برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1317 100 1

طلوع

/tolu'/

مترادف طلوع: برآمدن، دمیدن ، طلعت، پیدایش، پیدایی، ظهور

متضاد طلوع: غروب کردن، غروب، زوال، افول

برابر پارسی: تابیدن، برآمدن، سرزدن، برآمد، بردمیدن، پگاه

معنی اسم طلوع

اسم: طلوع
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: tolue) (عربی) دمیدن و برآمدنِ خورشید و مانند آن، (به مجاز) ابتدای روز و (به مجاز) آغاز پیدایش چیزی، (در نجوم) پیدایی و آشکار شدن ستاره هنگامی که تحت الشعاع خورشید نباشد، مقابلِ غروب - برآمدن خورشید و مانند آن

معنی طلوع در لغت نامه دهخدا

طلوع. [ طُ ] (ع مص ) برآمدن آفتاب و مانند آن. (زوزنی ) (منتخب اللغات ) (تاج المصادر). دمیدن. سر برزدن. طالع شدن.برآمدن. برآمدن آفتاب و ماه و ستاره. مقابل افول و غروب. مقابل سقوط. برآمدن آفتاب و جز آن از ستارگان.بزدغ : طلع الکوکب طلوعاً و مطلعاً؛ مطلعاً، برآمد ستاره ، و کذلک طلعت الشمس. (منتهی الارب ) :
تا نبود صبح را از سوی مغرب طلوع
روز بقای تو باد هفته ٔ یوم الحساب.
خاقانی.
هنوز صبح نخستین روز دولت توست
در انتظار طلوع جمال خورشیدیم.
همام.
|| ببالا برشدن. (زوزنی ). برآمدن بر سر کوه و جز آن. (منتخب اللغات ) (منتهی الارب ). || آشکار شدن. || پنهان شدن. (منتخب اللغات ). غایب شدن در کسی. (تاج المصادر).از لغات اضداد است. || برآمدن دندان کودک. (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ). || بنزدیک کسی شدن. (زوزنی ) (تاج المصادر). برآمدن شکوفه ٔ خرما. (منتخب اللغات ). شکوفه آوردن خرمابن. (منتهی الارب ). شکوفه ٔ خرما بیامدن. (تاج المصادر). || رسیدن بزمین. (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ). || دانستن. (منتخب اللغات ). آگاه شدن بر کار. || آهنگ شهر خود کردن. (منتهی الارب ).
- طلوع شمس ؛دمیدن خورشید.
- طلوع صبح ؛ دمیدن بام.
- طلوع کوکبی ؛ مقابل سقوط آنست. ابوریحان در التفهیم درباره ٔ طلوع منازل آرد: معنی طلوع منازل چیست ؟ معنی این طلوع نه برآمدن است از افق که این او را هر روزی بود یک بار ولکن مر کواکب منازل را پیدا شدن است همچون تشریق هر سه علوی که پیشتر یاد کردیم زیرا که چون آفتاب بکوکبی از ثابتات نزدیک آید او را بشعاع خویش بپوشاند و برآمدن او به روز گردد و فروشدن او بشب پیش از فروشدن شفق ، و این حالت او را غیبت خوانند و ناپدید شدن بمغرب و همچنین باشدتا آفتاب از او بگذرد چندانک چون پیش از آفتاب برآید روشنایی سپیده او را غلبه نکند. پس اول این پدید آمدن طلوع او بود و او را نوء خوانند و هرگاه که منزلی بدین کردار پدید آید نظیر او چهاردهم است ، فروشود و این را تازیان رقیب خوانند و فروشدن او وقت بامدادان سقوط گویند و میان طلوع منزلی و طلوع دیگر که بپهلوی اوست سیزده روز بود بتقریب نه بحقیقت زیرا که ستارگان منازل همه از یک عظم نیند و عرض ...

معنی طلوع به فارسی

طلوع
بر آمدن، بر آمدن آفتاب یاستاره، ظاهرشدن چیزی
۱ - بر آمدن آفتاب و ستارگان مقابل غروب . توضیح برد و معنی اطلاق شود : الف - وقوع کوکب و مانند آن ( مثل جزئی از فلک البروج ) است و در بالای افق خواه ظهور آن ابدی باشد یا نه باین معنی گویند هر گاه خورشید طلوع کند روز است مقابل غروب . ب - انفصال ستاره از محیط افق است در حالی که متوجه به سوی بالاست خواه پیش از انفصال در زیر افق باشد یا نه باین معنی گویند : طلوع کننده در فلان وقت فلان جزئ از بروج است مقابل غروب . یا طلوع دولت . ۱ - آغاز دولت و اقبال . ۲ - ابتدای حکومت و پادشاهی یا طلوع صبح . دمیدن صبح بر آمدن بامداد ۲ - آشکار شدن . ۳ - شکوفه کردن خرما .
[acronical rising] [نجوم ] طلوع جِرم سماوی هم زمان با غروب خورشید یا بلافاصله پس از آن متـ . تغریب
[heliacal rising] [نجوم ] طلوع جِرم سماوی در هنگام صبح پیش از طلوع خورشید متـ . تشریق
بر آمدن آفتاب و دیگر ستارگان .

معنی طلوع در فرهنگ معین

طلوع
(طُ) [ ع . ] (مص ل .) ۱ - برآمدن آفتاب یا ستارگان . ۲ - آشکار شدن .

معنی طلوع در فرهنگ فارسی عمید

طلوع
١. برآمدن خورشید یا ستاره.
٢. برآمدن، ظاهر شدن، سر زدن.

طلوع در دانشنامه اسلامی

طلوع
طلوع، دمیدن و بر آمدن خورشید و مانند آن را گویند.
طلوع از ریشه «طلع» به معنای آشکار شدن و برآمدن چیزی است و به غنچه، گل و میوه از آن جهت که از درخت بروز می کند «طَلْع» گویند.
کاربردهای طلوع
طلوع در علم نجوم دو کاربرد دارد: نخست، برآمدن و آشکار شدن ستاره بر بلندای افق، خواه این ظهور همیشگی باشد یا موقت.دوم، جدا شدن ستاره از محیط افق و صعود به سمت بالا، خواه پیش از انفصال زیر افق باشد یا نه. طلوع در هر دو کاربرد، مقابل غروب به کار می رود. این عنوان در کلمات فقها با اضافه به عناوینی چون فجر ، صبح ، خورشید ، ماه ، حمره مشرقیه و برخی ستارگان به کار رفته و در بابهایی چون صلات ، زکات ، صوم ، حج ، نکاح و صید و ذباحه موضوع احکامی قرار گرفته است.
طلوع فجر و صبح
مراد از طلوع فجر که گاهی از آن به طلوع صبح تعبیر می شود، دمیدن سپیده صبح و پخش شدن در پهنای افق است که از آن به فجر دوم و فجر صادق نیز تعبیر کرده اند. مقابل آن، فجر اول و فجر کاذب قرار دارد که لحظاتی پیش از زمان یاد شده رخ می دهد. البته در این که ملاک در طلوع فجر صادق، طلوع حسّی (قابل مشاهده) فجر در افق می باشد یا طلوع تقدیری نیز کفایت می کند، هرچند بر اثر چیرگی نور ماه، محسوس نباشد، اختلاف است. آیا روز با طلوع فجر آغاز می شود یا با طلوع خورشید؟ معروف و مشهور، قول نخست است. بنابراین، روز عبارت است از حدّ فاصل بین طلوع فجر صادق و غروب خورشید. چنان که مراد از شب نزد مشهور فقها حدّ فاصل بین غروب خورشید (ناپدید شدن قرص آن یا زوال حمره مشرقیه، بنابر اختلاف دیدگاهها) و طلوع فجر صادق است.
← آثار شرعی طلوع فجر
...
طلوع
معنی طُلُوعِ: طلوع - برآمدن
معنی بَازِغاً: طلوع کرده
معنی طَلَعَت: طلوع کرد
معنی مَطْلِعَ: محل طلوع
معنی مَطْلَعِ: زمان طلوع
معنی تَطْلُعُ: طلوع مي کند(مؤنث)
معنی مَشْرِقِ: محل طلوع خورشيد - مشرق
معنی مُشْرِقِينَ: آنانکه به هنگام طلوع خورشید در وضعیتی قرار می گیرند یا کاری را انجام می دهند.(مثلاً عبارت "فَأَتْبَعُوهُم مُّشْرِقِينَ "یعنی هنگام طلوع خورشید در پی آنان ب ...


طلوع در دانشنامه ویکی پدیا

طلوع
طلوع، لحظه ای است که لبهٔ بالایی خورشید در بالای خط افق در شرق پدیدار می شود. طلوع را نباید با سپیده اشتباه گرفت، که هنگامی است که آسمان شروع به روشن شدن می کند، اندکی پیش از آنکه خود خورشید نمایان شود، که با شفق پایان می گیرد. به دلیل اینکه شکست نور در جو باعث دیدن خورشید در حالی که هنوز در زیر افق است می شود، هر دوی طلوع و غروب از یک دیدگاه، خطای دید هستند.طلوع خورشید در ساحل دریاچه میشیگان، میلواکی واقع در ایالت ویسکانسین   طلوع خورشید در خلیج فارس   لحظات ابتدایی طلوع آفتاب کاروانسرای دیر گچین
طلوع خورشید در ساحل دریاچه میشیگان، میلواکی واقع در ایالت ویسکانسین
طلوع خورشید در خلیج فارس
لحظات ابتدایی طلوع آفتاب کاروانسرای دیر گچین
عکس طلوع
طلوع نام یک آلبوم موسیقی اثر معین در سال ۱۳۸۶، خوانندهٔ ایرانی است که در سبک پاپ تهیه شده و دارای ۱۱ آهنگ است.
معین
طلوع لحظه ای ست که لبه بالایی خورشید در بالای خط افق در شرق پدیدار می شود و نیز می تواند اشاره به یکی از موارد زیر باشد:
طلوع: آواز دو انسان، فیلم فریدریش ویلهلم مورنائو
طلوع (فیلم ۱۹۲۶)، فیلم ریموند لانگفورد
طلوع (فیلم ۱۳۴۹)، فیلم ایرانی
طلوع فیلمی به نویسندگی و کارگردانی سلیمان میناسیان و هراند میناسیان محصول سال ۱۳۴۹ است.
جمشید مشایخی
فخری خوروش
فائقه آتشین (گوگوش)
بلا الوندی
دکتر میانسالی که همسر و دو فرزند دارد احساس یکنواختی و ملال می کند، اما در برابر عشق به دختری جوان باز هم به هیجان می آید. او پس از چندی درگیر مشکلات خانوادگی می شود و سرانجام این دختر جوان است که به بهای زندگی خود، سعادت خانواده ای ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

طلوع در دانشنامه آزاد پارسی

طلوع (rise)
در اخترشناسی، لحظۀ برآمدنِ جسمِ آسمانی از افقِ ناظر یا مسیرِ جسمِ آسمانیِ در حال صعود، هنگامِ قطع کردنِ افقِ مریی. پدیدۀ شکست جوّیِ زمین باعث می شود که جسم زودتر از واقع در حالِ طلوع دیده شود. هنگامِ محاسبۀ زمانِ رصدِ طلوع و غروب باید به این پدیده توجه کرد.

نقل قول های طلوع

طلوع، لحظه ای که لبهٔ بالایی خورشید در بالای خط افق در شرق به هنگام صبح پدیدار می شود.
• «در غروب جوانی، نفس پرستی به پایان می انجامد؛ در طلوع پیری، خدمت به خلق آغاز می گردد.» «گرترود» -> هرمان هسه
• «در دوران جهالت، مذهب بهترین راهنمای ملت ها بود، همان طور که در شب های تاریک و ظلمانی یک نفر نابینا، بهترین راهنما است؛ او، راه را بهتر از بینایان از چاه تمیز می دهد. اما، احمقانه خواهد بود که پس از طلوع خورشید، از آن کور پیروی کنیم.» -> هاینریش هاینه
• «هر روز صبح غزالی در آفریقا بیدار می شود؛ او نیک می داند که باید تندتر از سریعترین شیر بدود و کشته نشود. هر روز صبح شیری در آفریقا بیدار می شود؛ او نیک می داند که باید تندتر از سریعترین غزال بدود تا از گرسنگی نمیرد. مهم نیست که شیر هستید یا غزال، بهتر است با طلوع خورشید دویدن را آغاز کنید.» -> آنتونی رابینز
• «آنان که دوستی و محبت را بهزندگی خود راه نمی دهند، به آن ماند که طلوع خورشید را مانع شوند.» -> سیسرو
• «اگر خروس را هم زندانی کنی باز خورشید طلوع خواهد کرد.» -> ضرب المثل هندی
• «تاریک ترین ساعت قبل از طلوع خورشید است.» -> پائولو کوئیلو
• «حداقل سالی یک بار طلوع آفتاب را تماشا کن و برای فردایت برنامه ریزی کن .» -> جکسون براون
• «مرد اگر از طلوع تا به غروب در تلاش معاش دل بنداست// زن همیشه به کارِ خانه خویش چست و چالاک در جهداست» -> ضرب المثل انگلیسی

ارتباط محتوایی با طلوع

طلوع در جدول کلمات

طلوع خورشید
فلق

معنی طلوع به انگلیسی

blooming (اسم)
طلوع
rise (اسم)
فراز ، پیشرفت ، سر بالایی ، ترقی ، صعود ، طلوع ، قیام ، ترقی خیز
rising (اسم)
خیز ، طلوع ، برخاستگی ، در حال ترقی یا صعود
flourishing (اسم)
طلوع

معنی کلمه طلوع به عربی

طلوع
فجر , لمحة
شروق الشمس
شروق الشمس
أبلَجَ
لمحة

طلوع را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
روز در آمد
النا
این واژه تازى (اربى) است و سپارش میگردد بجاى آن از برابرهاى پارسى چون برآیشBarayesh (پارسى: برآمدن خورشید) ، اُشOsh (پهلوى: بامداد ، طلوع آفتاب) ، فَرشَم Farsham (پهلوى: فْرَشْم : فجر ، طلوع آفتاب) هوراسان Hurasan (پهلوى: خْوَرآسان : طلوع آفتاب) و ساخته
پیشنهادى هورآیش (هور: خورشید+ آیش(آمدن) : طلوع) بهره بجویید.
ایلیا
افتم وار : در شهرستان فردوس کاربردی است
عسگر
طریقه نوشتن صحیح عسگرطلوع ب زبان لاتینی
طلوع
طلوع یعنی آفتاب صبح سپیده دم
طلوع
طلوع یعنی آفتاب صبح سپیده دم
پریسیما
روز : day : ساعت ۶ روز : am 6
بامدادان : dawn
سپیده‌دم، پگاه، خورخیز، برآمد : sunrise
پیشین : morning
نیم‌روز : midday, noon : ساعت ۱۲ روز : pm 12

شب : night : ساعت ۶ شب : pm 6
پسین : evening, afternoon
گرگ‌میش : dusk
هوراُفت فرورفت : sunset
نیم‌شب : midnight : ساعت ۱۲ شب : am 12

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• طلوع ویزا   • شبکه طلوع   • موسسه فرهنگی طلوع   • موسسه طلوع ترک اعتیاد   • موسسه خیریه طلوع   • آدرس موسسه طلوع   • چاپ طلوع   • سایت طلوع   • معنی طلوع   • مفهوم طلوع   • تعریف طلوع   • معرفی طلوع   • طلوع چیست   • طلوع یعنی چی   • طلوع یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی طلوع
کلمه : طلوع
اشتباه تایپی : xg,u
آوا : tolu'
نقش : اسم
عکس طلوع : در گوگل

آیا معنی طلوع مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )