برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1341 100 1

طغیان کردن


مترادف طغیان کردن: سرکشی کردن، عصیان ورزیدن، گردن کشی کردن، نافرمانی کردن، یاغی شدن، طاغی شدن، شورش کردن، بالا آمدن سطح آب رودخانه ، سرریز کردن

معنی طغیان کردن در لغت نامه دهخدا

طغیان کردن. [طُغ ْ ک َ دَ ] (مص مرکب ) موج زدن آب. جوشش سیل و دریا و جز آن. || نافرمانی کردن :
حرف زهرش گفته ام شکّر لبم را میگزد
درد طغیان میکند گر نام افیون میبرم.
ظهوری (از آنندراج ).

معنی طغیان کردن به فارسی

طغیان کردن
موج زدن آب جوشش سیل و دریا و جز آن

معنی طغیان کردن به انگلیسی

rise (فعل)
طلوع کردن ، خاستن ، طالع شدن ، برخاستن ، بلند شدن ، برامدن ، بالا رفتن ، صعود کردن ، ترقی کردن ، ناشی شدن از ، طغیان کردن ، بالا آمدن ، از خواب برخاستن ، سربالا رفتن
uprise (فعل)
سر و صدا و اشوب کردن ، برخاستن ، طغیان کردن ، بالا آمدن ، از خواب برخاستن ، ببالا رفتن
rebel (فعل)
سرکشی کردن ، طغیان کردن ، شوریدن ، یاغی گری کردن ، تمرد کردن
flood (فعل)
غرق کردن ، سیل گرفتن ، طغیان کردن
mutiny (فعل)
سرکشی کردن ، طغیان کردن
overflow (فعل)
طغیان کردن ، سرشار شدن یا کردن لبریز شدن

معنی کلمه طغیان کردن به عربی

طغیان کردن
فيضان
صورة

طغیان کردن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در پارسی " سپوختن "

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی طغیان کردن   • مفهوم طغیان کردن   • تعریف طغیان کردن   • معرفی طغیان کردن   • طغیان کردن چیست   • طغیان کردن یعنی چی   • طغیان کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی طغیان کردن
کلمه : طغیان کردن
اشتباه تایپی : xydhk ;vnk
عکس طغیان کردن : در گوگل

آیا معنی طغیان کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )