برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1287 100 1

طرب

/tarab/

مترادف طرب: خوشی، رامش، سرور، شادمانی، شادی، عشرت، عیش، نشاط

متضاد طرب: اندوه، غم

معنی اسم طرب

اسم: طرب
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: شادمانی، خوشی

معنی طرب در لغت نامه دهخدا

طرب. [ طَ رَ ] (ع اِمص ) شادمانی.(منتهی الارب ) (آنندراج ). فرح. فیریدگی. کروز. کروژ.نشاط. رامش. خوشی. خوشدلی. سرور. نشاط کردن و شاد شدن و شادی و نشاط و با لفظ کردن مستعمل :
با دوست به خرگاه طرب کردن عُشاق
خوشتر بود اکنون و طرب کردن گلزار.
امیرمعزی (از آنندراج ).
|| سبک شدن از غایت شادی. (مجمل اللغة). سبک شدن از غایت شادی یا از غایت اندوه. (تاج المصادربیهقی ). سبک شدن از غایت شادی و یا از غایت اندوه یا از غایت آرزو. (زوزنی ) (دهار). شوق. لهو. ملهی :
بنزدیک برزو بود روز و شب
به آواز او باشد او را طرب.
فردوسی.
یکی هفته با جشن و با باده بود
شب و روز جام طرب میفزود.
فردوسی.
جوان را چه باید به گیتی طرب
که نی مرگ را هست پیری سبب.
فردوسی.
بوستان بانا حال و خبر بستان چیست
و اندرین بستان چندین طرب مستان چیست.
منوچهری.
امیری شدم آن زمان زآن سبیل
ز لهو و طرب گرد من لشکری.
منوچهری.
گاه آن است که از محنت و سختی برهند
جای آن است که امروز کنم من طربی.
منوچهری (دیوان ص 162).
تا طرب و مطربست مشرق وتا مغربست
تا یمن و یثرب است آمل و استارباد.
منوچهری.
دیگران در لهو و طرب بدو اقتدا میکنند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 393). امیر با ندیمان نشاط شراب کرد و ننمودبس طربی که دلش سخت مشغول بود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 431). در شهر چندان شادی و طرب و گشتن و شراب خوردن و مهمانی رفتن و خواندن بود که کس یاد نداشت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 256).
بهیچ چیز نباشند عاشقان خرسند
نه شان بهجر شکیب و نه شان بوصل طرب.
قطران.
علم و حکمت را طلب کن گر طرب جوئی همی
تا بشاخ علم و حکمت پرطرب یابی رطب.
ناصرخسرو.
داری طرب کن ، نداری طلب کن. (خواجه عبداﷲ انصاری ).
آری چو پیش آید قضا مروا شود چون مرغوا
جای شجر گیرد گیا جای طرب گیرد سجن.
امیرمعزی.
روز می خوردن و شادی و نشاط و طرب ...

معنی طرب به فارسی

طرب
شادشدن ، اهتزا وجنبش ازشادی ونشاط ، شادمانی
۱ - ( مصدر ) شاد شدن شادمان گردیدن . ۲ - ( اسم ) شادی شادمانی نشاط . ۳ - انس با حق تعالی . یا عمله طرب . هیئت مطربان .
نام اسب حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم .
( اسم ) محل شادی و سرور .
دهی از دهستان در بقاضی بخش حومه شهرستان نیشابور - ۳ هزار گزی جنوب نیشابور .
آراینده انجمن سرور و خوشحالی
( صفت ) آراینده انجمن سرور و خوشحالی گرم کننده مجلس بزم .
( اسم ) محل سرور و طرب : طرب آشیان بلبل بنگر که زاغ دارد ( حافظ ) .
آن که یا آن چه شادی را بیفزاید .
( اسم ) سازی است از مقیدات آلات ذوات الاوتار ( سازهای زهی ) که بر آن شش وتر ( زه ) بندند و پنج وتر ( زه ) آن بطریق اصطحاب و معهود عود باشد ویک وتر ( زه ) را بهر طریق که ساززن بخواهد .
۱ - آن که موجب طرب گردد مسرت انگیز . ۲ - ( اسم ) یکی از آلات ذوات الاوتار ایرانی که با کمان نوازند و آن دارای چهار دسته و چهار کاسه است و هر دسته را پنج زه است . ۳ - گوشه ایست از دستگاه ماهور .
( مصدر ) شادی طلبیدن استطراب .
( صفت ) آنکه ( محلی که ) طرب آورد .
طرب انگیز که طرب آورد
یکی از مقیدات آلات ذوات الاوتار و آن سازیست بر شکل شش تای با این تفاوت که بر سطح وی از طرفین اوتار کوتاه بندند . ...

معنی طرب در فرهنگ معین

طرب
(طَ رَ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) شاد شدن . ۲ - (اِمص .) شادی .
( ~ . ش یا شَ) [ ع - فا. ] (ص فا.) آن چه که ایجاد شادی کند.
(بِ طَ رَ) [ فا - ع . ] (اِمر.) شراب انگوری ، آب عشرت .

معنی طرب در فرهنگ فارسی عمید

طرب
شادی، شادمانی.
جایگاه طرب و شادی.
آرایندۀ مجلس طرب و شادی، گرم کنندۀ مجلس بزم.
آشیانۀ طرب، مکان طرب و شادی.
آنچه شادی و طرب را بیفزاید، افزایندۀ طرب.
۱. آنچه موجب طرب و شادی گردد: بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن / به شادی رخ گل بیخ غم ز دل برکن (حافظ: ۱۰۲۰).
۲. (اسم) (موسیقی) گوشه ای در دستگاه ماهور.
۳. (اسم) (موسیقی) سازی زهی که با کمان نواخته می شود.
طرب سرای، جای شادی و طرب، محل عیش وعشرت.
طرب انگیز، جایی که طرب آورد.
نوعی ساز زهی دارای شش تار.
طرب خانه، محل عیش وعشرت.
آنچه طرب بیاورد، آنچه ایجاد شادی و طرب کند: آن جام طرب شکار بر دستم نه / وآن ساغر چون نگار بر دستم نه (حافظ: ۱۱۱۱).
نامه ای که حکایت از شادی و طرب کند، نامه ای که خواندنش شادی و طرب بیاورد.

طرب در دانشنامه اسلامی

طرب
طَرَب، سبکی و نشاط ناشی از شدت اندوه یا خوشحالی می باشد.
از آن به مناسبت در باب تجارت در بحث غنا سخن گفته اند.
تعریف طرب
طرب عبارت است از سبکی و نشاطی که بر اثر شدت اندوه یا خوشحالی بر انسان عارض می شود.
اختلاف نظر فقهاء در معنای غنا
فقها در معنای غنا اختلاف نظر دارند. برخی در تعریف آن، طرب آور بودن را قید کرده اند. بنابراین، غنا عبارت است از آوازی که شنونده را به طرب آورد. این قول به مشهور نسبت داده شده است.
مقصود از طرب آور بودن
...

ارتباط محتوایی با طرب

طرب در جدول کلمات

طرب
شاد شدن
آواز طرب انگیز چند تن که با هم بخوانند
,,,,

معنی طرب به انگلیسی

mirth (اسم)
شادی ، نشاط ، خوشی ، طرب ، سرور ، خوشحالی ، عیش ، شنگی
delight (اسم)
حیرت ، لذت ، شوق ، خوشی ، طرب ، سرور
joy (اسم)
لذت ، خوشی ، طرب ، سرور ، فرح ، خرسندی ، مسرت ، حظ
cheerfulness (اسم)
طرب ، سرور ، فرح
joviality (اسم)
طرب ، شوخ بودن
jollification (اسم)
خوشی ، طرب ، طربناک کردن

معنی کلمه طرب به عربی

طرب
بشاشة , هزل
بشوش

طرب را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مصیب مهرآشیان مسکنی
طرب=شادی تفسیر پارسیان است ولی عرب برای طرب تعریف خاصی ندارد چون لرز و خشم و ناراحتی را هم عرب طرب می نامد و مطرب که فاعل طرب است هم اواز خوان در شادی و غم و هم راه فرعی و هم کوچه باریک معنی شده واین میرساند که در ان شبه جزیره سوزان جهنمی چیزی بنام شادی و شادمانی و نوازنده ونوازنگی وجود نداشته است و شاید مسکر و مسکرات را بصورت پارسیان و مصریان و رومیان نمیدانستند چیست چون مبیذ یا مبید آنها خرمایی بود که در دهن مشک آب قرار میدادند تا اب های ناگواری که از گودال ها و یا چاه های کم عمق آلوده و نامطبوع بر داشت میکردند طعم بهتری بدهد و به همین خاطر آیه منع مسکر سه بار نازل شد و خلیفه دوم باز هم آن مبیذ که دهن مشک میگذارند را میخورد و حتی ساعات آخر عمرش که مجروح بود آنرا به عنوان دارو طبیب به او خوارنید و میگوید از محل اصابت چاقو بیرون زد آنگونه مبید عرب ها را رسول اکرم که عقل کل بوده و خداوند حل وجلاله که سهل است بلکه هرفردی که از بهداشت سر رشته داشته باشد آن را حرام و نهی میکند چون میوه خرما را در دهن یک پوست حیوان یا گوسفندی مرطوب کنی و بگذاری در هوای گرم عربستان غیر از بیماری و عوارض چیزی دیگری ندارد پس همان است که عرب از مطرب و طرب چیزی نمیداند و در قاموس عرب این واژه جایگاهی ندارد و در واژگان اقتباس گرفته واشتقاق یافته طرب بحث زیاد است انشاالله
علی باقری
دادِطرب دادن: در طرب کردن همه ی راه ها و روش ها را بکار گرفتن.
باز گشاد از گره آن بند را
داد طرب داد شبی چند را
شرح مخزن الاسرار نظامی،دکتر برات زنجانی، ۱۳۷۲،ص۲۸۷.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی طرب   • طرب به چه معناست؟   • طرب عراقی   • طرب ‏mp3   • طرب چیست؟   • معنی سیاه رنگ   • طرب عراقي   • تحمیل اغانی عربیه mp3   • مفهوم طرب   • تعریف طرب   • معرفی طرب   • طرب یعنی چی   • طرب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی طرب
کلمه : طرب
اشتباه تایپی : xvf
آوا : tarab
نقش : اسم
عکس طرب : در گوگل

آیا معنی طرب مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )