انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1101 100 1

طبری

/tabari/

مترادف طبری: مازندرانی، منسوب به طبرستان

معنی طبری در لغت نامه دهخدا

طبری. [ طَ ب َ ] (ص نسبی ) منسوب به طبرستان. (منتهی الارب ). اهل و ساکن مازندران. منسوب به طبرستان که مرکز آن آمل است و بیشتر از علماء که منسوب به طبرستان هستند ازآمل برخاسته اند. (سمعانی ). و هر کجا (طبری ) مطلق گفته شود، مورخ معروف طبرستانی مقصود است :
زآن سخنها که تازی است و دری
در سواد بخاری و طبری.
نظامی.
|| کنایه از لب معشوق ، منسوب به طبر که در اینجا مخفف طبرزد است که بمعنی نبات باشد. (غیاث اللغات ) (آنندراج ) :
لب طبری وار طبرخون به دست
مغز طبرزد به طبرخون شکست.
نظامی.
- بنفشه ٔ طبری ؛ در مازندران و گیلان تقریباً از اوایل اسفند ماه بر هر دیواری و بر هر تل خاکی و مخصوصاً بر کنار جویبارها بنفشه ٔ با طراوت و نضارت بسیار روید و مردم از گل آن دسته بسته و یاران و دوستان را هدیه دهند :
بمنظر آمد باید که وقت منظر بود
نقاب لاله گشودند و لاله روی نمود
بنفشه ٔ طبری خیل خیل سر برکرد
چو آتشی که ز گوگرد بردویده کبود.
منجیک.
چون بهم کردی بسیار بنفشه ٔ طبری
باز برگرد و ببستان شو چون کبک دری.
منوچهری.
- بید طبری ؛ طبرخون. سرخ بید. (اوبهی ).
- جامه ٔ طبری ؛ جنس از برودکه تنگ است : تَرَکه ُ فی وسط الشتاء و شدةالبرد بقمیص واحد و کساءِ طبری. (ذیل تجارب الامم 3: 428).
یکفیک من سوء حالی ان سألت به
انی علی طبری فی الکوانین.
ابن الداهیةاحمدبن سیف.
رجوع به شرح احوال رودکی ج 1 ص 65 شود.
- درهم طبری ؛ دو ثلث درهم شامی است. (منتهی الارب ). صاحب کتاب النقود آرد: و طبری منسوب به طبریه ٔواسط است نه طبریه ٔ فلسطین و بجای درهم طبری ، درهم طبرک نیز آمده است و در جمع آن گویند: الدراهم الطبریة. رجوع به النقود ص 23، 24، 91 و 149 شود.
- مداد طبری ؛ نوعی مداد منسوب به طبرستان :
وآن دوات بسدین را نه سر است و نه نگار
در بنش تازه مداد طبری برده بکار.
منوچهری.

طبری. [ طَ ب َ ] (اِخ ) او راست : الواضح ، فی الرمی و النشاب. (کشف الظنون ج 2 ص 625).

طبری. [ طَ ب َ ] (اِخ ) طبیبی است که ابن البیطارمکرر در کتاب المفردات از وی نقل کرده ، از آنجمله در شرح الفاظ: ارماک ، بقر، جوزجندم ، صُرف (که در این جا نام کتابی هم از تألیفات وی به نام «الجوهرة» آورده است )، حلبة، طرخون ، نان خواه. صاحب ذخیره ٔ خوارزمشاهی نیز از اقوال طبیبی معروف به طبری بسیار نقل کرده است. و مراد یا طبری ابوالحسن احمدبن محمد است و یا طبری الحاسب. رجوع به هر یک از این دو نام شود.

طبری. [ طَ ب َ ر ](اِخ ) ابن الطیب الطبری. رجوع به ابن طیب ابوالفرج عبداﷲ در همین لغت نامه و عیون الانباء ج 1 ص 242 شود.

طبری. [ طَ ب َ ] (اِخ ) ابوجعفرمحمدبن جریر از مشاهیر مورخان است. در تفسیر، حدیث ، فقه و علوم دیگر هم ید طولائی داشته و یکی از ائمه ٔ زمان خود بشمار میرفته است. وی بسال 224 هَ. ق. در شهر آمل از طبرستان تولد یافته ، و در سنه ٔ 310 هَ. ق. در بغداد درگذشته است. ابواسحاق شیرازی در کتاب «طبقات فقهاء» وی را یکی از مجتهدان عصر بشمار می آورد و ابوبکر خوارزمی معروف همشیره زاده ٔ اوست ، و در اکثر علوم تألیفات داشته است و مشهورتر از همه کتاب معروف به «تاریخ طبری » میباشد که وقایع خلقت عالم را از زمان آدم تا عصر خود در آن آورده است. دیگر از تألیفات مهم وی تفسیر کبیر است کتاب تاریخ او از کتب موثق و معتبر بشمار میرود، به اختصار بفارسی هم ترجمه شده و ترجمه ٔ ترکی نیز دارد. وی در شعر و ادب نیز شهره ٔ عصر خویش بوده است. (قاموس الاعلام ترکی ). رجوع به ابن جریر، محمدبن جریر، التفهیم بیرونی ص 489 و عقدالفرید ج 1 ص 27 و ج 4 ص 185 و ج 5 ص 27، 142، 147، 153، 159، 160، 168، 230، 231، 234 و ج 8 ص 20، ضحی الاسلام ص 166، حواشی ص 170، 239، 273، 283، 286، 290، 291، 325 و 326، ایران باستان ج 1 ص 101، 105، 478 و ج 2 ص 698، 953، 956، 991، 1164 و ج 3 ص 2529، 2530، 2548، 2549، 2551، 2552، 2557، 2558، 2560، القفطی ص 110، 361، حبیب السیر چ 1 تهران ج 1 ص 12، 18، 19، 20، 22، 47، 49، 62، 72، معجم الادباء ج 6 ص 433، روضات الجنات ص 702، فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 8، معجم المطبوعات ستون 1229، الاعلام زرکلی ج 2 ص 446، ایران در زمان ساسانیان ص 34، 40، 50، 53، 63، 66، 68، 72، 73، 84، 210، 236، 238، 239، 241، 242، 246، 255، 262، 267، 281، 292، 309، 310، 315، 316، 319، 327، 328، 350، 355، 358، 368 و تاریخ ادبیات ایران تألیف ادواردبراون ترجمه ٔ رشیدیاسمی ج 4 ص 292، 293، 297 شود.

طبری. [ طَ ب َ ] (اِخ ) ابوالحسن احمدبن محمد الطبری. از اهل طبرستان و در صناعت طب عالم و فاضل بوده است ، وی در دربار رکن الدوله به شغل پزشکی مشغول بود. او راست : کناشی معروف به «معالجات البقراطیه » و هومن اجل الکتب و انفعها، در این کتاب بیماریها و مداوای هر یک را بطریق استقصا، و کاملترین صورتی ذکر کرده است و مشتمل بر مقالات بسیار است. (عیون الانباء ج 1 ص 321). رجوع به ابوالحسن احمدبن محمدالطبری در همین لغت نامه و قاموس الاعلام ترکی شود.

طبری. [ طَ ب َ ] (اِخ ) (الَ...) ابوالحسن الترنجی الطبری : ابوریحان بیرونی در کتاب «الجماهر» در چند موضع نام این شخص را یاد کرده. وی ظاهراً پزشک بود و او را کناشی نیز هست. بترجمه ٔ احوال او دسترسی نیست. رجوع به الجماهر چ حیدرآباد دکن ص 144، 200، 201، 202، 203، 259 شود.

طبری. [ طَ ب َ ] (اِخ ) ابوالطیب طاهربن عبداﷲ. یکی ازمشاهیر فقهای شافعی است ، و در شعر و ادبیات نیز مهارت تامه داشته ، وی در شهر آمل از طبرستان نزد ابوعلی الزجاجی از اصحاب ابن القاص درس خوانده و در جرجان ونیشابور هم نزد مشاهیر زمان تلمذ کرده ، آنگاه عزیمت بغداد نموده و از خدمت شیخ ابواسحاق اسفراینی استفاده برد، ابواسحاق شیرازی مشهور از طبری تعلم و استماع کرده ، و مختصر مزنی و فروع ابوبکر حداد را شرح کرده و کتب بسیار درباره ٔ اصول ، مذهب ، خلاف و جدل نگاشته ، بقضاء محله ٔ کرخ بغداد منصوب شده و تا هنگام وفات در این مقام پایدار بوده و بسال 450 هَ. ق. در بغداد درگذشت و اشعار بسیار دارد. (قاموس الاعلام ترکی ).

طبری. [ طَ ب َ ] (اِخ ) ابوالعباس احمدبن ابی احمدبن القاص. یکی از مشاهیر فقهای شافعی است و در فقه شاگرد ابن سریج بوده ، او راست : التلخیص ، ادب القاضی ، المواقیت ، المفتاح و غیره. اهم آثار وی صغیرالحجم و کثیرالفائده میباشد. او از واعظان معروف بوده و گویند تا طرسوسه سفر کرده و بسال 335 هَ. ق. درگذشته است. (قاموس الاعلام ترکی ). رجوع به ابن قاص و ابوالعباس احمدبن ابی احمد در همین لغت نامه شود.

طبری. [ طَ ب َ ] (اِخ ) ابوعلی حسن بن قاسم الطبری. از علمای شافعیه است ووی راست : کتاب مختصر مسائل الخلاف فی الکلام و النظر.و صاحب قاموس الاعلام آرد: یکی از مشاهیر فقهای شافعی است علم فقه را از ابوعلی بن ابی هریره اخذ کرده ، در بغداد مشغول تدریس بوده است. اثر موسوم به «المحرر فی النظر» وی نخستین تشبثی است که در علم خلاف بعمل آمده و دو تألیف مسمی به الافصاح ، و العدة در فقه داردو کتابی دائر بر «جدل و اصول فقه » نیز نگاشته است. او بسال 305 هَ. ق. درگذشته است. (قاموس الاعلام ترکی ). رجوع به ابوعلی حسن بن قاسم طبری ، ابوعلی حسین بن قاسم در همین لغت نامه و الاعلام زرکلی ج 2 ص 446 شود.

طبری. [ طَ ب َ ] (اِخ ) ابوالفیاض طبری. از مداحان صاحب بن عباد بوده است. رجوع به صاحب بن عباد تألیف بهمنیارو همین لغت نامه ذیل صاحب بن عباد (مداحان او) شود.

طبری. [ طَ ب َ ] (اِخ ) (الَ...) احمدبن عبداﷲ. مُحب الدین الطبری. مردی فاضل بوده ، وی را تصانیف است ، از آنجمله السمط الثمین فی مناقب امهات المؤمنین. وفات وی بسال 694 هَ. ق. بوده است. (اعلام زرکلی ج 1 ص 47). صاحب معجم المطبوعات از طبقات سُبکی و طبقات اسدی نقل کرده ، گوید: ابوالعباس احمدبن عبداﷲبن محمد ابن ابی بکربن ابراهیم الطبری المکی ، شیخ الحرم و حافظالحجاز. مؤلف دیوان الاسلام گوید: وی را مؤلفاتی است ، از آن جمله الاحکام فی الحدیث و شرح التنبیه و المناسک در شهر قوص نزد شیخ مجدالدین قشیری علم فقه فراگرفت ، مظفر صاحب یمن برای سماع حدیث او راطلب کرد، وی نیز از مکه بسوی مظفر شد و چندی نزد وی اقامت گزید. وفات وی بسال 914 هَ. ق. در مکه بود ودر معلاة بخاک سپرده شد. کتابی خطی از تألیفات محب الدین طبری دیدم ، موسوم به خُلاصةُالسیر فی بیان بعض احوال سیدالبشر کتابی بود بسیار نفیس ، در دیباچه ٔ آن آورده که از دوازده کتاب برگزیده و گرد آورده است. وسبکی و اسدی هیچیک در ترجمه ٔ احوال طبری نامی از این تألیف نبرده اند. دیگر از تالیفات وی ، الریاض النضرة، فی مناقب الاصحاب العشرة است که در دو مجلد در مطبعه ٔ حسینیه به رسیده است. (معجم المطبوعات ج 2 ستون 1232). رجوع به احمدبن عبداﷲ محب الدین الطبری شود.

طبری. [ طَ ب َ ] (اِخ ) الحاسب. یکی از پزشکان عصر خلفای بنی عباس. (عیون الانباء ج 1 ص 120).

طبری. [ طَ ب َ ] (اِخ ) (الَ...) عبدالقادربن محمد الحسینی الطبری المکی الشافعی ، امام ائمةالحجاز. وی در مکه بسال 976 هَ. ق. قدم بعرصه ٔ وجود نهاد و در آن جا نشو و نما یافت و در کنار پدر و مادر خویش پرورده شد، در دوازده سالگی قرآن کریم را از بر داشت ، و چندین متن از قبیل اربعین نووی و اشاراتی را که بر آن نوشته اند، عقایدنسفیه ، و الفیه ٔ ابن مالک ، و ثلث منهج از تألیفات شیخ الاسلام زکریا الانصاری را نیز محفوظ ذهن خویش ساخته بود: و در سال 991 هَ. ق. تمامی محفوظات خود را برمشایخ عصر عرضه داشت و به اخذ اجازه ٔ روایت آن محفوظات نائل گردید. سپس در همان سال به تألیف و تصنیف پرداخت و چندین کتاب تألیف و تصنیف کرد و نیک از عهده برآمد. از آن جمله است مقامه ای به نام درةالاصداف السنیة فی ذروةالاوصاف الخفیه ، عیون المسائل و شرح بردریدیه و غیرذلک. عیون المسائل وی مشتمل بر سی فن ازفنون است. آغاز آن علم قوافی ، و انجام آن علم تقویم است. محمدعمر حسامی بیرونی در مطبعةالسلام این کتاب را در سال 1316 هَ. ق. بطبع رسانیده است. وفات وی بمکه بسال 1033 هَ. ق. بوده است. (معجم المطبوعات ج 2 ستون 1231). رجوع به الاعلام زرکلی ج 2 ص 446 شود.

طبری. [ طَ ب َ ] (اِخ ) علوی از مداحان صاحب بن عباد بوده است. رجوع به صاحب بن عباد تألیف بهمنیار شود.

طبری. [ طَ ب َ ] (اِخ ) (الَ...) علی بن سهل بن ربن الطبری. کنیت وی ابوالحسن است. ابن الندیم بغدادی کاتب نام وی را علی بن ربل ضبط کرده و گفته است : او کاتب مازیاربن قارن بود، به دست معتصم عباسی قبول اسلام کرد و بدین وسیله نزد وی قرب و منزلتی یافت. و پایه ٔفضیلت او معلوم و آشکار گردید. متوکل عباسی او را به همنشینی خود برگزید. در ادب و فرهنگ وی را مقامی ارجمند بود و در صناعت طب استاد ابوبکر محمدبن زکریا الرازی بود. مولد و منشاء او طبرستان است. از سخنان اوست که گوید: نادان همواره در معرض مرگ است. او راست : کتاب فردوس الحکمه ، و این کتاب را بر هفت نوع بخش کرده است ، و همگی هفت بخش آن محتوی بر سی گفتار است ،و کلیه سی گفتار بر سیصد و شصت باب بخش شده است. کتاب ارفاق الحیوة. کتاب تحفةالملوک. کتاب کناش الحضرة.کتاب منافع الاطعمه و الاشربة و العقاقیر. کتاب حفظ الصحة. کتاب فی الرقی. کتاب فی الحجامة. کتاب فی ترتیب الاغذیة. (عیون الانباء ج 1 ص 309). قفطی در کتاب خویش آورده : علی بن ربن الطبری الطبیب ابوالحسن در صناعت پزشکی فاضل است ، در طبرستان نزد فرمانروایان آنجا روزگار بسر میبرد و علم حکمت در همان جا فراگرفت ، و در طبیعیات یگانه گردید؛ بواسطه ٔ اختلافی که در طبرستان پیش آمد بسوی ری شد. محمد زکریای رازی نزد وی به فراگرفتن دانش مشغول گردید و دانش بسیاری از او استفاده کرد، سپس به «سر من رای » رفت ، و در آنجا اقامت گزید، و کناش موسوم به فردوس الحکمه را تألیف کرد و آن کتابی است مختصر جمیل التصنیف و لطیف التألیف ، و بر هفت نوع است مشتمل بر سی گفتار و مجموع کتاب شامل سیصد و شصت بخش است و ربن نام سهل پدر وی بوده ، زیرااو از علمای بزرگ یهود بشمار میرفت. (قفطی چ لیپزیک ص 231). بیهقی در تتمه ٔ صوان الحکمه گوید: ابن ربن طبری از کتاب مرو بوده است ، همتی بلند داشت و به انجیل و پزشکی عالم بود، و ربن بمعنی معلم و استاد بزرگ باشد، وی از دانشمندان بزرگ بشمار میرفت ، و گواه این گفتار کتاب فردوس الحکمه ٔ اوست. و او را تصانیف بسیاراست که بیشتر آنها در پزشکی است ، و از سخنانی که ازاو روایت کرده اند این جملات است : «تندرستی پایان هر آرزوئی است ». «آزمون بسیار سبب افزایش خرد باشد». «تکلف زیان آور است ». «بدترین گفتار آن است که جزئی از آن جزء دیگر را نقض کند». (تتمه ٔ صوان الحکمه ص 9).

معنی طبری به فارسی

طبری
محمد ابن جریر مکنی به ابو جعفر فقیه و دانشمند و مورخ ایرانی ( و. حدود ۲۲۶ -ف. بغداد ۳۱٠ ه.ق .). وی خواهر زاده ابوبکر خوارزمی بود:و در بیشتر علوم تالیف داشته. پس از مرگ شبانه او را در خانه اش دفن کردند زیرا وی کتابی نوشته و در آن اختلافات فقها را ذکر کرده ولی از احمد حنبل نام نبرده بود چه او را محدث نمیدانست . از این رو پیروان احمد حنبل از روی تعصب به آزار وی برخاستند و بالحاد وزندقه اش منسوب کردند و روز مرگ وی هم از دفن او در بیرون خانه جلوگیری کردند.اوراست : کتاب تاریخ الرسل و الملوک معروف به تاریخ طبری تفسیر کبیر مشهور به تفسیر طبری که بعدها بامر منصور ابن نوح بپارسی ترجمه شد.
( صفت ) ۱ - منسوب به طبر ( طبرزد ) . یا بید طبری . طبر خونی سرخ بید .
علوی از مداحان صاحب بن عباد بوده است
محدث و فقیه شافعی
نام یکی از اقسام بید ها که هفده اند و آنرا بیدمشک و بید گربه نیز گویند ٠
موسوم به تاریخ الرسل و الملوک در تاریخ عالم بزبان تازی تالیف محمد بن جریر طبری این کتاب بوسیله ابوعلی بلعمی بفارسی ترجمه شده.
مشهور به ترجمه طبری . ماخذ اصل آن کتاب تاریخ طبری است ولی در حقیقت اقتباسی است از آن نه ترجمه کامل نویسنده ومترجم آن بلعمی وزیر منصور بن نوح است که بفرمان آن پادشاه از ۳۵۲ ه. ق . بترجمه و تخلیص تاریخ طبری آغاز کرد و از منابع دیگر نیز استفاده نمود . ازین کتاب نسخ خطی متعدد در دست است و یک بار هم در هندوستان طبی مغلوط شده و جلد اول آن هم در تهران بچاپ رسیده.
ترجمه فارسی جامع البیان فی تفسیرالقران تالیف محمد بن جریر طبری است که بتفسیر طبری مشهوراست . این کتاب بفرمان منصور بن نوح توسط گروهیاز دانشمندان مانند فقیه ابوبکرابن احمد بن حامدوخلیل بن احمد سجستانی (از بخارا) وابوجعفر بن محمد علی (از بلخ)و فقیه حسن بن علی مندوسی وابوالجهم خالدبن هانی متفقه (از باب الهند ) و جز آنان بفارسی ترجمه شد و در آن جرح وتعدیل و تغییر و تصرف کردند.اهمیت این ترجمه اشتمال آنست بر مقدار بسیارازلغات فارسی که در برابر کلمات قر آنی آورده شده.اجزای این تفسیر در کتابخانه سلطنتی تهران و کتابخانه آستان قدس موجود است و اینک بطبع آن مشغولند.
موسوم به جامع البیان فی تفسیر القر آن تالیف محمد بن جریر طبری است که ترجمه آن بفارسی بنام (( ترجمه تفسیر طبری )) شهرت دارد .
دهی است از دهستان شقاق بخش اسفراین شهرستان بجنورد .
وی شرح السنه تالیف حسین بن مسعود بغوی را اختصار کرده است
ابن قاسم مکنی بابوعلی فقیه شافعی شاگرد و جانشین ابوهریره در بغداد بود
ابن علی بن حسین شافعی مکنی بابوعبدالله فقیه محدث در خراسان فقه آموخت و اوراست العده جز آن
سر سلسله فرقه سرخابیه از فرق زیدیه .
حسن بن حمزه بن علی بن عبدالله بن محمد بن حسن بن حسین علوی مرعشی
محمد بن علی بن محمد بن علی طبری آملی مکنی به ابو جعفر و ملقب به عماد الدین وی از علمای شیعه اواسط قرن ششم هجری و از تلامذه شیخ ابو علی ابن شیخ طوسی بود
علی ابن محمد بن علی کیاهراسی طبرستانی شافعی مکنی به ابوالحسن و ملقب به عماد الدین و مشهور به عماد طبری و عماد کیا
ابن فرحان طبری از ریاضی دانان مشهور ایرانی در قرن سوم هجری وی معاصر مامون خلیفه عباسی بود و او را تالیفاتی متعدد است
طاهر بن عبدالله مکنی به ابوالطیب
[ گویش مازنی ] /mohammad ebne jariri tabari/ طبری از بزرگترین مورخین اسلامی استاو در - - ۴ هـق در آمل زاده شددر پانزده سالگی برای تکمیل علم به بغداد رفت و پس از اتمام تحصیلات عالیه به شام، مصر، عراق، بصره، کوفه رفت و قسمتی از شهرهای هند و ایران را دید ودوباره به بغداد بازگشت و بقیه ی عمر را با تالیف کتب گذراندتالیفات متنوع او نشان از تبحر و احاطه ی علمی او دارداو به سال ۳ ۰، ۳ و به روایتی سال ۳ ۶ هـق در بغداد در گذشتتبری در فقه، تاریخ حدیث و تفسیر مقام ارجمندی داشتکتب تفسیر کبیر قرآن، تهذیب الاخلاق و تاریخ از تالیفات مهم اوستبه خصوص تاریخ الرسل و الملوک او از آثار منحصر به فرد وقایع نگاری و تاریخ صدر اسلام استاین کتاب از ۸۷۹ تا ۹۰ گ - ۰ در ۵ جلد در لندن به چاپ رسیداین نثر در سال ۳۵ - و توسط محمدبن بلعمی وزیر منصور سامانی – خلاصه و به فارسی ترجمه شد
در سیزدهم تیر ماه است ٠

معنی طبری در فرهنگ معین

طبری
(طَ بَ) (ص نسب .) ۱ - اهل طبرستان . ۲ - لهجة مردم طبرستان .

معنی طبری در فرهنگ فارسی عمید

طبری
از مردم طبرستان، طبرستانی، مازندرانی.

طبری در دانشنامه اسلامی

طبری ممکن است اسم برای اشخاص ذیل باشد: • ابن جریر طبری، صاحب کتاب مشهور تاریخ طبری• ابوالحسن طبری، پزشک دانشمند ایرانی قرن ۴ ق• ابوطیب طبری، اَبوطیِِّبِ طبَری، طاهر بن عبدالله بن طاهر، فقیه بنام شافعی• ابوعبدالله طبری، محدث و مفتی ایرانی مکه ، ملقب به امام الحرمین• احمد بن محمد طبری، از علمای نحو بغداد• اسحاق بن یحیی طبری صنعانی، نویسنده و مورخ قرن پنجم
...
طبری ممکن است به یکی از این موارد اشاره داشته باشد:
ابوجعفر، محمّد بن جریر بن رستم طبری آملی مازندرانی از چهره های برجسته فقهای شیعه در قرن پنجم هجری و از معاصرین شیخ طوسی و نجاشی در آمل به دنیا آمد و نزد بسیاری از اساتید شیخ طوسی روایت شنید.
بی تردید وی غیر از محمّد بن جریر طبری صاحب تفسیر و تاریخ مشهور است. همچنین گفته می شود غیر از محمّد بن جریر طبری عالم شیعه و صاحب کتاب «المسترشد» است که شیخ طوسی به وی لقب کبیر داده است؛ زیرا: اولاً راوی کتاب المسترشد، ابومحمّد حسن بن حمزه، (م358) است، در حالی که صاحب کتاب «دلائل الإمامة» معاصر شیخ طوسی (م460) است و مشایخ وی همان مشایخ شیخ طوسی است. ثانیاً صاحب کتاب «دلائل الإمامة» این کتاب را بعد از سال 411 هجری نگاشته است؛ زیرا در این کتاب می گوید: «من این روایت را در کتابی به خط شیخ ابوعبدالله حسین بن غضائری رحمه الله دیدم» و غضائری، متوفای 411 هجری است. همچنین می توان حدس زد که وفات صاحب کتاب دلائل الإمامة بعد از این تاریخ بوده است. ثالثاً صاحب دلائل الإمامة با یک واسطه از شیخ صدوق روایت نقل می کند و شیخ صدوق هم با یک واسطه کتاب المسترشد را نقل می کند پس فاصله میان صاحب دلائل و صاحب المسترشد سه واسطه است. رابعاً صاحب دلائل، معاصر نجاشی است. در حالی که نجاشی کتاب المسترشد را با دو واسطه روایت می کند.
با اینهمه سید توبلی در مدینة المعاجز و علامه مجلسی در بحار الأنوار و علامه سید هاشم بحرانی در مقدمه مدینة المعاجز این دو را یک نفر دانسته اند.
آقا بزرگ تهرانی می فرماید: «ابوجعفر، محمد بن جریر بن رستم طبری آملی مازندرانی، معاصر شیخ طوسی است. نامی از وی در کتب رجالی نیامده؛ اما او غیر از محمد بن جریر طبری کبیر از دیگر علمای شیعه و صاحب کتاب «المسترشد» است و متاخر از او می باشد».
بنا به آنچه گفته شدمولف دلائل الامامه طبری مشهور نیست اما این هم روشن نیست که او چه کسی است و به نظر می رسد کتاب به چنین شخصی نسبت داده شده است.
راویان مؤلف این کتاب عبارتند از: محمد بن هارون تلعکبری، قاضی ابواسحاق، ابراهیم بن احمد بن محمد طبری، ابوالمفضل شیبانی، حسن بن احمد علوی، حسین بن ابراهیم، معروف به ابن خیاط قمی، ابوعبدالله، حسین بن غضائری، ابومحمد حسن بن احمد محمدی.
آسیه، (محدث، متوفی سال 872 هـ.ق) دختر جارالله صالح شیبانی طبری زنی صاحب کمالات و محدث بود. محمد بن محمد سخاوی و جمع دیگری به او اجازه دادند و علامه سیوطی از او اخذ حدیث کرده و به محمد بن عبدالرحمن ابن شمس الدین سخاوی اجازه داده است. وی در رجب سال 796 در مکه متولد و در سال 872 در همان شهر فوت کرد.
معاونت پژوهش مرکز حوزه های علمیه خواهران, بانوان عالمه و آثار آن ها
نام وی محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب است. بنابر مشهور در اواخر سال ۲۲۴ ه. در آمل مازندران (طبرستان) به دنیا آمد و در آخر روز شنبه ۲۶ شوال سال ۳۱۰ ه. در بغداد از دنیا رفت و او را در روز یکشنبه در خانه اش به خاک سپردند.
وی یکی از افراد پر استعداد و دارای نبوغ افراد بشری است که نمونه کمی در بین انسان ها دارند. سر تا پا عشق به علم و دانش بوده و تمام عمر خود را در راه تحصیل آن صرف کرده و حتی به خاطر باز نماندن از تحصیل علم و دانش، همسر اختیار نکرده است.خود می گوید: من قرآن را در هفت سالگی حفظ کردم و در سن هشت سالگی امام جماعت شدم و در سن نه سالگی شروع به نوشتن اخبار کردم.وی درباره شدت عشق و علاقه خود نسبت به علم و دانش می نویسد: من در نزد احمد بن حماد دولابی تاریخ می خواندم و هر روز برای این منظور از شهر ری بنزد احمد که در یکی از روستاهای اطراف ری ساکن بود می رفتم، و بلافاصله از نزد او به ری می آمدم و مانند دیوانگان سر از پا نشناخته، بدرس حدیث محمد بن حمید رازی حاضر می شدم.در حالات او نقل شده که روزی به شاگردانش گفت: آیا حاضرید تفسیری را که نوشته ام بررسی کرده و تحقیق کنید؟ پرسیدند که چه میزان است؟ گفت: سی هزار ورق گفتند: مطالعه و بررسی این مقدار تفسیر عمر زیادی می طلبد. وی به خاطر آنان تفسیر را در سه هزار ورق خلاصه کرد.وی به خاطر تحصیل علم و دانش اسلامی، چندین بار سفرهای طولانی انجام داد. در علاقه و اهتمام او به علم و دانش همین بس که یک ساعت به آخر عمرش مانده در حال بیماری روایتی که از امام جعفر بن محمد «علیهما السلام» رسیده بود، شنید و چون آن روایت را تا آن زمان نشنیده بود، فوری قلم و دوات خواست و آن را نوشت. وی علاوه بر علوم اسلامی مانند فقه و اصول و تفسیر، در علوم ادبی و فلسفی و حتی در علم طب و ریاضی و هیئت و تاریخ نیز استاد بود.بدلیل گستردگی ابعاد شخصیتی و فراوانی مباحث تفسیری طبری، کتابشناسی آن را در حد ارائه عنوان ها و فهرست بندی مطالب، ارائه خواهیم داد. باشد که مورد استفاده پژوهشگران و علاقمندان مباحث تفسیری، قرار گیرد.
اِبْن ِ قاص ، ابوالعباس احمد بن ابی احمد طبری (د ۳۳۵ق / ۹۴۶م )، فقیه شافعی ، قاضی و واعظ اهل طبرستان است.
شهرت وی با اختلاف ذکر شده است : بیشتر مآخذ، «ابن القاص »
ابن خلکان ، وفیات ، ج۱، ص۶۸.
(۱) ابن تغری بردی ، النجوم .(۲) ابن خلکان ، وفیات .(۳) ابوبکر ابن قاضی شهبه ، طبقات الشافعیة، حیدرآباد دکن ، ۱۳۹۸ق /۱۹۷۸م .(۴) ابراهیم ابواسحاق شیرازی ، ، طبقات الفقهاء، به کوشش خلیل المیس ، بیروت ، دارالقلم .(۵) حاجی خلیفه ، کشف .(۶) محمد ذهبی ، سیراعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و دیگران ، بیروت ، ۱۴۰۴ق /۱۹۸۴م .(۷) عبدالوهاب سبکی ، طبقات الشافعیة الکبری ، به کوشش محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره ، ۱۳۸۳ق /۱۹۶۴م .(۸) عبدالکریم سمعانی ، الانساب ، حیدرآباد دکن ، ۱۳۹۹ق /۱۹۷۹م .(۹) سید، فؤاد، فهرس المخطوطات المصورة، قاهره ، ۱۹۵۴م .(۱۰) محمد عبادی ، طبقات الفقهاء الشافعیة، به کوشش گوستاویتستام ، لیدن ، ۱۹۶۴م .(۱۱) یوسف مزی ، ، تحفة الاشراف ، بمبئی ، ۱۳۸۴ق /۱۹۶۵م .(۱۲) یحیی بن شرف نووی ، تهذیب الا´سماء و اللغات ، قاهره ، ادارة الطباعة المنیریة.
«ابوالحسن طبری، احمد بن محمد»، پزشک دانشمند ایرانی قرن ۴ ق، در ترنجه طبرستان زاده شد و ازاین رو، با نسبت ترنجی نیز از او یاد می شود.
از دوران آموزش ابوالحسن چیزی نمی دانیم و از استادان او تنها ابن سیار شناخته شده است. ابوالحسن خود در « المعالجات »، از ابن سیار ، گاه با همین عنوان و گاه با عناوین ابوماهر و ابوعمران نام می برد و از شیوه هایی که وی در درمان بیماری ها به کار می برده و خود شاهد برخی از آنها بوده، حکایت می کند. مهارت او بی گمان مورد تایید استادش نیز بوده است. ابوالحسن خود از اینکه یک بار نیز در درمان بیماری قلبی وی به او یاری رسانده است، گفتگو می کند. وی احتمالا در حدود سال ۳۷۵ ق/ ۹۸۵ م، درگذشته است.
شهرت ابوالحسن طبری
ابوالحسن طبری به زودی به عنوان یک پزشک متبحر شهرت یافت. در سال های جوانی به همراه استادش در دستگاه ابوعبدالله بریدی از امرای عباسی که دو بار نیز به وزارت رسید، به خدمت مشغول شد. همچنین با فرزند عبدالله؛ یعنی ابوالقاسم بریدی که او نیز از بزرگان دستگاه خلافت بشمار می رفت، در ارتباط بود. زمانی نیز ابوعبدالله بریدی وی را برای درمان نوعی بیماری سوداوی معزالدوله دیلمی، نزد وی به اهواز فرستاد.وی پس از درگذشت ابوعبدالله بریدی، به دستگاه رکن الدوله دیلمی پیوست و غالبا به درمان نزدیکان او نیز می پرداخت. ابوالحسن بیش از همه چیز از طریق تصنیف کتاب « المعالجات البقراطیة » شهرت یافت. این کتاب یک درس نامه پزشکی نفیس و دست کم برای دوران مؤلف آن، بی همتاست. چنان که در بسیاری از صفحات این اثر دیده می شود، ابوالحسن به رغم خدمت در دستگاه امیران و گرفتاری های ناشی از آن، فرصت سفر نیز بسیار یافته، از شهرهای بسیار دیدن کرده و از آزموده های گروه های گوناگون مردم استفاده جسته است. وی نیز در طبرستان ، ری ، اهواز ، آبادان ، بصره ، بغداد ، موصل و شام بسربرده، از کحالان و نیز از ملاحان بصره شیوه درمان برخی بیماری های چشم را، از اهل موصل خواص آب چشمه های گوگردی را در درمان بیماری های پوستی، از مردم ناحیه ای میان اصفهان و اهواز درمان مارگزیدگی را، از مردمان خوزستان درمان گزش راسو را که به سخن وی در این ناحیه بیش از هر منطقه دیگر یافت می شود و از اهالی سیستان شیوه درمان گزش موش کور را آموخته است.
آثار
۱. المعالجات البقراطیه ؛۲. رسالة فی ذکر القارورة ؛۳. علاج الاطفال ؛۴. مقالة فی طب العین ؛۵. کتاب العین فی المعالجات ؛۶. القرابادین .از دو کتاب اخیر اثری برجای نمانده است.
ابو جعفر، محمد بن جریر بن رستم طبری آملی مازندرانی از چهره های برجسته فقهای شیعه در قرن پنجم هجری و از معاصرین شیخ طوسی و نجاشی است.
او در آمل به دنیا آمد و نزد بسیاری از اساتید شیخ طوسی روایت شنید.
مقایسه بین جریر و طبری بزرگ
بی تردید وی غیر از محمد بن جریر طبری صاحب تفسیر و تاریخ مشهور است. همچنین گفته می شود غیر از محمد بن جریر طبری عالم شیعه و صاحب کتاب «المسترشد» است که شیخ طوسی به وی لقب کبیر داده است؛ زیرا: اولا راوی کتاب المسترشد، ابومحمد حسن بن حمزه، (م ۳۵۸) است، در حالی که صاحب کتاب «دلائل الامامة» معاصر شیخ طوسی (م ۴۶۰) است و مشایخ وی همان مشایخ شیخ طوسی است. ثانیا صاحب کتاب «دلائل الامامة» این کتاب را بعد از سال ۴۱۱ هجری نگاشته است؛ زیرا در این کتاب می گوید: «من این روایت را در کتابی به خط شیخ ابوعبدالله حسین بن غضائری رحمه الله دیدم» و غضائری، متوفای ۴۱۱ هجری است. همچنین می توان حدس زد که وفات صاحب کتاب دلائل الامامة بعد از این تاریخ بوده است. ثالثا صاحب دلائل الامامة با یک واسطه از شیخ صدوق روایت نقل می کند و شیخ صدوق هم با یک واسطه کتاب المسترشد را نقل می کند پس فاصله میان صاحب دلائل و صاحب المسترشد سه واسطه است. رابعا صاحب دلائل، معاصر نجاشی است. در حالی که نجاشی کتاب المسترشد را با دو واسطه روایت می کند. با این همه سید توبلی در مدینة المعاجز و علامه مجلسی در بحار الانوار و علامه سید هاشم بحرانی در مقدمه مدینة المعاجز این دو را یک نفر دانسته اند.آقا بزرگ تهرانی می فرماید: «ابو جعفر، محمد بن جریر بن رستم طبری آملی مازندرانی، معاصر شیخ طوسی است. نامی از وی در کتب رجالی نیامده؛ اما او غیر از محمد بن جریر طبری کبیر از دیگر علمای شیعه و صاحب کتاب «المسترشد» است و متاخر از او می باشد». بنا به آنچه گفته شد مولف دلائل الامامه طبری مشهور نیست اما این هم روشن نیست که او چه کسی است و به نظر می رسد کتاب به چنین شخصی نسبت داده شده است.
اساتید
راویان مؤلف این کتاب عبارتند از: محمد بن هارون تلعکبری، قاضی ابواسحاق، ابراهیم بن احمد بن محمد طبری، ابوالمفضل شیبانی، حسن بن احمد علوی، حسین بن ابراهیم، معروف به ابن خیاط قمی، ابوعبدالله، حسین بن غضائری، ابو محمد حسن بن احمد محمدی.
شاگردان
...



طبری در دانشنامه ویکی پدیا

طبری
طبری یک نام خانوادگی ست. افراد شاخص با این نام از این قرارند:
محمد بن جریر طبری تاریخ نگار و اولین مفسر قرآن و دین شناس ایرانی.
ابن فرخان طبری ستاره شناس و معمار ایرانی و مترجم از زبان پارسی میانه.
احسان طبری نویسنده، شاعر، نظریه پرداز، ایدئولوگ و عضو کمیته مرکزی حزب توده ایران.
محمد بن جریر بن رستم طبری عالم و متکلم برجسته امامی اواخر سده سوم قمری.
حسین بن ابراهیم طبری مترجم و عالم.
عماد الدین ابو جعفر طبری از علما و محدثین قرن ششم هجری.
محمد بن ایوب طبری ریاضی دان و اخترشناس ایرانی از نیمهٔ دوم قرن پنجم هجری.
ابوالحسن طبری پزشکی دانشور و طبیب ایرانی.
ابن ربن طبری پزشک و مکتشف بزرگ ایرانی سده ۳ قمری و استاد محمد زکریای رازی.
اِبْنِ رَبَّان طَبری، با عنوان کامل ابوالحسن علی ابن سهل ربان طبری، در ایران ربن طبری (به انگلیسی: Ali ibn Sahl Rabban al-Tabari) حکیم، پزشک، فیلسوف و روانشناس شهیر ایرانی سده ۳ قمری (۹ میلادی) در طبرستان مازندران کنونی، کاشف مسری بودن سل ریوی و استاد زکریای رازی بوده است.
فردوس الحکمة، دائرةالمعارفی است طبی و یکی از قدیمی ترین و اولین و معتبرترین آثار جامع طب اسلامی و از نخستین کتابهای پزشکی است. ابن ربن در تألیفات این کتاب از نظرات در آثار بقراط، جالینوس، ارسطو، ابن ماسویه، حنین بن اسحاق و رساله های هندی و دیگر آثار گذشتگان بهره برده است. فردوس الحکمه نخستین بار متن عربی آن به وسیله محمد زبیر صدیقی به سال ۱۹۲۸ م در برلین به چاپ رسید و در سال ۱۹۷۱ م در بیروت دوباره چاپ شد. هم چنین عبدالکریم سامی جندی با پژوهش دوباره آن به سال ۲۰۰۲ م/۱۴۲۳ ق با همیاری دارالکتب العلمیه در بیروت به چاپ رسانید. کوتاه شده ای از آن را رونتال به زبان آلمانی برگرداند. نیز دست نوشته های آن در کتابخانه های دانشگاه تهران، رامپور، ایاصوفیه، برلین، و بریتانیا و جز آنها دیده شده است. این کتاب در ۷ نوع تدوین یافته است. هر نوع، مشتمل بر چند مقاله است و هر مقاله، خود دارای چند باب است. در مجموع، این اثر، شامل ۳۰ مقاله و ۳۶۰ باب است. برهان الدین کرمانی و ابن بیطار از جمله تأثیر یافته گان این اثر ربن طبری هستند.
از تاریخ تولد و درگذشت وی اطلاعات درستی در دسترس نیست ولی زادگاه او در آمل بوده و مهم ترین اطلاعاتی که دربارهٔ زندگی او در دست است، اطلاعاتی است که خود در کتاب هایش آورده است. وی فرزند سهل بن بشر از منجم یهودی ایرانی در طبرستان بوده است. به سبب همزمانی او با متوکل عباسی می توان گفت که وی تا اواخر نیمه اول قرن ۳ (قمری) زنده بوده است. عده ای با توجه به اینکه «ربن» و «راب» از القاب روحانیون یهود است، او را یهودی انگاشته اند. برخی نیز او را در ابتدا زرتشتی دانسته اند. در حالی که خود در کتاب «الدین و الدولة» آورده است که ابتدا مسیحی بوده و سپس با تعمق در اندیشه های اسلامی و معانی قرآنی به اسلام گرویده است و البته در جایی تأیید نشده. جمال الدین قفطی دربارهٔ وی می گوید: علی بن ربن الطبری که کنیه اش ابوالحسن بود، در صناعت طب فاضل و در طبرستان در خدمت ولات آن سامان می زیست. در علوم حکمتی و طبیعی متبحر و چون در طبرستان فتنه روی داد به ری آمد و محمد بن زکریای رازی در آنجا بخدمتش رسید و از وی بهره گرفت.
ابن ربن پزشکی را نزد پدرش آموخت، سپس با استفاده از آثار یونانیان و دانشمندان دیگر آن را تکمیل کرد او استاد زکریای رازی است. جوانی اش را در طبرستان گذراند. سپس در ۲۲۴ (قمری) به عراق رفت و در سامرا اقامت گزید و مورد احترام معتصم قرار گرفت. او در زمان متوکل و با راهنمایی و در منادمت او اسلام را پذیرفت.
ابن ربن از نظر علمی چنان مقامی داشت که او را همطراز رازی و مجوسی و ابن سینا نام برده و یکی از ۴ دانشمند و پزشک بزرگ مسلمان دانسته اند. او مسری بودن سل ریوی کشف کرد.
ابو حَفص عُمَر بن فَرخان طَبَری (به انگلیسی: Abû Hafs 'Umar ibn Farkhân Tabarî) در آمل چشم به جهان گشود (درگذشتهٔ ۲۰۰ ه. /۸۱۵م) ستاره شناس و معمار ایرانی و مترجم از زبان پارسی میانه بود. ابو حفص عمربن فرخان ساروی دانشمند ستاره شناس و معمار سده دوم هجری قمری است. سال تولد وی به درستی معلوم نیست اما وفات وی را در حدود سال ۲۰۰هـ. ق نوشته اند. گفته اند که پدرش فرخان از بزرگان تبرستان و هم نشین اسهبدان بوده است. دربارهٔ حضور او در دربار خلفای عباسی گفته های گوناگونی وجود دارد. عده ای حضور او را در طراحی شهر بغداد در عصر منصور و جانشینانش می دانند و برخی نیز نوشته اند که وی از دوره مهدی عباسی به بغداد آمد و در علم نجوم و معماری به فعالیت پرداخت. ذبیح الله صفا نوشته است که ابن فرخان در دورهٔ صدارت یحیی بن خالد برمکی و به دستور مهدی خلیفه عباسی به بغداد دعوت شد تا در ترجمهٔ آثار و متون پهلوی و همچنین در امور معماری و شهرسازی بغداد خدمت کند. جایگاه و ارزش و علم ابن فرخان در بسیاری از آثار دانشمندان اسلامی از جمله ابوریحان بیرونی ستوده شده است. ابوریحان در کتاب قانون مسعودی خلاصه ای از عملیات ستاره شناسی ابن فرخان را آورده است. فخررازی نیز دربارهٔ محل قرارگیری و رصدستارگان نقل هایی از ابن فرخان دارد. ده ها کتاب منتسب به ابن فرخان در فهرست نسخ خطی کتابخانه های جهان از جمله آستان قدس وجود دارد اما مشهورترین آثار ابن فرخان: «تفسیرکتاب الاربعه (کوادری پارتیوم) بطلمیوس»، «المحاسن»، «اتفاق الفلاسفه و اختلافهم فی خطوط الکواکب»، «الموالید»، «رساله فی احکام النجوم»، «المعانی» و «جوامع الاسرار فی علم النجوم».
بیرونی، ابوریحان. (۱۴۲۲ق). قانون المسعودی. مصحح عبدالکریم سامی. جلدسوم. بیروت: دارالکتب الاالعلمیه.
ساروی، مهدی. (۱۳۹۴). عمربن فرخان طبری. مجموعه شناخت نامه مازندران. تهران: انتشارات رسانش نوین.
صفا، ذبیح الله. (۱۳۳۹). «دورنمایی از سیر علوم و حکمت در ایران». دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران. س۸. ش۲. ص۱۳–۲۴.
فخر رازی، محمدبن عمر. (بی تا). المطالب العالیه. محقق احمدحجازی. ج۸. بیروت:دارالکتاب العربی.
کحاله، عمررضا. (۱۹۵۷م). معجم المؤلفین. ج۷. بیروت:دارصادر.
ابوالحسن طبری ترنجه پزشکی دانشور و از شاگردان محمد زکریای رازی بوده است.
سارتن، جرج. مقدمه بر تاریخ علم. ترجمهٔ غلامحسین صدری افشار. انتشارات علمی و فرهنگی.
وی در ری می زیسته است.اهل شهر ترنجه در طبرستان،مازندران کنونی بوده است. ابتدا پزشک مخصوص ابوعبدالله بریدی حاکم اهواز بود و بعد از مرگ وی در حدود ۹۷۰ میلادی پزشک دربار رکن الدین دیلمی شد. کتاب پزشکی او که به المعالجات البقراطیه معروف است، از بهترین و سودمندترین کتاب های پزشکی خوانده شده است. آیا به فارسی بوده یا به عربی؟ فعلاً تنها به صورت نسخهٴ عربی موجود است. او پیرو نظریه مشهور بقراط و جالینوس و رازی که «طبیب باید فلسفه بداند، طبیب فاضل باید فیلسوف هم باشد» بوده است. .
ابوالقاسم، اسماعیل طبری (۱۰۸۵–۱۱۴۵م) (نسب: اسماعیل بن احمد بن فضل بن محمد، بصری طبری) محدث ایرانی طبرستانی بود. ابوسعد سمعانی او را از برزگ زادگان و «پیشوای پیشتاز برجسته» نامیده است، از خانواده ای که در علم حدیث در طبرستان سرآمد بوده اند. از پدربزرگش ابوالقاسم فضل سماع حدیث داشته و از شیوخ سمعانی بوده است.
احسان طبری (زادهٔ ۱۹ بهمن ۱۲۹۵ در ساری - درگذشتهٔ ۹ اردیبهشت ۱۳۶۸ در تهران) نویسنده، شاعر، نظریه پرداز برجستهٔ مارکسیسم-لنینیسم، ایدئولوژیست ارشد، و عضو کمیتهٔ مرکزی و هیئت سیاسی حزب توده ایران در سال های انقلاب ایران بود. وی از نخستین سال های دهه سی خورشیدی تا سال ۱۳۶۲ که به زندان های جمهوری اسلامی ایران افتاد، «معروف ترین و برجسته ترین چهرهٔ نظری حزب توده ایران» شناخته می شد. وی در دوران سلطنت محمدرضا پهلوی در دادگاهی نظامی به صورت غیابی محکوم به دو بار اعدام شده بود. پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ همراه با دیگر رهبران حزب توده به ایران بازگشت و به ادامهٔ فعالیت های سیاسی در رهبری حزب توده ایران پرداخت. با شروع سرکوب حزب توده ایران در بهار ۱۳۶۲ و در یورش دوم، او نیز دستگیر و زندانی شد. پس از مدتی مانند بسیاری از دیگر رهبران حزب توده ایران در مصاحبه های تلویزیونی که دستگاه های اطلاعاتی جمهوری اسلامی ترتیب داده بودند، شرکت کرد و از کارها و عقاید گذشته خود ابراز ندامت و خود و تمام باورهای زندگی اش را نفی کرد.
شناخت و سنجش مارکسیسم
فروپاشی نظام سنتی و زایش سرمایه داری
خانواده برومند
روشنفکر مأیوس
زایش و تکامل تئوری انقلابی
راندهٔ ستم
دهه نخستین
حماسه گئومات
شکنجه و امید
در دوزخ
رؤیای چینی
برخی بررسی ها دربارهٔ جهان بینی ها و بینش های اجتماعی در ایران
دربارهٔ اسلوب هیوریستیک (دانش کشف) و برخی مسائل تئوری احتمالات
از دیدار خویشتن
دربارهٔ سیبرنتیک یا دانش گردانش
دربارهٔ «منطق عمل»
شغالشاه (قصه برای کودکان و نوجوانان)
احسان طبری، در شش سالگی به مکتب سید عبدالمجید رفت و قرآن و خواندن و نوشتن آموخت. در هفت سالگی به مدرسه احمدیه رفت و پس از پایان دوره ابتدایی به علت تبعید پدرش به تهران به اتفاق مادرش به آن شهر عزیمت کرد و دوره دبیرستان را هم به انجام رسانید، آنگاه به دانشکده حقوق راه یافت و فارغ التحصیل شد. در خلال تحصیل در دانشکده حقوق به فراگرفتن علوم ادبی و عربی پرداخت و در مدرسه سپهسالار نزد استادان کسب دانش کرد و با فلسفه و علوم عقلی نیز آشنایی یافت.
در سنین جوانی به سبب آشنایی با تقی ارانی به مارکسیسم گروید. وی یکی از ۵۳ نفر بود که در سال ۱۳۱۶ در دوران رضاشاه به خاطر ارتباط با دکتر تقی ارانی دستگیر و زندانی گردید. پس از شهریور ۱۳۲۰ مانند دیگر زندانیان سیاسی دوره رضاشاه آزاد شد و در تأسیس حزب توده ایران شرکت داشت. در سال ۱۳۲۵ در نخستین کنگره نویسندگان ایران در تهران شرکت کرد. در پس ترور نافرجام شاه در سال ۱۳۲۷ و اعلام غیرقانونی بودن حزب توده، در سال ۱۳۲۸ به اعدام محکوم شد، ناگزیر از ایران خارج شد و به شوروی گریخت و در آکادمی مسکو به تحصیل پرداخت و فارغ التحصیل گردید و به مقام استادی رسید. در این مدت وی در رادیو مسکو کار می کرد و سرانجام پس از نه سال فعالیت در این کشور به آلمان شرقی رفت و در شهر لایپزیک اقامت گزید. در برلین دوره آکادمی علوم اجتماعی را گذراندن و به دریافت مقام علمی «دکتر هابیل» در فلسفه دست یافت و سال ها در دانشگاه های آلمان به تدریس اشتغال داشت. وی با زبان های عربی و پهلوی و روسی و آلمانی و انگلیسی و فرانسوی و ترکی آذری و ترکی استانبولی آشنایی داشت و تخصصش در زمینه تاریخ فلسفه و ادبیات بود.
مقالات زیادی از او در نشریه مردم ارگان حزب توده ایران منتشر شد. در سال ۱۳۲۵ در نخستین کنگره نویسندگان ایران شرکت کرد. در سال ۱۳۲۵ خورشیدی و در اوج سیاست های فرقه دمکرات آذربایجان و دخالت های ارتش سرخ که در آن زمان در ایران مستقر بود، دولت وقت اتحاد جماهیر شوروی، کافتارادزه را برای جلب نظر دولت ایران در زمینه «انعقاد قرارداد امتیاز نفت شمال ایران» به آن کشور فرستاد. حزب توده ایران تظاهراتی را در پشتیبانی از سیاست اتحاد شوروی برگزار کرد. در چنین اوضاع و احوالی بود که احسان طبری با نوشتن مقاله ای، این موضوع را مطرح کرد که: «اگر دولت ایران برای شرکت نفت ایران و انگلیس در جنوب ایران امتیازی قائل است، به یقین درست خواهد بود که برای همسایه شمالی -شوروی- هم در شمال کشور چنین امتیازی را در نظر بگیرد و این کار، حفظ موازنه منفی است». این سیاست هم سازی و هم راهی با سیاست شوروی که نفی منافع و مصالح ملی ایران را هدف قرار داده بود، عده ای از کادرهای برجسته حزب توده از جمله اپریم اسحاق و خلیل ملکی را به عصیان واداشت و در نتیجه انشعاب اول حزب شکل گرفت. دفتر مرکزی حزب پس از استعفای اپریم اسحاق، در بیانیه ای او را «جاسوس انگلیس» معرفی کرد و احسان طبری، خلیل ملکی را «خائن و جاسوسی خواند که سرانجام به زباله دان تاریخ افتاد».
باربد جریر طبری (قرن۶طبرستان)، معروف به باربد جریر شاعر، ادیب نام دار مازنی و طبری زبان سده ۶ قمری است.
تاریخ الرسل و الملوک یا تاریخ الامم و الملوک معروف به تاریخ طبری کتابی است به زبان عربی که توسط محمد بن جریر طبری تاریخ نگار و پژوهش گرِ ایرانی مسلمان در اواخر سده سوم پس از هجرت به رشته تحریر درآمده است و یکی از بزرگترین و معتبرترین منابع دوره اسلامی است. طبری نویسندهٔ مشهورترین، مهم ترین و ارزشمندترین مجموعه های مفصل تاریخ عمومی اسلام و جهان به شمار می آید. این کتاب، تاریخ را از زمان خلقت شروع کرده و سپس به نقل داستان پیامبران و پادشاهان قدیمی می پردازد. در بخش بعدی کتاب طبری به نقل تاریخ پادشاهان ساسانی می پردازد، و از آنجا به نقل زندگی پیامبر اسلام، محمد می پردازد. در این کتاب وقایع پس از شروع تاریخ اسلامی (مقارن با هجرت به مدینه) به ترتیب سال تنظیم شده و تا سال ۲۹۳ هجری شمسی را در بر می گیرد.
تاریخ پیش از اسلام: بخش پیش از اسلام مشهورترین، مهم ترین قسمت آن است و نویسنده این بخش از کتاب را پس از پایان تفسیر طبری (تفسیر قرآنش) تألیف نمود.
پس از اسلام: در تاریخ پس از اسلام این کتاب، نویسنده وقایع را به صورت وقایع نگاری نقل می کند. این بخش (پس از اسلام) خود مشتمل بر سه بخش جداگانه دیگر است.
تاریخ طبری شامل دو بخش کلی است:
نکته در خور توجه این است که طبری از چه سالی شروع به نوشتن کتاب های خود کرده است ؟! برخی می گویند که او در سال ۲۱۰ ه‍.ق شروع به تحریر کتاب خود کرده است و برخی روایت ها حاکی از آن است که طبری بخش تاریخ عباسیان را در کتاب جداگانه ای به نام القطعین تألیف کرده است و این خود نشان دهنده این است که طبری تاریخ خود را فقط تا پایان دوره عباسیان نوشته است.
تاریخ طبری دارای ۱۶ جلد و مرجع عمده تاریخ ایران تا اول سده چهارم هجری است، همچنین این کتاب مأخذ عمده بسیاری از کسانی واقع شده است که بعد از طبری به تألیف تاریخ اسلام اهتمام ورزیده اند. همچنین تاریخ طبری در ۵ جلد چاپ شده که این را جزئیات می نامند
تفسیر طبری یا جامع البیان عن تاویل القرآن، تفسیری از قرآن نوشتهٔ محمد بن جریر طبری، محدث، فقیه، مفسر و مورخ سده سوم قمری است.
طبری در نوجوانی، علوم مختلفی را از علمای عراق و شام و مصر آموخت و بعد در بغداد ساکن شد و تا زمان وفاتش نیز آن جا بود. طبری درعلوم بسیاری تبحر پیدا کرد و حافظ و عارف به قرآن و معانی و احکام شد. اطلاعات او راجع به صحابه و تابعان و زمان های بعد از آن، زیاد و در مسائل راجع به ایام و اخبار مردم، آگاهی کامل داشت. از همین رو، کتابی بنام «تاریخ طبری» را نگاشت. سپس کتاب تفسیر قرآن «جامع البیان عن تاویل القرآن» رانگاشت که به تفسیر طبری شهرت پیدا کرد. طبری سنی مذهب بود ولی برخی او را شیعه می دانند (یکی از دلایل انتساب به هردو فرقه «میانه روی وانصاف» وی دربیان تاریخی موارداست). وی در سال ۳۱۰ هجری شمسی در سن ۸۶ سالگی در بغداد از دنیا رفت.
تفسیر طبری، یکی از قدیمی ترین و جامع ترین تفسیرهای عربی روایی قرآن در قرن سوم هجری در بین مسلمانان است. این تفسیر اگر چه عنوانش در خود کتاب ذکر نشده ولی طبری در کتاب دیگرش (تاریخ طبری) آن را «جامع البیان عن تاویل آی القرآن» نامیده است. البته این تفسیر صرفاً تفسیر روایی نیست، زیرا در آن به مباحث و مسائل کلامی توجه شده و نظرهای مؤلف در نقل احادیثی دال بر موضع کلامی اش، بیان شده است.
این تفسیر مورد توجه علمای بعد از طبری قرار گرفت. ابن ندیم، آن را کتابی خواند که بهتر از آن نوشته نشده است. ابوحامد احمد اسفراینی فقیه: اگر کسی برای دستیابی به این کتاب، تا چین سفر کند، کار چندان بزرگی نکرده است. ابن یتمیه حنبلی مذهب: تفسیر طبری را باید از صحیح ترین تفاسیر بدانیم. این تفسیر تأثیر زیادی بر مفسران بعد از خود نیز گذاشت و غالب مفسران در تفسیر آیات، به نظر او اشاره کرده اند، از جمله: علی بن احمد واحدی (متوفی ۴۶۸)، عالمان اندلسی، شیخ طوسی، محمدبن احمد قرطبی (متوفی ۶۷۱)، ابوبکر محمدبن عبدالله ابن عربی مالکی (متوفی ۵۴۳). هرچند که باید بگوییم که شیخ طوسی در مقدمه تفسیرش، به افراط طبری در تفصیل مطالب اشاره کرده و آن را نقص کار او می داند ولی مکرراً در تفسیر خود، از آراء طبری بهره برده است.
چشمه طبری یک روستا در ایران است که در بخش جلگه شوقان واقع شده است. چشمه طبری ۱۱۱ نفر جمعیت دارد.
ابوجعفر محمّد بن ایّوب، ریاضیدان و ستاره شناس فارسی نویس نیمهٔ دوم سدهٔ ۵ق، اهل شهر آمل طبرستان. القابی مانند "شمس الدین"، "مازندرانی" و "مهندس" نیز به او داده اند.
بیهقی، ابوالحسن، تتمهٔ صوان الحکمة، ترجمهٔ ناصرالدین بن عمدة الملک منتجب الدین منشی یزدی، تهران، ۱۳۱۸ش
مفتاح المعاملات، به کوشش محمّد امین ریاحی، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۹ش
منزوی، احمد، فهرستوارهٔ کتاب های فارسی، تهران، ۱۳۷۸ش
رضازادهٔ ملک، رحیم، مقدّمه بر زیج مفرد
از زندگانی او اطلّاع چندانی در دست نیست. در مورد فعّالیّت علمی او تاریخ هایی از قرن چهارم تا هفتم ذکر کرده اند. برای مثال، زوتر سال کتابت مفتاح المعاملات، یعنی ۶۳۲ق را به عنوان تاریخ تألیف آن ذکر کرده است . این تاریخ به بعضی فهرست های دیگر نیز، سرایت کرده است. امّا قدیمی ترین یادنامه ای که از حاسب طبری نام برده، تتمّهٔ صوان الحکمة، تألیف ابوالحسن بیهقی(د ۵۶۵ق) است.آثارشمارنامه، شامل یک دوره حساب نظری قدیم است که یک مقدمّهٔ کوتاه و سه فصل دارد.مفتاح المعاملات، کتابی است در حساب و هندسهٔ عملی برای عامّهٔ مردم که در کارهای دینی و دنیایی خود نیاز داشته اند.زیج مفرد، از این کتاب فقط یک نسخهٔ خطّی، شناخته شده است و اکنون در کتابخانهٔ دانشگاه کمبریج به شمارهٔ or.۰.۱۰ محفوظ است.
معرفة الاصطرلاب مشهور به شش فصل. ظاهراً کهن ترین کتاب فارسی در زمینهٔ اسطرلاب است.کتاب العمل و الالقاب فی معرفة علم الاصطرلاب، این کتاب تحریر دیگری از شش فصل است.تحفة الغرائب، کتابی است از مؤلّفی گمنام که نخستین بار، جلال متینی با ارایهٔ مستنداتی نشان داد مولّف آن حاسب طبری است.رسالهٔ استخراج اندر شناختن عمْر و هیلاجرساله در ضمیر و خبی، موضوع این رساله در شیوهٔ کشف آنچه به خاطر کسی می گذرد، یا آنچه که کسی در مشت یا جیب یا کیسه، پنهان کرده باشد، است.رساله در قواعدی چند در معرفت هر حرکت و قوسی و دایره یی و خطّی و نقطه یی که منجّمی در آن اعمال کند، نسخه ای از آن در سنپترزبورگ موجود است.رساله در مقدّمات اختیارات بر سیّارگان سبعهالمونس فی نزهة اهل المجلس، رساله ایست در چهار مقاله، که نسخه ای از آن در رامپور موجود است.



چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

طبری در دانشنامه آزاد پارسی

طَبَری
(یا: مازندرانی) از زبان های شمال غربی زبان های ایرانی، رایج در محدودۀ جغرافیایی گسترده ای از شمال به دریای خزر، از جنوب تا شهمیرزاد، سنگسر، فیروزکوه، دماوند، لواسانات و طالقان، از شرق تا گرگان و از غرب تا رامسر. گویش طبری به تاتی، تالشی، گیلکی و سمنانی نزدیک است. درگذشته ادبیات پررونقی داشته و سرایندگان و نویسندگانی به طبری نوشته اند که ازجملۀ این نوشته ها می توان از مرزبان نامه، نیکی نامه و دیوان امیر پازُواری و سروده های زرگر آملی نام برد که ترجمۀ فارسی دو کتاب اول در دست است. در قرن اخیر، نیما یوشیج اشعاری به طبری سرود. زبان طبری را می توان به سه دسته تقسیم کرد: ۱. دستۀ غربی، شامل گویش های رامسری، تنکابنی، چالوسی، نوشهری و کلاردشتی. ۲. دستۀ مرکزی، متشکل از نوری، کجوری، آملی، فریدونکناری، محمودآبادی، بابلی، ساروی، بهشهری، نکایی، سوادکوهی، قائم شهری و لاریجانی؛ ۳. دستۀ شرقی، شامل علی آبادی، رامیانی، کردکویی، زیارتی و گرگانی.

ارتباط محتوایی با طبری

طبری را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• محمد بن جریر طبری   • تاریخ طبری حمله اعراب به ایران   • كتاب تاريخ طبري   • تاريخ طبري امام حسين   • تاریخ طبری بدون سانسور pdf   • تاریخ طبری چیست   • تاریخ طبری عاشورا   • تاريخ طبري فارسي   • معنی طبری   • مفهوم طبری   • تعریف طبری   • معرفی طبری   • طبری یعنی چی   • طبری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی طبری
کلمه : طبری
اشتباه تایپی : xfvd
آوا : tabari
نقش : اسم فامیل
عکس طبری : در گوگل


آیا معنی طبری مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )