انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1052 100 1

طب

/tebb/

مترادف طب: پزشکی، طبابت، علم الابدان، حرفه پزشکی، درمان، معالجه، درمان شناسی، درمان کردن، معالجه کردن، درمانگری کردن، شفا دادن

برابر پارسی: پزشگی، پزشکی

معنی طب در لغت نامه دهخدا

طب. [ طَب ب ] (ع اِمص ) رِفق. ملاطفت. و منه : مَن اَحَب َّ طَب َّ؛ هرکه دوست دارد کاری را، باید که آهستگی و نرمی کند و شتابزدگی نکند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || فُسون. جادوئی. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || (ص ) دانا. (منتهی الارب ). نیک ماهر در کار خود. یقال : فلان ٌ طَب ٌ بکذا؛ عالم ٌ به. (منتهی الارب ) (آنندراج ). مرد حاذق. (دهار). پزشک دانابه دارو و علاج و درمان. طبیب. (منتهی الارب ). || فحل ٌ طَب ٌ؛ دانا و ماهر در طُرُق ضِراب. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || شتر تیزهوش که تا جای نبیند پای ننهد. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

طب. [ طَب ب / طِب ب / طُب ب ] (ع اِ) داروی اندام. داروی نفس. (منتهی الارب ) (آنندراج ). و فی المثل قرب طِب ٌ. و یروی طبّا. و الاصل ان رجلا تزوج اِمراءة، فهدیت الیه ، فلما قعد منها مقعدالرجال من النساء، قال : ابکرٌ انت ام ثیب ٌ، فقالت المثل. (منتهی الارب ) (تاج العروس ). طب (بحرکات ثلاث ) در لغت سحر است ، چنانکه در منتخب گفته. (کشاف اصطلاحات الفنون ). || (مص ) دوختن درز مشک به دوال. یقال : طببت ُ السقاء طباً. || دارو کردن و قولهم : اِن کنت ذا طب فطب عینک ؛ اگر دارو کنی چشم خویش دارو کن. || جادویی کردن : طب الرجل ؛ جادوی کرده شد. (منتهی الارب ).

طب. [ طِب ب ] (ع اِ) شهوت. خواهانی تن. || شأن. حال مرد. دَهر. خُوی. عادت. یقال : ماذاک بطبی ؛ ای بدهری و عادتی. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || سحر. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). جادوئی. (منتهی الارب ). || (مص ) علاج کردن. دارو کردن. علاج جسم و نفس. || (اِمص ، اِ) پچشکی. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (دهار). علم طب ، از علوم طبیعیه ٔ قدماء. علم ابدان. نگاه داشتن تندرستی است بر تندرستان و زائل کردن بیماری است از بیماران. (تعریفات سیدجرجانی ). اساوة. معالجه کردن. علمی که بدان احوال تن آدمی شناسند از درستی و نادرستی آن :
تا میر به بلخ آمد، با آلت و با عُدّت
بیمارشده ملکت برخاست ز بیماری
اکنون که طبیب آمد نزدیک به بالینش
بهتر شودش درد و کمتر شودش زاری
یک هفته زمان باید، لا بلکه دوسه هفته
تا دور توان کردن ، زو سختی و دشواری
بروی نتوان کردن ، تعجیل به بِه ْ کردن
تعجیل به طب اندر، باشد ز سبکساری.
منوچهری.
طب پدر ترا ندهد نفعی
تو چونکه گر خویش همی خاری.
ناصرخسرو.
و در کتب طب هم اشارتی دیده نیامده. (کلیله و دمنه ). که در کتب طب چنین یافته میشود که آبی که اصل آفرینش فرزند آدم است ، چون برحم پیوندد... تیره و غلیظ شود. (کلیله و دمنه ).
هان برو برخوان کتاب طب را
تا شمار ریگ بینی رنجها.
مولوی.
صاحب کشاف اصطلاحات الفنون آرد: علم بقوانینی است که بدان چگونگی بدن انسان از لحاظ تندرستی و عدم آن شناخته شود تا سلامت موجود حفظ گردد و آنچه حاصل نیست تا حد امکان به دست آید و فواید قیود در تعریف آشکار است ، زیرا (علم ) جنس است و «شناخته شود...» فصل است و بدان اموری که بوسیله ٔ آنها کیفیت بدن آدمی شناخته نشود خارج میگردد. و از اینکه گفتیم «از لحاظ تندرستی و عدم آن » علمی خارج میشود که بدان کیفیات بدن آدمی شناخته میشود اما نه از دو نظر مزبور؛ مانند علم اخلاق و کلام و اینکه گفتیم تا «سلامت موجود حفظ گردد» بیانی برای غایت طب است بجهت احتراز و این بیان ما از گفتار کسانی که گفته اند: «از لحاظ آنچه تندرستی آرد و سلامت را زایل کند» بهتر است چه بر این گفته ایراد میشود که درباره ٔ جنین ناسالم از آغاز فطرت درست نیست گفته شود:تندرستی از آن زایل شده است. در سدیدی شرح موجز چنین است. و در شرح قانونجه آرد: طب علم به احوال بدن انسان است از جهت صحت و مرض تا بدان صحت حفظ شود یا تا حد امکان اعاده گردد و دیگری در تعریف آن گوید: دانش پزشکی ، علمی است که در آن درباره ٔ بدن آدمی از لحاظ تندرستی و بیماری به منظور حفظ صحت و ازاله ٔ مرض گفتگو میشود و موضوع آن عبارت است از بدن انسان و هرآنچه بر بدن مشتمل شود، مانند: ارکان و امزجه و اخلاط و اعضا و ارواح و قوی و افعال و احوال تن از نظر تندرستی و بیماری و موجبات آن همچون خوردنیها و آشامیدنیها و هواهای محیط بر بدن و حرکات و سکنات و استفراغات و احتقانات و صناعات و عادات و واردات غریب و علاماتی که بر احوال هر یک دلالت کند، همچون : زیان افعال و حالات بدن و آنچه از آن بروز کند و چاره به خوردنیها و آشامیدنیها و برگزیدن هوای سالم و سنجش حرکت وسکون و داروهای بسیط و مرکب و اعمال ید بمنظور حفظ صحت و درمان بیماریها بر حسب امکان. (مقدمه ٔ کشاف اصطلاحات الفنون ج 1). در همان کتاب ذیل کلمه ٔ (طب ) آمده : بحرکات سه گانه و تشدید با در لغت بمعنی سحر است ، چنانکه در منتخب آمده است و در اصطلاح ، علم به قوانینی است که بتوسط آنها احوال بدن انسان از نظر تندرستی و بیماری شناخته شود و صاحب این دانش را طبیب نامند. حاجی خلیفه آرد: باید دانست که تحقیق و آغاز پدید آمدن طب دشوار است از این جهت که از روزگارهای دور ودراز این دانش متداول بوده و دیگر بسبب اختلاف آراء پیشینیان و نبودن مرجعی برای برگزیدن یکی از اقوال ، چنانکه گروهی به قدمت آن قائلند و آنانکه بحدوث اجسام معتقدند طب را نیز حادث دانند و ایشان دو گروه اند:نخست کسانی که گویند طب با انسان آفریده شده و دوم آنانکه برآنند این دانش پس از آفرینش آدمی استخراج شده است. و بیشتر دانشمندان پیرو این نظریه اند و در چگونگی استنباط آن گویند یا از جانب خدای سبحانه و تعالی بر آدمی الهام شده است و این عقیده ٔ بقراط و جالینوس و جمیع اصحاب قیاس و شعرای یونان است. و یا بسبب تجربه ٔ مردم پدید آمده است ، و این رای اصحاب تجربه و حیل و ثاسلس مغالط و فیلن است و ایشان را در مقام استخراج آن و اینکه به چه وسیله استخراج شده است اختلاف نظر است برخی گویند مردم مصر آنرا کشف کرده و بوسیله ٔ داروی موسوم به راسن بیماران را بهبود می بخشیده اند، و گروهی برآنند که هرمس طب را با دیگر صنایع کشف کرده و دسته ٔ دیگر گفته اند مردم فولس به استخراج آن نائل آمده اند و بقولی اهل مورسیا و افروجیا آنرا کشف کرده اند و ایشان نخستین کسانی هستند که زمر (غنا) را نیز ابداع کرده اند ودردهای روحی را با الحان و ایقاعات درمان میکرده اند. و برخی گفته اند مردم قوه ٔ طب را کشف کرده اند و قوه جزیره ای است که بقراط و نیاکان وی در آن میزیسته اند. و بسیاری از متقدمان گفته اند که طب در سه جزیره پدید آمده است : نخست رودس دوم فیندس و سوم قوه. و بقولی کاشف طب کلدانیان بوده اند و بقول دیگر ساحران یمن.و برخی گویند در بابل کشف شده است و گروهی گفته اند طب را ایرانیان کشف کرده اند و هم گفته اند هندیان و بقولی صقالبه (اسلاوها) و برای گروهی مردم اقریطش (کرت ) و بقولی مردم طور سینا کاشف آن بوده اند. و کسانی که قائل به الهام شده اند نیز درباره ٔ چگونگی الهام آرای مختلفی دارند. برخی گویند طب در عالم رؤیا الهام شده است ، و چنین استدلال میکنند که جماعتی داروهائی در حال رؤیا دیده اند و سپس در بیداری آنها را بکار برده و از بیماریهای صعب شفا یافته اند و از آن پس هربیمار دیگری نیز آن داروها را استعمال کرده ، بهبود یافته است. و گروهی گویند خدا سبحانه و تعالی از راه تجربه طب را الهام کرده است و قومی گفته اند خدا سبحانه و تعالی طب را آفریده است ؛ زیرا ممکن نیست عقل آدمی آنرا دریابد و این نظر جالینوس است که صاحب عیون الانباء آنرا نقل کرده است. و اما رای صواب در نظر مااین است که خدا سبحانه و تعالی صناعت طب را آفریده و آنرا بمردم الهام کرده است و آن بزرگتر از آن است که عقل آدمی به درک آن برسد؛ زیرا بنظر ما طب از فلسفه پست تر نیست در صورتی که معتقدند فلسفه از نزد خدابمردم الهام شده است. بنابراین طب هم از جانب خدا سبحانه و تعالی به وحی و الهام پدید آمده است. ابن ابوصادق در آخر شرحی که بر مسائل حنین نوشته گوید: مردم را در روزگارهای گذشته چنین یافتم که بعلم طب قانعنمیشدند جز اینکه بر تمام اجزای این دانش و قوانین طرق قیاس و برهان که در همه دانشها دانستن آنها ضرورت دارد احاطه یابند؛ ولی پس از آنکه همت آنان از این هدف قاصر آمد اجماع کردند که هرکه در این دانش ممارست میکند کافی است احکام 16گانه ٔ کتاب جالینوس را فراگیرد و این احکام را مردم اسکندریه برای متعلمانی که از خاندانهای شریف بشمار میرفتند تلخیص کرده بودند. و آنگاه که همت مردم از این مقدار هم قاصر آمد اهل معرفت آنان را که به معلوماتی از طب قانع میشدند بی آنکه در آن مهارت یابند به فراگرفتن کتبی از اصول طب توصیه میکردند که عبارت بودند از:
1 - مسائل حنین.
2 - کتاب الفصول بقراط
3 - یکی از دو کناش جامع درمان که بهترین آن کناش ابن سرافیون بود. و نخستین کسی که در جهان دانش پزشکی از وی شیوع یافت اسقلنبیوس [ اسقلبیوس ] بود.او 40 سال از عمر خویش را بعنوان عالم و معلم طب سپری کرد و دو فرزند ماهر در طب از خویش به یادگار گذاشت و آنان را ملتزم کرد که طب را جز به فرزندان خویش به دیگری نیاموزند و به آنان توصیه کرد که ایشان نیز فرزندان خود را به همین شیوه ملتزم کنند و این شرطدر خاندان آنان همواره مراعات شود تا مبادا طب از خاندان ایشان به دیگری منتقل گردد. و ثابت گوید: اسقلنبیوس [ اسقلبیوس ] در سراسر جهان 12هزار شاگرد داشت و او طب را به طریق شفاهی تعلیم میداد. و خاندان اسقلنبیوس صناعت طب را به وراثت از یکدیگر فرامی گرفتندتا بقراط در این امر نگران شد و مشاهده کرد که خاندان و پیروان او تقلیل یافته اند و بیم آن میرود که صناعت طب منقرض شود از این رو وی بطریق ایجاز بتألیف کتب طب آغاز کرد. و علی بن رضوان گوید: صناعت طب پیش از بقراط بمنزله ٔ گنجینه و ذخیره ای بود که پدران آنرا میاندوختند و همچون گنجینه ای به فرزندان خویش میسپردند و تنها یک خاندان در آن مهارت داشتند که منسوب به اسقلنبیوس بودند و این کلمه «اسقلنبیوس » یا نام فرشته ای بوده که خدا سبحانه و تعالی وی را برانگیخته تا مردم را پزشکی آموزد یا نام قوّه ای از خدای تعالی است که مردم را پزشکی آموخته است. و نسبت نخستین آموزنده ٔ طب به متعلم (معلم اول ) بر حسب عادت قدما نسبت فرزند به پدر بوده است و خاندانی که منسوب به اسقلنبیوس بوده اند از آن معلم اول توالد و تناسل کرده اند.و پادشاهان و بزرگان یونان ممکن نبود جز به فرزندان خویش به دیگری پزشکی بیاموزند و روش تعلیم ایشان به فرزندان خویش به مکالمه و شفاهی بدون تدوین بوده است و اگر به تألیف آن ناگزیر میشدند آنرا بشیوه ٔ لغزو معما تدوین میکردند تا بجز خود آنان دیگری آنرا نفهمد، و آن وقت پدران آن لغزها را برای فرزندان خویش تفسیر میکردند و دانش طب تنها در میان پادشاهان و پارسایان بود و آنرا بقصد احسان به مردم بدون گرفتن اجر و پاداشی پیشه ٔ خویش میساختند و این روش همچنان ادامه داشت تا هنگامی که بقراط از مردم (قوه ) و ذمقراط از اهالی (اندرا) پدید آمدند و این دو تن با هم معاصر بودند. ذمقراط همچنان از تدوین طب امتناع ورزید،ولی بقراط از بیم اینکه مبادا آن دانش از دست برود بر آن شد که این علم را در کتابی تدوین کند. و او دوفرزند به نام های ثاسبسالس و درافن و شاگردی موسوم به فولونس داشت و برای این دانش عهد و قانون و وصیتی وضع کرد که بوسیله ٔ آنها پزشک به کلیه ٔ نیازمندیهای خویش آگاه میشد. (از کشف الظنون چ 1943 ج 2 ص 1092). در قاموس مقدس آمده که چون عبرانیان در مصر سکونت داشتند، قدری از علم طبابت از آن قوم آموخته بودند، زیرا که علم مذکور در آن زمان در آن مملکت معروف بود، و از جمله ٔ وسایط و جهاتی که اسباب ترقی ایشان در علم طب میشد حنوط و تدهین اموات بود که ناچار بودند ابدان اموات را تشریح کنند، و بدان وسیله علم و اطلاع تامی به اعضاء و اجزای ظاهری و باطنی بدن بهم میرساندند، و بطوری در طب و جراحی شهرت و مهارت داشتند که کورش و داریوش همواره طبیبان را از مصر برای مداوا و معالجه ٔ امراض میطلبیدند. و از قراری که از اجساد اموات مومیائی مستفاد است ، مصریان در معالجه ٔ دندان یدطولائی داشته اند، و البته واضح است که حضرت موسی (ع )هم در مدت توقف خود در آنجا در مبادی علم طب دست یافت ، چنانکه از قواعد و قوانینی که برای حفظ صحت بنی اسرائیل قرار داده است معلوم میشود. و نتیجه ٔ قوانین مرقومه آنکه بنی اسرائیل به امراض بسیاری که همسایگان ایشان بدانها مبتلا میشدند، مبتلا نمیگردیدند، و با وجودی که علم تشریح در میان بنی اسرائیل معروف نبود، چون که از اجساد اموات همواره نفرت میورزیدند، باز درمیان ایشان قابله های قابل و جراحان حاذق یافت میشد و در شریعت موسویه وارد است که اگر کسی شخصی را اذیت و آزار نمود، بطوری که او را بستری ساخت ، البته باید عوض آنرا متحمل شود، و مخارج مداوای وی ، یعنی حق طبابت او را بدهد. (سفر خروج 21:19) و در ایام ملوک ، عدد اطبا بیفزود. (2 تواریخ ایام 16:12) (ارمیا 8:22) همچنین در ایام خداوند ما عیسی مسیح نیز طبیبان بسیار بودند. (مرقس 5:26) و در خود هیکل طبیب مخصوص ، ودر هر مقاطعه ای طبیب و جراح مخصوصی بود. و حضرت سلیمان حکیم در فن پزشکی معروف بوده اشارت طبیه ٔ متعدده در مؤلفات حضرتش یافت میشود: امثال سلیمان 3:8 و 6:15 و 12:18 و 17:22 و 20:30 و 29:1 و تلمودیان گویند که وی را کتاب معالجات نیز بوده است ، لکن یوسیفوس گوید که آن حضرت طلسمها و حرزها را مثل قدیمیان استعمال مینمود، و برخی از اوقات بعضی مطالب طبیه و دانش آنها از کهنه مطلوب بود، و اعتنا به حفظ صحت خود مینمودند. (دوم پادشاهان 2:7) و در ایام عهد جدید تمام آراء و خیالات راجع به طب منسوب به یونانیها بود که ایشان نیز از مصریان اقتباس نموده ، و در آنها مهارت تامی به هم رسانیده بودند، و بر وفق رساله ٔ کولسیان 4:14 لوقا طبیب بود، و قبل از آنکه به کلیسای مسیحی دعوت شود، این فن شریف را ممارست مینمود. از جمله امراضی که در کتاب مقدس مذکور است ، یکی ضعف چشم (سفر پیدایش 29:17) و کوری ، (دوم پادشاهان 6:18) و بسته شدن رحم ، یا عقیم بودن. (سفر پیدایش 20:18) که برای آن مهر گیاه استعمال میکردند. (سفر پیدایش 30:14 - 16)و دُمل. (سفر لاویان 13:18) و کوژپُشتی و کوتاه قدی ولکه ٔ چشم و جرب و گری و شکسته بیضه. (سفر لاویان 21:19) و شکسته و آبله دار. (سفر لاویان 23:22). دمل مصر و بواسیر و خارش و دیوانگی. (سفر تثنیه 28:27 و 28) و دمل بد. (انجیل متی 28:35) و برص و فالج و تب و صرع و ضربةالشمس دوم پادشاهان 4:19 و از جمله ٔ علاجهائی که برای امراض مذکوره مستعمل بود اقسام روغنها و شربتها و عسل و شیر و روغن زیتون و خشخاش و بهار و صفراءالسمک و غار و نمک و لعابیات. و بسا میشد که آب خالص را برای علاج استعمال میکردند (سفر لاویان 15:13 و دوم پادشاهان 5:10). (قاموس کتاب مقدس ). لاروس بزرگ آرد: دانش پزشکی از روزگارهای ماقبل تاریخ آغاز میگردد. این دانش در آغاز بی آنکه به علم تشخیص بیماریها توجه داشته باشد تنها به کار درمان می پرداخت و خاص طبقه ٔ رؤسا، پادشاهان ، شاعران و به ویژه روحانیان بود. نخستین رساله ٔ مربوط به روش درمان و مداوا تحت حمایت و توجه چین ننگ امپراطور چین در 2700 ق. م. مسیح منتشر گردید. در یونان ، اسقلبیوس خداوند طب شناخته شد و کشیشانی که مروج آئین او بودند و اسقلبیوسی نامیده میشدند کشیش طبیب شدند. دیری نگذشت دو مکتب مختلف که رقیب یکدیگر بودند بوجود آمد یکی مکتب کنیدس و دیگری مکتب کس که در آن بقراط تدریس میکرد و از زمان وی دوره ٔ علمی طب آغاز گردید و استقرار یافت و از آن تاریخ علم طب بر اساس مطالعات مستقیم علمی قرار گرفت ، سپس مکتب اسکندریه پدید آمد و در آن هروفیلوس و اراسیسطراطس کالبدشناسی توصیفی را بنیان گذاری کردند و برای نخستین بار به تشریح پرداختند. این دوره تا روزگار جالینوس همچنان ادامه یافت ، آنگاه قوه ٔ تصور و هوش تند و اندیشه ٔ ظریف و عمیق جالینوس وی را پایه گذار اصول خاصی ساخت که تا دیرزمانی پابرجا ماند. در قرون وسطی مسیحیت از طریق منع تشریح که آنراعملی پلید تلقی میکرد مانع پیشرفت طب گردید. معهذا دانشمندان کشورهای اسلامی از آنجمله (ابن سینا و ابوالقاسم و چند تن دیگر) سنن گذشته را حفظ کردند و بر اطلاعات خویش افزودند. در دوره ٔ رنسانس به متون قدیمی مراجعه شد و پاراسلس به متون مزبور حیات نوینی بخشید. پس از وی به کمک مردانی مانند وزال ، آمبروازپاره ، استاش ، فالوپ ، وارول و دیگران علم تشریح به پیشرفت قابل ملاحظه ای نائل آمد، و در نتیجه ، بیماری های داءالعرق و تیفوس و سیاه سرفه شرح و تفسیر شد. در قرن هفدهم میلادی ، تحت تأثیر عقاید و افکار فلسفی علم طب به پیشرفت خود ادامه داد و در آن موقع سه مکتب طبی بدینسان بوجود آمد:
1 - طب کیمیاوی از سیلویوس . 2- طب مکانیکی از برلی . 3 - طب حیاتی از اشتال کمی بعد هاروی گردش خون (دوران دم ) را که اکتشافی بسیار مهم و جاویدان میباشدکشف کرد و اسلی و پکه به کشف طریقه و دستگاه لنفاوی نائل آمدند. و باری لونهوئک ذره بین (میکرسکپ ) را کشف کرد. در اواخر قرن هیجدهم میلادی و اوایل قرن نوزدهم ، لاوازیه به کشفیاتی در شیمی نائل آمد که در نتیجه علم وظایف الاعضاء بر پایه ٔ نوینی استوار شد، و کمی بعد به کمک نظریات پینل و بیئو و کرویسار شیوه ٔ تفکری که مبتنی بر اصول قواعد معینی بود از دانش پزشکی حذف گردید. لائنک امتحان ضربان قلب را کشف کرد و در همان ایام بویان ، رستان ، رایه ، اندرال ، تروسو و ریکر طب را بصورت دانشی تجربی درآوردند. آنگاه پاستور با کشف علم میکرب شناسی راه نوینی را که تا آن روز دانشمندان بدان پی نبرده بودند به روی دانش طب بازکرد و در نتیجه ، طب و جراحی به پیشرفت عظیمی نایل آمد و در همان روزگار دانش شیمی و فیزیک به صحت علم تشخیص امراض کمک بسزائی کرد و تزریقات زیرجلدی نیز کار استعمال دارو را آسان تر ساخت ، و خلاصه در حدود سال 1920 م. اصول درمان و پیشگیری از امراض بوسیله ٔ سرم و معالجه از طریق استعمال عصاره ٔ بعض اعضا بوجود آمد.
- طب تجربی ؛ پزشکی آزمایشی. (فرهنگستان ).
- طب حیاتی ؛ یکی از سه مکتب طب در قرن 17 میلادی که پایه گذار آن اشتال بوده است. رجوع به طب شود.
- طب روحانی ؛ (اصطلاح تصوف ) طب روحانی علمی است به کمالات قلوب و امراض آن و دوای آن و کیفیت حفظ صحت آن و اعتدال جسمانی وروحانی آن ، و رد امراض که متوجه است بسوی آن قلب. وطبیب در اصطلاحشان شیخی باشد که عارف بود به طب روحانی ، و قادر باشد بر ارشاد و تکمیل قلب. (کشاف اصطلاحات الفنون ). بباید دانست که تدبیر حاصل کردن منفعت آنچه نافع بود از اعراض نفسانی ، و دفع مضرت آنچه مضرت است ، طبیبان این را طب روحانی گویند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). دانش به کمالات دلها و آفات و امراض و داروهای آن و دانستن چگونگی حفظ صحت و اعتدال وی. (از تعریفات جرجانی ).
- طب کیمیاوی ؛ یکی از سه مکتب طبی که در قرن هفدهم میلادی بوجود آمد و پایه گذار آن سیلویوس بود. رجوع به طب شود.
- طب مکانیکی ؛ یکی از سه مکتب طب در قرن هفدهم میلادی که پایه گذار آن برلی بوده است. رجوع به طب شود.

طب. [ طِب ب ] (اِخ ) نام شهری است. رجوع به تب شود.

طب. [ طُب ب ] (اِخ ) موضعی است. (منتهی الارب ).

معنی طب به فارسی

طب
علاج کردن، درمان کردن، علاج جسم ونفس ، پزشکی
۱ - ( مصدر ) درمان کردن علاج کردن . ۲ - ( اسم ) معالجه ( جسم و روح ) پزشکی . ۳ - علمی که درباره امراض و طرز تداوی مرضی و پیشگیری نا خوشی ها مطالعه و مداقه می کند دانش تداوی امراض پزشکی . یا طب تجربی . قسمتی از علم پزشکی که با مشاهده و تجربه تداوی امراض را مورد مطالعه قرار می دهد پزشکی آزمایشی . یا طب پیشگیری . قسمتی از علم پیشگیری امراض را مورد مطالعه قرار می دهد و جزئی از علم بهداشت است . یا طب جالینوسی . طرز تداوی امراض که منسوب به جالینوس است و آن عبارت است از طرز معالجه و تداوی با اصول قدیمی بر پایه استفاده از کوبیده و عصاره گیاهان یا انساج مختلف گیاهی و ندرتا حیوانی و تقسیم بندی مزاج ها و طبایع انسان ( بلغمی و سوداوی و دوموی و صفراوی ) یا طب حیاتی . یکی از سه مکتب طب در قرن ۱۷ م . که پایه گذار آن اشتال بود . یا طب روحانی . علم بکمالات قلب و آفات و امراض آن و علم به داروهای علاج آن و چگونگی حفظ صحت و اعتدال آن . یا طب قانونی . قسمتی از علم پزشکی که با مقررات حقوقی جامه سر و کار دارد . یا طب کیمیاوی . یکی از سه مکتب طب که در قرن ۱۷ م . به وجود آمد و پایه گذار آن سیلویوس بود . یا طب مکانیکی . یکی از سه مکتب طب که در قرن ۱۷ م . که پایه گذار آن برلی بود .
موضعی است
[پزشکی] ← دانش پزشکی
[addiction medicine] [اعتیاد] شاخه ای از پزشکی که به درمان و بازتوانبخشی معتادان به مواد و الکل می پردازد متـ . اعتیادپزشکی addictionology, narcology
کتابی که خاصه معالجات امراض نسائ در آن مذکور باشد .
[reflexology] [پزشکی] نوعی روش درمان که در آن با استفاده از تحریک نقاطی در دست و پا، به تسکین درد و معالجۀ نقاط دیگر بدن می پردازند
[acupuncture] [پزشکی] نوعی روش درمان که در آن سوزن های ظریفی را در نقاط خاصی از بدن فرومی کنند و هدف از آن تسکین درد یا معالجۀ اختلالات مربوط به دستگاه های مختلف بدن است
[acupressure] [پزشکی] نوعی روش درمان که با فشار انگشتان بر روی نقاط خاصی از بدن باعث تسکین درد یا ایجاد بی حسی یا تنظیم کارکرد بخش هایی از بدن می شود
[herbal medicine, herbalism] [پزشکی] نوعی نظام درمان‍ی که در آن منحصراً از داروها و فراورده های گیاهی استفاده می شود متـ . پزشکی گیاهی
یکی از سه مکتب طب در قرن ۱۷ که پایه گذار آن برلی ۴ بوده است .
یکی از سه مکتب طب در قرن ۱۷ بوجود آمد و پایه گذار آن سیلویوس ۲ بود.
[پزشکی] ← دانش پزشکی
[پزشکی] ← دانش پزشکی

معنی طب در فرهنگ معین

طب
(طِ بّ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) درمان کردن . ۲ - (اِ.) معالجه . ۳ - پزشکی .

معنی طب در فرهنگ فارسی عمید

طب
علمی که دربارۀ انواع بیماری ها و طریق معالجۀ آن ها بحث می کند، پزشکی.
* طب روحانی: (پزشکی) [قدیمی] علم به حالات قلب و علاج آفات آن و چگونگی حفظ اعتدال جسمانی و روحانی.
* طب سوزنی: (پزشکی) از روش های طب سنتی که از سالیان دراز در چین متداول بوده و در آن اعضای خاصی در بدن را با سوزن های فلزی تحریک یا بی حس می کنند تا بعضی امراض را معالجه کنند، سوزن پزشکی.

طب در دانشنامه اسلامی

طب
در کتاب قانون ابن سینا در تعریف طب آمده است :
طب، دانشی است که از آن، حالات بدن انسان از لحاظ تندرستی و نبود آن، شناخته می شود و هدف از آن، حفظ تندرستی موجود و تلاش برای بازگرداندن آن است هنگامی که از دست می رود.
تعریف علم طب، گروه مطالعات و ترویج طب مکمل ابن سینا، بازیابی : 27 اسفند 1391
ابن سینا نه تنها یکی از بزرگ ترین فیلسوفان جهان ، بلکه همچنین یکی از برجسته ترین چهره ههای تاریخ پزشکی در همه دورانهاست .
مهم ترین اثر وی در پزشکی کتاب قانون (القانون فی الطب ) است که بخش یکم (یعنی کتاب اول ) آن را پیش از ۴۰۶ق /۱۰۱۵م ، یعنی در حدود سن ۳۵ سالگی تألیف کرده است .
← دو کتاب مهم در پزشکی
ابن سینا، افزون بر قانون چند نوشته دیگر نیز در پزشکی دارد که مهم ترین آنها عبارتند از: الارجوزه فی الطب ، که در قالب شعر نوشته شده و ۱۳۲۶ بیت را در برمی گیرد. ابن سینا در این اثر خلاصه مطالب قانون را آورده است . در بخش نخست و کلّی آن ، این مطالب عرضه می شوند: ۱. فیزیولوژی و بیماریهای اعضاء متشابهه الاجزاء بدن (بیتهای ۲۱۳ به بعد)، ۲. علتهای بیماریها (بیتهای ۲۳۸ به بعد)، ۳. نشانه های بیماریها (بیتهای ۳۰۶ به بعد). در بخش دوم آن ، که ویژه پزشکی عملی است ، به این مطالب پرداخته می شود: ۱. بهداشت و رژیم غذایی سالم و حرکات ورزشی (بیتهای ۷۸۰ به بعد)، ۲. اعاده یا بازگرداندن تندرستی (بیتهای ۹۸۹ به بعد)، ۳. جراحی (بیتهای ۱۲۵۲ به بعد). متن ارجوزه همراه با ترجمه فرانسوی و نیز لاتینی آن از سده ۱۳م ، به کوشش هانری ژائیه و عبدالقادر نورالدین ، درپاریس (۱۹۵۶م ) منتشر شده است . ابن سینا همچنین چند ارجوزه دیگر درباره مطالب پزشکی دارد که از آن میان باید از ارجوزه لطیفه فی قضایا بقراط الخمس و العشرین نام برد که پرداختی است از نوشته منحول بقراط به نام «رازهای بقراط یا جعبه عاج ».
مقاله فی احکام الادویه القَلبیه
افزون بر اینها، ابن سینا نوشته ای دارد با عنوان مقاله فی احکام الادویه القَلبیه که آن را به نام الشریف السعید ابوالحسن بن حَسَنی نوشته بوده و شامل دو بخش است . در بخش نخست و کلی آن مسائل نظری مربوط به فیزیولوژی ، وظایف و بیماریهای قلب و نیز تأثیر هیجانهای عاطفی (مانند شادی و اندوه ، تنهایی و ترس ، خشم و نفرت ) بر فعالیت قلب انسان ، عرضه می شود؛ در بخش ویژه ای از آن ، ابن سینا، به وصف داروهای ساده که برای تنظیم فعالیت قلب سودمندند، می پردازد و نامهای داروها را به ترتیب حروف الفبا برمی شمارد. در کنار اینها می توان از رساله القُوَی الطبیعیه، رساله فی الفَصد، رساله معرفه التنفّس و النَبض ، رساله فی البَول ، رساله شَطر الغِب ّ (درباره تبهای ِ نوبه ای )، رساله فی القولَنج ، رساله فی ذکر عدد الامعاء و چند رساله دیگر نام برد.
شهرت کتاب قانون
...
پِزِشْکی اِسْلامی (پزشکی دورۀ اسلامی)، نظام پزشکی نوینی که تمدن اسلامی با بهره گیری از سنت های پزشکی یونانی، ایرانی و هندی بنیاد نهاد و پژوهشگران معمولاً آن را پزشکی عربی می نامند.
عنوان(پزشکی دورۀ اسلامی) برای «نظام پزشکی کشورهای اسلامی در سده های میانه» مناسب نیست؛ زیرا بسیاری از پزشکان این دوره و اتفاقاً برجسته ترین آن ها، همچون رازی ، اهوازی و ابن سینا ایرانی بوده اند، هرچند که اینان نیز آثار علمی خود را به عربی نوشته اند.در واقع عنوان «پزشکی اسلامی» برای این نظام مناسب تر است؛ زیرا هرچند بسیاری از پزشکان این روزگار و به ویژه همۀ جندی شاپوریان مسیحی و برخی از آنان چون ابن میمون یهودی بوده اند، اما همۀ آنان در فضای فرهنگ اسلامی می زیسته اند.
مقصود از واژۀ «اسلامی»
مقصود از واژۀ «اسلامی» در این عبارت نیروی فرهنگی ای است که جریانات فرهنگی متعددی را در یک جا گرد آورد و آن ها را پیش راند.در سراسر سده های میانه، پزشکان اروپایی بی هیچ گفت وگو از پیروان این سنت پزشکی بودند.اما با پیدا شدن تردید در اصول پزشکی کهن (همچون نظریات اخلاط و طبایع اربعه) به ویژه از آغاز سدۀ ۱۸ نظام پزشکی نوینی که در کشورهای اروپایی شکل گرفت که با همۀ نظامهای کهن و از جمله پزشکی اسلامی، تفاوتی بنیادین داشت.این نظام نوین، پس از راه یابی به جهان اسلام ، اندک اندک پزشکی اسلامی را کنار زد و جایگزین آن شد.سنت کهن ـ که از پس پزشکی سنتی نامیده می شد و دیگر از حمایت فرهیختگان برخوردار نبود ـ به سرعت با باورهای عامیانه درآمیخت، چندان که امروزه متمایز ساختن آن ها از یکدیگر دشوار می نماید.در واقع همۀ نظام های کهن پزشکی و از جمله پزشکی اسلامی، اگر با معیارهای کنونی سنجیده شوند، تفاوت چندانی با پزشکی عامیانه نخواهند داشت و بدین اعتبار برجسته ترین آثار پزشکی دورۀ اسلامی را نیز می توان درشمار مجموعه هایی مدون از آموزه های پزشکی عامیانه یاد کرد.اما در این مقاله همواره مقصود از «پزشکی عامیانه» و «باورهای عامیانه»، آموزه هایی است که به قیاس اندیشه های رایج در میان فرهیختگان آن روزگار عامیانه می نموده است.
حیطه بحث
در این مقاله تنها به سیر تحولات پزشکی عمومی در جهان اسلام اشاره می شود و سیر تحول دیگر شعب علوم پزشکی در ضمن مقالات بیمارستان، داروشناسی و داروسازی، چشم پزشکی، دندان پزشکی و دندان سازی، تشریح ، جراحی (ه م م) خواهد آمد و از کسانی که تنها در یکی از این شعب نام آور بوده اند، (چون گیاه داروشناسان برجستۀ اندلسی) جز به ضرورت یاد نخواند شد.
پیشینه
...
این کتاب (طب الائمة علیه السّلام)، به زبان عربی، نوشته دو برادر به نام های عبدالله و حسین، فرزندان بسطام بن شاپور زیات نیشابوری از محدثان شیعی قرن چهارم هجری است.
موضوع کتاب، روایاتی از ائمه علیه السّلام در باره علم طب و فواید و مضرات مواد غذایی و بیان داروهای گیاهی و ادعیه می باشد.مؤلفان این کتاب که به یکی از مرزهای آن زمان سفر کرده و با مشکلات بهداشتی و پزشکی رزمندگان مسلمان در آن دوران، مانند تغییر آب و هوا و بیماری های تازه روبه رو شدند، تصمیم به تدوین کتابی گرفتند که دستورات بهداشتی اسلام را از زبان ائمه معصومین علیه السّلام بیان کند.کتاب، از کتب مورد استناد بزرگانی چون شیخ حر عاملی در « وسائل الشیعه » و علامه مجلسی در « بحار الانوار » است.
طب الأئمة(ع)، اثر پسران بسطام(عبدالله و حسین)، کتابی روایی است که به قلم احمد بانپور، به فارسی روان و سلیس، ترجمه شده است.
دکتر هادی نقیبی، به عنوان مشاور پزشکی، بر تدوین کتاب، نظارت داشته است.
در ابتدای کتاب، مقدمه ای که ظاهرا از آن مترجم است، گنجانده شده است. در این مقدمه، ضمن معرفی اجمالی خاندان بسطام بن سابور زیات، به این نکته اشاره شده است که راوی این کتاب، ابن عیاش از دوستان نجاشی بوده و با پدر نجاشی هم رفت وآمد داشته است، ولی نجاشی از او حدیثی نقل کرده و این دلیل بر آن است که کتاب، مورد تأیید نجاشی نبوده است .
به نظر نویسنده مقدمه، عدم نقل مطالب این کتاب توسط نجاشی، شاید دلیل دیگری داشته باشد که ما از آن بی خبریم و چه بسا او از اصل این کتاب، خبر نداشته است و یا پس از مرگ نجاشی این کتاب عرضه شده است و نیز باید گفت: شاید روایت ابن عیاش در این کتاب، مورد تأیید او نبوده است؛ زیرا علمای بزرگ شیعه، از کتاب های او تجلیل کرده اند، چنان که سید صدر در «تأسیس الشیعة» از ابن عیاش تجلیل فراوان می کند. دانشمندان دیگری مانند علامه مجلسی به دفعات از این کتاب تعریف و تمجید می کند .
مترجم، تنها به ترجمه روایات و متن اصلی کتاب پرداخته و ادعیه وارده را ترجمه ننموده است.
فهرست مطالب، در ابتدای کتاب آمده و در پاورقی ها، علاوه بر ذکر منابع، به ترجمه برخی از آیات و روایات مذکور در متن پرداخته شده است.
طب الائمة(ع)، به زبان عربی، نوشته دو برادر به نام های عبدالله و حسین، فرزندان بسطام بن شاپور زیات نیشابوری از محدثان شیعی قرن چهارم هجری است.
موضوع کتاب، روایاتی از ائمه(ع)در باره علم طب و فواید و مضرات مواد غذایی و بیان داروهای گیاهی و ادعیه می باشد.
مؤلفان این کتاب که به یکی از مرزهای آن زمان سفر کرده و با مشکلات بهداشتی و پزشکی رزمندگان مسلمان در آن دوران، مانند تغییر آب و هوا و بیماری های تازه روبه رو شدند، تصمیم به تدوین کتابی گرفتند که دستورات بهداشتی اسلام را از زبان ائمه معصومین(ع) بیان کند.
کتاب، از کتب مورد استناد بزرگانی چون شیخ حر عاملی در «وسائل الشیعة» و علامه مجلسی در «بحار الانوار» است.
کتاب، شامل 409 حدیث است که در 245 عنوان آمده و ذیل هر عنوان یک یا دو خبر نقل شده است.
حجامت، از روش های بسیار کهن خون گیری در طب پیش گیری (حفظ الصحّه) و درمان بیماری ها، که معمولا همراه با فصد ذکر می شود.
واژه حجامت، از ریشه حج م، به معنای مکیدن است.
قدمت
ترجمه برخی آثار یونانی به عربی درباره حجامت، چون الفصد و الحجامة از بقراط، فی الحجامة از جالینوس، نقل قول های رازی از پزشکان یونانی (مثلاً )، اشاراتی در آثاری چون داستان های بیدپای، برخی نقش های باقی مانده از مصر باستان و مطالبی در تلمود، نشان دهنده قدمت و گستردگی جغرافیایی کاربرد این روش در دنیای کهن است.
عربستان
حجامت در عربستان پیش از اسلام نیز رواج داشته ولی ظاهرآ، به سبب توصیه های پیامبر و امامان، پس از اسلام رواج بیشتری یافته است.
آثار تألیف شده
...
القانون فی الطب از شاه کارهای علم پزشکی است که به قلم شیخ الرئیس، حکیم، ابوعلی سینا، به رشته تحریر درآمده است. این اثر، پس از تألیف، مورد توجه پزشکان و محققان بسیاری قرار گرفت که ترجمه، شرح و تحشیه های گوناگون، مؤید این مدعا است.
ترجمه قانون به زبان های مختلف از جمله کارهایی است که پیرامون این اثر انجام شده است. در این میان چندین ترجمه به زبان فارسی به چشم می خورد؛ از جمله ترجمه هایی که اخیراً از این اثر صورت گرفته است، ترجمه فارسی به قلم آقای علیرضا مسعودی است. وی، در باره انگیزه اش پیرامون ترجمه قانون، چنین می نویسد: از ابتدای آشناییم با طب، به سراغ کتاب قانون شیخ الرئیس، ابوعلی سینا رفتم و ترجمه موجود از آن را برای استفاده تهیه کردم، سپس به دلیل نارسا بودن برخی عبارات، بهتر دیدم که به متن عربی قانون مراجعه نمایم تا شاید از طریق زبان اصلی بهتر بتوانم با موضوع، ارتباط برقرار نموده و به نظریات طبی شیخ، واقف گردم و طبعاً در پاره ای از موارد به تطبیق ترجمه موجود از قانون با متن عربی آن می پرداختم و در این بین به تفاوت های بسیاری در آن پی بردم؛ به طوری که در بسیاری از موارد برای درک و اطمینان بهتر به ناچار باید به متن عربی قانون مراجعه می کردم و ترجمه نمی توانست من را از متن اصلی بی نیاز کند و به تدریج با دقت بیشتر و با آشنایی با استاد محقق جناب آقای اسماعیل ناظم، به اتفاق به اشتباهات اساسی و فاحش در برگرداندن متن عربی به فارسی برخورد نمودیم که استفاده درست از یک کتاب علمی و فنی را دچار تردید و آن را از درجه اعتماد و اعتبار ساقط می نمود؛ آن هم کتابی به اهمیت قانون که مرجع و منبع بی بدیل در علم طب شمرده می شود، لذا به این نکته توجه نمودیم که اگر بنا باشد طب سنتی از انزوا خارج گردد و از اضمحلال نجات یابد، باید کتاب های منبع و معتبر این علم را دریافت و در این زمینه از جمله کارهای لازم، تصحیح و تنقیح و ترجمه دقیق متون و منابع اصیل این علم می باشد. تصحیح و بازنویسی متون فارسی طب به سبب تغییرات و تفاوت هایی که در نوشتار و واژگان آن پدیدار گردیده است و در کنار آن ترجمه متون عربی ضروری می باشد.
کتاب قانون در پنج بخش(به تعبیر مؤلف، در پنج کتاب)، به رشته تحریر درآمده است:
کتاب اول: مبانی و کلیات طب.
کتاب سوم: بیماری های جزیی که در هر یک از اندام بدن از سر تا قدم رخ می دهد.
قرآن و طب مجموعه مقالات اولین همایش پژوهش های قرآنی حوزه و دانشگاه است که به همت جمعی از نویسندگان و محققان به دنبال فراخوان همایش ملی قرآن و علوم روز و با بررسی و دقت نظر از بین تعداد زیادی از مقالات واصل شده انتخاب و توسط حجة الاسلام محسن عباس نژاد گردآوری شده است.
این مجموعه بر آن است تا باب تعمق و تفکر در حوزه معارف قرآنی را گسترش دهد. صد البته که در این دریای وسیع، به جز قطره ای حاصل نشده است، و این تنها آغازی بر توسعه زاویه تحقیق در پهنه دریای بیکران معارف قرآنی است و میدان برای تحقیقات گسترده تر و مطالعات عمیق و زیربنایی، فراوان گسترده است.
این اثر مجموعه ای از مقالات از نویسندگان متعدد است که در چهار بخش تدوین شده است. هر یک از بخش ها نیز مشتمل بر فصول و زیرفصل های متعدد است.
در مقالات این مجموعه بسیاری از مباحث ارزشمند علم طب مورد بررسی قرار گرفته است. تفاوت این مجموعه با دیگر نگاشته های طبی در این است که محور مباحث مطرح شده دراین مقالات بر اساس آموزه های قرآنی است بنابراین این مقالات را می توان به نوعی نمونه های کامل در طب اسلامی به شمار آورد.
بنابراین این اثر را نمی توان در حوزه طب سنتی و یا طب جدید بررسی نمود. هر چند نویسندگان این آثار بر اساس آموخته هایشان در دانش طب دست به نگارش این مقالات زده اند.
کلید واژه ها: دانش طب، کتب طبی، آثار طبی مسلمانان، حنین بن اسحاق، جندی شاپور، الحاوی، قانون، کامل الصناعه، فردوس الحکمه، ذخیره خوارزمشاهی، تاریخ طب
به برکت تعالیم اسلامی مسلمانان به توفیقات بزرگی در علم طب، ترجمه و تألیف متون پزشکی دست یافتند. تلاش های علمی آنان در این عرصه از سویی موجب ماندگاری آثار گذشتگان و از سوی دیگر باعث توسعه دانش پزشکی در شاخه های مختلف شد چنانچه نگاه منصفانه به تاریخ تمدن بشری نشان می دهد پیشرفت غربیان در عرصه پزشکی در دوره های بعدی به شدت مرهون آثار طبی مسلمانان است و اگر چه مع الاسف دوران رنسانس غرب و توجه آنان به تحصیل دانش های مختلف من جمله پزشکی، مصادف شد با دوران رکود تمدن اسلامی، اما سهم زیاد مسلمانان در تاریخ طب روشن تر از آن است که بتوان آن را انکار نمود.
نگاهی گذرا به تاریخ تمدن اسلامی نشان می دهد علم طب همواره از جایگاه رفیعی در بین مسلمانان برخوردار بوده است چنانچه لفظ مقدس حکیم در تمدن اسلامی هم به طبیب و هم به فیلسوف اطلاق می گردیده است. بی شک از مهمترین علل توجه مسلمانان به دانش طب، توجه پیشوایان دین به این دانش ارزشمند است. در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام دانش طب همسنگ با علم دین و در کنار آن مورد توصیه قرار گرفته است. و پیامبر و اهل بیت علیهم السلام خود در کنار رسالت تعالی روح افراد، با توصیه های طبی آن ها را در نگه داشتن سلامت جسمشان نیز یاری می نمودند. شاهد این مدعا کتاب های روایی بر جای مانده در این موضوع با عنوان طب النبی، طب الائمه، طب الصادق و طب الرضاست.
علم طب در دوره اسلامی با ترجمه کتاب های یونانی و هندی در این رشته آغاز شد. جندی شاپور از اولین مراکز علمی مسلمانان است که طرفدار ترجمه کتب پزشکی یونانی و احتمالا سنسکریت بود.
شهر «جندی شاپور» را شاپور اول ساسانی (241-272 م ) به هم چشمی «انطاکیه » که از بلاد رومی محسوب می شد، در اهواز ساخت . بعداً انوشیروان (531-579 م ) که خود پادشاهی عالم و حکیم بود، در آن شهر مدرسه و بیمارستان عظیم و نامدار «جندی شاپور» را تأسیس کرد که هم مدرسه و مرکز تحصیل طب و فلسفه بود و هم بیمارستان و دارالشفای مریضانی که بدان جا رجوع می کردند. قسمتی از استادان بزرگش مسیحی نسطوری مذهب بودند که پس از بسته شدن مدارس فلسفی یونانی به فرمان امپراطور روم ، از «رُها» و دیگر مراکز علمی و فلسفی گریخته بودند. انوشیروان از وجود آن ها برای تأسیس مدرسه ی جندی شاپور استفاده کرد و به علاوه جمعی از مسیحیان یعقوبی مذهب را نیز در آن مدرسه به کار واداشت .
اساتید علمی و طبی جندی شاپور هر کدام که پس از انقراض دولت ساسانی و تشکیل دولت اسلام باقی بودند عموماً داخل حوزه ی اسلام شدند و چه از طریق تعلیم و ترجمه ی کتب علمی و چه از طریق طبابت و عمل پزشکی در خدمت خلفا و وزراء و اعیان اسلامی خدمت می کردند. به نظر دکتر علی اکبر ولایتی در کتاب "پویایی فرهنگ و تمدن اسلامی" توجه و علاقه مندی به آثار علمی و پزشکی فرهنگ های کهن تر به ویژه یونانی در دوران خلافت عباسی به تشویق این پزشکان مسیحی درباری بود که به زبان یونانی و سریانی می خواندند یا سخن می گفتند.
در کتاب طب و طبیب و تشریح نوشته علامه بزرگوار حسن زاده آملی به نقل از کتاب پزشکی نامه میرزا علی اکبر طبیب کرمانی آمده است: «در زمان ملوک بنی امیه و بنی عباس بعضی از اطبای یهود و نصارا از قبیل جویه یهودی و بختیشوع نصرانی را استخدام کردند و ترویج این فن شریف را می نمودند. هارون رشید و پسرش مامون را در طلب علوم فلسفه و طبیه رغبتی تمام بود، و مامون را بیشتر؛ چنان که از اطراف و اکناف عالم حکم به جمع آوری علماء و اصحاب معارف را می کرد و آن ها را بسیار گرامی می داشت و کمال جدَ و جهد را در ترجمه کتب فلاسفه یونانی به زبان عربی می داشت. و مترجمینی که بر آن ها اعتماد بسیار می نمود چهار نفر بودند: حنین بن اسحاق عبادی، و یعقوب بن اسحاق کندی، و ثابت بن قره حرانی، و علم بن فرجان طبری. و مولفات فیثاغورس و افلاطون و ارسطاطالیس و بقراط و جالینوس را از زبان یونانی به زبان عربی ترجمه نمودند. و همچنین عبدالرحمن اموی ملقب به ناصر در اندلس نیز در ترجمه این علوم به نهایت راغب بود».
در بین این ها حنین بن اسحاق جایگاه ویژه ای در ترجمه کتب طبی دارد. حنین ده سال پیش از مرگش نوشت که فقط از آثار جالینوس 95 اثر را به سُریانی و 34 اثر را به عربی برگردانده است.


طب در جدول کلمات

طب
پزشکی
در طب و داروسازی بکار می رود
اب مقطر
فلزی سفید که در طب به کار می رود
بیسموت

معنی طب به انگلیسی

physic (اسم)
طب
medicine (اسم)
دارو ، پزشکی ، طب ، دوا ، علم طب ، علم علاج
medical profession (اسم)
طب

معنی کلمه طب به عربی

طب
طب
وخز بالابر
طب

طب را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

ستایش ١٨:٤٨ - ١٣٩٥/١٢/٠٤
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
مَد (اوستایی)
دُروپ (اوستایی: دْروو druv)
کایاژ (سنسکریت: کایَچیکیتسا)
آیور yurã (سنسکریت: آیوروِدَ)
وَگید (سنسکریت: وَئیدیَکَ)
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• طب سنتی دکتر روازاده   • آموزش طب سنتی   • طب سنتی تلگرام   • طب سنتی چیست   • طب سنتی لاغری   • طب سنتی ایران   • طب سنتی ریزش مو   • طب سنتی اسلامی   • معنی طب   • مفهوم طب   • تعریف طب   • معرفی طب   • طب چیست   • طب یعنی چی   • طب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی طب
کلمه : طب
اشتباه تایپی : xf
آوا : tebb
نقش : اسم
عکس طب : در گوگل


آیا معنی طب مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )