برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1221 100 1

طلیحه

معنی طلیحه در لغت نامه دهخدا

طلیحة. [ طَ ح َ ] (ع ص ) تأنیث طلیح. (منتهی الارب ). رجوع به طلیح شود.

طلیحة. [ طُ ل َ ح َ ] (اِخ ) ابن خویلد الاسدی. کسی که با بنی لمیم بر دعوی پیغمبری بود و خالد ولید در ایام ابوبکر وی را هزیمت کرد . صاحب مجمل التواریخ و القصص گوید: پیغامبر (ص ) بیمار بود که از حج بمدینه بازرسید اندرمحرم چون از کار اسود به یمن و مسیلمه به یمامه خبررسیدش از دلتنگی بیماری زیادت گشت و سوی ملوک یمن نامه فرستاد که اسود دروغ زنست بکشیدش و طلیحةبن خویلدالاسدی همچنین دعوی نبوت همی کرد و کس سوی پیغامبر فرستاده بود که صلح کنیم یا حرب ، و پیغامبر او را لعنت کرده بود و گفته : قتلک اﷲ و حرمک الشهادة. و اندر ماه صفر خبر رسید از یمن که اسود را بکشتند، پس پیغامبر شاد گشت و سوی مسجد آمد و شکر کرد حق تعالی را درخطبه و مؤمنان را بشارت داد که اسود الکذاب را بکشتند و مسیلمه و طلیحه را نیز تا نه بس مدت کار سپری شد . بگفته ٔ صاحب امتاع الاسماع طلیحة قائد بنی اسد بود هنگام خروج احزاب برای جنگ با پیغمبر از غزوه ٔ خندق. صاحب حبیب السیر آرد :ارباب جمهور احبار اخبار نموده اند که چون واقعه ٔ انتقال سید اخیار (ص ) در اطراف بلاد و دیار اشتهار یافت اکثر قبایل عرب قدم در وادی ارتداد نهاده فرقه ای ادای زکوة را مکروه داشتند و طایفه ای تن آسانی اختیار کرده صوم و صلوة را بگذاشتند و مهم طلیحةبن خویلد اسدی و مسیلمه ٔ کذاب که دعوی نبوت میکردند قوت یافته جمع کثیر در ظل رایت نکبت آیت ایشان مجتمع گشتند، و طلیحه در زمان حیات سید کاینات... بمدینه ٔ طیبه شتافته شرف صحبت آن حضرت را دریافت و ایمان آورده به قبیله ٔ خود بازگشت ، آنگاه مرتد شده آغاز دعوی نبوت کرد و مردم را از نماز و روزه معاف داشته ربا را مباح انگاشت ، بنابر تسویلات شیطانی مجموع بنی اسد ترک مسلمانی کردند و برسالت وی اقرار نمودند و عیینةبن حصین فزاری و عمروبن معدی کرب زبیدی با اقوام خویش بدو پیوستند.ابوبکر در اوایل سال دوازدهم هجرت خالدبن ولید را با سه هزار مرد شمشیرزن بقتال ارباب ردت نامزد کرد. خالد نخست متوجه طلیحه شد، طلیحه در آن وقت بنواحی آبی از میاه بنی اسد که آن را بزاخه میگفتند فرودآمده بود. خالد بعد از آنکه به معسکر او نزدیک رسید عکاشةبن محص اسدی و ثابت بن ارقم را که از کبار صحابه بودند دوچار خورده ٔ شهادت یافتند ...

معنی طلیحه به فارسی

طلیحه
الازدی از مردان عرب و معاصر عمر بن خطاب بوده است .

طلیحه در دانشنامه ویکی پدیا

طلیحه
طلیحه بن خویلد بن نوفل از قبیله بنی اسد که در جنگ احزاب از فرماندهان مشرکین بود که در سال نهم هجری اسلام آورد اما پس از درگذشت محمد ادعای پیامبری کرد و از آنجا که می گفت فرشته ای به نام ذوالنون برای او وحی می آورد ملقب به ذوالنون شد. قبایل بنی حزیمه و غطفان به او ایمان آوردند. ابوبکر٬ خالد بن ولید را برای سرکوبی او روانه کرد که در نبردی در بزاخه طلیحه شکست خورد و به شام گریخت. سپس در ابتدای خلافت عمر به مکه آمد و بخشیده شد.
مسیلمه
سجاح
اسود عنسی
استادسیس


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

طلیحه را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اسود عنسی   • سجاح   • معنی طلیحه   • مفهوم طلیحه   • تعریف طلیحه   • معرفی طلیحه   • طلیحه چیست   • طلیحه یعنی چی   • طلیحه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی طلیحه
کلمه : طلیحه
اشتباه تایپی : xgdpi
عکس طلیحه : در گوگل

آیا معنی طلیحه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )