برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1292 100 1

طرح

/tarh/

مترادف طرح: الگو، مدل، انگار، نگاره، گرده، نقاشی، نقش، نقشه، نمودار، شکل، تصویر، زمینه، قالب، پروژه، پیشنهاد، برنامه، کشیدن، نقاشی کردن، مطرح کردن، ارائه کردن، ارائه دادن

برابر پارسی: برنامه، پیرنگ، پیش نویس، شالوده، نمودار

معنی طرح در لغت نامه دهخدا

طرح. [ طَ ] (اِ) خُچ. درختی است که میوه ٔ آن قابل استفاده میباشد و از آن در جنگلهای ایران موجود است.

طرح. [ طَ ] (ع مص ) انداختن : طرحه و طرح به ؛ انداخت او را. دور گردانیدن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). بیوکندن. (زوزنی ). افکندن. بیرون انداختن. نبذ. ترک. واگذاشتن. بگذاشتن. گذاشتن. بینداختن. || گستردن. انداختن. پهن کردن. کناره گرفتن از کاری. (غیاث اللغات ) (آنندراج ) : و خواجه سخت بزرگ بودی در روزگار، اکنون خواجگی طرح شده است و این ترتیب گذشته است. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 353). || فروختن جنسی بزور به رعایا. (غیاث اللغات و آنندراج هر دو از چراغ هدایت ). رسمی است مقرر که حکام ظالم جنس خود را قیمت افزوده به رعایا و زیردستان دهند. (غیاث اللغات و آنندراج هر دو از خیابان ). نام نوعی خراج که در پیش از قراء میگرفته اند. (مرآت البلدان ج 1ص 337) : بسیار بره و مرغ بر خوان نهادی ، چندانکه کسی از حشم نتوانستی خورد تا شاگردان مطبخ به بازار بردندی و به طرح بفروختندی ، چنانکه هرچه به دیناری خریده بودی به درمی به بازار بفروختندی. (تاریخ سیستان ). ظالمی را حکایت کنند که هیزم درویشان خریدی به حیف و توانگران را دادی به طرح. (گلستان ). || انداختن حروف معجم یا مهمل است از شعر یا انشا به حیثیتی که آن حروف اصلاً در کلام نیاید و این سه قسم است : یکی معطل ، و آن عطلت شعر و نثر است از حروف معجم به حیثیت مذکور. مثال از کلام میرزا بیدل :
علمها محو در اطوار رسوم
حاصل مردم عالم معلوم
همه را درس سلوک اطوار
کوک در درک حصول اسرار.
مثال نثر: «موارد الکلام سواطع الالهام » فیضی فیاضی است که نهایت شهرت دارد، و به از آن این صنعت دیگری را نداده اند. دوم منقوطه ، مقابل معطل که قاطبةً الفاظ منقوطه در کلام آید و غیرمنقوطه اصلاً در کلام نباشد و این صنعت مشکلترین صنایع است. مثالش در نظم از میرزا بیدل :
بجنبش تیغزن چین جبینش
غضب پشتی نشین نقش چینش.
سوم ترک حرفی از حروف تهجی خواه معجم خواه مهمل. مثالش چند بیت از قطعه ٔ سلمان ساوجی که به حذف الف انشاء کرده :
صنعت صدر مسند دستور
میبرد زینت بهشت برین
میکند بخششت به بذل درم
همچو روی سپهر پشت زمین
شد ز روی تو پشت شرع قوی
شد به عدل تو حبل ملک متین. ...

معنی طرح به فارسی

طرح
۱ - ( مصدر ) انداختن دور کردن بیرون انداختن . ۲ - گستردن پهن کردن : طرح بساط . ۳ - افکندن عدد کمتر بعد از دیگری از عدد اکثر مثلا عدد ۲۲ را چهار بار پنج پنج طرح کنید ۲ ماند . ۴ - قایم کردن بنای مکانی . ۵ - گرده تصویری را کشیدن نقاشی کردن. ۶ - نقشه اول چیزی را کشیدن ( ساختمان سد و غیره ) . ۷ - گرده جامه ای را به وجود آوردن . ۸ - فروختن جنسی بزور برعایا . ۹ - انداختن حرف معجم یا مهمل است از شعر یا نثر به حیثیتی که آن حروف اصلا در کلام نیاید و آن سه قسم است : معطل منقوطه ترک حروفی از حروف تهجی خواه معجم خواه مهمل مانند : صنعت صدر مسند دستور می برد زینت بهشت برین می کند ز روی تو پشت شرع قوی شد به عدل حبل ملک متین . ( سلمان ساوجی ) ۱٠ - ( مصدر ) کناره گرفتن از کاری . ۱۱ - ( اسم ) بیرون اندازی . ۱۲ - گسترش . ۱۳ - نقاشی . ۱۴ - ( اسم ) صورت پیکر . ۱۵ - کاسبان هنگام خرید کالا و خوار و بار کشاورزان مقداری اضافه بر کالای وزن شده بر آن افزایند و آن را طرح نامند . ۱۶ - واحدی ورای میمنه و میسره و آن گروهی است که به هنگام جنگ بهر واحد لازم باشد کمک کند احتیاط . ۱۷ - شالده ( بنا و جز آن ) گرده بیرنگ . یا طرح اصفهان . طرح شاه عباسی . یا طرح روی آب . نقش بی ثبات . یا طرح قانون . ۱ - مطرح شدن لایحه قانونی در مجلسین . ۲ - نوعی از اتو کشی که خطوط اتو مثل تار قانون دراز و به هم پیوسته باشد . یا طرح کلامی ( مسئلهای ) به میان در افکندن سخنی یا مسئله ای را . یا به طرح دادن . فروختن جنس بد به زور به رعایا یا نوکران خود . یا به طرح فروختن . به طرح دادن . یا طرح دو کس با هم افتادن . موافقت کردن آن دو با هم . یا طرح سینه دادن . وا کردن .
مکان بعید
[drawing , dessin (fr.)] [هنرهای تجسمی] تصویر بازنمایی شده بر روی سطح به وسیلۀ خطوط
[watershed management plan] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] سند جامعی که به بسیاری از موضوعات مربوط به حوضۀ آبخیز، ازجمله حفاظت از منابع آب و کیفیت و کمیت و آلودگی آن می پردازد
[artillery fire plan table] [علوم نظامی] جدول آما ...

معنی طرح در فرهنگ معین

طرح
(طَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) انداختن ، دور کردن ، افکندن . ۲ - پیشنهاد کردن . ۳ - نقاشی کردن . ۴ - طرح اولیة چیزی را برداشتن . ۵ - فروختن جنسی به زور به رعایا. ۶ - گستردن ، پهن کردن . ۷ - (مص ل .) کناره گرفتن از کاری . ۸ - (اِمص .) بیرون اندازی . ۹ - (اِ.)
( ~ . اَ کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م .) بنیان نهادن .
( ~ . دَ) [ ع - فا. ] (مص م .)۱ - رو - گردانیدن . ۲ - پیشنهاد دادن .
( ~ . تَ) [ ع - فا. ] (مص م .) نقشه کشیدن ، برنامه ریزی کردن .
( ~ . کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م .) ۱ - دور انداختن . ۲ - چیزی را به قهر نزد کسی انداختن . ۳ - پی افکندن ، نقشة کاری را کشیدن .
( ~ . کَ یا کِ) [ ع - فا. ] (ص .) ۱ - نقاش . ۲ - مغلوب ، زبون .

معنی طرح در فرهنگ فارسی عمید

طرح
۱. (نقاشی) تصویر بدون رنگ.
۲. (ادبی) خلاصۀ حوادث یک داستان.
۳. (اسم مصدر) مطرح کردن، پیشنهاد کردن، ارائه کردن.
۴. (اسم مصدر) پی ریزی کردن، بنا نهادن.
۵. نقشه.
۶. مطلب.
۷. (سیاسی) قانونی که برای مطالعه و تصویب تهیه می شود.
۸. (اسم مصدر) [قدیمی] دور انداختن، حذف کردن.
۹. (صفت) [قدیمی] ویژگی آنچه به زور و اجبار فروخته شود.
* طرح افکندن: (مصدر متعدی) [قدیمی] طرح ریختن، بنیان نهادن، پی افکندن.
* طرح ریختن: (مصدر لازم) [مجاز]
۱. برای کاری برنامه ریزی کردن.
۲. (مصدر متعدی) چیزی را از روی نقشه ساختن.
۳. نقشۀ ساختن چیزی را کشیدن.
* طرح کردن: (مصدر متعدی)
۱. نقشۀ چیزی یا کاری را کشیدن.
۲. مطرح کردن، پیشنهاد کردن، ارائه کردن.
۳. [قدیمی] فروختن.
۴. [قدیمی] دور انداختن، رها کردن.
۵. [قدیمی] تحقیر کردن.
نقشه کشی.
نقشه کشی، برنامه ریزی.
۱. نقاش، نقشه کش.
۲. (صفت) [قدیمی] مغلوب، زبون.

طرح در دانشنامه اسلامی

طرح
معنی سَنُلْقِي: به زودي القاء خواهيم کرد (کلمه القاء به معناي طرح و افکندن است )
معنی يُلْقَیٰ: افکنده بشود -افکنده می شود - که القاء شود (کلمه القاء به معناي طرح و افکندن است )
معنی يُلْقِي: القاء می کند (کلمه القاء به معناي طرح و افکندن است و این از مواردی است که باب افعال معنی متضاد با سایر بابها دارد. مثلاً در ملاقات و تلاقی رسیدن و روبروشدن دو چیز به یکدیگر منظور است و در القاء جدا شدن )
معنی نَبَذَ: دور انداخت -پشت سر انداخت (نبذ طرح و دور انداختن چيزي است ، و اين کلمه مثلي است که در مورد ترک و بي اعتنائي استعمال ميشود ، همچنانکه در مقابل آن يعني در مورد اعتناي به امري و گرفتن و ملازمت آن جمله نصب العين را به عنوان مثال استعمال ميکنند)
معنی نَبَذْنَاهُمْ: آنان را افکنديم - آنان را ريختيم (نبذ طرح و دور انداختن چيزي است ، و اين کلمه مثلي است که در مورد ترک و بي اعتنائي استعمال ميشود ، همچنانکه در مقابل آن يعني در مورد اعتناي به امري و گرفتن و ملازمت آن جمله نصب العين را به عنوان مثال استعمال ميکنند)
معنی نَبَذُوهُ: آن را دور انداختند -آن را پشت سر انداختند (نبذ طرح و دور انداختن چيزي است ، و اين کلمه مثلي است که در مورد ترک و بي اعتنائي استعمال ميشود ، همچنانکه در مقابل آن يعني در مورد اعتناي به امري و گرفتن و ملازمت آن جمله نصب العين را به عنوان مثال استعمال م...
معنی نَّبَذَهُ: آن را دور انداخت - آن را پشت سر انداخت (نبذ طرح و دور انداختن چيزي است ، و اين کلمه مثلي است که در مورد ترک و بي اعتنائي استعمال ميشود ، همچنانکه در مقابل آن يعني در مورد اعتناي به امري و گرفتن و ملازمت آن جمله نصب العين را به عنوان مثال استعمال ميکن...
تکرار در قرآن: ۱(بار)
انداختن و دور کردن. طروح به معنی مکان بعید است چنانکه در مفردات آمده . یوسف را بکشید یا به جای مجهولی بیاندازید و از نزد پدر دورش کنید، این کلمه فقط یکبار در قرآن هست.
مدعی علیه غایب پس از حضور چنانچه به حکم صادره معترض است، می تواند اعتراض خود را ...


طرح در دانشنامه ویکی پدیا

طرح
طرح (به انگلیسی: Plan) به طور نوعی، هر روش مورد استفاده برای رسیدن به یک هدف خاص می باشد. طرح کلی تر از برنامه می باشد و برنامه ها زیر مجموعه طرح می باشند. برنامه ها تفصیلی تر و جزئی تر از طرح هستند و تشکیل طرح را می دهند.
طرح، پیشنهادی است که از گروهی از نمایندگان مجلس به صورت قانونی به مجلس ارائه می شود.
طرح های قانونی باید حداقل به پیشنهاد پانزده نماینده در مجلس ارائه گردد. طرح می تواند به صورت یک فوریت، دو فوریت و یا سه فوریت به مجلس ارائه شود.
«طرح» (انگلیسی: The Program) یک فیلم به کارگردانی استیون فریرز است که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد.
طرح اصلاح پول ملی ایران اشاره به طرح حذف صفر و تغییر نام احتمالی واحد پولی ایران دارد. با توجه به تورم بالا در ایران و پایین آمدن ارزش پول ملی قرار بر حذف چند صفر (پیشنهاد بانک مرکزی حذف ۴ صفر است) از پول ایران شده است. همچنین قرار است برای انتخاب نامی برای پول ملی جدید از مردم و مجلس نظرخواهی شود. ریال که در سال ۱۳۰۸ به جای تومان، واحد پول رسمی ایران شد در میان مردم ایران کاربردی ندارد و مردم هنوز از تومان به عنوان واحد پولی استفاده می کنند.
طرح اعاده اموال نامشروع مسئولان طرحی است که با امضای ۱۶۶ نماینده مجلس شورای اسلامی در اسفند ۱۳۹۶ با قید دوفوریت به مجلس تقدیم شد. تعداد امضاکنندگان این طرح به ۱۸ ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

طرح در دانشنامه آزاد پارسی

طرح (design)
فرم ساختمان یا اثر هنری، یا هر شیء کاربردی، که به صورت طرح یا ماکت ارائه گردد. در هنرهای زیبا، طرح، فرآیند آفرینشگرانۀ تولید اثر هنری است. در مهندسی، بر محاسبۀ دقیق سازوکار مؤلفه های سازندۀ یک دستگاه دلالت دارد. در معماری، طرح همۀ مراحل گزینشِ سازه تا جزئیات فضای داخلی را دربر می گیرد. بنابراین طرح و طراحی، یک اصطلاح چندوجهی است.

ارتباط محتوایی با طرح

طرح در جدول کلمات

طرح
پی ریزی
طرح پیشنهادی دولت به مجلس
لایحه
طرح تولید کاغذ ملامینه برای استفاده در ورق های ام دی اف و اچ دی اف در این شهرستان به بهره برداری رسید
نمین
طرح تولید کاغذ ملامینه در این شهرستان به بهره برداری رسید
نمین
طرح ریزی
نقشه کشی
طرح و صورت کار و عمل پیش بینی شده
نقشه
به کشوری گفته میشود که دارای موقعیت ممتازی در روابط بین الملل باشد و توانایی تاثیرگذاری در طرح ها و رخدادها در مقیاس جهانی را داشته باشد
ابرقدرت
تنظیم و پیشنهاد اجرای طرح های مالی برای عملیات آینده موسسه بازرگانی
بودجه بندی
چهره ها و طرح ها
صور
ساخت طرح یا جعل ماهرانه چیزی به کمک ذهن
بافتن

معنی طرح به انگلیسی

trace (اسم)
رد ، اثر ، نشان ، طرح ، مقدار ناچیز ، جای پا ، رد پا ، مقدار کم
figure (اسم)
ظاهر ، فرم ، صورت ، طرح ، پیکر ، رقم ، شکل ، شخص ، نقش ، عدد
design (اسم)
قصد ، خیال ، زمینه ، طرح ، نقشه ، تدبیر ، طراح ریزی
skeleton (اسم)
ساختمان ، استخوان بندی ، شالوده ، طرح ، اسکلت ، کالبد ، طرح ریزی
projection (اسم)
تجسم ، طرح ، بر امدگی ، نقشه کشی ، پرتاب ، سده ، تصویر ، پیش امدگی ، نور افکنی ، پروژه ، افکنش ، پیش افکنی ، اگراندیسمان
line (اسم)
سیم ، بند ، خط ، دهنه ، لجام ، طرح ، رشته ، سطر ، ریسمان ، رده ، جاده ، رسن ، مسیر ، ردیف ، مسیر کهباخط کشی مشخص میشود
scheme (اسم)
ترتیب ، تمهید ، برنامه ، طرح ، نقشه ، رویه ، تدبیر ، طرح کلی
draft (اسم)
حواله ، برات ، طرح ، انتخاب ، مسوده ، پیش نویس ، چرک نویس ، برگزینی ، برات کشی
pattern (اسم)
نظیر بودن ، طرح ، ملاک ، انگاره ، نقش ، سرمشق ، مدل ، الگو ، صفات و خصوصیات فردی ، مسطوره
plan (اسم)
اندیشه ، خیال ، برنامه ، طرح ، نقشه ، تدبیر
blueprint (اسم)
طرح ، برنامه کار
layout (اسم)
اسباب ، ترتیب ، طرح ، بساط ، طرح بندی
project (اسم)
طرح ، نقشه ، پروژه ، پروژه افکندن
model (اسم)
طرح ، پیکر ، نمونه ، قالب ، نقشه ، سرمشق ، مدل
drawing (اسم)
گرفتاری ، طرح ، نقشه کشی ، رسم ، قرعه کشی ، ترسیم ، هنر طراحی ، تابلو نقاشی
lineament (اسم)
سیما ، طرح ، نشان ویژه ، طرح بندی ، خطوط چهره ، صفات مشخصه
diagram (اسم)
نما ، طرح ، جدول ، شکل هندسی ، خط هندسی
plot (اسم)
نقطه ، قطعه ، طرح ، نقشه ، دسیسه ، توطئه ، موضوع ، موضوع اصلی
protraction (اسم)
طرح ، تمدید ، امتداد ، نقشه کشی طبق مقیاس معینی
sketch (اسم)
خلاصه ، شرح ، زمینه ، طرح ، ملخص ، مسوده ، انگاره ، طرح اولیه ، طراحی کلیات ، طرح خلاصه ، نقشه ساده ، پیش نویس ازمایشی
croquis (اسم)
طرح ، مسوده ، انگاره
delineation (اسم)
شرح ، طرح ، تصویر ، توصیف
eye draught (اسم)
طرح
schema (اسم)
صفت ، طرح ، شکل ، الگو ، نونه
outline (اسم)
پیرامون ، خلاصه ، زمینه ، طرح ، رئوس مطالب ، طرح کلی ، شکل اجمالی
shop drawing (اسم)
طرح

معنی کلمه طرح به عربی

طرح
اقتراح , تصميم , خطة , رسم تخطيطي , مسودة , مشروع , مکيدة , ممثلون , موامرة , موهبة , نموذج , هيکل عظمي
الخطة المدبرة
تخطيط
اقتراح
رسم بياني
حرکة
دعوي
قاض
خطة الإرجالية الثنائية
نظم
نموذج
عارض , مبرمج
هيکل عظمي
مشروع , موامرة
الخطة المبيتة
تصميم , مخطط , مسودة , ممثلون
خلاصة
الخطة الإرتجالية الأحادية
...

طرح را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی دوستی نوگورانی
پی ریزی
بهرام س
پی نوشت، پی نویسی
شهریار آریابد
در پهلوی " هنداختار " برابر نسک فرهنگ کوچک زبان پهلوی از مکنزی و برگردان بانو مهشید میرفخرایی .
E-Sh
ایده
هومن دبیر
هنداخ، برآرایه، برآر، برآراسته
Hossein
در معنی "گستردن" و" پهن کردن" که عمدتا با "کشیدن" همراه است، ردپای این واژه را میتوان در ریشه مصدر لاتین trahere به معنی to drag و to draw یافت. اگر پسوند مصدرساز ere را برداریم، به ریشه این فعل یعنی trah می رسیم که شباهت بسیاری به tarh/طرح دارد.

مشتقات این ریشه لاتین در زبان انگلیسی عبارتند از:
(Por(tray - پرتره (که با کشیدن و گستردن قلم شکل میگیرد)
Attract
Trac)tor) - تراکتور (ابزاری برای کشیدن و گستردن خاک)
..

مرجع: یوتیوب، کانال Originally Same

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• طرح ترافیک سالانه   • خرید طرح ترافیک با موبایل   • نقشه طرح ترافیک   • جریمه طرح ترافیک   • ساعت طرح ترافیک   • قیمت طرح ترافیک سالانه 95   • طرح ترافیک شناور   • طرح ترافیک سال 95   • معنی طرح   • مفهوم طرح   • تعریف طرح   • معرفی طرح   • طرح چیست   • طرح یعنی چی   • طرح یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی طرح
کلمه : طرح
اشتباه تایپی : xvp
آوا : tarh
نقش : اسم
عکس طرح : در گوگل

آیا معنی طرح مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )