استهزاء و بیزاری مردم را نسبت به خود، پیش تو می آورم. ای مهربان ترین مهربان ها، تو پروردگار ناتوانان و فقیران و خدای منی، مرا در این حال به دست که می سپاری؟ به دست بیگانگانی که با ترشروئی با من رفتار کنند؟ یا دشمنی که مالک سرنوشت من شود؟ «خداوندا! اگر تو بر من خشمگین نباشی به تمام این دشواری ها، من در می دهم، و اگر تو بر من خشنود باشی، بر من گوارا خواهد بود. «پروردگارا، من به نور روی تو پناه می برم، همان نوری که تمام تاریکی ها را می شکافد و کار دنیا و آخرت را اصلاح می کند. «پناه می برم از اینکه، خشم تو بر من فرود آید و غضب تو بر من، نازل گردد، ملامت کردن حق توست تا آگاه که خشنود شوی و قدرت و قوت، آنها بوسیلۀ تو بدست آید.»
داستان عداس
...
طائف، شهری در جنوب شرقی مکه است .
این شهر در ˚۴۰ و́ ۲۱ طول شرقی و در ˚۲۱ و ́۱۵ عرض شمالی، در۹۰ کیلومتری مکه، ۱۶۰ کیلومتری جده ، ۹۰۰ کیلومتری ریاض، و در ارتفاع ۱۶۸۰ متری از سطح دریا واقع است.
وجه تسمیه
طائف از طوف ، به معنای دور چیزی چرخیدن و طواف کردن، است. دربارۀ وجه تسمیۀ طائف روایاتی وجود دارد که بیش تر آن ها خرافه به نظر می رسند. بنا بر روایتی، دمودن ، پسر عبدالملک از تیرۀ صَدف، پس از کشتن پسرعموی خود، عمرو ، به سرزمین وَجّ گریخت و با مسعودبن معتب ثقفی پیمان بست. او متعهد شد در قبال ازدواج در وجّ، در اطراف محل سکونت ثقیف دیواری نفوذ ناپذیر بسازد. مسعود دختر خود را به عقد وی درآورد و او نیز آن دیوار مستحکم را بنا کرد. چون برای ورود به شهر می بایست دیوار را دور می زدند، آنجا را طائف نامیدند. بنا بر روایتی دیگر، جبرئیل یک قطعه از سرزمین فلسطین را جدا کرد و آن را دور کعبه طواف داد و در محل طائف گذاشت و آن جا را طائف نامیدند.
آب و هوا
یاقوت حموی نوشته است که طائف در مغرب نجد، در رشته کوه سراه، نزدیک کوهستان غزوان ، و در وادی وَجّ واقع است. کوه های متعددی، ازجمله المحترق ، الاصیحرین ، صعب والمدهون ، آن را احاطه کرده اند. دره های بزرگ و کوچک واقع در کوه ها را وادی می نامند. وادی وَجّ، جفیجف ، مِثناة ، لِیّه ، الخرار و لقیم از مهم ترین وادی های اطراف طائف هستند. طائف به سبب ارتفاع بسیاراز سطح دریا، برخلاف آب و هوا ی گرم و سوزان شبه جزیره ، دارای آب و هوای معتدل و مطبوع است. جغرافی دانان مسلمان دربارۀ آب و هوای معتدل و خنک طائف اتفاق نظر دارند. به نوشتۀ ابوالفداء ، طائف سرد ترین نقطۀ حجاز است و آب در قله های اطراف آن یخ می بندد. وزش بادهای شمالی و غربی در این شهر، سبب ترکیب دو سامانۀ هوای مختلف شده است و موجب جاری شدن باران های سیل آسا در فصل بهار می شود. میزان باران سالانۀ آن بین ۱۵۰ تا ۳۰۰ میلیمتر است. چشمه های متعددی چون المِثناه ، الفِیصلیه ، الوَهیط و شبرا در کوهستان های اطراف طائف جاری هستند. دمای هوا در این شهر در گرم ترین روزهای سال به ۳۷ْ و در سردترین روز های سال به زیر صفر می رسد.
ساکنان
...
پس از آنکه دشمنان اسلام در غزوه حنین ، به سمت شهر طائف فرار کردند و در آنجا پناه گرفتند.رسول خدا(ص) دستور محاصره شهر طائف را توسط سپاهیانشان داند.حرکت آن حضرت به سوی طائف در شوال سال هشتم هجری بوده است .
طائف از لحاظ آب و هوایی یکی از بهترین نقاط حجاز بوده و محل سکونت قبیله ثقیف بود. آنان پیوندهایی با قریشیان داشتند و از جمله قبایل شناخته شده حجاز بوده اند.
از چهره های شاخص ثقیف عروة بن مسعود بود که زمانی مشرکانِ مکه، با اشاره به او، از خدا گله می کردند که چرا قرآن بر مردی از یکی از دو قریه بزرگ نازل نگردید. او به همراه غَیْدن بن سلمه به یمن رفته بودند تا استفاده از منجنیق و دبابات را فراگیرند.
بعد از اسلام دو چهره ثقفی مهم داریم، یکی مختار شیعی و دیگر حجاج بن یوسف اموی. این سنگر آخرین سنگری بود که مشرکان بر آن تسلط داشتند گرچه پس از فتح مکه، مردم طائف دیر یا زود می بایست تصمیم خود را می گرفتند.
پیامبر (ص) که آهنگ طائف فرمود، ثقیف حصارهای خود را تعمیر کردند و از اوطاس که گریختند به حصارها پناه بردند و درب ها را بستند. حصار اصلی شهر دارای دو در بود. آنها آماده برای جنگ می شدند و خوار بار و نیازمندی های یک ساله خود را با خود به حصار بردند که اگر محاصره طول کشید راحت باشند.
پس از آن که مشرکان شکست خوردند در چند دسته به سوی چند نقطه گریختند. کسانی و از جمله مالک بن عوف رئیس هوازن به درون طائف رفته و اینان بیشتر ثَقَفیانی بودند که در این جنگ شرکت کردند. گروهی به «نخله» گریختند و کسانی نیز به اوطاس- جایی که لشکرگاه نخست آنان بود- رفتند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) گروههایی را در تعقیب آنان فرستاد و شمار زیادی از دشمن را به اسارت درآورد. خود آن حضرت نیز راهی طائف شد.
پیامبر (ص) از اوطاس که حرکت فرمود نخست به نخله یمانیّه رسید و سپس به قرن و از آنجا به ملیح و بعد به بحرة الرّغاء از ناحیه لیّه رسید و آنجا مسجدی بنا فرمود و در آن نماز گزارد.آنگاه پیامبر (ص) ازلیّه حرکت کرد و از راهی رفت که نام آن ضیقه (تنگ راه) بود. رسول خدا (ص) فرمود: این راه «یسری» (سهولت و آسانی) است. پیامبر سپس به نخب رسید و زیر درخت سدری که از نخلستان مردی از ثقیفیان بود فرود آمد پس از آن با همان سپاه به سوی طائف رفته و آن را در محاصره گرفتند.
طائفیان همان دم مقدار زیادی تیر از حصار بر مسلمانان فرو ریختتند و چندان زیاد بود که گویی سیل ملخ است. مسلمانان در پناه سپرها قرار گرفتند و برخی از مسلمانان جراحت های کوچکی برداشتند.

طائف در دانشنامه ویکی پدیا

طائف
طائف (به عربی: الطائف) شهری در استان مکه کشور عربستان سعودی است.
طائف ۱٬۸۷۹ متر ارتفاع و ۵۲۱٬۲۷۳ نفر (سرشماری ۲۰۰۴) جمعیت دارد
این شهر در دوران جاهلیت مقر لات خدای اعراب بت پرست بود و امروزه به واسطه قرار داشتن آرامگاه عبدالله بن عباس و دو فرزند محمد بن عبدالله در آن مکانی مورد احترام برای مسلمانان است.
معاهده طائف در سال ۱۹۳۴ که به جنگ عربستان و یمن پایان داد، در این شهر به امضاء رسید.
این شهر اصلی ترین تفریح گاه تابستانی کشور است و خانواده سلطنتی سعودی به طور سنتی در گرم ترین ماه های سال به آن کوچ می کنند.
طائف در مرکز یک ناحیه کشاورزی قرار گرفته که انگور و عسل آن معروف است.
پایگاه هوایی طائف (به انگلیسی: Taif Air Base) یک فرودگاه است . این فرودگاه در شهر طائف کشور عربستان سعودی قرار دارد .
کد فرودگاهی یاتا
کد فرودگاهی ایکائو
فهرست فرودگاه های عربستان سعودی
غزوه طائفبه جنگ میان مسلمانان با قبیله طائف در ماه شوال سال هشتم قمری گفته می شود که مسلمانان پس از شکست دادن هوازن به فرمان پیامبر اسلام به مسلمانان، در تعقیب آن ها برای تصرف شهر طائف عمل کردند. و مسلمانان تا قلعه شهر پیش رفتند. مردمان شهر طائف که از قبایل ثقیف بودند، افرادی ثروتمند، جنگجو و دارای قلعه های مستحکم بودند که با مقاومت مردمان طائف و بی اثر بودن محاصره جنگ به پایان رسید و مسلمان به مکه بازگشتند.
مسلمانان پس از تعقیب هوازن ها به پشت قلعه های شهر طائف رسیده و اقدام به محاصره آن کردند و برای سرعت بخشیدن به محاصره از منجنیق هم استفاده کردند که قلعه داران ثقیف با انداختن گداخته و مفتول های آتشین موجب عقب نشینی منجنیق ها شدند و با این حال محاصره به بیست روز هم نکشید که پیامبر مسلمانان اعلام کرد هر کس از مردمان شهر خارج شود در امان است. اما در مجموع بیش از بیست نفر تسلیم نشدند.
پیامبر اسلام با توجه به وجود آذوقه فراوان و مقاومت اهالی ثقیف و بی نتیجه بودن محاصره، دستور به بازگشت به طائف را داد.
فرودگاه محلی طائف (به انگلیسی: Ta’if Regional Airport) یک فرودگاه نظامی و همگانی با کد یاتا TIF است که یک باند فرود آسفالت دارد و طول باند آن ۳۷۳۵ متر است. این فرودگاه در شهر طائف کشور عربستان سعودی قرار دارد و در ارتفاع ۱۴۷۸ متری از سطح دریا واقع شده است.
کد فرودگاهی یاتا
کد فرودگاهی ایکائو
فهرست فرودگاه های عربستان سعودی


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های طائف

طائف شهری در نزدیکی مکه در منطقه حجاز،درکشور عربستان سعودی .
• و دوشنبه بیست و دوم ذی الحجه به طایف رسیدیم که از مکه تا آن جا دوازده فرسنگ باشد.طائف ناحیتی است بر سر کوهی. به ماه خرداد چنان سرد بود که در آفتاب می بایست نشست و به مکه خربزه فراخ بود و آنچه قصبه طایف است شهرکی است و حصاری محکم دارد، بازارکی کوچک و جامعی مختصر دارد و آب روان و درختان نار و انجیر بسیار داشت. قبر عبدالله عباس رضی الله عنه آن جاست به نزدیک آن قصبه و خلفای بغداد آن جا مسجدی عظیم ساخته اند و آن قبر را در گوشه آن مسجد بردست راست محراب و منبر. و مردم آن جا خانه ها ساخته اند و مقام گرفته سفرنامه ناصرخسرو بخش 66
• سیاره در آهنگ او، حیران ز بس نیرنگ او //در تاختن فرهنگ او،از حد طائف تاختن امیرمعزی
• ایا کان مروت صدر والا/ مکان مردی و گنج لطائف
• نظیرت در سخا و مردمی نیست / نه در مرو و نه بغداد و نه طائف انوری
• ز پرمایه چیزی که آید به دست/ز روم و ز طائف همه هرچه هست ناشناس

طائف در جدول کلمات

طائف
شبگرد, طواف کننده

طائف را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مرینت > footprint
Marjan > Prescription
Azal > Go wrong
محدثه فرومدی > all
محدثه فرومدی > followed
Maria > Built up
ERF.. > daydream
mina > in my early twenties

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سفر پیامبر به طائف   • نقشه عربستان   • طائف عربستان   • غزوه تبوک   • یثرب   • طائف کجاست   • لفقا   • حجاز   • معنی طائف   • مفهوم طائف   • تعریف طائف   • معرفی طائف   • طائف چیست   • طائف یعنی چی   • طائف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی طائف
کلمه : طائف
اشتباه تایپی : xhmt
آوا : tA'ef
نقش : اسم خاص مکان
عکس طائف : در گوگل


آیا معنی طائف مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )