انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1017 100 1

عامل

/'Amel/

مترادف عامل: آژانس، پیشکار، کارپرداز، کارگزار، نماینده، مامور، مزدور، بااثر، ثمربخش، موثر، صانع، فاعل، کننده

برابر پارسی: کارگذار، کاردار، پیشکار، انگیزه، کارکن، کارگزار، کنشگر، کننده، گماشته

معنی عامل در لغت نامه دهخدا

عامل. [ م ِ ] (ع ص ) کارکن و صنعتگر. || کسی که با دست کار کند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). هر که با دست کار گل ساختمان و بناء آن کند. (از اقرب الموارد) (المنجد) گلکار. || کسی که متصدی کارهای دیگر شوددر امور مالی و غیره. (المنجد). ضابط. (ناظم الاطباء). || دیوانی. نوکر. دولت. رئیس. والی. حاکم. (المنجد). ج ، عمال و عاملون و عمله :
به معزولی به چشمم در نشستی
چو عامل گشتی از من چشم بستی.
نظامی.
نهد عامل سفله بر خلق رنج
که تدبیر ملک است و توفیر گنج.
سعدی (بوستان چ یوسفی ص 157).
نیاورده عامل غش اندر میان
نیندیشد از رفع دیوانیان.
سعدی.
تا نگویی که عاملان حریص
نیکخواهان دولت شاهند.
سعدی.
|| دانا. زبردست در هر کاری. || وکیل و کارگزار. (ناظم الاطباء). || کلمه ای که بدان اعراب کلمه ٔ دیگر تغییر می کند. ج ، عوامل. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (تعریفات ) (مهذب الاسماء).و رجوع به عوامل شود.

معنی عامل به فارسی

عامل
عمل کننده، کارکن، کارگر، کسی کهبادست کارکند، کسی که امورمالی یاملکی کس دیگررااداره کند، والی، حاکم
۱ - کارکن . ۲ - کسی که با دست کار کند. ۳ - گلکار . ۴ - کسی که متصدی کارهای دیگری ( امور مالی و غیره ) شود ضابط ۵ - مامور دولت دیوانی. ۶ - والی حاکم جمع عمال عاملون عمله . ۷ - محصل مالیات . توضیح در روزگار قدیم عامل بزرگترین مامور دارایی شهرستان به شمار می رفت در مقابل امیر که بزرگترین مامور نظامی بود . ۸ - در عقد مزارعه عامل به کسی اطلاق می شود که مالک قطعه زمینی برای مدت معین در اختیار او می گذارد تا آن را بر اساس سهمهای معینی از محصول که باید بین طرفین تقسیم شود زراعت کنند . ۹ - کلمه ای که بدان اعراب کلمه دیگر تغییر کند جمع عوامل . ۱٠ - فاکتور ۱۱ - ماهر متخصص خبره : فلان درین کار عامل است . ۱۲ - سازه . یا عامل جان . ۱ - ذات باری تعالی . ۲ - عناصر اربعه . یا عاملان دریا و کان . سیارات . یا عامل صدقات . آن که صدقات را جمع آوری کند . یا عامل ضرب . چون عدد مفروض را در عدد صحیحی ضرب کنیم حاصل ضرب را نسبت به عدد مفروض ( مضرب ) گویند و عدد مضروب را نسبت به مضرب عامل یا تحت مضرب نامند . یا عامل طبع . ۱ - روح . ۲ - نفس . ۳ - دل . یا عاملان طبع . ۱ - سیارات . ۲ - عناصر اربعه .
[parameter] [عمومی] هر عنصر یا جزء مهمی که سامانه ای را تعریف می کند و کار آن را تعیین یا محدود می کند متـ . مؤلفه
[agent] [زبان شناسی، علوم نظامی] [زبان شناسی] از نقش های معنایی که بر انجام دهندۀ فعل دلالت دارد متـ . کنشگر actor [علوم نظامی] کسی که برای به دست آوردن اطلاعات و انجام امور اطلاعاتی یا ضداطلاعاتی آموزش دیده باشد
[factor] [ریاضی] چندجمله ای یا عددی که چندجمله ای یا عدد مفروضی بر آن بخش پذیر باشد
[initiation factor] [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] هریک از پروتئین هایی که در شروع ترجمه یا رونویسی نقش دارند
[reclaiming agent] [مهندسی بسپار- تایر] ماده ای که برای افزایش سرعت احیای لاستیک در حین فرایند به آن اضافه می شود
[extractant] [شیمی] حلاّلی که از آن برای جدا کردن یک جزء از مخلوط مایع استفاده شود
قسمت نزدیک سنان نیزه را گویند آن چه نزدیک سنان است و از پس آن واقع شده است .
[integrating factor] [ریاضی] تابعی که با ضرب کردن آن در یک معادلۀ دیفرانسیل همگن، آن معادله به یک معادلۀ دیفرانسیل کامل تبدیل شود
[human factor] [علوم نظامی] مجموعۀ ویژگی های روان شناختی و فرهنگی و رفتاری و سایر خصوصیات افراد یا گروه های اجتماعی که بر تصمیم گیری ها و انتشار اطلاعات و تفسیر داده ها در جامعه اثر می گذارد
[defoliating agent] [علوم نظامی] ماده ای شیمیایی که باعث ریزش زودرس برگ گیاهان می شود
[bifidus factor, bifidogenic factor] [تغذیه] ماده ای ناشناخته که با رشد زیرگونۀ لاکتوباسیل بیفیدوس مرتبط است و در شیر پستانداران یافت می شود
[antitermination factor] [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] ← پادپایانگر
[curing agent] [شیمی، مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ] ترکیباتی که با رزین های بسپاری واکنش می دهند تا آنها را سخت کنند متـ . سخت کننده hardener
[vulcanising agent] [شیمی، مهندسی بسپار- تایر] ماده ای در آمیزه سازی که در لاستیک اتصال عرضی ایجاد می کند
[blocked curing agent] [شیمی] عامل پختی که ایزوسیانات را واکنش ناپذیر نگه می دارد و در صورت لزوم به روش های فیزیکی یا شیمیایی واکنش پذیر می شود
[dispersing agent] [شیمی، مهندسی بسپار] یکی از افزودنی های مورد استفاده در تولید پراکنه ها که وظیفۀ آن آسان سازی پراکنش اجزای جامد در فاز مایع و افزایش پایداری مخلوط است متـ . پراکنش یار dispersant
[transitional factor] [اعتیاد] هر عاملی که گذار از لغزش به بازگشت را تسهیل کند
[condensation agent] [شیمی] نوعی ترکیب شیمیایی که به عنوان کاتالیزگر به پیشرفت واکنش کمک می کند
[wetting agent] [علوم و فنّاوری غذا] ترکیبی که تماس مایع و سطح جامد را با کاهش کشش سطحی بهبود می بخشد
[precipitating factor] [علوم سلامت] عاملی که باعث شروع زودتر بیماری یا رویداد یا رفتار می شود متـ . تسریع کننده
[determinant] [علوم سلامت] هر عامل یا واقعه ای که بتواند در وضعیت سلامت یا دیگر ویژگی های مشخص فرد یا جمعیت تغییراتی ایجاد کند متـ . تعیین کننده
[change agent] [آینده پژوهی و آینده نگری] عاملی که با مقابله با موانع موجود بر سر راه تغییر سبب دگرگونی در وضع موجود می شود
اشارت بذات پاک باری تعالی است و کنایت از عناصر اربعه هم هست .

معنی عامل در فرهنگ معین

عامل
(مِ) [ ع . ] ۱ - (اِفا.) عمل کننده . ۲ - کارگزار، کسی که امور مالی یا ملکی کس دیگر را اداره کند. ۳ - والی ، حاکم . ۴ - در قدیم بزرگترین مأمور وصول مالیات . ۵ - (اِ.) هر عنصر ریاضی مانند عدد، حرف و عبارت که جزیی از یک حاصل ضرب باشد. ۶ - نمایندة شرکت ، سا

معنی عامل در فرهنگ فارسی عمید

عامل
۱. آن که یا آنچه باعث به وجود آمدن چیزی یا حالتی می شود.
۲. عمل کننده، اجراکننده.
۳. (صفت) [عامیانه] بامهارت، متخصص.
۴. کسی که امور مالی یا ملکی کس دیگر را اداره می کند.
۵. والی، حاکم.

عامل در دانشنامه اسلامی

عامل
عامل در چند معنی آمده است.
۱. کسی که به انجام امر مورد جعاله اقدام کند.
۲. کسی که در مزارعه یا مضاربه عمل از او است.
۳. کسی که مأمور ضبط صدقات است.

عامل
معنی عَامِلٍ: عمل کننده
معنی أَعْمَلُ: انجام مي دهم
معنی سُحْتَ: به عمل نادرستي که مايه ننگ عامل آن گردد- رشوه(در اصل به معناي پوستهاي است که دور ريخته ميشود اينگونه اعمال، دين و مروت مرتکب را ميپوشاند و به صورت پوستهاي در ميآورد که بايد دور ريخته شودهر گوشتي که از سحت يعني از غذاي حرام دربدن يک انسان برويدآتش سزا...
معنی مَحِيضِ: عادت ماهيانه زنان - حيض- قائدگي (چرخهٔ قاعدگی یا سیکل قاعدگی در واقع تغییرات فیزیولوژیکی است که در زنان بارور جهت تولیدمثل جنسی رخ می‌دهد و هر ماه یک تخمک بالغ شده و آمادهٔ تشکیل جنین می‌شود. در این مدت به تدریج بافت رحم نیز آمادهٔ نگهداری جنین می‌شو...
ریشه کلمه:
عمل‌ (۳۶۰ بار)
مبحث عامل اخلاقی به بیان شرایط و اوضاع و احوال روحی روانی ای می پردازد،که در آن شرایط و اوضاع و احوال عمل فاعل (عامل) اخلاقی خواهد بود.
برخی از مهمترین این شرایط عبارتند از:آزادی عامل اخلاقی، نیت، مسئولیت اخلاقی، عقلانیت و بی طرفی اخلاقی. در این نوشتار تلاش خواهیم کرد تا هریک از موارد فوق را به طور مختصر توضیح دهیم و پس از آن به بیان برخی از شرایط عامل اخلاقی از منظر تفکر اسلامی بپردازیم.
← آزادی
یکی از این نظام های اخلاقی تکلیف نگر، نظام اخلاقی کانت می باشد. به زعم او یگانه چیزی که در عالم به نحوی قید و شرط خیر می باشد و معطوف به نتیجه ای در وارای خود نیست، اراده نیک است. مفهوم اراده نیک به انگیزه و نیّت نیکو بر می گردد. در واقع از نظر کانت تنها زمانی اعمال یک عامل اخلاقی دارای ارزش اخلاقی می باشد که با انگیزه و نیّتی نیکو صورت گرفته باشد. انگیزه از نظر کانت به جای آوردن چیزی است که او تکلیف می نامد. کانت بر این باور است که عمل تنها در صورتی با انگیزه نیکو صورت گرفته که در ادای تکلیف باشد نه مطابق تکلیف. در ادای تکلیف یا از سر وظیفه عمل کردن بدین معناست که انسان کار درست را تنها به این دلیل که درست است انجام دهد، اما اگر شخصی عملی انجام دهد و ذهن او معطوف به نتایجی باشد که در پی آن عمل خواهد آمد، عملش مطابق با تکلیف است. (البته اگر عملی درست باشد مثل راستگویی)، اما در ادای تکلیف نیست.
عامل اخلاقی در تفکر اسلامی
عالمان اسلامی نیز توجه ویژه ای به مبحث عامل اخلاقی و شرایط عمل اخلاقی او داشته اند. شرایط عامل اخلاقی از منظر اسلامی فراوان است که ما در این بخش به برخی از مهترین آنها اشاره می کنیم:
← حسن فاعلی
...
أمل الآمل فی علماء جبل عامل نام دیگر کتاب تذکرة المتبحرین فی العلماء المتأخرین که گاهی قسم دوم کتاب به این نام خوانده شده است.
محمد بن حسن بن علی بن محمدحسین معروف به شیخ حرّ عاملی مشغری
تراجم (شرح حال) و رجال (راویان حدیث) علمای شیعه برخاسته از جبل عامل و غیر آن.
مؤلف در این باره می گوید: «به معاصران شیخ (طوسی) و افراد نزدیک به زمان وی اکتفا کردم و همگی آنان را ذکر نکردم چرا که مقصود مهمتر ذکر متأخرین از زمان شیخ بود مگر در مورد اهل جبل عامل.»
در فایدۀ دهم در بخش دوم می گوید: «کتاب ما در واقع مکمل کتاب میرزا محمد بن علی استرآبادی و متمم فواید آن است چرا که در بر گیرندۀ اکثر علمای شیعه و بیشتر تألیفات آنهاست اگر کتاب میرزا محمد اکثر متقدمین را گرد آورده، این کتاب به اکثر متأخرین پرداخته است.»
نخست آنکه مصنف در خواب مردی را دید که نشانه های صلاح و خیرخواهی بر او نمودار بود. آن مرد به وی گفت: «چرا کتابی تألیف نمی کنی که نامش را أمل الآمل فی علماء جبل عامل بگذاری؟!» و در مورد سببهایی که او را به تألیف این کتاب سوق داد در مقدمۀ کتاب می نویسد: «این مطلب به ذهنم خطور کرد و فکرم را مشغول ساخت که نام و شرح حال علمای جبل عامل و تألیفاتشان و نیز سایر علمای متأخر و تصنیفاتشان را گردآوری کنم. چون در کتاب واحدی مجموعۀ آنها را یکجا نیافتم گر چه می توان بعضی از آنها را در کتب اصحاب (علمای شیعه) پیدا کرد.
جبل عامل، منطقه ای در جنوب لبنان بوده و بر سرزمینهای ساحلی و کوهستانیِ جنوب لبنان، مشتمل است.
منطقة جبل عامل مشتمل است بر سرزمینهای ساحلی و کوهستانیِ جنوب لبنان حدود جبل عامل دقیقاً مشخص نیست. این منطقه تقریباً از شمال به رود اَوَّلی (نام قدیم آن: فرادیس) در شمال صیدا، از جنوب به رود قَرْن (نام قدیم آن: ابوفَطْرَس/ نهرفطرس) در شمال شهر نَهاریّه (در فلسطین)، از مشرق تا دریاچة حوله (معروف به اردن کوچک) و رود حاصبیا، و از مغرب به دریای مدیترانه محدود می گردد. میانگین طول منطقة جبل عامل از شمال تا جنوب حدود هشتاد کیلومتر و میانگین عرض منطقه از مشرق تا مغرب حدود چهل کیلومتر، و در نتیجه، مساحت منطقة جبل عامل حدود ۲۰۰، ۳ کیلومتر مربع است. جبل عامل در تقسیمات کشوری لبنان مدتی به عنوان محافظه (تنها منطبق بر محافظة نبطیّة کنونی) به کار رفت. در تقسیمات کشوری کنونی، بیشتر منطقة جبل عامل جزو محافظه های (استانهای) نبطیّه و لبنان جنوبی است. ارتفاعات مشرق شهر بِنْت جُبَیل، در جنوب لبنان، نیز جبل عامل نامیده می شود.منطقة جبل عامل عمدتاً از کوهها و تپه های به هم پیوسته و دشتهای ساحلی تشکیل شده است. در این منطقه ارتفاع از مغرب به مشرق افزایش می یابد، به طوری که در بعضی قسمتهای شرقی آن، ارتفاع به بیش از هزار متر می رسد.
دشت های ساحلی جبل عاملی
جبل عامل دشتهای ساحلی باریک و حاصلخیزی دارد، از جمله صُور، عَدْلون، غازیه (هر سه در مغرب جبل عامل)، مَرْجَعِیون (در مشرق) و رَمیله (در شمال). رودهای متعددی چون لیتانی/ لیطانی و زهرانی و اوّلی، و همچنین چشمه ها و چاههای فراوان، آب آشامیدنی و زراعی اهالی آن را تأمین می کند. مؤلفان بر آب و هوای خوش و عالی جبل عامل تأکید کرده اند. متوسط دمای سالانة آن جا در ساحل بیش از ْ۲۰ و در بقیة قسمتهای جبل عامل بین ْ۱۵ تا ْ۲۰ است. میزان بارش سالانه نیز میان ۶۰۰ میلیمتر (در سواحل) تا ۲۰۰، ۱ میلیمتر (به ویژه در ارتفاعات شمال) متغیر است. در جبل عامل، به سبب فراوانی منابع آبی و زمینهای حاصلخیز، انواع محصولات کشاورزی، حبوبات، انگور و زیتون و نیز عسل مرغوب تولید می شود
تعداد شهرها و روستاهای جبل عامل
جبل عامل آبادیها و شهرهای بسیار و معروفی دارد.به نوشته آل سلیمان تعداد کل شهرها و روستاهای آن ۳۶۵ آبادی است که تعداد روستاها ۳۵۰ پارچه ذکر کرده است. برخی از مشهورترین و مهم ترین شهرهای جبل عامل عبارت اند از: صیدا، صور، جِزّین، نَبَطیه، اسکندریه، عَدْلون، از بنت جبیل (در جنوب)، تِبنین، جَبَع (جِباع، در شمال)، شَقیف (در جنوب شرقی نبطیه)، صَرْفَنْد، عَیناثا (نزدیک بنت جبیل)، مَشْغَری (مشعره، در شمال)، ناقوره (در جنوب غربی)، و هُونِین (در جنوب). برخی از این شهرها، مانند صیدا، صور، اسکندریه و عدلون، از بندرهای جبل عامل در دریای مدیترانه به شمار می روند.در منطقة جبل عامل، علاوه بر راه ساحلی شمالی ـ جنوبی، سه راه عمدة شرقی ـ غربی صَیْدا ـ جزّین، صیدا ـ نبطیه ـ مرجعیون، و صور ـ بنت جبیل در ارتباط آبادیهای این منطقه تأثیر فراوان دارد.جبل عامل آثار تاریخی بسیاری دارد که از مهم ترین آنهاست: آثار شهرهای معروف صور و صیدا و حومة آن ها که از قدیم ترین نقاط باستانی جهان اند؛قلعه های متعدد، مانند شقیف (متعلق به دورة رومیان)، مارون (متعلق به دورة اسلامی)، هونین و تبنین و دوبیه و قَلاویه/ قلویه (متعلق به دورة صلیبیان؛ وجود بیش از چهارصد مسجد جامع، بازار و مدرسه در جبل عامل گزارش شده است که برخی از آن ها معروف اند، از جمله مساجد نبطیه، صور، هونین، جبع، شقراء و مسجد جامع بنت جبیل، بازارها و مدارس جَبَع، بنت جبیل و نبطیه. بر اساس آمار ۱۳۱۱ ش، ساکنان جبل عامل کمی بیش از ۰۰۰، ۱۲۵ تن بودند. این تعداد در دو دهة قبل به حدود ۰۰۰، ۱۵۰ تن و بنا بر گزارش ۱۳۷۹ ش/ ۲۰۰۰ به نیم میلیون تن رسید. از جمعیت جبل عامل، بیش از ۹۰% شیعة دوازده امامی، حدود ۵% اهل سنّت و ۵% دیگر مسیحی مارونی اند. مارونی ها از ۱۱۷۳ در بخشهایی از جبل عامل ساکن شده اند
تاریخ جبل عامل
...
جَبَلْ عامِلْ، سرزمین های ساحلی و کوهستانی جنوب لبنان. این منطقه سرزمین شیعیان شمرده می شود و اهالی آن پیش از دیگر شهر های لبنان به تشیع گرویده اند. در سده های دهم و یازدهم هجری، بر اثر فشار دولت عثمانی از یک سو و دعوت حکومت شیعیِ تازه تأسیس صفوی از سوی دیگر، بسیاری از علمای جبل عامل به ایران هجرت کردند. با حضور شهید ثانی، حوزه علمیه جبل عامل رونق علمی یافت و به تدریج یکی از بزرگ ترین حوزه های علمیه شیعه شد و تا اواخر قرن دوازدهم، بزرگ ترین حوزه علمیه شیعی شناخته می شد.
در تقسیمات کشوری کنونی لبنان، بیشتر منطقه جبل عامل جزء استان های نبطیّه و لبنان جنوبی است و ۹۰ درصد جمعیت آن را شیعیان دوازده امامی تشکیل می دهند.
به سرزمین های ساحلی و کوهستانیِ جنوب لبنان، منطقه جبل عامل گفته می شود و حدود این منطقه دقیقاً مشخص نیست. جبل عامل تقریباً از شمال به رود اَوَّلی (نام قدیم آن: فرادیس) در شمال صیدا، از جنوب به رود قَرْن (نام قدیم آن: ابوفَطْرَس / نهرفطرس) در شمال شهر نَهاریّه (در فلسطین)، از مشرق تا دریاچه حوله (معروف به اردن کوچک) و رود حاصبیا، و از مغرب به دریای مدیترانه محدود می گردد.
مجموعه ای از مراکز علمی ـ آموزشی شیعی در برخی شهرها و روستاهای جبل عامل از میانه قرن هشتم تا میانه قرن دهم.این مراکز، حوزه به مفهوم امروزی، که سنّت های آموزشی معیّن و ثابتی دارند، نبوده اند. از این رو، حتی نمی توان این مراکز را با نمونه های پیشتر (مانند حوزه حلّه) یا نمونه بعدی (حوزه اصفهان) همانند دانست. حوزه های جبل عامل عمومآ با وجود استادی فاضل پا می گرفت که طلاب به قصد تحصیل نزد او می رفتند و با مرگ استاد و به علت نبود استاد مبرِّز دیگری در آن جا، حوزه از میان می رفت.
مراد از جبل عامل در این مقاله، جبل عامل فرهنگی است که نباید با جبل عامل تاریخی یکی گرفته شود. جبل عامل هیچ گاه واحدی سیاسی با حد و مرز مشخص نبوده است. این منطقه، در واقع، یک محدوده بزرگ مسکون بوده که پس از مهاجرت قبیله یمنی عامله بدان جا، نام نخستین آن، یعنی جبل الجلیل، به تدریج متروک شده و به جای آن جبل عامل به کار رفته است. در عصر ممالیک و تحت تأثیر اِعمالِ نظام رَوک (نوعی نظام تقسیم بندی اراضی برای گرفتن مالیات و نیز اقطاع زمین ها)، جبل عامل به دو شهر صور و نبطیه محدود شد و سرانجام بر اثر نهضت علمی شیعی، که عامل پیوند بخش اصلی ساکنان جبل عامل به یکدیگر بود، این منطقه اهمیت فرهنگی ویژه ای یافت و بخش هایی از مغرب و مرکز دشت بقاع نیز به این جغرافیای فرهنگی پیوستند و دو شهر مَشْغَره و کَرَک نیز بدان ها اضافه شدند. بر مبنای این حیطه جغرافیایی بود که نخستین و مهم ترین کتاب تاریخی شرح حرکت های علمی در جبل عامل و عالمان آن، یعنی کتاب امل الآمل فی علماء جبل عامل، را شیخ حرّ عاملی تألیف کرد (برای تفصیل به این منبع رجوع کنید ).
پیشینه فرهنگی
درباره پیشینه فرهنگی حوزه جبل عامل، شواهدی در دست نیست که نشان دهد وضع فرهنگی آن جا پیش از فعالیت های محمد بن مکی عاملی (متوفی ۷۸۶) معروف به شهید اول و تأسیس حوزه جزین، با وضع فرهنگی شام و تشیع شامی چه تفاوتی داشته است. ویژگی تشیع شامی، نداشتن فرهنگ مکتوب و فقدان سنّت فکری بود؛ اما دو شهر حلب و طرابلس، به سبب ارتباط علمی با حوزه های بغداد و حلّه، وضع متفاوتی داشتند. البته نباید اقدامات فردیِ برخی عالمان جبل عامل را، در طول دو قرن پیش از شهید اول، نادیده گرفت. از جمله این عالمان، اسماعیل بن حسین عَودی جزینی (متوفی ۵۸۰)، جمال الدین یوسف بن حاتم مشغری (متوفی ح۶۶۴)، طومان بن احمد مناری (متوفی۷۲۸) و صالح بن مشرف طَلُّوسی (حدود اوایل قرن هشتم، نیای اعلای شهید ثانی)، از تربیت شدگان حوزه حلّه بودند. اقدامات این افراد در هموار کردن راه برای شهید اول و تأسیس حوزه جبل عامل سهم اساسی داشته است (برای شرح احوال این افراد به این منبع رجوع کنید ). نام ابوالقاسم بن حسین بن محمد بن عَود حلبی (متوفی ۶۷۷ یا ۶۷۹)، فقیه حلبی دیگری را که به اجبار به جزین مهاجرت کرده بود، باید به این افراد افزود که جمعی از عالمانِ نه چندان مشهور عاملی نزد وی تحصیل کردند؛ از جمله جمال الدین ابراهیم بن ابی الغیث بخاری (متوفی ح۷۳۶)، که نقش مهمی در شکل گیری اولیه حوزه جبل عامل داشت، اما ظاهراً سیطره و سخت گیری های شدید ممالیک مانع فعالیت های جدّی و گسترده وی می شد. پدر شهید اول، مکی بن محمد جزینی (متوفی ح۷۲۸)، نزد طومان بن احمد مناری عاملی شاگردی کرده بود و مناری خود از شاگردان ابراهیم بخاری و بخاری شاگرد ابن عود بود. در نتیجه همین تلاش های مستمرِ تقریباً دو قرنه، حوزه جبل عامل آرام آرام شکل گرفت، هر چند بخش عمده و مهم حرکت علمی در جبل عامل، حاصل کوشش های شهید اول است.
محل حوزه ها
اهمّ حوزه های علمی جبل عامل برای این شهرها یا روستاها پایه گذاری شده اند:
حوزه جِزّین
...
حوزه علمیه جبل عامل، مجموعه ای از مراکز علمی آموزشی شیعی در برخی شهرها و روستاهای جبل عامل در کشور لبنان، از میانه قرن هشتم تا میانه قرن دهم هجری قمری.
مهمترین حوزه های علمیه جبل عامل در روستای میس و شهرهای جِزّین، عَیناتا، جُبَع، مَشْغَرَه و کَرَک پایه گذاری شده بودند. بیشتر این مراکز علمی وابسته به بنیان گذارش بوده که با وفات او، مرکز علمی به جایی دیگر منتقل می شده است.
شهید اول، شهید ثانی، شیخ حر عاملی و محقق کرکی از علمای مشهور حوزه علمیه جبل عامل هستند. دانش آموختگان حوزه جبل عامل و آثار تألیف شده این حوزه بیشترین سهم و تأثیر را در شکل گیری حوزه علمیه اصفهان، حوزه های شیعه و حتی حوزه نجفِ متأخر داشته است.



عامل در دانشنامه آزاد پارسی

عامل (Agent)
(یا: کنشگر؛ عامل هوشمند) ۱. برنامه ای که کاری را در پس زمینه برای کاربر انجام می دهد و در پایان کار یا پس از حصول نتیجۀ مشخص و قابل انتظار، گزارشی را ارائه می نماید. ۲. برنامه ای که توسط آن، کاربر می تواند در بین آرشیوها یا دیگر منابع اطلاعاتی، به جست وجوی موضوع مشخصی بپردازد. این نوع برنامه ها، اغلب در اینترنت مورد استفاده قرار می گیرند و عموماً مختص جست وجو در یک مخزن اطلاعاتی می باشند. اسپایدرها نوعی عامل هوشمند هستند که در اینترنت استفاده می شوند. ۳. عاملی در برنامه های کاربردی کلاینت ـ سرور، که نقش یک واسطه را بین کلاینت و سرور بازی می کند و سرور، اطلاعات امنیتی را دائماً از طریق این عامل ها دریافت می کند. ۴. در پروتکل (SNMP) برنامه ای است که بر ترافیک شبکه نظارت و آن را کنترل می کند.

عامل در جدول کلمات

عامل
کارگر ، کارکن
عامل اتصال در به چهارچوب
لولا
عامل انتقال صفات ارثی
ژن
عامل اکثر تصادفات
سرعت
عامل باران
ابر
عامل بسیاری از بزهکاری ها را باید در آن جست و جو کرد
فقر
عامل بیماری
میکروب
عامل بیماری تب مالت
بروسلا
عامل بیماری زا
ویروس
عامل بیماری هاری
سگ

معنی عامل به انگلیسی

operative (اسم)
عامل ، کارگر ، عمل کننده
agent (اسم)
عامل ، نماینده ، مامور ، وکیل ، گماشته ، پیشکار
factor (اسم)
عامل ، نماینده ، ضریب ، عامل مشترک ، فاکتور ، حق العمل کار ، عامل محافظت در برابر نور آفتاب
operator (اسم)
عامل ، متصدی ، ماشین چی ، ماشین کار ، عمل کننده ، اپراتور ، گرداننده ، تلفن چی
doer (اسم)
عامل ، نماینده ، کننده
assignee (اسم)
عامل ، نماینده ، مامور ، وکیل ، گماشته
procurator (اسم)
عامل ، وکیل ، گماشته ، نایب ، ناظر هزینه
spy (اسم)
عامل ، جاسوس
propellant (اسم)
عامل ، انگیزه ، نیروی محرکه
operant (اسم)
عامل ، فعالیت کننده
propellent (اسم)
عامل ، انگیزه
acting (صفت)
عامل ، فعال ، جدی ، کفالت کننده ، کنشی ، فاعل ، قابل اعمال

معنی کلمه عامل به عربی

عامل را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی عامل

اسما ٠١:٥٢ - ١٣٩٥/٠٩/١٤
سازگر = [فاکتور ( لاتین ، ساختن)]
سازگر های همبودین = عوامل اجتماعی
|

سانی ٢١:٣٢ - ١٣٩٦/٠٦/١٨
Factor
|

کمال کرمانشاهی ٢١:٤٥ - ١٣٩٦/٠٩/٠٢
کنش گر
|

امیر ١٣:٢١ - ١٣٩٧/٠٨/٢٦
فاکتور
|

# ٠٤:٥٩ - ١٣٩٧/٠٩/١٢
باعث علت
|

نیازعلی شمس ٠٦:٥٥ - ١٣٩٧/١٠/١٢
انجامگر،انجامنده
|

محمد حمید نیک روان ١٤:١٠ - ١٣٩٧/١٢/٠٨
در ریاضی: شمارنده
|

رولی ٠٣:٢٨ - ١٣٩٨/٠١/١٥
کارکن
|

اشکان ٠٧:٤١ - ١٣٩٨/٠١/٢٦
کاروند
|

جمشید احمدی ١٢:٢٩ - ١٣٩٨/٠٤/٢٧
نخش پرداز
|

حسین فیاضی ١٧:٤٢ - ١٣٩٨/٠٦/٠٥
مسبب
|

پیشنهاد شما درباره معنی عامل



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عامل در جدول   • عامل کشتی   • عامل گزارشگر کشتی   • انواع سیستم عامل   • معنی عامل   • عامل در حقوق تجارت   • معنی کلمه عامل   • عامل های هوشمند   • مفهوم عامل   • تعریف عامل   • معرفی عامل   • عامل چیست   • عامل یعنی چی   • عامل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عامل
کلمه : عامل
اشتباه تایپی : uhlg
آوا : 'Amel
نقش : اسم
عکس عامل : در گوگل


آیا معنی عامل مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )