انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1045 100 1

طبیعت

/tabi'at/

مترادف طبیعت: آفرینش، اصل، حالت، خاصه، خلق، خلقت، خمیره، خوی، ذات، سرشت، طبع، عادت، غریزه، فطرت، مزاج، منش، نهاد، جهان، عالم، دنیا، روزگار، دهر

برابر پارسی: سرشت، نهاد، خوی، خیم، زیستگاه، کیاناد، نیاد

معنی طبیعت در لغت نامه دهخدا

طبیعت.[ طَ ع َ ] (ع اِ) طبیعة. سرشت که مردم بر آن آفریده شده. (منتهی الارب ) (آنندراج ). نهاد. آب و گِل. خوی.گوهر. (بحر الجواهر). سلیقه. فطرت. خلقت. طبع. ذات.طینت. جبلت. ضمیرة. غریزة. سجیة. جدیرة. خلیقة. اخذ. خلق. قریحه. عریکة. شیمة. شریة. تقن. توز. توس. سوس. بکلة. خشیبة. طِراز: لیس هذا من طرازک ؛ نیست این از طبیعت تو. (منتهی الارب ). قلیب. کیان :
چو کنعان را طبیعت بی هنر بود
پیمبرزادگی قدرش نیفزود.
سعدی.
|| عنصر. طبایع اربعه : چهار عنصر خاک و آب و باد و آتش. || طبیعت پنجم نزد قدماء. طبیعت استحالت ناپذیر، و آن جوهر افلاک است ، مقابل چهار طبیعت دیگر که خاک و آب و باد و آتش باشد. || مزاج : مزاج البدن ؛ آنچه اندام بدان سرشته شده از طبایع. (منتهی الارب ). ج ، طبائع، طبایع :
چو کم خوردن طبیعت شد کسی را
چو سختی پیشش آید سهل گیرد.
سعدی.
کنون بسختی و آسانیش بباید ساخت
که در طبیعت زنبور نوش باشد و نیش.
سعدی.
هر که با بدان نشیند، اگر نیز طبیعت ایشان در او اثر نکند، بطریقت ایشان متهم گردد. سعدی (گلستان ).
تا بخواهد طبیعتت میخور
چون نخواهد دگر نشاید خورد.
ابن یمین.
- امثال :
طبیعت دزد است ؛ یعنی اوضاع و اطوار همنشینان زود فراگیرد، کسی را که صحبت زود در او اثر کند، گویند: طبیعت دزدی دارد :
تا آنکه تو صاحب طبیعت شده ای
این حرف مثل شد که طبیعت دزداست.
سعید اشرف (از آنندراج ).
کژدم از خبث طبیعت بزند سنگ به نیش.
سعدی.
|| و در عرف علمای رسوم (تعریفات ) طبیعت یکی از قوای نفس کلی است ودر اجسام طبیعی سفلی ساریست و اجرام فاعل صور آن است که بر طبیعت سفلی منطبع میشوند. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). عبارت از قوه ٔ ساریه در اجسام است که بدان جسم به کمال طبیعی خود می رسد. (از تعریفات جرجانی ). || (اصطلاح فلسفه ) قوه ٔ مدبره همه چیزهاست در عالم طبیعی که عبارت است از زیر فلک قمر تا مرکز زمین. (مفاتیح العلوم ص 58). مبداء حرکت قوا که در او شعور باشد. طبیعت در اصطلاح علما بر معانی گوناگون اطلاق میشود از آنجمله مبداء اول حرکت چیزی است که بدان حرکت و سکون پدید می آید و سکون ذاتی است نه عرضی.و مراد به مبداء تنها مبداء فاعلی است و منظور از حرکت انواع چهارگانه آن است ، از قبیل : اینیت و وضعیت و کمیت و کیفیت و مقصود از سکون چیزیست که مقابل همه ٔ انواع حرکات یاد کرده باشد، و حرکت بتنهائی ممکن نیست در آن واحد مبداء حرکت و سکون با هم باشد، بلکه باید به هر دو شرط متصف باشد و مراد از اینکه بدان حرکت و سکون پدید می آید، جسم است و بدان مبادی قسری وصناعی خارج میشود چه آنها مبادی حرکت و سکون با هم نیستند. و مقصود از «اول » پس از «مبداء اول » نفوس ارضی است چه در این نفوس مبادی حرکت و سکونند، مانند نمو کردن منتها این مبادی بوسیله ٔ استخدام طبایع و کیفیات و واسطه ٔ میل میان طبیعت و جسم هنگام تحرک است و آنها را از مبداء اول بودن خارج نمیکند، زیرا مبداء اول بمنزله ٔ آلت آنهاست و مقصود از ذاتی یکی از این دو معنی است نخست به قیاس نسبت به متحرک ، یعنی به ذات خود تحرک دارد نه به سبب اینکه به حرکت قسری منجر گردد و دوم به قیاس نسبت به متحرک بدین معنی که جسم بذاته حرکت کند نه به سببی خارجی. و مراد از «نه عرضی » یکی از این دو معنی است : نخست به قیاس نسبت به متحرک که حرکت صادرشونده از آن به عرض صادر نشود، مانند حرکت کشتی. و دوم به قیاس نسبت به متحرک از این لحاظ که تحرک شی ٔ آن چیزیست که بعرض متحرک نباشد، مانند بت مسین ، چه تحرک آن از حیث این است که آن بت است بالعرض نه بالذات. و معنی طبیعت از این نظر قریب معنی طبع است که شامل همه ٔ اجسام حتی فلک میشود و این گفتار محقق طوسی در شرح اشارات است. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). رجوع به همان کتاب ذیل طبع و طبیعت شود. || (اصطلاح تصوف ) طبیعت ، حقیقتی الهی است که فعاله ٔ همه ٔ صور باشد. و این حقیقت تفعیل صور اسمائی از حیث باطن آنها در ماده ٔ عمائی است ، زیرا آفرینش و وجود یکیست و حقیقت آن جامع همه ٔ صور حقانی وجوبی و صور خلقی عالم هستی است ، خواه روحانی باشد یا مثالی یا جسمانی بسیط یا مرکب. و صور در مرحله ٔ حقیقی کشفی علوی و سفلی است و علوی یا حقیقی است که همان صور اسماء ربوبیت است و حقایق وجوبی و ماده ٔ این صور و هیولای عماء و حقیقت فعاله برای آن یکی از مجموعه ٔ ذات الوهیت است. یا اضافی است که همان حقایق ارواح عقلی مهیمنیه و نفسیه است و ماده ٔ این صور روحانی نور است. و اما صور سفلی عبارت از حقایق امکانی است و آن هم به علوی و سفلی منقسم میشود. و از جمله ٔ علوی آن همان صور روحانی است که در پیش یاد کردیم و صور عالم مثال مطلق و مقید نیزاز آنجمله است و اما سفلی عبارت است از صور عالم اجسام غیرعنصری ، مانند عرش و کرسی. و ماده ٔ آن جسم کل است همچنین صور عناصر و عالم عنصری از صور سفلی است و صور هوائی و ناری و صور مرکب از آنها از جمله ٔ عالم عنصری است و ماده ٔ این صور هوا و نار و هر چیزیست که از اختلاط آنها با دو عنصر ثقیل دیگر پدید آید. و نیز از جمله ٔ عالم سفلی صور سفلی حقیقی است که در پرورش دو عنصر سنگین یعنی زمین و آب حاصل میشوند و آنها سه صورتند: معدنی ، نباتی و حیوانی. و هر یک از این عوالم بر صور جزئی دیگر مشتمل باشند که لایتناهی است و جز خدای کس شماره ٔ آنها را نداند. و حقیقت فعاله ٔالهی به باطن خود نسبت به صور آسمانی فاعل است و بظاهر طبیعت کلی است که مظهر آن صور کلیه ٔ عوالم است. (از کشاف اصطلاحات الفنون ) :
ببینی آن قامت چون سرو خرامان در خواب
که کند خرمن گل دست طبیعت بر سیم.
ابوحنیفه ٔ اسکافی.
چوبد کردی مشو ایمن ز آفات
که واجب شد طبیعت را مکافات.
ناصرخسرو.
طبیعت ندانم که باشد چه چیز
اگر توبدانی بگوئی رواست.
ناصرخسرو.
|| (اصطلاح پزشکی ) قوه ای که تدبیر بدن آدمی کندبی اراده و شعوری. || گاه اطلاق شود بر روانی و ناروانی شکم. (بحر الجواهر). || صاحب بحر الجواهر بنقل از علامه آرد: طبیعت در عرف طب برچهار معنی اطلاق شود: 1 - مزاج خاص. 2 - هیئت ترکیبی. 3 - قوه ٔ مدبره. 4 - حرکت نفس. و پزشکان جمیع احوال بدن را به طبیعت مدبره ٔ بدن و فلاسفه به نفس نسبت میدهند و این طبیعت را قوه ٔ جسمانی مینامند. (از کشاف اصطلاحات الفنون ) : چند که این علامتها پدیدار آید، طبیعت را به تدبیرهائی پزاننده یاری باید داد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). || نفس چنانکه اطبا گویند طبیعت با مرض در بحران مقاومت میکند و مرادنفس ناطقه است. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). || صاحبان علم ادویه وقتی بالطبیعة گویند، مقابل بالخاصیة است ، چنانکه مثلاً دوای مبردی برای محروری اَثَر او بالطبیعه است ، ولی اگر حاری برای حروری نافع باشد، آن بالخاصیة است.

طبیعة. [ طَ ع َ ] (ع اِ) رجوع به طبیعت شود.

معنی طبیعت به فارسی

طبیعت
سرشت، نهاد، سجیه، سرشتی که مردم بر آن آفریده شده، مزاج، فطرت، طبایع جمع
( اسم ) ۱ - سرشتی که مردم بر آن آفریده شده نهاد فطرت . ۲ - خلق خوی . ۳ - هر یک از چهار عنصر آخشیج . ۴ - وضع اختصاصی و مزاجی یک فرد مزاج جمع : طبائع ( طبایع ) . ۵ - قوه مدبره همه اشیائ در عالم طبیعی که عبارتست از زیر فلک قمر تا زمین . ۶ - قوه ایست ساری در اجسام که افاده تخلیق و تکامل منظومه شمسی">تشکیل می کند . ۷ - حقیقتی الهی که فعاله همه صور است یا طبیعت اولی . عقول اول . یا طبیعت پنجم . طبیعت استحالت ناپذیر و آن جوهر افلاک است مقابل چهر طبیعت دیگر که عناصر اربعه باشد . یا طبیعت خامسه . طبیعت پنجم . یا طبیعت ساریه . قوای نفس کلیه ما فوق که ساری در اجسام مادون و محاط است . یا طبیعت کلی . حافظ اقسام جسم کلی که مساوی بامثال افلاطونی است . یا طبیعت مطلق . کلی را هر گاه من حیث هو و بدون لحاظ اطلاق ماخوذ شود مطلق الطبیعیه نامند و به این اعتبار به تحقق فردی از افراد محقق می شود و بانتفائ فردی نیز منتفی شود . این نوع کلی موضوع نیز ضفیه مهمله است و هر گاه به آن لحاظ اطلاق شود نه با آن نحو که اطلاق قید آن باشد بلکه بدان نحو که اطلاق عنوان لحاظ آن باشد این نوع کلی را طبیعت مطلقه نامند و به تحقیق یک فرد محقق می شود و لیکن بانتفائ یک فرد منتفی نمی شود و این نوع کلی موضوع قضیه کلیه است . ۸ - بر چهار معنی اطلاق شود : الف - مزاج خاص ب - هیئت ترکیبی ج - قوه مدبره د - حرکت نفس . ۹ - آن چه عینیت داشته باشد و در خارج از ذهن متحقق باشد نقاشان و مجسمه سازان پیرو مکتب های کلاسیک ر آلیسم امپرسیونیسم و به خصوص ناتورالیسم هر یک طبیعت را به نحوی مجسم می سازند مدل کار مجسمه سازان و نقاشان مزبور . یا طبیعت بی جان . موضوعی که جان نداشته باشد طبیعت مرده . یا طبیعت جاندار . موضوعی که زنده ودر حال حیات باشد از انسان و حیوان و درخت . یا طبیعت مرده . طبیعت بی جان .
[still-life/ still life, nature morte (fr.)] [هنرهای تجسمی] 1. مجموعه ای از اشیای بی حرکت مانند ظرف و لباس و گل 2. اثر هنری خلق شده از مجموعۀ اشیای بی حرکت
[naturopath] [پزشکی] فردی که در طبیعت درمانی تخصص و در آن حوزه فعالیت دارد
[naturopathy, naturopathic medicine] [پزشکی] نوعی روش درمان مبتنی بر استفاده از غذاهای طبیعی و نور و هوای پاک و ورزش و پرهیز از مصرف دارو
( صفت ) نقاشی که از روی طبیعت کار کند
نقاشی از روی طبیعت .
( صفت ) ۱ - آن که طبیعت را شناسد . ۲ - طبیب حاذق .
[ecotourism] [گردشگری و جهانگردی] نوعی جهانگردی به منظور بازدید از جاذبه های طبیعی که به حفظ محیط زیست نیز کمک می کند
[restoration ecotourism] [گردشگری و جهانگردی] نوعی طبیعت گردی متمرکز بر بازپروری محیط زیست و بازسازی صدمات واردشده بر آن که امکان مشارکت داوطلبان را نیز فراهم می کند
[hard ecotourism, active ecotourism, deep ecotourism, eco-specialist ecotourism] [گردشگری و جهانگردی] نوعی طبیعت گردی با گرایش به سفرهای تخصصی و طولانی در طبیعت بکر و نیمه بکر با حداقل خدمات در گروه های کوچک
[soft ecotourism, passive ecotourism, shallow ecotourism, popular ecotourism, eco-generalist ecotourism] [گردشگری و جهانگردی] نوعی طبیعت گردی با گرایش به سفرهای چندمنظوره و کوتاه به مناطقی با خدمات مناسب
( مصدر ) خندیدن طفل شیر خواره ( مستعمل در هند ) .
بی صبر و بی تحمل و تند خوی
[nature conservation] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] مدیریت فعال منابع و محیط زیست طبیعی کرۀ زمین برای اطمینان یافتن از محفوظ ماندن کیفیت و استفادۀ معقول آن
فوق طبیعت خارق العاده اموریکه در طبیعت جریانش بر خلاف این امر است .
احمق نادان
سختگیر : رجل مجعار : مرد بسیار خشک طبیعت .
ضد خوی و رسم و قانون یا مخالف ذات
دلشاد و خوش طبع
حیله باز و فریبنده

معنی طبیعت در فرهنگ معین

طبیعت
(طَ عَ) [ ع . طبیعة ] (اِ.) ۱ - سرشت ، خوی . ۲ - آن بخش از جهان که ساخته دست آدمی نیست .

معنی طبیعت در فرهنگ فارسی عمید

طبیعت
۱. قسمتی از جهان که ساختۀ دست بشر نیست، مانند گیاهان، جانوران، جنگل، دریا، کوه، و بیابان.
۲. جهان هستی.
٣. قضاوقدر، روزگار.
٤. فطرت، سرشت، نهاد: طبیعت انسان میل به کمال است.
٥. [قدیمی] هریک از عناصر چهارگانه (آب، باد، خاک، و آتش).
٦. [قدیمی] غریزه.
۱. آن که طبیعت را بشناسد.
۲. [قدیمی] طبیب، پزشک: امید عافیت آنگه بُوَد موافق عقل / که نبض را به طبیعت شناس بنمایی (سعدی: ۱۸۵).

طبیعت در دانشنامه اسلامی

طبیعت
قرآن کریم همواره از طبیعت و شناخت آن سخن می گوید و ابعاد گوناگون طبیعت در قرآن آمده است از جمله: آسمان، زمین، خورشید، ماه، ستارگان، از ابرهای باران زا و ابرهای غیر باران زا، ریزش فراوان آب از آسمان، رویش گیاهان، زیبایی های نور، جلوه های گوناگون رنگ و وزش باد.
راستی چه وقتی دیدن طبیعت مفهوم دیگری پیدا می کند و زیبایی وجذابی دیگر را فراهم می سازد؟ در صورتی که بدانیم در سراپرده طبیعت، دستی تدبیر می کند و برای این نعمت ها درجهت آسایش و رفاه انسان در کار است. قرآن کریم در آیات بسیاری از تسخیر طبیعت برای انسان توسط خدا خبر می دهد مانند سوره ابراهیم، سوره نحل، سوره حج و سوره لقمان. همچنین از رام کردن تمام آسمانها و زمین برای انسان خبر می دهد. مسئله مهم در شناخت طبیعت اما مهم این است که بدانیم طبیعت چه اهمیتی دارد و چه زیبایی هایی می آفریند و چگونه می توان از آن به گونه ای نیکو استفاده کرد و مهم تر این که بدانیم همه این نعمت ها نشانه خدا و با تدبیر خدا هستند و هدفی برای آفرینش آن ها وجود دارد و ما انسانها ناسپاسی نعمت نکنیم و به ستم از آن استفاده ننماییم. به همین دلیل، در برخی آیات قرآن آمده است که سفر کنید و در زمین بگردید و بنگرید چگونه خداوند آفرینش را آغاز کرده؛ سپس باز او جهان دیگری را پدید می آورد. خداست که بر هرچیز تواناست. تأثیر طبیعت در سلامت انسان و در روایات رسیده است که «سافروا تصحوا» سفر کنید تا سالم باشید، زیرا گشت و گذار در طبیعت، دیدن منظره های زیبا و آشنایی با آداب و رسوم ملت ها، گذشته ا زآنکه خداشناسی ما را تقویت می کند و به شگفتیهای آفرینش خدا آشنا می سازد و فایده های بی شمار مادی و معنوی برای ما ارمغان می آورد، آدمی را از افسردگی می رهاند و به سلامتی جسم و روان ما کمک می کند. اکنون برای این که ابعاد گوناگون طبیعت در قرآن را نشان داده باشیم به آیات چند که در وصف طبیعت آمده، اشاره می کنیم: طبیعت در قرآن ← اهمیت طبیعت در قرآن کریم بیش از ۷۵۰ آیه اشاره به ظواهر طبیعت می کند ابعاد گوناگون جلوه ها و زیبایی های آن را یادآور می شود. در اغلب این آیات، ما را توصیه به مطالعه کتاب طبیعت و پند آموزی آن می کند. بی گمان، هدف این آیات، طرح علوم طبیعی و بیان قوانین آن نیست، هر چند به نکاتی اشاره دارد که پس از قرن ها اهمیت و حساسیت آن شناخته شده و خبر از این حقیقت می دهد که گوینده آن در اتصال به مبدأ الهی و آفریننده جهان است. آفریننده ای که از همه چیز خبر دارد و با آگاهی آن ها را پدید آورده و برای ما رام کرده است. قرآن کتاب هدایت است و منظور از ذکر این شگفتی ها تدبر در موجودات طبیعی و توجه به نشانه های آن در اصل خلقت است. ← پیدایش حیات در زمین یکی از مسایلی که همواره فکر بشررا به خود مشغول کرده، مساله حیات و چگونگی پیدایش آن در زمین است. در سیر طبیعت ما به زندگی موجودات گوناگون برخورد می کنیم و چگونگی حیات آن ها برای ما شگفت انگیز است. قرآن کریم در چگونگی حیات آن ها برای ما اشاره می کند. مثلاً می گوید: هرچیز زنده ای را از آب پدید آوردیم و یا به مناسبت آفرینش جهان می گوید: اوست که آسمانها و زمین را در شش دوره آفریده و قدرت استیلای او بر آب بود. ← تنوع در طبیعت شگفتی طبیعت به تنوع وچگونگی موجودات است؛ موجوداتی که از آب آفریده شده اند، عده ای بر روی شکم راه می روند و پاره ای از آن ها بر روی دو پا و برخی از آن ها بر روی چهارپا. خدا هر چه بخواهد می آفریند. ← اهمیت آب در طبیعت اهمیت آب در طبیعت در قرآن جایگاه مهمی قرار دارد. در تعبیرات گوناگون به شکل توصیف دریاها، رودخانه ها، نهرها و ریزباران ها مطرح می شود، اما آنچه در مرحله نخست جای دارد و آن را مقدس می کند این است که از آب پدید آمده و عرش خدا بر آب مستقر شده و در مرحله بعدی حیات انسان و سعادت و لذت زندگی هر جانداری در مجموع آفرینش، به آب وابسته است. قرآن در جایی، این شگفتی و زیبایی و اهمیت را چنین بیان می کند: و اوست که از آسمان، آبی فرود آورد، پس به وسیله آن از هرگونه گیاه برآوریم. و از آن گیاه جوانه سبزی خارج ساختیم که از آن دانه های متراکمی برمی آوریم و از شکوفه درخت خرما خوشه هایی است نزدیک به هم. و نیز از آب باران باغ هایی از انگور و زیتون و انار همانند و غیرهمانند بیرون آوردیم. به میوه آن چون ثمر دهد و به طرز رسیدنش بنگرید، بی گمان در اینها برای مردمی که ایمان می آورند نشانه هاست. ← زندگی دوباره طبیعت یکی دیگر از نمایش های خدا درجهان که قرآن از آن یاد می کند، حیات دوباره طبیعت است، طبیعتی که در فصل زمستان می میرد و سبزی وشادابی خود را از دست می دهد، اما در فصل بهار دوباره زنده شده وجان دیگر می گیرد. قرآن این رحمت الهی را با ریزش باران توصیف می کند یا در جای دیگر می گوید: خداوند بادها را می فرستد که ابرها را برانگیزند، آنگاه آن را به سوی سرزمین مرده می رانیم تا زمین را پس از مرگش دوباره زنده کنیم. توصیف طبیعت و حیات دوباره آن یکی ا زنمونه های دیگر شگفتی های طبیعت در قرآن است، اما جالب است بدانیم هدف این توصیف مشهود، نشان دادن طبیعی حیات انسان پس از مرگ است، به عبارت دیگر برای آن است که چگونه پس از آن که تمام جسم او پوسید و متلاشی شد، دوباره زنده می شود، همان گونه که طبیعت زمین پس از پژمردگی و خزان و مرگ، دوباره حیات پیدا می کند. ← طبقات آسمان نمایشگاه دیگری از طبیعت ساکت، آرام و بی زبان که در قرآن از آن سخن گفته می شود، نمایشگاه آسمان، ماه و ستارگان و کهکشان ها هستند. برای انسان فرصت هایی به دست می آید که با تأمل به آسمان نگاه کند و از نگاه خود لذت ببرد. این فرصت در شب در بیابان ها که نور شهرها کمتر وجود دارد و تلألؤ می کند و تابلویی طبیعی و منظم از جهان آفرینش را به نمایش می گذارد، بهتر فراهم می شود. قرآن با تعبیرات گوناگون این زیبایی ها را توصیف می کند و مهم تر آن که ما را به زاویه های پنهان شگفتی جهان آفرینش رهنمون می سازد: خدایی که هفت آسمان را طبقه طبقه آفرید. در آفرینش آن بخشایشگر، هیچ گونه اختلاف و تفاوت نمی بینی. باز بنگر آیا خلل و نقصانی می بینی. در آیه ای دیگر به جزئیات دیگری از آسمان و شگفتی هایش اشاره می کند. مگر ندیده اید که چگونه خدا هفت آسمان را تو درتو آفریده است و ماه را در میان آن ها روشنایی بخش گردانیده و خورشید را چون چراغی قرار داده است. ← ویژگی های زمین قرآن بیشترین نکات را درباره زمین به عنوان بستر زندگی انسان مطرح کرده است. بیش از ۴۵۰ آیه درباره زمین سخن می گوید، اما مهم ترین نکاتی که به بحث ما مربوط می شود، درباره امتیازات و امکانات زمین است. اینکه خداوند زمین را قابل روییدن آفریده تا بتوان از آن محصولی استخراج کرد، بر اثر بارش باران و فرورفتن آن در زمین که تبدیل به چشمه های جوشان می شود، زمین را کشیده و پهن آفریده است، زمین را گهواره قرار داده و راه ها را در زمین ترسیم کرده است ، زمینه رستنیهای گوناگون را فراهم ساخته و این که ظاهر زمین خشکیده دیده می شود ـ اما چون آب بر آن فرود برود به جنبش درمی آید و نمو می کند و آمادگی هر نوع رستنی در آن فراهم است و ده ها تعبیر دیگری که در توصیف زمین آمده و بیانگر ویژگی های زمین نسبت به سایر کرات می باشد، اینها نمونه هایی از توصیف طبیعت و زمین در قرآن به شمار می روند. ← رنگها از جمله موارد توصیف طبیعت در قرآن، توصیف رنگ هاست. تنوعی که حس کنجکاوی انسان ها را بر می انگیزد و به انسان گوشزد می کند که درباره علت پیدایش رنگها تأمل کند و از سوی دیگر نسبت به برخی از رنگ ها می گوید: این رنگ، برای بینندگان و تماشاگران ایجاد سرور می کند. ←← اهمیت رنگ های شادی بخش رنگ ها در طبیعت به دو بخش تقسیم می شوند: رنگ هایی که حزن آورند و رنگ هایی که شادی آفرین هستند. قرآن به رنگ های شادی بخش، اهمیت ویژه ای می دهد که شگفتی همگان را برمی انگیزد و انگیزه ای برای جلب توجه به وجود می آورد مانند رنگ زرد، رنگ سبز و سفید. مثلاً در اوصاف بهشتیان از رنگ سبز یاد می کند که بهشتیان بر پشتی های سبزرنگ تکیه زده اند یا از رنگ سفید در توصیف نوشیدنی های اهل بهشت یاد می کند: بیضاء لذة للشاربین. ←← تنوع رنگ در طبیعت خداوند از تنوع رنگ های میوه ها به عنوان یک نعمت یاد می کند: آیا ندانستی که خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد. ما بدان آب میوه هایی با رنگ های گوناگون خارج ساختیم و نیز از کوه ها راه ها و رگه های سفید، سرخ و به رنگ های مختلف و گاه به رنگ کاملاً سیاه پدیدار نمودیم. واقعاً این پرسش مطرح است که اگر تمام این میوه ها با طعم ومزه های مختلف به یک رنگ بودند، جاذبه ای برای خوردن وجود نداشت و از آن لذتی ایجاد نمی شد. خداوند این تنوع رنگ ها را در طبیعت یکی از نعمت های الهی می داند. این شیوه از توصیف در طبیعت نسبت به ابرها، بادها، کوه ها، دشت و بیابان ها و سبزی ها نیز صادق است.. ← ارزش برخی مکانها در طبیعت یکی از محورهای طبیعت، مکان هاست. همان طور که برخی از مکانها دارای زیبایی و جاذبه است، برخی مکانها در فرهنگ قرآن ارزشمند و مقدس و معنویت آفرین است مانند مسجدالاقصی، مسجدالحرام، کوه طور و محراب زکریا. ← منزلت برخی زمان ها در طبیعت همین طور از بعد معنوی برخی زمان ها در طبیعت ارج و منزلتی خاص دارند و روح افزا هستند. این زمانها، مانند مکان های لذت بخش، شادابی معنوی به ارمغان می آورند و خداوند، رحمت و عنایت مخصوص در آن اوقات به انسان ها دارد و به عنوان نمونه در قرآن از وقت سحر، صبحگاهان به عنوان زمانی بس ارجمند یاد می کند و می فرماید: در آن هنگام به عبادت و راز و نیاز مشغول باشید. کسی که در این زمان با خدا ارتباط پیدا کند از فرصت های دیگر بهتر و ارجمندتر است. زیرا امید است که پرودگار چنین شخصی را که در این ساعت بیدارمی شود به عبادت و راز و نیاز با خدا مشغول می شود به مقامی ستوده برساند. صبح و نسیم صبحگاهی یکی از بهترین اوقات طبیعت است که برای ورزش و استشمام هوای آزاد استفاده می شود، اما قرآن این زمان را هم برای لذت معنوی و هم برای لذت مادی از بهترین فرصت ها معرف می کند. خوشا به حال آن انسان هایی که به جای خواب در این زمان بیدارند و لذت بهره گیری از صبح را به غفلت خواب جایگزین نمی کنند. اهداف ذکر طبیعت در قرآن ← جهت و سراپرده طبیعت مهم ترین نکته، جهت گیری ذکر طبیعت در قرآن است. انسان ها بویژه مخاطبان قرآن، کم و بیش طبیعت را می شناختند، اما آنچه لازم بود که آن ها بدانند، جهت و سراپرده طبیعت است. مثلاً قرآن بارها به این جهت از طبیعت یاد می کند تا اثبات مانع کند و از پیچیدگی ها وشگفتی های طبیعت به عنوان مظاهر خلق خدا یاد کند. به عنوان نمونه: سوره انعام آیه۱ و سوره احقاف آیه ۱-۳. ← یادآوری نظم البته گاهی در ابعاد دقیق تر زیبایی های طبیعت بازگفته می شود، مانند دلالت بر توحید یا تنزیه خداوند از داشتن فرزند یا داشتن نظم و پیوند. ← توجه دادن به عظمت خدا یا ذکر آن ها توجه دادن به عظمت، قدرت، تدبیر و رحمت و حکمت گستره علم الهی است.. ← تشویق به بهره برداری از طبیعت جالب تر از همه اینها که نشان دهنده تعادل و واقع گرایی قرآن می باشد، تشویق به بهره برداری از طبیعت و استفاده از لذات حسی است. به نظر من این شیوه بیان از ویژگی در قرآن است که به شکل معتدلی ما را در استفاده از طبیعت تشویق می کند. به همین دلیل در جایی قرآن در خطاب به پیامبر می گوید: بگو زیورهایی را که خدا برای بندگانش پدید آورده و نیز روزی های پاکیزه را چه کسی حرام گردانیده ؟ بگو این نعمتها در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آورده اند. ← جلوگیری از عجب و خودخواهی نکته دیگر ذکر شگفتی های طبیعت در قرآن به این جهت است که از غرور و عجب و خودخواهی باز دارد و نور ایمان در دل ها ایجاد شود. یا از رفتار گذشته ها عبرت بگیرد. ← تربیت نفس و جلوگیری از غفلت گاهی قرآن با ذکر نمونه ای از طبیعت در جهت تربیت نفس و جلوگیری از غفلت او سخن می گوید: مثلاً در آن جا که از طوفان دریا و تلاطم کشتی ها سخن می گوید و این حالت طبیعت را بیان می کند از آن جهت که انسان درحالت گشایش و وفور نعمت خدا را فراموش می کند و به هنگام سختی و فشار به یاد پروردگار می افتد؛ خدا این حالت را در ضمن حادثه ای طبیعی ذکر می کند: او کسی است که شما را در خشکی و دریا می گرداند، تا وقتی که در کشتی و در حالت آرامش هستید که با بادی خوش در حرکت است، افرادی در این حالت شاد هستند. (و از یاد خدا غافل )، اما بناگاه بادی سخت بر آن ها وزد و موج از هر طرف بر ایشان تازد یقین کنند که در محاصره افتاده اند، در آن حال خدا را پاکدلانه می خوانند که اگر ما را از این ورطه برهانی، قطعاً از سپاسگزارانیم. ← مباحث دیگر این ها نمونه هایی از اهداف ذکر طبیعت است، البته اهداف بسیاری در ذکر طبیعت می باشد که به همین نمونه ها بسنده شد، چنانکه مباحث دیگری در ذکر طبیعت مطرح است، مانند اسلوب قرآن در توصیف طبیعت، مقایسه میان شیوه قران و شیوه کتاب های مقدس، اعجاز علمی قرآن در بیان مسائل طبیعی و موضوعات دیگری که هریک بحث مستقلی را می طلبد.
واژه طبیعت ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • طبیعت (عالم طبیعی)، به معنای جهان و عالم طبیعی و مادی• طبیعت (منطق)، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق به معنای ذات و ماهیت هر چیزی
...
قرآن کریم همواره از طبیعت و شناخت آن سخن می گوید و ابعاد گوناگون طبیعت در قرآن آمده است از جمله: آسمان، زمین، خورشید، ماه، ستارگان، از ابرهای باران زا و ابرهای غیر باران زا، ریزش فراوان آب از آسمان، رویش گیاهان، زیبایی های نور، جلوه های گوناگون رنگ و وزش باد.
راستی چه وقتی دیدن طبیعت مفهوم دیگری پیدا می کند و زیبایی وجذابی دیگر را فراهم می سازد؟ در صورتی که بدانیم در سراپرده طبیعت، دستی تدبیر می کند و برای این نعمت ها درجهت آسایش و رفاه انسان در کار است. قرآن کریم در آیات بسیاری از تسخیر طبیعت برای انسان توسط خدا خبر می دهد مانند سوره ابراهیم، سوره نحل، سوره حج و سوره لقمان. همچنین از رام کردن تمام آسمانها و زمین برای انسان خبر می دهد.

مسئله مهم در شناخت طبیعت
اما مهم این است که بدانیم طبیعت چه اهمیتی دارد و چه زیبایی هایی می آفریند و چگونه می توان از آن به گونه ای نیکو استفاده کرد و مهم تر این که بدانیم همه این نعمت ها نشانه خدا و با تدبیر خدا هستند و هدفی برای آفرینش آن ها وجود دارد و ما انسانها ناسپاسی نعمت نکنیم و به ستم از آن استفاده ننماییم. به همین دلیل، در برخی آیات قرآن آمده است که سفر کنید و در زمین بگردید و بنگرید چگونه خداوند آفرینش را آغاز کرده؛ سپس باز او جهان دیگری را پدید می آورد. خداست که بر هرچیز تواناست.

تأثیر طبیعت در سلامت انسان
و در روایات رسیده است که «سافروا تصحوا» سفر کنید تا سالم باشید، زیرا گشت و گذار در طبیعت، دیدن منظره های زیبا و آشنایی با آداب و رسوم ملت ها، گذشته ا زآنکه خداشناسی ما را تقویت می کند و به شگفتیهای آفرینش خدا آشنا می سازد و فایده های بی شمار مادی و معنوی برای ما ارمغان می آورد، آدمی را از افسردگی می رهاند و به سلامتی جسم و روان ما کمک می کند. اکنون برای این که ابعاد گوناگون طبیعت در قرآن را نشان داده باشیم به آیات چند که در وصف طبیعت آمده، اشاره می کنیم:

طبیعت در قرآن
...
طبیعت، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای ذات و ماهیت هر چیزی است.
موضوع در هر قضیه ای یکی از طبایع است و احکام در همه حالات درباره طبایع صادر می شود. طبیعت را می توانیم گاهی بدون امور خارج از ذات و گاهی با بعضی از آنها در نظر بگیریم و برایش حکم کنیم. قضیه را به مناسبت اختلاف حالاتی که برای طبیعت موضوع یافت می شود به اسامی گوناگون می خوانند، از این رو در این فرهنگ نامه از طبیعت و برخی اصطلاحات مرتبط، سخن به میان آمده است. ذات هر چیزی طبیعت آن چیز نامیده می شود. غیر از اجناس و فصول ماهیت که اجزای ذات اند بقیه هر چه باشد از مقام ذات و طبیعت هر چیزی خارج است. طبیعت به خودی خود، نه فرد و نه کلی است و نه مفرد و نه جمع است، و اینها همه از خارج ذات به آن می پیوندد. طبیعت را به چندین حالت می توان در نظر گرفت:
طبیعت لابه شرط
طبیعت لابه شرط، یعنی خود طبیعت بدون هر گونه خصوصیت و تعیّنی که به آن پیوسته شده باشد. هر گاه موضوع قضیه، طبیعت لابه شرط باشد قضیه مزبور را «قضیه مهمله» می گویند. موضوع در قضیه مهمله، حکم مقیّد نیست که ذهنی یا خارجی، شخص واحد یا کثیر و عام یا خاص باشد و در عین حال با همه این امور سازش دارد. از قضیه مهمله هیچ استفاده نمی شود که آیا حکم مربوط به همه حالات ذهنی و خارجی، واحد و کثیر و عام و خاص است یا به بعضی از این حالات اختصاص دارد یا مربوط به حالات معیّنی از این حالات و یا مربوط به خود طبیعت است بدون اینکه با هیچ حالتی قرین شده باشد؛ به همین سبب گفته شده است که حکم در قضیه مهمله در نهایت ابهام است؛ مثلاً در قضیه «انسان زیانکار است» معلوم نیست که زیانکاری مربوط به همه یا بعضی و در همه حالات یا در بعضی حالات است.
طبیعت به شرط لا
طبیعت به شرط لا، یعنی به شرط اینکه قضیه را بدون هر گونه قید خارج که به آن پیوسته لحاظ کنیم. هر گاه موضوع قضیه، طبیعت به شرط لا باشد قضیه مزبور را «قضیه طبیعیه» می گویند. حکم در قضیه طبیعیه مربوط به ذات و طبیعت موضوع است، به شرط آن که هیچ گونه محمول عَرَضی و امور خارج از ذات با آن نباشد و مقیّد به عاری بودن از هر قیدی (حتی قید وجود) باشد.
طبیعت در ضمن مصداق معین
...
امر به طبیعت امر به ذات ، بدون لحاظ افراد آن است.
مراد از «امر به طبیعت» این است که آمر هنگام امر کردن، « طبیعت مامور به» را در نظر گرفته و به افراد توجهی ندارد. در تعلق امر به طبیعت یا فرد، میان اصولی ها اختلاف است، و در این باره سه دیدگاه وجود دارد:۱. متعلق اوامر، طبایع است؛۲. متعلق اوامر، افراد خارجی است؛۳. متعلق اوامر، طبایعی است که مرآت (آینه) برای افراد (حصه ای از طبیعت) می باشد.
← نکته اول
 ۱. ↑ خمینی، روح الله، تهذیب الاصول، ج۱، ص۳۴۲.    
...



طبیعت در دانشنامه ویکی پدیا

طبیعت
طبیعت، به معنای گستردهٔ کلمه، معادل جهان یا عالم طبیعی، فیزیکی و مادی است. طبیعت در حالت کلی، به پدیدهٔ جهان فیزیکی و همچنین زندگی اشاره دارد؛ و همچنین قلمرو آن از ذرات زیراتمی تا خود گیتی گسترده است.
اگرچه واژهٔ طبیعت امروزه در معناهای مختلفی به کار می رود، اغلب به مفهوم زمین شناسی و حیات وحش اشاره دارد. طبیعت به حوزهٔ کلی انواع متنوع گیاهان و حیوانات زنده و گاهی اوقات نیز به فرآیندهای مرتبط با اشیای بی جان بازمی گردد. دگرگونی های طبیعی، مانند تغییر در آب وهوا و زمین شناسی و همچنین ماده و انرژی که تمام این چیزها و پدیده ها را تشکیل داده است. این اغلب به معنای محیط زیست یا طبیعت وحش، حیوانات وحشی، صخره ها، جنگل ها، سواحل، و به طور کلی چیزهایی که به طور قابل ملاحظه ای با مداخلات انسانی تغییر چندانی نکرده اند، یا با وجود این مداخلات به کار خود ادامه داده اند است. این موضوع نسبتاً قدیمی اشیای طبیعی که هنوز امروزه یافت می شود، به تفاوتی بین اشیای طبیعی و مصنوعی با موجودات مصنوعی که ادراک از آن به مفهوم چیزهایی که توسط خودآگاهی یا ذهن انسان وارد وجود شده اند، اشاره دارد. براساس این زمینهٔ ویژه، واژهٔ «طبیعی» باید از «غیرطبیعی»، «فرا طبیعی» یا «دست ساخته» متمایز گردد. آنچه که انسان، در پدیدآوردن آن، دخالت نداشته باشد را طبیعت گویند. طبیعت، محصول دیالکتیک ذهنی انسان و جهان ابژه ها است. انسان، پیش از زندگی در شهرها، در طبیعت می زیسته است. دگرگونی از ویژگی های طبیعت است. ایرانی ها به طبیعت بکر علاقه زیادی دارند، در همین راستا یک روز را به نام روز طبیعت (سیزده به در) نام گذاری کرده اند و در آن روز به طبیعت گردی می پردازند.
پژوهش و بررسی مفهوم «طبیعت» بخش بسیار بزرگی از دانش بشر را تشکیل می دهد؛ هرچند که بشر خود پاره ای از طبیعت است، «فعالیت های بشری» اغلب به عنوان یک گروه جداگانه از دیگر پدیده های طبیعی مورد بررسی و گفتگو قرار می گیرند.
طبیعت ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
تاریخ طبیعی
عدد طبیعی
لگاریتم طبیعی
منابع طبیعی
در این صفحه جاذبه های طبیعی استان گیلان بر پایه نوع طبقه بندی شده اند:
طبیعت انسان اشاره دارد به ویژگی های مشخصه انسان، از جمله روش های اندیشیدن، احساس نمودن و عمل کردن، که انسان ها معمولاً به صورت طبیعی، بدون تاثیرگیری از فرهنگ انجام می دهند. سوالاتی مثل: این ویژگی های طبیعی چه هستند، علت آنها چیست و چگونه می توان طبیعت انسان را بهبود داد از جمله قدیمی ترین و مهم ترین پرسش های تاریخ فلسفه هستند. این سوالات پیامدهای ویژه اخلاقی، سیاسی و الهیاتی دارند. این تا بخشی به علت آن است که طبیعت انسان می تواند منشا هنجارهای رفتاری، و همچنین تا حدی مانع زندگی خوب انگاشته شود. پیامدهای بغرنج این گونه سوالات، در انواع هنرها و ادبیات بررسی شده اند. درحالیکه شاخه های متعددی از علوم انسانی، دامنه مهمی از پرسش گری درباره طبیعت انسان، و بررسی مفهوم انسان بودن را تشکیل داده اند.
شاخه های علوم معاصر که به مطالعه طبیعت بشر اختصاص دارند شامل: انسان شناسی، جامعه شناسی، زیست شناسی اجتماعی و روان شناسی، به طور خاص روان شناسی فرگشتی و روان شناسی رشد هستند. پرسش «طبیعت یا تربیت» از گسترده ترین و شناخته شده ترین بحث ها درباره طبیعت انسان در علوم طبیعی است.
طبیعت انسان اشاره به ویژگی های خاص انسانی مثل اندیشه، احساس و رفتار دارد که انسان ها به صورت طبیعی به آنها تمایل دارند.
طبیعت انسان (ترانه)، ۱۹۸۲
طبیعت انسان همچنین می تواند اشاره داشته باشد به:
طبیعت انسان (فیلم)، ۲۰۰۱
«طبیعت انسان» ترانه ای به سبک آر اند بی اثر خوانندهٔ آمریکایی، مایکل جکسون است. شعر آهنگ را استیو پرکارو و جان بتیس برای آلبوم دلهره آور نوشته اند. استیو پرکارو این موسیقی را برای دخترش ساخته بود و دمویی از آن را روی نواری ضبط کرد و به کوینسی جونز داد. جونز از این آهنگ لذت برد و تصمیم گرفت آن را در آلبوم دلهره آور مایکل جکسون بگنجاند. «طبیعت انسان» آخرین ترانه ای بود که تصمیم گرفته شد در آلبوم دلهره آور قرار داده شود.
این ترانه در ۳ ژوئیه ۱۹۸۳ به عنوان ششمین تک آهنگ آلبوم دلهره آور منتشر شد. با این که «طبیعت انسان» در بریتانیا منتشر نشد اما در جدول آثار موسیقی ایالات متحده آمریکا به موفقیت های زیادی دست یافت از جمله رتبهٔ دوم ترانه های بزرگ سالان در مجلهٔ بیلبورد و در مجموع رتبهٔ هفتم در همان مجله را به دست آورد.
«طبیعت بشر» (به انگلیسی: Human Nature) تک آهنگی از هنرمند اهل ایالات متحده آمریکا مدونا است که در سال ۱۹۹۵ میلادی منتشر شد.
طبیعت بی جان یا نقاشی اشیای بی جان به اثری هنری گفته می شود که معمولاً اجسام غیرمتحرک را تصویر می کند. این اجسام اغلب اشیاء معمولی هستند که می توانند طبیعی باشد مانند گل، میوه، غذا، سنگ و صدف، و یا ساخته دست بشر باشند مانند کوزه، گلدان، لیوان، کتاب، جواهرات و زینت آلات، سکه و پیپ که در کنار هم چیده شده اند.
طبیعت بی جان (به انگلیسی: Still Life) چهارمین آلبوم گروه موسیقی اپث است. این آلبوم در سال ۱۹۹۹ منتشر شد.
طبیعت بی جان می تواند به موارد زیر اشاره کند:
طبیعت بی جان: اثری هنری از اشیاء غیر متحرک
طبیعت بی جان (بازی رایانه ای): یک بازی رایانه ای که در سال ۲۰۰۵ برای رایانه شخصی و ایکس باکس منتشر شده است.
طبیعت بی جان (به انگلیسی: Still Life) یک بازی ویدئویی در سبک ماجراجویی که توسط مایکرویدز در سال ۲۰۰۵ برای رایانه شخصی و کنسول ایکس باکس منتشر شده است. با اینکه نام آن ها یکی نیست، طبیعت بی جان دنباله بازی پس از اتمام است. شماره دوم از این بازی نیز با نام طبیعت بی جان ۲ در سال ۲۰۰۹ برای مایکروسافت ویندوز منتشر شد.
موضوع اصلی بازی پیرامون هنر است بویژه تکنیک طبیعت بی جان که نام بازی نیز برگرفته از آن است. طبیعت بی جان از دو شخصیت که در جریان داستان بازی به عقب و جلو رانده می شوند تشکیل شده است.
اتحادیه بین المللی حفاظت از محیط زیست که بیشتر با نام اختصاری «آی یوسی ان» (IUCN) شناخته می شود، سازمانی بین المللی با هدف حفاظت از منابع طبیعی در سراسر کره زمین است. این شامل جمع آوری داده ها و تجزیه و تحلیل، بررسی، پروژه های درست، حمایت، لابی و آموزش و پرورش است. مأموریت آی یوسی ان تأثیرگذاری، تشویق، و کمک به جوامع سراسر جهان برای حفظ طبیعت و حصول اطمینان به این که هر گونه استفاده از منابع طبیعی و محیط زیست یک بهره گیری عادلانه و پایدار است.
سازمان بین المللی حفاظت محیط زیست
این سازمان در ۱۹۴۸ بنا نهاده شد و مقر آن در شهر ژنو در کشور سوئیس است. ۸۳ کشور، ۱۰۸ دولتی، ۷۶۶ مؤسسه غیردولتی، ۸۱ سازمان بین المللی و در حدود ۱۰٬۰۰۰ کارشناس و دانشمند با این سازمان همکاری دارند.
Wikipedia contributors, "World Conservation Union," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=World_Conservation_Union&oldid=195035826
انسان در برابر طبیعت (به انگلیسی: Man vs. Wild) یک برنامه تلویزیونی است که توسط شبکه دیسکاوری با مجری گری بیر گریلز تهیه شده است که پیرامون نجات در موقعیت های حیاتی در طبیعت شکل می گیرد.
لیست قسمت های انسان در برابر طبیعت
ویکی پدیا انگلیسی
ایران، انسان، طبیعت، زندگی نام کتابی است مصور در قطع رحلی در معرفی ایران. عکس های این کتاب از آثار افشین بختیار است. متن کتاب به زبان فارسی و انگلیسی اثر علی اکبر عبدالرشیدی است. این کتاب از سوی خانه فرهنگ و هنر گویا تا به حال به زبان های فرانسه، آلمانی، اسپانیائی و عربی نیز ترجمه شده است.
این کتاب که تا کنون به حدود ده چاپ رسیده است، مجموعه ای از عکس هایی است که در طول بیشتر از یک دهه ثبت شده است و صحنه هایی از ایران و گوشه هایی از زندگی ایرانیان را نمایان می سازد. در کنار عکس ها سعی شده است شعرها یا عبارات ادبی مناسبی گنجانده شود که به درک بهتر خواننده از فرهنگ ایران کمک کند. تصاویر کتاب با توضیحاتی به زبان های فارسی، عربی و آلمانی به چاپ رسیده اند.
علی اکبر عبدالرشیدی ژورنالیست، نویسنده و مترجمی است که تا کنون نزدیک به بیست جلد کتاب منتشر کرده است. وی سالها خبرنگار بوده و به همین دلیل به نزدیک به ۴۰ کشور جهان و هر کشور بارها سفر کرده است.
افشین بختیار، عکاس با ذوق ایرانی است، که تجسمی نوین از ایران دیروز و امروز را ارائه می دهد. او در این کتاب بیننده را با خود به سفر می برد؛ سفری در جستجوی زیبایی از کویر تا جنگل های انبوه، از مراتع سرسبز تا دامنه کوه ها. همچنین اطلاعات مختصری در رابطه با موضوع عکس های موجود ارائه شده است.
مختصات: ۳۵°۴۵′۱۶″شمالی ۵۱°۲۵′۱۳″شرقی / ۳۵٫۷۵۴۵°شمالی ۵۱٫۴۲۰۴°شرقی / 35.7545; 51.4204
پل طبیعت تهران یک پل دو طبقه پیاده رو و غیرخودرویی است که در عباس آباد تهران قرار دارد. این پل که از نمادهای شهر تهران است از عرض بزرگراه مدرس می گذرد و بوستان های طالقانی در شرق و آب و آتش در غرب را به هم متصل می کند. معمار و طراح این پل گروه «سازه های پارچه ای دیبا» (لیلا عراقیان و علیرضا بهزادی) است.
کار مطالعاتی پل طبیعت در سال ۱۳۸۸ شروع شد. پل طبیعت زیر نظر شرکت نوسازی عباس آباد ساخته شده است. این پل در ۲۰ مهر سال ۱۳۹۳ افتتاح شد.
در سال ۱۳۸۸ خورشیدی فراخوانی از سوی شرکت نوسازی عباس آباد در رسانه ها منتشر شد و طراحی این پل در قالب یک مسابقه انجام و عملیات اجرایی آن از اواخر ۶ ماه دوم سال ۱۳۸۹ آغاز گردید. پیش از اینکه مسابقه طراحی پل طبیعت برگزار شود، مهندسان شرکت نوسازی عباس آباد پژوهش های اولیه ای را در خصوص ویژگی های این پل انجام دادند. کارشناسان این شرکت چند مورد مهم را در طراحی این پل مدنظر قرار دادند که اولین اولویت توجه به مسائل محیط زیست در طراحی این پل بود. با توجه به اینکه پل طبیعت در نقطه ای واقع شده است که تمامی شاهراه های پایتخت مانند بزرگراه مدرس، همت، حقانی و رسالت از بالای این پل به خوبی دید دارد، محل جانمایی آن نیز از اهمیت زیادی برخوردار است.
جشنوارهٔ بین المللی کاریکاتور انسان و طبیعت (به انگلیسی: Man and Nature International Cartoon Festival) در سال ۱۳۷۶ با همکاری کمیسیون ملی یونسکو و موزهٔ آثار طبیعی و حیات وحش ایران با موضوع «تنها یک زمین، مشارکت و مراقبت» برگزار شد. در اولین دورهٔ این جشنواره، ۴۱۵ کارتونیست خارجی و ۴۶۳ کارتونیست ایرانی و در مجموع ۸۷۸ هنرمند از ۵۳ کشور جهان با ارائهٔ بیش از ۲۵۰۰ اثر شرکت کردند که از این میان ۳۲۰ اثر از هنرمندان خارجی و ۳۸۰ اثر از هنرمندان داخلی، به انتخاب هیأت داوران این مسابقه، در محل موزهٔ دارآباد به نمایش گذاشته شد. این جشنوارهٔ زیست محیطی که قرار بود هر ساله برگزار شود با برکناری غلامحسین کرباسچی، شهردار وقت تهران، در دوره های بعدی با سعایت رقیبان متوقف شد.
علی دیواندری (دبیر، مدیر اجرایی و رئیس هیأت داوران)
اسماعیل عباسی (عضو هیأت اجرایی و داوران)
کریست هوویان Christ Hovian (عضو هیأت اجرایی)
محی الدین کوراوغلو Muhittin Koroglu از   ترکیه (عضو هیأت داوران)
بهمن عبدی (عضو هیأت داوران)
پروین کرمانی (عضو هیأت داوران)
حسین خسروجردی (عضو هیأت داوران)
مسعود شجاعی طباطبایی (عضو هیأت داوران)
مهندس سرتیپی (کارشناس محیط زیست)
مهندس احمدیه (کارشناس محیط زیست)
حق دسترسی به طبیعت یا آزادی گشت و گذار (به انگلیسی: Freedom to roam) به حق عموم مردم یک کشور به دسترسی به اماکن طبیعی کشور، چه خصوصی چه عمومی، برای تفریح و گردش می گویند.
در فنلاند حق دسترسی به طبیعت jokamiehenoikeus (به معنی «حق هر فرد») شناخته می شود.
ساخت و ساز در حریم ۱۰۰ متری از خط ساحل دریاها در نروژ ممنوع است. کسی حق ندارد مردم را از دسترسی به قسمتی از ساحل دریا (به عنوان اینکه آنجا ملک شخصی است) محروم سازد. ایجاد نرده و فنس با جریمه سنگینی ممکن است مواجه شود.
« در مقابل طبیعت» (به فرانسوی: Contre nature) تک آهنگی فرانسوی از هنرمند اهل کانادا سلین دیون است که در ۲۹ مارس ۲۰۰۴ (۲۰۰۴-03-۲۹) منتشر شد.
دیالکتیک طبیعت (آلمانی: Dialektik der Natur) کتابی ناتمام از فردریش انگلس است که در سال ۱۸۸۳ نوشته شده است. انگلس در این کتاب اندیشه های مارکسیستی به ویژه ماتریالیسم دیالکتیکی را در بررسی علوم طبیعی بکار می گیرد.
جان هالدین، زیست شناس مارکسیست بریتانیایی، در مقدمه ای که در سال ۱۹۳۹ بر این کتاب نوشته است می گوید که بسیاری از دست نوشته های مربوط به این کتاب بنظر می رسد که بین سال های ۱۸۷۲ و ۱۸۸۲ نوشته شده اند و به علم آن دوره مرتبط می شوند. از این رو اغلب برای کسی که تاریخ علم در آن دوران را نمی داند سخت است که مباحث کتاب را دنبال کند.
پژوهش های انگلس برای نوشتن دیالکتیک طبیعت را به دو دوره تقسیم می کنند: دوره اول از مه ۱۸۷۳ تا زمان آغاز نگارش کتاب آنتی دورینگ در مه ۱۸۷۶، و دوره دوم از زمان آنتی دورینگ تا مرگ مارکس (از ژوئیه ۱۸۷۸ تا مارس ۱۸۸۳). در دوره اول انگلس به جمع آوری داده های مورد نیاز و نوشتن مقدمه کتاب پرداخته و در دوره دوم طرح ویژه کتاب و بخش زیادی از یادداشت ها و تقریباً همه فصل های موجود را نوشته است. اما با مرگ مارکس، انگلس درگیر انتشار کتاب سرمایه و رهبری جنبش بین الملل کارگری شد و به همین دلیل نتوانست کتاب را به پایان برساند.
دیالکتیک طبیعیت از مهم ترین کتاب های انگلس است. وی در این کتاب تعمیمی دیالکتیکی- ماتریالیستی از دستاوردهای علوم طبیعی در نیمه قرن نوزدهم ارائه داده، ماتریالیسم دیالکتیک را تکامل بخشیده و به نقد تصورات متافیزیکی و ایدئالیستی در علوم طبیعی می پردازد. انگلس می گوید که در این کتاب برای وی مسئله بنا نهادن اصول دیالکتیک در طبیعت مطرح نبوده بلکه وی بدنبال «کشف آن اصول در طبیعت و آشکار کردن آنها» است.
روش طبیعت نام یک کتاب ادبی است که توسط رالف والدو امرسون، نویسندهٔ اهل ایالات متحده آمریکا نوشته شده است. این کتاب یکی از آثار مشهور ادبی جهان است.
رویدادهای بزرگ طبیعت (انگلیسی: Nature's Great Events یا Nature's Most Amazing Events) یک مجموعه مستند حیات وحش است که توسط تلویزیون بی بی سی ساخته شده است. این مجموعه نخستین بار در بی بی سی وان و بی بی سی اچ دی در فوریه ۲۰۰۹ پخش شد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

طبیعت در دانشنامه آزاد پارسی

طبیعت (nature)
دنیای زنده، شامل گیاهان، جانوران، قارچ ها، همۀ موجودات ذره بینی، و خصوصیات شکل گرفتۀ طبیعی، مانند کوهستان ها و رودخانه ها. از نظر تاریخی، طبیعت معانی چندگانه ای داشته است که بنابه قرارداد به دو مورد محدود شده اند. ۱. طبیعت به جوهر یا کیفیت ذاتی یک چیز اطلاق می شود. از آن جمله است طبیعت انسانی، یعنی خصوصیاتی همگانی که در همۀ مردم مشترک اند. ۲. طبیعت به دنیای مادی و پدیده هایی اطلاق می شود که مستقل از انسان ها عمل می کنند. این تعریف از طبیعت غالباً در مقابل تعاریف ساختگی و قراردادی، یعنی تغییر و تبدیل ترتیب طبیعی اشیا به دست انسان، قرار می گیرد. این که طبیعت برتر یا فروتر از استفاده های انسان از آن و تغییر در آن است، همواره محل بحث بوده است. بسیاری اعتقاد دارند که زمانی انسان ها و طبیعت بخشی از یک کل همساز بوده اند. مسیحیان این دوره را با زندگی آدم و حوا پیش از هبوط می شناسند. بنا به نظر فیلسوف فرانسوی، ژان ژاک روسو، و نیز رومانتسیت ها، هنوز هم حالتی خاص از طبیعت را می توان در رفتار جانوران و کودکان مشاهده کرد. فیلسوف یونان باستان، دیوگنس، و متفکر امریکایی قرن ۱۹، هنری تورو، سعی کردند تا دنیای انسان را کنار گذاشته و به حالتی طبیعی تر برگردند. ایده های مشابهی نیز در جنبش های بوم شناختی به چشم می خورد که در مقابل نابودی طبیعت جبهه می گیرند. پیش تر دیدگاه های طبیعت گرا دربرابر دیدگاه های ماورای طبیعی قرار می گرفت؛ دنیای مادی، که نهایتاً بر پایۀ قوانین پیش بینی پذیر جریان دارد، در مقابل دنیای ماورای طبیعی، آرمانی، و روحی. در اروپای قرون وسطا، وجه تمایز دیگری بین دنیای انفعالی خلق شده و نیروی فیزیکی فعال قائل شدند. چنین نیرویی غالباً تشخص می یافت. از آن جمله اند خدایان یونان باستان، مثل الهه خرمن، خدای زمین، و بعدها، مادر طبیعت. رمانتیست ها مفهوم وجود خلاق را پذیرفته و به آن احترام می گذاشتند. این امر در شعرهای وردزورث به چشم می خورد.

نقل قول های طبیعت

طبیعت
• «آن جاکه طبیعت توقف می کند، هنر آغاز می شود.» -> ویل دورانت
• «آن که انتظار دارد هر چهار فصل سال بهار باشد، نه خود را می شناسد، نه طبیعت را و نه زندگی را.» -> ولتر
• «آیا حضور مستمر این – به ظاهر – غم غربت روستا در شعر یک شاعر، نشانه طبیعی بودن و حقیقی بودن حضور او - در مقایسه با حضور ژورنالیستی بسیاران دیگر، حتا از معاریف - در عرصه ادبیات مدرن ایران نیست؟» -> منوچهر آتشی
• «احساس و خیال را، آسمان صاف، ابرهای طوفانی و تاریکی جنگل ها، روشنی قله ها و زندگانی، یک طبیعت ساده به من داده است.» -> نیما یوشیج
• «اشخاص شجاع و باجرأت بیش از همه کس میتوانند جوانمردی و فتوت داشته، بلکه اصولأ طبیعت آنها اینطور سرشته شده است.» -> ساموئل اسمایلز
• «این ها که گفتید به خوی ما نمی خواند. ما آزاد زندگی کرده ایم، طبیعت همیشه دم دستمان بوده. در کوه و کمرش که اسب رانده ایم، در دشتش که اطراق کرده ایم، زیر آسمانش که چادر زده ایم. نمی شود ما را در خانه زندانی کرد.» -> سیمین دانشور، سووشون
• «این قانون طبیعت است که ما را به یاری رساندن به یکدیگر فرا می خواند.» -> ژان دو لافونتن
• «برای تحقق آرزوی تو، خواه امیر باشی خواه گدا، در برابر طبیعت فرق نمی کند و برای همه یک بها معین شده است و آن فداکاری و از خودگذشتگی است.» -> ماردن
• «برای داشتن فناوری ای پیروز، واقعیت باید بر روابط عمومی تقدّم یابد. چرا که طبیعت را نمی توان فریب داد.» -> ریچارد فاینمن، گزارش کمیسیون راجرز دربارهٔ حادثهٔ فضاپیمای چلنجر. پیوست E
• «بسیاری فرآیندهای فکری و فلسفی و هنری، مثل فرآیندهای سیاسی، در کشور ما، عمدتا ژورنالیستی و وارداتی است؛ نه مخلوق و محصول حرکت طبیعی و رشد جامعه و تحول فردی در رابطه با تحول جمعی.» -> منوچهر آتشی
• «به قدری من شیفته نثرنویسی سادهٔ قدما هستم که از مرگ می ترسم. برای اینکه از خواندن آنها محروم می شوم. زیرا زیباترین چیزهاست که در طبیعت، من مفتون آن هستم.» -> نیما یوشیج
• «به وسیله عادت، طبیعت دومی به وجود می آید.» -> سیسرو
• «به هرطرف که اراده متمایل گردد، طبیعت نیز بدان سمت میگردد.» -> ساموئل اسمایلز
• «چیزی که بیشتر مرا به این شیوه معتقد کرده است، همانا رعایت معنی و طبیعت خاص هرچیز است و هیچ حسنی برای شعر و شاعر بالاتر از این نیست که بهتر بتواند طبیعت را تشریح کند و معنی را به طور ساده جلوه دهد.» -> نیما یوشیج
• «حیوانات و کودکان آیینه طبیعت اند.» -> اپیکور
• «خواست طبیعت اینست که کودکان پیش از رسیدن به سن بلوغ، کودک باشند.» -> ژان ژاک روسو
• «خوشبختی کالایی است که طبیعت، آن را به قیمت بسیار گران به ما می فروشد.» -> ولتر
• «در طبیعت و اخلاق انسان هیچ ضعف و انحرافی نیست که با تعلیم مناسب اصلاح نشود.» -> فرانسیس بیکن
• «دست طبیعت امیدهای انسان را در هیچ حدود و ثغوری محصور نساخته است و آرزوهای بشری هرگز حدی نمی شناسند.» -> کندورسه
• «رواقیان، فزون براین، تأکید ورزیدند که تمام فرایندهای طبیعی، مثل بیماری و مرگ، تابع قوانین بی چون و چرای طبیعت اند. انسان بنابراین باید سرنوشت خود را بپذیرد. هیچ چیز تصادفی روی نمی دهد. همه چیز از روی ضرورت است.» -> یوستین گردر، دنیای سوفی، یونانیگری
• «سپاس بر طبیعت، این نگهبان مدیر و مدبر که ضرورت های زندگی را سهل الوصول، و آنچه را صعب الحصول است، غیرضروری آفرید.» -> اپیکور
• «غارت جهان طبیعی به دست بشر به سوزاندن کتابخانه های اروپا در قرون وسطی، حتی پیش از آن که کسی دردسر فهرست برداری از محتویات آن ها را به خود بدهد، تشبیه می شود.» -> ناشناس
• «طبیعت از عقلانیت متنفر است.» -> اسکار وایلد
• «طبیعت، بشر را خوب و قشنگ می سازد و اجتماع او را فاسد بار می آورد.» -> ناشناس
• «طبیعت بیماری را علاج می کند و دارو بیمار را مشغول می سازد.» -> ناشناس
• «طبیعت تند، عصبانی و ناراضی همیشه از نیمه راه به استقبال غصه و تشویش میرود.» -> ساموئل اسمایلز
• «طبیعت درباره همه حیوانات که به دست پرورش او سپرده شده اند، با یک امتیاز و بدون رجحان رفتار می کند که گویی می خواهد نشان بدهد چه گونه او غیرت این حق را در خود دارد.» -> منسوب به ژان ژاک روسو
• «طبیعت هنگامی زیبا است که در ما همان تأثیر هنر را نداشته باشد، به این طریق، زیبائی چه در طبیعت و چه در هنر ممکن است به وسیله همآهنگی و شورانگیزی و مخصوصأ اتحاد درونی آن دو باهم، توصیف گردد.» -> امانوئل کانت
• «ما از طبیعت صحبت می داریم و فراموش می کنیم که ما خود طبیعت هستیم، بنابراین طبیعت چیزی است کاملأ غیر از آن چه ما در تلفظ نام آن احساس می کنیم.» -> فریدریش نیچه
• «مادر شاهکار طبیعت است.» -> یوهان ولفگانگ گوته
• «من در طبیعت وحشی، احساس ارزشمند و آشنایی را درک کرده ام که در خیابان ها و دهکده ها هرگز به آن دست نیافته ام. در دشت های آرام، به ویژه در مرزهای افق دوردست، انسان شاهد دل انگیزترین و باشکوه ترین زیبایی ها که با سرشت او همگون است، می باشد.» -> رالف والدو امرسن ، Harald Kiczka زوریخ/ ۱۹۹۸، ص. ۱۷
• «من علیه این انقطاع غلط همیشه شوریده ام، یعنی به ندای طبیعت خودم جواب داده ام.» -> منوچهر آتشی
• «میانه روی و اندازه نگاه داشتن، کمال طبیعت آدمی است.» -> کنفوسیوس
• «نزدیک مباش به همنشینی مردمان شرور و بداخلاق، زیرا که طبع تو از طبیعت او شر را میدزدد، درحالی که تو آگاه نباشی.» -> افلاطون
• «هرچه بیشتر در سرشت طبیعت اندیشه کردم، از خلاقیت خالق نیز بیش تر متحیر و شگفت زده شدم.» -> لویی پاستور
• «هرچیزی که مخالف طبیعت باشد در درازمدت دوام نخواهد داشت.» -> منسوب به چارلز داروین
• «هنر در طبیعت نهفته است و متعلق به کسی است که آن را از طبیعت استخراج کند.» -> دورر
• «هنرمند عاشق طبیعت است و به همین جهت، هم برده و هم ارباب آن است.» -> رابیندرانات تاگور
• «یک انسان معمولی کالای تولیدی کارخانه طبیعت است.» -> آرتور شوپنهاور
• «طبیعت اسرار خود را در بی قاعدگی ها و خلقت های غیرعادی خود آشکار می کند.»
• «عادت، طبیعت ثانوی است.»
• «چو بد کردی مشو ایمن ز آفات// که لازم شد طبیعت را مکافات» -> ناصرخسرو
• «چو کنعان را طبیعت بی هنر بود// پیمبرزادگی طبعش نیفزود» -> سعدی
• «نشسته در دل و چشم ملوک هیبت او// چنانکه صولت می در طبیعت مخمور» -> ظهیرالدین فاریابی

ارتباط محتوایی با طبیعت

طبیعت در جدول کلمات

طبیعت
کیان, کیانا, ناتور
طبیعت چیزی
ماهیت
ناتورالیسم
طبیعت و اصل هر چیز
کیانا
اشک طبیعت بر گونه گل
شبنم
این کشور رتبه 175را در جهان به لحاظ فرهنگ و طبیعت دارد
سنگاپور
چیزهایی که در طبیعت بصورت جامد و مایع و گاز یافت می شود
مواد
حقیقت و طبیعت چیزی
ماهیت
خوراک این جانور در طبیعت گردو | فندق و بلوط است
سنجاب
دانشی که به مطالعه طبیعت و بررسی تنوع زیستی زمین بمنظور حفاظت از اکوسیستم ها | زیستگاه ها و گونه های زیستی میپردازد
زیست شناسی بقا

معنی طبیعت به انگلیسی

nature (اسم)
نهاد ، خوی ، طبع ، روح ، خیم ، سیرت ، نوع ، گونه ، خاصیت ، سرشت ، طبیعت ، خو ، فطرت ، افرینش ، مشرب ، خمیره ، ذات ، ماهیت ، گوهر ، غریزه ، منش
character (اسم)
نهاد ، خوی ، طبع ، شخصیت ، دخشه ، خط ، خیم ، سیرت ، رقم ، خاصیت ، سرشت ، طبیعت ، صفات ممتازه ، خط تصویری ، خو ، مونه ، هر نوع حروف نوشتنی و چاپی
disposition (اسم)
ساز ، وضع ، تمایل ، خواست ، حالت ، خیم ، مزاج ، سرشت ، طبیعت ، خو ، مشرب
temper (اسم)
خوی ، طبع ، خشم ، حالت ، خیم ، مزاج ، سرشت ، طبیعت ، خو ، قلق
temperament (اسم)
خوی ، خونگرمی ، حالت ، خیم ، مزاج ، سرشت ، طبیعت ، خو ، فطرت

معنی کلمه طبیعت به عربی

طبیعت
ابحر , طبيعة , مزاج , ميل
طبيعية

طبیعت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

طاها ٠٥:٠١ - ١٣٩٥/٠٦/١٣
(= منش، خوی) این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
مانوش (سنسکریت: مانوشَ)
سَمسان (سنسکریت: سَمستْهانَ)
تَتوا (سنسکریت)
|

آیناز ١١:٥٤ - ١٣٩٥/٠٨/٢٠
این واژه تازى (اربى) ست و برابرهاى پارسى آن چنینند: دوم در معناى ذات و اخلاق و فطرت : جَنَم Janam (پارسى: طبیعت ، سرشت ، توانایى ، شایستگى) ، بْرِه Breh (پهلوى: طبیعت ، خوى ، اخلاق و ...) ، خوى Xuy ، منش Manesh ، چیهْرْ Chihr (پهلوى: طبع ، طبیعت ، ذات
، سرشت ، خوى) ، خیم Xim (پهلوى: ذات ، طبیعت ، فطرت ، سرشت) ، سرشت Seresht ، نهاد-نیهات Nahad-Nihat ، سمسان Samsan (سانسکریت: سَمستْهانَ : طبیعت ، خوى ، ذات ، طینت) ، تَتْوا Tatva (سانسکریت: طبیعت ، منش ، خوى) ، چیهْرَک Chihrak (پهلوى: طبع ، طبیعت ، ذات ، سرشت)
، گُهر-گُهره Gohar-Gohareh (پهلوى: اصل ، ذات ، طبیعت ، طبع ، سرشت) ، خُک Xok (پهلوى: اخلاق ، طبیعت ، ذات ، منش) ، مِنُک Menok (پهلوى: فطرت ، طبیعت ، ذات)
|

مبینا ١٠:٢٤ - ١٣٩٥/١٢/٢٥
این واژه تازى (اربى) ست و برابرهاى پارسى آن چنینند: نخست در معناى هستى ، آفرینش و بخش هاى بکر گیتى : اَپرهام Aparham (پهلوى: ١- طبیعت ، ٢- فرشته ى تدبیرکننده عالم، ٣- ابراهیم ، ٤- پیر و بزرگ همه ) ، آپژه Apzheh (پهلوى: طبیعت ، هستى) ، بْرِه Breh (پهلوى:
طبیعت و ...) ، سیروشت Sirusht (کردى: طبیعت ، هستى ، فطرت) ، گِتاه Getah (پهلوى: هستى ، طبیعت ، زندگى ، دنیا) ، آخْوْ Axv (پهلوى : طبیعت ، هستى ، عالم) ، مانوژا Manuzha (سانسکریت: مانوشَ : طبیعت ، هستى ، ذات، فطرت) ، پراکتى Perakti (سانسکریت: طبیعت ، هستى)
، واسْتو Vasto (سانسکریت : طبیعت)
|

مبین ٠٩:١٦ - ١٣٩٥/١٢/٢٩
آپژه ، جُنَم ، آخشیگ
|

زینب ١٧:٢٢ - ١٣٩٦/٠٢/١٧
(= آن بخش از جهان که ساخته ی دست مردم نیست؛ مانند رود، کوه...) این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
لانوژا (سنسکریت: مانوشَ)
پِراکْتی (سنسکریت: پراکرْتی)
واسْتو (سنسکریت)
|

امیررضا ١٣:٥٢ - ١٣٩٦/٠٣/٠٩
ابرهام -طبیعت یک کلمه عربی بوده که وارد زبان پارسی شده است.معادل فارسی آن {ابرهام} میباشد.
آنچه که انسان، در پدید آوردن آن، دخالت نداشته باشد را طبیعت گویند. طبیعت، محصول دیالکتیک ذهنی انسان و جهان ابژه ها است. انسان، پیش از زندگی در شهرها، در طبیعت می زیسته است. دگرگونی از ویژگی های طبیعت است.
گرایش به طبیعت در فلسفه [ویرایش]
گرایش بشر به دگرگونی در طبیعت، سبب ایجاد دیدگاهی در فلسفه، به نام طبیعت گرایی شد. از فیلسوفانی که دیدگاه خود را بر اساس تغییر پذیری طبیعت قرار داده اند، می توان از دنیس دیدرو و مارکی دوساد نام برد.
منبع
Nature-Speak: Signs, Omens and Messages in Nature by Ted Andrews - Dragonhawk Publishing - U.S.A- ۲۰۰۳
[نهفتن]
ن • ب • و
عناصر طبیعت
گیتی
فضا • زمان • ماده (فیزیک) • انرژی
زمین
علوم زمین • آینده زمین • تاریخ زمین شناسی زمین • زمین شناسی • تاریخ زمین • زمین ساخت بشقابی • ساختار زمین
آب وهوا
جو زمین • اقلیم • هواشناسی
زیست بوم
بوم شناسی • اکوسیستم • Wilderness
زندگی
زیست شناسی • یوکاریوت (گیاه/گیاگان, جانوران/زیاگان, قارچ, آغازیان) • Evolutionary history of life • سازماندهی زیستی • اندامگان • پیدایش حیات • پروکاریوت (باستانیان, باکتری) • ویروس (زیستی)
از ویکی پدیا
همچنیNature, in the broadest sense, is equivalent to the natural world, physical world, or material world. "Nature" refers to the phenomena of the physical world, and also to life in general. It ranges in scale from the subatomic to the cosmic.
The word nature is derived from the Latin word natura, or "essential qualities, innate disposition", and in ancient times, literally meant "birth".[1] Natura was a Latin translation of the Greek word physis (φύσις), which originally related to the intrinsic characteristics that plants, animals, and other features of the world develop of their own accord.[2][3] The concept of nature as a whole, the physical universe, is one of several expansions of the original notion; it began with certain core applications of the word φύσις by pre-Socratic philosophers, and has steadily gained currency ever since. This usage was confirmed during the advent of modern scientific method in the last several centuries.[4][5]
Within the various uses of the word today, "nature" often refers to geology and wildlife. Nature may refer to the general realm of various types of living plants and animals, and in some cases to the processes associated with inanimate objects – the way that particular types of things exist and change of their own accord, such as the weather and geology of the Earth, and the matter and energy of which all these things are composed. It is often taken to mean the "natural environment" or wilderness–wild animals, rocks, forest, beaches, and in general those things that have not been substantially altered by human intervention, or which persist despite human intervention. For example, manufactured objects and human interaction generally are not considered part of nature, unless qualified as, for example, "human nature" or "the whole of nature". This more traditional concept of natural things which can still be found today implies a distinction between the natural and the artificial, with the artificial being understood as that which has been brought into being by a human consciousness or a human mind. Depending on the particular context, the term "natural" might also be distinguished from the unnatural, the supernatural, or synthetic.
Contents [hide]
1 Earth
1.1 Geology
1.1.1 Geological evolution
1.2 Historical perspective
2 Atmosphere, climate, and weather
3 Water on Earth
3.1 Oceans
3.2 Lakes
3.2.1 Ponds
3.3 Rivers
3.4 Streams
4 Ecosystems
4.1 Wilderness
5 Life
5.1 Evolution
5.2 Microbes
5.3 Plants and animals
6 Human interrelationship
6.1 Aesthetics and beauty
7 Matter and energy
8 Beyond Earth
9 See also
10 Notes and references
11 External links
[edit]Earth
Main articles: Earth and Earth science
View of the Earth, taken in 1972 by the Apollo 17 astronaut crew. This image is the only photograph of its kind to date, showing a fully sunlit hemisphere of the Earth.
Earth (or, "the earth") is the only planet presently known to support life, and its natural features are the subject of many fields of scientific research. Within the solar system, it is third closest to the sun; it is the largest terrestrial planet and the fifth largest overall. Its most prominent climatic features are its two large polar regions, two relatively narrow temperate zones, and a wide equatorial tropical to subtropical region.[6] Precipitation varies widely with location, from several metres of water per year to less than a millimetre. 71 percent of the Earth's surface is covered by salt-water oceans. The remainder consists of continents and islands, with most of the inhabited land in the Northern Hemisphere.
Earth has evolved through geological and biolo ...
|

پارسا ٠٨:١٥ - ١٣٩٦/٠٤/١٧
(= ماهیت؛ ویژگی ساختاری چیزی) این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
سرشت، آتمَن، نیایا، سَتوا (سنسکریت) تَسات (سنسکریت: تَساتا)
|

علی دوستی نوگورانی ٠٤:١٦ - ١٣٩٧/٠٢/١٣
کیان
|

shirin ٠١:٢٠ - ١٣٩٧/٠٨/٠٣
netur

Nature, in the broadest sense, is the natural, physical, or material world or universe. "Nature" can refer to the phenomena of the physical world, and also to life in general. The study of nature is a large, if not the only, part of science. Although humans are part of nature, human activity is often understood as a separate category from other natural phenomena.

The word nature is derived from the Latin word natura, or "essential qualities, innate disposition", and in ancient times, literally meant "birth".[1] Natura is a Latin translation of the Greek word physis (φύσις), which originally related to the intrinsic characteristics that plants, animals, and other features of the world develop of their own accord.[2][3] The concept of nature as a whole, the physical universe, is one of several expansions of the original notion; it began with certain core applications of the word φύσις by pre-Socratic philosophers, and has steadily gained currency ever since. This usage continued during the advent of modern scientific method in the last several centuries.[4][5]

Within the various uses of the word today, "nature" often refers to geology and wildlife. Nature can refer to the general realm of living plants and animals, and in some cases to the processes associated with inanimate objects–the way that particular types of things exist and change of their own accord, such as the weather and geology of the Earth. It is often taken to mean the "natural environment" or wilderness–wild animals, rocks, forest, and in general those things that have not been substantially altered by human intervention, or which persist despite human intervention. For example, manufactured objects and human interaction generally are not considered part of nature, unless qualified as, for example, "human nature" or "the whole of nature". This more traditional concept of natural things which can still be found today implies a distinction between the natural and the artificial, with the artificial being understood as that which has been brought into being by a human consciousness or a human mind. Depending on the particular context, the term "natural" might also be distinguished from the unnatural or the supernatural.
|

رضاآپادانا ٠١:٣٧ - ١٣٩٧/٠٨/٠٧
نهاد
ناتور
|

نیازعلی شمس ١٠:٠٨ - ١٣٩٧/١٠/٢٩
درونمایه
|

نیازعلی شمس ١٠:٠٧ - ١٣٩٧/١٠/٣٠
نهادواره،نهادینگی،سرشتواره،سرشتوارینگی
|

نیما ١٥:٤١ - ١٣٩٧/١٢/٢١
سرشت
|

اشکان ٠٧:٠٣ - ١٣٩٨/٠٢/٢٨
این واژه عربی مثل بیشتر واژه های عربی در زبان فارسی بی معنی است و در معنی های گوناگونی هم بکار می رود به معنی نرمال و nature که می توان از واژه بهنجار و آفرینش یا گیتی بهر برد
مثلن آفرینش جاندار یا بی جان ناگفته نماند که کردها ( کسانی که واژه های ایرانی بسیاری را برای ما پاس داشتند ) واژه سرشت را بکار می برند
|

اشکان ٠٧:٤٢ - ١٣٩٨/٠٢/٢٨
شاید واژه طبیعت و واژههای هم خانواده آن نه سامی که آرایی باشند بر پایه دلیل های زیر:
کاربرد واژه daba در لتونیایی که زبانی نیا هند و اروپایی است
در انگلیسی ها واژه ای همانند طبیعت داریم :
temper
و چه بسا که واژه طب هم هم ریشه با این واژه گان باشد و هند و اروپایی باشد نه سامی
|

اشکان ٠٨:٢٣ - ١٣٩٨/٠٣/٠٣
واژه تپیئت که عرب آنرا طبیعت مینویسد ساخته شده از واژه فنلاندی tapa (ستانده از زبانهای منطقه بالتیک) به معنای خوی طبع رسم رفتار شیوه قانون way mode manner style habit rule و پسوند آریایی ایئت که در لغت سنسکریت نویئت (نو ایئت) नव्यता navyata به معنای نوینگی-fashion و در واژه ایرانی خوبیت نیز دیده میشود. تپ را در لاتویا و لیتوانی daba میخوانند و در معنای طبیعت حالت خو nature character disposition به کار میبرند که tava در استونی و taba و dabā و dabiski (به معنای naturally طبیعی) در منطقه بالتیک شکلهای دیگر آن هستند. بدینسان روشن میشود که لغت طبع→tapa به معنای خوی همریشه نیست با لغت طبع→tip به معنای چاپ-مطبوعات و واژگان عربی طبیع و طبیعی (طبیع ی) و مطبوع (دلخواه-دلپسند-طبع‌پسند-طبع‌خواه) و طبایع جعلی هستند.
|

نیک ١١:٥٣ - ١٣٩٨/٠٥/١٦
۱. طبیعت (جهان، گیتی)
۲. طبیعت (سرسبزی،باغ و گلشن، دشت و دمن)
۳. طبیعت (نهاد،سرشت، خو، منش)
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

غزل > cookpit
s.m > Caterpillar
مرتضی بزرگیان > misjudgment
jim potter > set up camp
Mostafa.Z > بزغاله
.. > slowly
حیدر نیک آیین > انتقادی
علی خراسانی > low income

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• طبیعت چیست   • تحقیق در مورد طبیعت   • انشا طبیعت   • طبیعت ایران   • عکس طبیعت hd   • متن طبیعت   • طبیعت بهار   • تحقیق طبیعت   • معنی طبیعت   • مفهوم طبیعت   • تعریف طبیعت   • معرفی طبیعت   • طبیعت یعنی چی   • طبیعت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی طبیعت
کلمه : طبیعت
اشتباه تایپی : xfduj
آوا : tabi'at
نقش : اسم
عکس طبیعت : در گوگل


آیا معنی طبیعت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )