انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1097 100 1

طریقت

/tariqat/

مترادف طریقت: راه، روش، سلک، شرع، عرفان، تصوف، آیین، شریعت، کیش، مرام، مذهب، مسلک، نحله ، فرقه، طریقه متصوفه، سلوک، تزکیه باطن

متضاد طریقت: حقیقت، شریعت

برابر پارسی: راه، آیین، شیوه، روال

معنی طریقت در لغت نامه دهخدا

طریقت. [ طَ ق َ ] (ع اِ) طریقة. روش. وتیره. || مسلک. مذهب. سیرت : دزد گفت : میخواهم... آداب طریقت آموزم. (کلیله و دمنه ). اقوال پسندیده مدروس گشته... و ضایع گردانیدن احکام خِرد طریقتی مشروع. (کلیله و دمنه ).
سری دگر به کف آور که در طریقت عشق
سزاست این سر سگسار سنگساری را.
خاقانی.
هرکه با بدان نشیند، اگر نیز طبیعت ایشان در او اثر نکند به طریقت ایشان متهم گردد. (گلستان سعدی ). || در اصطلاح سالکان ، تزکیه ٔ باطن و شریعت تزکیه ٔ ظاهر است. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). دومین منزل از منازل سه گانه ٔ ارباب سلوک که عبارت است از: شریعت ، طریقت ، حقیقت. مسلک صوفیه. صاحب کشاف آرد: در اصطلاح صوفیان ، طریقی است که رساننده ٔ کسان بسوی خدای تعالی است چنانکه شریعت راهی است که انسان را به بهشت میرساند و طریقت اخص از شریعت است زیرا طریقت هم مشتمل بر احکام شریعت است از قبیل اعمال صالح بدنی و اجتناب از محرمات و مکروهات عمومی و هم مشتمل بر احکام خاصی است مانند اعمال قلبی و اجتناب از همه ٔ ماسوی اﷲ. این است آنچه در شرح قصیده ٔ فارضیه آمده است و حاصل کلام این است که طریقت سیرتی است مختص به سالکان و رهروان بسوی خدای تعالی هم مشتمل بر اعمال و ریاضتها و عقاید مخصوص به آنهاست و هم بر احکام شریعت مشتمل است و بنابرین طریقت از شریعت اخص است زیرا بر هر دو مشتمل گردد. این است آنچه در اصطلاحات صوفیه آمده است. و در لطائف اللغات گوید: طریقت در اصطلاح صوفیه عبارت است از سیرت مصطفوی که مختص است به سالکان الی اﷲ و باللّه و فی اﷲ از قطع منازل وترقی در مقامات و در مجمع السلوک گوید: شریعت نگاه داشتن معاملات است و طریقت تزکیه ٔ باطن است از خصال ذمیمه و کدورات بشریه. بدان که مجموعه ٔ آدمی سه چیز است : نفس و دل و روح. پس شریعت راه نفس است و طریقت راه دل و حقیقت راه روح. و پاره ای دیگر گفته اند حقیقت عبارت از توحید است و شریعت پیروی احکام و شرایع کیش مسلمانی است ، اما باید دانست که هرکه را حقیقت باشد پس از مرگ حقیقت او باقی است ، ولی شریعت آنچنان نیست و قشیری در رساله ٔ خویش آورده که : شریعت الزام عبودیت و حقیقت مشاهده ٔ ربوبیت باشد و هر شریعتی که به توفیق و تأیید حقیقت توأم نبود غیرمقبول است و هرحقیقتی هم که غیرمؤید به شریعت باشد غیرمحصول خواهد بود زیرا حقیقت جز بوسیله ٔ شریعت حصول نپیوندد، ازاین رو شریعت و حقیقت لازم و ملزوم یک دیگر باشند، پس چون دانستی که : الشریعة اقوالی و الطریقة افعالی و الحقیقة احوالی باید که سالک از علم شریعت آنچه مالابدمنه است بیاموزد و از علم طریقت جمله بجای آرد تا به نور حقیقت رسد و هرکه میکند آنچه پیغمبر صلی اﷲ علیه و آله و سلم فرموده است وی از اهل شریعت است ، و هرکه میکند آنچه او صلواةاﷲ علیه کرده است وی از اهل طریقت است ، و هرکه بیند آنچه او علیه الصلوة والسلام دیده است وی از اهل حقیقت است. و للّه دَرﱡ من قال (شعر):
طریقت بی شریعت راست ناید
حقیقت بی طریقت کی گشاید
شریعت در نماز و روزه بودن
طریقت در جهاد اندر فزودن
حقیقت روی در دلدار کردن
نظر اندر جمال یار کردن.
- انتهی ما فی مجمعالسلوک. (کشاف اصطلاحات الفنون ) :
مباش در پی آزار و هرچه خواهی کن
که در طریقت ماغیر از این گناهی نیست.
حافظ.
در طریقت هرچه پیش سالک آید خیر اوست
در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست.
حافظ.
تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافری است
راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش.
حافظ.
ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل
که مرد راه نیندیشد از نشیب وفراز.
حافظ.
نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر
که این حدیث ز پیر طریقتم یاد است.
حافظ.
- اهل طریقت ، رهروان طریقت ؛ صوفیان. فقراء اِلی اﷲ :
از کوی رهزنان طبیعت ببر قدم
وز خوی رهروان طریقت طلب وفا.
خاقانی.
و رجوع به طریق و طریقة شود.

طریقة. [ طِرْ ری ق َ ] (ع اِمص ) سستی. (منتهی الارب ) (آنندراج ). الرخاوة و اللین. (اقرب الموارد). ومنه المثل : تحت طریقتک لَعِنْدَأوة؛ یعنی در تحت سستی و انقیاد تو مکر و فریب است. (منتهی الارب ). و رجوع به اقرب الموارد شود. || (ص ) زمین نرم.(منتهی الارب ). السهلة من الاراضی. (اقرب الموارد).

طریقة. [ طَ ق َ ] (ع اِ) راه. طریق. || حالت که بر آن باشی. یقال : مازال فلان علی طریقة واحدة؛ ای علی حالة واحدة. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || عادت. خو. دأب. سنت. شیوه. نمط. || مسلک. مذهب. (منتهی الارب ) (آنندراج ) :
نه در طریقه ٔ رندی حریص باید بود
نه در صلاح و ورع اقتحام باید کرد.
قاآنی.
ابابة. دبه. ذِل ّ. شرع. شریة. سیرة. (منتهی الارب ). || روش. (منتهی الارب ). وتیرة. (دهار). || طریقت. تصوف. و رجوع به طریق و طریقت شود. || خرمابن نیک بلند. ج ، طریق. (منتهی الارب ). خرمابن دراز. (مهذب الاسماء). || ستون سایبان. || گزیده ٔ قوم و امثال آنها. ج ، طرائق. یقال : هذا طریقة قومهم ،و طرائق قومهم ایضاً و منه قوله تعالی : کنا طرائق قدداً (قرآن 11/72)؛ ای کنا فرقاً مختلفة اهوائنا. (منتهی الارب ) (آنندراج ). گروه بزرگواران. (مهذب الاسماء). || ثوب طرائق ؛ جامه ٔ کهنه. (منتهی الارب ). واحد و جمع در او یکسان است. (آنندراج ). || هر شکاف زمین که بدرازا بود. || خط هر چیزی. || نهالی دراز از پشم و جز آن بافته. (منتهی الارب ). || گستردنی از موی و پشم بافته ، در عرض یک ذراع ، و در طول برابر خانه ، و درملتقای شقاق و از کسر تا کسر دوخته. (منتهی الارب ). فتخیط فی ملتقی الشقاق من الکسر الی الکسر. (اقرب الموارد).

طریقة. [ طَ ق َ ] (اِخ ) نام کاهنه ٔ حمیریة که زوجه ٔ امروءالقیس بن عمرو ملقب به ماءالسماء بود. وی هنگامی که سطیح و شق متولد گشتند آن دو مولود را طلبید و آب دهن خود در دهن ایشان نهاد و گفت این دو پسردر کهانت قائم مقام من خواهند شد و همان لحظه خود وفات یافت. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 271 شود.

معنی طریقت به فارسی

طریقت
روش، مسلک، مذهب، سیرت، روش اهل صفاوسلوک
۱ - روش راه . ۲ - مسلک مذهب سیرت . ۳ - تزکیه - باطن مقابل شریعت . ( که تزکیه ظاهر است و آن طریقی است که سالکان را به خدا رساند ) و حقیقت یا اهل طریقت رهرو طریقت صوفی .
روش . یا مسلک مذهب
مراد مرشد
زینت حلقه طریقتیان خاتم سلسله درویشان
دو تن که بیک راه روند هم روش

معنی طریقت در فرهنگ معین

طریقت
(طَ قَ) [ ع . طریقة ] (اِ.) ۱ - روش ، سیرت . ۲ - مسلک . ۳ - سیرت اهل سلوک .

معنی طریقت در فرهنگ فارسی عمید

طریقت
۱. (تصوف) روش اهل صفا و سلوک، تزکیۀ باطن: ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل / که مرد راه نیندیشد از نشیب وفراز (حافظ: ۵۲۴)، در طریقت هرچه پیش سالک آید خیر اوست / بر صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست (حافظ: ۱۶۱).
۲. (اسم) [قدیمی] روش، شیوه.
۳. (اسم) [قدیمی] مسلک، مذهب، سیرت.

طریقت در دانشنامه اسلامی

از سلسله اهل حق تا قرن ششم در کتب ملل و نحل و آثار صوفیان نامی نیست. گفته می شود که علت این امر سعی پیروان آن ها در حفظ اسرار بوده است.آداب و عقاید این سلسله شبیه غالیان است.
سلسله اهل حق معتقدند که حضرت علی علیه السلام اسرار خود را به حسن بصری انتقال داد و این اسرار به معروف کرخی رسید.
آغاز سلسله
برخی آغاز سلسله اهل حق را به قرن دوم می رسانند که در قرن هشتم شخصی به نام سلطان اسحاق ( سلطان صحاک / سحاک ) در منطقه ای کردنشین بین ایران و عراق به تجدید آن همت گماشت. برخی نیز سلطان اسحاق را مؤسس این سلسله معرفی می کنند.
مناطق نفوذ
طرفداران این سلسله بیش تر در استان کرمانشاه و لرستان و در برخی شهرها، از جمله در تبریز و اسدآباد همدان و حوالی کرج ( هشتگرد ) و ماکو و میاندوآب کردستان ، زندگی می کنند.
بَدَویه، یکی از طریقه های پرطرفدار صوفیه در مصر که در قرن ۷ق /۱۳م توسط احمد بدوی (ه م) شکل گرفت و به طریقه احمدیه و سطوحیه نیز معروف است.
هر چند از مراحل نخستین شکل گیری طریقه بدویه در زمان حیات احمد بدوی (۵۹۶ - ۶۷۵ق /۱۲۰۰-۱۲۷۶م) اطلاع چندانی در دست نیست، اما روشن است که این طریقه در زمان خلفای او رشد و گسترش فزاینده ای یافت و آیین های مولودی که بر مزار او در طنطای مصر برگزار می شد، نظم و ترتیب خاصی به خود گرفت. همین امر و نیز این که خلفای بدوی بیش از همه در مصر فعالیت داشتند، موجب آن شد که مرکزیت این طریقه در مصر باقی بماند.
عبدالعال نخستین جانشین بدوی
نخستین خلیفه احمد بدوی، سید احمد عبدالعال بود که ظاهراً از کودکی نزد وی پرورش یافته بود. عبدالعال بر آرامگاه پیر و مرشد خود زاویه ای بنا کرد که در آن به زندگی درویشان و ارشاد مریدان و کمک به زائران رسیدگی می شد. وی پس از آن پیروان این طریقه را در ۴ خانقاه که هر یک دارای سرپرستی بود، جای داد.
← طریقه بدوی در خانگاه ها
پیروان طریقه بدویه برای رسیدن به درجات کمال باید متصف به صفات علم ، حلم ، بخشش ، شفقت، صبر و تقوا می بودند. آنان پس از عبدالعال - که لباس سرخ می پوشید - رنگ سرخ را شعار خود قرار دادند. چنانکه شعرانی در طبقات خود آورده است،
اعتراض علما به محرمات در آیین بدوی
...
بکتاشیه، طریقت پیروان حاجی بکتاشِ ولی که بالیم سلطان (متوفی ۹۲۲) در واقع، به اصول آن صورت ثابتی داد.
این طریقت از آناطولی نشأت گرفت و در سده های نهم و دهم آیین رسمی سپاه ینی چری شد، و بر اثر برخورداری از حمایت رسمی دولت عثمانی و در پی کشورگشایی های سلاطین ترک، به شبه جزیره بالکان و از آن جا به آلبانی راه یافت و بعدها خانقاه های بکتاشیه در آن جا ساخته شد. راه یابی این طریقت به شبه جزیره بالکان، در اسلام آوردن ساکنان آن جا سهم عمده ای داشت.
نخستین اصول بکتاشیه
بنابر رساله بَساطی که در زمان شاه طهماسب (حک: ۹۳۰ـ ۹۸۴) نوشته شده است و علویان آن را « مناقب و فرمایش بزرگ » می خوانند، ظاهراً نخستین اصول بکتاشیه تقریباً همان اصول اخیّه (پیروان اَخی اِورَن از مشایخ قرن هفتم) است که تمایلات تند علوی دارند.
پیوند بکتاشیه با صوفیان
منابع تاریخی نشان می دهد که بکتاشیه از روزگاران گذشته با فرقه ای از صوفیه که ابدالان روم خوانده می شوند، پیوند داشته اند به طوری که بکتاشیان نیز ابدالان بکتاشی نامیده می شدند.
شباهت بکتاشیه با قلندریه و حیدریه
...
بِیْرامیّه، طریقه ای ترک منسوب به حاجی بیرام ولی (۷۵۳-۸۳۳ق/۱۳۵۲-۱۴۳۰م) در اواخر قرن هشتم و نیمه اول قرن نهم در آنقره (آنکارا) که در آناتولی و سرزمین های بالکان پیروان بسیار داشت.
بر اساس برخی منابع، شجره نامه سلسله بیرامیه به بایزید بسطامی می رسد و با چند واسطه به ابوبکر، خلیفه اول، و سپس به رسول اکرم (صلّی اللّه علیه وآله وسلّم) منتهی می شود.اما در شجره نامه دیگری که کاملاً متفاوت از قبلی است، تبار این سلسله، از طریق حضرت علی (علیه السلام)، به پیامبر (صلّی اللّه علیه وآله وسلّم) می رسد. (در این شجره نامه، سیداسحاق صفی الدین اردبیلی (متوفی ۷۳۵) مؤسس طریقت صفویه یا اردبیلیه و منشعب از طریقت ابهریه، طریقت قطب الدین ابهری، محسوب، و بیرامیّه شعبه ای از صفویه معرفی شده است ).
معرفی اجمالی مؤسس
حاجی بیرام که پس از تحصیلات دینی در آنکارا و بورسه، به آق سرای رفته، و به حمیدالدین آق سرایی دست بیعت داده بود، پس از درگذشت مرشد خود در ۸۱۵ق/۱۴۱۲م، در آنکارا ساکن شد و با توجه به اصول خلوتیه و نقشبندیه و گرایش های ملامتی خود، طریقه ای مبتنی بر اصول اهل سنت بنیاد گذاشت. در آن دوران، به سبب مهاجرت های متعدد صوفیان خراسانی در طول سده ای گذشته به آسیای صغیر، ظهور شخصیت های برجسته ای چون مولانا جلال الدین رومی و محیی الدین ابن عربی، و نیز فعالیت صوفیان وابسته به طرق مختلف در این سرزمین، زمینۀ مساعدی برای رشد این گونه جریان ها به وجود آمده بود. همچنین سابقۀ تدریس حاجی بیرام ولی در قرا مدرسۀ آنکارا و نیز در بورسه، گذشتۀ روشن و موجهی را برای او فراهم آورد و عدۀ بسیاری را به سوی او کشاند. از این رو، طریقۀ بیرامیه در همان زمان حیات مؤسس خود، در آنکارا و اطراف آن گسترده شد و پیروان بسیار یافت، تا آن جا که رشد این طریقه، حکومت عثمانی را نگران کرد، و سلطان مراد دوم حاجی بیرام ولی را به ادرنه احضار نمود. اما حاجی بیرام ولی در گفت وگو با سلطان توانست اعتماد او را جلب کند. از آن پس تا بیش از یک سده میان دولت عثمانی و طریقۀ بیرامیه رابطۀ دوستانه ای برقرار بود، چنان که در هنگام فتح قسطنطنیه توسط سلطان محمدفاتح، آق شمس الدین (د۸۶۳ق/۱۴۵۹م)، یکی از مریدان نزدیک حاجی بیرام ولی، و عده ای از بیرامیه او را همراهی می کردند.
منظور از طریقت بیرامیّه
برخی، طریقت بیرامیّه را جمع میان طریقت نقشبندیه و خلوتیه دانسته و گفته اند که به همین دلیل بیرامیّه هم ذکر خفی را به پیروی از نقشبندیه و هم ذکر جلی را به پیروی از خلوتیه می پذیرد. برخی نیز بیرامیّه را در شمار «ارباب ذکر جلی» دانسته و آن را طریقتی منشعب از خلوتیه شمرده اند. البته طریقت بیرامیّه از گرایش های ملامتی نیز برکنار نبوده و از همان آغاز تحت تأثیر آن قرار داشته است، به طوری که بسیاری از مشایخ بیرامیّه نیز خود را به ملامتیه منتسب می کردند.
شاخه های طریقت بیرامیّه
...
بَیّومیّه، یکی از طریقه های صوفیۀ مصر ، منسوب به نورالدین علی بن حجازی بن محمدبیومی (۱۱۰۸-۱۱۸۳ق/۱۶۹۶-۱۷۶۹م) می باشد.
علی بیومی در روستای بیوم واقع در جنوب مصر زاده شد و پس از تحصیلِ مقدمات علوم، سماع حدیث و حفظِ قرآن به تصوف روی آورد. وی با دست ارادت دادن به بسیاری از مشایخ و شاگردی آنان اصول و روش های سلوک طریقه های مختلف را آموخت، چنان که با دستگیری احمد بن عبّادشاذلی در طریقۀ شاذلیه ، به یاری علی بن عمر بن عبدالسلام تطاونی در طریقۀ قادریه ، با ارشاد عبدالرحمان حلبی در طریقۀ بدویه ، و به وسیلۀ عیسیٰ تیلونی در طریقۀ نقشبندیه تلقین ذکر یافت و از همین رو، گاه «جامع الطرق» خوانده شده است.
تبلیغ و ترویج بیومیه
بیومی پس از اقامت در قاهره ، به رغم مخالفت های علمای الازهر و با حمایت شیخ شبراوی ـ شیخ الازهر در آن روزگارـ حلقه های ذکر را در یکی از مساجد آن جا برپا داشت و بعد از آن که به دعوت شیخ شبراوی، تدریس در مدرسۀ طَیْبَرسیۀ الازهر را پذیرفت، مریدان بسیاری یافت. علم و تقوا ، و نیز برخورداری بیومی از کلامی فصیح و گیرا موجب روی آوردنِ بسیاری از مردم، به ویژه طبقاتِ کم درآمدِ جامعۀ مصر به تعالیم او گردید. در نقل از کرامات او گفته اند که راهزنان را توبه می داد و احوال آنان را چنان دگرگون می کرد که به جمع مریدانش می پیوستند. علاوه برآن، عده ای از علما در مجالس درس او حاضر می شدند و برخی امیران، همچون مصطفیٰ پاشا که ظاهراً بیومی رسیدن وی به منصب صدارت را پیشگویی کرده بود، از جملۀ مریدان او بودند. مصطفیٰ پاشا به عثمان آغا، از امیران خود دستور داد تا در قاهره مسجد ، آبخوری عمومی و مکتبی برای آموزش ایتام، نیز قبه ای برای بیومی بنا کند. بیومی همچنین در سفرهای متعدد به مکه و سرزمین حجاز ، به تبلیغ و ترویج طریقۀ خود در میان مردمان شهرنشین و قبایل بدوی پرداخت و به این ترتیب، حوزۀ فعالیت طریقۀ بیومیه را در دیگر سرزمین ها نیز گسترش داد. پس از چندی خلفا و مریدان او از مصر تا حجاز انتشار یافتند و از آن جا به یمن ، حضرموت ، ایران و ماوراءالنهر رفتند و این طریقه را تا سواحل اقیانوس هند پراکندند.
وفات
علی بیومی سرانجام در قاهره درگذشت و در قبه ای که از پیش برای او ساخته شده بود، به خاک سپرده شد.
آثار
...


طریقت در دانشنامه ویکی پدیا

طریقت
طریقت یکی از مفاهیم عرفانی است و می تواند به موارد زیر هم اشاره کند:
فرقه های مختلف عرفانی مثل طریقت مولویه، سعدیه، کسنزانی
محمدحسن طریقت منفرد، چشم پزشک ایرانی و وزیر بهداشت ایران
نادر طریقت، کارگردان ایرانی
هستی طریقت، فیلم نامه نویس ایرانی
طریقت یکی از مفاهیم عرفانی است و می تواند به موارد زیر هم اشاره کند:
فرقه های مختلف عرفانی مثل طریقت مولویه، سعدیه، کسنزانی
محمدحسن طریقت منفرد، چشم پزشک ایرانی و وزیر بهداشت ایران
نادر طریقت، کارگردان ایرانی
هستی طریقت، فیلم نامه نویس ایرانی
طریقت مولویه یکی از طریقت های صوفیانه که در قرن هفتم هجری در آسیای صغیر رشد و نمو یافت و به اشاعهٔ آیین خود پرداخت. پیروان این طریقت که در واقع طرفداران آیین و روش مولانا جلال الدین محمد بلخی بودند، پس از مولانا بالندگی یافتند. بنیانگذار اصلی طریقت مولویه بهاءالدین ولد، فرزند مولانا بود و کسی که در جهت رشد آن کوشید، اولو عارف چلبی فرزند سلطان ولد بود. در عهد امویان دسته ای از مذهبیون به وجود آمدند که اساس مذهب آنان روی گردانی از دنیا، همراه با زهدی متعصبانه و خشن در برابر آشوب های داخلی بود. این گروه صوفیان نام گرفتند و پس از چندی تحت تأثیر اسماعیلیان با افکار فلسفی در آمیختند. با گذشت زمان فرقه های متفاوتی از صوفیان شکل گرفت و خانقاه های زیادی تأسیس شد، یکی از فرقه ها مولویه نام داشت که به مولانا جلال الدین بلخی منسوب است. صوفیان به طور کلی به دو دسته تقسیم می شدند:
الف) گروه اوّل: گروه اوّل جهت وصول به حق، برای خدا اسمای معینی فرض کردند و هر اسمی را مقامی معنوی برای سلوک انگاشتند. علاوه بر زهد و عبادات فرض، به انجام نوافل یعنی به جای آوردن عبادات غیر واجب نیز می پرداختند. کم خوابی، کم گویی و کم خواری و پرهیز از دنیا و نعمت های آن را به صورت ریاضت می پذیرفتند و اکثر اوقات خلوت چهل روزه یعنی عبادات منفردانه در حجرهٔ تنگی را برمی گزیدند که غالباً بدین منظور ساخته می شد و پا به پای آن اعمال، رؤیا، کشف و کرامت را اساس قرار می داده اند. تمام طریقت های متکی بر این اصول را کلاً «متشبت به اسما» نام نهاده اند. یعنی کسانی که اسمای الهی را گرفته اند.
ب) گروه دوّم: خلوت، ذکر، حتی خانقاه خرقهٔ خاص پوشیدن، دور شدن از مردم را ریا می شمردند. به نظر پیروان این گروه وصول به حق را با عشق و جذبه ممکن می دانستند زیرا عشق و جذبه هم موجودیت انسان و هم موجودیت کاینات را یک باره محو می کند. دست یافتن به این چنین هستی که عین هستی مطلق ذات الهی است تمام هستی را تجلی ذات مطلق نشان می دهد. موسیقی و سماع نیز برای ایجاد جذبه و مایه بخشیدن به عشق، بر سالک راه حقیقت ضروری بود. این گروه که زمانی در خراسان تمرکز داشتند. گاه با نام خراسانیان، رجال خراسان و عارفان خراسان گاه به دلیل آنکه به نکوهش مردم ارزش قایل نبودند و حتی کارهای نکوهیده انجام می دادند و با خوار شمردن نفس آن را نکوهش می کردند. با نام ملامتیان خوانده می شدند و کسانی که اسما را اساس قرار می دادند و در عراق گرد آمده بودند عراقیان نام گرفتند. ملامتیان که با عدم پرهیز از انجام کارهای نکوهیده و حتی تن در دادن عمدی و دانسته به ملامت کاملاً مساعد برای باطن گرایی بودند. چون به ارائهٔ افکار خود پرداختند، جوانمردان موجب تقویت این افکار بین مردم شدند و به ثبات آن در میان مردم کمک کردند. بدینسان سازمان فتیان که از دوره های نخستین حتی از دورهٔ ساسانیان موجودیت یافته بود با ارباب ملامت جوش خورد.
با گذشت زمان طریقه های مختلفی از ملامتیه منشعب شدند. مانند حیدریه، جامیه، قلندریه، کبرویه، بکتاشیه. بین ملامتیان و صوفیان تداخل هایی نیز میان آنها صورت گرفته است. مولویه که پس از مولانا به نام وی برپا شده نیز یکی از آن گروه هاست که از ملامتیان نشأت گرفته است. مولانا از طریق پدرش، سلطان العلما، و خلیفهٔ او سید برهان الدین محقق ترمذی حال و هوای ملامتیان یافته، سپس به وسیله شمس تبریزی که در حیات وی انقلاب عظیمی ایجاد کرد به یکی از خروشان ترین شخصیت های این حال و نشئه بدل شده بود.
پس از مولوی، مریدان و جانشینان او طریقتی را تشکیل دادند که به آداب و تعلیمات و اندیشه های مولانا پای بند بودند. این انجمن که زنان نیز در سلک مریدانش قرار داشتند، به نام خداوندگار، به انجمن مِوْلِوی که تلفظ ترکی مولوی است، شهرت یافت. مولویان بیشتر در سرزمین عثمانی خانقاه و تکیه هایی به نام مولوی خانه داشتند. این مولوی خانه ها متشکل بودند از باغی وسیع (محل سکونت شیخ و خانواده اش)، اتاقی بزرگ برای برگزاری مراسم سماع (سماع خان)، مسجدی کوچک و یک گورستان و حجره هایی برای سکونت درویشان. مولوی خانه ها در واقع نوعی آموزشگاه ادبی یا مرکز فرهنگی- هنری و همچنین محل اجرای آیین های طریقت مولوی بودند و بعدها پس از ممنوعیت تحصیل زبان فارسی در مدارس ترکیه مراکزی برای فراگیران این زبان شدند. پیروان این طریقت، مانند مرشد خود به چرخیدن همراه با تفکر که خاص رسم سماع آنان است می پرداختند. به همین دلیل درویشان «چرخنده» یا «چرخزن» نام گرفتند. گویند هیچ کس نمی توانست با مولانا همراهی کند و مردم او را به جنون متهم می کردند. مولانا در این باب می گوید:
آن چنـان دیوانگی بگسسـته بنــد
کــه همه دیوانـگان پنـــدم دهنــد
و یا در جایی دیگر چنین می فرماید:
گر فلاطون را رسد زین گون جنـون
دفتر طــب را فرو شویـد به خـــون
به هر حال طریقت مولانا چنان در قونیه قوّت گرفت و ریشه دواند که پس از مرگ مولانا نیز گروه زیادی به آن پیوستند و بدین ترتیب طریقتی به نام مولویه شکل گرفت که پیروانش هم چنان به مسلک خود پای بند بودند و آن را نه تنها در قونیه، بلکه در غالب شهرهای ترکیه و حتی خارج از آن سرزمین اشاعه دادند.
بعد از مولانا، پیروان وی و حتی پسرش، سلطان ولد، از حسام الدین چلبی، محبوب ترین مرید و خلیفهٔ مولانا پیروی کردند. پس از درگذشت حسام الدین پیروان خواستند که سلطان ولد بر مسند ارشاد نشیند، اما شیخ کریم الدین بکتمر اوغلی را مرشد خویش قرار داد و هفت سال تحت تعلیم وی قرار گرفت. با مرگ او همهٔ مریدان مولانا سلطان ولد را به ارشاد برگزیندند.
بدین ترتیب او جانشین پدر شد و در واقع سلطنت معنوی از پدر به پسر انتقال یافت. گروهی سلطان ولد را مؤسس طریقت مولویّه می دانند، ولی واضح است که او نطفهٔ طریقت مولویّه را که در زمان مولانا بسته شده بود با حمایت حکومت وقت تأسیس کرده او عاشقان طریقت مولانا را در مرکزی با موقوفاتی چند گردآوری نمود و خلفایی برای ترویج این مسلک، به آناطولی و جاهای دیگر فرستاد و سازمان داده به مولویه را آغاز کرد. او در گسترش این طریقت کوشید و خانقاه هایی احداث کرد و تا پایان عمر در این کار همّت گماشت. بیشتر آداب مولویّه در مورد سماع و لباس دراویش و ... به او منسوب است.
بدین ترتیب تصدّی سلسلهٔ مولوی به عهدهٔ فرزندان او گذاشته شد که تا امروز هم با چند وقفه، هنوز ادامه دارد. فرزندان سلطان ولد را «ولدی» می گفتند و به فرزندان مریدانی که در حضور مولانا بودند، نام مولوی می داند. اما در نهایت تمام کسانی را که پیرو طریقت مولانا بودند مولوی نامیدند. سلطان ولد در سال 712 ه‍.ق. درگذشت و پسرش اولو عارف چلبی جانشین وی شد. در واقع اولین «ولدی» که در پیشرفته و ترویج طریقت مولویّه نقش بسیار داشت اولو عارف چلبی، نوهٔ مولانا بود. اولو عارف چلبی فرزند سلطان ولد و نوهٔ دختری شیخ صلاح الدین زرکوب بود. مولانا از این تولد بسیار شادمان گشت و کودک را در آغوش گرفت و به سماع پرداخت و او را جلال الدین محمد فریدون نام نهاد و به یاران گفت که به او اولو عارف (امیر عارف) بگویند.
او از همان زمان حیات پدرش در آرامگاه مولانا به اقامت پرداخت و در نزدیک آرامگاه خانه ای ساخت که امروزه به دایرهٔ چلبی معروف است. بعد از اینکه بر مسند ارشاد پدر تکیه زد، برای ترویج طریقت مولویه به سفر پرداخت و بیشتر عمر خود را در این سفرها بود. وی نه تنها به سراسر آناطولی، بلکه به مرند و تبریز نیز سفر کرد و با زنان و مردان صاحب نام، حکّام و امرای بسیاری آشنا شد و با حمایت آنان توانست خانقاه هایی دارای موقوفه بنا کند و به گسترش طریقت مولویّه بپردازد. به هر حال اولو عارف چلبی، بعد از عمری تلاش در راه اشاعه آیین و مسلک مولانا و طریقت مولویه از دنیا رفت. به گفتهٔ افلاکی در مناقب العارفین او مولانا را در خواب دیده که به بشارت گذر از دنیا را می داده است. در پایان این بخش باید گفت مولانا طریق خود را طریق صوفیانه نشمرده است و مولویان نیز طریقت های دیگر را با طریقت خود کاملاً متفاوت می دانستند و تمام طریقت های دیگر را (که اسما را اساس قرار داده اند) طریقت های صوفیان و مشایخ آنان را مشایخ صوفیان و پیروان آنان را درویشان صوفی و خانقاه هایشان را خانقاه های صوفیان می نامیدند
در مسیحیت، طریقت های صدقه گیر آن دسته از طریقت های مذهبی هستند که برای امرار معاش اعضای خود به طور مستقیم وابسته به دریافت صدقه هستند.
طریقت های صدقه گیر، چه به صورت فردی و چه به صورت گروهی، ملک و دارایی ندارند، و بر این باورند که از این طریق قادر به زندگی به روش عیسی مسیح هستند و این امکان را پیدا می کنند تا تمامی وقت و نیروی خود را وقف امورات دینی کنند.
دو ویژگی اصلی طریقت ها صدقه گیر ادای سوگند فقر توسط اعضا، و اجرای نیایش ها و خدمات همگانی در کلیسا است.
علی طریقت (۱۲ بهمن ۱۳۵۰ تهران) موسیقی دان، ردیف دان و نوازندهٔ سه تار اهل ایران است.
رسا:
علی طریقت در سال ۱۳۵۰ در خانواده ای هنری در تهران متولد شد. از کودکی به فراگیری موسیقی پرداخت. وی فارغ التحصیل کارشناسی موسیقی از دانشگاه سوره تهران و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد پژوهش هنر از دانشگاه آزاد اسلامی می باشد. از آلبوم های صوتی که علی طریقت آهنگ سازی انرا به عهده داشته می توان به شورسرمستان با هم نوایی ۴ خواننده، آلبوم جام الست با صدای حسام الدین سراج و آلبوم بی کلام سرآغاز و … او از سال ۱۳۷۳ سرپرستی گروه های نغمه و نوا و طریقت را به عهده داشته که آخرین اجرای گروه در سال ۱۳۹۰ در تالار وحدت به روی صحنه رفت. از دیگر آثاراو می توان به موسیقی فیلم مستند فرش ساخته بهروز افخمی اشاره کرد که در آن با کیوان هنرمند همکاری داشته که در جشنواره فرش ۱۳۸۷ مقام اول را کسب کرد و همچنین از سال ۱۳۷۴ به صورت مستمر با رادیو تهران همکاری داشته که حاصل این همکاری آثاری چون: گل مینو سرشت با صدای سالار عقیلی، نجوا نیاز و … می باشد. علی طریقت از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۶ به عنوان مدرس تار و سه تار با فرهنگسرای بهمن همکاری داشته و از سال ۱۳۷۵ تا کنون با آموزشگاه موسیقی طریقت همکاری دارد. ایشان از سال ۱۳۸۴ بصورت پروازی در جزیره کیش به تدریس تار، سه تار و تئوری موسیقی می پردازد. علی طریقت از سال ۱۳۸۸ اولین آموزشگاه دارای مجوز را در منطقه ۱۶ تأسیس نمود. علی طریقت از سال ۱۳۹۴، اولین آموزشگاه موسیقی درجه یک با نام آموزشگاه موسیقی علی طریقت را در منطقه دربند تأسیس نمود که این آموزشگاه مجهز به سالن تمرین و سالن اجرا جهت گروه های موسیقی و هنرجویان می باشد.
از جمله فعالیت های هنری علی طریقت به موارد زیر می توان اشاره نمود: گروه طریقت در سال ۱۳۷۳ تأسیس و با سرپرستی علی طریقت آغاز به کار کرد. این گروه در ابتدا با نام گروه نغمه فعالیت خود را آغاز نمود و با اجرای کنسرت هایی در فرهنگسرای بهمن و کهریزک؛ و دانشگاه خواجه نصیر خود را در عرصه موسیقی مطرح نمود. سپس نام گروه تغییر کرد وبه نام گروه موسیقی نوا وگروه سه تار نوازان نوا طی سال های۱۳۷۵ تا ۱۳۷۹ به اجرای کنسرت در تالارهاوفرهنگسراهای تهران و شهرستان ها پرداخت. پس از آن تغییرات عمده ای درگروه داده شد وبا نام گروه موسیقی طریقت فعالیت خود را مجدداً آغاز کرد وتا کنون نیز به فعالیت خود ادامه می دهد این گروه هر سال در تهران وشهرستانها کنسرتهای متعددی را اجرا می کند. همچنین آلبوم دیگری از این گروه به سرپرستی و آهنگسازی علی طریقت و با صدای حسام الدین سراج با نام جام الست در سال ۱۳۸۸ تولید گردید.
اجرای کنسرت در دانشگاه خواجه نصیر طوسی ۱۳۷۴ - اجرای کنسرت در مرکز سالمندان و معلولین کهریزک ۱۳۷۵ - اجرای کنسرت در فرهنگسرای بهمن ۱۳۷۵ -
نادر طریقت (متولد ۱۳۴۰، تهران)، فارغ التحصیل رشته روزنامه نگاری از مرکز رسانه ها وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. وی از سال ۶۸ در زمینه نویسندگی و خبرنگاری در مطبوعات حضورداشته است. او عضو انجمن نویسندگان و منتقدان سینمای ایران، عضو انجمن مستندسازان سینمای ایران، عضو انجمن عکاسان مطبوعات ایران و عضو انجمن انیمیشن ایران (آسیفا) می باشد. وی از سال ۱۳۷۰ در سینما شروع به فعالیت کرد و در سال ۷۲ فیلم کوتاه خود را به نام «توپهای محله ما» را ساخت. از سال ۷۲ تاکنون همزمان با فعالیت مطبوعاتی مبادرت به ساخت فیلم به صورت (ویدئویی، ۱۶ م. م و ۳۵ م. م) در زمینه های مختلف (داستانی، انیمیشن، مستند، کودکان، جنگی، نماهنگ و…) نمود. همچنین در سال ۸۳ دفتر فیلمسازی خود به نام «مؤسسه فیلمسازی هفتمین هنر هستی» را راه اندازی نموده است. فیلم های ساخته شده توسط وی در جشنواره های داخلی و خارجی شرکت کرده و چندین جایزه دیپلم افتخار و تقدیرنامه دریافت نموده است.
آبادانی ها(۱۳۷۱)
ضربه آخر (۱۳۷۲)
دزدان مادربزرگ (۱۳۷۵)
سوت دل (۱۳۹۳) با حضور افتخاری

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

طریقت در دانشنامه آزاد پارسی

در اصطلاح تصوف، دوّمین مرحله از مراحلِ سه گانۀ عمدۀ صوفیان. به باور صوفیان، سالک پس از اتّصاف به جمیع دستوراتی که در شریعت (طریق) وضع شده است پای از ظواهر احکام فراتر می نهد و به مجموعۀ قواعدی که از سوی شیخ (مشایخ) به تدریج برایش وضع می گردد گردن می نهد. این مجموعه دستورات را، که برای هر سالک متعدّد است، طریقت می نامند. چنانچه سالکی حقوقِ دو مرحلۀ شریعت و طریقت را آن گونه که بایسته است رعایت نماید، به مرحلۀ حقیقت وارد می شود. طریقت در سلسله های گوناگون صوفیه گونه گون است. امّا اموری از قبیلِ دنیاگریزی، اطاعت از مولی، یگانه سازی همّت به سوی او و جز آن، که در عنوانِ کلّی «تهذیب نفس» جمع می شود، از اصول مشترک مهمّ طریقت های صوفیانه است. نیز ← شریعت

ارتباط محتوایی با طریقت

طریقت در جدول کلمات

ساخته نادر طریقت با بازی پژمان بازغی و مهناز افشار
خاطره
ساخته نادر طریقت با بازی مهناز افشار | بازغی و پورسرخ
خاطره
فیلمی از نادر طریقت با بازی مهناز افشار | بازغی و پورسرخ
خاطره
مثنوی اهلی شیرازی در طریقت عارفان و صوفیان
شمع و پروانه

معنی طریقت به انگلیسی

principle (اسم)
حقیقت ، اصل ، قاعده کلی ، منشاء ، مبدا ، طریقت ، سر چشمه ، قاعده ، مبادی واصول ، قانون یا اصلی علمی یا اخلاقی
credo (اسم)
عقیده ، ایمان ، طریقت
doctrine (اسم)
اصول ، طریقت ، گفته ، تعلیم ، مکتب ، حکمت
creed (اسم)
عقیده ، طریقت ، کیش ، ملت

طریقت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

درویش علی ادریساوی فیه ٠٢:٢١ - ١٣٩٦/١٠/٠٢
طریقت چکیده متصوفه است. آنجا که درویش، تماشاگری بی احساس شد در حقیقت درین چرخه گرفتار شده است. این راه پایانی از برای آدمی ندارد.ابتدایش اوی و اوسطش اوی و انتهایش اوی خواهد بود. درین ره جمله یکسانند و پیر تنها اوی است. پس در اینجا تنها با اوی می نشینی.اما طریقت نیز دام اوی ست. لاکن این دام، از عشق می آید. این دام در هیچی درویش، غوغا بپا می سازد. در میانه این ره درویش از چشمه آب حیات سیراب می شود. درین دام استعدادها تجلی می یابند. طریقت ،زاده مهر است. اهل طریقت جاودانه استند. اگر اکنون ابوسعید را نمی یابیم مشکل از ماست. چون سخن او اینک انقلاب می آفریند. شیخ رومی درین ره خاموش شد تا در ابدیت آرامش بیافریند. زنهار که طریقت اوی است. اوی همه است و همه اوی. پس در اینجا رابعه عدویه مرد می شودو مردان زن. طریقت همان حکمت خسروانی ست که با اسلام لطیف تر می گردد.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• طریقت چیست   • رستوران طریقت   • معنی طریقت   • تعریف طریقت   • طریقت یعنی چه   • آقای طریقت   • طریقت شریعت حقیقت   • آموزشگاه طریقت   • مفهوم طریقت   • معرفی طریقت   • طریقت یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی طریقت
کلمه : طریقت
اشتباه تایپی : xvdrj
آوا : tariqat
نقش : اسم
عکس طریقت : در گوگل


آیا معنی طریقت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )