برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1182 100 1

عاقل

/'Aqel/

مترادف عاقل: باهوش، بخرد، تیزهوش، حکیم، خردمند، دانا، ذکی، رشید، زیرک، فهمیده، لبیب، هوشمند، هوشیار

متضاد عاقل: جاهل، نادان

برابر پارسی: خردمند، اندیشمند، پخته، دانا، زیرک، هوشمند

معنی عاقل در لغت نامه دهخدا

عاقل. [ ق ِ ] (ع ص )خردمند. دانا. هوشیار و زیرک. (ناظم الاطباء). ج ، عقلاء و عُقّال و عاقلون. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء) (آنندراج ) (اقرب الموارد). مقابل دیوانه :
حکیمان زمانه راست گفتند
که جاهل گردد اندر عشق عاقل.
منوچهری.
عاقل کامل تأمل در این حکایت کند. (کلیله و دمنه ). و بدین مقامات و مقدمات هرگاه که حوادث بر عاقل محیط شود باید که در پناه صواب رود. (کلیله و دمنه ).
دو عاقل را نباشد کین و پیکار
نه داناخود ستیزد با سبکبار.
سعدی (گلستان ).
از این به نصیحت نگوید کست
اگر عاقلی یک اشارت بست.
سعدی (بوستان ).
|| آهو و آهوئی که بر کوه بلند رود. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || دهنده ٔ دیه ٔ کشته شده. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || عصبه ٔ مرد که وارث او شوند مانند پدر و جد تا هر طبقه که بالا رود و فرزند فرزندتا هر طبقه که پائین رود. (منتهی الارب ).

عاقل. [ ق ِ ] (اِخ ) وادیی است که اِمَرة در بالای آن و رمه در پائین آن است و پر از طلح بود. (معجم البلدان ).

عاقل. [ ق ِ ] (اِخ ) ابن کلبی گوید کوهی است که حارث بن آکل المرار جد امری ءالقیس بدان ساکن بود. (معجم البلدان ).

عاقل. [ ق ِ ] (اِخ ) وادیی است بنی ابان بن دارم را. (معجم البلدان ). آبی است بنی ابان بن دارم را و گفته اند وادیی است پایین بطن الرمة و گفته شده است که وادیی است به نجد... (معجم البلدان ).

عاقل. [ ق ِ ] (اِخ ) موضعی است به بلاد قیس. (معجم البلدان ).

عاقل. [ ق ِ ] (اِخ ) نصر گوید ریگی است بین مکه و مدینه. (معجم البلدان ).

عاقل. [ ق ِ ] (اِخ ) کوهی است به نجد. (معجم البلدان ).

عاقل. [ ق ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کله بوز بخش مرکزی شهرستان میانه واقع در 35هزارگزی جنوب باختری میانه و 35هزارگزی راه شوسه ٔ تبریز و میانه و 20هزارگزی راه آهن میانه - مراغه. این ده کوهستانی و هوای آن معتدل است و 129 تن سکنه دارد. اراضی آن از چشمه مشروب میشود. محصول آن غلات و برنج و شغل اهالی زراعت و گله داری است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).

معنی عاقل به فارسی

عاقل
داناوهوشیاروزیرک، خردمندونیزعاقل، دهنده دیه مقتول
( اسم صفت ) ۱ - خرد مند با عقل . ۲ - هوشیار زیرک جمع عقلائ . یا عاقل عاقل . خردمند کامل عیار . ۳ - کسی که دوران جوانی را گذرانیده .
دهی است از دهستان کله بوز بخش مرکزی شهرستان میانه واقع در ۳۵ هزار گزی جنوب باختری میانه و ۳۵ هزار گزی راه شوسه تبریز و میانه و ۲٠ هزار گزی راه آهن میانه و مراغه .
دهی است از دهستان سرشیو بخش مرکزی شهرستان سقز واقع در ۲۸ هزار گزی جنوب باختری سقز و ۲ هزار گزی باختر دره آبی . شغل اهالی زراعت است .
خرمند کامل عیار تمام عاقل
( صفت ) ۱ - فریب دهنده خردمند . ۲ - سخت فریبنده .
( صفت ) کسی که دوران جوانی را گذرانیده باشد .
[ گویش مازنی ] /aaghel vache/ بچه ی مؤدب و سر بزیر
خرمند کامل عیار تمام عاقل

معنی عاقل در فرهنگ معین

عاقل
(ق ) [ ع . ] (ص .) خردمند.

معنی عاقل در فرهنگ فارسی عمید

عاقل
۱. [جمع: عقلا] دانا، هوشیار، زیرک، خردمند.
۲. (فقه) دهندۀ دیۀ مقتول.
۱. فریب دهندۀ عاقل.
۲. [مجاز] بسیار جذاب.

عاقل در دانشنامه ویکی پدیا

عاقل
عاقل یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان کله بوز شرقی بخش مرکزی شهرستان میانه واقع شده است.
عکس عاقل
عاقل غیب الله ویچ عاقلف نخست وزیر تاجیکستان بین سال های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۳ بوده است. کارمند شایسته تاجیکستان و دارنده جایزه دولتی تاجیکستان به نام ابوعبدالله رودکی است.
ویکی پدیا انگلیسی
آقای عاقلف ۲ فوریه سال ۱۹۴۴ در شهر خجند به دنیا آمد. ملیتش تاجیک ،معلوماتش عالی، سال ۱۹۶۷ دانشکده مهندسی و ساختمانی مسکو را با اختصاص مهندس ساختمان و سال ۱۹۸۰ آکادمی علم های جمعیتی نزد کمیته مرکزی هکایش- را هکایش - را ختم نموده است. صاحب ۳ فرزنداند.
فعالیت های میهنیش را همچون استای اداره ساختمانی №۵ - تریست، بناکاری لنین آباد آغاز نموده، سال های ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۶ در وظیفه های سرمهندس، سردار سرداره خواجگی منزلی و کامنلی شهر لنین آباد، سردار اداره ساختمان №۹ - تریست خانه سازی لنین آباد و وزارت ساختمان جمهوری فعالیت کرده است.
سال ۱۹۷۶ به کمیته مرکزی ح. ک تاجیکستان به کار دعوت شده و تا سال ۱۹۹۳ به صفت انسترکتار، معاون، مدیر شعبه کمیته مرکزی ادای وظیفه نموده است.
پسران عاقل یک مجموعه تلویزیونی محصول سال ۱۳۷۷–۱۳۷۶ به کارگردانی فریدون حسن پور، و تهیه کنندگی ایرج محمدی می باشد که از برنامه کودک و نوجوان شبکه ۲ پخش شد.
اکبر دودکار (بازیگر میهمان)
سروش خلیلی
رضا فیاضی (بازیگر میهمان)
سروش خلیلی (بازیگر میهمان)
محمود بصیری
پروین سلیمانی
آرش نوذری
گیتی معینی
محمدعلی ورشوچی (بازیگر میهمان)
رضا خندان (بازیگر میهمان)
ماندانا اصلانی
فاطمه طاهری (بازیگر میهمان)
مینا نوروزی فرد
شعبان رنگی وند
احمدرضا اسعدی
رؤیا امینیان
فاطمه صادقی (بازیگر)
فرشاد ارج
زهرا محمدی
شمسی شمس الدینی
احمد موبران
فرشید احمدی
محمدرضا پورمحمدی
امیر نوری
پیمان هژبری
و ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

عاقل در جدول کلمات

عاقل
کندا
عاقل | فهمیده
دانا
عاقل دیوانه نمای دوران هارون الرشید
بهلول
عاقل و دانا
خردمند
عاقل و زیرک
دانا
عاقل و هوشمند
خردمند

معنی عاقل به انگلیسی

sage (اسم)
عاقل ، مریم گلی ، حکیم ، سلوی
sapient (اسم)
عاقل ، دانشمند
witan (اسم)
عاقل
sapiential (صفت)
عاقل
wise (صفت)
فکور ، معقول ، دانا ، عاقل ، با خرد ، پر مایه ، عارف ، خردمند ، فرزانه
sage (صفت)
فکور ، دانا ، عاقل ، بصیر ، بافراست
sober (صفت)
هوشیار ، سنگین ، عاقل ، بهوش ، متین ، موقر ، میانه رو
witty (صفت)
شوخ ، عاقل ، ظریف ، کنایه دار ، بذلهگو ، لطیفهگو ، لطیفهدار
gash (صفت)
زشت ، زیرک ، عاقل ، خوش لباس ، بد منظر
canny (صفت)
زیرک ، عاقل ، دارای عقل معاش
oracular (صفت)
عاقل ، الهامی ، غیبی ، وابسته به غیبگویی ، وابسته به وحی

معنی کلمه عاقل به عربی

عاقل
حذر , حکيم , صاحي

عاقل را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرحسین
این واژه عربی و اسم فاعل عقل است و پارسی آن اینهاست:
خردمند (پارسی دری)
ژیتاک، ژیتار (ژیت از سنسکریت: چیتَ= عقل + پسوند فاعلی «اک، ار»)
سِپاناک، سِپانار (سُپان از اوستایی: سْپانَ= عقل + «اک، ار»)
مَنیشاک، مَنیشار (مَنیشا: سنسکریت + پسوند «اک، ار»)
ویوناک vyunãk ، ویونار vyunãr (ویون از سنسکریت: وَیونَ= عقل + «اک، ار»)
محبوبه نوشادی
هشیار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عاقل در جدول   • مترادف عاقل   • معنی عاقل   • کتاب انسان عاقل   • نشانه های انسان عاقل   • چگونه عاقل شویم   • عاقل کیست   • ”آدم عاقل”   • مفهوم عاقل   • تعریف عاقل   • معرفی عاقل   • عاقل چیست   • عاقل یعنی چی   • عاقل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عاقل
کلمه : عاقل
اشتباه تایپی : uhrg
آوا : 'Aqel
نقش : صفت
عکس عاقل : در گوگل

آیا معنی عاقل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )