انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1014 100 1

ظرف

/zarf/

مترادف ظرف: کاسه، آوند، بشقاب، درخلال، درطی

برابر پارسی: آوند، گنجه، تشت، دیگ

معنی ظرف در لغت نامه دهخدا

ظرف. [ ظَ ] (ع اِ) جای چیزی. آنچه در آن چیزی نهند. آوند. باردان. (مهذب الاسماء). حیّز. خنور. اِناء. وِعاء. ج ، ظروف : در وقت گویائی من به این سوگند یا ملک من شود در بازمانده ٔ عمرم از زر یا رزق یا جوهر یا ظرف یا پوشیدنی یا فرش. (تاریخ بیهقی ).
بنده کی گردد آنکه باشد حُر
نتوان کرد ظرف پُر را پُر.
سنائی.
معانی هرگز اندر حرف ناید
که بحر قلزم اندر ظرف ناید.
شبستری.
- ظرف دررفته ؛ خالص. که وزن ظرف آن موضوع شده باشد، چنانکه چون چیزی را وزن کنند و وزن مظروف را از وزن ظرف جدا سازند گویند وزن آن ، ظرف دررفته فلان مقدار است.
- ظرف زمان ؛ اسمی که دلالت بر زمان وقوع چیزی کند.
- ظرف مکان ؛ اسمی که دلالت بر مکان وقوع و استقرار چیزی کند.
|| (اِمص ) زیرکی. کیاست. || نقی الظرف ؛ امین راست باز نه خائن دغل باز. || رأیته بظرفه ؛ ای بنفسه. || ماهر گردیدن. || در محاوره ٔ فارسی زبانان مجازاً به معنی حوصله است ، چنانکه شخص کم حوصله را کم ظرف و تنگ ظرف گویند. و ظرف در این شعر ملا وحشی نیز از همان قبیل است :
این ظرف بین که تشنه لبان را به قطره ای
صد احتیاج هست و تمنا نمی کنند.
(از آنندراج ).
|| ظرف و ظرافت در زبان باشد و گیرندگی در دو چشم و ملاحت در دهان و نیکوئی در بینی یا خوبروئی و خوش هیئتی : وجه ظریف. هیئةٌ ظریفة. یا ظرف در روی و زبان است. و ظرف در زبان ، بلاغت و حسن عبارت است و در روی ، خوبی و نیکوئی و یا ظرف بزاعت و ذکاء قلب و یا ظرف حذق است وبه ظرف و ظرافت جز جوانان سبکروح را از مرد و زن صفت نکنند و راغب گوید ظرف حالتی است جامع عموم فضائل نفسانیه و بدنیه و خارجیه و از این رو صاحب علم و شجاعت و نیکو لباس و ریاش. || (اِ) صاحب کشاف اصطلاحات الفنون آرد: ظرف ، بالفتح و سکون الراء عنداهل العربیة یطلق علی معان منها اسم ما یصح ان یقعفیه فعل زماناً کان أو مکاناً و الاول ظرف زمان کالیوم و الدهر و الثانی ظرف مکان کالیمین و الشمال. و فی الهدایة حاشیة الکافیة: ظرف الزمان ما یصلح جواباً لمتی. و ظرف المکان ما یصلح جواباً لأین - انتهی. أی ّ اسم ما یصلح الخ ، یقال له اسم الظرف ایضاً. قال فی التوضیح من اسماء الظروف مع - انتهی. و من اقسام اسماء الظروف اسماء الزمان و المکان و هی الاسماء الموضوعة للزمان و المکان و باعتبار وقوع الفعل فیهما مطلقاً، أی من غیر تقیید بشخص أو زمان أو مکان فاذا قلت مخرج فمعناه موضع الخروج المطلق أو زمان الخروج المطلق و لم یعملوها فی مفعول و لا ظرف فلایقولون مقتل زیداً و لا مخرج الیوم لئلایخرج من الاطلاق الی التقیید. کذا فی جاربردی شرح الشافیة. و الفرق بین اسم الزمان و المکان و بین الوصف المشتق یجی ٔ فی فصل الفاء من باب الواو. و الاحسن هو ما قال فی اصول الاکبری من ان اسم الظرف ما یبنی من فعل لیدل علی مکانه أو زمانه و وزنه فی الثلاثی مفعل بفتح العین أو کسرها، ومفعلة بفتح المیم و العین ، کمأسدة، و فعال بالکسر و فی غیر الثلاثی المجرد یکون علی وزن اسم مفعوله - انتهی. فعلم من هذا ان اسم الظرف یقال علی معنیین احدهما اعم و الثانی اخص. و بالمعنی الاعم یکون لفظ مع وعند و الیمین و الیوم و نحوها من اسماء الظروف و بالمعنی الاخص لایکون منها. ثم الظرف سواء کان ظرف زمان أو مکان علی نوعین ، مبهم و موقت و یسمی محدوداً ایضاً. و اتفق القوم علی ان المبهم من الزمان ما لم یعتبر له حد و لا نهایة کالحین. و المحدود منه ما اعتبر فیه ذلک کالیوم و الشهر. و اما المبهم و المحدود من المکان فقد اختلف فی تفسیرهما فقال اکثر المتقدمین ان المبهم من المکان هو الجهات الست ّ. و هی أمام و خلف و یمین و شمال و فوق و تحت. و المحدود منه بخلافه. ای ما سوی تلک الجهات و یرد علیه عند و لدی و لفظ مکان و ما بمعناه من ذوات المیم و ما بعد دخلت و المقادیر الممسوحة کالفرسخ و المیل. فانها تکون منصوبة بتقدیر فی و لا تکون المحدودات منصوبة بتقدیر فی. فینبغی ان تکون مبهمات مع انه لایصدق حد المبهم علیها. و اجیب بانها محمولة علی الجهات الست ّ لمشابهتها ایاها. اما فی الابهام کعند و لدی و دون و سوی و اما فی کثرةالاستعمال کلفظ مکان و ما بعد دخلت و اما فی الانتقال کالمقادیر الممسوحة فان تعین ابتداء الفرسخ مثلاً لایختص مکاناً دون مکان بل یتحول ابتداء کتحول الخلف قداماً و الیمین شمالاً. فان قلت المکان المبهم کاسمه یتناول کل مکان لیس له حد یحصره فما بال المتقدمین فسروه بالجهات الست ّ التی هی بعض الامکنة المبهمة ثم احتاجوا الی حمل غیرها علیها. قلت کأنهم جعلوا الجهات الست ّ اصلاً لتوغّلها فی الابهام لایحاذیها غیرها فیه ،حتی انها لاتتعرف بالاضافة الی المعرفة و قیل المبهم هو النکرة و المحدود بخلافه. و یرد علی هذا التفسیر خلفک و امامک فانهما من المبهمات و ایضاً لا خلاف فی انتصابهما علی الظرفیة بتقدیر فی. مع انه لایصدق حد المبهم علیهما. و اجیب بان ّ الجهات لاتتعرف بالاضافة فلایخرج عن تفسیر المبهم بالنکرة خلفک و امامک و نحوهما وقیل المبهم هو غیر المحصور و المحدود هو المحصور. ویرد علیه نحو فرسخ فانه من المبهمات لانتصابه علی الظرفیة بل یقال ان المکان الذی ینصب بتقدیر فی نوعان المبهم و المحدود الذی یتبدل ابتدائه و انتهائه لمشابهتهما الزمان الذی هو مدلول الفعل و وجه المشابهة التغیر و التبدل فی نوعی المکان کما فی الازمنة الثلاثةفخروج المحدود کالفرسخ من تفسیر المبهم لایضره. و قال ابن الحاجب و صاحب اللباب : المبهم ما ثبت له اسم بسبب امر خارج عن مسماه. فالفرسخ داخل فیه. لان المکان لم یصر فرسخاً بذاته بل بالقیاس المساحی الذی هو خارج عن مسماه و کذا الجهات. فانها تطلق علی هذه الامکنة باعتبار ما یضاف الیه لا بذاته. و الموقت ما له اسم باعتبار ما دخل فی مسماه کاعلام المواضع نحو البلد و السوق و الدار. فانها اسماء لتلک المواضع باعتبار اشیاء داخلة فیها کدور فی البلد و البیت فی الدّار ثُم هذا التفسیر یشتمل نحو جوف البیت و خارج الدار و داخلها و نحو المغرب و المقتل و المأکل و المشرب مع انها لاتنتصب بالظرفیة. فلایقال زید خارج الدار و جوف البیت بل فی خارجها و فی جوفه. و کذا لایقال قمت مضرب زید و مقتله. و ایضاً یشکل بانهم صرّحوا ان الدار اسم للعرصة دون البناء، حتی لو حلف لایدخل هذه الدار، فدخل فیها بعدما صارت صحراء یحنث. فلاتکون البیوت التی استحقت اسم الدار ابتداء باعتبارها داخلة فی مسماه. ثُم کل من المبهم و الموقت ، اما مستعمل اسماً بان یقع مرفوعاً و منصوباً علی غیر الظرفیة و مجروراً و ظرفاً بان یقع منصوباً علی الظرفیة و یسمی حینئذ منصرفاً. و هو ما جاز اَن تعقب علیه العوامل کالیوم و الحین ، یقال هذا حین و رأیت حیناً و عجبت من حین. أو مستعمل ظرفاً لا غیر و یسمی غیرمنصرف و هو ما لزم فیه النصب بتقدیر فی ، مثل سوی و کل من الصنفین یجوز ان یکون منصرفاً و غیرمنصرف. هذا کله خلاصة ما فی شروح الکافیة و العباب. و منها المفعول فیه. قال فی الضوء: المفعول فیه یسمی ظرفاً - انتهی. و هذا المعنی اخص من الاول مطلقاً کما لایخفی. و منها المفعول به بواسطة حرف الجر. قال فی العباب : المفعول به الذی بواسطة حرف الجر فی اصطلاحهم یسمی ظرفاً ایضاً. ثم الظرف سواء کان مفعولاً فیه أو مفعولاً به بواسطة حرف الجر قسمان : لغو و مستقر. فاللغو ما کان عامله شیئاً خارجاً عن مفهوم الظرف ، أی لیس الظرف بمتضمن له ، سواء کان ذلک الشی ٔ فعلاً أو معناه و سواء کان مذکوراً نحو مررت بزید أو مقدراً نحو من لک أی من یضمن لک. و انما سمی به لأنّه زائد غیر محتاج الیه. و المستقر ما کان عامله بمعنی الاستقرار و الحصول و نحوهما من الافعال العامة، کالثبوت و الوجود مقدراً غیر مذکور، نحو زید فی الدار. و انما سمی به لان الفعل و هو استقر أو معناه مقدر قبله نحو کان زید فی الدار أو استقر فی الدار. فالظرف مستقر فیه بحذف عامل الظرف و سد الظرف مسده. و استتر الضمیر فیه. و قیل لابد فی المستقر من ثلاثة امور. الاول کون المتعلق متضمناً فیه. فخرج بهذا نحو مررت بزید، لان المرور لیس متضمناً فی الجار بل هو امر خارج. و الثانی ان یکون المتعلق من الافعال العامة. فخرج زید فی الدار، اذا قدر متعلقه خاصاً. و الثالث ان یکون المتعلق غیر مذکور. فخرج زید حاصل فی الدار. و قال ابن جنی : یجوز اظهار عامله و لا حجة له. و اما قوله تعالی : فلما رآه مستقراً عنده ، فلیس مستقراً فی هذا القول بمعنی کائناً حتی یکون حجة له. و هذا هو المشهور فیمابین النحاة. و ذکر السید السند فی حواشی الکشاف : ان المستقر ما کان متعلقه مقدراً سواء کان عاماً نحو زید فی الدار أی حاصل فیها أو خاصاً نحو زید فی البصرة أی مقیم فیها. و اللغو ما یقابله - انتهی. اعلم ان المشهور فی تقدیر عامل الظرف الفعل أو الاسم المنکر. و قد یقدر عامله اسماً معرفاً بسبب ما، ککونه صفة معرفة. و علی هذا قیل قولهم : الفصاحة فی المفرد بمعنی الفصاحة الکائنة فی المفرد کما فی حواشی المطول. الظرف عند الاصولیین ما کان محلاً لشی ٔ و فضل علی ذلک الشی ٔ کالوقت للصلوة فان ساواه سمی معیاراً لا ظرفاً کوقت الصوم فانه الذی یستقر فیه. و لایفضل عنه فیتقدر به فیطول بطوله و یقصر بقصره. هکذا یستفاد من التلویح و حواشی المنار. و فی کلیات ابی البقاء: الظرف الزمانی نحوامس و الاَّن و متی و ایان و قط المشددة و اذا و اذ المقتضیة جواباً. و الظرف المکانی ، نحو لدن و حیث و أین و هنا و ثمة و اذا المستعملة بمعنی ثمة. و المشترک نحو قبل و بعد و اذا قصد فی باء المصاحبة مجرد کون معمول الفعل مصاحباً للمجرور زمان تعلق ذلک الفعل به من غیر قصد مشارکتها فی الفعل ، فمستقر فی موضع الحال. سمی مستقراً لتعلقه بفعل الاستقرار و هو مستقر فیه حذف للاختصار و اذا قصد کونه مصاحباً له فی تعلق الفعل فلغو. ففی قوله اشتر الفرس بسرجه علی الاول ، السرج غیر مشتری و لکن الفرس کان مصاحباً للسرج حال الشراء و التقدیر اشتر الفرس مصاحباً للسرج. و علی الثانی کان السرج مشتری و المعنی اشترهما معاً. و الظرف المستقر اذا وقع بعد المعرفة یکون حالاً، نحو مررت بزید فی الدار، أی کائناً فی الدار و یقع صلة نحو: و له من فی السموات و الارض و من عنده لایستکبرون. و خبراً نحو فی الدار زید ام عندک. و بعداً لقسم بغیر الباء نحو و اللیل اذا یغشی. و یکون متعلقه مذکوراً بعده علی شریطة التفسیر، نحو: یوم الجمعة صمت. و یشترطفی الظرف المستقر ان یکون المتعلق متضمناً فیه. و ان یکون من الافعال العامة. و ان یکون مقدراً غیر مذکور. و اذا لم توجد هذه الشروط فالظرف لغو. و قال بعضهم ما له حظ من الاعراب و لایتم الکلام بدونه ، بل هو جزء الکلام فهو مستقر و لیس اللغو کذلک لأنّه متعلق لعامله المذکور و الاعراب لذلک العامل و یتم الکلام بدونه ، و حق اللغو التأخیر لکونه فضلة و حق المستقر التقدیم لکونه عمدة و محتاجاً الیه. و مما ینبغی ان ینبه علیه هو ان ّ مثل کان أو کائن المقدر فی الظروف المستقرة لیس من الافعال الناقصة بل من التامة، بمعنی ثبت و حصل أو ثابت و حاصل و الظرف بالنسبة الیه لغو. و الا لکان الظرف فی موقع الخبر له ، فیکون بالنسبة الیه مستقراً لا لغواً، لان اللغو لایقع موقع متعلقه فی وقوعه خبراً، فیلزم ان یقدر کان او کائن آخر - انتهی.

ظرف. [ ظُ رُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ ظریف.

معنی ظرف به فارسی

ظرف
جای چیزی، هرچه که در آن چیزی جابدهند، آوند
۱ - زیرک . ۲ - خوش طبع نکته سنج . ۳ - بذله گوی . ۴ - زیبا خوشگل جمع ظرفائ .
[hermetically sealed container] [علوم و فنّاوری غذا] ظرفی که برای جلوگیری از ورود ریزاندامگان ها و حفظ وضعیت سترون، درزگیری غیرقابل نفوذ شده است
[altar vessel] [باستان شناسی] ظرفی که بر روی برواره گذاشته شود
[anaerobic jar] [زیست شناسی-میکرب شناسی] ظرفی که برای گرم خانه گذاری محیط های کشت در نبود اکسیژن و به طورکلی در مجاورت هر ترکیب گازی غیر از هوای جَوّ به کار می رود
[moulded pulp container/ molded pulp container] [علوم و فنّاوری غذا] ظرفی متشکل از مواد خمیری حاوی الیاف سلولوزی که با قالب شکل دهی شده است
[edible container] [علوم و فنّاوری غذا] نوعی ظرف مواد غذایی که قابل خوردن است
( صفت ) آن چه که وزن ظرف آن موضوع شده باشد خالص .
ظرفی که زر محلول در آن انداخته و در نقش کتابت بکار برند .
اصیص ظرفی که در اطاق شب هنگام برای ادرار بول پیران و بیماران بکار است .
[candle jar] [زیست شناسی-میکرب شناسی] ظرفی که در آن می توان کشت ها را در شرایط فشار بیشتر اکسیددوکربن گرم خانه گذاری کرد
شست و شوی ظرفها .
[sink] [عمومی] لگن مخصوص شستن ظرف در آشپزخانه
[glass container] [سراميک] هریک از محصولات شیشه ای، مانند بطری و پارچ
[dustfall jar] [مهندسی محیط زیست و انرژی] ظرفی دهانه باز که با آن ذرات درشت معلق در هوا را برای اندازه گیری و تجزیۀ شیمیایی جمع آوری می کنند
[microwaveable container] [علوم و فنّاوری غذا] ظرفی که در برابر گرمای داخل ریزموج مقاوم است
بدون ظرف خالص ٠ بار بدون باردان
مرادف تنک ظرف به کاف تازی .
سخن چین و نمام و یاوه گو . یا گول و احمق و ساده دل .
و آن دال و الف و نونی است که در اواخر اسمائ فایده ظرفیت دهد
[container glass] [سراميک] شیشه ای که با آن محصولات شیشه ای، مانند بطری و ظروف دهان گشاد، تولید می شود
[bottle bill] [مهندسی محیط زیست و انرژی] قانون الزام ودیعه گذاری برای بطری های نوشابه

معنی ظرف در فرهنگ معین

ظرف
(ظَ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - آوند، هر آن چه که در آن چیزی بگذارند. ج . ظروف . ۲ - فاصلة زمانی .
(ظَ) [ ع - فا. ] ۱ - (حامص .) شست و شوی ظرف ها. ۲ - (اِمر.) جای شستن ظرف ها در آشپزخانه .

معنی ظرف در فرهنگ فارسی عمید

ظرف
وسیله ای مقعر و فرورفته که برای پختن و خوردن غذا و نگهداری برخی چیزها کاربرد دارد، مانند بشقاب، لیوان، قابلمه، و ماهی تابه.
* ظرف زمان: (ادبی) در دستور زبان، اسمی که دلالت بر زمان وقوع چیزی می کند، اسم زمان.
* ظرف مکان: (ادبی) در دستور زبان، اسمی که دلالت بر مکان وقوع و استقرار چیزی می کند، اسم مکان.
* ظرف لعاب دار: ظرفی که آن را لعاب داده باشند.
۱. شست وشوی ظرف ها، شستن ظرف.
۲. (اسم) ماشینی که ظرف های آشپزخانه در آن شسته می شود.
۳. (اسم) جای مخصوصی در آشپزخانه که در آن ظرف می شویند.
۱. کم حوصله.
۲. کسی که لیاقت و کفایت کار مهم ندارد.

ظرف در دانشنامه اسلامی

ظرف
ظرف وسیله ای برای نگهداری چیزی می باشد.
در روایات، «آنیه» موضوع احکامی که خواهد آمد قرار گرفته و نه «ظرف»؛ هرچند به تصریح برخی لغویان میان این دو واژه تفاوتی نیست؛ لیکن به نظر عرف «آنیه» اخص از ظرف است؛ از این رو، ظرف بر آنچه آنیه صدق می کند، اطلاق می شود؛ لیکن آنیه بر همه آنچه که ظرف بر آن صدق می کند، اطلاق نمی شود، مانند کیسه.
مراد از آنیه در کلمات فقها
مراد از آنیه در کلمات فقها معنای عرفی آن است؛ لیکن در اینکه معنای عرفی آنیه چیست دیدگاهها مختلف است.
← قول اول
از ظرف به معنای عام در باب تجارت تحت عنوان «اِندار» (کم کردن وزن ظرف) در بیع بحث کرده اند. و از ظرف به معنای خاص که به آن «آنیه» گفته می شود و موضوع این مقاله است در بابهای طهارت، زکات و اطعمه و اشربه سخن گفته اند.
ظروف بهشت، از جنس طلا و نقره بهشتی و در اندازه های متناسب با خواست بهشتیان است.
ظرفهای بهشت، دارای اندازه مناسب و متناسب با خواست بهشتیان:•«قواریرا من فضة قدروها تقدیرا:ظرفهای بلورینی از نقره، که آنها را به اندازه مناسب آماده کرده اند!» و ضمیر فاعلی در فعل" قدروها" به همان طایفه ابرار بر می گردد، می خواهد بفهماند ظرفهای غذا و شراب را خود ابرار بر طبق میل خود اندازه گیری می کنند، از غذا و شراب هر مقداری که بخواهند استفاده کنند ظرف آن غذا و شراب را هم به اندازه همان مقدار طعام و شراب اندازه گیری می کنند، و خلاصه چیزی از غذا و شراب شان در ظرف زیاد و کم نمی آید، آیه شریفه " لَهُمْ ما یَشاؤُنَ فِیها" ، و آیه " یُفَجِّرُونَها تَفْجِیراً" نیز اشاره ای به این معنا دارد.
ظرف به لحاظ ماده ای که از آن ساخته می شود سه گونه است: ساخته شده از طلا و نقره؛ از پوست یا استخوان حیوانات و از غیر مواد یاد شده. هر یک از این ظروف دارای احکامی است که به آنها اشاره می شود.
بدون تردید، خوردن و آشامیدن از ظروف طلا و نقره حرام است؛ لیکن در اینکه هر نوع استفاده از ظروف، حتی زینت کردن به آن حرام است یا تنها خوردن و آشامیدن، اختلاف می باشد. مشهور همه انواع استفاده از آن را حرام می دانند؛ بلکه بر آن ادعای اجماع شده است.
← حکم صرف نگهداری ظروف طلا و نقره
جواز استفاده از ظروف ساخته شده از پوست حیوانات مشروط به نجس العین نبودن و مذکی بودن آن حیوان است. در اینکه در حیوان حرام گوشت، علاوه بر تذکیه، دباغی بودن پوست نیز شرط جواز استفاده از آن است یا نه، اختلاف می باشد. البته اگر ظرف از پوست حیوانی که خون جهنده ندارد ساخته شده باشد، جواز استفاده از آن مشروط به تذکیه نخواهد بود؛ زیرا بدون تذکیه نیز پاک است. استفاده از ظرفی که از پوست حیوان نجس العین، همچون سگ و خوک و یا از مردار (حیوان تذکیه نشده) ساخته شده، در چیزهایی که طهارت در آنها شرط است، مانند خوردن، آشامیدن، وضو و غسل جایز نیست؛ لیکن آیا در چیزهایی که طهارت در آنها شرط نیست، مانند آب و غذا دادن به حیوانات، جایز است یا نه؟ اختلاف می باشد. در جواز استفاده از ظرف ساخته شده از استخوان حیوانات، تنها پاک بودن حیوان کفایت می کند و نیازی به تذکیه نیست. بنابر این، ساختن ظرف از استخوان حیوان نجس، همچون سگ و خوک جایز نیست.
حکم استفاده از ظروف نفیس و گران بها
استفاده از ظروف نفیس و گران قیمتِ ساخته شده از غیر طلا و نقره جایز است؛ خواه منشأ ارزشمندی آنها ساخته شدن از مواد گران بها همچون یاقوت و الماس باشد یا کارهای هنری ای که روی آنها انجام گرفته است.
احکام ظرف به لحاظ حالات عارض بر آن
...

ظرف در دانشنامه ویکی پدیا

ظرف
ظرف یا آوند یا گنجانه به محل قرارگیری و جای چیزی گفته می شود. کاربرد ظروف در آشپزی و آشپزخانه و همچنین پذیرایی و سرو غذا بسیار گسترده است.
ابریق (ظرف)
بشقاب
بشکه
بطری
آفتابه
تکوک
دیس
زودپز
ساغر
سینی
خامه دان
فلاسک
قابلمه
کاسه
کوزه
گیلاس
لیوان
ماهی تابه
نمک دان و فلفل دان
هاون
واژه ظرف ماخوذ از ریشه عربی ظرف است. برابر آن در پارسی «آوند» می باشد که از پارسی میانه است (از: آو، آب + وند، خنور).
ظروف آشپزخانه شامل انواع قابلمه، ماهیتابه، قهوه جوش، سینیهای مختلف فِر و مانند اینها هستندبرای نگهداری، آماده سازی و پخت غذا، در انواع مختلف تولید می شوند.
جنس برخی از این ظروف، به نوع طبخی که از آن ها انتظار می رود بستگی دارد. برای مثال ظروف پیرکس مناسب طبخ غذاهای آبدار (مانند خورش) است و نه مناسب سرخ کردن.
در علوم رایانه، ظرف (به انگلیسی: Container) یک کلاس، ساختار داده یا یک نوع داده انتزاعی است که نمونه های آن دربرگیرنده اشیاء دیگر هستند. به عبارت دیگر، آن ها برای ذخیره کردن اشیاء به روشی سازمان یافته استفاده می شوند و اشیاء موجو در آن ها تحت یکسری قوانین مشخص قابل دسترسی هستند. اندازه یک ظرف بستگی به تعداد اشیائی (عناصری) که در آن قرار گرفته اند دارد. پیاده سازی گونه های مختلف ظرف ها در فضا و پیچیدگی زمانی با یکدیگر تفاوت دارند که باید برای هر سناریو از یک پیاده سازی مناسب استفاده کرد.
ساخت یک ظرف جدید (سازنده)
گزارش کردن تعداد عناصر موجود در ظرف (اندازه)
حذف کردن تمام عناصر موجود در ظرف (پاکسازی)
درج کردن عناصر جدید در ظرف
حذف کردن برخی از عناصر موجود در ظرف
ارائه کردن یک روش برای دسترسی به عناصر ظرف
ظرف ها را می توان از سه منظر مورد مطالعه قرار داد:
کلاس های ظرف ها معمولاً متدهای زیر را پیاده سازی می کنند:
ظرف ها معمولاً به دو گروه تقسیم می شوند:
ظرف آگار(به انگلیسی: Agar plate) نمونه ای از یک پتری دیش است که حاوی مواد رشد دهنده (معمولاً آگار و دیگر مواد مغزی) می باشد و برای رشد اورگانیسم ها و گیاهان ریز استفاده می شود.
ظرف برگ خشک یا برگه دان ظرفی است که در آن، آمیزهٔ گلبرگ های خشک و ادویه را برای معطر کردن هوای اتاق نگه می دارند. برگه دان مخلوط گل و گیاهان خشک و خوشبو است که به ویژه در کشورهای غربی در اجاق های کوچکی آنرا دم می کنند که بوی مطبوعی به فروشگاها و منازل، دفاتر کار می دهد و در زمستان کاربردش بیشتر است. استفاده از آن برای دکور منازل در داخل شیشه های بزرگ پر کرده از برگ خشک و ادویه هم رایج است.
فلفل فرنگی
سدر
دارچین
میخک صدپر
سرویان
رازیانه
سرو خوشبو
یاس
عناب
ارس
اسطوخودوس
فرنجمشک
لیموترش
مرزنگوش
اسپرک
نعنا
برنجاسف
پرتقال
گل شمعدانی
کاج پینیون
رز
رومارن
در زبان های غربی به این برگه دان ها Potpourri می گویند که از فرانسوی گرفته شده و «پوپوری» تلفظ می شود. این واژه به جز معنای برگه دان، معنای آمیزه، جُنگ، گلچین، و هم چنین تاس کباب هم می دهد.
ظرف شویی یا سینک لگنی است که معمولاً در آشپزخانه کار گذاشته می شود و ظرف ها و مواد غذایی را در آن می شویند. لگن ظرفشویی از موادی مانند فولاد ضدزنگ، فلزهای لعاب داده، کامپوزیت، فایبرگلاس، سرامیک و آلیاژهای مسی ساخته می شود.
ظرف صابون (انگلیسی: Soapdish) فیلمی آمریکایی است که در سال ۱۹۹۱ منتشر شده.
سالی فیلد
کوین کلاین
رابرت داونی جونیور
کتی موریارتی
ووپی گلدبرگ
الیزابت شو
ماریان مولرلایلی
کری فیشر
ظرف ناسزاگویی (به انگلیسی: Swear jar) (جعبه ناسزاگویی یا بانک ناسزا)، یک وسیله برای بازداشتن افراد از فحاشی و ناسزاگویی می باشد، هر زمان که کسی حرف ناسزایی را به زبان بیاورد و دیگران شاهد آن باشند، آن فرد برای جریمه باید مقداری پول در آن ظرف بریزد. بعد از پرشدن این ظرف، پول در هدفی معین خرج می شود یا به یک سازمان خیریه داده می شود.این ظرف می تواند شیشه ی یا فلزی باشد.ظرف ناسزاگویی فقط یک شیء نیست بلکه یک عقیده است تا افراد را از ناسزا گویی بازدارد.
ظرف نهار (به انگلیسی: The Lunchbox) فیلمی هندی به کارگردانی ریتش باترا و محصول سال ۲۰۱۳ میلادی می باشد.
۱۹ مه ۲۰۱۳ (۲۰۱۳-05-۱۹) (کن)
۲۰ سپتامبر ۲۰۱۳ (۲۰۱۳-09-۲۰) (هند)
فیلم ابتدا در جشنوارهٔ کن ۲۰۱۳ اکران شد و «جایزهٔ منتقدین» را از آنِ خود کرد، سپس در جشنوارهٔ فیلم تورنتو بر روی پرده رفت.
ظرف یک بار مصرف، ظرفی است ساخته شده از کاغذ، پلاستیک یا مقوا که به شکل های لیوان، بطری، بشقاب و ... که از پلیمرهای گوناگون ساخته می شود.
سایت آفتاب
مرجع یکبارمصرف ایران
استفاده از ظروف یک بار مصرفی که از مشتقات نفتی تهیه شده اند، به دلیل آلودگی های زیست محیطی، با مخالفت هایی روبرو شده است و ظروف یک بار مصرف با پایهٔ گیاهی (سلولوزی) در حال جایگزین شدن با آن است ولی به علت محدودیت های فیزیکی و شیمیایی ظروف سلولوزی این روند بسیار کند و گاهی متوقف شده است.
البته اضافه می شود در سال های اخیر با نظارت وزارت بهداشت و قانون اجباری حضور مسئول بهداشت یا شیمی در آزمایشگاه کارخانه، کنترل بیشتری بر روی سلامت و بهداشت تولیدات یکبارمصرف صورت گرفته است.
برداشت از روزنامهٔ قدس مقاله ای با نام «هزار و یک نکته دربارهٔ ظروف یک بار مصرف» نوشتهٔ «پروین محمدی»
ظرف یکبار مصرف جمع آوری پسماندهای تیز و برنده پزشکی (نام علمی: Sharps Container) که با نام سیفتی باکس (به انگلیسی: SafetyBox) نیز شناخته می شود؛ به ظرف کاملاً یکبار مصرف ویژه ای گفته می شود که برای جمع آوری و نگهداری اجسام تیز با قابلیت بریدن یا سوراخ کردن پوست، مانند سرسوزن، کاتتر؛ تیغ های جراحی، سوزن های زیرجلدی و سرنگ های یکبار مصرف در پزشکی به کار می رود. این ظرف پس از پُر شدن تا خط نشانه، توسط درپوش قرمز رنگ، کاملاً پلمپ شده و سپس دفع بهداشتی می شود. جنس این ظرف به گونه ای است که برای محیط زیست بی خطر بوده، در صورت سوزاندن، باعث آلودگی محیط زیست نشده و در برابر ضربه، نفوذپذیری یا نشتی (حتی پس از واژگونی)، مقاوم است.
سیفتی باکس باید از نظر جنس از موادی مانند پلی پروپیلن تولید شد که در صورت سوزاندن باعث آلودگی محیط زیست نشود و مطابق با قوانین ملی محیط زیست باشد.
سیفتی باکس باید مجهز به درپوش مناسب باشد. هیچ یک از اجزاء ظرف پس از آزمونهای استحکام و پیوستگی اجزاء نباید از یکدیگر جدا شوند و محل قرارگیری دهانه باید به گونه ای باشد تا استفاده از ظرف به سادگی امکان پذیر بوده و سطح خارجی ظرف نیز آلوده نگردد.
مقاومت ظروف جمع آوری پسماند در برابر نفوذپذیری باید به گونه ای باشد که آزمون تعیین شده در استاندارد را باید گذرانده باشد.
سیفتی باکس باید به گونه ای باشد که پس از ضربه و سقوط عمودی و وازگونی در اثر اعمال نیزوی افقی مقاوم بوده و نشتی نداشته باشد.
سیفتی باکس برای اولین بار در سال ۱۹۷۹ توسط شرکت فرونتیر پلاستیک در جنوب ولز طراحی شد و در سال ۱۹۸۰ با این محصول وارد بازار گردید.
جراحت توسط جسم تیز به نوعی آسیب دیدگی گفته می شود که در آن سوزن یا اجسام تیز دیگر که به خون یا سایر مایعات بدن آغشته هستند، پوست را سوراخ کرده و از آن عبور کنند. عواقب ناشی از کار با سوزن رایج ترین فرم جراحت بر اثر کار با اجسام تیز است که از آن تحت عنوان جراحت سوزن تزریق و یانیدل استیک یاد می شود. زباله های تیز و برنده را می توان به عنوان یکی از خطرناک ترین پسماندهای به جا مانده در بخش بهداشت و درمان نام برد. یکی از اصلی ترین روش های جلوگیری از بروز چنین جراحت هایی استفاده از سیفتی باکس یا ظروف جمع آوری پسماندهای تیز و برنده می باشد. از این ظروف به منظور جمع آوری ابزار تیز و برنده پس از استفاده، کنترل عفونتهایی مانند ایدز، هپاتیت و ... و همچنین حمل این پسماندها استفاده می گردد. درب این ظروف عموماً دارای قابلیت بسته شدن به صورت موقت و دائم را دارا می باشد. تا زمان پر نشدن این ظروف کاربر می بایست پس از هر بار استفاده درب آن را به منظور جلوگیری از ریختن محتویات به بیرون در صورت واژگونی ناخواسته، به صورت موقت ببندد. پس از تکمیل ظرفیت آن، می بایست درب آن به صورت دائم بسته شود و سپس به محل انهدام پسماند منتقل گردد تا با استفاده از روش های مرسوم و استاندارد، منهدم شود.
طبق بخشنامه شماره: ۲/۱۷۱۳۹/س مورخ ۸۲/۲/۱۳ وجود ظروف نگهداری پسماندهای تیز و برنده (سیفتی باکس) در کلیه واحدهای بهداشتی ودرمانی وزارت بهداشت و درمان جمهوری اسلامی ایران اعم از خصوصی و دولتی برحسب نیاز و میزان فعالیت از تاریخ ۸۲/۶/۱ الزامی شده است و می بایست عملی شدن این قضیه توسط واحدهای نظارت بر درمان پیگیری شود. همچنین براساس قوانین بین المللی سازمان بهداشت جهانی و همچنین وزارت بهداشت؛ درمان و آموزش پزشکی، سوزنها و بطورکلی اجسام تیز پس از استفاده می بایست به داخل سیفتی باکس هایی که متناسب بااستانداردهای بین المللی و سازمان استاندارد ملی جمهوری اسلامی ایران ساخته شده اند انداخته شوند. بدون اینکه این پسماندهای تیز بافضای بیرون این ظروف تماس پیدا کنند. به هیچ عنوان نمی بایست اجسام تیز با اعمال فشار وارد این ظروف شوند چراکه منجر به جراحت می شود. در بسیاری از کشورها بخصوص جمهوری اسلامی ایران درپوش گذاری مجدد سوزن ها دیگر توصیه نمی شود و می بایست اجسام تیز بلافاصله پس از مصرف وارد سیفتی باکس شوند. طی ده سال گذشته در سرتاسر جهان مسئله ایمنی در محیط، بسیار در مرکز توجه قرار گرفته بطوریکه دولت ها در جهت کاهش خطرات ناشی از محیط کار و تولید تجهیزات پزشکی ایمن تلاش بسیار کرده اند همچنین استانداردها و قوانین مرتبط را برحسب شرایط منطقه ای تعیین کردند.
کابینت آب ریز ظرف نوعی آبکش قفسه ای شکل و مشبک است که در بالای ظرف شویی معمولاً" آشپرخانه ها نصب می گردد. این وسیله برای نگهداری ظروف شسته شده و به منظور بالا رفتن سرعت خشک شدن آنها مورد استفاده قرار می گیرد. آب ریز ظرف اختراع شده به وسیله یک فنلاندی به نام مایجو گبهارد می باشد.
ویکی پدیای انگلیسی


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ظرف در جدول کلمات

ظرف
آوند
ظرف آبخوری
پارچ
ظرف آبخوری در دار
قمقمه
ظرف آبگوشت
دیزی
ظرف آبکشی
دلو
ظرف آبکشی از چاه
دلو
ظرف آزمایش
بوته
ظرف آزمایشگاه
ظرف آزمایشگاهی
ارلن
ظرف آزمون
بوته

معنی ظرف به انگلیسی

adverb (اسم)
قیدی ، ظرف ، معین فعل ، عبارت قیدی
container (اسم)
ظرف
dish (اسم)
ظرف ، غذا ، بخشی از غذا ، خوراک ، بشقاب ، ظروف ، دوری ، طعام
vessel (اسم)
ظرف ، کشتی ، رگ ، بشقاب ، اوند ، هر نوع مجرا یا لوله
receptacle (اسم)
جا ، ظرف ، نهنج ، حفره درون سلولی گیاه
utensil (اسم)
ظرف ، اسباب ، مخلفات ، ظروف ، وسایل
repository (اسم)
ظرف ، انبار ، خاصگی ، مخزن ، صندوق تابوت
form (اسم)
ترکیب ، ظرف ، ظاهر ، فرم ، سیاق ، صورت ، برگه ، گونه ، شکل ، روش ، تصویر ، وجه ، طرز ، ریخت ، ورقه ، فورم ، دیس
vase (اسم)
ظرف ، گلدان ، گلدان نقره و غیره
during (حرف اضافه)
سر ، ظرف ، فاصله ، در طی ، طی ، هنگام ، در مدت

معنی کلمه ظرف به عربی

ظرف
زهرية , سفينة , صحن , ظرف , هاوية , يستطيع
وعاء مقاوم للحرارة
خزف
خط
خلال , ضمن , في
مقصف
معداد

ظرف را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی ظرف

فاطمه ١٦:٠٥ - ١٣٩٥/١١/٢١
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
کَمس (سنسکریت: کَمسَ)
گَرپ (سنسکریت: کَرپَرَ)
هانْد (سنسکریت: بْهاندَ)
پیگال، تَکوک، آبدان، آپدان (پهلوی)
کَپال (سنسکریت: کَپالَ)
|

مهراد بغپوری ٢٠:٠٢ - ١٣٩٦/١١/٠٦
لگن
|

سما ٢٠:٠٨ - ١٣٩٧/٠٥/٢٩
container
|

مجید صادقی ٢٢:٤٢ - ١٣٩٧/٠٩/٢٩
آوند
|

شهریار آریابد ١٥:٠٩ - ١٣٩٧/١١/٢٤
در پارسی افزون بر " آوند " ، " کبارگ " نیز به چم ظرف می باشد برابر نسک فرهنگ کوچک زبان پهلوی نوشته مکنزی و برگردان بانو مهشید میرفخرایی.
|

اشکان ١٧:١٢ - ١٣٩٨/٠١/٢٠
این واژه ایرانی است
ریشه لغت ظرف=زرف در لغتنامه سکایی-ختنی به شکل *zari - za(m)ri به معنای ظرف vessel ثبت شده است.
|

پیشنهاد شما درباره معنی ظرف



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

- > درمان ریشه دندان
روشویی های لبه نازک > دور استایل
علیرضااا > Throw a tantrum
روبا > آریانا
میلان > تاوریژ
Abolfaz > Volition
#yasy@ > arrive
ماندانا > senorita

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ظرف ارکوپال   • ظرف مدت   • ظرف معنی   • ظرف در عربی   • ظرف عروس   • ضرف   • نام ظرف مسی بزرگ   • ظرف آزمایشگاهی در جدول   • معنی ظرف   • مفهوم ظرف   • تعریف ظرف   • معرفی ظرف   • ظرف چیست   • ظرف یعنی چی   • ظرف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ظرف
کلمه : ظرف
اشتباه تایپی : zvt
آوا : zarf
نقش : اسم
عکس ظرف : در گوگل


آیا معنی ظرف مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )